اسلامِ مربوط به بلاهای نخست و دومِ باب نهمِ مکاشفه، نمایانگر داوریای بود که بر روم فرود آمد. ویلیام میلر شیپورها را «داوریهای ویژه» مینامید که بر روم وارد شدند، اما میلر نتوانست رومِ مدرن را بهعنوان اتحاد سهگانهای که جهان را به آرماگدون میکشاند، ببیند. اوریا اسمیت دریافت که شیپورها نمایانگر داوری خدا بر روماند و اینکه شیپورهای پنجم و ششم (بلاهای اول و دوم) داوریهایی بر کلیسای کاتولیک بودند.
برای شرح این شیپور، بار دیگر از نوشتههای آقای کیت بهره خواهیم گرفت. این نویسنده بهدرستی میگوید: «در میان مفسران، بهندرت دربارهٔ بخش دیگری از مکاشفه، توافقی به یکنواختیِ آنچه در خصوص انطباقِ شیپور پنجم و ششم، یا وای نخست و دوم، بر ساراسنها و ترکها وجود دارد، یافت میشود. این امر چنان آشکار است که بهسختی ممکن است نادرست فهمیده شود. بهجای آنکه یک یا دو آیه هر یک را مشخص کند، تمام فصل نهمِ مکاشفه، بهطور برابر، به توصیف هر دو اختصاص یافته است.»
«امپراتوری روم، همانگونه که با فتوحات سربرآورد، با فتوحات نیز افول کرد؛ اما ساراسنها و ترکها ابزارهایی بودند که بهواسطهٔ آنها دینی باطل به تازیانهٔ کلیسای مرتد بدل شد؛ و از اینرو، بهجای آنکه شیپورهای پنجم و ششم، مانند پیشینیان، تنها با همان نام نامیده شوند، آنان «وایها» خوانده میشوند.» اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، ۴۹۵.
آنچه میلر و اسمیت دربارهٔ کرناها بهعنوان داوری خدا بر روم درنیافتند، این بود که آن داوریها بهسبب اجرای اجباری پرستش خورشید پدید آمدند. در سال ۳۲۱، کنستانتین نخستین قانون یکشنبه را تصویب کرد و نه سال بعد پایتخت را از شهر روم به شهر قسطنطنیه منتقل نمود و بدینسان روند فروپاشی امپراتوری روم را آغاز کرد. در باب یازدهم کتاب دانیال، روم بتپرست قرار بود برای «یک زمان» بهطور مطلق حکومت کند، که نمایانگر سیصد و شصت سال بود؛ از نبرد آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد تا سال ۳۳۰ میلادی، هنگامی که کنستانتین پادشاهی را به غرب و شرق تقسیم کرد.
او به آرامی، حتی به پرنعمتترین نواحی ایالت، داخل خواهد شد؛ و کاری خواهد کرد که پدرانش نکردند، و نه پدرانِ پدرانش؛ غنیمت و تاراج و ثروت را در میان آنان پراکنده خواهد ساخت؛ آری، و نقشههای خود را بر ضد دژهای استوار طرح خواهد ریخت، برای زمانی معین. دانیال ۱۱:۲۴.
در طول آن سیصد و شصت سال، امپراتوری روم عملاً شکستناپذیر بود، اما به محض اینکه پایتخت به شرق منتقل شد، دیگر امکان ادارهٔ چنین امپراتوری عظیمی وجود نداشت. کنستانتین کوشید با تقسیم پادشاهی میان سه پسرش کنترل را حفظ کند، اما این کار فقط به فروپاشی امپراتوری پیشین دامن زد.
وقتی پاپیّت در سال ۵۳۸ بر تختِ زمین نشست، در سومین شورای اورلئان قانونِ یکشنبه تصویب شد. از اینرو، در سال ۶۰۶، محمد رسالتِ نبوی خود را آغاز کرد و بهصورت نمادین نمایندهٔ آن شیپوری بود که قرار بود همان باشد که مورخان آن را «تازیانهٔ یک کلیسای مرتد» مینامند. تاریخِ وایِ اول و وایِ دوم که با رسالتِ محمد در سال ۶۰۶ آغاز شد، در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، زمانی که شیپور هفتم به صدا درآمد، پایان یافت.
