مهرگذاری در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، زمانی که فرشتهٔ نیرومندِ باب هجدهمِ مکاشفه فرود آمد. نمونۀ فرود آمدنِ او، فرود آمدنِ فرشتهٔ باب دهمِ مکاشفه در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ بود و نیز فرود آمدنِ روح‌القدس در تعمیدِ مسیح. تعمیدِ مسیح به بارانِ پسین اشاره می‌کند، هنگامی که با فرود آمدنِ آن، ساختمان‌های بزرگ شهر نیویورک به زیر کشیده شدند. قدرتِ از بالا آغاز شد، و نیز در همان زمان قدرتِ از پایین (چاهِ بی‌پایان) باید آشکار می‌شد، زیرا کلامِ خدا هرگز باطل نمی‌شود.

وقتی مسیح تعمید گرفت، بلافاصله به بیابان رفت و چهل روز روزه گرفت؛ سپس شیطان او را با سه وسوسه آزمود. هر یک از آن سه وسوسه، نمایانگر ویژگی‌های اصلی یکی از سه قدرتی است که جهان را به سوی آرماگدون رهبری می‌کنند. آن سه وسوسه عبارت بودند از: غرور، که ویژگی اژدهاست؛ اشتها، که ویژگی وحش است؛ و جسارتِ بی‌جا، که ویژگی نبی کاذب است. در توصیف کلاسیک اشعیا، لوسیفر مظهرِ غرور و خودبزرگ‌بینی است.

چگونه از آسمان فرو افتاده‌ای، ای لوسیفر، پسرِ صبح! چگونه به زمین سرنگون شده‌ای، تو که ملّت‌ها را ناتوان می‌کردی! زیرا در دل خود گفتی: به آسمان صعود خواهم کرد، تخت خود را بر فراز ستارگان خدا برافراشته خواهم ساخت؛ نیز بر کوه اجتماع، در جانب‌های شمال خواهم نشست؛ بر فراز بلندی‌های ابرها صعود خواهم کرد؛ مانند حضرت اعلی خواهم بود. امّا تو به هاویه، به کناره‌های گودال فرو آورده خواهی شد. آنان که تو را می‌بینند با دقّت بر تو می‌نگرند و در تو تأمّل می‌کنند و می‌گویند: آیا این همان مرد است که زمین را به لرزه انداخت و پادشاهی‌ها را لرزاند؟ اشعیا ۱۴:۱۲-۱۶

لوسیفر پنج بار در دل خود اعلام می‌کند: «من خواهم کرد.» شیطان، که زمانی «حاملِ نور» (لوسیفر) نام داشت و اکنون تنها تاریکی را با خود دارد، همان کسی است که «ملت‌ها را به لرزه درآورد.» طبق نبوت، او با «ملت‌ها» مرتبط است، زیرا او رهبرِ هم‌پیمانیِ شریرِ ملت‌ها و نیز هم‌پیمانیِ بازرگانانی است که در مکاشفه، فصل‌های هفده و هجده، معرفی شده‌اند.

"پادشاهان و حاکمان و والیان بر خود داغ ضد مسیح نهاده‌اند و چون آن اژدها تصویر شده‌اند که می‌رود تا با مقدسان، با آنان که احکام خدا را حفظ می‌کنند و ایمان عیسی را دارند، جنگ کند." شهادت‌ها برای روحانیان، ۳۸.

در هنگام تعمید مسیح، روح‌القدس فرود آمد و به‌گونه‌ای نمونه‌وار دوران پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را نشان می‌داد. پس از تعمید او، شیطان مسیح را وسوسه کرد و پیشنهاد داد قدرتی را که خود برای فرمانروایی بر پادشاهی‌های جهان به کار می‌برد، به مسیح بدهد؛ زیرا در هنگام سقوط آدم، شیطان حاکم پادشاهی‌های جهان شده بود.

