به ویلیام میلر درباره هفت کلیسا، هفت مُهر و هفت شیپور در کتاب مکاشفه نوری عظیم عطا شد. او آن نمادهای نبوی را در چارچوب دو قدرت ویرانگر، یعنی بت‌پرستی و پس از آن پاپی‌گری، جای داد. او همه ویژگی‌های نبویِ آن نمادها را ندید، اما آنچه دید، فهم بنیادینی از تاریخ درونی و تاریخ بیرونیِ کلیسای خدا را از زمان رسولان تا پایان جهان بنیان نهاد. تاریخ درونی به‌وسیله کلیساها نمایندگی می‌شد و تاریخ بیرونیِ کلیساها به‌وسیله مُهرها نمایندگی می‌شد. او دریافت که شیپورها نماد داوری خدا بر روم‌اند و این داوری، نمونه‌ای از داوری خدا بر روم در پایان جهان بود، هرچند درنیافت که رومِ پایان جهان از اتحادی سه‌گانه تشکیل شده است.

کتاب «دانیال و مکاشفه» نوشتهٔ اوریا اسمیت، حاوی برخی دیدگاه‌های نادرست است، اما از سوی خواهر وایت «دست یاری‌رسان خدا» نامیده شد. او تصریح کرد که این کتاب باید همراه با «نبرد عظیم»، «پدران و انبیا»، و «آرزوی اعصار» توزیع شود. تأیید قاطع او به این معنا نبود که این کتاب از نظر الهامی در همان سطح کتاب‌های خودش قرار دارد، بلکه بدین معنا بود که این کتاب حاوی «تعلیمات عالی» است و سبب شده بود که «نفوس گران‌بهای بسیاری به شناخت حقیقت برسند».

این کتاب از منطقِ پیشگویانهٔ پیروانِ میلر بهره می‌گیرد و مفاهیمِ پیشگویی را در بر دارد که پیش از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ دیده نشده بودند. ما هنگام شرحِ کاربردِ سه‌گانهٔ سه وای، به فرازهایی از کتاب ارجاع خواهیم داد.

میلر اظهار داشت که «هفت شیپور تاریخِ هفت داوریِ ویژه و سنگینی است که بر زمین، یا پادشاهیِ روم، فرستاده شده‌اند.» چهار شیپور نخست نمایانگر داوری‌هایی هستند که بر رومِ بت‌پرست وارد آمد، و شیپور پنجم و ششم داوری‌های خدا بودند که بر رومِ پاپی نازل شدند، اما میلر به رسمیت نمی‌شناخت که شیپور هفتم نمایانگر داوریِ خدا بر رومِ مدرن است. دربارهٔ هفت مُهر و هفت شیپورِ مکاشفه، اوریا اسمیت نوشت:

بره چون کتاب را گرفت، بی‌درنگ به گشودن مُهرها می‌پردازد؛ و توجه رسول به صحنه‌هایی جلب می‌شود که زیر هر مُهر رخ می‌دهند. عدد هفت پیش‌تر در کتاب مقدس به‌عنوان نشان‌دهندهٔ تمامیت و کمال مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، این نظر که هفت مُهر تمامِ یک دستهٔ معیّن از رویدادها را در بر می‌گیرند که شاید تا زمان کنستانتین امتداد یابد، و این‌که هفت شیپور از آن زمان به بعد سلسله‌ای دیگر را در بر می‌گیرند، نمی‌تواند درست باشد. شیپورها دلالت بر سلسله‌ای از رویدادها دارند که هم‌زمان با رویدادهای مُهرها رخ می‌دهند، اما ماهیتی کاملاً متفاوت دارند. شیپور نماد جنگ است؛ ازاین‌رو شیپورها نشانگر آشوب‌های بزرگ سیاسی‌اند که در عصر انجیل در میان ملت‌ها رخ خواهد داد. مُهرها دلالت بر رویدادهایی با ماهیت دینی دارند و تاریخ کلیسا را از آغاز دورهٔ مسیحی تا آمدن مسیح در بر می‌گیرند. یوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، 431.

