در باب اول دانیال، دانیال به اسارت هفتادسالهای که ارمیا دربارهٔ آن نبوّت کرده بود برده شد و تا سال اول کورش ادامه یافت.
و دانیال تا سال اوّل کورشِ پادشاه باقی ماند. دانیال ۱:۲۱.
بنابراین، دانیال تمام دورانِ هفتادسالهٔ اسارت را از سر گذراند، تا زمانی که فرمانی صادر شد که اجازهٔ بازگشتِ قومِ باستانیِ اسرائیل برای بازسازی و احیای اورشلیم را داد.
اکنون در سال نخستِ پادشاهی کوروش، پادشاه پارس، تا کلامِ خداوند که از زبانِ ارمیا گفته شده بود تحقق یابد، خداوند روحِ کوروش، پادشاه پارس را برانگیخت، چنانکه او در سراسر قلمروِ خویش فرمانی صادر کرد و آن را نیز به خط نوشت و گفت. عزرا ۱:۱.
بنابراین، دانیال نماد فرایند آزمونِ آن صد و چهل و چهار هزار نفر است که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و تا رسیدن به «فرمان» ادامه دارد؛ فرمانی که نشانهٔ دعوت به خروج از بابل است.
و صدای دیگری را از آسمان شنیدم که میگفت: ای قوم من، از او بیرون آیید تا در گناهان او شریک نشوید و از بلاهایش نصیبی نبرید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیدهاند و خدا بیعدالتیهای او را به یاد آورده است. مکاشفه ۱۸:۴، ۵
هفتاد سال اسارت، دورهٔ آزمون و پالایشِ آن صد و چهل و چهار هزار نفر است. در 11 سپتامبر 2001، سومین «وایِ» اسلام فرا رسید. این را تنها کسانی درمییابند که حقایق بنیادین ادونتیسم را میپذیرند. پیشگامان، «وایِ» نخست و «وایِ» دوم را بهدرستی اسلام دانسته بودند. در هر دو نمودارِ پیشگامان، 1843 و 1850، که الن وایت آنها را تأیید کرد و بهعنوان تحققِ بابِ دومِ حبقوق شناخته میشوند، اسلام بهعنوان شیپورِ پنجم و ششم معرفی شده است. سه شیپورِ آخر، شیپورهای «وای» هستند.
و فرشتهای را دیدم و شنیدم که در میانهٔ آسمان پرواز میکرد و با آواز بلند میگفت: وای، وای، وای بر ساکنان زمین، به سبب بانگهای دیگرِ شیپورهای آن سه فرشته که هنوز باید بنوازند! مکاشفه ۸:۱۳.
اگر سه شیپور «وای» وجود داشته باشد و شیپورهای وایِ اول و دوم اسلام باشند، بهراحتی میتوان تشخیص داد که شیپور وایِ سوم نیز اسلام است. یکی از عناصر نمادِ اسلام بهعنوان شیپورهای «وای»، مهار شدنِ آنها و سپس رها شدنشان است. خواهر وایت چهار بادِ مکاشفهٔ هفت را «اسب خشمگین» مینامد که میکوشد «از بند بگسلد» و «مرگ و ویرانی را در پیِ خود بیاورد».
فرشتگان چهار باد را مهار کردهاند؛ این چهار باد به صورت اسبی خشمگین به تصویر کشیده شده که در صدد است از بند رها شود و بر سراسر چهرهٔ زمین بتازد و در مسیر خود ویرانی و مرگ را به همراه میآورد.
«آیا در آستانۀ جهان ابدی به خواب خواهیم رفت؟ آیا کرخت و سرد و مُرده خواهیم بود؟ آه، ای کاش در کلیساهایمان روح و دَمِ خدا در قوم او دمیده شود تا بر پاهای خویش بایستند و زنده شوند. باید دریابیم که راه باریک است و دروازه تنگ. اما چون از دروازۀ تنگ عبور میکنیم، وسعت آن نامحدود است.» Manuscript Releases، جلد 20، ص 217.
