زمان مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و به قانون یکشنبه در ایالات متحده ختم می‌شود، دوره‌ای است که اثر هر رؤیا تحقق می‌یابد. برخی از آن رؤیاها تا آمدن دوبارۀ مسیح امتداد دارند، اما حتی آنهایی که پس از قانون یکشنبه رخ می‌دهند نیز به دورهٔ مُهر شدن پیوند خورده‌اند. مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار جایی است که عهد جاودانی به‌طور کامل تحقق می‌یابد. در آن دوره، مسیح شریعت خود را تا ابد بر دل‌ها و ذهن‌های قومش می‌نویسد. آن مُهر شدن با اتحادِ الوهیت و انسانیت که گناه نمی‌کند، نمایان می‌شود.

پیوند نمادینِ «دویست و بیست» هم احیا و هم ترکیب الوهیت با انسانیت را نشان می‌دهد. دورهٔ دویست و بیست ساله از کتاب مقدس کینگ جیمز تا نخستین ارائهٔ عمومی ویلیام میلر در ۱۸۳۱ و سرانجام انتشار آن در نشریهٔ ورمونت تلگراف در ۱۸۳۳، بیانگر ترکیب الوهیت با انسانیت است. این پیوند امضای «حقیقت» را در خود دارد؛ واژهٔ عبری‌ای که زبان‌شناس شگفت‌انگیز با ترکیب نخستین، سیزدهمین و آخرین حروف الفبای عبری آن را پدید آورد تا واژهٔ «حقیقت» را بسازد. دورهٔ دویست و بیست ساله از ۱۶۱۱ و کتاب مقدس کینگ جیمز تا ۱۸۳۱ و انتشار پیام میلر، بازتاب‌دهندهٔ امضای زبان‌شناس شگفت‌انگیز است.

در میانهٔ آن دو تاریخ (1611 و 1831)، زمانِ پایان در 1798، نشان‌دهندهٔ مهرگشاییِ پیامی از کتاب دانیال (ترجمهٔ کینگ جیمزِ کتاب مقدس) است؛ پیامی که افزایش دانش را پدید آورد و به انتشارِ اثرِ میلر در 1831 انجامید. زمانِ پایان در 1798 همچنین آغازِ فرایندی آزمایشی را رقم زد که به شورشِ باکره‌های نادان انجامید؛ همانانی که دانیال در باب دوازده آنان را شریران می‌نامد. از این‌رو 1798 نمایندهٔ عدد سیزده است، در میانهٔ حرفِ نخست و آخر، زیرا سیزده نماد شورش است. 1798 همچنین با دورهٔ آمادگی از 1776 تا 1798، یعنی زمانِ پایان، پیوند دارد.

همان‌گونه که در پیوند دویست‌وبیست‌سالهٔ میلر دیده می‌شود، سال ۱۷۷۶ نیز با یک انتشار الهی، یعنی اعلامیهٔ استقلال، مشخص می‌شود و آغازگر دوره‌ای است که در سال ۱۷۹۸ با انتشار قوانین بیگانگان و فتنه‌انگیزی پایان می‌یابد. دویست‌وبیست سالِ پیوند نمادین الوهیت و انسانیتِ میلر، به‌وسیلهٔ سال ۱۷۹۸ به بیست‌ودو سالِ آمادگی، از انتشار اعلامیهٔ استقلال تا انتشار قوانین بیگانگان و فتنه‌انگیزیِ ۱۷۹۸، متصل می‌شود. بیست‌ودو که یک‌دهمِ دویست‌وبیست، یا عُشرِ آن است؛ عدد بیست‌ودو نیز، همچون عدد دویست‌وبیست، نمایانگر پیوند الوهیت با انسانیت است.

دویست و بیست سالِ میلر نشانهٔ حقیقت را دارد، همان‌گونه که زمان مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر نیز چنین است، و دورهٔ آمادگی از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ نیز همین نشانه را دارد؛ زیرا تاریخِ میانیِ ۱۷۸۹ نشانگر انتشار قانون اساسی است که به تصویب سیزده مستعمره رسید.