شیپور نمادی از جنگ و آشوب سیاسی است. اسمیت دربارهٔ آیهٔ دوم از باب هشتم کتاب مکاشفه می‌گوید:

"آیهٔ ۲. و دیدم هفت فرشته را که در حضور خدا ایستاده بودند؛ و به ایشان هفت شیپور داده شد."

این آیه سلسله‌ای تازه و متمایز از رویدادها را معرفی می‌کند. در مُهرها، تاریخ کلیسا را در دوره‌ای که «دوران انجیل» نامیده می‌شود، داشته‌ایم. در هفت شیپور که اکنون معرفی می‌شوند، رویدادهای اصلی سیاسی و جنگی را داریم که قرار بود در همان دوره رخ دهند. اورایا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۷۶.

مهر هفتم در شش آیهٔ نخستِ بابِ هشتمِ مکاشفه گشوده می‌شود، و در پس‌زمینهٔ گشوده‌شدنِ مهر هفتم، هفت فرشته با هفت شیپور برای دمیدن آماده می‌شوند.

و چون مُهر هفتم را گشود، در آسمان حدود نیم ساعت سکوت برقرار شد. و هفت فرشته‌ای را دیدم که در حضور خدا ایستاده بودند؛ و به آنان هفت شیپور داده شد. و فرشته‌ای دیگر آمد و نزد مذبح ایستاد، مجمره‌ای زرین در دست داشت؛ و بخورِ بسیار به او داده شد تا آن را با دعاهای همهٔ مقدسان بر مذبحِ زرین که در برابر تخت بود تقدیم کند. و دودِ بخور، که با دعاهای مقدسان بود، از دستِ فرشته به حضورِ خدا بالا رفت. و آن فرشته مجمره را گرفت و آن را از آتشِ مذبح پر کرد و بر زمین افکند؛ و صداها و رعدها و برق‌ها و زلزله‌ای پدید آمد. و آن هفت فرشته که هفت شیپور را داشتند، خود را برای دمیدن آماده کردند. مکاشفه ۸:۱-۶.

ناهنجاری‌ای نبوی وجود دارد که آن را در مقالات پیشین شناسایی کرده‌ایم، اما هنوز به‌طور مشخص به پدیدهٔ نبویِ خاصّ آن نپرداخته‌ایم. آن ناهنجاری این است که نمادهایی که نمایندهٔ توالی‌ای از نشانه‌های راه در تاریخ نبوی‌اند، همگی در فرجامِ تاریخی که نمایندگی می‌کنند، یک‌جا گرد می‌آیند. نشان داده‌ایم که چهار نسلِ ادونتیسمِ لائودکیایی که به‌وسیلهٔ چهار رجاساتِ بابِ هشتمِ حزقیال نمایانده می‌شود، نشانه‌های راهِ مشخصی را مشخص کرده‌اند، اما هر یک از آن‌ها، به‌عنوان آزمونی، در تاریخ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر تکرار می‌شود. این ناهنجاری در هفت شیپور نیز یافت می‌شود، زیرا با آنکه آن‌ها نمایانگر داوری‌های معینی بر رومِ مشرک، پاپی و مدرن‌اند، همهٔ آن‌ها بار دیگر یک‌جا گرد می‌آیند، زمانی که داوری اجرایی بر رومِ مدرن با قانونِ قریب‌الوقوعِ یکشنبه آغاز می‌شود.

هفت کرنا تاریخ‌های مشخصی دارند که در گذشته تحقق یافته‌اند، اما خواهر وایت همچنین هفت فرشته با هفت کرنا را در باب هشتم مکاشفه، در تاریخِ قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد، قرار می‌دهد.

