آخرین وعدهٔ عهد قدیم این است که پیش از روز بزرگ و هولناک خداوند، ایلیا خواهد آمد.
شریعت موسی، بندهام، را به یاد آورید، همان که در حوریب با فرایض و احکام برای تمامی اسرائیل به او فرمان دادم. اینک، پیش از آمدن روز بزرگ و هولناک خداوند، ایلیا نبی را نزد شما خواهم فرستاد؛ و او دل پدران را به سوی فرزندان و دل فرزندان را به سوی پدرانشان باز خواهد گردانید، مبادا بیایم و زمین را به لعنت گرفتار سازم. ملاکی ۴:۴–۵.
ایلیایی که پیش از «روز عظیم و هولناکِ خداوند» میآید، هم پیامآوری فردی است و هم جنبشی که با پیامی که آن پیامآور اعلام میکند پیوند دارد. ازاینرو، ایلیایی که فرستاده میشود همان صد و چهل و چهار هزار نفری هستند که مرگ را نمیچشند، چنانکه خنوخ و ایلیا نمونهٔ آناند. آنان کسانیاند که در آستانۀ قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه، چون پرچمی برافراشته میشوند.
ایلیای روزهای آخر همچنین توسط یوحنا تعمیددهنده نمایانده شد، اما یوحنا نمایندهٔ صد و چهل و چهار هزار نبود. او نمایندهٔ کسانی بود که به جنبش میپیوندند و پیامِ پیامآورِ روزهای آخر را میپذیرند؛ کسانی که سپس در هنگامِ بحرانِ قانونِ روزِ یکشنبه به دستِ پاپیّت به قتل میرسند؛ بحرانی که با قانونِ روزِ یکشنبهای که به زودی فرا میرسد آغاز میشود و زمانی پایان مییابد که میکائیل برمیخیزد و پاپیّت بییاور به پایان خود میرسد.
ایلیا بر کوه کرمل و یوحنا در تالار ضیافت هیرودیس به تصویر کشیده میشوند. این دو شاهد تاریخی دو گروه از قوم خدا در روزهای آخر را که در مکاشفه فصل هفتم به تصویر کشیده شدهاند، مشخص میکنند. یکصد و چهل و چهار هزار نفر و جمعیت عظیم با کوه کرمل و جشن تولد هیرودیس همراستا هستند. این دو خط نبوتی مرجع قابل اتکایی فراهم میآورند تا عناصرِ سرِ هشتم، همان که در مکاشفه فصل هفدهم «از آنِ هفت» است، با جزئیات نبوتی کافی بهدقت شناسایی شوند و روشن گردد که چگونه و چرا آخرین رئیسجمهور، که هشتمین رئیسجمهورِ «از آنِ هفت» است، در آخرین مراحلِ پادشاهیِ ششمِ نبوتهای کتاب مقدس به دیکتاتور بزرگ ایالات متحده تبدیل میشود.
در زمان قانون یکشنبه، اتحاد سهگانه تحقق مییابد.
«با صدور فرمانی که برخلاف قانون خدا، نهاد پاپی را الزامآور میسازد، ملت ما بهطور کامل از راستکاری جدا خواهد شد. وقتی پروتستانیسم دست خود را از فراسوی شکاف برای فشردن دست قدرت رومی دراز کند، و هنگامی که بر فراز ورطه دست در دست روحگرایی نهد، و زمانی که تحت نفوذ این اتحاد سهگانه کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را، بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوری، نفی کند و برای ترویج اکاذیب و گمراهیهای پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عمل شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» شهادتها، جلد ۵، صفحه ۴۵۱.
با این حال در این تصویر توالیای وجود دارد، و آن توالی موضوعِ کلام الهامشده است. این رویدادی است که هنگام «فرمان» رخ میدهد؛ رویدادی که از یک جهت یگانه است، اما در واقع رشتهای بسیار دقیق از رویدادهاست. در «فرمان»، ایالات متحده دیگر ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس نیست، که به این معناست که همانجا پادشاهی هفتم آغاز میشود، اما پادشاهی هفتم موافقت میکند که پادشاهیِ خود را به جانور بسپارد. هنگامی که نبیِ کاذب شکست میخورد، اژدها در جایگاه خود قرار میگیرد و بیدرنگ نیمی از پادشاهی خود را به جانور میدهد.
در کوه کرمل، چهارصد و پنجاه پیامبرِ بعل بودند، و چهارصد پیامبرِ بیشه نیز بودند که در سامره از سفرهٔ ایزابل میخوردند.
