آزمون بزرگ برای قومِ خدا که باید پیش از آنکه مُهر شوند از آن بگذرند، شکلگیری شمایلِ وحش است. آن شکلگیری از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانونِ یکشنبه در ایالات متحده رخ میدهد. آن دورهٔ نبوی نمایانگرِ زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر است، و دورهای که در آن هر رؤیای کتابمقدسی تحققِ کامل خود را مییابد. در آن دوره شاخِ راستینِ پروتستان تطهیر خواهد شد و تا ابد شمایلِ مسیح را منعکس خواهد کرد، زیرا مسیح پروتستان است.
«مسیح یک پروتستان بود. او علیه پرستش رسمی قوم یهود اعتراض کرد؛ همان کسانی که مشورت خدا را بر ضد خود رد کردند. او به آنان گفت که فرمانهای انسانها را بهعنوان تعالیم تعلیم میدهند و اینکه آنان مدعیان دروغین و ریاکارند. همچون قبور سفیدکاریشده از بیرون زیبا بودند، اما در درون آکنده از ناپاکی و فساد. ریشهٔ اصلاحگران به مسیح و رسولان بازمیگردد. آنان بیرون آمدند و خود را از دینی متکی بر ظواهر و تشریفات جدا کردند. لوتر و پیروانش دینِ اصلاحشده را اختراع نکردند؛ آنان صرفاً همان را که مسیح و رسولان عرضه کرده بودند پذیرفتند. کتابمقدس بهعنوان راهنمایی بسنده به ما عرضه شده است؛ اما پاپ و کارگزارانش آن را از دسترس مردم دور میکنند، گویی لعنتی است، زیرا ادعاهایشان را برملا میکند و بتپرستیشان را توبیخ میکند.» ریویو اند هرالد، ۱ ژوئن ۱۸۸۶.
در زمان مُهر، شاخِ پروتستان پاک و پالوده میشود. در همان دوره، شاخِ جمهوریخواهِ مرتد با پروتستانهای مرتد متحد میشود و بدینسان شاخی از قدرت پدید میآورد که ترکیبی از کلیسا و دولت است. آنگاه دو شاخِ وحشِ زمین، تصویرِ وحش و تصویرِ مسیحاند. شاخِ ارتداد رابطۀ دوگانۀ کلیسای فاسد با دولتِ فاسد است، و شاخِ پارسایی رابطۀ دوگانۀ الوهیت با بشریت است.
تصویرِ وحش پس از آن در جهان شکل میگیرد، و آن وحشی دوگانه است که در قالب یک دولت (سازمان ملل متحد) نمایان میشود؛ دولتی که پروتستانتیسمِ مرتدِ وحشِ زمین را بهعنوان سرِ پیشرو از میان ده سر پذیرفته است. بر آن وحش، آن زن که مادر فاحشههاست، بر وحشِ ده پادشاه سلطنت میکند. وحشی که او بر آن سوار است ترکیبی از کلیسا و دولت است، چنانکه در زناکاریِ روحانیِ محارمآمیزِ هرودس با سالومه، دخترِ هرودیاس، نمایان شده است. و رابطهٔ میان آن زن که بر وحش سلطنت میکند نیز ترکیبی از کلیسا و دولت است، با رابطهٔ نامشروعِ فاحشهٔ روم با پادشاهانی که وحشِ سراسرِ جهان را میسازند؛ وحشی که نمایندهٔ سازمان ملل متحد است. در تصویرِ وحشی که بر تمام جهان تحمیل میشود، هر ملتی درگیر خواهد شد و همهٔ قدرتهای فاسد به هم خواهند پیوست.
مکاشفه ۱۷:۱۳-۱۴ نقل شده است. «اینها یک فکر دارند.» پیوندی جهانیِ اتحاد پدید خواهد آمد؛ هماهنگیای عظیم؛ ائتلافی از نیروهای شیطان. «و قدرت و قوت خود را به وحش خواهند داد.» بدینسان همان قدرتِ خودسرانه و ستمگرِ معارضِ آزادی دینی—یعنی آزادیِ پرستش خدا مطابق حکم وجدان—آشکار میگردد؛ همانگونه که در نهاد پاپی نمود یافت، آنگاه که در گذشته کسانی را که جرأت میکردند از همنوایی با آیینها و مراسم مذهبیِ رومی سر باز زنند، مورد آزار و پیگرد قرار میداد.