وای دوم گذشت؛ و اینک، وایِ سوم بهزودی میآید. و فرشتهٔ هفتم در شیپور خود دمید؛ و در آسمان صداهای بلند به گوش رسید که میگفتند: «پادشاهیهای این جهان از آنِ خداوند ما و مسیح او شدهاند؛ و او تا ابدالآباد سلطنت خواهد کرد.» مکاشفه ۱۱:۱۴، ۱۵.
در طول تاریخ دو «وایِ» نخست، قسطنطنیه، پایتخت روم شرقی، در سال ۱۴۵۳ فتح شد و روم پاپی در غرب در سال ۱۷۹۸ زخم مهلک خود را دریافت کرد. «تازیانهٔ یک کلیسای مرتد» هم روم مدنی و هم روم مذهبی را به زیر کشیده بود. اتحاد سهجانبهٔ روم مدرن در هنگام وضع قانون یکشنبهٔ نزدیکالوقوع در ایالات متحده محقق میشود.
پروتستانهای ایالات متحده در دراز کردن دستهای خود از فراز شکاف برای فشردن دست روحگرایی پیشگام خواهند بود؛ آنان از فراز ورطه نیز دست خواهند یازید تا با قدرت رومی دست بدهند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، این کشور در پایمال کردن حقوق وجدان پا جای پای روم خواهد گذاشت. مناقشهٔ بزرگ، ۵۸۸.
در آن زمان، اسلامِ وایِ سوم، داوریِ خدا را بر ضدِ رومِ معاصر، به سببِ تحمیلِ پرستشِ روزِ یکشنبه، همانگونه که با رومِ بتپرست و رومِ پاپی انجام داد، به انجام خواهد رساند. خدا در موردِ رومِ بتپرست، چهار کرنای نخست را به کار گرفت تا تا سالِ ۴۷۶ میلادی به حاکمیتِ رومی در پایتختِ رومِ غربی پایان دهد، زیرا پس از سالِ ۴۷۶، هیچ حاکمِ آن شهر از تبارِ رومی نبود. تا سالِ ۱۴۵۳، کرنای پنجمِ اسلام به حاکمیتِ رومیِ رومِ شرقی پایان بخشید. تا سالِ ۱۷۹۸، در تاریخِ کرنای ششمِ اسلام، به حاکمیتِ پاپی بر تقسیمِ دهگانهٔ پیشینِ ملتهای اروپا پایان داده شد. زوالِ پادشاهیِ دنیویِ روم، هم در غرب و هم در شرق، و نیز پادشاهیِ دینیِ روم، در پیِ اجرای اجباریِ پرستشِ بتپرستانهٔ خورشید رخ داد.
مردم ایالات متحده مردمی مورد لطف بودهاند؛ اما هنگامی که آزادی دینی را محدود کنند، پروتستانتیسم را کنار بگذارند و از پاپیگری حمایت کنند، پیمانهی گناهشان پر خواهد شد و «ارتداد ملی» در کتابهای آسمان ثبت خواهد شد. نتیجهی این ارتداد، ویرانی ملی خواهد بود. Review and Herald، ۲ مه ۱۸۹۳.
کاربرد سهگانهٔ نبوت، بر پایهٔ ویژگیهای دو تحقق نخست، ویژگیِ تحقق نهاییِ نبوت را تعیین میکند. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ وایِ سوم در تاریخ فرا رسید. این امر در آغاز در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ فرا رسیده بود، زیرا وای سوم همان شیپور هفتم است و آن شیپور از همان زمان به صدا درآمد. اما همانند اسرائیل باستان، اسرائیل معاصر سرکشی را برگزید و بهجای به پایان رساندن کار، دورهای از سرگردانی در بیابان را رقم زد. از اینرو زمان مُهر زدنِ فرشتهٔ سوم به تأخیر افتاد تا اینکه در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ دوباره آغاز شد.
چهل سال، بیایمانی، غرولند و سرکشی، قوم اسرائیلِ باستان را از ورود به سرزمین کنعان بازداشت. همین گناهان، ورود اسرائیلِ امروز را به کنعانِ آسمانی به تأخیر انداختهاند. در هیچیک از این دو مورد، تقصیر از وعدههای خدا نبود. این بیایمانی، دنیادوستی، فقدانِ وقف و تقدیم، و نزاع در میان کسانی که خود را متعلق به خداوند میدانند است که ما را این همه سال در این جهانِ گناه و اندوه نگاه داشته است. پیامهای برگزیده، کتاب ۲، ۶۹.