چهار فرشتهای که چهار باد را مهار میکنند، "اسب خشمگینِ" نبوتهای کتاب مقدس را که مرگ و ویرانی به بار میآورد، مهار میکنند. در کتاب مکاشفه، باب نهم، که در آن شیپورهای وایِ اول و دوم معرفی میشوند، پادشاهی معرفی میشود. او در مکاشفه "نه-یازده" معرفی شده است.
و بر ایشان پادشاهی بود که فرشتهٔ هاویه است؛ نام او به زبان عبری ابادون است و به زبان یونانی نام او آپولیون است. بهعنوانِ اینکه بر ایشان بود. مکاشفه ۹:۱۱.
نام، و بنابراین شخصیت پادشاه اسلام، در عبری «ابَدّون» و در یونانی «آپولیون» است. در هر دو عهد عتیق و عهد جدید، که بهترتیب با عبری و یونانی نمایانده شدهاند، شخصیت اسلام در تعریف این دو نام یافت میشود. در هر دو واژه، تعریف «مرگ و نابودی» است. خواهر وایت میگوید «اسب خشمگین»ی که چهار فرشته در حالی که صد و چهل و چهار هزار نفر مُهر میشوند آن را مهار میکنند، میکوشد از بند رها شود و در مسیر خود «مرگ و نابودی» به بار آورد.
نخستین اشاره در کتاب مقدس به اسلام، اسماعیل است، پدرِ پیروان دین اسلام. در آن اشارهٔ نخست، او بهعنوان مردی وحشی معرفی میشود و واژهای که به «وحشی» ترجمه شده، به معنای «خر عربیِ وحشی» است. نخستین اشارهٔ نبوتی به اسلام، نمادی از خانوادهٔ اسب است و پیشگامان، اسلامِ «وای» نخست و دوم را بر دو نمودار مقدس با اسب تصویر کردهاند. چهار بادِ باب هفتمِ کتاب مکاشفه تا زمانی که خدا قوم خود را مُهر کند، مهار یا «بازداشته» میشوند. فرآیند مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر، همچنین فرآیند آزمون و پالایش است.
تمام این نمونههای نبوتی در اسارت هفتادسالهٔ دانیال بازنمایی شدهاند؛ اسارتی که با یهویاقیم، نمادِ قدرتبخشی به پیام نخست، آغاز میشود و تا «فرمانی» که مردان و زنان را از بابل فرا میخواند ادامه مییابد. مهار شدن و سپس رها شدن اسلام، ویژگیِ نبوتیِ اسلام است بهمنزلهٔ نمادِ نبوتِ کتابمقدس.
هنگامی که از آنان با عنوان «چهار باد» یاد میشود، آنان در حالی که بر خادمان خدا مُهر نهاده میشود، مهار میشوند. در آغاز «وای دوم»، در پیشگویی زمانیِ سیصد و نود و یک سال و پانزده روزه که در 11 اوت 1840 محقق شد، چهار فرشته، که نمایندهٔ اسلامِ «وای دوم» بودند، «رها شدند». در پایان آن پیشگویی، آنان «بازداشته شدند».
به فرشتهٔ ششم که شیپور را در دست داشت گفت: آن چهار فرشته را که در رود بزرگ فرات بسته شدهاند آزاد کن. و آن چهار فرشته که برای ساعت و روز و ماه و سال آماده شده بودند تا یکسوم انسانها را بکشند، آزاد شدند. مکاشفه ۹:۱۴، ۱۵.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، پیام نخست در تاریخِ آن صد و چهل و چهار هزار نفر قدرت یافت، هنگامی که اسلامِ وایِ سوم «رها شد». اما بلافاصله «مهار شد». خواهر وایت توضیح میدهد چرا این اتفاق افتاد، اما نخست باید به یاد داشته باشیم که هدف اسلام در نخستین اشارهٔ کتابمقدسیاش این بود که امتها را به خشم آورد، زیرا دست اسماعیل بر ضد هر انسان خواهد بود و دست هر انسان بر ضد اسلام.