«در نبردی که در روزهای آخر برپا خواهد شد، همهٔ قدرتهای فاسدی که از وفاداری به شریعتِ یهوه برگشتهاند، در مخالفت با قوم خدا متحد خواهند شد. در این نبرد، سبتِ فرمانِ چهارم موضوع اصلیِ اختلاف خواهد بود؛ زیرا در فرمانِ سبت، قانونگذارِ بزرگ خود را بهعنوان آفرینندهٔ آسمانها و زمین معرفی میکند.» تفسیر کتاب مقدس ادونتیستهای روز هفتم، جلد ۸، ۹۸۳.
این واقعیت که شورشی که با تمثالِ سراسریِ وحش مرتبط است «جهانی» است و نمایانگرِ «همهٔ قدرتهای فاسدی است که از وفاداری به شریعتِ یهوه مرتد شدهاند»، نشان میدهد که تشکیلِ تمثالِ وحش در ایالات متحده، بیانگرِ اتحادِ همهٔ قدرتهای فاسدی است که مرتد شدهاند. پروتستانهای ایالات متحده زمانی که پیامِ فرشتهٔ نخست را در سال ۱۸۴۴ رد کردند، مرتد شدند، و ادونتیسمِ لاودیکیهای در سال ۱۸۶۳ مرتد شد. پروتستانیسمِ مرتد و ادونتیسمِ لاودیکیهای با جناحهای سیاسیِ درونِ شاخِ جمهوریگرایی، که بهوسیلهٔ پیامبرِ کاذب فریفته شدهاند تا نیمی از پادشاهیِ خود را واگذار کنند، یک «پیوندِ اتحاد» تشکیل خواهند داد.
در تصویر جهانیِ وحش، این نبیِ کاذب است که زمین را میفریبد. در تصویرِ وحش در ایالات متحده، آن نبیِ کاذبی که «ائتلاف نیروهای شیطان» را که نامقدس اما یکپارچه است، پدید میآورد، نیز باید «نبیِ کاذب» باشد. تصویر جهانیِ وحش دوگانه است، اما همچنین اتحادی سهگانه است. آن اتحادِ سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب جهان را به آرماگدون میکشاند. در تصویری از وحش که نخست در ایالات متحده شکل میگیرد، باید اتحادی سهگانه وجود داشته باشد که خود نیز وحشی دوگانه است. در هر دو تصویرِ مربوط به وحش، ماهیتِ دوگانه ترکیبِ کلیسا و دولت است، و کلیسا کنترلِ این رابطه را در دست دارد.
اتحاد سهگانه باید در تصاویر هر دو وحش نمایان شود، اما در کتاب مکاشفه، دو نمود از اژدها، وحش و نبی کاذب وجود دارد. ساختار سهگانهٔ تصویر جهانیِ وحش با روحگرایی (اژدها)، کاتولیسیسم (وحش) و پروتستانتیسمِ مرتد (نبی کاذب) نمایان میشود. هر یک از این سه نهتنها عنصری دینی دارند (روحگرایی، کاتولیسیسم و پروتستانتیسمِ مرتد)، بلکه عنصری سیاسی نیز دارند: اژدها (سوسیالیسم در شکلهای گوناگون)، وحش (سلطنت) و نبی کاذب (با جمهوری آغاز میکند و با دموکراسی پایان مییابد).
اتحاد سهگانهای که در ایالات متحده شکل میگیرد، بهدست نبیِ کاذب به اجبار کنار هم آورده میشود (فریب میخورد)، همانگونه که تصویر جهانیِ وحش نیز چنین است. در کتاب مکاشفه، اتحاد سهگانهٔ دیگری نیز وجود دارد که با سه قدرتِ مرتدی که از چاهِ بیانتها برمیخیزند شناخته میشود. کاتولیسیسم در فصل هفدهم از چاهِ بیانتها برمیخیزد و همان وحشِ اتحاد سهگانهٔ برخاسته از چاهِ بیانتهاست.