پس اکنون بفرست و تمام اسرائیل را نزد من بر کوه کرمل گرد آور، و پیامبرانِ بعل، چهارصد و پنجاه تن، و پیامبرانِ بیشهها، چهارصد تن، که از سفرهٔ ایزابل میخورند. اول پادشاهان ۱۸:۱۹.
ایلیا رویارویی در کوه کرمل را مناقشهای میداند؛ نه تنها دربارهٔ اینکه خدای راستین چه کسی بود، بلکه همچنین دربارهٔ اینکه پیامبر راستین چه کسی بود.
آنگاه ایلیا به قوم گفت: من، تنها من، پیامبرِ خداوند باقی ماندهام، اما پیامبرانِ بعل چهارصد و پنجاه نفرند. اول پادشاهان ۱۸:۲۲.
وقتی قربانیِ ایلیا به وسیلهٔ آتشی که از آسمان فرود آمد سوزانده شد، او سپس چهارصد و پنجاه پیامبرِ بعل را به دستِ خود کشت.
و ایلیا به آنان گفت: پیامبران بعل را بگیرید؛ نگذارید حتی یکی از آنان بگریزد. آنان را گرفتند، و ایلیا ایشان را به کنار نهر کیشون برد و در آنجا آنان را کشت. اول پادشاهان ۱۸:۴۰.
بعل خدایی مذکر و دروغین بود، و چهارصد پیامبرِ بیشه که هنوز نزد ایزابل در شهر سامره بودند و بر سر سفرهاش میخوردند، پیامبرانِ خدای مؤنث، عشتاروت، بودند. آن خدای مؤنث از کشتار پیامبرانِ کوه کرمل به دست ایلیا جان سالم به در برد.
مردم بر فراز کوه با ترس و هیبت در برابر خدای نادیده به سجده میافتند. آنان نمیتوانند به آتش فروزان و سوزانندهای که از آسمان فرستاده شده است نگاه کنند. میترسند که به سبب ارتداد و گناهانشان هلاک شوند. آنان با یک صدا فریاد میزنند، فریادی که بر کوه میپیچد و با وضوحی هولناک در دشتهای زیر پایشان پژواک مییابد: «خداوند، او خداست؛ خداوند، او خداست.» سرانجام اسرائیل بیدار شده و از فریب بیرون آمده است. آنان گناه خود و اینکه تا چه حد خدا را بیحرمت کردهاند میبینند. خشمشان بر ضد پیامبران بعل شعلهور میشود. آخاب و کاهنان بعل با وحشتی سهمگین شاهد نمایش شگفتانگیز قدرت یَهُوَه بودند. بار دیگر، با کلماتی تکاندهنده از فرمان، صدای ایلیا به گوش مردم میرسد: «پیامبران بعل را بگیرید؛ نگذارید حتی یکی از آنان بگریزد.» و مردم آماده بودند تا فرمان ایلیا را اطاعت کنند. آنان پیامبران دروغینی را که ایشان را فریب داده بودند گرفتند و آنان را به نهر قیشون بردند، و در آنجا ایلیا با دست خود این کاهنان بتپرست را کشت. ریویو اند هرالد، ۷ اکتبر ۱۸۷۳.
کوه کرمل نماد قانون نزدیکالوقوعِ یکشنبه در ایالات متحده است. آنگاه است که علمِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر ــ که الیاس نماد آن است ــ برافراشته میشود. همانجا شاخِ پروتستانِ اصیل در تقابل با شاخِ پروتستانِ جعلی ــ که در سامره است و خوراکِ ایزابل را میخورد ــ بهروشنی آشکار میشود. همانجا شاخِ جمهوریخواه که در روندِ منتهی به کوه کرمل به شاخِ هر دو، کلیسا و دولت، بدل شده بود، بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب مقدس به پایان خود میرسد. آنگاه آنچه میماند آخاب و ملتِ دهگانهٔ او و ایزابل است، که در سامره پنهان بوده، در حالی که با پروتستانهای مرتد همسفره است. ششمین پادشاهی به پایان رسیده است، و آنگاه باران بیحد و حصر میآید.
در جشن تولد هیرودیس، ایلیا که یوحنا تعمیددهنده نمایندهٔ اوست، در زندان رومی در انتظار رهایی یا مرگ است. هیچ پیامبرِ بَعلی نیست که رقصِ فریب را اجرا کند؛ فقط سالومه، دخترِ ایزابل. هیرودیس و دوستانِ درباریاش از شرابِ بابل مستاند، زیرا جشن تولد او همچنین نمادِ قانون یکشنبه است، و همهٔ ملتها در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نوشیدنِ شرابِ بابل را آغاز کردند، مدتها پیش از قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد.