و فرشتهٔ خداوند به او گفت: اینک آبستن هستی و پسری خواهی زایید و نام او را اسماعیل خواهی نهاد؛ زیرا خداوند رنج تو را شنیده است. و او مردی وحشی خواهد بود؛ دستش بر ضد همه خواهد بود و دست همه بر ضد او؛ و در برابر همهٔ برادران خود ساکن خواهد شد. پیدایش ۱۶:۱۱، ۱۲.
هدف اسلام در پیشگوییهای کتاب مقدس این است که همهٔ ملتها را علیه اسلام متحد کند، پیش از آنکه سازمان ملل متحد خشم خود را متوجه حافظان سبت کند. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هر کس که ۱۱ سپتامبر را نشانهٔ آغاز تکرار توالی رویدادهای نهضت میلری میداند، مانند «دانیال» شد، هنگامی که برای هفتاد سال به بابل تبعید شد. «یهویاقیم» آغاز آن فرایند آزمون را مشخص میکند، و اسلامِ «وایِ سوم» آنگاه رها شد، اما بلافاصله مهار گردید تا خدا بتواند قوم خود را مهر کند.
این رؤیا در سال ۱۸۴۷ داده شد، زمانی که تنها شمار بسیار اندکی از برادران ادونتیست سبت را نگاه میداشتند و از میان همان اندک نیز، فقط معدودی میپنداشتند که نگاهداشتن آن از چنان اهمیتی برخوردار است که بتواند میان قوم خدا و بیایمانان خط تمایزی بکشد. اکنون تحقق آن رؤیا کمکم آشکار میشود. «آغاز آن زمان تنگی» که در اینجا ذکر شده، اشاره به هنگامی که بلاها آغاز به ریخته شدن میکنند ندارد، بلکه به دورهای کوتاه درست پیش از ریخته شدن آنها اشاره دارد، زمانی که مسیح در قدس است. در آن هنگام، در حالی که کار نجات رو به پایان است، مصیبت بر زمین خواهد آمد و ملتها خشمگین خواهند شد، اما مهار میشوند تا مانع کار فرشتهٔ سوم نگردند. در آن زمان «باران پسین»، یا تجدید نیرو از حضور خداوند، خواهد آمد تا به صدای بلند فرشتهٔ سوم قدرت ببخشد و قدیسان را آماده سازد تا در دورهای که هفت بلای آخر ریخته خواهد شد، بایستند." نوشتههای نخستین، ۸۵.
هفتاد سالِ دانیال در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، زمانی که اسلام رها شد و با وارد آوردن ضربهای ناگهانی و غیرمنتظره بر وحشِ زمینِ مکاشفه باب سیزده، امتها را به خشم آورد. سپس اسلام مهار شد تا کارِ فرشتهٔ سوم به انجام برسد. کارِ فرشتهٔ سوم مُهر کردنِ قومِ خداست، و هنگامی که آن کار در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، بارانِ آخر به صورت «پاشش» شروع شد. بابِ یکمِ دانیال روندِ آزمونِ صد و چهل و چهار هزار را به تصویر میکشد؛ روندی که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز میشود و ادامه مییابد تا «صدای» دومِ مکاشفه باب هجده گلهٔ دیگرِ خدا را از بابل فرا بخواند. بنابراین دانیال نمایانگر قومی است که اکنون در اسارتِ روحانیاند، تا رسیدن به خودِ پایانِ روندِ آزمون. پایانِ دورهٔ آزمایش در بابِ یکمِ دانیال بهعنوان «پایانِ ایام» شناخته میشود.
