ما در حال حاضر با دقت بسیار در حال بررسی ویژگیهای نبویِ آن دورهٔ تاریخی هستیم که در آن پاپیّت بهعنوان سرِ هشتم (که از همان هفت سر است) بار دیگر بر تختِ جهان مینشیند. این کار را میکنیم تا ویژگیهای نبویِ زمانی را بهدقت شناسایی کنیم که در آن رئیسجمهور هشتم (یعنی از همان هفت رئیسجمهور) فرایندِ شکلگیریِ تصویرِ وحشِ پاپی را به انجام میرساند. بررسیِ این حقایق را با کوه کرمل و زادروز هیرودس آغاز کردهایم. هر دو تمثیلِ مقدس نمایانگرِ قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه در ایالات متحدهاند که در آیهٔ چهلویکمِ فصلِ یازدهمِ دانیال نیز بازنمایی شده است.
او همچنین وارد سرزمین باشکوه خواهد شد، و بسیاری از کشورها سرنگون خواهند شد؛ اما اینان از دست او رهایی خواهند یافت: یعنی ادوم، موآب و بزرگان بنیعمون. دانیال ۱۱:۴۱.
در آیه، پادشاهِ جعلیِ شمال وارد سرزمینِ پرجلال میشود. سرزمینِ پرجلال در تاریخِ اسرائیلِ باستان، سرزمینِ یهودا بود و از آن بهصورتِ سرزمینی که از شیر و عسل جاری است یاد میشد و به همین سبب، در کنارِ دلایلِ دیگر، پرجلال بود. این سرزمین پرجلال بود زیرا مسیح پایتختِ آن، اورشلیم، را بهعنوان جایگاهِ هیکلِ خود و شهری که برگزید نامِ خود را در آن قرار دهد انتخاب کرد.
از روزی که قوم خود را از سرزمین مصر بیرون آوردم، در میان همهٔ قبایل اسرائیل هیچ شهری را برنگزیدم تا در آن خانهای بنا شود که نام من در آن باشد؛ و هیچ مردی را نیز برنگزیدم تا بر قوم من اسرائیل فرمانروا باشد. اما اورشلیم را برگزیدهام تا نام من در آن باشد؛ و داود را برگزیدهام تا بر قوم من اسرائیل فرمانروا باشد. دوم تواریخ ۶:۵، ۶.
سرزمین واقعیِ یهودا، سرزمین باشکوه برای اسرائیلِ باستانیِ واقعی بود و ایالات متحده سرزمین معنویِ یهودا، سرزمین باشکوه برای اسرائیلِ معنویِ مدرن است.
وقتی سرزمینی که خداوند آن را بهمنزله پناهگاهی برای قوم خود فراهم آورد تا بتوانند طبق حکم وجدان خویش او را پرستش کنند، سرزمینی که سالیان دراز سپر قادر مطلق بر آن گسترده بوده است، سرزمینی که خدا با سپردن دین ناب مسیح به آن، آن را مشمول لطف خویش ساخته است — وقتی همان سرزمین از طریق قانونگذارانش از اصول پروتستانیسم تبری جوید و با دست بردن در شریعت خدا به ارتداد کاتولیکی رومی اعتبار بخشد — آنگاه است که کار نهایی مرد گناه آشکار خواهد شد. Signs of the Times، 12 ژوئن 1893.
پس از آنکه پادشاه جعلی شمال در آیه چهل، در سال ۱۹۸۹، پادشاه جنوب (اتحاد جماهیر شوروی سابق) را فتح کرد، سپس سرزمین پرجلال (ایالات متحده) را فتح میکند. در آیه چهلویک واژه «countries» واژهای افزودهشده است و کاملاً دقیق نیست، زیرا در هنگام قانون یکشنبه، «بسیاری» که سرنگون میشوند طبقهای از مردماند که پیش از فرا رسیدن قانون یکشنبه، تفاوت میان سبت روز هفتم و روز خورشید را میدانستند.
تغییرِ سبت، نشانه یا علامتِ اقتدارِ کلیسای روم است. آنان که، با درکِ الزاماتِ فرمانِ چهارم، برمیگزینند که بهجای سبتِ حقیقی، سبتِ دروغین را رعایت کنند، بدینسان به آن قدرتی که تنها از سوی آن چنین امری فرمان داده شده است ادای احترام میکنند. نشانِ وحش، سبتِ پاپی است که جهان آن را بهجای روزِ تعیینشده از سوی خدا پذیرفته است.
