دانیال در فصل دهم بهعنوان کسی معرفی میشود که بهوسیلهٔ فرایند سهمرحلهایِ انجیل جاودانی از روزهای سوگواری برخیزانده شده است. سپس جبرئیل تاریخ نبویِ فصل یازدهم را به دانیال ارائه میکند و بدینسان تاریخِ نورِ رود بزرگ هیدکل را مشخص میسازد.
به مطالعهای بسیار عمیقتر از کلام خدا نیاز است. بهویژه لازم است کتابهای دانیال و مکاشفه چنان مورد توجه قرار گیرند که هرگز در تاریخ خدمت ما سابقه نداشته است. شاید در برخی زمینهها درباره قدرت روم و پاپیّت سخن کمتری برای گفتن داشته باشیم، اما باید توجه را به آنچه پیامبران و رسولان تحت الهام روح خدا نوشتهاند جلب کنیم. روحالقدس امور را، هم در اعطای نبوت و هم در رویدادهای ترسیمشده، چنان سامان داده است تا تعلیم دهد که عامل انسانی باید از نظر پنهان نگاه داشته شود، در مسیح پنهان گردد، و خداوند، خدای آسمان، و شریعت او بزرگ داشته شوند.
کتاب دانیال را بخوانید. نکتهبهنکته تاریخ پادشاهیهایی را که در آنجا نمایانده شدهاند مرور کنید. سیاستمداران، شوراها و لشکرهای نیرومند را بنگرید و ببینید خدا چگونه عمل کرد تا غرور آدمیان را فروبکوبد و شکوه انسانی را به خاک بیفکند. تنها خداست که به عظمت نمودار میشود. در رؤیای پیامبر دیده میشود که او فرمانروایی نیرومند را به زیر میکشد و دیگری را برمینشاند. او بهعنوان شهریارِ جهانِ هستی آشکار میگردد، در آستانه برپا کردن پادشاهی جاودانه خویش—قدیمالایام، خدای زنده، سرچشمه همهٔ حکمت، فرمانروای حال، آشکارکننده آینده. بخوانید و دریابید که انسان، در برکشیدن جان خود به سوی بیهودگی، چهقدر فقیر، چهقدر نحیف، چهقدر کوتاهعمر، چهقدر خطاپذیر و چهقدر گناهکار است.
روحالقدس بهواسطۀ اشعیا ما را به خدا، خدای زنده، بهعنوان کانون توجه، رهنمون میکند—به خدایی که در مسیح مکشوف شده است. «زیرا برای ما کودکی زاده شده، و پسری به ما عطا گردیده؛ و حکومت بر دوش او خواهد بود؛ و نام او عجیب، مشیر، خدای قدیر، پدر جاودانه، سرور سلامتی خوانده خواهد شد» [اشعیا ۹:۶].
نوری که دانیال مستقیماً از خدا دریافت کرد، بهویژه برای این روزهای آخر داده شده بود. رؤیاهایی که او در کنار رودهای اولای و هدّکل، این رودهای بزرگ شِنعار، دید، اکنون در حال تحققاند و همهٔ رویدادهای پیشگوییشده بهزودی به وقوع خواهند پیوست. انتشار دستنوشتهها، جلد ۱۶، صفحات ۳۳۳، ۳۳۴.
روحالقدس در اعطای این نبوت و «وقایع» رؤیای آخر دانیال، «امور را چنان شکل داد» که فصل نخست (ده)، تجربهٔ قوم خدا را در ایام آخر نمایان میسازد، همانگونه که فصل آخر (دوازده) نیز چنین میکند. صورتبندی آن سه فصلی که نورِ نهر حدّاقل را تشکیل میدهند، و «بهویژه برای این ایام آخر داده شد»، چنان طراحی شده بود که تعریفِ سهمرحلهایِ «حقیقت» را حمل کند. از آنجا که نخست با آخر موافق است، و میانه نمایانگر عصیان است، ما نه تنها ساختار واژهٔ عبریِ «حقیقت» را در اختیار داریم، که از نخستین، سیزدهمین و آخرین حرفِ الفبای عبری ساخته شده است، بلکه همچنین امضای آلفا و امگا را نیز میبینیم.
