دین ووکایسم (سدوم) و سیاست کمونیسم (مصر) زمانی سر برآوردند که ثروتمندترین رئیسجمهور در سال ۲۰۱۵ قصد خود را برای نامزدی ریاستجمهوری اعلام کرد، و پس از آنکه شهادت سیاسی خود را ادا کرد، در سال ۲۰۲۰ به قتل رسید. پاپ در سال ۱۷۹۸، پس از آنکه به مدت سه و نیم روز پیشگویانه شهادت شیطانی خود را ادا کرد، به گونهای پیشگویانه کشته شد. لیکن کلام پیشگویانه خدا اعلام میکند که پاپ در جنگ خود با اژدها غالب میآید.
ای پسر انسان، روی خود را بر ضد فرعون، پادشاه مصر، بگردان و بر ضد او و بر ضد تمام مصر نبوت کن. بگو: خداوند یهوه چنین میفرماید: اینک من بر ضد تو هستم، ای فرعون، پادشاه مصر، اژدهای بزرگ که در میان نهرهایش آرمیده است و گفته است: «نهر من از آنِ خودِ من است و آن را برای خود ساختهام.» حزقیال ۲۹:۲، ۳.
مصر اژدهای بزرگ است، و الحادِ فرعون نمونهٔ الحادِ انقلاب فرانسه و نیز جهانیگراییِ قرن بیستویکم بود. آن جهانیگرایی در چارچوبِ وحشِ زمینِ قرن بیستویکم توسط حزب دموکرات نمایندگی میشود. حزقیال تصریح میکند که خدا بر ضدِ مصر است، و در ادامهٔ همان فصل، حزقیال بیان میکند که خدا مصر را به پادشاهِ شمال خواهد سپرد؛ پادشاهی که در آن متن نبوکدنصر نامیده شده و نمایندهٔ پادشاهِ جعلیِ شمال در ایامِ آخر است. پادشاهِ جعلیِ شمال همان نظامِ پاپی است، و خدا از طریق حزقیال اعلام میکند که مصر را به سبب خدمتی که نبوکدنصر بهعنوان عصای تأدیبِ او انجام داده بود، به پادشاهِ شمال خواهد داد. او تصریح میکند که در دورهای که بارانِ آخر فرا میرسد، مصر را به پاپ خواهد داد.
و واقع شد که در سال بیستوهفتم، در ماه نخست، در روز نخست ماه، کلام خداوند نزد من آمد و گفت: ای پسر انسان، نبوکدنصر پادشاه بابل لشکر خود را به خدمتِ عظیمی بر ضد صور واداشت؛ هر سری بیمو شد و هر شانهای پوستکنده گردید؛ با این همه او و لشکرش مزدی برای صور، بابت آن خدمتی که بر ضد آن انجام داده بودند، نیافتند. بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: اینک سرزمین مصر را به نبوکدنصر پادشاه بابل خواهم داد؛ او خیلِ مردمش را خواهد برد، و غنیمت و تاراجش را خواهد برد؛ و این مزدِ لشکر او خواهد بود. من سرزمین مصر را در ازای زحمتی که برای جنگ بر ضد آن کشید، به او دادهام، زیرا آنان برای من کار کردند، میگوید خداوند یهوه. در آن روز شاخِ خاندان اسرائیل را میرویانم، و گشودن دهان را در میان ایشان به تو خواهم داد؛ و خواهند دانست که من خداوند هستم. حزقیال 29:17-21.
آن «روز» که خدا «شاخِ خانۀ اسرائیل را برویاند»، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است، هنگامی که پاششِ بارانِ آخر آغاز شد. در آن زمان، خداوند دیدهبانانی را برانگیخت که میگفتند: «به آوای شیپورِ وایِ سوم گوش فرا دهید»، زیرا او تصریح کرد که خدا «در میانِ ایشان، گشایشِ دهان را به تو خواهد داد». «در میان» دلالت میکند بر دورۀ زمانیِ میانِ پاششِ بارانِ آخر که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و در قانونِ یکشنبه به انجام میرسد؛ آنگاه که روحالقدس بیکیل افاضه میشود. در میانۀ (در میانِ) آن دو نشانۀ راه، دو شاهد ـ یا دو شاخ ـ ادای شهادت میکردند، تا آنکه هر دو ایشان در سال ۲۰۲۰ در خیابان کشته شدند.