و ابلیس او را بر فراز کوهی بلند برد و در یک لحظه همه پادشاهی‌های جهان را به او نشان داد. و ابلیس به او گفت: تمام این قدرت و جلالشان را به تو خواهم داد، زیرا به من سپرده شده است و آن را به هر که بخواهم می‌دهم. پس اگر مرا پرستش کنی، همهٔ اینها از آنِ تو خواهد بود. عیسی پاسخ داد و به او گفت: از من دور شو، ای شیطان! زیرا نوشته شده است: «خداوند، خدای خود را پرستش کن و تنها او را خدمت کن.» لوقا ۴:۵-۸.

دو ویژگیِ اصلیِ رمِ پاپی (وحش) عبارت‌اند از زناکاریِ او و «غذا» و نوشیدنیِ مسمومی که توزیع می‌کند.

با این حال چند چیز بر تو دارم، زیرا اجازه می‌دهی آن زن، ایزابل، که خود را نبیّه می‌خوانَد، تعلیم دهد و بندگانم را بفریبد تا زنا کنند و چیزهای قربانی‌شده برای بت‌ها را بخورند. مکاشفه ۲:۱۴.

«خوراک» و نوشیدنی‌ای که او عرضه می‌کند، همان آموزه‌های دروغین او هستند.

گناه بزرگی که به بابل نسبت داده شده این است که او «همه قوم‌ها را از شراب خشم زنای خود نوشانید.» این جام مستی که او به جهان عرضه می‌کند نمایانگر تعالیم باطلی است که او در نتیجه پیوند نامشروعش با بزرگان زمین پذیرفته است. مناقشه بزرگ، ۳۸۸.

وحشِ کاتولیسیسم همچنین جهان را به‌وسیلهٔ جادوگری‌هایش فریب می‌دهد، که باز هم چیزی است که به‌طور درونی مصرف می‌شود.

و نور چراغ دیگر هرگز در تو نخواهد تابید؛ و صدای داماد و عروس دیگر هرگز در تو شنیده نخواهد شد؛ زیرا تاجران تو بزرگان زمین بودند؛ زیرا به‌سبب جادوگری‌های تو همهٔ قوم‌ها فریب خوردند. مکاشفه ۱۸:۲۳.

واژهٔ یونانی‌ای که به «سحر و جادو» ترجمه شده، «فارماکیا» است، به معنای داروها. جام زرینی که در دست اوست، نه تنها نماد جامی برای نوشیدن شراب است، بلکه همچنین جامی است که در آن معجون‌های داروییِ جادویی‌اش تهیه و عرضه می‌شوند. در دنیای مدرن امروز، آن معجون‌های جادویی با سرنگ‌ها تزریق می‌شوند، نه چندان در یک جام. هنگامی که شیطان پس از قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد ظاهر شود، معجزات شفابخشی انجام خواهد داد. معجزاتی که با معجون‌ها و آموزه‌های باطل دستگاه پاپی پیوند دارند، با این صحنه نمایانده شد که شیطان به مسیح گفت معجزه‌ای بکند و سنگ را به نان تبدیل کند.

تاریخِ پیش‌گویانه، پیش و پس از قانون یکشنبه، دارای ویژگی‌های یکسانی است. دورهٔ آزمایشِ تمثالِ وحش برای ادونتیسم که به قانون یکشنبه در ایالات متحده منجر می‌شود، نمونه‌ای برای دورهٔ آزمایشِ تمثالِ وحش در سراسر جهان به‌شمار می‌رود. از همین رو به ما گفته شده است که: «همان بحران بر قوم ما در همهٔ نقاط جهان خواهد آمد.»

معجزاتِ شفاهای شیطانی که پس از وضع قانون یکشنبه توسط شیطان انجام می‌شوند، نمایانگر «افسونگری‌های» به‌اصطلاح پزشکی‌اند که در سیر تاریخی‌ای که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، به مردم قالب می‌شوند. عیسی فرمود: «انسان تنها با نان زندگی نمی‌کند، بلکه با هر کلامی که از جانب خداست.» «خوراکِ» روم، سنت‌ها و رسومی است که آن‌ها را بالاتر از کلام خدا قرار می‌دهد.

