ما در حال بررسی آیهٔ چهلِ فصل یازدهمِ دانیال هستیم و به خطِ نبویِ آیهٔ چهل میپردازیم که با شاخِ جمهوریخواهی مرتبط است. ما این کاربرد را بر زمانِ انتها که در سال ۱۹۸۹ فرا رسید بنا میکنیم. این خط تاریخ از ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبهٔ نزدیکالوقوع را نمایندگی میکند و بهوسیلهٔ دورهٔ نبویِ ۵۰۸ تا ۵۳۸ تمثیل میشود؛ زمانی که نهادِ پاپی برای نخستین بار اقتدار یافت و در شورای اورلئان قانونِ یکشنبه را به اجرا گذاشت. همچنین با خطی از تولدِ مسیح تا تعمیدِ او نیز تمثیل میشود.
ما همچنین خط تاریخِ پیشگویانهٔ مذکور در آیهٔ دومِ دانیالِ باب یازدهم را به آن خطوط میافزاییم. در آنجا درمییابیم که ششمین رئیسجمهور ایالات متحده پس از زمانِ پایان در سال ۱۹۸۹، دونالد ترامپ است که بنا بر آیه، در انتخابات ۲۰۱۶ تمام قلمرو یونان (جهانیگرایی) را «برانگیخت» (بیدار کرد).
سپس پرداختیم به بررسی ویژگیهای نبویِ مرتبط با سه قدرتی که اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب را تشکیل میدهند؛ قدرتهایی که از سال ۱۹۸۹ به این سو با هم جهان را به سوی خاتمهٔ مهلتِ فیض، در نبردِ روزِ عظیمِ خدا، یعنی آرماگدون، سوق میدهند. ما این ویژگیهای نبوی را بررسی میکنیم تا ویژگیهای سیاسیِ شاخِ جمهوریخواهِ وحشِ زمین در مکاشفهٔ فصل سیزدهم را شناسایی کنیم. دو شاخِ جمهوریخواهی و پروتستانیسم در فصل هشتمِ دانیال، به صورتِ دو شاخِ قوچِ ماد و پارس، به تصویر کشیده شده بودند.
آنگاه چشمان خود را بالا بردم و دیدم، و اینک، قوچی با دو شاخ در برابر نهر ایستاده بود؛ و آن دو شاخ بلند بودند؛ اما یکی از دیگری بلندتر بود، و آن که بلندتر بود، دیرتر رویید. دانیال ۸:۳.
ماد و پارس قدرتی دوگانه بود؛ همانگونه که فرانسه در انقلاب فرانسه چنین بود، و ایالات متحده نیز چنین است. دو شاخِ ایالات متحده جمهوریخواهی و پروتستانتیسماند، اما وحشِ زمینِ دوشاخ از حالتِ شبیهِ بره در آغاز، به حالتی که در پایان چون اژدها سخن میگوید دگرگون میشود. دو خطِ نبوتیِ این شاخها در دانیال، باب یازدهم، آیهٔ چهل، بهطور موازی با یکدیگر امتداد مییابند، و وقتی با هم در نظر گرفته شوند، هر دو در زمانِ پایان در سال ۱۷۹۸ آغاز میشوند. وقتی شاخها بهطور جداگانه بررسی شوند، شاخِ پروتستانتیسم بهطور نبوتی با زمانِ پایان در ۱۷۹۸ پیوند دارد و شاخِ جمهوریخواهی با زمانِ پایان در ۱۹۸۹ پیوند دارد.