اما زمان دریافت نشانۀ وحش، چنانکه در نبوت تعیین شده است، هنوز فرا نرسیده است. زمان آزمایش هنوز فرا نرسیده است. در هر کلیسایی مسیحیان راستین وجود دارند؛ کلیسای کاتولیک رومی نیز از این امر مستثنا نیست. هیچکس محکوم نمیشود مگر آنکه نور را یافته و الزام فرمان چهارم را دریافته باشد. اما هنگامی که فرمانی صادر شود که رعایت سبتِ جعلی را الزامی کند، و وقتی فریاد بلند فرشتۀ سوم مردم را از پرستشِ وحش و تمثالِ او برحذر دارد، مرز میان باطل و حق بهروشنی ترسیم خواهد شد. آنگاه آنان که همچنان بر تعدی اصرار میورزند، نشانۀ وحش را بر پیشانیهای خود یا بر دستان خود دریافت خواهند کرد.
«با گامهای تند به این دوره نزدیک میشویم. هنگامی که کلیساهای پروتستان با قدرت دنیوی متحد شوند تا از دینی باطل پشتیبانی کنند، دینی که نیاکانشان به سبب مخالفت با آن سختترین آزار و اذیتها را تحمل کردند، آنگاه سبتِ پاپی بهوسیلهٔ اقتدار مشترکِ کلیسا و دولت تحمیل خواهد شد. ارتدادی ملی رخ خواهد داد که تنها به ویرانیِ ملی پایان خواهد یافت.» مدرسهٔ آموزشِ کتاب مقدس، ۲ فوریهٔ ۱۹۱۳.
گروهِ «بسیاری» که با فرارسیدنِ قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه سرنگون میشوند، کسانی هستند که در برابرِ نورِ سبت پاسخگو خواهند بود؛ همان نوری که برای آن زمان داده میشود و نقطهٔ عطف و بحرانی در تاریخِ هم کلیسا و هم ملتهاست. آن گروه، کلیسای ادونتیسمِ لاودیکیایی است که به پایانِ سرگردانیِ خود در بیابانِ عصیان رسیده است. همانجا است که تا ابد از دهانِ خداوند بیرون انداخته میشوند. ادونتیسمِ لاودیکیایی کسانی هستند که به نورِ فرشتهٔ سوم فراخوانده شدند، یا در نخستین قادِش در تاریخِ ۱۸۴۴ تا ۱۸۶۳، یا در دومین قادِش در تاریخِ ۲۰۰۱ تا قانونِ یکشنبه.
و بدو گفت: ای دوست، چگونه بیآنکه لباس عروسی داشته باشی، به اینجا آمدی؟ و او خاموش ماند. آنگاه پادشاه به خادمان گفت: دستوپایش را ببندید و او را ببرید و به تاریکیِ بیرون بیفکنید؛ در آنجا گریه و دندانسایی خواهد بود. زیرا دعوتشدگان بسیارند، اما برگزیدگان اندکند. متی ۲۲:۱۲–۱۴
صدای فرشتهٔ سوم، چه در سال ۱۸۴۴ و چه در ۲۰۰۱، دعوتی به عروسی بود. «بسیاری» که در قانون یکشنبه سرنگون میشوند، همان «بسیاری» هستند که جامهٔ عروسیِ پارساییِ مسیح را رد کردند و در عوض بخشی از جشن ازدواجِ ده پادشاه با فاحشهٔ روم میشوند. برای آن ازدواج، افراد میتوانند جامههای خود را نگه دارند، زیرا برای زدودن ننگشان تنها کافی است که به لقبِ آن فاحشه که بر ده پادشاه سلطنت میکند خوانده شوند.
و در آن روز هفت زن به یک مرد متمسک شده، خواهند گفت: نان خود خواهیم خورد و لباس خود خواهیم پوشید؛ فقط بگذار به نام تو خوانده شویم تا ننگ ما برداشته شود. اشعیا ۴:۱.
آنها در نخستین آزمون تغذیهای مردود شدند، زیرا به جای نان آسمانی، نان خود را برگزیدند. آنها در آزمون دوم که باید با آشکار کردن صفات او خدا را جلال میدادند نیز مردود شدند، اما به جای آن پوشیدن جامههای خود را برگزیدند. در سومین آزمون سنگِ محک نیز مردود شدند، زیرا نام (سرشت) وحش را آشکار ساختند، چرا که بر آن شدند که نام (سرشت) مسیح را رد کنند. قصد نمرود از ساختن شهری (دولت) و برجی (کلیسا) در نخستین اشاره به بابل این بود که برای خود نامی بسازد.