فصل دهم کتاب دانیال صد و چهل و چهار هزار نفری را مشخص میکند که هم رویای «chazon»ِ مربوط به دو هزار و پانصد و بیست سال را درک میکنند و هم رویای «mareh»ِ مربوط به دو هزار و سیصد سال را. آنان نه تنها آن دو رویا را درک میکنند، بلکه تجربهٔ عادلشمرده شدن به وسیلهٔ ایمان را نیز دارند که به واسطهٔ رویای مؤنث و سببیِ «marah»ِ «ظهور» پدید میآید.
برای ذهن و روح، همانگونه که برای بدن، این قانون خداست که قوت با کوشش به دست میآید. این تمرین است که پرورش میدهد. در هماهنگی با این قانون، خدا در کلام خود وسایل رشد ذهنی و معنوی را فراهم آورده است.
کتاب مقدس همه اصولی را در بر دارد که انسانها لازم است آنها را درک کنند تا برای این زندگی یا برای زندگیِ آینده آماده شوند. و این اصول را همه میتوانند بفهمند. هیچکس که روحیهٔ قدردانی از آموزههای آن را داشته باشد، نمیتواند حتی یک فراز از کتاب مقدس را بخواند بیآنکه اندیشهای سودمند از آن به دست آورد. اما ارزشمندترین آموزهٔ کتاب مقدس با مطالعهٔ گهگاهی یا گسسته به دست نمیآید. نظامِ عظیمِ حقیقتِ آن به گونهای عرضه نشده است که خوانندهٔ شتابزده یا سهلانگار بتواند آن را دریابد. بسیاری از گنجینههای آن در ژرفا نهفتهاند و تنها با پژوهشِ سختکوشانه و تلاشِ پیوسته به دست میآیند. حقایقی که کلیتِ عظیم را شکل میدهند باید جستوجو و گردآوری شوند: «اندکی اینجا و اندکی آنجا.» اشعیا ۲۸:۱۰
وقتی بدینگونه جستوجو و کنار هم نهاده شوند، آشکار خواهد شد که کاملاً با یکدیگر سازگارند. هر انجیل متمّم دیگری است، هر نبوّت شرحی برای نبوّتی دیگر، و هر حقیقت بسطِ حقیقتی دیگر. نمونههای نظام دینیِ یهود بهوسیلهٔ انجیل روشن میگردند. هر اصل در کلام خدا جای خود را دارد و هر واقعیت دلالتِ خود را. و این ساختارِ کامل، در طرح و اجرا، بر پدیدآورندهاش شهادت میدهد. چنین ساختاری را هیچ ذهنی، جز ذهنِ نامتناهی، نمیتوانست تصور کند یا پدید آورد.
در جستوجوی اجزای گوناگون و بررسی روابط میان آنها، والاترین قوای ذهن انسان به فعالیتی شدید فراخوانده میشوند. هیچکس نمیتواند به چنین مطالعهای بپردازد بیآنکه توان ذهنیاش پرورش یابد.
و ارزش ذهنیِ مطالعهٔ کتاب مقدس تنها در جستوجوی حقیقت و گردآوردن آن خلاصه نمیشود. همچنین در تلاشی است که برای دریافتِ مضامینِ عرضهشده لازم است. ذهنی که تنها به امور پیشپاافتاده مشغول باشد، بهتدریج حقیر و ناتوان میشود. اگر هرگز به درکِ حقایقِ بزرگ و دوررس واداشته نشود، پس از مدتی توانِ رشد را از دست میدهد. برای مصونداشتن از این انحطاط و برای برانگیختنِ بالندگی، هیچ چیز همسنگِ مطالعهٔ کلامِ خدا نیست. بهعنوان وسیلهای برای پرورشِ فکری، کتاب مقدس کارآمدتر از هر کتابِ دیگر، بلکه از همهٔ کتابهای دیگر با هم است. بزرگیِ مضامینش، سادگیِ موقرِ بیاناتش، و زیباییِ تصویرپردازیاش، اندیشهها را چنانکه هیچ چیزِ دیگری نمیتواند، جان میبخشد و فرامیکشد. هیچ مطالعهای به اندازهٔ کوشش برای دریافتِ حقایقِ سترگِ وحی، چنین توانِ ذهنیای نمیبخشد. ذهنی که بدینسان با اندیشههای نامتناهی تماس مییابد، جز گسترش و نیرومند شدن چارهای ندارد.