آن وحشی که دیدی، بود و نیست؛ و از چاه بیپایان برخواهد آمد و به هلاکت خواهد رفت؛ و ساکنان زمین، که نامهایشان از بنیاد جهان در کتاب حیات نوشته نشده است، در شگفت خواهند شد، چون آن وحش را ببینند که بود و نیست، و با این همه هست. مکاشفه ۱۷:۸
در فصل یازدهم، قدرت اژدهاگونهٔ الحاد از چاه بیانتها سر برمیآورد.
و هنگامی که شهادت خود را به پایان رسانند، آن وحش که از چاهِ بیانتها برمیآید، بر ضدِ آنان جنگ خواهد کرد، بر آنان غلبه خواهد کرد و آنان را خواهد کشت. مکاشفه ۱۱:۷.
پیامبر دروغینِ اسلام در فصل نهم از چاهِ بیانتها برمیخیزد.
و فرشته پنجم شیپور خود را نواخت، و دیدم ستارهای از آسمان بر زمین فرو افتاد؛ و به او کلید چاه بیانتها داده شد. و او چاه بیانتها را گشود؛ و دودی از چاه برآمد، چون دودِ کورهای عظیم؛ و خورشید و هوا به سبب دودِ چاه تاریک شدند. و از میان دود، ملخهایی بر زمین آمدند؛ و به آنان قدرتی داده شد، همانگونه که عقربهای زمین قدرت دارند. مکاشفه ۹:۱–۳.
ستارهای که از آسمان فرو افتاد و چاهِ بیپایان را گشود، پیامبرِ دروغین، محمد بود و هنگامی که آن چاه را گشود، جنگجویانِ اسلام را که به صورت «ملخها» بازنمایی شدهاند، وارد روایتِ نبویِ ایامِ آخر کرد. اتحادِ سهگانهٔ چاهِ بیپایان از یک اژدها (بیخدایی)، و یک وحش (کاتولیسیسم)، و یک پیامبرِ دروغین (اسلام) تشکیل شده است. در تصویرِ جهانیِ وحش، آن پیامبرِ دروغین، پروتستانتیسمِ مرتد است. آن پیامبرِ دروغین با رقصِ فریبندهٔ سالومه یا رقصِ پیامبرانِ بعل در کوهِ کرمل، سراسر جهان را میفریبد. در بابِ سیزدهمِ مکاشفه، جهان را با معجزاتی که در حضورِ وحش انجام میدهد، میفریبد. آن بازنماییهای نمادینِ فریب، نمایانگر نیروی اخاذیِ اقتصادی و قدرتِ نظامیاند.
و معجزات بزرگی میکند، چنانکه آتش را در برابر دیدگان مردم از آسمان بر زمین فرود میآورد، و بهوسیلۀ همان معجزاتی که قدرت داشت در حضور وحش انجام دهد، ساکنان زمین را میفریبد؛ و به ساکنان زمین میگوید که تمثالی برای آن وحش که از ضربت شمشیر زخمی شده بود و زنده ماند، بسازند. و قدرت داشت که به تمثال وحش جان دهد، تا تمثال وحش نیز سخن بگوید و باعث شود هر که تمثال وحش را پرستش نکند، کشته شود. و همه را، خرد و بزرگ، دولتمند و فقیر، آزاد و برده، وادار میکند تا نشانی بر دست راست یا بر پیشانی خود بگیرند؛ و تا کسی نتواند خرید یا فروش کند، مگر آنکه آن نشان، یا نام وحش، یا شمارۀ نام او را داشته باشد. مکاشفه ۱۳:۱۳-۱۷.
فریب و معجزاتی که با پیامبر دروغین مرتبطاند، در واقع نمایانگر نیرویی هستند که از اقتصاد (هیچکس نتواند بخرد یا بفروشد) و قدرت نظامی (باید کشته شوند) برمیخیزد. پیامبر دروغینِ اسلام در کتاب مقدس نمایانگر کارِ اسلام در خشمگین و پریشان کردن ملتهاست. آنان کارِ خشمگین و پریشان کردن را از طریق جنگ به انجام میرسانند، و کتاب مقدس نشان میدهد که جنگشان به نوبهٔ خود فاجعهٔ اقتصادی به بار میآورد. جنگافروزیِ اسلام و پیامدهای اقتصادیِ پس از آن همان مسئلهای است که "همهٔ قدرتهای فاسدی را که از وفاداری به قانونِ یهوه برگشتهاند" در ایالات متحده گرد هم میآورد.