'و چون مُهر پنجم را گشود، زیر قربانگاه جان‌های کسانی را دیدم که به خاطر کلام خدا و به خاطر شهادتی که داشتند کشته شده بودند؛ و با صدای بلند فریاد برآوردند و گفتند: ای خداوندِ قدوس و حقیقی، تا به کی داوری نمی‌کنی و خون ما را از ساکنان زمین انتقام نمی‌گیری؟ و به هر یک از ایشان جامه‌ای سفید داده شد [ایشان پاک و مقدس اعلام شدند]؛ و به آنان گفته شد که هنوز اندکی بیارامند، تا همخادمان و برادرانشان نیز که باید مانند ایشان کشته شوند، کامل گردد' [مکاشفه 6:9-11]. در اینجا مناظری به یوحنا نشان داده شد که در واقع رخ نداده بود، بلکه مربوط به دوره‌ای در آینده بود.

«مکاشفه ۸:۱-۴ نقل شده است.» Manuscript Releases، جلد ۲۰، ۱۹۷.

در بخش پیشین، خواهر وایت گفت‌وگو و تحققِ مهر پنجم را به دوره‌ای تطبیق می‌دهد که در فصل هشتم، هفت فرشته در آستانه دمیدن در شیپورهای خویش هستند، اما او همان تصویر را در تاریخِ مربوط به دو صدا در فصل هجدهمِ کتاب مکاشفه نیز قرار می‌دهد.

وقتی مهر پنجم گشوده شد، یوحنا، صاحبِ مکاشفه، در رؤیا دید که زیر قربانگاه جماعتی هستند که به‌خاطر کلام خدا و شهادت عیسی مسیح کشته شده بودند. پس از این، مناظری پدید آمد که در باب هجدهمِ مکاشفه توصیف شده است، هنگامی که آنان که وفادار و راستین‌اند از بابل فراخوانده می‌شوند. [مکاشفه ۱۸:۱-۵، نقل شده.] انتشار دست‌نوشته‌ها، جلد ۲۰، صفحه ۱۴.

هفت شیپور نمایانگر داوری خدا در تاریخِ روم بت‌پرست، روم پاپی و روم مدرن هستند، اما همچنین در تاریخِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و در صدای دومِ قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد نیز نمود دارند. پس از پرداختن به شش آیهٔ نخستِ فصلِ هشتمِ مکاشفه، اوریاه اسمیت ارائهٔ تحقق‌های تاریخیِ چهار شیپورِ نخست را آغاز می‌کند.

موضوعِ هفت شیپور در این‌جا از سر گرفته می‌شود و باقیِ این فصل و تمامِ فصل ۹ را دربرمی‌گیرد. هفت فرشته خود را برای دمیدن در شیپور آماده می‌کنند. دمیدنِ آن‌ها به‌منزلهٔ مکملی بر نبوتِ دانیال، باب‌های ۲ و ۷، است که با فروپاشی امپراتوری رومِ کهن به ده بخش آغاز می‌شود؛ شرح آن در چهار شیپور نخست آمده است. اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۷۷.

اسمیت بیان می‌کند که چهار شیپور نخست داوری‌های خدا بر روم بت‌پرست بودند. او آیهٔ هفتم را نقل می‌کند، آیه‌ای که ویژگی‌های نبویِ شیپور نخست را بیان می‌کند، و سپس تحقق تاریخی آن را مشخص می‌کند.

نخستین بلای سخت و سنگینی که در مسیر نزولیِ رومِ غربی بر آن فرود آمد، جنگ با گوت‌ها به رهبری آلاریک بود که راه را برای یورش‌های بعدی گشود. مرگ تئودوسیوس، امپراتور روم، در ژانویهٔ ۳۹۵ رخ داد و پیش از پایان زمستان، گوت‌ها به رهبری آلاریک علیه امپراتوری سلاح برداشتند.