پیش از آنکه به قتل برسند، شهادتِ خود را دادند، و پس از آنکه کشته شدند، بهعنوان هشتم، یعنی از آنِ هفت، زنده شدند. آنان بهدست قدرتِ اژدهاگونِ بیخدایی (مصر) و فسادِ اخلاقی (سدوم) به قتل رسیدند. بهسبب خدمتی که برای خدا بهجا آورده بودند، او وعده داد که مصر را بهعنوان پاداش به ایشان عطا کند. هنگامیکه پادشاهِ شمال، در آیهٔ چهلویکمِ بابِ یازدهمِ دانیال، سرزمینِ جلالِ ایالات متحده را تصرف میکند، آنگاه مصر را نیز میگیرد، زیرا این مزدِ خدمتهایی است که در کارِ تدبیرِ الهی انجام داده است.
ای آشور، تو عصای خشم منی، و چوبدستی که در دست توست، غضب من است. او را بر ضدّ قوم ریاکار خواهم فرستاد، و او را علیه قومِ موردِ غضبم مأمور خواهم کرد، تا غنیمت بردارد و تاراج گیرد، و آنان را چون گل و لایِ کوچهها لگدمال کند. اشعیا ۱۰:۵، ۶.
آشوری پادشاه شمال است که نمایندهٔ مقام پاپی، پادشاهِ جعلیِ شمال در ایام آخر، است. آشور و بابل به کار گرفته شدند تا به سبب عصیانِ پیوستهشان، داوری را بر اسرائیل، بر هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی، بیاورند.
'پس اسرائیل از سرزمین خود به آشور به اسیری برده شد،' 'زیرا به صدای خداوند، خدای خود، گوش فرا ندادند، بلکه عهد او و هرآنچه موسی، بندهٔ خداوند، فرمان داده بود را زیر پا گذاشتند.' دوم پادشاهان 17:7، 11، 14-16، 20، 23؛ 18:12.
"در داوریهای هولناکی که بر ده قبیله نازل شد، خداوند هدفی حکیمانه و رحیمانه داشت. آنچه را که دیگر در سرزمین پدرانشان از طریق آنان نمیتوانست انجام دهد، قصد داشت با پراکندن آنان در میان امتهای بتپرست به انجام رساند. نقشهٔ او برای نجاتِ همهٔ کسانی که بخواهند از آمرزش بهوسیلهٔ نجاتدهندهٔ نوع بشر بهرهمند شوند، هنوز باید تحقق یابد؛ و در مصیبتهایی که بر اسرائیل وارد آمد، او راه را مهیا میکرد تا جلالش بر امتهای زمین آشکار شود. همهٔ کسانی که به اسارت برده شدند، بیتوبه نبودند. در میان آنان، کسانی بودند که نسبت به خدا وفادار مانده بودند و کسانی دیگر که در حضور او فروتن شده بودند. از طریق اینان، «پسران خدای زنده» (هوشع ۱:۱۰)، او انبوهی از مردم در قلمرو آشور را به شناختِ صفاتِ شخصیت خود و نیکوییِ شریعتش رهنمون میساخت." انبیا و پادشاهان، ۲۹۲.
خداوند پادشاهان شمالی را بهعنوان ابزار داوری خود به کار گرفت و بر اساس اصلی که در کتاب مقدس در قبال آن پادشاهان به آن پایبند بود، باید بابت خدماتِ انجامشده به آنان مزد پرداخت میشد.