اکنون در پایان آن روزهایی که پادشاه گفته بود ایشان را حاضر کنند، رئیس خواجهسرایان ایشان را به حضور نبوکدنصر آورد. و پادشاه با ایشان گفتگو کرد؛ و در میان همگان کسی مانند دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا یافت نشد؛ از این رو در حضور پادشاه ایستادند. و در هر امر حکمت و فهم که پادشاه از ایشان پرسش کرد، ایشان را ده برابر بهتر از همهٔ جادوگران و منجمان که در تمامی مملکت او بودند یافت. دانیال ۱:۱۸–۲۰.
آزمون سوم که سنگ محک پیامبرانهای برای دانیال و آن سه مرد شایسته بهشمار میرفت، زمانی بود که آنان توسط نبوکدنصر داوری شدند و معلوم شد که «ده برابر بهتر از همهٔ جادوگران و منجمانِ سراسر قلمرو او» هستند. آزمون سوم با داوری نمایانده میشود، و این داوری در «آخرِ ایام» رخ داد. در کتاب دانیال، «آخرِ ایام» همان جایی است که دانیال در قرعهٔ خود برمیایستد.
'بسیاری پاک خواهند شد، سفید خواهند شد و آزموده خواهند شد؛ اما شریران شرارت خواهند ورزید: و هیچیک از شریران نخواهند فهمید؛ اما دانایان خواهند فهمید.... خوشا به حال آنکه منتظر میماند و به هزار و سیصد و سی و پنج روز میرسد. اما تو (دانیال) به راه خود برو تا پایان برسد: زیرا تو آرام خواهی گرفت و در پایان روزها در بهرهٔ خود قرار خواهی گرفت.'
زمان آن رسیده که دانیال در نصیب خود بایستد. زمان آن رسیده که نوری که به او داده شده، بهگونهای که هرگز پیش از این نبوده، به جهان برود. اگر آنان که خداوند برایشان اینهمه کرده است در نور گام بردارند، هرچه به پایان تاریخ این زمین نزدیکتر شوند، شناختشان از مسیح و نبوتهای مربوط به او بهطرز چشمگیری افزایش خواهد یافت. تفسیر کتاب مقدس ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۴، ۱۱۷۴.
خواهر وایت «پایانِ روزها» را مرتبط با فرایندِ تطهیرِ آیهٔ ۱۰ِ باب ۱۲ِ کتاب دانیال میداند. او اغلب آیهٔ ۱۰ را همراه با «پایانِ روزها»ی آیهٔ ۱۳ به کار میگیرد.
'بسیاری پاک خواهند شد، سفید خواهند شد و آزموده خواهند شد؛ اما شریران شرارت خواهند ورزید: و هیچیک از شریران نخواهند فهمید؛ اما دانایان خواهند فهمید.... خوشا به حال آنکه منتظر میماند و به هزار و سیصد و سی و پنج روز میرسد. اما تو (دانیال) به راه خود برو تا پایان برسد: زیرا تو آرام خواهی گرفت و در پایان روزها در بهرهٔ خود قرار خواهی گرفت.'
دانیال امروز در جایگاه خود ایستاده است و ما باید به او مجال دهیم تا با مردم سخن بگوید. پیام ما باید چون چراغی که میسوزد به پیش رود. «در آن زمان میکائیل برخواهد خاست، آن شهزادهٔ بزرگ که برای فرزندان قوم تو میایستد؛ و زمانی از تنگی خواهد بود که از هنگامی که امتی بوده تا آن زمان، مانندش نبوده است؛ و در آن زمان قوم تو رهایی خواهند یافت، هر کس که نامش در کتاب نوشته یافت شود. و بسیاری از آنان که در خاکِ زمین خفتهاند بیدار خواهند شد، برخی برای حیات جاودان و برخی برای ننگ و نکوهش جاودانی. و خردمندان چون درخشندگیِ فلک خواهند درخشید؛ و آنان که بسیاری را به راستی بازمیگردانند، همچون ستارگان تا ابدالآباد.»