نخستین یورش به رهبری آلاریک، تراکیه، مقدونیه، آتیکا و پلوپونز را ویران کرد، اما به شهر روم نرسید. با این حال، در یورش دومش، سردار گوت از آلپ و آپننین گذشت و در برابر دیوارهای «شهر جاودانه» ظاهر شد؛ شهری که دیری نپایید طعمه خشم بربرها گشت.

«زمان نفیر شیپور نخستین حدودِ اواخرِ قرن چهارم و پس از آن است و به این یورش‌های ویرانگر از سوی گوت‌ها علیه امپراتوری روم اشاره دارد.» اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۷۸.

اسمیت آلاریک را نماد داوری خدا بر رومِ بت‌پرست می‌داند که در شیپور نخست نمایانده شده است. هر یک از شیپورها یک شخصیت تاریخی دارند که آن شیپور را نمایندگی می‌کند؛ آلاریک نمایندهٔ فرارسیدن شیپور نخست از پایان سدهٔ چهارم است. میلر نمی‌توانست دریابد که این شیپور به سبب اجرای اجباری یکشنبه بر روم آمد، زیرا میلر نگاهدارندهٔ یکشنبه بود. اسمیت نیز این حقیقت را از نظر دور داشت، اما تشخیص داد که نخستین قانون اجباری یکشنبه در سال ۳۲۱ به دست کنستانتین وضع شد. قاعدهٔ سرانگشتیِ نبویِ مرتبط با اجرای اجباری یکشنبه همواره یکسان است، زیرا خدا هرگز تغییر نمی‌کند، و آن قاعده این است که «ارتداد ملی به دنبال خود ویرانی ملی را می‌آورد». آلاریک نماد آغاز ویرانی ملی است که در همان دوره‌ای آغاز شد که کنستانتین نخستین قانون یکشنبه را صادر کرد.

اسمیت با نقل آیهٔ هشتم، که شیپور دوم را معرفی می‌کند، ادامه می‌دهد و سپس تفسیر خود را پی می‌گیرد:

امپراتوری روم، پس از کنستانتین، به سه بخش تقسیم شد؛ و از این‌رو تعبیر مکرر «یک‌سوم مردم» و غیره، اشاره‌ای است به یک‌سومِ امپراتوری که زیر تازیانه قرار داشت. این تقسیمِ پادشاهی روم در مرگِ کنستانتین، میان سه پسرش، کنستانتیوس، کنستانتینِ دوم و کنستانس انجام شد. کنستانتیوس بر مشرق تسلط داشت و اقامتگاه خود را در قسطنطنیه، پایتخت امپراتوری، قرار داد. کنستانتینِ دوم بر بریتانیا، گل و اسپانیا فرمان می‌راند. کنستانس حاکم ایلیریکوم، آفریقا و ایتالیا بود. (نگاه کنید به تاریخ کلیساییِ سبین، ص. 155.) درباره این واقعیت تاریخیِ شناخته‌شده، الیوت، به نقل از آلبرت بارنز، در یادداشت‌هایش بر Rev.12:4 می‌گوید: «دست‌کم دو بار، پیش از آن‌که امپراتوری روم به‌طور دائمی به دو بخشِ شرقی و غربی تقسیم شود، تقسیمِ سه‌گانه‌ای از امپراتوری رخ داد. نخستین بار در سال 311 میلادی بود، هنگامی که میان کنستانتین، لیسینیوس و ماکسیمین تقسیم شد؛ بار دیگر، در سال 337 میلادی، در مرگِ کنستانتین، میان کنستانس و کنستانتیوس.» اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۸۰.

پدیدۀ تاریخیِ تقسیم شدن روم به سه بخش، و نیز به دو بخش، که تاریخ‌نگارانی که اسمیت به آن‌ها استناد می‌کند به آن اشاره کرده‌اند، از جمله عناصری از روم به شمار می‌آید که اتحاد سه‌گانهٔ رومِ مدرن را مشخص می‌کند؛ اتحادی که ساختاری دوپاره پدید می‌آورد و نمایانگر پیوند کلیسا و دولت است. وقتی اسمیت ادامه می‌دهد، چهرۀ تاریخیِ مرتبط با شیپور دوم را شناسایی می‌کند.

