مدتی است که به بررسی تطبیقات سهگانهٔ نبوت میپردازیم. این کار را بهمنظور نشان دادن این نکته انجام میدهیم که هنگامی که خداوند، در «زمانِ آخر» در سال ۱۹۸۹ و همزمان با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مُهرِ شش آیهٔ پایانی فصل یازدهمِ دانیال را گشود، یک «افزایشِ دانش» پدید آمد که قرار بود آن نسل از قوم خدا را بیازماید.
و گفت: برو به راه خود، ای دانیال؛ زیرا این سخنان تا زمانِ آخر بسته و مهر شدهاند. بسیاری پاک خواهند شد، سفید خواهند گردید و آزموده خواهند شد؛ اما شریران بدکاری خواهند کرد، و هیچیک از شریران نخواهند فهمید؛ اما دانایان خواهند فهمید. دانیال ۱۲: ۹، ۱۰.
هرگاه حقیقتی بهدست شیرِ قبیلهٔ یهودا مهرگشایی شود، شیطان برای مقاومت در برابر پیام به کار میافتد. مقاومتی که در برابر حقایقِ مکشوف در آن آیات پایانیِ فصل یازدهمِ دانیال عرضه شد، مطالعهای عمیقتر از حقایقِ مرتبط با آن آیات را ناگزیر ساخت تا دفاعی مقدس در برابر خطاهایی که برای تضعیفِ حقایقِ مکشوف پیشنهاد شده بود، پابرجا نمانَد. یکی از اصولی که در میانهٔ آن جدل آشکار شد، کاربردِ سهگانهٔ نبوت بود. این اصل نخست در ارتباط با ضرورتِ درستبودنِ برداشت دربارهٔ آنکه «the daily» در کتاب دانیال چه چیزی را نمایندگی میکرد (بتپرستی)، و تاریخِ صحیحِ مربوط به «برداشته شدنِ the daily» (۵۰۸ میلادی) شناخته شد.
شناسایی سه قدرت ویرانگر بهعنوان چارچوب نبوت، با چارچوب نبوت میلرایتی—که بر دو قدرت ویرانگر نخست استوار بود—همخوانی داشت، و تشخیص میلرایتیِ «قربانی همیشگی» بهعنوان بتپرستی، روایتی تاریخی فراهم آورد که با شش آیهٔ پایانی دانیال فصل یازده سازگار بود، چنانکه خواهر وایت گفته بود باید باشد. بدینسان، مقاومت در برابر دانشِ مُهرگشوده در زمانِ انتها در سال ۱۹۸۹، در حالی که دانش افزوده میشد، نور بیشتری پدید آورد و نیز قواعد مشخصی برای جنبش فرشتهٔ سوم را معین کرد که با شکلگیری برخی قواعد نبوی که توسط ویلیام میلر در جنبش فرشتهٔ اول گردآوری و بهکار گرفته شده بود، موازی بود.
ما کاربرد سهگانهٔ سه روم، سه سقوطِ بابل و سه الیاس را بررسی کردهایم و اکنون به سه پیامآور میپردازیم که راه را برای پیامآورِ عهد آماده میکنند. ما همپوشانی و موازات نزدیکی میان سه روم و سه سقوطِ بابل، و نیز موازات نزدیکی با سه الیاس و سه پیامآور که راه را آماده میکنند، شناسایی کردهایم. در روزهای آخر، ویلیام میلر و Future for America هر دو نمایانگر الیاسِ سوم و نیز پیامآورِ سومی هستند که راه را آماده میکند. عیسی همواره پایانِ چیزی را با آغازِ آن چیز نشان میدهد، و حرکتِ فرشتهٔ نخست با حرکتِ فرشتهٔ سوم موازی است.