و قدرت کتاب مقدس در پرورش ماهیت روحانی بهمراتب عظیمتر است. انسان که برای مشارکت با خدا آفریده شده است، تنها در چنین مشارکتی میتواند زندگی حقیقی و رشد خود را بیابد. او که آفریده شده تا در خدا والاترین شادی خود را بیابد، در هیچ چیز دیگری نمیتواند آنچه را بیابد که اشتیاقهای دل را آرام کند و گرسنگی و تشنگی جان را سیراب سازد. هرکه با روحی صادق و تعلیمپذیر به مطالعهٔ کلام خدا بپردازد و در پی درکِ حقایق آن باشد، با نویسندهاش در تماس قرار خواهد گرفت؛ و جز به انتخاب خود او، هیچ حد و مرزی برای امکانات رشدش وجود ندارد.
کتاب مقدس، در گسترهی وسیع سبکها و موضوعهای خود، برای هر ذهنی چیزی دلانگیز و برای هر دلی کششی دارد. در صفحات آن، کهنترین تاریخ؛ راستینترین شرححالها؛ و اصول حکومت برای ادارهی دولت و ساماندهی خانواده—اصولی که خردِ بشری هرگز به پایشان نرسیده است—به چشم میخورد. در آن عمیقترین فلسفه و شیرینترین و والاترین شعر، شورانگیزترین و سوزناکترین سرودهها جای دارد. نوشتههای کتاب مقدس، حتی اگر بدینسان در نظر گرفته شوند، از حیث ارزش بهگونهای اندازهناپذیر برتر از آثار هر نویسندهی بشریاند؛ اما هنگامی که در پیوند با اندیشهی مرکزیِ باشکوه نگریسته شوند، دامنهای بینهایت گستردهتر و ارزشی بینهایت فزونتر مییابند. در پرتو این اندیشه، هر موضوعی معنایی نو پیدا میکند. در سادهترین حقیقتهای بیانشده، اصولی نهفته است که بلندایشان تا آسمان است و دامنهشان سراسر ابدیت را دربر میگیرد.
موضوع مرکزیِ کتابمقدس، آن موضوعی که همهٔ دیگر موضوعها در سراسرِ کتاب پیرامون آن گرد میآیند، طرحِ رستگاری است؛ بازگرداندنِ صورتِ خدا در جانِ انسان. از نخستین نشانهٔ امید در حکمی که در عدن اعلام شد تا آن وعدهٔ پُرشکوهِ پایانیِ مکاشفه، «ایشان روی او را خواهند دید؛ و نام او بر پیشانیهای ایشان خواهد بود» (مکاشفه ۲۲:۴)، پیامِ هر کتاب و هر بخشِ کتابمقدس شرحِ این مضمونِ شگفتانگیز است—اعتلای انسان—قدرتِ خدا، «که از طریقِ خداوندِ ما عیسی مسیح به ما پیروزی میبخشد.» اول قرنتیان ۱۵:۵۷. آموزش، ۱۲۳-۱۲۵.