تاریخی که نواخته‌شدن شیپور دوم را نشان می‌دهد، آشکارا به یورش و فتح آفریقا، و سپس ایتالیا، به دست گنسریکِ هولناک مربوط است. بیشترِ فتوحات او دریایی بود؛ و پیروزی‌هایش «چون کوهی عظیم، افروخته از آتش، که به دریا افکنده شود» می‌نمود. کدام تصویر بهتر، یا حتی به همین خوبی، می‌تواند درگیری ناوگان‌ها و ویرانی فراگیر جنگ در سواحل دریایی را مجسّم کند؟ در تبیین این شیپور، باید در پی رویدادهایی باشیم که تأثیر ویژه‌ای بر جهان بازرگانی داشته باشند. نماد به‌کاررفته به‌طور طبیعی ما را به جست‌وجوی تلاطم و آشوب رهنمون می‌شود. جز یک جنگ دریاییِ سخت و سهمگین، چیزی نمی‌تواند این پیشگویی را تحقق بخشد. اگر نواخته‌شدن چهار شیپور نخست به چهار رویداد برجسته‌ای مربوط باشد که به سقوط امپراتوری روم کمک کردند، و شیپور نخست به تاخت‌وتاز گوت‌ها به رهبری آلاریک اشاره دارد، در اینجا به‌طور طبیعی در پی اقدام یورش‌گرانهٔ بعدی می‌گردیم که قدرت روم را لرزاند و به سقوط آن انجامید. یورش بزرگ بعدی کار «گنسریکِ هولناک»، در رأس وندال‌ها، بود. دوران کارزار او در سال‌های ۴۲۸ تا ۴۶۸ میلادی بود. این سردار بزرگ وندال مقرّ خود را در آفریقا داشت...

درباره نقش مهمی که این راهزن دریایی جسور در سقوط روم ایفا کرد، آقای گیبون از این تعبیر معنادار استفاده می‌کند: «گنسریک، نامی که در ویرانی امپراتوری روم، شایسته جایگاهی هم‌رتبه با نام‌های آلاریک و آتیلا بوده است.» اوریاه اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۸۱، ۴۸۴.

اسمیت در حالی که از مورخ گیبون، که به نمادهای تاریخی سه شیپور نخست اشاره کرده بود، نقل‌قول می‌کرد، تعیین کرد که جنسریک شیپور دوم است و سپس گفت که جنسریک «شایسته جایگاهی برابر با آلاریک و آتیلا بود». آلاریک شیپور نخست است، جنسریک دومین و آتیلا هونی شیپور سوم بود که در آیهٔ ده به آن پرداخته شده است. اسمیت اشاره کرد که شیپور دوم، که با جنسریک نمایانده شده، مربوط به تاریخ «۴۲۸–۴۶۸» است. سپس اسمیت آیهٔ ده را که شیپور سوم را مشخص می‌کند نقل می‌کند و روایت خود را ادامه می‌دهد:

در تفسیر و تطبیق این بخش، به سومین رویداد مهمی می‌رسیم که به براندازی امپراتوری روم انجامید. و در یافتن تحقق تاریخی این شیپور سوم، به‌خاطر چند گزیده، مدیون یادداشت‌های دکتر آلبرت بارنز خواهیم بود. در توضیح این متن مقدس، لازم است، همان‌گونه که این مفسر می‌گوید، «که باید سردار یا جنگجویی باشد که بتوان او را به شهابی فروزان تشبیه کرد؛ که سیرش به‌گونه‌ای شگرف درخشان باشد؛ که ناگهان مانند ستاره‌ای شعله‌ور پدیدار شود، و سپس ناپدید گردد، همچون ستاره‌ای که نورش در آب‌ها خاموش شده است.» - یادداشت‌ها بر مکاشفه ۸.