و گفتند: بیایید، برای خود شهری و برجی بسازیم که سرش به آسمان برسد؛ و برای خود نامی دستوپا کنیم، مبادا بر روی تمام زمین پراکنده شویم. پیدایش ۱۱:۴
نام نمادِ شخصیت است، و سرشتِ پیشگویانهٔ وحشِ هشتم، که خود از جمله آن هفت است، عبارت است از ماهیتِ دوگانهٔ ترکیبِ کلیسا (برج) و دولت (شهر). در بحرانِ آخرالایام مردم به دو گروه جدا خواهند شد.
تنها دو گروه میتوانند وجود داشته باشند. هر دسته بهروشنی مُهر خورده است: یا با مُهرِ خدایِ زنده، یا با نشانِ وحش یا تصویرِ او. هر پسر و دخترِ آدم، یا مسیح یا براباس را بهعنوان فرماندهٔ خود برمیگزیند. و همهٔ کسانی که خود را در صفِ نافرمانان قرار میدهند، زیر پرچمِ سیاهِ شیطان ایستادهاند و به رد کردنِ مسیح و رفتارِ اهانتآمیز با او متهماند. آنان به مصلوب کردنِ عمدیِ خداوندِ حیات و جلال متهماند. Review and Herald، ۳۰ ژانویهٔ ۱۹۰۰.
یک گروه تصویرِ وحش را نمایندگی خواهد کرد و گروهِ دیگر تصویرِ مسیح را. یکی جامهٔ عروسیِ مسیح را بر تن خواهد داشت و گروهِ دیگر "لباسِ خودشان" را خواهند پوشید. یک گروه خوراکِ آسمانی خواهد خورد و دیگری "نانِ خودشان" را خواهد خورد. آن گروهی که نانِ خودشان را میخورند و لباسِ خود را نگه میدارند، نمایندهٔ "بسیاری" هستند که با ندای فرشتهٔ سوم فراخوانده شدند، و همان "بسیاری" هستند که بهزودی با آمدنِ قانونِ یکشنبه سرنگون میشوند. تلاشِ آنان برای رهایی از وضعیتِ ازدسترفتهٔ خود، هنگامی که سرشتهایشان در بحرانِ قانونِ یکشنبه آشکار میشود، امیدِ واهیای است مبنی بر اینکه اگر بتوانند نامِ فاحشهٔ روم را بپذیرند، با این کار "ننگ"شان برداشته خواهد شد.
در آن هنگام، اندکانی که برگزیده شدهاند بهسانِ علمِ صد و چهل و چهار هزار برافراشته میشوند، و سپس در آیهٔ چهلویک گروه دیگری هست که آنگاه از دستِ پادشاهِ جعلیِ شمال «میگریزند». واژهٔ عبریِ ترجمهشده به «گریختن» در آیهٔ چهلویک، به معنای گریختن همچون لیز خوردن است، و تعریفْ این تصور را میرساند که یک قالب صابون را در آب نگه داشتهاید و صابون به سبب لیزیاش از دستتان میلغزد. عنصر اصلیِ تعریفِ این واژه، هنگامی که در زبان عبری به کار میرود، این است که هرچه میگریزد، پیش از گریز، زیرِ کنترلِ همان چیزی بوده که از آن میگریزد.
در آیهٔ چهلویک، اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و پیامبر دروغین به انجام میرسد.
پروتستانهای ایالات متحده در دراز کردن دستهای خود از فراز شکاف برای فشردن دست روحگرایی پیشگام خواهند بود؛ آنان از فراز ورطه نیز دست خواهند یازید تا با قدرت رومی دست بدهند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، این کشور در پایمال کردن حقوق وجدان پا جای پای روم خواهد گذاشت. مناقشهٔ بزرگ، ۵۸۸.
وقتی ایالات متحده در موضوع قانون یکشنبه با سازمان ملل متحد و دستگاه پاپی دست به دست هم میدهد، گروهی از مردم که پیشتر در چنگ دستگاه پاپی بودهاند، سپس از دستِ پادشاهِ تقلبیِ شمال «میگریزند». آن مردم پیشتر در چنگِ قدرتِ پاپی نگاه داشته میشدند. نماد این گروه در جشن تولد هیرودیس، یوحنا تعمیددهنده است؛ کسی که آن زمان در اسارتِ زندانهای رومی بود و چشمبهراهِ مرگ یا رهایی. گروه مردمی که در هنگام قانون یکشنبه از اسارتِ دستگاه پاپی میگریزند، با سه قبیله به تصویر کشیده میشوند و بدینسان نمادِ ترکیبِ سهگانهٔ بابلِ مدرن هستند.