هر دو شاخ ماهیتی دوگانه دارند؛ چنانکه نمونهاش سنهدرینِ زمانِ مسیح بود که از صدوقیان و فریسیان تشکیل شده بود. صدوقیان لیبرال بودند و فریسیان محافظهکار، و با آنکه دشمنانِ قسمخوردهٔ یکدیگر بودند، در پای صلیب علیهِ مسیح متحد شدند. با فرا رسیدنِ قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه، هر دو شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد و جمهوریخواهیِ مرتد پیوندی میانِ کلیسا و دولت بر ضد وفاداران به مسیح که سبتِ روز هفتم را نگاه میدارند شکل خواهند داد؛ اما در حالی که این دو شاخ در طولِ تاریخِ وحشِ زمین پیش میروند، هر یک از شاخها با کشاکشی درونی روبهرو است که با لیبرالیسمِ صدوقیان و محافظهکاریِ فریسیان به تصویر کشیده میشود.
اکنون شاخ جمهوریخواهی را در نظر میگیریم و توجه داشته باشید که حزب دموکرات ریشههای خود را به روزهای آغازین تاریخ ایالات متحده بازمیگرداند. این حزب در سال ۱۸۲۸ شکل گرفت، اما ریشههای سیاسی آن به توماس جفرسون و جیمز مدیسون میرسد. بنا بر شهادت دو شاخ ماد و پارس، حزب جمهوریخواه در سال ۱۸۵۴، در مخالفت با موضع طرفدارِ بردهداریِ حزب دموکرات تأسیس شد. از اینرو، شاخ «بلندتر» در باب هشتم دانیال بود، زیرا شاخی بود که آخر از همه برخاست.
از حیث ماهیت دوگانهٔ شاخِ جمهوریخواه، نخست حزب دموکرات سربرآورد و در پایان حزب جمهوریخواه سربرآورد. مسئلهای که به پیدایش حزب جمهوریخواه انجامید، موضع ضد بردهداری آن در برابر موضع موافق بردهداری حزب دموکرات بود. موضوع مشترکِ هر دو شاخ، بردگیِ سیاسی یا معنوی است. از همین رو سال ۱۸۶۳ برای هر دو شاخ به نقطه عطفی بدل شد. در سال ۱۸۶۳ شاخ جمهوریخواه آزادی بردگان را اعلام کرد و مقاومت حزب دموکرات در برابر آن آزادی نهتنها به شکلگیری رسمی حزب جمهوریخواه انجامید، بلکه جنگ داخلی ایالات متحده را نیز پدید آورد. در سال ۱۷۷۶ ایالات متحده زبان گشود و بردگیِ ناشی از هم شاهان اروپایی (قدرت دولت) و هم پاپ (قدرت کلیسا) را رد کرد. سپس در سال ۱۷۸۹، با لازمالاجرا شدن قانون اساسی، ایالات متحده باز سخن گفت. وحشِ زمین عملاً «سیل» آزار و شکنجهٔ پاپی و شاهانهٔ اروپایی را در خود بلعید.
و مار از دهان خود، در پیِ زن، آبی چون سیلاب بیرون افکند تا او را به وسیلهٔ سیلاب ببرد. و زمین به زن کمک کرد، و زمین دهان خود را گشود و سیلابی را که اژدها از دهان خود بیرون افکنده بود فرو برد. و اژدها بر زن خشمگین شد و رفت تا با بازماندگان ذریت او جنگ کند، آنان که احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند. مکاشفه ۱۲:۱۵–۱۷.
سپس در هنگام پیدایش ایالات متحده بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوت کتابمقدس در سال ۱۷۹۸، ایالات متحده بار دیگر زبان گشود، و با این کار آنچه را که ایالات متحده در پایان خواهد گفت، به ثبت رساند، زیرا عیسی همواره پایان را با آغاز نشان میدهد. وحشِ زمین در قانونِ یکشنبهای که بهزودی فرا میرسد چون اژدها سخن خواهد گفت، و وقتی چنین کند، دیگر ششمین پادشاهیِ نبوت کتابمقدس نخواهد بود. آنچه در آغازِ خود بهعنوان پادشاهیِ نبوت کتابمقدس در سال ۱۷۹۸ گفت، نمایانگرِ آن چیزی است که بار دیگر خواهد گفت، هنگامی که چون اژدها سخن بگوید.