در اینجا فرض بر این است که این شیپور اشاره دارد به جنگ‌های ویرانگر و یورش‌های سهمگین آتیلا علیه قدرت روم، که او آن‌ها را در رأس انبوه سپاهیان هون خود پیش می‌برد...

«و نام ستاره افسنتین خوانده می‌شود [به معنای پیامدهای تلخ].» این کلمات—که همان‌گونه که حتی نشانه‌گذاری در نسخهٔ ما نشان می‌دهد، پیوند نزدیک‌تری با آیهٔ پیشین دارند—برای لحظه‌ای ما را به شخصیت آتیلا، به رنج‌هایی که او پدیدآورنده یا ابزار آن بود، و به وحشتی که نامش برمی‌انگیخت، بازمی‌گردانند.

««ریشه‌کنی کامل و محو»، عبارتی است که بهترین بیانگرِ بلایایی است که او وارد کرد. او خود را «تازیانهٔ خدا» می‌نامید.» اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۸۴، ۴۸۷.

تاریخ شیپور سوم، که با آتیلای هون نمایانده شده است، از سال ۴۴۱ آغاز شد و تا مرگ او در سال ۴۵۳ ادامه یافت. سپس اسمیت آیهٔ دوازدهم را نقل می‌کند که شیپور چهارم را معرفی می‌کند و پادشاه بربر، اودوآکر، را توصیف می‌کند؛ جایی که نمادپردازی سه‌گانهٔ روم غربی با خورشید، ماه و ستارگان نمایانده شده است. او سه نماد را چنین تبیین می‌کند: «خورشید، ماه و ستارگان—زیرا بی‌تردید در این‌جا به‌عنوان نماد به کار رفته‌اند—آشکارا بر چراغ‌های فروزان حکومت روم دلالت دارند: امپراتوران، سناتورها و کنسول‌ها.» اسقف نیوتن یادآور می‌شود که آخرین امپراتور روم غربی رومولوس بود که به طعنه «آوگوستولوس» یا «آگوستوسِ کوچک» خوانده می‌شد. روم غربی در سال ۴۷۶ میلادی سقوط کرد. با این همه، هرچند خورشید رومی خاموش شد، نورهای تابع آن تا هنگامی که سنا و کنسول‌ها برقرار بودند کم‌سو می‌درخشیدند. اما پس از بسیاری شکست‌های داخلی و دگرگونی‌های بخت سیاسی، سرانجام در سال ۵۶۶ میلادی، تمام ساختار حکومت باستانی برانداخته شد و خودِ روم از امپراتریسِ جهان بودن به دوکی‌نشینی فقیر که خراج‌گزار اگزارخِ راونا بود تنزل یافت.» یوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۸۷.

در اینجا شاهد دیگری بر تقسیم سه‌گانهٔ روم می‌یابیم؛ تقسیمی که پیش‌نمونهٔ اتحاد سه‌گانهٔ رومِ مدرن است. در مورد روم شرقی و امپراتور کنستانتین، این تقسیم سه‌گانه با سه پسر او نمود می‌یافت، اما در روم غربی، این امر در قالب شکل سه‌گانهٔ حکومت آنان جلوه داشت. سپس اسمیت بیان می‌کند که خورشید و ماه و ستارگان نمایانگر ترتیب مشخصی هستند که بر اساس آن روم غربی سرنگون شد. او روایت خود را با مقدمهٔ زیر دربارهٔ سه شیپورِ آخر به پایان می‌برد.

اگرچه مصیبت‌هایی که نخستین یورش‌های این بربرها بر امپراتوری وارد آوردند هولناک بودند، اما در قیاس با مصیبت‌هایی که در پی می‌آمدند، نسبتاً سبک به شمار می‌رفتند. آن‌ها جز قطرات آغازینِ بارانی نبودند پیش از سیلی که به‌زودی بر جهان روم فرو می‌ریخت. سه شیپورِ باقیمانده در ابرِ اندوهی پوشیده شده‌اند، چنان‌که در آیاتِ زیر آمده است.