در ماجرای صلیب، صدوقیان و فریسیان کاملاً «از وفاداری به شریعتِ یهوه مرتد شدند»، زیرا برای بهصلیبکشیدنِ شاخِ پروتستانِ حقیقی گرد هم آمدند. در ردّ مسیح، آنان باراباس را برگزیدند که نمایانگرِ مسیحی کاذب است. «بار» به معنای پسر است و «ابا» به معنای پدر. باراباس یعنی «پسرِ پدر». مسیح بزرگترینِ همهٔ پیامبران بود و باراباس نمادِ نبیِ کاذب بود.
در زمان مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر، دو شاخِ وحشِ زمین به نقطه ظهور نهایی نبوی خود میرسند. یکی صورتِ مسیح را نمایندگی میکند، دیگری صورتِ وحش را. در دورهای از تاریخ که این دو شاخ ظهور میکنند، پروتستانتیسم مرتد سفر خود را به سوی قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه با قانون پاتریوت در سال ۲۰۰۱ آغاز کرد. آن نشانهراه با اعلامیه استقلال همراستا است، که در آغازِ خود چون بره سخن میگفت، زیرا اعتراضِ پروتستانتیسم را بر ضد قدرت سلطنتی و حاکمیت پاپی بیان میکرد. نشانهراهی که در پایان با آن همراستاست (قانون پاتریوت)، بیانگر سرکوب پروتستانتیسم است.
دومین نشانهٔ راه در سیرِ دو شاخ در دوران مُهر، در آغاز با قانون اساسی نمایان شد؛ قانونی که تفکیکِ آن دو قدرت، که نقطهٔ قوتِ وحشِ زمین است، را مدون کرد. آن نشانهٔ راه در پایان نیز همتای خود را یافت، با «دادگاه فرمایشیِ» جلسات استماعِ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، که در آن امتیازات بنیادینِ قانون اساسی بهخاطر مصلحتاندیشیِ سیاسی کنار گذاشته شد.
آخرین نشانهٔ راه در سیرِ پایانیِ دو شاخ، قانون یکشنبهای است که بهزودی فرا میرسد؛ نمونهٔ آغازینِ آن «قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی» بود. ازاینرو، سه نشانهٔ راهِ تاریخهای آغازین، گذار از استقلال و آزادیای را که بره (۱۷۷۶) نمایندهٔ آن بود و تنها راهِ آزادیِ حقیقی است، به بندگیِ اژدها (۱۷۹۸) نشان دادند.
سه نشانهٔ راهِ زمانِ مهرکردن، سفر نهاییِ وحشِ زمین را که همان پیامبرِ دروغین است، مشخص میکنند. آن سفر در اورشلیم به پایان میرسد، هنگامی که علم برافراشته میشود، و آنگاه بسیاری خواهند گفت: «بیایید، تا به کوهِ خداوند، به خانهٔ خدایِ یعقوب، بالا برویم؛ او راههای خود را به ما خواهد آموخت و ما در مسیرهای او گام خواهیم زد، زیرا شریعت از صهیون بیرون خواهد آمد و کلامِ خداوند از اورشلیم.»
سفر نهاییِ سهمرحلهایِ وحشِ زمین، سفرِ یک پیامبرِ دروغین در راهِ اورشلیم است. هنگامی که پیامبرِ راستین آمد و به اورشلیم وارد شد، این کار را با سوار شدن بر یک الاغ انجام داد. وحشِ زمین نیز بر «الاغ»ی به اورشلیم میرود، زیرا بهعنوان پیامبرِ دروغین (وحشِ زمین)، نمادِ او بلعام است. بلعام، در پیِ شهرت و ثروت، از دعوت به پیامبرِ راستین بودن روی برتافت و «از وفاداری به شریعتِ یهوه ارتداد ورزید». او مصمم شد در نفرین کردنِ قومِ خدا مشارکت کند، همانگونه که ایالات متحده در قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه چنین خواهد کرد.
سفرِ بلعام با سوار شدن بر الاغی صورت گرفت، و در جریان سفرش سه بار ذکر میشود که الاغِ بلعام برای او رنج به بار آورد. بار نخست، الاغ از راه منحرف شد.