در جنبش‌هایی که اکنون در ایالات متحده برای به دست آوردن حمایت دولت از نهادها و رسوم کلیسا در جریان است، پروتستان‌ها گام در جای پای پاپیان می‌گذارند. بلکه فراتر از این، آنان در را بر روی دستگاه پاپی می‌گشایند تا در آمریکای پروتستان، برتری‌ای را که در دنیای قدیم از دست داده بود، باز به دست آورد. و آنچه به این حرکت اهمیت بیشتری می‌بخشد این است که هدف اصلیِ مورد نظر، اجرای اجباری رعایت یکشنبه است؛ رسمی که از رم سرچشمه گرفته و آن را نشانه اقتدار خود می‌خوانَد. این روح پاپی است (روح همنوایی با رسوم دنیوی، حرمت نهادن به سنت‌های انسانی فراتر از احکام خدا) که در کلیساهای پروتستان رسوخ می‌کند و آنان را برمی‌انگیزد تا همان کارِ بزرگداشتِ یکشنبه را انجام دهند که دستگاه پاپی پیش از آنان انجام داده است. مناقشه عظیم، ۵۷۳.

سنت و عرف «خوراک» عقیدتی‌ای هستند که وحش به جای کلامِ خدا می‌گذارد تا بت‌پرستیِ وثنیِ خود را اعتلا بخشد.

ما درنمی‌یابیم کلیسای روم چگونه می‌تواند خود را از اتهام بت‌پرستی تبرئه کند. درست است که ادعا می‌کند خدا را از طریق این تصاویر پرستش می‌کند؛ بنی‌اسرائیل نیز وقتی در برابر گوسالهٔ زرین سر فرود آوردند چنین کردند. اما خشم خداوند بر آنان برافروخته شد و بسیاری هلاک شدند. خدا آنان را بت‌پرستان ناپارسا خواند، و امروز نیز همان حکم در دفاتر آسمانی بر ضد کسانی ثبت می‌شود که تصاویر قدیسان و به‌اصطلاح مردان مقدس را می‌پرستند.

و این همان دینی است که پروتستان‌ها آغاز کرده‌اند با حسن نظر بسیار بدان بنگرند و سرانجام با پروتستانیسم متحد خواهد شد. اما این اتحاد از راه تغییر در کاتولیسیسم تحقق نخواهد یافت؛ زیرا رم هرگز تغییر نمی‌کند. او مدعیِ خطاناپذیری است. این پروتستانیسم است که دگرگون خواهد شد. پذیرش اندیشه‌های لیبرال از سوی آن، آن را بدان‌جا خواهد کشاند که بتواند دست کاتولیسیسم را بفشارد. «کتاب مقدس، کتاب مقدس، بنیاد ایمان ماست»، فریاد پروتستان‌ها در زمان لوتر بود، در حالی که کاتولیک‌ها فریاد می‌زدند: «آباء کلیسا، رسم، سنت.» اکنون بسیاری از پروتستان‌ها اثبات آموزه‌های خود را از کتاب مقدس دشوار می‌یابند، و با این همه شهامت اخلاقیِ پذیرش حقیقتی را که مستلزم بر دوش گرفتن صلیب است ندارند؛ از این رو شتابان به موضع کاتولیک‌ها نزدیک می‌شوند و، با به‌کارگیری بهترین استدلال‌هایی که برای گریز از حقیقت در اختیار دارند، به گواهی آبای کلیسا و رسوم و احکام انسان‌ها استناد می‌کنند. آری، پروتستان‌های سده نوزدهم در بی‌ایمانی نسبت به کتاب مقدس به‌سرعت به کاتولیک‌ها نزدیک می‌شوند. اما امروز نیز میان رم و پروتستانیسمِ لوتر، کرنمر، ریدلی، هوپر و سپاه شریف شهیدان، شکافی به همان اندازه عمیق وجود دارد که در روزگاری بود که این مردان آن اعتراض را کردند که به آنان نام «پروتستان» بخشید.