آیه ۱۳. و دیدم و شنیدم فرشته‌ای را که در میان آسمان پرواز می‌کرد و با آواز بلند می‌گفت: وای، وای، وای بر ساکنان زمین، به سبب دیگر بانگ‌های شیپورِ آن سه فرشته که هنوز باید شیپورهایشان را بنوازند.

این فرشته یکی از دستهٔ هفت فرشتهٔ شیپورزن نیست، بلکه صرفاً کسی است که اعلام می‌کند سه شیپورِ باقیمانده، شیپورهایِ وای‌اند، به‌سبب رویدادهای هولناک‌تری که با نواخته شدنشان رخ خواهد داد. از این رو شیپورِ بعدی، یعنی پنجم، نخستین وای است؛ شیپورِ ششم، دومین وای؛ و هفتمی، که آخرینِ این سلسلهٔ هفت شیپور است، سومین وای. اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۹۳.

در مقالهٔ بعدی بررسیِ سه وایِ شیپورها را ادامه خواهیم داد.

مصیبت‌های رومِ امپراتوری، در هنگام سقوطش، یک‌به‌یک تا آخرین‌شان بازگو شد، تا آن‌که روم بی‌امپراتور و بی‌کنسول و بی‌سنا ماند. «زیر حکومت اکسارخ‌های راونا، روم به مرتبهٔ دوم تنزل یافت.» ثلث خورشید زده شد، و ثلث ماه، و ثلث ستارگان. تبار قیصران با از میان رفتنِ امپراتورانِ غرب منقرض نشده بود. روم، پیش از سقوط خود، تنها بخشی از قدرت امپراتوری را در اختیار داشت. قسطنطنیه با آن، فرمانروایی بر جهان را تقسیم می‌کرد. و نه گوت‌ها و نه واندال‌ها بر آن شهر که هنوز امپراتوری بود سیطره یافتند؛ شهری که امپراتورش، پس از نخستین انتقال کرسی امپراتوری به‌دست کنستانتین، بارها امپراتور روم را منصوب و نایبِ خود می‌داشت. و سرنوشت قسطنطنیه برای عصرهای دیگر محفوظ ماند و با شیپورهایی دیگر اعلام شد. از خورشید و ماه و ستارگان، تا آن هنگام تنها ثلثشان زده شده بود.

کلمات پایانیِ شیپور چهارم دلالت بر بازسازیِ آیندهٔ امپراتوریِ غربی دارد: «روز برای یک‌سومِ آن ندرخشید، و شب نیز همین‌گونه.» از حیثِ اقتدار مدنی، رُم تابعِ راونا شد، و ایتالیا ولایتی مغلوب از امپراتوریِ شرقی بود. اما، چون این موضوع بیشتر به نبوت‌های دیگر مربوط است، دفاع از پرستشِ شمایل نخستین بار قدرت‌های روحانی و دنیویِ پاپ و امپراتور را به برخوردی خشونت‌آمیز کشاند؛ و ژوستینیان با اعطای تمام اختیار بر کلیساها به پاپ، دستی یاریگر به ترویجِ برتریِ پاپی داد؛ برتری‌ای که بعدتر قدرتِ بر تخت نشاندنِ پادشاهان را به خود گرفت. در سال ۸۰۰ میلادی، پاپ عنوانِ «امپراتور رومیان» را به شارلمانی اعطا کرد. - کیت. آن عنوان بار دیگر از پادشاه فرانسه به پادشاه آلمان منتقل شد. و به‌دستِ امپراتور فرانتس دوم، حتی این عنوانِ موهوم نیز در ۶ اوت ۱۸۰۶ برای همیشه و به‌طور نهایی کنار گذاشته شد. اِی. تی. جونز، ملت‌های بزرگِ امروز، ۵۴.