زنجیرهٔ میلر که در ۱۶۱۱ آغاز شد و در ۱۸۳۱ پایان یافت و میانه‌اش در ۱۷۹۸ بود، با دورهٔ بیست‌ودوسالهٔ ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ که میانه‌اش ۱۷۸۹ است، پیوند دارد. هر پنج تاریخ؛ ۱۶۱۱، ۱۷۷۶، ۱۷۸۹، ۱۷۹۸ و ۱۸۳۱، با یک اثرِ چاپی بازنمایی شده‌اند. تاریخ‌های دورهٔ آمادگی، عُشرِ دورهٔ بیست‌ودوسالهٔ ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ را در بر دارند و آن دوره زمان مُهر کردنِ صد و چهل‌وچهار هزار را نشان می‌دهد، زمانی که در آن الوهیت با انسانیت درهم می‌آمیزد. دورهٔ دویست‌وبیست‌سالهٔ میلر و دورهٔ بیست‌ودوسالهٔ آمادگیِ ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، هر دو نمایانگر پیوندِ الوهیت با انسانیت‌اند.

زمان مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر در یازدهم سپتامبر 2001 آغاز شد و با یورشِ اسلامِ وای سوم به سرزمینِ جلالِ روحانی مشخص گردید. بیست‌ودو سال بعد، در هفتم اکتبر 2023، اسلامِ وای سوم بار دیگر به سرزمینِ جلالِ نمونه‌ای و واقعی یورش برد. با فرارسیدنِ قریب‌الوقوعِ قانون یکشنبه، مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر به پایان خواهد رسید و اسلامِ وای سوم بار دیگر به ایالات متحده یورش خواهد برد.

زمان مهر و موم با حملهٔ اسلام به وحشِ زمین آغاز می‌شود و با حملهٔ اسلام به وحشِ زمین پایان می‌یابد. در میانهٔ آن، اسلامِ بلای سوم، ملت اسرائیل را که در کتاب مقدس به‌عنوان یهودا نشان داده شده است، مورد حمله قرار داد. یهودا سرزمینِ باشکوهِ باستانی و واقعیِ کتاب مقدس بود و ایالات متحده سرزمینِ باشکوهِ روحانیِ امروزی است.

سه ضربهٔ اسلام همگی علیه سرزمین پرجلال وارد آمدند. اولی و آخری آن علیه سرزمین پرجلالِ روحانیِ معاصر بود، و ضربهٔ میانی علیه سرزمین پرجلالِ ظاهریِ باستانی انجام شد. نشانۀ راهِ میانی حمله‌ای علیه ملتِ معاصرِ اسرائیل بود، و در به صلیب کشیده شدنِ مسیحایشان، اسرائیلِ ظاهری به نمادِ شورش بدل شد، چنان‌که با حرفِ سیزدهمِ الفبای عبری نشان داده می‌شود.

دورهٔ آماده‌سازی از 1776 تا 1798 همچنین با دویست‌و‌بیست سالِ جنبشِ فرشتهٔ سوم در پیوند است، زیرا از 1776 و اعلامیهٔ استقلال آغاز می‌شود و تا 1996 و انتشار مجلهٔ زمانِ پایان ادامه می‌یابد، که در مجموع دویست‌و‌بیست سال است. در میانهٔ آن تاریخ، زمانِ پایان در سال 1989 قرار دارد که نشانگر شورشِ دوشیزگانِ نادانِ شریر است. ازاین‌رو، سال‌های 1611، 1776، 1789، 1798، 1831، 1989، 1996، 2001، 2023 و قانونِ یکشنبه که به‌زودی فرا می‌رسد، همگی نشانه‌های راهی هستند که با این حقیقت مرتبط‌اند که الوهیتِ متحد با انسانیت گناه نمی‌کند. ده نشانهٔ راه که دو تای آن‌ها دوبار تکرار شده‌اند.

عدد ده نماد آزمون است و وقتی دو تاریخِ تکرارشدهٔ ۱۷۷۶ و ۱۷۹۸ را به آن بیفزایید، در مجموع دوازده نشانهٔ راه خواهید داشت که نمایانگر یک‌صد و چهل و چهار هزار است. همهٔ این نشانه‌های راه به فرایند آزمونِ یک‌صد و چهل و چهار هزار می‌پردازند که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز می‌شود و تا قانونِ قریب‌الوقوعِ یکشنبه ادامه می‌یابد؛ جایی که مسیح با پیوند دادن الوهیتِ خود با انسانیتِ آن یک‌صد و چهل و چهار هزار، کارِ فرشتهٔ سوم را به انجام می‌رساند؛ کسانی که برای باقیِ ابدیت گناه نمی‌کنند. البته این حقیقت را تنها کسانی می‌بینند که، چنان‌که اشعیا می‌گوید، انتخاب می‌کنند که «با چشمان خود ببینند، و با گوش‌های خود بشنوند، و با دلِ خود بفهمند، و بازگشت کنند، و شفا یابند».