در همان زمان، صدای دومِ باب هجدهمِ مکاشفه، آن مردم را فرا میخواند که از بابل بگریزند تا در داوریهای او که آنگاه آغاز میشود، شریک نشوند. آن صدای دوم، صدای مسیح است، اما بیانگر صدای صد و چهل و چهار هزار نفری است که در آن هنگام پیام فرشتهٔ سوم را با صدای بلند اعلام میکنند. آنان که از «دست» (نماد تسلیم) میگریزند، از دستِ پادشاهِ جعلیِ شمال میگریزند و سپس دستِ پادشاهِ حقیقیِ شمال را مییابند.
بر کوه کرمل پیامبران بعل کشته شدند، و چون خدای دروغینِ مذکری را نمایندگی میکنند، نمایندهٔ دولتاند، و پیامبران عشتاروت نمایندهٔ کلیسا هستند. الیاس پیامبران بعل را کشت و بدینسان پایان پادشاهی ششم را مشخص کرد، هرچند دینِ پروتستانیسمِ مرتد، که سالومه آن را نمایندگی میکرد، هنوز برقرار بود. سالومه، یعنی پروتستانیسم مرتد، در هیئت سالومه، هیرودس را میفریبد، و ده پادشاه موافقت میکنند با سرِ هشتم — که از همان هفت سر بود — وارد اتحادِ کلیسا و دولت شوند. سالومه همان کسی است که هیرودسِ مرتکبِ زنای با محارم در دل به او هوس میبرد.
اما به شما میگویم: هر که به زنی با هوس نگاه کند، هماندم در دلِ خود با او زنا کرده است. متی ۵:۲۸
شهوتِ محارمآمیزِ هیرودیس در دلش، تنشان را در همان دل به هم پیوند زد و از این رو با سالومه یکی شد.
بنابراین، مرد پدر و مادر خود را ترک میکند و به زن خود میپیوندد، و آن دو یک تن میشوند. پیدایش ۲:۲۴
در جشن تولد هیرودس، هیرودس و سالومه با هم متحد شدند، و هیرودس که آخاب نماد او بود، سرکردهٔ ده پادشاهِ پادشاهیِ شمالی است. در هنگام قانونِ یکشنبهای که بهزودی فرا میرسد، پادشاهیِ ششمِ وحشِ زمین پایان مییابد؛ هنگامی که آن شاخِ واحد ــ که از بههمپیوستنِ شاخها و نمایندهٔ ترکیبِ شاخهای کلیسا و دولت (صورتِ وحش) بود ــ به دستِ ایلیا کشته میشود. سپس سالومه هیرودس را میفریبد، با او یکی میشود، و او را متقاعد میکند که نیمی از پادشاهیاش (دولتِ سراسرِ جهان) را به مادرش (کلیسای سراسرِ جهان) بدهد. آنگاه سالومه کنترلِ آخاب و ده سبطِ او را به دست گرفته است، زیرا آن ده پادشاه همگی با یکدیگر موافقاند.
و آن ده شاخ که دیدی، ده پادشاهاند که هنوز سلطنتی نیافتهاند؛ اما برای یک ساعت با آن وحش همچون پادشاهان اختیار مییابند. اینها یکدلاند و قدرت و توان خود را به آن وحش خواهند سپرد. مکاشفه ۱۷:۱۲، ۱۳.
وحشی که قدرت و نیروی خود را به او میسپارند همان وحشی است که فاحشه بر آن سوار است. آن وحش نمایانگر سرشتِ آن تصویر است که ترکیبی از کلیسا و دولت میباشد، با زنی (کلیسا) که زمام این رابطه را در دست دارد؛ زیرا این یک ازدواج لاتینی است که در آن نام خانوادگی همان نامِ زن است و زن بر مرد حکم میراند، در سرکشی علیه رابطهٔ حقیقی ازدواج.
به زن گفت: رنج تو و آبستنیات را بسیار افزون میکنم؛ با رنج، فرزندان خواهی زایید؛ و اشتیاقت به سوی شوهرت خواهد بود و او بر تو حکومت خواهد کرد. پیدایش ۳:۱۶.