و پس از این امور دیدم که فرشتهای دیگر، که قدرتی عظیم داشت، از آسمان فرود آمد؛ و زمین از جلال او روشن شد. و با صدایی نیرومند به شدت فریاد زد و گفت: بابلِ عظیم سقوط کرده است، سقوط کرده است، و مسکنِ شیاطین شده، و قرارگاهِ هر روحِ ناپاک، و قفسِ هر پرندهٔ ناپاک و منفور. زیرا همهٔ ملتها از شرابِ خشمِ فحشای او نوشیدهاند، و پادشاهانِ زمین با او زنا کردهاند، و بازرگانانِ زمین از فراوانیِ ناز و نعمتِ او توانگر شدهاند. مکاشفه ۱۸:۱-۳
این سه آیه زمانی به تحقق پیوست که ساختمانهای عظیم نیویورک، یعنی برجهای دوقلو، با اشارهای از سوی خدا سرنگون شدند.
اکنون چنین گفته میشود که من اعلام کردهام نیویورک قرار است با موجی جزرومدی روبیده شود؟ من هرگز چنین نگفتهام. من گفتهام، هنگامی که به ساختمانهای عظیمی مینگریستم که در آنجا طبقه پشتِ طبقه قد میکشند، «چه صحنههای هولناکی رخ خواهد داد وقتی خداوند برخیزد تا زمین را سخت بلرزاند! آنگاه سخنان مکاشفه ۱۸:۱–۳ تحقق خواهد یافت.» سراسر فصل هجدهمِ مکاشفه هشداری است دربارهٔ آنچه بر زمین خواهد آمد. اما دربارهٔ آنچه بر نیویورک خواهد آمد، نوری خاص ندارم؛ فقط میدانم روزی ساختمانهای عظیم آنجا با زیر و رو کردنِ قدرتِ خدا به زیر افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده، میدانم که ویرانی در جهان هست. یک کلام از جانبِ خداوند، یک لمس از قدرتِ عظیم او، و این بناهای عظیم فرو خواهند ریخت. صحنههایی رخ خواهد داد که هولناکیِ آن را نمیتوانیم تصور کنیم. Review and Herald، ۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۶.
قانون یکشنبهای که بهزودی فرا میرسد، بهوسیلهٔ صدای دومِ باب هجدهمِ مکاشفه نشان داده شده و نمایانگر کوه کرملِ آخاب و جشنِ تولّدِ هیرودیس است. هیرودیاس، که همان ایزابل نیز هست، در بزمِ مستیِ هیرودیس حاضر نیست، همانگونه که ایزابل در کوه کرمل غایب بود. تا رسیدنِ قانون یکشنبه، او در طولِ هفتاد سالِ نمادینِ سلطهٔ وحشِ زمین، یعنی ششمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتابمقدس، به فراموشی سپرده شده است. وقتی ایزابل در سالهای 1798 و 1799 زخمِ مرگبارِ خود را دریافت کرد، ششمین پادشاهی (ایالات متحده) دورهٔ خود را بهعنوان ششمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتابمقدس آغاز کرد. وقتی ششمین پادشاهی پایان یابد، او بازمیگردد و شروع به خواندنِ سرودهای خود میکند و با همهٔ ملتهای روی زمین زنا میکند.
سرودهای او دربارهٔ زنا و شراب، از نظر نبوی، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شدند، اما آن صرفاً دورهٔ تدارک بود، چنانکه با سی سالِ میان ۵۰۸ تا ۵۳۸—نخستین بار که بر تخت نشست—نمایانده شده بود. تا هنگام قانون یکشنبه، آنگاه که پادشاهی ششم به دست ایلیا کشته میشود، او در سامره پنهان مانده است. در آن هنگام یحیی تعمیددهنده در زندان او نگه داشته میشود و در انتظار رهایی یا مرگ است.
هِرود و دوستان اشرافزادهاش از شراب بابل مست بودند، وقتی که سالومه، دختر هِرودیاس (ایزابل)، رقصِ بهغایت اغواگرانهاش را اجرا کرد، و هِرود خواهشهای شهوانی و محارمگرایانهاش را آشکار میکند. او از نزدیکجوییهای جنسیِ دختران ناتنیاش بهکلی مسحور میشود و به او وعده میدهد که تا نیمی از پادشاهیاش را به او بدهد.