خدا تغییر نمیکند و او مطابق نورِ موجود داوری میکند. اسرائیلِ معاصر نورِ موجودِ بیشتری از اسرائیلِ قدیم داشت، و به ما گفته شده است که «همان گناهان ورودِ اسرائیلِ معاصر به کنعانِ آسمانی را به تأخیر انداختهاند.» اگر اسرائیلِ معاصر فقط نسبت به نوری که اسرائیلِ قدیم در قبالِ آن پاسخگو بود پاسخگو شمرده میشد، همان کافی بود، اما آنان نورِ بیشتری داشتند. بنابراین، اگر «همان گناهان» بودند که باعث شدند «اسرائیلِ قدیم» به مدت «چهل سال» در بیابان سرگردان شود، آنگاه نهتنها اسرائیلِ معاصر در شورشِ ۱۸۶۳ به «بیابان» تبعید شد، بلکه به همان اندازه با قطعیت برایشان مقدر بود که همانجا بمیرند. «گناهان» آنان کارِ فرشتهٔ سوم را تا به امروز به تأخیر انداختهاند.
فرشته گفت: «فرشتهٔ سوم آنان را برای خرمنگاه آسمانی در دستهها میبندد، یا مُهر میکند.» این گروه کوچک رنجدیده به نظر میرسیدند، گویی از آزمایشها و نبردهای سختی گذشته بودند. و چنان مینمود که گویی خورشید تازه از پسِ ابری برآمده و بر چهرههایشان تابیده است، بهگونهای که پیروزمند به نظر میرسیدند، چنانکه انگار پیروزیهایشان تقریباً به دست آمده بود. نوشتههای اولیه، ۸۸.
همان گناهانی که اسرائیلِ باستان را به مرگ در بیابان محکوم کردند، کارِ سومین فرشته را که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ رسید، به تأخیر انداختهاند.
پس از آنکه عیسی درِ قدسالاقداس را گشود، نورِ سبت آشکار شد و قومِ خدا آزموده شدند، چنانکه قدیماً بنیاسرائیل آزموده شدند، تا دیده شود آیا شریعتِ خدا را نگاه خواهند داشت یا نه. دیدم فرشتهٔ سوم رو به بالا اشاره میکند و راهِ قدسالاقداسِ معبدِ آسمانی را به نومیدشدگان نشان میدهد. چون به ایمان به قدسالاقداس وارد میشوند، عیسی را مییابند و امید و شادی از نو در آنان میجوشد. دیدم که به گذشته مینگرند و آن را مرور میکنند، از اعلامِ ظهورِ ثانیِ عیسی، تا سراسرِ تجربهشان تا به سپریشدنِ وقت در سال ۱۸۴۴. نومیدیشان را تبیینشده میبینند و شادی و یقین بار دیگر ایشان را جان میبخشد. فرشتهٔ سوم گذشته و حال و آینده را روشن ساخته است، و ایشان میدانند که خدا بهراستی آنان را به عنایتِ رازآمیزِ خویش هدایت کرده است. نوشتههای نخستین، ۲۵۴.
فرشتهٔ سوم، فرشتهٔ مُهرکننده است و او در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آمد، اما کار او به سبب همان گناهانی به تأخیر افتاد که باعث شدند اسرائیلِ باستان در بیابان بمیرد. تأخیری که شورشِ سال ۱۸۶۳ پدید آورد، تأخیری در کارِ فرشتهٔ سوم بود؛ بنابراین مُهر کردن بیش از صد سال با مانع روبهرو بوده و به تعویق افتاده است.