قوانین مهاجرت سال ۱۷۹۸، که به «قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی» معروفاند، مجموعهای از چهار قانون بودند که در سال ۱۷۹۸ توسط کنگرهٔ ایالات متحده تصویب و به امضای رئیسجمهور جان آدامز رسیدند. این قوانین عمدتاً به مسائل مربوط به بیگانگان (اتباع خارجی) ساکن ایالات متحده میپرداختند و در آن دوره تأثیر قابل توجهی بر مهاجرت گذاشتند. این چهار قانون عبارت بودند از:
قانون تابعیت سال ۱۷۹۸: این قانون مدت اقامت لازم برای تبدیل شدن مهاجران به شهروندان ایالات متحده آمریکا را از پنج سال به چهارده سال افزایش داد. این امر تبدیل شدن مهاجران به شهروند و مشارکت آنها در فرایند سیاسی را دشوارتر کرد.
قانون دوستانِ بیگانه: این قانون به رئیسجمهور اجازه میداد در زمان صلح هر غیرشهروندی را که «برای صلح و امنیت ایالات متحده خطرناک» تلقی میشد، از کشور اخراج کند. این قانون اختیار قابلتوجهی در اخراج اتباع خارجی به رئیسجمهور میداد.
قانون دشمنان بیگانه: این قانون به رئیسجمهور اختیار میداد که در زمان جنگ هر تبعهٔ مردِ یک کشور متخاصم را دستگیر کند، تحت بازداشت نگه دارد و از کشور اخراج کند. این قانون عمدتاً متوجه جاسوسان یا خرابکاران احتمالی از کشورهای دشمن بود.
قانون فتنهانگیزی: هرچند بهطور مستقیم به مهاجرت مربوط نبود، این قانون انتشار اظهارات کاذب، رسواییآمیز یا بدخواهانه علیه دولت ایالات متحده، کنگره یا رئیسجمهور را، با قصد بدنام کردن آنان یا خدشهدار کردن اعتبارشان، جرم تلقی میکرد. از آن برای سرکوب مخالفت و انتقاد سیاسی استفاده میشد.
ماهیت قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی در آغاز ایالات متحده، بهمثابه پادشاهیِ ششم در سال ۱۷۹۸، نیت دونالد ترامپ و حامیان MAGA او را بهروشنی آشکار میکند. آن قانون «نخستین» سخن گفتن بود و هنگامی که وحشِ زمین در «آخر» همچون اژدها سخن بگوید، قوانین بسیار مشابه خواهند بود. این واقعیت که فضای تاریخ کنونی بهکمال منطقِ تکرار این قوانین را بازمیتاباند، امضای مسیح بهعنوان آلفا و امگا است. در میانهٔ «سخن گفتن» وحشِ زمین در سال ۱۸۶۳، اعلامیهٔ آزادیِ نخستین رئیسجمهورِ جمهوریخواه بود.
اعلامیۀ آزادی بردگان نقطۀ دقیقِ میانیِ جنگ داخلی را رقم زد، و از این رو تعریفِ واژۀ عبریِ «حقیقت»، در سه نشانِ راهِ گفتارِ وحشِ زمین یافت میشود. نخستین حرفِ الفبای عبری با آخرین حرف یکی است، و حرفِ سیزدهم نمادِ شورش است.
باید در این مقطع در نظر داشت که سال ۱۸۶۳ و شورشی که در آن شناسایی شد، همچنین در کلیسای ادونتیستِ لاودیکیه که توسط شاخِ پروتستان نمایندگی میشد، تحقق یافت؛ همانزمان که شاخِ جمهوریخواه شورشی سیاسی را آشکار میکرد. ماهیتِ دوگانهٔ شاخِ پروتستان با گذارِ جنبشِ ادونتیستِ فیلادلفیه به کلیسای ادونتیستِ لاودیکیه مشخص شد، و ماهیتِ دوگانهٔ شاخِ جمهوریخواه نیز در مناقشه میان موضعِ بردهداریطلبانهٔ حزبِ دموکرات — که به پیدایشِ حزبِ جمهوریخواهِ ضدبردهداری و نخستین رئیسجمهورِ جمهوریخواه انجامید — شناسایی شد.
نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه در میانهٔ امضای نبویِ سهمرحلهایِ «حقیقت» قرار گرفته است. ازاینرو او پایانِ دورهٔ نخست و آغازِ دورهٔ دوم است، چنانکه صلیب پایانِ سهونیم سال خدمتِ شخصیِ مسیح بود و نیز آغازِ سهونیم سال خدمتِ او در شخصِ شاگردانش. آغازِ خدمتِ شخصیِ او در تعمیدش بود که بهطور نمادین نمایانگرِ مرگِ او بود، و آن دوره با مرگِ او پایان یافت. مرگِ او آغازگرِ خدمتِ شاگردانش شد که با مرگِ شاگردش، استفان، پایان یافت.
«سخن گفتنِ» قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی در سال ۱۷۹۸ آغاز دورهای بود که با «سخن گفتنِ» اعلامیه آزادی بردگان پایان یافت. اعلامیه آزادی بردگان آغازگر دورهٔ دومی بود که زمانی پایان مییابد که ایالات متحده «سخن بگوید» مانند اژدها. رئیسجمهوری که در ۱۸۶۳ «سخن گفت»، نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه بود؛ بنابراین آخرین رئیسجمهور نیز جمهوریخواه خواهد بود.
دو حرکت وجود دارد که توسط سه فرشتهٔ فصل چهاردهمِ مکاشفه پدید میآیند. پیامهای فرشتهٔ اول و دوم توسط جنبش میلری ارائه شد، که عصیان کرد و در 1863 به کلیسایی رسمی بدل شد. عیسی همواره پایانِ چیزی را با آغازِ همان چیز به تصویر میکشد. جنبشِ فرشتهٔ سوم، که همان فرشتهٔ نیرومندِ فصل هجدهمِ مکاشفه نیز هست، آخرینِ آن دو حرکتِ برآمده از سه فرشته است. آنچه در 1798 بهعنوانِ جنبشی از شاخِ پروتستانِ حقیقی آغاز شد، در عصیانِ 1863 به یک کلیسا تبدیل گردید، و هنگامی که تاریخِ وحشِ زمین با قانونِ نزدیکالوقوعِ یکشنبه به پایان برسد، کلیسای عاصیِ 1863 بار دیگر به یک حرکتِ غیررسمی بدل خواهد شد، زیرا آنچه بهصورتِ حرکت آغاز شد، بهصورتِ حرکت نیز پایان مییابد.
در گذارهای شاخِ پروتستان در آغاز و پایان، یک جنبش به کلیسا تبدیل میشود و سپس در پایان دوباره به جنبش بازمیگردد. در نخستین نقطهٔ گذار، در آغاز، فیلادلفیا به لاودیکیه تبدیل شد و در نقطهٔ گذارِ پایانی، لاودیکیه دوباره به فیلادلفیا تبدیل میشود.
برای شاخ جمهوریخواه، نقطهٔ گذار تاریخ منتهی به جنگ داخلی بود که حزب جمهوریخواه را پدید آورد. برای شاخ پروتستان، نقطهٔ گذار سالهای ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳ بود که همان تاریخ گذارِ شاخ جمهوریخواه بود. بنیانگذاریشده در ۱۸۵۴، نخستین همایش ملی حزب جمهوریخواهِ ضد بردهداری در ۱۸۵۶ بود. برای شاخ پروتستان، نماد شورش تشکیل قانونیِ یک کلیسا بود. برای شاخ جمهوریخواه، حزب دموکراتِ طرفدار بردهداری نماد شورش است.