خدا برای پیامهای مکاشفهٔ ۱۴ جایگاهشان را در سلسلهٔ نبوت مقرر کرده است، و کار آنها تا پایان تاریخ این زمین متوقف نخواهد شد. پیامهای فرشتگان نخست و دوم همچنان حقیقتی برای این زماناند و باید همگام با آنچه در پی میآید پیش بروند. فرشتهٔ سوم هشدار خود را با صدایی بلند اعلام میکند. «پس از این امور»، یوحنا گفت: «دیدم فرشتهٔ دیگری که قدرتی عظیم داشت، از آسمان فرود آمد، و زمین از جلال او روشن شد.» در این روشنایی، نور هر سه پیام با هم ترکیب شده است. مواد ۱۸۸۸، ۸۰۳، ۸۰۴.
جنبشِ فرشتگانِ اول و دوم توسط ویلیام میلر رهبری شد. خواهر وایت میلر را «پیامآورِ برگزیده» معرفی میکند.
"ویلیام میلر پادشاهیِ شیطان را برمیآشفت، و دشمنِ قسمخورده در پی آن بود که نه تنها اثرِ پیام را خنثی کند، بلکه خودِ پیامرسان را نابود سازد." روح نبوت، جلد چهارم، صفحه ۲۱۹.
او همچنین بیان میکند که هم ایلیا و هم یوحنای تعمیددهنده، پیشنمونهای از میلر بودهاند.
هزاران نفر هدایت شدند تا حقیقتی را که ویلیام میلر موعظه میکرد بپذیرند، و خادمانِ خدا در روح و قدرتِ ایلیا برانگیخته شدند تا پیام را اعلام کنند. همچون یحیی، پیشاهنگِ عیسی، آنان که این پیام جدی را موعظه میکردند خود را ناگزیر میدیدند که تبر را بر ریشهٔ درخت بگذارند و مردم را فراخوانند تا میوههایی شایستهٔ توبه بیاورند. نوشتههای آغازین، ۲۳۳.
یوحنا تعمیددهنده، که بهگفتهٔ عیسی ایلیّای دوم بود، همچنین نخستین فرستادهای بود که میبایست راه را برای فرستادۀ عهد آماده کند. ازاینرو آشکار است که جنبش فرشتۀ سوم یک «فرستادۀ برگزیده» خواهد داشت. آن فرستاده از پیش بهصورت نمونهوار در ایلیّا، یوحنا تعمیددهنده و ویلیام میلر نشان داده شده است. بههمراه میلر، آن دو فرستادۀ برگزیده آغاز و انجام جنبش سه فرشتۀ مکاشفهٔ یوحنا باب چهارده را نمایندگی میکنند و بدینسان، آنان در مجموع هم ایلیّای سوم و هم سومین فرستاده را نمایندگی میکنند که باید راه را برای فرستادۀ عهد آماده کند.
ردّ پیامِ پیامآورِ برگزیده، چه در آغاز و چه در پایان، مرگ است، و پیامِ فیوچر فور آمریکا بر کاربردِ نبویِ «خط بر خط» استوار است که روشِ بارانِ پسین است. از طریقِ بهکارگیریِ «خط بر خط» ثابت میشود که جنبشِ میلری، نمونهٔ جنبشِ فیوچر فور آمریکا بوده است. یکی از نشانراههای تاریخِ میلری، ویلیام میلر، «پیامآورِ برگزیده» است. ردّ آن نشانراه، ردّ پیام است؛ پس بهوسیلهٔ آغاز و انجامِ ادونتیسم ثابت میشود که ردّ پیامآور نیز ردّ پیام است، زیرا پیامْ پیامآوری برگزیده را شناسایی میکند. بنابراین، ردّ پیامْ ردّ پیامآور است و برعکس. بدونِ رقصنده، رقصی وجود ندارد.