در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، فرشتهٔ سوم فرا رسید، هنگامی که مسیح ناگهان به هیکل خود آمد تا مهرِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر را به انجام رساند. سپس گروهی از پیروان میلر از مسیح پیروی کرده، به قدس‌الاقداس وارد شدند، هرچند پس از آن از پیرویِ نورِ پیش‌روندهٔ فرشتهٔ سوم دست کشیدند و شورشِ قادشِ نخستین را تکرار کردند و محکوم شدند که در بیابانِ لاودیکیه سرگردان باشند تا همه مردند.

هنگامی که مسیح ناگهان به قدس‌الاقداس وارد شد، ترکیب الوهیت و انسانیت نمایانگر کاری بود که او برای انجامش آماده بود، و آن کار به‌صورت نمادین توسط زبان‌شناس شگفت‌انگیز همراه با دو شاهد نشان داده شد. آن دو شاهد حبقوق و یوحنا بودند. در باب دوم، آیه بیستمِ هر دو کتاب، ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ مشخص می‌شود. یکی بر کارِ کفاره (at-one-ment) که در آن تاریخ آغاز شد تأکید کرد، و دیگری هیکلی را مشخص کرد که می‌بایست تطهیر شود.

معبدی که او ناگهان به آن آمد، در سیمای معبدی بازنمایی می‌شود که به‌وسیلهٔ قدرت‌های «روزانه» (بت‌پرستی) و «رجس ویرانی» (پاپ‌گرایی) پایمال شده بود. این معبد همچنین نمایانگر مسیح است؛ او خود معبدی است که ویران شد و سپس در سه روز دوباره برپا گردید. همچنین نمایانگر معبد میلریتی‌ها است که در مدت چهل‌وشش سال، از 1798 تا 1844، بنا شد. نیز نمایانگر معبد انسانی است؛ معبدی که با چهل‌وشش کروموزوم سازمان می‌یابد و ترکیب ژنتیکی بدن انسان را تعریف و تنظیم می‌کند. اتفاقی نیست که هر سلول در بدن انسان هر دوهزار و پانصد و بیست روز به‌طور کامل جایگزین می‌شود.

در تمام این نمونه‌های الهیِ مربوط به معبد که کارِ مسیح در پیوند دادن الوهیت با انسانیت را نشان می‌دهند، الوهیت همواره بر انسانیت مقدم است. 1611 پیش از 1831 است. 1776 پیش از 1798 است. 1776 پیش از 1996 است. 2001 پیش از 2023 است. پیروان میلر به دنبال مسیح وارد قدس‌الاقداس شدند. در آغاز خدا انسان را آفرید.

اکنون به بررسیِ سه نشانهٔ راهِ 1776، 1789 و 1798 بازمی‌گردیم؛ نشانه‌هایی که دورهٔ آمادگی‌ای را نمایندگی می‌کنند که مشخصهٔ زمانِ مُهر است. دورهٔ نخست را 1776، اعلامیهٔ استقلال، و دورهٔ دو کنگرهٔ قاره‌ای نمایندگی می‌کند؛ و دورهٔ دوم را 1789، قانون اساسی، و دورهٔ مقررات کنفدراسیون تا 1798.

رازِ تصویرِ وحوش، که همان حقیقتِ این است که سرِ هشتم از سرهای هفت‌گانه است، در هر دو دوره شناسایی شده است. این امر در سومین نشانهٔ راهِ آن تاریخ نیز شناسایی شده است، اما آن نشانهٔ راه به هشتم، که از میان هفت است، می‌پردازد، همان‌گونه که به‌وسیلهٔ پاپی‌گری تحقق یافته است. دو دورهٔ نخست بیانگر تحققِ این حقیقت در ایالات متحده‌اند که هشتم از میان هفت است.

ایالات متحده دو شاخ دارد: یکی با مرد مرتبط است و دیگری با زن. مرد نماد قدرت سیاسی است؛ این شاخ جمهوری‌خواه است. زن نماد قدرت مذهبی است؛ این شاخ پروتستان است. بنابراین، دوره‌ای که با سال ۱۷۷۶ و اعلامیهٔ استقلال شناخته می‌شود، نمایانگر شاخ پروتستان است، زیرا الوهیت همواره بر انسانیت مقدم است. دوره‌ای که با سال ۱۷۸۹ و قانون اساسی شناخته می‌شود، نمایانگر شاخ جمهوری‌خواه است.