«مسیح یک پروتستان بود. او علیه پرستش رسمی قوم یهود اعتراض کرد؛ همان کسانی که مشورت خدا را بر ضد خود رد کردند. او به آنان گفت که فرمان‌های انسان‌ها را به‌عنوان تعالیم تعلیم می‌دهند و اینکه آنان مدعیان دروغین و ریاکارند. همچون قبور سفیدکاری‌شده از بیرون زیبا بودند، اما در درون آکنده از ناپاکی و فساد. ریشهٔ اصلاح‌گران به مسیح و رسولان بازمی‌گردد. آنان بیرون آمدند و خود را از دینی متکی بر ظواهر و تشریفات جدا کردند. لوتر و پیروانش دینِ اصلاح‌شده را اختراع نکردند؛ آنان صرفاً همان را که مسیح و رسولان عرضه کرده بودند پذیرفتند. کتاب‌مقدس به‌عنوان راهنمایی بسنده به ما عرضه شده است؛ اما پاپ و کارگزارانش آن را از دسترس مردم دور می‌کنند، گویی لعنتی است، زیرا ادعاهایشان را برملا می‌کند و بت‌پرستی‌شان را توبیخ می‌کند.» ریویو اند هرالد، ۱ ژوئن ۱۸۸۶.

معجزه‌های شفابخشی که پایهٔ روح‌گرایی را تشکیل می‌دهند، مایهٔ کارِ او هستند.

بسیاری می‌کوشند نمودهای روحی را با نسبت دادن کامل آنها به تقلب و تردستی از سوی مدیوم توجیه کنند. اما هرچند درست است که نتایج حقه‌بازی بارها به‌عنوان نمودهای واقعی جا زده شده‌اند، نمایش‌های چشمگیری از قدرت ماوراءالطبیعه نیز رخ داده است. آن تق‌تق‌های مرموزی که روح‌گرایی نوین با آنها آغاز شد، حاصل نیرنگ یا حیله‌گری انسانی نبود، بلکه کار مستقیم فرشتگان شریر بود که بدین‌سان یکی از موفق‌ترین فریب‌های روح‌ویرانگر را به میان آوردند. بسیاری به‌واسطهٔ این باور که روح‌گرایی صرفاً یک فریب انسانی است، به دام خواهند افتاد؛ و چون با نمودهایی روبه‌رو شوند که چاره‌ای جز ماورایی دانستن آنها ندارند، فریب خواهند خورد و به پذیرش آنها به‌عنوان قدرت عظیم خدا کشانده خواهند شد.

این اشخاص شهادت کتاب‌مقدس را درباره شگفتی‌هایی که به‌دست شیطان و عاملان او انجام شده است نادیده می‌گیرند. با مدد شیطانی بود که جادوگران فرعون توانستند کار خدا را تقلید کنند. پولس شهادت می‌دهد که پیش از ظهور دوم مسیح، جلوه‌های مشابهی از قدرت شیطانی رخ خواهد داد. آمدن خداوند مسبوق خواهد بود به «عملِ شیطان با تمام قدرت و آیات و عجایب دروغین، و با همه فریبندگیِ ناراستی.» دوم تسالونیکیان ۲:۹،۱۰. و رسول یوحنا، در وصفِ قدرتِ انجامِ معجزه که در روزهای آخر ظاهر خواهد شد، می‌گوید: «او عجایبِ عظیم به‌جا می‌آورد، به‌طوری که آتش را در نظر مردم از آسمان بر زمین فرود می‌آورد، و به‌وسیله همان معجزاتی که قدرت انجامشان را دارد، ساکنانِ زمین را می‌فریبد.» مکاشفه ۱۳:۱۳، ۱۴. آنچه در اینجا پیشگویی شده، صرفاً فریبکاری و تظاهر نیست. مردم به‌وسیله معجزاتی فریب می‌خورند که عاملانِ شیطان قدرتِ انجامشان را دارند، نه آن‌هایی که وانمود به انجامشان می‌کنند. مناقشه عظیم، ۵۵۳.