در عبارتی که بهتازگی نقل شد، تصریح میشود که کتاب مقدس، هرگاه از هر منظر ادبی مورد بررسی قرار گیرد، بهمراتب برتر از هر اثر بشری است. خواهر وایت اظهار داشت: «در صفحات آن، کهنترین تاریخ؛ زندگینامهای که از همه به حقیقتِ زندگی نزدیکتر است؛ اصول حکومت برای ادارهٔ کشور، برای تنظیم امور خانواده—اصولی که حکمت انسانی هرگز به پای آن نرسیده است—یافت میشود. این کتاب دربردارندهٔ عمیقترین فلسفه، شیرینترین و والاترین شعر، پرشورترین و جانسوزترین بیان است»، و نیز اینکه «چنین ساختاری را هیچ ذهنی جز ذهنِ نامتناهی نمیتوانست تصور کند یا پدید آورد.»
کتابمقدس از تمامی قواعد شناختهشدۀ بشری که ضوابط فراهمآورندۀ ساختار ادبیات را معین میکنند، فراتر میرود. اصولی که در دانشگاههای بشری عرضه میشوند و تفاوت میان ادبیات متوسط یا فروتر را تا شاهکارهای ادبیات انسانی مشخص میسازند، همگی بهوسیلۀ کتابمقدس پشت سر گذاشته میشوند. با در نظر داشتن این امر، شایسته است که اذعان شود اوج، فرجامِ عظیمِ شهادت نبویِ تمامی کتابمقدس، در آخرین رؤیای دانیال نمایان شده است. آن رؤیا سنگِ سرِ بنایِ شهادت نبوی است، و در ادبیات بشری هیچ اوجی نیست که به شهادتِ باب یازدهم دانیال، از آیۀ یک آغاز شده و تا باب دوازدهم آیۀ چهار ادامه مییابد، نزدیک شود.
در کتاب مکاشفه، همهٔ کتابهای کتاب مقدس به هم میرسند و پایان مییابند، و در مکاشفه همان خطوط نبوت پی گرفته میشود که در کتاب دانیال؛ اما در نسبت با یکدیگر، کتاب دانیال نخستین اشاره است و مکاشفه آخرین. همهچیز در آن نخستین اشاره هست، و همهچیز در کتاب دانیال هست، و اوج این کتاب رؤیایی است که در کنار رود هیدکل داده شده است. اوج رویدادهایی که در آن رؤیا نمایانده شدهاند از آیهٔ چهل آغاز میشود و تا زمانی ادامه مییابد که کتاب در آیهٔ چهارِ باب دوازدهم مهر و موم میشود. آن آیات نقطهٔ اوج نهاییِ هر حقیقت نبوی است که تاکنون به زبان آمده یا به قلم مردان مقدس روزگار کهن، از جمله خواهر وایت، به ثبت رسیده است.
آنچه زمینهٔ آن نتیجه را در باب یازدهم فراهم میکند، روایتهای تاریخیِ درون همان باب هستند که برای درکِ درستِ شش آیهٔ آخرِ باب یازدهم گواهانی فراهم میآورند؛ جایی که دشمنانِ سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب اکنون جهان را به سوی پایانِ دورهٔ مهلتِ بشر سوق میدهند. خواهر وایت این اصلِ درونی را بهطور مستقیم مشخص میکند.