ده پادشاه همنظر و یکدلاند.
مکاشفه ۱۷:۱۳-۱۴ نقل شده است. «اینها یک فکر دارند.» پیوندی جهانیِ اتحاد پدید خواهد آمد؛ هماهنگیای عظیم؛ ائتلافی از نیروهای شیطان. «و قدرت و قوت خود را به وحش خواهند داد.» بدینسان همان قدرتِ خودسرانه و ستمگرِ معارضِ آزادی دینی—یعنی آزادیِ پرستش خدا مطابق حکم وجدان—آشکار میگردد؛ همانگونه که در نهاد پاپی نمود یافت، آنگاه که در گذشته کسانی را که جرأت میکردند از همنوایی با آیینها و مراسم مذهبیِ رومی سر باز زنند، مورد آزار و پیگرد قرار میداد.
در نبردی که در روزهای آخر درخواهد گرفت، همهٔ قدرتهای فاسدی که از وفاداری به شریعت یهوه رویگردان شدهاند، در مخالفت با قوم خدا متحد خواهند شد. در این نبرد، سبتِ فرمان چهارم مسئلهٔ بزرگِ مورد اختلاف خواهد بود؛ زیرا در فرمان سبت، شارعِ بزرگ خود را بهعنوان آفرینندهٔ آسمانها و زمین معرفی میکند. تفسیر کتاب مقدس ادونتیستهای روز هفتم، ص ۹۸۳.
ده پادشاه، که رهبرشان آخاب یا هیرودیس است، به دست سالومه، دختر هیرودیاس، فریفته شدهاند. سازمان ملل متحد، که در هنگام قانون یکشنبه به دست سالومه—همان دین دروغینِ پروتستانتیسمِ مرتد—فریفته میشود و پیشتر ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب مقدس بود، کنترلِ قلمروِ ده پادشاه را به دست میگیرد؛ پادشاهانی که همگی موافقت میکنند نیمی از قلمروشان را به آیینِ کاتولیک واگذار کنند. آنان این تصمیمِ اجماعی را میگیرند، زیرا همهٔ پادشاهان با رقصِ اغواگرانهٔ سالومه فریفته شده بودند. آنان موافقت میکنند توانِ متحدِ خود را در خدمتِ کارِ کشتنِ کسانی بگذارند که یوحنا تعمیددهنده نمایندهشان است.
وحش (سازمان ملل متحد) توسط شاهِ ارشد (دختر ایزابل) اداره میشود. ایزابل به دخترش دستور داده بود که رابطهای زناکارانه و محارمآمیز با هیرودس و دیگر پادشاهان آغاز کند، زیرا او مادر فاحشههاست. او قوادِ دختر خودش است. هیرودس، آخاب و سازمان ملل متحد بهدست پیامبر دروغین، که ایالات متحده است، فریفته شدند. ایالات متحده، زمانی که پیامبران بعل کشته شدند، دیگر ششمین پادشاهی نیست، و پیامبران عشتاروت (سالومه) بلافاصله به قدرت حاکمِ پادشاهی هفتم تبدیل میشوند، زیرا این پادشاهی در جهان همان چیزی را تکرار میکند که بهتازگی در ایالات متحده محقق کرد.
وحش عبارت است از پادشاهانی که با دخترِ فاحشه در رابطهاند، و فاحشه همان زنی است که بر وحش حکم میراند. عیسی پایانِ چیزی را با آغازِ آن نشان میدهد. همانگونه که تصویرِ هشت پادشاهی در فصلِ هفدهمِ مکاشفه، هشت پادشاهیِ فصلِ دومِ دانیال را مُهرگشایی کرد، وحش و زنی که بر وحش سوار است، حقیقتِ نبویِ دیگری را مُهرگشایی میکنند؛ حقیقتی که بر این اصل استوار است که نخستین نمایندهٔ واپسین است.
فصل هفدهمِ کتاب مکاشفه آخرین اشاره به پادشاهیهای نبوتهای کتاب مقدس است و از اینرو اقتضا میکند که فصل دومِ کتاب دانیال، که نخستین اشاره به پادشاهیهای نبوتهای کتاب مقدس است، بنا بر ضرورت نبوی، باید نمایانگر هشت پادشاهی نیز باشد که پادشاهیِ هشتم از همان هفت است. همچنین، داوریِ آن زن و وحشی که بر آن سوار است در فصل هفدهم، باید در نخستین داوریِ زن هرزه در سال ۱۷۹۸ بازنمایی شود.