و در همان خانه بمانید و از آنچه به شما میدهند بخورید و بیاشامید، زیرا کارگر مستحق مزد خویش است. از خانهای به خانهٔ دیگر نروید. لوقا ۱۰:۷
خداوند، آنگاه که با فرارسیدن قانونِ یکشنبه که بهزودی خواهد آمد، جامِ زمانِ مهلتِ آزمایشیِ ایالات متحده لبریز میشود، از نهادِ پاپی برای تنبیهِ آن کشور استفاده میکند؛ و مزدی که او میپردازد این است که بهخاطرِ خدماتِ انجامشده، مصر را به نهادِ پاپی واگذار میکند. کلامِ نبویِ خدا بهروشنی بیان میکند که مصر به نهادِ پاپی داده میشود، و آیاتِ چهلودو و چهلوسه از بابِ یازدهمِ دانیال این حقیقت را تأیید میکنند. پاداشی که به پاپ برای خدماتِ انجامشده داده میشود این است که او به آن رأسی بدل میگردد که ده پادشاه آن را برمیافرازند و بر تصویرِ جهانیِ وحش حکمرانی میکند.
ترامپ بر قوای اژدها غالب میآید، زیرا او هشتمین سر است، که از آنِ هفت است، در زمان تمثالِ وحش در ایالات متحده. فروپاشی حزب دموکرات، آن قدرتِ اژدهایی که در سال ۲۰۲۰ ترامپ را کشت، اکنون در حال وقوع است. کلام خدا هرگز باطل نمیشود. کاهِ آخری که کمرِ شترِ حزب دموکرات را میشکند، نبیِ کاذبِ اسلام است. حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳، شکافی در پایگاه حمایتیِ آن پدید آورد که جز به نقشِ اسلام در خشمگین ساختن و به تنگ آوردنِ ملتها قابل نسبت دادن نیست. این امر با حملات بیشتری همراه خواهد شد که تفرقهای بزرگتر پدید میآورد، در حالی که طبقهای از شهروندانِ وحشِ زمین را یکپارچه میسازد؛ آنان که حماقتِ سیلِ مهاجرتِ غیرقانونیِ رها شده از سوی قوای اژدها را درمییابند. همچنین بحرانی اقتصادی پدید خواهد آورد، گرچه آن بحران هماکنون نیز موجود است.
و آنگاه فریبکار بزرگ مردم را متقاعد خواهد کرد که آنان که به خدا خدمت میکنند، موجب این بلاها هستند. آن گروهی که نارضایتی آسمان را برانگیختهاند، همه گرفتاریهای خود را به گردن کسانی خواهند انداخت که اطاعتشان از احکام خدا سرزنشی همیشگی برای قانونشکنان است. اعلام خواهد شد که مردم با نقضِ سبتِ یکشنبه خدا را میرنجانند؛ که این گناه بلاهایی را به بار آورده که تا زمانی که رعایتِ یکشنبه بهطور سختگیرانه الزام نشود پایان نخواهد یافت؛ و اینکه کسانی که الزاماتِ فرمانِ چهارم را مطرح میکنند و بدینسان حرمتِ یکشنبه را از میان میبرند، آشوبگرانِ مردماند و مانعِ بازگشت آنان به لطف الهی و رفاه دنیوی میشوند. بدینسان همان اتهامی که در روزگار قدیم علیه خادمِ خدا مطرح شد، بر پایههایی به همان اندازه استوار تکرار خواهد شد: «و چون آخاب ایلیا را دید، آخاب به او گفت: آیا تو آن کسی هستی که اسرائیل را به آشوب میاندازی؟ و او پاسخ داد: من اسرائیل را به آشوب نینداختهام؛ بلکه تو و خاندان پدرت، زیرا شما احکامِ خداوند را ترک کردهاید و تو از بعلیم پیروی کردهای.» اول پادشاهان ۱۸:۱۷، ۱۸. و چون خشمِ مردم با اتهاماتِ دروغین برانگیخته شود، نسبت به فرستادگانِ خدا روشی بسیار مشابه با آنچه اسرائیلِ مرتد نسبت به ایلیا در پیش گرفت، دنبال خواهند کرد. مناقشه بزرگ، ۵۹۰.