این سخنان کاری را که باید در این روزهای آخر انجام دهیم بیان میکنند. ما حتی نیمهبیدار هم نیستیم. ما نیروی لازم برای انجام کاری که باید انجام شود نداریم. باید به زندگی وارد شویم، به یگانگی برسیم. اکنون، همین حالا، باید در موقعیتی بایستیم که توبه و آمرزش خصیصههای برجسته کار ما باشد. نباید هیچ جدالی باشد. برای همدستی با شیطان در کارِ کور کردن چشمها خیلی دیر شده است. برای گوش سپردن به ارواح فریبنده و تعالیم شیاطین نیز خیلی دیر شده است.
به من دستور داده شده بگویم که هنگامی که روحالقدس زبان و بیان عطا کند، شاهد انجام کاری خواهیم بود شبیه به آنچه در روز پنطیکاست انجام شد. نمایندگان مسیح خردمندانه عمل خواهند کرد. دیگر اینجا یک نفر و آنجا دیگری یافت نخواهد شد که در پی ویران کردن و نابود ساختن باشد.
«پیش از آنکه فرمان به اجرا درآید، پیش از آنکه روز چون کاه بگذرد، پیش از آنکه خشمِ سوزانِ خداوند بر شما فرو آید، پیش از آنکه روزِ خشمِ خداوند بر شما فرا رسد، ای همهٔ فروتنانِ زمین که احکامِ او را بهجا آوردهاید، خداوند را بطلبید؛ عدالت را بطلبید، فروتنی را بجویید؛ باشد که در روزِ خشمِ خداوند پنهان شوید.» رکورد کنفرانس اتحادیهٔ استرالیا، ۱۱ مارس ۱۹۰۷.
مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار که هفتاد سال اسارتِ دانیال در بابل نماد آن است، در دانیال باب دوازده، آیهٔ ده، به تصویر کشیده شده است. آن آیه امضای «راستی» را دارد، زیرا سه گامی را مشخص میکند که ویژگیهای واژهٔ عبریِ «راستی» هستند: بسیاری پاکیزه شده، سفید گردیده و سپس آزموده خواهند شد. دانیال و سه مرد شایسته در باب یک، به واسطهٔ ترس از خدا پاکیزه شدند، زیرا تصمیم گرفتند که خوراکِ بابلی را نخورند. سپس چهرهای از خود نشان دادند که از کسانی که غذای بابلی میخوردند، نیکوتر و فربهتر شده بود. چهرهٔ آنان همان پارساییِ مسیح بود که همان جامههای سفید است. سپس در پایانِ روزها، هنگامی که به داوریِ نبوکدنصر وارد شدند، مورد آزمایش قرار گرفتند.
در "پایانِ روزها"، وقتی دانیال "در نصیبِ خود" بایستد، "شناختِ مسیح و نبوتهای مربوط به او برای قومِ خدا بهطور چشمگیری افزایش خواهد یافت". نبوکدنصر یادآور شد که در "همهٔ امورِ حکمت و فهم"، دانیال و سه مرد شایسته "یافته شدند" که "ده برابر بهتر از همهٔ جادوگران و منجمانی که در تمام قلمروِ او بودند" هستند.
باب نخستِ کتاب دانیال تجربهٔ صد و چهل و چهار هزار نفر را که از یک فرایند آزمونِ سهمرحلهای میگذرند، به تصویر میکشد. در توضیح آن فرایند، خواهر وایت میگوید: "این سخنان کاری را که باید در این روزهای آخر انجام دهیم بیان میکنند. ما حتی نیمهبیدار هم نیستیم. ما قدرتِ لازم برای انجامِ کاری که باید انجام شود نداریم. باید به حیات درآییم، به اتحاد برسیم. اکنون، همین الآن، باید در آن موضعی بایستیم که در آن، توبه و آمرزش ویژگیهای برجستهٔ کار ما باشد. نباید هیچ جدالی باشد."