فرشته سوم در 11 سپتامبر 2001 برای بار دوم به قادش بازگشت و گذار از کلیسا به جنبش در ساختار نبوی مثل ده باکره آغاز شد. نخستین ناامیدی در 18 ژوئیه 2020 در تحقق نهایی و کامل مثل ده باکره رخ داد و در همان سال، ششمین رئیسجمهور از زمان انتها در سال 1989، رئیسی که قرار بود قلمرو «یونان» را «برانگیزد»، از نظر سیاسی «زخم مهلکی» دریافت کرد، همانگونه که نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه زخم مهلک واقعی دریافت کرد.
ریزشِ سنجیدهٔ بارانِ دیرهنگام در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و تا فرارسیدنِ قریبالوقوعِ قانونِ یکشنبه ادامه دارد؛ جایی که آنگاه بارانِ دیرهنگام بهطور نامحدود فرو ریخته خواهد شد. بارانِ دیرهنگام همان قدرتی از بالا است، و خواهر وایت بارها بیان کرده که در زمانی که قدرتی از بالا فرود میآید، قدرتی شیطانی از پایین سربرمیآید. در کتابِ مکاشفه سه قدرتِ شیطانی وجود دارد که از چاهِ بیانتهاى شیطان سربرمیآیند. اسلام در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ از چاهِ بیانتها سربرآورد، مطابق با دودی که در «وایِ نخست»، در بابِ نهم، از چاهِ بیانتها برمیخاست.
و فرشته پنجم شیپور را نواخت، و دیدم که ستارهای از آسمان به زمین افتاد؛ و به او کلید چاه بیانتها داده شد. و چاه بیانتها را گشود؛ و دودی از چاه برخاست، مانند دود کورهای عظیم؛ و خورشید و هوا بهسبب دود چاه تاریک شد. و از میان دود، ملخها بر زمین بیرون آمدند؛ و به آنان قدرتی داده شد، همانگونه که عقربهای زمین قدرت دارند. و به آنان فرمان داده شد که نه به علف زمین، و نه به هیچ چیز سبز، و نه به هیچ درختی آسیبی برسانند، بلکه فقط به آن مردمانی که مُهر خدا را بر پیشانیهایشان ندارند. مکاشفه ۹:۱-۴.
وقتی اسلامِ وایِ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، طبق الگوی وایِ نخست، فرا رسید، نتوانست به کسانی که مُهر خدا را داشتند آسیبی برساند و بدینسان آغاز مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن مشخص شد. پایانِ مُهرگذاری در زمانِ قانونِ یکشنبه است که بهزودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد؛ جایی که وحشِ دریا، که زخمی مرگبار خورده و به فراموشی سپرده شده بود، از چاهِ بیانتها برمیخیزد تا هشتمین پادشاهی گردد که از همان هفت است.
آن وحشی که دیدی، بود و نیست؛ و از چاه بیپایان برخواهد آمد و به هلاکت خواهد رفت؛ و ساکنان زمین، که نامهایشان از بنیاد جهان در کتاب حیات نوشته نشده است، در شگفت خواهند شد، چون آن وحش را ببینند که بود و نیست، و با این همه هست. مکاشفه ۱۷:۸
دورهٔ نبویِ مُهرزنیِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر با قدرتی که از هاویهٔ بیانتها برمیخاست آغاز شد و با قدرتی که از هاویه برمیخیزد پایان خواهد یافت. در میانهٔ آن تاریخ، وحشِ بیخدایی، قدرتِ اژدهای «woke»، نیز از هاویه برمیخیزد تا دو شاهد را بکشد. آلفا و امگا امضای خود را بر این تاریخ نهاد.