در سال ۲۰۲۰، هر دو شاخ به دست قدرت‌های مدرنِ اژدهاوارِ شیطانیِ خداناباور کشته شدند. شاخِ حقیقیِ پروتستان در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ کشته شد، و شاخِ جمهوری‌خواه پس از آن در ۳ نوامبر ۲۰۲۰ کشته شد. در سال ۲۰۲۳، دو شاهد برخاستند، و جهانی که بر اجسادشان شادی می‌کرد، به هراس افتاد.

در سال ۲۰۲۳، کار نهاییِ مهر و مومِ صد و چهل و چهار هزار نفر در نسلِ پایانیِ تاریخِ زمین آغاز شد. الوهیت اکنون برای ابد با انسانیت درمی‌آمیزد، همچنان که وفادارانِ ایامِ آخر، صورتِ مسیح را تا ابد بازمی‌آفرینند.

در سال ۲۰۲۳، کار نهاییِ ادغامِ کلیسای مرتد با دولتِ مرتد در ملتِ وحشِ زمین آغاز شد. ساختارِ قدرتی که پاپی نمایندهٔ آن بود و از کلیسای مرتدی تشکیل می‌شد که بر دولتی مرتد حکومت می‌کرد، در آن زمان در حال برپا شدن بود و تصویرِ وحش را بازتولید می‌کرد.

آزمون بزرگ برای کسانی که فراخوانده شده‌اند، آزمونِ دیدنِ شکل‌گیریِ «تصویرِ وحش» است، همان‌گونه که با «آوازها، برق‌ها، رعدها» و «زلزلۀ» در راه نشان داده شده است. زمان مُهر کردن دوره‌ای است که در آن هر رؤیا کمال اثر خود را می‌یابد (تحقق). در دورۀ آماده‌سازی از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، که نمادی از زمان مُهر کردن است، «چرخ‌ها در درونِ چرخ‌ها» وجود داشت؛ بخشی از رؤیایی که حزقیال هنگام نگریستن به قدس‌الاقداس، در زمان مُهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار، دید. آن چرخ‌ها را خواهر وایت «درهم‌تنیدگیِ پیچیدۀ رویدادهای انسانی» می‌نامد. دورۀ آماده‌سازی از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ شامل برخی از آن «درهم‌تنیدگی‌های پیچیدۀ رویدادهای انسانی» بود که باید مورد توجه قرار گیرد.

یکی با این حقیقت پیوند دارد که فرانسهٔ انقلابی نمایانگر ایالات متحده بود. هر دو ملت نهاد پاپی را بر تخت جهان می‌نشانند و هر دو آن را ساقط می‌کنند. هر دو ملت توان نظامی و اقتصادی خود را برای انجام آن کار به کار می‌گیرند. هر دو ملت به‌طور ناگهانی دین رسمی خود را کنار می‌گذارند تا کاتولیک شوند. هر دو ملت دچار یک «زلزله» می‌شوند که حکومت‌های مستقرشان را برمی‌اندازد. تاریخ هر دو ملت با ۱۷۸۹ گره خورده است، زیرا در ۱۷۸۹ انقلاب فرانسه آغاز شد و قانون اساسی ایالات متحده به اجرا درآمد.

انقلاب فرانسه ده سال دوام داشت. ناپلئون بناپارت در مراحل پایانی انقلاب فرانسه به قدرت رسید. او به یک فرمانده نظامی برجسته تبدیل شد و پس از کودتای موفقیت‌آمیزش در ۹ نوامبر ۱۷۹۹ نقشی کلیدی در دولت فرانسه ایفا کرد؛ رخدادی که باعث شد او به کنسول اول جمهوری فرانسه تبدیل شود.

در دورهٔ دومِ دورهٔ آمادگیِ ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، مردی که هشتمی بود (نه به‌ترتیب) و از میان آن هفت بود، جان هنکاک بود. او یکی از هشت رئیس‌جمهورِ دورهٔ دوم بود؛ دوره‌ای که با سال ۱۷۸۹ (سال انقلاب فرانسه) مشخص می‌شود. او تنها کسی از آن هشت رئیس‌جمهور بود که در دورهٔ نخست، که با سال ۱۷۷۶ مشخص می‌شود، نیز ریاست بر عهده داشته بود. در این معنای پیشگویانه، او هشتمی بود که از میان آن هفت به شمار می‌رفت.