سبتنگهداران بهعنوان علتِ برداشته شدن «فضل الهی و رفاه دنیوی» شناخته خواهند شد. در توصیف این دوره که درست پیشِ روی ماست، او به ایلیا و تعاملش با آخاب اشاره میکند. اتهامهای متقابل آن دو نسبت به یکدیگر در برابر کوه کرمل رخ داد. رفاه دنیوی و لطف الهی با داوریهای فزاینده برداشته میشود، پیش از قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه. عبارتی که همیناکنون نقل شد به سلسلهای از رویدادها اشاره میکند که در زمانِ آزمونِ قانونِ یکشنبه رخ میدهند، اما دو زمانِ آزمون وجود دارد. آزمونِ «تصویرِ وحش» که در چارچوب ایالات متحده رخ میدهد، سپس در سراسر جهان تکرار میشود. همهٔ رویدادهای توصیفشده در آن عبارت، تحققِ نبویِ خود را در تاریخِ منتهی به قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه و در تاریخِ بحرانِ جهانیِ قانونِ یکشنبه که سپس فرا میرسد، مییابند.
پاراگراف نخستِ جلد نهمِ شهادات، که در صفحهٔ یازده آغاز میشود و بدینسان «نه-یازده» را مشخص میسازد، چنین میگوید: «ما در زمانِ پایان میزییم. نشانههای بهسرعت تحقّقیابندۀ زمانه اعلام میدارند که آمدنِ مسیح نزدیک است. ایامی که در آن میزییم ایامی خطیر و مهماند. روحِ خدا بهتدریج، امّا یقیناً، از زمین بازگرفته میشود. بلایا و داوریها هماکنون بر خوارشمارندگانِ فیضِ خدا فرود میآیند. بلایای برّ و بحر، آشفتگیِ اوضاعِ جامعه، و هشدارهایِ جنگ، هشداردهندهاند. اینها حکایت از نزدیکیِ وقوعِ رویدادهایی بس عظیم دارند.» با ادامه یافتنِ روایت، در صفحهٔ چهارده میخوانیم: «افرادِ بسیاری وجود ندارند، حتّی در میان آموزگاران و دولتمردان، که عللِ زیربناییِ وضعیتِ کنونیِ جامعه را دریابند. آنان که زمامِ حکومت را در دست دارند، از حلّ معضلِ فسادِ اخلاقی، فقر، مسکنت، و جرمِ رو به افزایش ناتواناند. ایشان بیهوده میکوشند تا امورِ بازرگانی را بر پایهای مطمئنتر استوار کنند. اگر مردمان به تعالیمِ کلامِ خدا التفاتِ بیشتری میکردند، راهحلّ مشکلاتی را که ایشان را متحیّر میسازد مییافتند.»
کتاب مقدس وضعیت جهان را درست پیش از بازگشت دومِ مسیح توصیف میکند. درباره کسانی که با سرقت و اخاذی ثروتهای عظیم میاندوزند، چنین نوشته شده است: «شما برای روزهای آخر گنجها بر هم انباشتهاید. اینک، مزد کارگرانی که کشتزارهای شما را درو کردهاند و شما آن را به ناحق از آنان بازداشتهاید، فریاد میکشد؛ و فریادهای آنان که درو کردهاند به گوش خداوند لشکرها رسیده است. شما بر زمین در ناز و نعمت زیستهاید و بیبندوبار بودهاید؛ دلهای خود را همچون در روزِ کشتار فربه کردهاید. شما عادل را محکوم کرده و کشتهاید؛ و او در برابر شما مقاومت نمیکند.» یعقوب ۵:۳-۶.
در روزهای آخر، مردم «بیهوده میکوشند فعالیتهای تجاری را بر مبنایی مطمئنتر استوار کنند.» دموکراتها، دستگاه تبلیغاتیشان و بانکداران جهانیگرا بیهوده در تلاشاند و درباره ثبات واقعی مالیای که مدعیاند دولت بایدن به دست آورده است، دروغ میگویند. یکی از نشانههای «جهان درست پیش از بازگشت دوم مسیح»، «مردمانی است که با سرقت و اخاذی» «ثروتهای هنگفتی اندوختهاند.» سه آیهای که پیش از آیاتی از کتاب یعقوب که خواهر وایت نقل کرده بود آمدهاند، چنیناند:
اینک، ای ثروتمندان، به سبب مصیبتهایی که بر شما خواهد آمد، بگریید و شیون کنید. داراییهای شما پوسیدهاند و جامههایتان بیدخوردهاند. طلای شما و نقرهتان زنگ زدهاند؛ و زنگار آنها بر ضد شما شهادت خواهد داد و گوشت شما را همچون آتش خواهد خورد. شما برای ایام آخر گنج اندوختهاید. یعقوب ۵:۱-۳.