[سفر اعداد ۳۲:۶-۱۵، نقلشده.] خداوند خدایی غیور است، اما با این حال نسبت به گناهان و تعدیات قوم خود در این نسل شکیبایی بسیار میورزد. اگر قوم خدا مطابق مشورت او رفتار کرده بودند، کار خدا پیشرفت کرده بود و پیامهای حقیقت به همه مردمِ ساکن بر روی تمام زمین رسانده شده بود. اگر قوم خدا به او ایمان آورده و عامل کلامش شده بودند، اگر فرمانهای او را نگاه داشته بودند، فرشتهای، در حالی که در آسمان پرواز میکرد، با پیامی خطاب به چهار فرشتهای که باید بادها را رها کنند تا بر زمین بوزند، نمیآمد و فریاد نمیزد: «نگه دارید، نگه دارید چهار باد را تا بر زمین نوزند، تا وقتی که بندگان خدا را بر پیشانیهایشان مُهر زده باشم.» اما چون مردم نافرمان، ناسپاس و نامقدساند، همانگونه که اسرائیل قدیم بود، زمان به درازا کشیده شده است تا همه پیام آخرین رحمت را که با صدای بلند اعلام میشود، بشنوند. کار خداوند بازداشته شده، زمان مُهرکردن به تأخیر افتاده است. بسیاری حقیقت را نشنیدهاند. اما خداوند به آنان فرصتی خواهد داد تا بشنوند و توبه کنند، و کار عظیم خدا پیش خواهد رفت. انتشارات دستنوشتهها، جلد ۱۵، صفحه ۲۹۲.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، فرشتهٔ سوم بار دیگر آمد و زمان مُهر که از زمان شورش ۱۸۶۳ به تعویق افتاده بود، دوباره آغاز شد. این، آمدن اسلامِ وای سوم بود، که همان شیپور هفتم نیز هست و آغاز زمان مُهر را نشان میدهد. زمان مُهر با آمدن فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شد، هنگامی که شیپور هفتم به صدا درآمد، اما آن شیپور بازداشته و به تأخیر افتاد.
و آن فرشتهای که دیدم بر دریا و بر زمین ایستاده بود، دست خود را به سوی آسمان بالا برد و به او که تا ابدالآباد زنده است، که آسمان و آنچه در آن است و زمین و آنچه در آن است و دریا و آنچه در آن است را آفرید، سوگند یاد کرد که دیگر زمانی نخواهد بود؛ اما در روزهایی که صدای فرشتهٔ هفتم بلند شود، آنگاه که آغاز به نواختن کند، سرّ خدا، چنانکه به بندگان خود، یعنی پیامبران، اعلام کرده است، به انجام خواهد رسید. مکاشفه ۱۰:۵-۷.
«صدا»ی فرشتهٔ هفتم همان صدای فرشتهٔ باب هجدهمِ کتاب مکاشفه است که به هنگام فروریختن ساختمانهای عظیم شهر نیویورک نازل شد.
و پس از این امور دیدم که فرشتهای دیگر، که قدرتی عظیم داشت، از آسمان فرود آمد؛ و زمین از جلال او روشن شد. و با صدایی نیرومند به شدت فریاد زد و گفت: بابلِ عظیم سقوط کرده است، سقوط کرده است، و مسکنِ شیاطین شده، و قرارگاهِ هر روحِ ناپاک، و قفسِ هر پرندهٔ ناپاک و منفور. زیرا همهٔ ملتها از شرابِ خشمِ فحشای او نوشیدهاند، و پادشاهانِ زمین با او زنا کردهاند، و بازرگانانِ زمین از فراوانیِ ناز و نعمتِ او توانگر شدهاند. مکاشفه ۱۸:۱-۳
«صدا»ی فرشتهٔ نیرومندی که فرود میآید، به فرشتگان فرمان میدهد بادهای چهارگانه را مهار کنند؛ بادهایی که بهصورت «اسبِ خشمگینی» تصویر شدهاند و میکوشند از بند بگسلند و در مسیر خود مرگ و ویرانی به بار آورند.
فرشتگانِ خدا فرمانِ او را انجام میدهند و بادهایِ زمین را بازمیدارند، تا بادها نه بر زمین و نه بر دریا و نه بر هیچ درختی بوزند، تا زمانی که خدمتگزارانِ خدا بر پیشانیهایشان مُهر شوند. آن فرشتهی نیرومند دیده میشود که از مشرق (یا محلِ طلوعِ خورشید) بالا میآید. این نیرومندترینِ فرشتگان مُهرِ خدایِ زنده را در دست دارد، یعنی مُهرِ آن که تنها او قادر است حیات ببخشد؛ او میتواند بر پیشانیهایِ کسانی که به آنان جاودانگی، حیاتِ ابدی عطا خواهد شد، نشان یا نوشتهای حک کند. این صدای همین برترین فرشته بود که اختیار داشت به چهار فرشته فرمان دهد تا چهار باد را مهار کنند تا وقتی که این کار به انجام برسد، و تا آنگاه که او فرمانِ رها ساختنشان را صادر کند. گواهیها برای خدمتگزاران، ۴۴۵.
فرشتهای که به چهار فرشته فرمان میدهد که بادها را بازدارند، همان فرشتهٔ مکاشفه، فصل هجدهم، است که زمین را با جلال خود روشن میکند، و «صدای قوی» او صدای فرشتهٔ هفتم است.