او امضای دورهٔ انسانی است، زیرا دورهٔ نخست نمایانگر امر الهی است، و ازاین‌رو او امضایی است که این دو دوره را به هم پیوند می‌دهد (الهی و انسانی). امضای او مشهورترین امضا در تاریخ بشر است، و نمایانگر چیزی فراتر از خوش‌نویسی شگفت‌انگیزش بود.

امضای جان هنکاک بر اعلامیهٔ استقلال، مشهورترین امضا در تاریخ است. این امضای درشت و پرزرق‌وبرق به نمادی شاخص بدل شده؛ نمادی از استقلال آمریکا و ایستادگی مستعمرات آمریکایی در برابر حکومت بریتانیا. هنکاک که در زمان امضای اعلامیه در سال ۱۷۷۶ رئیس کنگرهٔ قاره‌ای بود، بنا بر روایت‌ها نامش را به‌صورت درشت و برجسته امضا کرد تا مطمئن شود که پادشاه جورج سوم بتواند بدون عینکش آن را بخواند؛ امری که نمادی از جسارت و تعهد او به آرمان استقلال بود.

هنکاک یکی از هشت رئیس‌جمهورِ دوره‌ای بود که با 1789 نشان داده می‌شود، اما از جملهٔ هفت مردی نیز بود که در دورهٔ نشان‌داده‌شده با 1776 رئیس‌جمهور بودند. او هنگام امضای اعلامیهٔ استقلال رئیس‌جمهور بود. هنکاک با امضای بشری خود این دو دوره را به هم پیوند می‌دهد و او هم در تاریخ نخست و هم در تاریخ دوم جای دارد. تاریخ نخست نمایانگر امر الهی است و تاریخ دوم نمایانگر امر انسانی، و امضایی که این دو تاریخ را به هم پیوند می‌دهد امضای زبان‌شناس شگفت‌انگیزی است که از ابزارِ بشری بهره گرفت تا دورهٔ الهیِ نشان‌داده‌شده با 1776 را با دورهٔ انسانیِ نشان‌داده‌شده با 1789 ترکیب کند.

در تاریخ جهان تنها یک امضای دیگر وجود دارد که از نظر شناخته‌شدن با امضای هنکاک رقابت می‌کند، و آن نیز امضایی مرتبط با سال ۱۷۸۹ و انقلاب فرانسه است. این امضا همان نوع جسارتی را در خود دارد که هنکاک قصد داشت منتقل کند و در تاریخ فرانسه یافت می‌شود.

از نظر شناخته‌شدن جهانی و اهمیت نمادین، امضای ناپلئون بناپارت جایگاهی قابل مقایسه با امضای جان هنکاک دارد، هرچند در زمینهٔ تاریخی و فرهنگی متفاوتی. ناپلئون، رهبر برجستهٔ نظامی و سیاسی فرانسه، به‌ویژه در دوران جنگ‌های ناپلئونی، اثری چشمگیر بر تاریخ اروپا و جهان بر جای گذاشت. امضای او که غالباً با سبک جسورانه و متمایزش شناخته می‌شود، به نمادی از نفوذ نیرومند او و دگرگونی‌های گسترده‌ای بدل شد که او در اروپا پدید آورد، از جمله اصلاحات حقوقیِ معروف به کد ناپلئونی.

همانند امضای جان هنکاک، که نماد ایستادگی در برابر حاکمیت بریتانیا و تلاش برای استقلال آمریکا است، امضای ناپلئون نمایانگر گونه‌ای دیگر از جسارت و جاه‌طلبی است—دگرگون‌سازی مرزهای سیاسی اروپا و ترویج آرمان‌های انقلابی فرانسه. هر دو امضا نماد نقش آن شخصیت‌های تاریخی در شکل‌دادن به سرنوشت ملت‌هایشان و پیامدهای گسترده‌تر اقداماتشان بر تاریخ جهان هستند.