فرشته در آغاز باب هفدهم به یوحنا خبر داد که قرار است داوریِ فاحشهٔ بزرگ و آن وحشی را که او بر آن سوار است به وی نشان دهد. نخستین بار که فاحشه داوری شد، بهدرستی سال ۱۷۹۸ دانسته شده است، هنگامی که دستگاه پاپی زخمِ مرگبارِ خود را دریافت و «وقتِ انتها» فرارسید. با این همه، هرگاه «وقتِ انتها» در تاریخِ نبوتی نمایانده میشود، همواره دو نشانۀ راه وجود دارد که بهوسیلهٔ اشخاص مجسّم میشوند. در آن تاریخ، تولدِ هارون و برادرش موسی «وقتِ انتها» بود. آن دو نشانۀ راه، نمادِ تولدِ یحیایِ تعمیددهنده بودند و شش ماه بعد، نمادِ عموزادهاش عیسی؛ و بدینسان «وقتِ انتها» برای آن تاریخ نشان داده شد. در پایانِ اسارتِ هفتادساله که نمادِ «وقتِ انتها» در ۱۷۹۸ است، داریوش و برادرزادهاش کوروش دو نشانۀ راهِ «وقتِ انتها» هستند. آنان با هم نمادِ ریگان و بوشِ اوّل در «وقتِ انتها»ی ۱۹۸۹ هستند.
۱۷۹۸، که در تاریخ میلریتی زمانِ پایان بود و در آن مهرِ کتابِ دانیال گشوده شد، مرگِ پیشگوییشدهی عنصر سیاسیِ وحشِ کاتولیسیسم را آشکار کرد. ژنرال ناپلئون، برتیه، مستقیماً وارد واتیکان شد، پاپ را دستگیر کرد و به اقتدار سیاسیِ وحشِ کاتولیسیسم پایان داد. یک سال بعد، در ۱۷۹۹، زنی که طی قرنها بر آن وحش سوار بود و پاپ نمایندهاش بود، در اسارت درگذشت. داوریِ آن روسپی، داوریِ همان وحشی را نیز در بر میگیرد که او برای حکومت بر ملتها به کار گرفته بود. مکاشفه، فصل هفدهم، هم داوریِ وحش را مشخص میکند و هم روسپیای را که بر آن وحش حکومت میکند و بر آن سوار است.
«جهان از توفان و جنگ و اختلاف پر است. اما تحت رهبری واحد—قدرت پاپی—مردم برای مخالفت با خدا در شخص شاهدان او متحد خواهند شد.» شهادتها، جلد ۷، ۱۸۲.
سرِ هشتم، که از میان هفتتاست، همان قدرتِ پاپی است که بر وحشی حکومت میکند که از ده پادشاه تشکیل شده است؛ ده پادشاهی که به دستِ دخترِ آن فاحشهای که بر وحش سوار است، اداره میشوند. عناصرِ پادشاهیِ هشتم، که از میان هفتتاست، باید در رئیسجمهورِ هشتم و آخر، که او نیز از همان هفت رئیسجمهور به شمار میرود، دیده شوند، هنگامی که تصویرِ وحش در درونِ ایالات متحدهٔ آمریکا شکل میگیرد. ترکیبِ شاخهای مرتدِ جمهوریخواهی و پروتستانیسم باید «سری» داشته باشد که بر تصویرِ وحش حکومت کند، و آن حاکم دیکتاتوری تمامعیار خواهد بود.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
سرود یا مزموری از آساف. ای خدا، خاموش مباش؛ ساکت مباش و آرام منشین، ای خدا. زیرا اینک دشمنانت غوغا برپا کردهاند، و آنان که از تو نفرت دارند، سر برافراشتهاند. بر ضد قوم تو به حیله مشورت کردهاند و بر ضد پنهانیان تو تبانی نمودهاند. گفتهاند: «بیایید ایشان را از قوم بودن براندازیم تا نام اسرائیل دیگر به یاد نیاید.» زیرا با یک دل مشورت کردهاند؛ بر ضد تو همپیمان شدهاند: خیمههای ادوم و اسماعیلیان؛ موآب و هاجریان؛ جبال و عمون و عمالیق؛ فلسطینیان با ساکنانِ صور؛ و آشور نیز با ایشان پیوسته است؛ فرزندانِ لوط را یاری دادهاند. سلاه. مزامیر ۸۳:۱-۸.