و چون روز مناسبی فرا رسید، هیرودیس در روز تولد خود برای اشراف، سرداران بلندپایه و بزرگان جلیل ضیافتی برپا کرد. و چون دختر همان هیرودیاس درآمد و رقصید و هیرودیس و آنان که با او نشسته بودند را خشنود ساخت، پادشاه به دختر گفت: «هرچه بخواهی از من درخواست کن، و به تو خواهم داد.» و به او سوگند خورد: «هرچه از من بخواهی، تا نیمِ پادشاهیام، به تو خواهم داد.» پس او بیرون رفت و به مادرش گفت: «چه بخواهم؟» گفت: «سرِ یوحنا تعمیددهنده.» آنگاه بیدرنگ با شتاب نزد پادشاه آمد و درخواست کرد و گفت: «میخواهم در همان دم سرِ یوحنا تعمیددهنده را در سینی به من بدهی.» و پادشاه بسیار اندوهگین شد، اما به خاطر سوگندش و به خاطر آنان که با او نشسته بودند، نخواست درخواست او را رد کند. و بیدرنگ پادشاه جلادی فرستاد و فرمان داد سرِ او را بیاورند؛ پس او رفت و در زندان گردنش را زد، و سرش را در سینی آورد و به دختر داد، و دختر آن را به مادرش داد. مرقس ۶:۲۱-۲۸.
نخستین صدای مکاشفه باب هجده در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ به صدا درآمد و صدای دوم در هنگام قانون یکشنبه که به زودی فرا میرسد، به صدا درخواهد آمد. در تاریخی که در یوحنا باب ششم نمایانده شده است، نخستین صدای سال ۲۰۰۱ صدای مسیح بود که به شاگردانش اعلام میکرد که باید گوشت او را بخورند و خون او را بنوشند، زیرا او نان حقیقی آسمان بود. آن دوره در جلیل آغاز شد و با پالایشِ شاگردانی که از او رو برتافتند، مطابق یوحنا باب ششم، آیهٔ شصتوشش، پایان یافت. این تاریخ با آزمونی خوراکی در جلیل آغاز شد و به اجرای مُهرِ وحش پایان یافت، چنانکه عددِ نامِ پاپ، یعنی شش، شش، شش، آن را نشان میدهد. «جلیل» به معنای «نقطهٔ عطف» است و یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ یک «نقطهٔ عطف» نبوی (جلیل) بود، و جشن تولد هیرودیس با حضور رهبریِ جلیل بود. صدای آغازین مکاشفه باب هجده و صدای پایانیِ مکاشفه باب هجده، هر دو با جلیل که نقطهٔ عطف است، نشان داده شدهاند.
درسهایی هست که باید از تاریخ گذشته آموخت؛ و به اینها توجه داده میشود تا همه دریابند که خدا امروز نیز به همان شیوهای عمل میکند که همواره کرده است. دست او اکنون در کارش و در میان ملتها دیده میشود، درست همانگونه که از آن هنگام که انجیل نخستین بار در عدن به آدم اعلام شد، چنین بوده است.
دورههایی وجود دارد که در تاریخ ملتها و کلیسا نقطهٔ عطف بهشمار میآیند. در مشیت خدا، هرگاه این بحرانهای گوناگون فرا میرسند، نورِ مخصوصِ آن زمان عطا میشود. اگر پذیرفته شود، پیشرفت روحانی حاصل میگردد؛ و اگر رد شود، انحطاط روحانی و تباهی در پی میآید. خداوند در کلام خود کارِ پیشروندهٔ انجیل را آشکار کرده است؛ همانگونه که در گذشته انجام میگرفت و در آینده نیز تا رویاروییِ پایانی ادامه خواهد یافت، زمانی که کارگزارانِ شیطانی آخرین حرکتِ شگفتانگیز خود را انجام خواهند داد. Bible Echo، ۲۶ اوت ۱۸۹۵.