هنگامی که حزقیال چرخ‌ها در میان چرخ‌ها را دید، که نمایانگر درهم‌کنش پیچیدهٔ رویدادهای انسانی در طول تاریخِ زمانِ مُهر کردنِ یکصد و چهل و چهار هزار بود، یکی از آن چرخ‌ها به‌صورت چرخی در سال ۱۷۸۹ نمادین شده بود، زمانی که قانون اساسی ایالات متحده ــ وحش با شاخ جمهوری و شاخ پروتستان ــ با فرانسه ــ وحش با شاخِ مصر و شاخِ سدوم ــ تلاقی کرد.

از سال ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹، فرانسه دستخوش «زلزله‌ای» شد که منشأ آن وحشِ بی‌خدایی بود که از چاهِ بی‌پایان برخاسته بود. در زمان مهروموم‌کردن آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر، ۱۷۸۹ نمایانگر دوره‌ای است که آغازش ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ است؛ زمانی که وحشِ بی‌خدایی شاخِ پروتستانیسمِ حقیقی را سرنگون کرد و از میان برداشت، و سپس در ۳ نوامبر ۲۰۲۰ نیز وحشِ بی‌خدایی شاخِ جمهوری‌خواهی را سرنگون کرد و از میان برداشت. چرخهٔ ۱۷۸۹ نمایانگر چرخهٔ ۲۰۲۰ است، چنان‌که با ۱۸ ژوئیه (الوهیت) و ۳ نوامبر ۲۰۲۰ (انسانیت) بازنمایی شده است.

امضای خداوند، آنگونه که در بشریت نمایان می‌شود، در دو امضای مشهورِ جهان یافت می‌شود که هر دو با سال ۱۷۸۹ پیوند دارند و هر دو نمایانگر قدرت‌هایی‌اند که نهاد پاپی را بر تختِ زمین می‌نشانند و از آن فرو می‌کشند. ۱۷۸۹، به‌عنوان نقطهٔ میانیِ سه نقطه‌عطفی که امضای حقیقتِ خدا را نمایندگی می‌کنند، حاملِ امضای «سیزده» مستعمره و «شورشِ» انقلاب فرانسه است.

سال‌های ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ نمایانگر تاریخ انقلاب فرانسه‌اند، و عدد ده نمایانگر یک آزمون است. ۱۷۸۹ نخستین حرفِ «حقیقت» است، و ۱۷۹۹ نمایانگر آخرین حرفِ آن دوره در فرانسه است. دورهٔ میانی با اعدام پادشاه فرانسه در ۱۷۹۳ مشخص شد، زیرا شهروندان علیه حاکمیت سلطنتی متکبرانه‌اش شورش کردند.

انجیلِ صلحی که فرانسه رد کرده بود، قرار بود بی‌تردید ریشه‌کن شود و پیامدهای آن دهشتناک می‌بود. در ۲۱ ژانویهٔ ۱۷۹۳، دویست و پنجاه و هشت سال پس از همان روزی که فرانسه خود را به آزارِ اصلاح‌گران به‌طور کامل متعهد کرده بود، راهپیماییِ دیگری با منظوری به‌کلی متفاوت از خیابان‌های پاریس گذشت. مناقشهٔ عظیم، ۲۳۰.

سال 1789 نشانه‌ای بر شورشِ سیزدهمین حرف برای وحشِ دوشاخِ ایالات متحده و نخستین حرف برای وحشِ دوشاخِ فرانسه بود. حرفِ میانیِ فرانسه 1793 بود، زمانی که سرِ پادشاهِ فرانسه از تنش جدا شد، و ناپلئون نمایانگرِ حرفِ آخر بود، هنگامی که در 1799 کنترلِ حکومت را به دست گرفت. امضای "حقیقت" در تاریخِ براندازیِ فرانسه، که با 1789، 1793 و 1799 نمایانده می‌شود، چرخه‌ای نبوی است که با چرخه‌ی نبویِ 1776، 1789 و 1798 به هم گره خورده است.

هر دو تاریخ شامل دو مورد از مشهورترین امضاها در تاریخ بشرند و بدین‌سان امضای الهیِ «حقیقت» را با دو امضای انسانی به هم پیوند می‌دهند. هر دو چرخ در دورهٔ مُهرشدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر با حرف سیزدهم مرتبط‌اند؛ دوره‌ای که از کشته‌شدنِ دو شاهد در سال ۲۰۲۰ آغاز می‌شود و تا برخاستن آنان در ۲۰۲۳ ادامه می‌یابد، که نشانه‌اش ۷ اکتبر ۲۰۲۳ است.

ما مطالعهٔ خود را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.