و چه تصویری در مکاشفهٔ ۷ برای تأمل و تسلی و دلگرمی ما ارائه شده است! چهار فرشته مأمور شدهاند کاری را بر روی زمین انجام دهند. اما آن یگانهای که با دادنِ خود بهعنوان فدیه، جهان را خرید، گروه برگزیدهای دارد. چه کسانی؟ آنان که همهٔ احکام خدا را نگاه میدارند و ایمانِ عیسی را دارند.
توجه یوحنا به صحنهای دیگر جلب شد: «و دیدم فرشتهای دیگر که از مشرق بالا میآمد و مُهر خدای زنده را داشت» (مکاشفه 7:2). این کیست؟ فرشتهٔ عهد. او از طلوع آفتاب میآید. او آفتابِ برآمده از اعلیٰ است. او نورِ جهان است. «در او حیات بود و آن حیات نورِ انسانها بود» (یوحنا 1:4). این همان کسی است که اشعیا توصیف میکند: «زیرا برای ما ولدی زاده شد و پسری به ما عطا گردید؛ و سلطنت بر دوش او خواهد بود؛ و نام او عجیب، مشیر، خدای قدیر، پدر سرمدی، سرور سلامتی خوانده خواهد شد» (اشعیا 9:6). او به آواز بلند ندا داد، همچون کسی که بر لشکرهای فرشتگان آسمان—که به آنان اختیار داده شده بود تا به زمین و دریا آسیب رسانند—برتری داشت، و گفت: «نه به زمین و نه به دریا و نه به درختان آسیب نرسانید تا وقتی که بندگان خدای خود را بر پیشانیهایشان مُهر کنیم» (مکاشفه 7:2، 3).
در اینجا الهی و انسانی متحد شدهاند. فرمان به چهار فرشته داده میشود تا چهار باد را مهار کنند تا زمانی که فراخوان او را دریافت کنند. تمام باب را بخوانید. ندای «آسیب نرسانید» از سوی احیاکننده، نجاتدهنده، سر داده میشود.
داوری و خشم فقط برای مدت کوتاهی میبایست مهار شوند تا کاری معین به انجام برسد. این پیام، آخرین پیامِ هشدار و رحمت، در انجام کار خود به سبب عشق خودخواهانه به پول، عشق خودخواهانه به آسایش، و نابسندگی انسان برای انجام کاری که باید انجام شود، به تعویق افتاده است. آن فرشتهای که باید زمین را با جلال خود روشن سازد، در انتظار ابزارهای انسانی مانده است که از طریق آنان نور آسمان بتابد، و آنان بدینسان همکاری میکنند تا آن پیام را، با اهمیت مقدس و موقر آن، که سرنوشت جهان را رقم خواهد زد، ارائه کنند. Manuscript Releases، جلد ۱۵، صفحه ۲۲۲.
فرشته سوم، که مسیح است، همچنین فرشته مُهر نیز هست که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ رسید، اما به سبب نافرمانی قوم خدا، کار او در مُهر نهادن بر یکصد و چهل و چهار هزار نفر تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به تعویق افتاد. سپس اسلامِ وای سوم، ساختمانهای بزرگ نیویورک را فرو ریخت و فرایند مُهرگذاری آغاز شد. در آن هنگام ملّتها «خشمگین شدند، اما مهار شدند». نخستین صدا در فصل هجدهم مکاشفه، همان صدایی است که به چهار فرشته فرمان میدهد که دست نگه دارند، در حالی که قوم خدا مُهر میشوند.
عیسی همواره پایان را با آغاز به تصویر میکشد و در ۲۶ فوریهٔ ۱۹۹۳، اسلامِ وایِ سوم یک بمبِ کامیونی را در پارکینگِ زیرزمینیِ برجِ شمالیِ مرکزِ تجارتِ جهانی منفجر کرد. این انفجار خسارتِ قابلتوجهی به ساختمان وارد کرد، شش نفر را کشت و بیش از هزار نفرِ دیگر را زخمی کرد. هرچند این حمله برجها را فرو نیاورد، اما اقدامی مهمِ تروریستی در خاک آمریکا بود و پیشدرآمدِ رویدادهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهشمار میرفت.