جلیل در سال ۲۰۰۱، و جلیل در قانونِ روزِ یکشنبه که بهزودی فرا میرسد، مشخص میکنند که نورِ بارانِ آخر چه زمانی فرو ریخته میشود. در سال ۲۰۰۱ افاضه محدود بود، اما در ندای دوم بیهیچ اندازهای فرو ریخته میشود؛ چنانکه با افاضهای عظیم که پس از آنکه ایلیا پیامبرانِ بعل را کُشت رخ داد، و در جشنِ تولدِ هیرودیس اتفاق افتاد، نشان داده شده است. جشنِ تولدِ هیرودیس تولدِ پادشاهیِ هفتمِ نبوتِ کتابمقدس را نشان میدهد که بلافاصله پس از مرگِ پادشاهیِ پیشین میآید. ایالاتِ متحدۀ آمریکا در سالِ ۱۷۹۸، با مرگِ پادشاهیِ پنجم، آغاز به حکمرانی کرد، و با مرگِ پیامبرانِ بعل، روزِ تولدِ پادشاهیِ هفتم فرا رسیده است. آن پادشاهیِ هفتم بهوسیلهٔ پادشاهیِ دهگانۀ شمالِ اخآب و نیز بهوسیلهٔ هیرودیس، نمایندۀ پادشاهیِ دهگانۀ شمالیِ رومِ بتپرست، نمایانده میشود.
و آن ده شاخ که بر آن وحش دیدی، همانها از آن فاحشه نفرت خواهند داشت، و او را ویران و عریان خواهند ساخت، و گوشتش را خواهند خورد و او را با آتش خواهند سوزاند. زیرا خدا در دلهای ایشان نهاده است که ارادهٔ او را بهجا آورند، و همرأی شوند، و پادشاهی خود را به آن وحش بدهند، تا سخنان خدا به انجام رسد. و آن زن که دیدی همان شهر بزرگ است که بر پادشاهان زمین سلطنت میکند. مکاشفه ۱۷: ۱۶-۱۸
هِرودس میپذیرد که سوگندی را که به سالومه خورده بود به انجام رساند و سرِ یوحنا را به او بدهد، و سوگندش چنان نمایانده شده بود که تا نیمهٔ پادشاهیاش را دربر میگرفت. ده پادشاهِ سازمان ملل متحد، با وجود نفرت از آن فاحشه، موافقت میکنند که هفتمین پادشاهیِ خود را به سرِ هشتم، که از آنِ هفت سرِ پیشین است، واگذارند. آنان با پادشاهیای موافقت میکنند که مبتنی بر ترکیبِ دولتِ جهانی با کلیسای جهانیِ اوست. اما این ازدواج، ازدواجی لاتینی است، نه انگلیسی، زیرا ازدواجشان با «زن»ی که «بر پادشاهان» سلطنت میکند نمایانده شده است. در یک ازدواجِ لاتینی، خانواده نامخانوادگیِ زن را حفظ میکند، نه مرد را، و نامِ این ازدواجِ دوگانه عنصری مهم در روایتِ نبوی است.
"پادشاهان و حاکمان و والیان بر خود داغ ضد مسیح نهادهاند و چون آن اژدها تصویر شدهاند که میرود تا با مقدسان، با آنان که احکام خدا را حفظ میکنند و ایمان عیسی را دارند، جنگ کند." شهادتها برای روحانیان، ۳۸.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
کلامی که اشعیا پسرِ آموص دربارهٔ یهودا و اورشلیم دید. و در ایام آخر واقع خواهد شد که کوهِ خانهٔ خداوند بر فرازِ کوهها استوار خواهد گشت و از تپهها برتر برافراشته خواهد شد؛ و همهٔ قومها به سوی آن سرازیر خواهند شد. و مردمانِ بسیار خواهند رفت و خواهند گفت: بیایید، تا به کوهِ خداوند بالا رویم، به خانهٔ خدای یعقوب؛ و او از راههای خود به ما تعلیم خواهد داد، و ما در مسیرهای او راه خواهیم رفت؛ زیرا شریعت از صهیون صادر خواهد شد، و کلامِ خداوند از اورشلیم. ... و در آن روز هفت زن یک مرد را به دست خواهند گرفت و خواهند گفت: نانِ خود را خود خواهیم خورد و جامهٔ خود را خود خواهیم پوشید؛ تنها بگذار به نامِ تو خوانده شویم تا ننگِ ما برداشته شود. در آن روز نهالِ خداوند زیبا و پرجلال خواهد بود، و ثمرهٔ زمین برای بازماندگانِ اسرائیل عالی و دلپسند خواهد بود. و چنین خواهد شد که هر که در صهیون باقی بماند و هر که در اورشلیم برجا بماند، مقدس خوانده خواهد شد، یعنی هر که در اورشلیم در شمارِ زندگان نوشته شده است؛ آنگاه که خداوند پلیدیِ دخترانِ صهیون را بشوید و خونِ اورشلیم را از میانِ آن، به روحِ داوری و روحِ سوزاننده، پاک سازد. اشعیا ۲:۱–۳، ۴:۱–۴.