و الاغ فرشتهٔ خداوند را دید که در راه ایستاده بود و شمشیرِ کشیدهاش در دستش بود؛ پس الاغ از راه به کناری پیچید و وارد مزرعه شد؛ و بلعام الاغ را زد تا او را به راه بازگرداند. اعداد ۲۲:۲۳.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، اسلامِ وایِ سوم، الاغِ عربیِ وحشیِ نبوتِ کتابمقدس، بلعام را از راه منحرف کرد، زیرا هنگامی که ساختمانهای عظیم شهر نیویورک فرو ریختند، این رخداد «نقطهٔ عطفی» در تاریخ ملتها و کلیسا بود. فرشتهای که در راه ایستاده بود، همان فرشتهٔ نیرومندی بود که سپس فرود آمد تا زمین را با جلال خود روشن سازد. الاغ بار دیگر بلعام را به رنج خواهد انداخت.
اما فرشتهٔ خداوند در راهی میان تاکستانها ایستاد؛ دیواری در این سو بود و دیواری در آن سو. و چون الاغ فرشتهٔ خداوند را دید، خود را به دیوار چسباند و پای بلعام را به دیوار فشرد؛ و او بار دیگر او را زد. اعداد ۲۲: ۲۴، ۲۵.
پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، قوم خدا میبایست پیامِ سرودِ تاکستان را بسرایند (اشعیا باب بیستوهفتم)، که اکنون همان جایی است که بلعام قرار دارد؛ با «دیوار»ی در این سو و «دیوار»ی در آن سو. دیوارِ مرزِ جنوبی ایالات متحده مسئلهای است که پیش از فروپاشی «دیوارِ جداییِ کلیسا و دولت» در سومین و آخرین نقطۀ عطف رخ میدهد. مسئلۀ «دیوار» مرز جنوبی همانجایی است که «پای» بلعام خرد میشود، چرا که جنگی درونی بر سر مهاجرت آغاز میشود و پیشاپیشِ تکرارِ جنگ داخلی، وحشِ زمین را به دو حزبِ متقابل تقسیم میکند.
تاریخ میانِ دو دیوار، همان تاریخی است که نشانهٔ راهِ قانون اساسی در فاصلهٔ ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۸ به نمایش میگذارد؛ نشانهای که نمونهٔ تاریخ ۲۰۱۵ بود، زمانی که ترامپ با تأکید بر «ساختن دیوار»، آغاز کارزار انتخاباتی خود برای احراز سمت ریاستجمهوری را اعلام کرد، تا آنگاه که قانون یکشنبه که بهزودی فرا میرسد، دیوار جدایی کلیسا و دولت را از میان بردارد.
پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، وحشِ زمین، که با بلعام نمایانده میشود، رو به انشقاق گذاشت. تقسیمِ دو دیوارِ بلعام، نمایانگرِ جداییِ دو طبقه در درونِ هر دو شاخِ وحشِ زمین است، که با انتخابِ ترامپ در سال ۲۰۱۶، مرگِ دو شاهد در ۲۰۲۰، محاکمههای پلوسی در ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، زندهشدنِ دوبارهٔ دو شاهد در ۲۰۲۳، و الاغی که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بلعام را زمینگیر کرد، نمایانده میشود.
آخرین نشانهٔ راهِ سفرِ بلعام زمانی است که الاغ «سخن میگوید»، و این در هنگامِ قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع است؛ جایی که ایالات متحده همچون اژدها سخن میگوید، جایی که فرشتهٔ مکاشفهٔ باب هجده برای بار دوم سخن میگوید، و جایی که رویای حبقوق که به تأخیر افتاده بود سخن میگوید. آن رویایِ به تأخیر افتاده، رویای اسلامِ وایِ سوم بود، و آن در هنگامِ قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع، با اعمالِ وحشیانهاش همچون خرِ وحشی سخن میگوید.