یکی از ویژگیهای نبویِ «ایامِ آخر» روزگاری است که مردانی یافت میشوند که به سبب ثروتِ شگفتانگیزِ خود—که از رهگذرِ تقلب پدید آمده—شناخته میشوند. آن مردان هر روز در اخبارند. آن زمان فرارسیده است. در آن زمان، ثروتِ آن بانکدارانِ جهان و میلیاردران به صورتِ زر و سیم بازنموده میشود که زنگار میگیرد. زر و سیم زنگار نمیگیرد، پس کتاب مقدّس رخدادی کاملاً غیرمنتظره را که در ایامِ آخر بر داراییِ توانگران واقع میشود مینمایاند، زیرا زر و سیمِ ایشان زنگار خواهد گرفت. پیشقراولِ آن فروپاشیِ اقتصادی با فرارسیدنِ وایِ سوم، در یازدهم سپتامبرِ ۲۰۰۱، رخ داد. اسلامِ وایِ سوم بادِ شرقیِ نبوّتِ کتاب مقدّس است، و در ایامِ آخر همین بادِ شرقی است که اقتصاد را غرق میکند، چنانکه با کشتیهای ترشیش نمایانده شده است.
زیرا اینک پادشاهان گرد آمدند، با هم عبور کردند. آن را دیدند و شگفتزده شدند؛ پریشان شدند و شتابان گریختند. ترس در همانجا بر آنان چیره شد، و دردی همچون دردِ زنِ زائو. تو کشتیهای ترشیش را با بادِ شرقی میشکنی. مزمور 48:4-7.
جهانیگرایان، پادشاهان، میلیاردرها و بانکداران، آنگاه که بادِ شرقی — که نمایانگر شدتگرفتن خشمِ ملل است (چون زنی در دردِ زایمان) و بهواسطۀ اسلامِ «وایِ سوم» پدید میآید — کشتیهای ترشیش را غرق میکند، از بیم و درد دچار اضطراب میشوند. اسلام در شُرفِ درهمشکستنِ اقتصادِ محلّی و جهانی است و محیطی اقتصادی و سیاسی پدید میآورد که دقیقاً به سودِ نقاطِ قوّتِ ترامپ است، نه دموکراتها و جهانیگرایان؛ زیرا قدرتِ اژدها به سرِ هشتم، که از شمارِ همان هفت است، به سببِ «خدماتِ انجامشده» واگذار میشود. خدا از ترامپ بهره گرفت تا تمامی قلمروِ یونانیان را برانگیزد، زیرا خدا اکنون شرایطی را پدید میآورد که در آن، سراسرِ جهان به دو طبقه تقسیم خواهد شد.
نظام اقتصادیای که اکنون توسط جهانیگرایان اداره میشود، نخستینبار در دوران ریاستجمهوری وودرو ویلسون معرفی شد؛ دموکراتی که با وعده دور نگه داشتن ایالات متحده از جنگ جهانی اولِ قریبالوقوع انتخاب شد، اما در نهایت رئیسجمهوری شد که جنگ جهانی اول در دوران او رخ داد. ویلسون بیش از هر چیز به پیشبرد جامعهٔ ملل، سلفِ سازمان ملل متحد، شناخته میشود. در دوران ریاستجمهوری او، ساختار مالی ایالات متحده به دست جهانیگرایان سپرده شد، زمانی که ویلسون در سال ۱۹۱۳ هدایت اقتصادی کشور را زیر نظر نظام فدرال رزرو قرار داد.