توجهم به اعلام ظهور نخستینِ مسیح معطوف شد. یوحنا در روح و قدرتِ ایلیا فرستاده شد تا راهِ عیسی را آماده کند. کسانی که شهادتِ یوحنا را رد کردند، از تعالیمِ عیسی بهرهای نبردند. مخالفتشان با پیامی که آمدنِ او را از پیش خبر میداد، ایشان را در موقعیتی قرار داد که نتوانند بهآسانی قویترین دلایلِ اینکه او مسیح است را بپذیرند. شیطان کسانی را که پیامِ یوحنا را رد کرده بودند واداشت که فراتر روند: مسیح را رد کنند و او را مصلوب سازند. با این کار، خود را در جایی قرار دادند که نتوانستند برکتِ روزِ پنطیکاست را دریافت کنند؛ برکتی که میتوانست راهِ ورود به قدسِ آسمانی را به آنان بیاموزد. دریده شدنِ پردهٔ هیکل نشان داد که قربانیها و فرایضِ یهودی دیگر پذیرفته نخواهند شد. قربانیِ بزرگ تقدیم و پذیرفته شده بود، و روحالقدس که در روزِ پنطیکاست نازل شد، ذهنهای شاگردان را از قدسِ زمینی به آسمانی برد؛ جایی که عیسی با خونِ خود داخل شده بود تا منافعِ کفارهٔ خویش را بر شاگردانش فرو بریزد. اما یهودیان در تاریکیِ مطلق رها شدند. آنان همهٔ نوری را که میتوانستند دربارهٔ طرحِ نجات داشته باشند از دست دادند و همچنان به قربانیها و هدایای بیفایدهٔ خود اعتماد کردند. قدسِ آسمانی جایِ قدسِ زمینی را گرفته بود، اما آنان از این تغییر آگاهی نداشتند. ازاینرو نمیتوانستند از شفاعتِ مسیح در مکانِ مقدس بهرهمند شوند.
بسیاری با وحشت به رفتار یهودیان در رد و به صلیب کشیدن مسیح مینگرند؛ و چون تاریخ بدرفتاری شرمآوری را که با او شد میخوانند، میپندارند که او را دوست دارند و مانند پطرس او را انکار نمیکردند یا مانند یهودیان او را به صلیب نمیکشیدند. اما خدایی که دلهای همه را میخواند، همان محبتی را که ادعا میکردند نسبت به عیسی دارند، به آزمایش گذاشته است. تمام آسمان با عمیقترین علاقه نظارهگر چگونگی پذیرش پیام فرشتهٔ نخستین بود. اما بسیاری از آنان که مدعی محبت به عیسی بودند و هنگام خواندن داستان صلیب اشک میریختند، مژدهٔ آمدنش را به ریشخند گرفتند. بهجای آنکه پیام را با شادی بپذیرند، آن را توهمی اعلام کردند. از کسانی که ظهور او را دوست میداشتند نفرت ورزیدند و آنان را از کلیساها بیرون راندند. آنان که پیام نخست را رد کردند، نتوانستند از پیام دوم بهرهمند شوند؛ و نیز از فریاد نیمهشب، که قرار بود ایشان را مهیا سازد تا با ایمان، همراه با عیسی، به قدسالاقداسِ مقدسۀ آسمانی وارد شوند، بهرهای نبردند. و با رد آن دو پیام پیشین، فهم خود را چنان تیره کردهاند که در پیام فرشتهٔ سوم، که راه ورود به قدسالاقداس را نشان میدهد، هیچ نوری نمیبینند. دیدم همانگونه که یهودیان عیسی را به صلیب کشیدند، کلیساهای اسمی نیز این پیامها را به صلیب کشیدهاند؛ از اینرو از راه ورود به قدسالاقداس هیچ آگاهی ندارند و نمیتوانند از شفاعت عیسی در آنجا بهرهمند شوند. همچون یهودیان که قربانیهای بیحاصل خود را تقدیم میکردند، ایشان نیز دعاهای بیحاصلشان را به بخشی تقدیم میکنند که عیسی آن را ترک کرده است؛ و شیطان، که از این فریب خشنود است، سیمایی دینی به خود میگیرد و اندیشههای این مسیحیان اسمی را به سوی خود میکشاند و با قدرت خود، آیات و شگفتیهای دروغینش عمل میکند تا آنان را در دام خود استوار نگاه دارد. نوشتههای نخستین، ۲۵۹-۲۶۱.