و چون شهادت خود را به پایان رسانند، آن وحش که از هاویه برمیآید با ایشان جنگ خواهد کرد و بر ایشان پیروز شده، ایشان را خواهد کشت. و پیکرهای بیجانشان در خیابانِ آن شهر بزرگ خواهد بود، شهری که از نظر روحانی سدوم و مصر نامیده میشود، همانجا که خداوند ما نیز مصلوب شد. و کسانی از میان قومها و قبایل و زبانها و ملتها تا سه روز و نیم پیکرهای ایشان را خواهند دید و نخواهند گذاشت که پیکرهایشان در گورها نهاده شوند. و ساکنان زمین به سبب آنان شادی کرده، جشن خواهند گرفت و برای یکدیگر هدایا خواهند فرستاد، زیرا این دو نبی کسانی را که بر زمین ساکن بودند عذاب میدادند. و پس از سه روز و نیم، روح حیات از جانب خدا در ایشان داخل شد و بر پایهای خود ایستادند؛ و هراسی عظیم بر آنان که ایشان را دیدند افتاد. مکاشفه ۱۱:۷–۱۱
در سال ۲۰۲۰، شاخهای جمهوریخواه و پروتستانِ راستین به قتل رسیدند. یکی به دست قدرتِ اژدهاییِ الحادِ سیاسی، و دیگری به دست قدرتِ اژدهاییِ الحادِ روحانی. سپس برای مدتی که به سه روز و نیم نمایانده شده بود مرده بودند، و پس از آن بر پای خود ایستادند و ترسِ بزرگی بر کسانی که بهعنوان قدرتِ اژدها نمایانده شده بودند فرو افتاد. ترسی که اکنون دموکراتهای ترقیخواه به سبب ظهورِ دوبارهٔ اقتدارِ سیاسیِ دونالد ترامپ ابراز میکنند، تحققِ یک پیشگویی است. «ترس»ی که از سوی کسانی ابراز میشود که خدمتِ فیوچر فور آمریکا را دنبال کردهاند، نمایانگر نوعِ دیگری از ترس است.
کسانی که باید از پیام آینده برای آمریکا بترسند، ادونتیستهای لائودیکیهای هستند که همگی فراخوانده شده بودند تا در شمار صد و چهل و چهار هزار باشند. اما چون بهعنوان لائودیکیانِ تصدیقشده، در نسل چهارم زندگی میکنند که همان نسل افعیان و زناکاران است، هیچ ترسی ندارند. ترسی که باید بدان تمسک جویند، همان انجیل جاودانی است که به انسانها فرمان میدهد: «از خدا بترسید و او را جلال دهید، زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است.»
آن ساعت، ساعتِ زلزلهٔ عظیم است، هنگامی که دو شاهدِ یکصد و چهل و چهار هزار چون پرچمی برافراشته میشوند، درست همان دم که کلیسای لاودیکیه از دهانِ خداوند بیرون افکنده میشود.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
'و چون شهادت خود را به پایان رسانند، وحش که از چاهِ بیانتها بالا میآید با ایشان جنگ خواهد کرد، و بر ایشان غالب خواهد آمد، و ایشان را خواهد کشت. و اجساد ایشان در خیابانِ شهرِ بزرگ خواهد ماند، شهری که از نظرِ روحانی سدوم و مصر خوانده میشود، جایی که خداوندِ ما نیز در آن مصلوب شد.' [مکاشفه 11:7، 8.]
این وقایع قرار بود نزدیک به پایانِ دورهای رخ دهند که در آن شاهدان با جامهٔ پلاس شهادت میدادند. شیطان بهواسطهٔ دستگاه پاپی، مدتها قدرتهایی را که بر کلیسا و دولت حکم میراندند کنترل میکرد. پیامدهای هولناک آن بهویژه در کشورهایی آشکار بود که نورِ اصلاح دینی را رد کرده بودند. وضعیتی از انحطاط و فساد اخلاقی وجود داشت که شبیه وضعیت سدوم درست پیش از نابودیِ آن بود، و نیز شبیه بتپرستی و تاریکیِ روحانی که در روزگار موسی در مصر حکمفرما بود. روح نبوت، جلد ۴، ۱۹۰.