فرایند آزمونی که به «آخرالایام» منتهی میشود، به رستاخیز دو شاهد در مکاشفه، فصل یازدهم، میانجامد. کاری که اکنون باید انجام دهیم این است که پیام ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را بپذیریم و بیدار شویم، همانگونه که با استخوانهای خشک و مرده نمایانده شده است. «باید زنده شویم، به اتحاد برسیم.» وقتی چنین کنیم، ویژگیهای چشمگیر کار ما «توبه و آمرزش» ما خواهد بود. ویژگی چشمگیر کار ما بهوسیلهٔ دانیال در فصل نه نمایانده شده است، آنگاه که او دعای لاویان، فصل بیستوشش، را به جا میآورد و برای آمرزش گناهان خود و گناهان پدرانش درخواست میکند، و در عین حال اذعان میکند که از زمانِ سرخوردگیای که آغازِ دورانِ تأخیر را در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ رقم زد، بر خلاف خدا راه میرفته است. او همچنین باید اذعان کند که خدا نیز در همان دوره بر خلاف او رفتار میکرده است. دانیال نمایندهٔ کسانی است که از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ به این سو، از اسارتی «هفتادساله» عبور کردهاند.
هفتاد سال نمادی از «هفت بار»ِ لاویان بیستوشش است. کتاب تواریخ به ما میگوید که هفتاد سال دورهای بود که زمین در آن «از سبتها بهرهمند میشد»، سبتهایی که به سبب سرپیچی اسرائیلِ باستان از عهدِ لاویان بیستوپنج اجازه نداشت از آنها بهرهمند شود.
برای تحقق کلامِ خداوند که به زبانِ ارمیا گفته شده بود، تا زمانی که زمین از سبتهای خود بهرهمند گردد؛ زیرا در تمام مدتِ ویرانیاش، سبت را نگاه میداشت، تا هفتاد سال به کمال برسد. دوم تواریخ ۳۶:۲۱
بهعنوان نمادی از «بیابانِ نبوتی»، «سه روز و نیم»ی که دو شاهدِ مکاشفهٔ یازده پس از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ در خیابان مرده بودند، نمادِ «هفتاد سال» و نیز نمادِ «هفت بار» است. «در پایانِ روزها» نمادِ پایانِ روزهای نبوتی است که در کتابِ دانیال مهر و موم شده بودند.
در سال ۱۷۹۸، مهر کتاب دانیال برداشته شد و دانیال در جایگاه خود ایستاد، آماده تا مقصود خود را به انجام رساند.
وقتی خدا به کسی کاری ویژه برای انجام دادن میدهد، او باید همانگونه که دانیال ایستاد، در جایگاه خود بایستد، آماده برای پاسخ دادن به دعوت خدا، آماده برای به انجام رساندن مقصود او. انتشار دستنوشتهها، جلد ۶، ۱۰۸.
در 22 اکتبر 1844، با تحققِ آنچه در فصل هشتم، آیهٔ چهاردهِ دانیال آمده است، کتاب دانیال بار دیگر «در نصیب خود ایستاد». سالهای 1798 و 1844 پایانِ خشمِ نخست و دوماند و از این رو پایانِ «هفت زمان» را نشان میدهند. «پایانِ روزها» در کتاب دانیال نمادی است از پایانِ اسارتی که با «هفت زمان» نشان داده شده است. در فصل چهارمِ دانیال، نبوکدنصر در حالی که «هفت زمان» بر او گذشت، چون حیوان میزیست. در «پایانِ روزها»، پادشاهی و خردش به او بازگردانده شد.