آنانی «که شهادت یوحنا را رد کردند، از تعالیم عیسی بهرهای نبردند»، و آنانی «که پیام نخست را رد کردند، از پیام دوم بهرهمند نشدند؛ از فریاد نیمهشب نیز بهرهای نبردند.» خدمت یوحنا پیش از تعمید مسیح بود؛ مسیح اندکی پس از آن، در آغاز خدمت خود، هیکل را پاک کرد. خدمت میلر زمینه را فراهم کرد تا مسیح، هنگام آمدن ناگهانیاش در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، پسران لاوی را تطهیر کند. در هر یک از آن دو شاهد، ردِ پیامآوری که راه را آماده میکند، به منزلهٔ مرگ است.
پاکسازی و تطهیری که مسیح در کار خود بهعنوان پیامآور عهد به انجام رساند، برای آن بود که قومی را برپا سازد تا وظیفهٔ رساندن پیام نجات به جهان را به انجام رسانند. این کار پیش از دورهای انجام میشود که نمایانگر آغازِ داوریِ اجرایی است. ویرانی اورشلیم در تاریخ شاگردان نمایانگر داوری اجرایی است، و ادونتیستها از مسئولیت خود برای انجام آن کار رویگردان شدند، اما خداوند کوشیده بود آنان را گرد هم آورد. او قوم خود را رهبری کرده بود تا نمودار ۱۸۵۰ را بهعنوان نمایش تصویریِ پیامی که میتوانستند به جهان برسانند، منتشر کنند.
این ارادهٔ خدا نبود که اسرائیل چهل سال در بیابان سرگردان شود؛ او میخواست آنان را مستقیماً به سرزمین کنعان هدایت کند و ایشان را در آنجا، بهصورت قومی مقدس و سعادتمند، مستقر سازد. اما «به سبب بیایمانی نتوانستند داخل شوند.» عبرانیان ۳:۱۹. بهسبب لغزش و ارتدادشان در بیابان هلاک شدند، و دیگرانی برانگیخته شدند تا به سرزمین موعود وارد شوند. به همین صورت، این ارادهٔ خدا نبود که آمدن مسیح تا این اندازه به تأخیر افتد و قوم او سالیان بسیار در این دنیای گناه و اندوه بمانند. اما بیایمانی آنان را از خدا جدا کرد. چون از انجام کاری که برایشان مقرر کرده بود سر باز زدند، دیگرانی برانگیخته شدند تا پیام را اعلام کنند. عیسی از سر رحمت نسبت به جهان، آمدن خود را به تأخیر میاندازد تا گناهکاران فرصت یابند هشدار را بشنوند و پیش از آنکه غضب خدا فرو ریخته شود، در او پناهی بیابند. مناقشه عظیم، ۴۵۸.
اگر ادونتیسم فقط به ایمان خود پایبند مانده بود، «کارشان تکمیل میشد.»
اگر ادونتیستها پس از ناامیدی بزرگِ سال ۱۸۴۴ بر ایمان خود استوار میماندند و در مشیتِ مکشوفِ خدا یکدلانه پیش میرفتند، پیام فرشتهٔ سوم را میپذیرفتند و با قدرت روحالقدس آن را به جهان اعلام میکردند، نجاتِ خدا را میدیدند؛ خداوند نیرومندانه در کنار تلاشهایشان عمل میکرد، کار به انجام میرسید و مسیح پیش از این آمده بود تا قوم خود را برای دریافتِ پاداششان بپذیرد. اما در دورهٔ شک و عدمِ قطعیتی که پس از آن ناامیدی پیش آمد، بسیاری از ایماندارانِ ظهور از ایمان خود دست کشیدند... بدینسان کار دچار وقفه شد و جهان در تاریکی رها گردید. اگر تمام بدنهٔ ادونتیست بر احکامِ خدا و ایمانِ عیسی یکدل میشد، تاریخ ما تا چه اندازه متفاوت میبود! بشارت، ۶۹۵.
در بهار ۱۸۴۴، فرستادهٔ عهد جنبش پیروان میلر را پاکسازی کرد و سپس در پاییز پیام فرشتهٔ سوم را آورد. میلر، پیامش و جنبشی که نمایندگی میکرد، مَثَلِ ده باکره را تحقق بخشیده بودند. در گردهمایی اردوگاهی اکستر، نیوهمپشایر، پیام فریاد نیمهشب رسید و در عرض دو ماه کوتاه روشن شد کدامیک از باکرهها روغن داشتند. دو دسته آشکار شدند و فرشتهٔ سوم با پیامی در دست رسید که باید خورده میشد، اما باکرههای عاقل «ایمان خود را تسلیم کردند» در «دورهٔ شک و بیاطمینانی».