زمان مهر شدن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، اما هشت سال پیشتر، یک پیشهشدار را نیز در بر داشت. حمله اسلامی به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ پیشهشداری از پایان زمان مهر شدن است. ویژگیهای نبوی وای سوم با ویژگیهای نبوی دو وای نخست تثبیت شدهاند. در آیات آغازینِ باب نهمِ مکاشفه، مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر به تصویر کشیده شده است.
در مقالهٔ بعدی به آن موضوع خواهیم پرداخت.
اگر چنین صحنههایی در پیش باشد، چنین داوریهای سهمگینی بر جهانی گناهکار، پناهگاه قوم خدا کجا خواهد بود؟ چگونه تا زمانی که خشم سپری شود، در امان خواهند بود؟ یوحنا عناصر طبیعت—زلزله، توفان و کشمکش سیاسی—را چنین میبیند که به دست چهار فرشته نگاه داشته شدهاند. این بادها تحتِ کنترلاند تا وقتی که خدا فرمان رها کردنشان را بدهد. همین، مایهٔ ایمنی کلیسای خداست. فرشتگان خدا فرمان او را بهجا میآورند و بادهای زمین را بازمیدارند، تا باد نه بر زمین بوزد و نه بر دریا و نه بر هیچ درختی، تا زمانی که بندگان خدا بر پیشانیهایشان مُهر شوند. فرشتهٔ نیرومند دیده میشود که از مشرق (یا از طلوع خورشید) بالا میآید. این نیرومندترینِ فرشتگان مُهر خدای زنده را در دست دارد؛ یعنی مُهرِ او که تنها اوست که میتواند حیات ببخشد، که میتواند بر پیشانیها نشان یا کتیبهای بنگارد؛ کسانی که به آنان بیمرگی، حیات جاودان، عطا خواهد شد. همین صدای والاترین فرشته بود که اقتدار داشت به چهار فرشته فرمان دهد تا چهار باد را مهار کنند تا این کار انجام گیرد، و تا آنگاه که او فرمان رها کردنشان را بدهد.
کسانی که بر جهان، نفس و شیطان غلبه میکنند، از برگزیدگانی هستند که مُهر خدای زنده را دریافت خواهند کرد. آنانی که دستهایشان پاک نیست و دلهایشان طاهر نیست، مُهر خدای زنده را نخواهند داشت. کسانی که گناه را طرح میریزند و آن را به جا میآورند، نادیده گرفته خواهند شد. تنها آنان که در پیشگاه خدا، در موضعِ کسانی قرار دارند که در روز عظیمِ کفّارهٔ ضدنوعی توبه میکنند و به گناهان خود اعتراف مینمایند، به رسمیت شناخته میشوند و بهعنوان شایستگانِ حمایتِ خدا نشاندار خواهند شد. نامهای کسانی که استوارانه چشمبهراه و منتظر و مراقبِ ظهورِ نجاتدهندهٔ خویشاند — با اشتیاق و آرزومندی بیش از آنان که چشمبهراهِ صبحاند — در زمرهٔ مُهرشدگان به شمار خواهند آمد. کسانی که، با آنکه همهٔ نورِ حقیقت بر جانشان میتابد و باید اعمالی درخورِ ایمانی که بدان اعتراف میکنند داشته باشند، اما فریفتهٔ گناه میشوند، در دلهای خود بُتان برپا میکنند، جانهای خود را در برابر خدا تباه میسازند و کسانی را که با ایشان در گناه شریک میشوند میآلایند، نامهایشان از دفترِ حیات محو خواهد شد و در تاریکیِ نیمهشب رها خواهند شد، بیآنکه در ظرفهای خود روغنی برای چراغهایشان داشته باشند. «برای شما که از نام من میترسید، آفتابِ عدالت طلوع خواهد کرد و شفا در بالهای او خواهد بود.»
"این مُهر کردنِ بندگان خدا همان است که به حزقیال در رؤیا نشان داده شد. یوحنا نیز شاهدِ این مکاشفهٔ بسیار تکاندهنده بود. او دریا و موجها را دید که خروشان بودند، و دلهای مردم از ترس از کار میافتاد. او دید که زمین جنبید و کوهها به میان دریا برده شدند (که به معنای واقعی کلمه در حال رخ دادن است)، آب آن خروشان و پرتلاطم بود، و کوهها از خیزش آن میلرزیدند. به او بلاها، طاعون، قحطی و مرگ نشان داده شد که مأموریت هولناک خود را به انجام میرساندند." شهادتها برای خادمان، ۴۴۵.