تعالیم باطلی که بر رسوم و سنت‌ها بنا شده‌اند، تجلیات روح‌گرایانهٔ معجزات، صنعتِ جعلیِ پزشکی-صنعتی و ترکیبِ کلیساگری با کشورداری، همه از صفاتِ وحشِ کاتولیسیسم‌اند. تکبّر ویژگیِ قدرتِ اژدهاست. جسارت ویژگیِ نبیِ کاذبِ پروتستانیسمِ مرتد است.

و عیسی که پر از روح‌القدس بود، از اردن بازگشت و به وسیلهٔ روح به بیابان هدایت شد؛ و به مدت چهل روز از سوی ابلیس وسوسه می‌شد. و در آن روزها هیچ چیز نخورد، و چون آن روزها به پایان رسیدند، پس از آن گرسنه شد. و ابلیس به او گفت: اگر پسرِ خدا هستی، به این سنگ فرمان بده تا نان گردد. و عیسی در پاسخ او گفت: نوشته شده است: انسان تنها با نان زندگی نمی‌کند، بلکه با هر کلامِ خدا. لوقا ۴:۱‏–‏۴.

پنداشت اسم‌واژه‌ای است که به عمل یا موردِ درست انگاشتنِ چیزی بدون شواهد یا اثبات کافی اشاره دارد. این کار مستلزم داوری کردن یا نتیجه‌گیری بر پایهٔ اطلاعات ناقص یا ناکافی است. پنداشت همچنین می‌تواند دلالت بر سطحی از اطمینان نسبت به پنداشتِ فرد داشته باشد، حتی زمانی که ممکن است به‌طور کامل موجه نباشد.

پروتستانتیسم مرتد یکشنبه را به‌عنوان روز عبادت خدا پذیرفته است، بی‌آنکه هیچ دلیلی از کلام خدا برای پشتیبانی از آن اندیشه‌ی غلط داشته باشد؛ و این را در حالی انجام می‌دهند که خودآگاهانه اظهار می‌کنند پروتستان‌اند، و شعارشان «تنها کلام خدا» است، یا چنان‌که مارتین لوتر اعلام کرد: «Sola Scriptura!» آن را بر پایه سنت‌ها و رسوم کلیسای رومی می‌پذیرند، یا شاید صرفاً به‌عنوان میراثی پذیرفته‌شده از نیاکانشان. با فریاد بلند فرشتهٔ سوم، این حقیقت به‌روشنی آشکار خواهد شد که به‌هیچ‌وجه نمی‌توان از کتاب مقدس توجیهی برای پرستش خورشید ارائه کرد؛ و آنگاه کسانی که بر این گمان نادرست خود پافشاری کنند، نشان وحش را دریافت خواهند کرد.

اگر نورِ حقیقت بر شما عرضه شده، سبتِ فرمانِ چهارم را آشکار کرده و نشان داده که برای تقدیس یکشنبه هیچ مبنایی در کلامِ خدا وجود ندارد، و با این همه هنوز به سبتِ دروغین می‌چسبید و از تقدیس آن سبتی که خدا آن را «روز مقدس من» می‌خواند سر باز می‌زنید، نشانِ وحش را دریافت می‌کنید. این در چه زمانی رخ می‌دهد؟ — زمانی که از فرمانی اطاعت می‌کنید که شما را امر می‌کند در روز یکشنبه از کار دست بکشید و خدا را پرستش کنید، در حالی که می‌دانید در کتاب‌مقدس حتی یک کلمه نیست که نشان دهد یکشنبه چیزی جز یک روزِ کاریِ عادی است، شما به دریافتِ نشانِ وحش رضایت می‌دهید و مهرِ خدا را رد می‌کنید. اگر این نشان را بر پیشانی‌ها یا دست‌هایمان دریافت کنیم، داوری‌هایی که بر نافرمانان اعلام شده است ناگزیر بر ما فرود خواهد آمد. اما مهرِ خدای زنده بر کسانی نهاده می‌شود که سبتِ خداوند را از روی وجدان نگاه می‌دارند. ریویو و هرالد، ۲۷ آوریل ۱۹۱۱.