و در پایان آن روزها، من، نبوکدنصر، چشمان خود را به سوی آسمان برداشتم و خردم به من بازگشت، و خدای متعال را متبارک خواندم، و آن که تا ابد زنده است را ستودم و تجلیل کردم؛ که سلطنت او سلطنتی جاودانه است و پادشاهیاش از نسلی به نسل دیگر برقرار است. و همه ساکنان زمین نزد او هیچ محسوب میشوند؛ و او در لشکر آسمان و در میان ساکنان زمین بر حسب ارادۀ خود عمل میکند، و هیچکس نمیتواند دست او را بازدارد یا به او بگوید: چه میکنی؟ در همان هنگام خرد من به من بازگشت؛ و برای جلال پادشاهیام، عزت و شوکتم به من بازآمد؛ و مشیرانم و بزرگانم مرا طلب کردند؛ و در پادشاهی خود مستقر شدم و جلالی برتر بر من افزوده شد. دانیال ۴:۳۴–۳۶
پایان زمان مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار بهعنوان «پایان روزها» نشان داده شده است و از اینرو پایان نمادینِ «هفتاد سال» و نیز «هفت زمان» را نشان میدهد. در آن هنگام، «توبه و آمرزش» ویژگیهایی خواهند بود که کارِ کسانی را نمایان میکنند که پیشتر در خیابانی که از درهٔ استخوانهای خشک و مرده میگذرد، مرده بودند.
ویژگیِ آشکارِ کارِ توبهٔ صد و چهل و چهار هزار نفر، در فصل نهمِ حزقیال با عنوان «ناله و زاری» به تصویر کشیده شده است. وقتی قومِ خدا گناهانِ شخصی خود را اعتراف کرده و کنار میگذارند، وقتی اذعان میکنند که همان گناهانِ پدرانِ خود را تکرار کردهاند، وقتی غرورِ نظرِ خود را کنار میگذارند و میپذیرند که بر خلافِ خدا رفتار کردهاند، و نیز میپذیرند که از هنگامی که زمانِ درنگ در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ فرا رسید، او نیز بر خلافِ ایشان رفتار کرده است، آنگاه معلوم خواهد شد که ایشان «ده برابر» قدرتِ نبویِ بیشتری از همهٔ دیگر خردمندانِ مدعی در پادشاهی دارند.
فرایند مُهر شدن با رها شدن و سپس مهار شدن اسلام آغاز شد. آن فرایند همانگونه که آغاز شد، هنگامی که اسلام بار دیگر رها میشود، به پایان میرسد. این رهایی در پایان روزهای دوران مُهر رخ میدهد؛ که برای دانیال همان فرمان کوروش بود که مردم را از بابل فراخواند. در همانجا، در پایان روزهای تطهیر، در داوریِ "فرمان" قانون یکشنبه در ایالات متحده، آشکار خواهد شد که وفاداران از قدرت نبوی "ده برابر بیشتر" برخوردارند.
شما آمدنِ خداوند را بیش از حد دور میانگارید. من دیدم که بارانِ آخر [به همان ناگهانی که] فریادِ نیمهشب، و با ده برابر قدرت میآید. اسپالدینگ و مگن، ۵.
در مقاله بعدی بررسی باب دوم دانیال را آغاز خواهیم کرد.
"این همان ندای نیمهشب بود که قرار بود به پیام فرشتهٔ دوم قدرت ببخشد. فرشتگان از آسمان فرستاده شدند تا قدیسان دلسرد را بیدار کنند و ایشان را برای کار عظیم پیشِ رو آماده سازند. بااستعدادترین افراد نخستین کسانی نبودند که این پیام را دریافت کردند. فرشتگان نزد فروتن و بااخلاص فرستاده شدند و آنان را واداشتند تا ندا سر دهند: «اینک داماد میآید؛ به استقبال او بیرون آیید!» آنانی که این ندا به آنان سپرده شده بود شتافتند و با قدرت روحالقدس پیام را اعلام کردند و برادران دلسرد خود را برانگیختند. این کار بر حکمت و دانش انسانها استوار نبود، بلکه بر قدرت خدا، و قدیسان او که آن ندا را شنیدند نتوانستند در برابر آن مقاومت کنند. معنویترینها نخست این پیام را دریافت کردند، و آنان که پیشتر در این کار پیشگام بودند آخرین کسانی بودند که آن را دریافت کردند و به گسترش ندا یاری رساندند: «اینک داماد میآید؛ به استقبال او بیرون آیید!»" نوشتههای نخستین، 238.