و فرشتهٔ خداوند پیشتر رفت و در جای تنگی ایستاد که راهی برای پیچیدن، نه به راست و نه به چپ، نبود. و چون الاغ فرشتهٔ خداوند را دید، زیر پای بلعام افتاد؛ و خشم بلعام افروخته شد و الاغ را با عصا زد. و خداوند دهان الاغ را گشود، و او به بلعام گفت: با تو چه کردهام که این سه بار مرا زدهای؟ بلعام به الاغ گفت: زیرا مرا به استهزا گرفتهای؛ کاش شمشیری در دستم بود که اکنون تو را میکشتم. و الاغ به بلعام گفت: آیا من الاغ تو نیستم که از وقتی از آنِ تو شدهام تا امروز بر من سوار شدهای؟ آیا هرگز چنین کاری با تو کردهام؟ و او گفت: نه. آنگاه خداوند چشمان بلعام را گشود، و او فرشتهٔ خداوند را دید که در راه ایستاده و شمشیر برکشیدهاش در دستش بود؛ و او سر خود را فروآورد و به روی خود بر زمین افتاد. اعداد ۲۲:۲۶–۳۱.
ایالات متحده همان نبی کاذبی است که جهان را میفریبد تا تصویری جهانی از وحش برپا کند. در دورهای که زمان شکلگیری تصویر وحش درون ایالات متحده است، ایالات متحده بر دوش نبی کاذبی حمل میشود که خر بلعام نماینده اوست. نبی کاذب در زمان مهر شدن یکصد و چهل و چهار هزار نفر، که همه آن قدرتهای فاسد در ایالات متحده را وادار میکند تا به اتحاد کلیسا و دولت گرد هم آیند، اسلام وای سوم است.
این کار خود را از طریق جنگ و فروپاشی اقتصادیِ ناشی از آن جنگ به انجام میرساند. این دو ویژگی همان نیروهایی هستند که پیامبر دروغینِ ایالات متحده برای واداشتنِ تمام جهان به کار میگیرد، هنگامی که کاری را که در ایالات متحده به دستِ پیامبر دروغینِ هاویه انجام شده بود، تکرار میکند.
ایالات متحده اکنون میان مسئلهٔ دیوار (مهاجرت) که قلب قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی سال ۱۷۹۸ بود، و دیوار جدایی کلیسا و دولت قرار گرفته که با قانون یکشنبهای که بهزودی میآید بهطور کامل برداشته میشود. ایالات متحده از پیش از نظر مالی فلج شده است، زیرا بدهی ملیاش غیرقابل ترمیم است. قدرت اژدها در حال حاضر یک پیشبینی مالی دروغین را سر پا نگه داشته است، اما این دروغی است که ادعا میکند ثروت با چاپ پول تولید میشود؛ به هر حال، اژدها همان دروغگوی نبوتهای کتاب مقدس است. او دروغ خود را از طریق نسخهٔ امروزیِ ماشین تبلیغات مشهور هیتلر منتشر میکند و بدینسان منطق لازم را برای تکرار عنصر چهارمِ قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی فراهم میکند؛ قوانینی که به رئیسجمهور اختیار میداد هر رسانهای را که با ایدههای او مخالفت میکرد تعطیل کند.
عیسی همواره پایانِ هر چیز را با آغازِ آن به تصویر میکشد. تصویرِ وحش در ایالات متحده باید همان ویژگیهای نبویِ تصویرِ جهانیِ وحش را داشته باشد، و چنین نیز هست، اما فریبی که اتحادِ فاسد را درونِ نبیِ کاذبِ وحشِ زمین پدید میآورد، نبیِ کاذبِ اسلام است. هم بلعام و هم الاغ نمادِ پیامبرانِ دروغیناند. تاریخِ مُهر شدنِ یکصد و چهلوچهار هزار نفر، تاریخِ سه قدرتِ چاهِ بیانتهاست. اسلامِ برخاسته از چاهِ بیانتها، نخستین نشانهٔ راهِ ۱۱ سپتامبرِ ۲۰۰۱ است. بیخداییِ چاهِ بیانتها در سالِ ۲۰۲۰ برمیخیزد تا دو شاهد را به قتل برساند، و کاتولیسیسمِ چاهِ بیانتها در قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه از مرگِ خود برمیخیزد.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
جهان رو به بهبود نیست. افراد شرور و اغواگران بدتر و بدتر خواهند شد؛ فریب میدهند و فریب میخورند. با رد کردن پسر خدا، مظهر تنها خدای حقیقی، که سرشار از نیکی و رحمت و محبت خستگیناپذیر بود و دلش همواره از رنج انسان متأثر میشد، و با برگزیدن قاتلی به جای او، یهودیان نشان دادند که طبیعت انسان، وقتی قدرت بازدارنده روح خدا برداشته شود و انسانها زیر سلطه آن مرتد قرار گیرند، چه میتواند و چه خواهد کرد. کسانی که شیطان را به عنوان حاکم خود برمیگزینند، روح سرور برگزیدهشان را آشکار خواهند کرد.