ضعفِ شناخته‌شدهٔ حزب جمهوری‌خواه تمایل آنان به این است که فرض بگیرند رقبای سیاسی‌شان عادل و صادق‌اند، در حالی که ثمرات حزب دموکرات آشکارا نشان می‌دهد که آنان فرزندانِ پدرِ دروغ‌ها هستند. جمهوری‌خواهان بارها و به‌طور مستمر حرف رقبای سیاسی‌شان را بی‌چون‌وچرا می‌پذیرند، در حالی که بارها به آنان نشان داده شده که رقبایشان هرگز به قول خود پایبند نمی‌مانند. آنان انگیزه‌های صادقانه‌ای را به کسانی نسبت می‌دهند که بارها از خود هیچ توجیه عقلانی‌ای که این انتساب‌های معیوب جمهوری‌خواهان دربارهٔ انتظار صداقت و درستکاری را تأیید کند، نشان نداده‌اند. همچنین درست است که بسیاری از جمهوری‌خواهان به‌خاطر منافع مالی شخصی، یا به‌سبب شرایط پنهانِ غیراخلاقی‌ای که آنان را به آسانی قابل دست‌کاری می‌کند، از پایبندی به اصول سر باز می‌زنند، اما خصلت پیش‌گویانهٔ اصلی حزب جمهوری‌خواه، پیش‌فرض‌انگاری است.

این همان ویژگیِ جسارتِ بی‌جاست که بنا بر پیشگویی‌ها به‌عنوان نشانهٔ پروتستان‌های مرتد شناخته شده و به آنان اجازه می‌دهد وانمود کنند موضعی برترِ اخلاقی و سیاسی اتخاذ کرده‌اند، حال آنکه در واقع، با امید واهیِ اینکه رقبای سیاسی‌شان به قول خود وفا خواهند کرد، از مسئولیت‌های مدنی خود دست کشیده‌اند. تعریف بسیار رایجِ دیوانگی این است که کاری را بارها و بارها به همان شکل انجام دهی و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشی، با این حال جمهوری‌خواهان استدلال می‌کنند که این دموکرات‌ها هستند که به دیوانگی آلوده شده‌اند، چنان‌که در نفرتشان از ترامپ نمود یافته است.

با این حال، دیوانگیِ جمهوری‌خواهان بارها و بارها آشکار می‌شود وقتی که با مصالحه‌ها موافقت می‌کنند، بر این مبنا که مصالحه از مقتضیاتِ فرآیند قانون‌گذاری است، در حالی که مصالحه‌های سیاسی‌شان، که ادعا می‌کنند بر اصل «فرآیند قانون‌گذاری» بنا شده‌اند، با طبقه‌ای انجام می‌شوند که هرگز مصالحه نمی‌کند. دموکرات‌ها فقط زمانی در فرآیند سیاسی عقب‌نشینی می‌کنند که برتری عددی کاملاً علیه‌شان باشد. آن‌ها هرگز شواهدی دال بر این‌که واقعاً برای دستیابی به راهِ میانه از طریق فرآیند سیاسی می‌کوشند ارائه نکرده‌اند. دیوانگیِ جمهوری‌خواهان همان انتظاراتِ خوش‌بینانهٔ مکررشان از دیگران است که کاملاً بی‌پایه و اساس‌اند.

بی‌تردید اکثریت کسانی که از دونالد ترامپ حمایت می‌کنند شهادت می‌دهند که بدترین ویژگی ترامپ آمادگی او برای پذیرفتن مردان به‌عنوان حامیان دستورکارش است، در حالی که شواهد موجود نشان می‌دهد که اتخاذ آن تصمیم از سوی ترامپ کاملاً از روی جسارتِ بی‌جا بوده است. جسارت، صفتِ پیامبرانهٔ پروتستانیسمِ مرتد است. شیطان با نقل قول از کتاب مقدس، مسیح را وسوسه کرد، اما با این کار آن فراز را به آزمونی بی‌مورد و غیرکتاب‌مقدسی تحریف کرد.