«دورهٔ تردید و بلاتکلیفی» در تجربهٔ شاگردانش هنگام مرگ او جلوهگر شده بود، اما در روز سوم، او شروع کرد پیام رستاخیز خویش را برای شاگردانش آشکار کند، و آنان «از ایمان خود دست نکشیدند». دورهٔ تردید و بلاتکلیفی برای دوشیزگان خردمندِ جنبشِ پیامهای فرشتگانِ اول و دوم حدود سه سال ادامه یافت؛ تا آنکه خداوند به خواهر وایت آشکار کرد که دست خود را دراز کرده تا بار دیگر بازماندگان قوم خویش را گرد آورد. او قوم خود را رهبری کرد تا کار نشر خود را آغاز کنند و «لوح دوم حبقوق» را تهیه کنند، اما «بسیاری از باورمندانِ ظهور از ایمان خود دست کشیدند... بدینسان کار مختل شد و جهان در تاریکی رها شد».
در سال ۱۸۴۹، ویلیام میلر، پیامآورِ برگزیدهٔ پیامِ فرشتگانِ اول و دوم، به خاک سپرده شد. اگر دوشیزگانِ دانای ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ "ایمانِ خود را محکم نگاه داشته و در مشیتِ گشودهٔ خدا یکدلانه به پیش رفته بودند"، خداوند پیامآورِ دیگری را در روح و قدرتِ الیاس برمیانگیخت. در عوض "آمدنِ مسیح" "به تأخیر افتاد و قومِ او" "به همانسان" همانند اسرائیلِ باستان "سالهای بسیار" "در این دنیای گناه و اندوه" "باقی میماندند".
صد و بیستوشش سال پس از شورش سال ۱۸۶۳، خداوند پیامآور برگزیدهٔ فرشتهٔ سوم را برانگیخت. کار او این بود که هم راه را آماده سازد تا «فرستادهٔ عهد» ناگهان به هیکل خود درآید و در صحنههای پایانی داوری تحقیقی با یکصد و چهل و چهار هزار نفر وارد رابطهٔ عهدی شود، و هم پیامی را عرضه کند که در دورهٔ داوری اجرایی با اتحاد سهگانهٔ اخاب، ایزابل و پیامبران او مقابله میکند؛ دورهای که با قانون یکشنبه که بهزودی فرا میرسد آغاز میشود.
پیامآور سومی که راه را آماده میکند نمایانگر یک کار، یک پیام، یک پیامآور و یک جنبش در صحنههای پایانی داوری تحقیقی است. ایلیای سوم نمایانگر یک کار، یک پیام، یک پیامآور و یک جنبش در صحنههای پایانی داوری اجرایی است. پیامِ پیامآوری که راه را آماده میکند و پیامِ ایلیا، پیامِ سوم از میان سه «وای» مکاشفه، فصلهای هشت تا یازده، است.
در تاریخی که بهوسیلهٔ پیامآوری که راه را مهیا میسازد نمایانده شده است، پیامِ وایِ سوم نمایانگرِ کرنایی است که ادونتیسمِ لاودیکیهای را فرا میخواند تا «از من طلا که در آتش آزموده شده بخری تا توانگر شوی؛ و جامههای سفید تا پوشیده شوی و رسواییِ برهنگیات آشکار نگردد؛ و به چشمانت سرمه بمالی تا ببینی.» این پیامِ محبتِ خداست که تعدّیاتِ قومِ خدا را به آنان نشان میدهد، زیرا «هر که را» دوست میدارد، او را «توبیخ و تأدیب» میکند. این پیامِ عدالتِ مسیح است که انسانها را فرامیخواند تا منشِ او را بپذیرند؛ منشی که در زمانی آشکار میشود که فرستادهٔ عهد در حال به انجام رساندنِ کارِ پاکسازیِ معبدِ جان است؛ و ازاینرو او کسانی را که دوست میدارد فرا میخواند تا منشِ او را آشکار کنند و «پس غیور باشید و توبه کنید»، زیرا او «بر» درِ «تدبیر» است که نمایانگرِ پایانِ مهلتِ فیض است، جایی که او ادونتیسمِ لاودیکیهای را «از دهانِ خود قی خواهد کرد». آن «درِ» تدبیری همان دری است که او «میگشاید و کسی نمیبندد؛ و میبندد و کسی نمیگشاید».