جهان بهتر نخواهد شد تا آنگاه که خدا از جای خود بیرون آید تا او را به سبب گناهش کیفر دهد. آنگاه زمین خون خود را آشکار خواهد ساخت و دیگر کشتههای خود را نخواهد پوشاند. مسیح به شاگردان خود هشدار داد: «مراقب باشید که کسی شما را فریب ندهد. زیرا بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: من مسیح هستم؛ و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و شما از جنگها و اخبار جنگها خواهید شنید؛ مبادا مضطرب شوید، زیرا همهٔ این امور باید واقع شود، لیکن پایان هنوز نیست. زیرا قوم بر ضد قوم و مملکت بر ضد مملکت برخواهد خاست؛ و در جاهای گوناگون قحطیها و بیماریهای واگیر و زلزلهها خواهد بود. این همه آغاز دردهاست. آنگاه شما را به عذاب خواهند سپرد و خواهند کشت؛ و به خاطر نام من نزد همهٔ قومها مورد نفرت خواهید بود. و آنگاه بسیاری خواهند لغزید و یکدیگر را تسلیم خواهند کرد و از یکدیگر نفرت خواهند داشت. و بسیاری از پیامبران دروغین برخواهند خاست و بسیاری را گمراه خواهند کرد. و چون شرارت فزونی گیرد، محبت بسیاری سرد خواهد شد. لیکن هر که تا به آخر پایدار بماند، همان نجات خواهد یافت.»
وقتی مسیح بر روی زمین بود، جهان براباس را ترجیح داد. و امروز نیز جهان و کلیساها همان انتخاب را میکنند. صحنههای خیانت، ردّ و مصلوبشدن مسیح بازسازی شدهاند و باز هم در مقیاسی عظیم بازسازی خواهند شد. مردم از صفات دشمن پر خواهند شد، و با آنها فریبهای او قدرتی عظیم خواهند یافت. به همان اندازه که نور رد میشود، کجفهمی و سوءتفاهم پدید خواهد آمد. کسانی که مسیح را رد میکنند و براباس را برمیگزینند، زیر نفوذ فریبی ویرانگر عمل میکنند. تحریف و شهادت دروغ رشد خواهد کرد تا به شورشی آشکار بینجامد. چون چشم بد باشد، تمام بدن از تاریکی پر خواهد شد. کسانی که دلبستگی خود را به هر پیشوایی جز مسیح میسپارند، خود را ـ در جسم و جان و روح ـ زیر سلطهٔ شیفتگیای خواهند یافت که آنقدر افسونگر است که زیر قدرت آن، جانها از شنیدن حقیقت رویگردان میشوند تا دروغی را باور کنند. آنان به دام میافتند و اسیر میشوند، و با هر عمل خود فریاد میزنند: براباس را برای ما آزاد کن، اما مسیح را مصلوب کن.
حتی اکنون نیز این تصمیم گرفته میشود. صحنههایی که بر صلیب رخ دادند، از نو به اجرا درمیآیند. در کلیساهایی که از راستی و عدالت منحرف شدهاند، آشکار میشود که طبیعت بشر، هنگامی که محبت خدا اصلِ پایدارِ جان نباشد، چه میتواند بکند و چه خواهد کرد. دیگر نباید از هیچ رویدادی که ممکن است اکنون رخ دهد، تعجب کنیم. نباید از هیچگونه تحولات هولناک شگفتزده شویم. کسانی که شریعت خدا را زیر پای ناپاک خود لگدمال میکنند، همان روحیهای را دارند که مردانی داشتند که به عیسی اهانت کردند و به او خیانت ورزیدند. بیهیچ عذابِ وجدانی، کارهای پدر خود، یعنی شیطان، را انجام خواهند داد. آنها همان پرسشی را خواهند پرسید که از لبانِ خائنِ یهودا بیرون آمد: "اگر عیسیِ مسیح را به شما تسلیم کنم، چه به من میدهید؟" حتی اکنون نیز مسیح در وجودِ مقدسانش مورد خیانت قرار میگیرد. Review and Herald، 30 ژانویهٔ 1900.