دیگر زمانی برای از دست دادن نداریم. روزگار پرآشوبی پیشِ روست. جهان با روح جنگ برانگیخته شده است. بهزودی صحنههای مصیبتی که در نبوتها از آن سخن رفته، رخ خواهد داد. نبوت فصل یازدهم دانیال تقریباً به تحقق کامل خود رسیده است. بخش زیادی از تاریخی که در تحقق این نبوت روی داده، تکرار خواهد شد. در آیهٔ سیام از قدرتی سخن میرود که «اندوهگین شده، بازمیگردد و بر ضد عهد مقدس به خشم میآید؛ چنین خواهد کرد؛ بلکه بازخواهد گشت و با کسانی که عهد مقدس را ترک کردهاند تبانی خواهد نمود؛ و لشکریان به حمایت او برخواهند خاست و قدسِ حصین را نجس خواهند ساخت و قربانیِ دائمی را برخواهند انداخت و رجاستِ ویرانکننده را برپا خواهند کرد؛ و آنانی را که بر ضد عهد بدی میکنند با تملقها فاسد خواهد ساخت؛ اما مردمی که خدای خود را میشناسند قوی خواهند شد و کارهای بزرگ خواهند کرد؛ و خردمندان در میان قوم بسیاری را تعلیم خواهند داد؛ با این همه، برای روزهای بسیار به شمشیر و به آتش و به اسارت و به غارت خواهند افتاد؛ و چون بیفتند، اندکی به ایشان مدد خواهد رسید؛ اما بسیاری با تملق به ایشان خواهند پیوست؛ و برخی از خردمندان خواهند افتاد تا ایشان را بیازمایند و پاک سازند و سفید سازند تا زمانِ پایان، زیرا هنوز زمانی مقرر است؛ و آن پادشاه بر وفق ارادهٔ خویش عمل خواهد کرد، و خود را برخواهد افراشت و خود را فراتر از هر خدایی بزرگ خواهد ساخت، و سخنان شگفتی بر ضد خدایِ خدایان خواهد گفت، و کامیاب خواهد بود تا خشم به انجام رسد، زیرا آنچه مقرر شده است انجام خواهد شد.» دانیال ۱۱:۳۰–۳۶.
صحنههایی مشابه آنچه در این کلمات توصیف شده رخ خواهد داد. شواهدی میبینیم که نشان میدهد شیطان بهسرعت در حال بهدست گرفتن کنترل اذهان انسانهایی است که ترس خدا را پیش چشم خود ندارند. بگذارید همه پیشگوییهای این کتاب را بخوانند و دریابند، زیرا اکنون در حال ورود به زمان سختی هستیم که دربارهاش سخن گفته شده است:
"و در آن زمان، میکائیل، آن رئیس بزرگ که برای فرزندان قوم تو میایستد، برخواهد خاست؛ و زمانی از تنگی خواهد بود، چنانکه از زمانی که قومی بوده است تا همان زمان هرگز نبوده است؛ و در آن زمان قوم تو رهایی خواهند یافت، هر کسی که نامش در کتاب نوشته یافته شود. و بسیاری از آنان که در خاک زمین خوابیدهاند، بیدار خواهند شد: برخی برای حیات جاودان، و برخی برای رسوایی و حقارت جاودان. و خردمندان همچون درخشندگی پهنه آسمان خواهند درخشید؛ و آنان که بسیاری را به عدالت هدایت میکنند، مانند ستارگان تا ابدالآباد خواهند درخشید. اما تو، ای دانیال، این سخنان را ببند و کتاب را مُهر کن تا زمان آخر؛ بسیاری به اینسو و آنسو خواهند دوید، و دانش افزون خواهد شد." دانیال 12:1-4. انتشارهای دستنوشتهها، شماره 13، 394.
در این بخش، خواهر وایت نخست به باب یازدهم دانیال ارجاع میدهد و سپس این اصل را مشخص میسازد که «بخش بزرگی از تاریخی که در تحقق این نبوت به وقوع پیوسته است، تکرار خواهد شد.» سپس او بهطور مستقیم آیات سی تا سیوشش را نقل میکند و در پی آن این عبارت را میآورد که «صحنههایی مشابه آنچه در این کلمات توصیف شده است، رخ خواهد داد.» پس از آنکه آیات سی تا سیوشش را مشخص میکند و میگوید صحنههایی مشابه آن آیات به وقوع خواهد پیوست، آنگاه پایان زمانِ آزمایش را، هنگامی که میکائیل در آیهٔ اولِ باب دوازدهم برمیخیزد، مشخص میسازد. با این کار، او آن هفت آیه را جدا میسازد و آنها را در تاریخی قرار میدهد که بیدرنگ پیش از برخاستن میکائیل واقع میشود.