یک تناقضِ ظاهری وجود دارد که با بهکارگیریِ «سطر بر سطر» حل میشود، اما بسیاری حتی ممکن است آن تناقضِ ظاهری را تشخیص ندهند. وقتی حل شود، به روشنتر شدنِ گذار از داوریِ تحقیقی به داوریِ اجرایی که در هنگام قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع رخ میدهد، کمک میکند. این موضوع با پذیرفتنِ اینکه پنتیکاست نمادِ قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع در ایالات متحده است، حل میشود. برای جمعبندیِ بررسیمان از پیامرسانِ سوم که راه را بهعنوان نمادی در داوریِ تحقیقی آماده میکند، در تقابل با الیاسِ سوم که نمادِ داوریِ اجرایی است، به این تناقضِ ظاهری خواهیم پرداخت.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
آن فرشتهای که در اعلام پیامِ فرشتهٔ سوم همصدا میشود، باید سراسر زمین را با جلال خود روشن سازد. در اینجا از کاری با دامنهای جهانی و قدرتی بیسابقه پیشگویی شده است. جنبشِ ظهورِ سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ جلوهای باشکوه از قدرت خدا بود؛ پیامِ فرشتهٔ نخست به هر ایستگاهِ میسیونری در جهان رسانده شد، و در برخی کشورها بزرگترین علاقه و شور دینی پدید آمد که از زمانِ اصلاح دینیِ قرن شانزدهم در هیچ سرزمینی دیده نشده بود؛ اما اینها نیز با جنبشِ نیرومندی که تحتِ آخرین هشدارِ فرشتهٔ سوم برخواهد خاست، پشت سر گذاشته خواهد شد.
این کار همانند کار روز پنتیکاست خواهد بود. چنانکه "باران پیشین" در ریزش روحالقدس در آغاز انجیل عطا شد تا بذر گرانبها بروید، همانگونه "باران پسین" نیز در پایان آن داده خواهد شد تا خرمن برسد. "آنگاه خواهیم شناخت، اگر در پی شناخت خداوند باشیم؛ برآمدن او همچون صبح مهیا است؛ و نزد ما خواهد آمد چون باران، همچون باران پسین و پیشین بر زمین." هوشع 6:3. "پس شاد باشید، ای فرزندان صهیون، و در خداوند خدای خود شادی کنید؛ زیرا برای شما باران پیشین را بهموقع عطا کرده است، و برای شما باران را فرو خواهد فرستاد، باران پیشین و باران پسین." یوئیل 2:23. "در روزهای آخر، خدا میگوید: از روح خود بر همه بشر خواهم ریخت." "و چنین خواهد شد که هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت." اعمال رسولان 2:17، 21.
کار بزرگ انجیل قرار نیست با جلوهای از قدرت خدا کمتر از آنچه آغازش را مشخص ساخت، پایان پذیرد. پیشگوییهایی که در ریزشِ بارانِ اوّل در آغازِ انجیل تحقق یافتند، در پایانِ آن در بارانِ آخر دوباره تحقق خواهند یافت. اینجاست «زمانهای تازگی» که رسول پطرس چشمانتظارش بود، هنگامی که گفت: «پس توبه کنید و بازگشت نمایید تا گناهان شما محو گردد، تا زمانهای تازگی از حضورِ خداوند فرا رسد؛ و او عیسی را خواهد فرستاد.» اعمال ۳:۱۹، ۲۰. نبرد عظیم، ۶۱۱.