و او را به اورشلیم برد و بر فراز کنگرهٔ هیکل نشاند و به او گفت: «اگر پسر خدایی، خود را از اینجا پایین بینداز؛ زیرا نوشته شده است: او دربارهٔ تو به فرشتگانش فرمان خواهد داد تا نگاهت دارند؛ و در دست‌هایشان تو را برخواهند داشت تا مبادا پایت به سنگی بخورد.» و عیسی در پاسخ به او گفت: «گفته شده است: خداوند، خدای خود را میازمای.» لوقا ۴:۹‏–‏۱۲.

با فرارسیدن قانون یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد، این پروتستان‌های ایالات متحده خواهند بود که فرمان کتاب‌مقدسیِ دست کشیدن از کار در روز سبت را برداشته و حکم پرستش خدا در سبتِ روز هفتم را چنان می‌پیچانند که به فرمانی ساختگی بدل شود مبنی بر این‌که در واقع این روزِ خورشیدِ بت‌پرستی است که انسان‌ها موظف‌اند در آن پرستش کنند. آنان بخشی از کتاب‌مقدس را به آزمونی ناموجه و خلافِ کتاب‌مقدس تحریف خواهند کرد.

ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.

دیدم که وحشِ دوشاخ دهانی چون دهانِ اژدها داشت، و قدرتش در سرش بود، و حکم از دهانش صادر می‌شد. سپس مادرِ روسپیان را دیدم؛ مادر همان دختران نبود، بلکه از آنان جدا و متمایز بود. او روزِ خود را داشته و آن گذشته است، و دخترانش، فرقه‌های پروتستان، بعدی بودند که به صحنه آمدند و همان ذهنیتی را به اجرا گذاشتند که مادر هنگام آزار دادن مقدسان داشت. دیدم که در حالی که مادر از نظر قدرت رو به افول بوده است، دختران رشد کرده‌اند، و به‌زودی همان قدرتی را اعمال خواهند کرد که روزگاری مادر اعمال می‌کرد.

دیدم که کلیسای اسمی و ادونتیست‌های اسمی، مانند یهودا، برای به‌دست آوردن نفوذ کاتولیک‌ها جهت مخالفت با حقیقت، به ما خیانت کرده و ما را به کاتولیک‌ها تسلیم خواهند کرد. آنگاه قدیسان قومی گمنام خواهند بود و نزد کاتولیک‌ها چندان شناخته‌شده نخواهند بود؛ اما کلیساها و ادونتیست‌های اسمی که از ایمان و رسوم ما آگاه‌اند (زیرا به خاطر سبت از ما نفرت داشتند، چون نمی‌توانستند آن را رد کنند) به قدیسان خیانت کرده و آنان را به کاتولیک‌ها گزارش خواهند داد، به‌عنوان کسانی که سنن مردم را نادیده می‌گیرند؛ یعنی سبت را رعایت می‌کنند و یکشنبه را نادیده می‌گیرند.

آنگاه کاتولیک‌ها به پروتستان‌ها فرمان می‌دهند که پیش بروند و فرمانی صادر کنند که همهٔ کسانی که روز نخست هفته را، به جای روز هفتم، نگاه نمی‌دارند، کشته شوند. و کاتولیک‌ها که شمارشان بسیار است، در کنار پروتستان‌ها خواهند ایستاد. کاتولیک‌ها قدرت خود را به تمثالِ وحش خواهند داد. و پروتستان‌ها همان‌گونه که مادرشان پیش از آنان عمل کرد، برای نابود کردن مقدسان عمل خواهند کرد. اما پیش از آن‌که فرمانشان ثمر آورد یا به بار بنشیند، مقدسان به صوتِ خدا رهایی خواهند یافت. اسپالدینگ و مگن، ۱، ۲.