ویژگیهای نبویِ رئیسجمهورِ دوران جنگ جهانی اول، وعدهٔ او برای نرفتن به جنگ بود؛ وعدهای که دروغ از آب درآمد. او چهرهٔ تاریخیِ پیشتاز در ترویج دولتِ واحدِ جهانیِ جامعهٔ ملل بود و بر واگذاریِ مالیهٔ ایالات متحده به بانکدارانِ جهانی نظارت داشت. دورهٔ ریاستجمهوریِ او از ۱۹۱۳ تا ۱۹۲۱ بود. در سال ۱۹۱۹، نسلِ سومِ ادونتیسم ــ که نمادِ آن سازش با جهان است ــ با سازشِ ویلسون با جهان همسو شد، زیرا دو شاخ به موازاتِ یکدیگر پیش میروند. در نسلِ سومِ ادونتیسمِ لاودیکیهای، آنان کنترلِ نظامهای پزشکی و آموزشیِ خود را به دستِ کسانی سپردند که بیرون از حاکمیتِ معنویِ آنان بودند. در همان زمان، ویلسون حاکمیتِ مالیِ ایالات متحده را به بانکدارانِ جهانگرا واگذار کرد، و بیوقفه کوشید ــ اما ناکام ماند ــ تا حاکمیتِ سیاسیِ ایالات متحده را به جهانگرایان واگذار کند.
ویلسون، که در دوران جنگ جهانی اول رئیسجمهور بود، نمایندهٔ ویژگیهای پیامبرانهای است که معرفِ جنگ جهانی سوماند. او نمایانگر تاریخی است که در آن فدرال رزرو در کنترل اقتصاد جهانی در جهتی که بیش از همه با دستورکار جهانیگرایان سازگار است، نه با حاکمیت آمریکا، دخیل است. او نمایندهٔ رئیسجمهوری است که زمانی بر سر کار است که نظم نوین جهانی سرانجام به هدف خود در تبدیل شدن به هفتمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتاب مقدس دست مییابد، هرچند سلطنتشان کوتاهمدت است. این واقعیت بر پایهٔ دو شاهد استوار است، زیرا تلاش ناکام ویلسون برای پیوستن به جامعهٔ ملل پس از جنگ جهانی اول، نمونهای بود از پیوستن ایالات متحده به سازمان ملل متحد بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم. بر پایهٔ این دو شاهد، قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع، که ویرانی ملی را در پی دارد، به اجرای سازمان ملل متحد بهعنوان حکومت واحد جهانی میانجامد؛ همان چیزی که جهانیگرایان از زمان ریاستجمهوری وودرو ویلسون در پی آن بودهاند.
این ویژگیهای نبوی باید در دوران ریاستجمهوریِ رئیسجمهور هشتم و آخر، که از همان هفت نفر است، وجود داشته باشد. پس از ویلسون، وارن هاردینگ، یک جمهوریخواه، بر سر کار آمد و دورهای را آغاز کرد که «دههٔ پرهیاهوی بیست» نامیده میشود؛ دورهای که به سقوط ۱۹۲۹ انجامید، که خود به رکود بزرگ منتهی شد و آن نیز به جنگ جهانی دوم انجامید. نخستین ریاستجمهوری ترامپ همان «دههٔ پرهیاهوی بیست» بود و بایدن در آستانهٔ آغاز کردن بزرگترین رکود در تاریخ وحشِ زمین است. آن رکود با سقوط ۱۹۲۹ نمود یافت، و همچنین با «وحشت ۱۸۳۷» در روزگار الن وایت.
رکود اقتصادی دههٔ ۱۸۳۰ در ایالات متحده معمولاً «وحشت ۱۸۳۷» نامیده میشود. این رکود شدید اقتصادی از سال ۱۸۳۷ تا میانهٔ دههٔ ۱۸۴۰ ادامه یافت و بخش عمدهای از دههٔ ۱۸۳۰ را دربر گرفت. «وحشت ۱۸۳۷» با بحران مالی، ورشکستگی بانکها، بیکاری گسترده و دورهای طولانی از تنگنای اقتصادی مشخص میشد.
وحشت ۱۸۳۷ بر اثر «حباب سفتهبازی» آغاز شد، همانگونه که سقوط ۱۹۲۹ نیز چنین بود. در سال ۱۸۳۷، هنگامی که حباب ترکید، این امر به ورشکستگیهای گسترده و زیانهای مالی انجامید. در پی حباب سفتهبازی، سلسلهای از ورشکستگی بانکها رخ داد که به از بین رفتن اعتماد به نظام بانکی و وحشت مالی گسترده منجر شد. رکود اقتصادی جهانی، که با کاهش تجارت بینالمللی و افت تقاضا برای صادرات آمریکا تشدید شده بود، به مشکلات اقتصادی در ایالات متحده دامن زد.
سقوط ۱۹۲۹، که آغازگر رکود بزرگ بود، مسبوق به حبابی سفتهبازانه در بازار سهام بود. در دههٔ ۱۹۲۰، در ایالات متحده دورهای از رونق اقتصادی جریان داشت که به «دههٔ پرشور» معروف بود و با رشد سریع صنعتی، نوآوریهای فناورانه و خوشبینیِ فراگیر شناخته میشد. در این دوره، سفتهبازی در بازار سهام اوج گرفت و با اعتبارِ آسان، معاملات اعتباری (خرید سهام با پولِ وامگرفته) و خریدهای سفتهبازانهٔ سهام بر پایهٔ انتظارِ افزایشِ قیمتهای آینده، نه بر ارزشهای بنیادین، تغذیه میشد. قیمت سهام به سطوحی غیرقابلدوام رسید؛ سطوحی که بسیار فراتر از ارزشِ ذاتیِ شرکتهای منتشرکنندهٔ آن سهام بود.
از مارس ۲۰۰۰ تا اکتبر ۲۰۰۲ «حباب داتکام» ترکید. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در دل همان سقوط اقتصادی رخ داد. سپس در ۲۰۰۸ حباب مسکن ترکید که آن را «بحران مالی جهانی» یا «رکود بزرگ» نامیدند.
در آستانهٔ قانون روز یکشنبه، رفاه مادی شهروندان ایالات متحده از میان برداشته میشود. برداشته شدن رفاه مادی در طول زمان مهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار نفر رخ میدهد. نخستین نقطهٔ عطفِ زمان مهر کردن در قالب یک سقوط اقتصادی رقم خورد. 11 سپتامبر 2001 زمان قدرت گرفتن فرشتهٔ سوم بود، و هنگامی که همان فرشته در سال 1844 رسید، آن تاریخ نیز با یک سقوط اقتصادی گره خورده بود. سال 1844 نماد قانون روز یکشنبهای است که به زودی خواهد آمد، و 11 سپتامبر 2001 آغاز دورهٔ مهر کردن است. عیسی همواره پایان چیزی را با آغاز آن چیز نشان میدهد. سقوط 1929 پیش از جنگ جهانی دوم رخ داد و به آن انجامید.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
در میان ما، بهعنوان یک قوم، سهلانگاریِ ناشی از کاهلی و بیایمانیِ مجرمانهای وجود داشته که ما را از انجام کاری که خدا بر عهدهمان نهاده، یعنی تاباندن نورمان بر مردمانِ ملتهای دیگر، بازداشته است. در این کارِ بزرگ، ترسی از جسارت کردن و پذیرش خطر وجود دارد، از بیم آنکه خرج کردن اموال بازدهی نداشته باشد. اگر اموال به کار گرفته شود و با این همه نتوانیم ببینیم که نفوسی بهواسطهٔ آن نجات یافتهاند چه؟ اگر بخشی از اموال ما بهکلی از دست برود چه؟ بهتر است کار کنیم و بر کار مداومت کنیم تا اینکه هیچ نکنیم. نمیدانید کدام یک کامیاب خواهد شد، این یا آن. مردم در امتیازاتِ ثبتِ اختراع سرمایهگذاری میکنند و با زیانهای سنگین روبهرو میشوند و این را امری عادی میشمارند. اما در کار و امرِ خدا، مردم از جسارت کردن میترسند. پول در نظرشان زیانیِ محض مینماید که وقتی در کارِ نجاتِ نفوس سرمایهگذاری شود، بازدهیِ فوری نمیآورد. همان اموالی که اکنون اینچنین اندک در امرِ خدا سرمایهگذاری میشود و از سرِ خودخواهی نگه داشته میشود، در اندک زمانی همراه با همهٔ بتها به کورموشان و خفاشان افکنده خواهد شد. چون حقیقتِ صحنههای ابدی بر حواسِ انسان گشوده شود، پول بهزودی و بهناگاه سخت از ارزش خواهد افتاد. مبلغِ حقیقی، یکم ژانویهٔ ۱۸۷۴.