بیش از یکبار به تاریخ آیات سی تا سیوشش پرداختهایم و اینکه چگونه با آیات چهل تا چهلوپنجِ باب یازدهمِ دانیال موازات دارند، و اکنون بررسی دورههای دیگری از تاریخ نبوی در باب یازدهم را آغاز خواهیم کرد که در آن شش آیهٔ پایانی تکرار شدهاند. با این حال، پیش از آن، بار دیگر خلاصهای کوتاه از موازات آیات سی تا سیوشش با آیات چهل تا چهلوپنج ارائه خواهیم کرد.
آیهٔ سیاُم نشانگر گذار از رومِ بتپرست به رومِ پاپی است. این تاریخِ انتقالی در گونهگونی از فرازهای نبوی مورد توجه قرار گرفته است که سالهایی چون ۳۳۰، ۵۰۸، ۵۳۳ و ۵۳۸ را مشخص میسازند. در این گذار از پادشاهیِ چهارم به پادشاهیِ پنجمِ نبوتِ کتابمقدس، نشانههای نبویِ دیگری نیز وجود دارند؛ اما در آیهٔ سیویک، رومِ بتپرست به سودِ پاپیّت برمیخیزد، چنانکه در شخصِ کلوویس در سال ۴۹۶ نمایان شده است. قدرتهای بتپرستی که در آغاز در این آیه بهوسیلهٔ کلوویس نمایانده شدهاند، تا سال ۵۰۸ کارِ برطرف ساختنِ هرگونه مقاومتِ بتپرستانه («قربانیِ دائم») را در برابرِ برآمدنِ پاپیّت به انجام میرسانند. جنگهای آن دوران در خلال آن تاریخ، ویرانی را بر شهرِ روم فرود میآورد، چنانکه در «مقدّسِ قوّت» بازنمایی شده است؛ و تا سال ۵۳۸، قدرتهای بتپرست، پاپیّت را بر تختِ زمین مینشانند، و او آنگاه در شورای اورلئان قانونی دربارهٔ یکشنبه وضع میکند.
آیات سیودو تا سیوشش، جنگ خونریزانهای را که سپس پاپیّت در طول هزار و دویست و شصت سالِ اعصار تاریک بر ضد وفاداران خدا به راه انداخت، مشخص میکنند. سرانجام، پاپیّت در آیه سیوشش به پایان خود میرسد. در آیه چهل، ریگان اتحادی پنهانی با ضدّمسیح برقرار ساخت، و این نشانه آن بود که مقاومت پروتستانتیسم برداشته شده بود، چنانکه بهوسیله سال ۵۰۸ به تصویر کشیده شده است. تعهّد ریگان به تأمین مالی و قدرت نظامی، بهوسیله «بازوانی» که در ۴۹۶ برای پاپیّت به پا خاستند، نمونهوار پیشنمایی شده بود. نابودی قُدسِ قوّتِ رومِ بتپرست، که بهوسیله شهر روم نمود یافته است، نمونهای است از نابودی قانون اساسی ایالات متحده در قانون یکشنبه که بهزودی خواهد آمد، زیرا قانون اساسی، قُدسِ قوّتِ ایالات متحده است. در قانون یکشنبه، پاپیّت بار دیگر بر تخت زمین نشانده خواهد شد، چنانکه بهوسیله سال ۵۳۸ به تصویر کشیده شده است.
آنگاه دورهٔ نهاییِ آزار و ستمِ خونینِ پاپی علیه مؤمنانِ وفادار به خدا آغاز خواهد شد، همانگونه که در اعصارِ تاریک از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ رخ داد. این امر به پایانِ دورهٔ آزمایشیِ بشر خواهد انجامید، زمانی که میکائیل برمیایستد، چنانکه سال ۱۷۹۸ نشان میدهد؛ سالی که در آن پاپیّت، که بهمدت ۱۲۶۰ سال کامیاب بود، غضبِ زخمِ مرگبار را دریافت.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
یک بار، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در هنگام شب فراخوانده شدم تا ساختمانهایی را ببینم که طبقه پشت طبقه به سوی آسمان بالا میرفتند. تضمین شده بود که این ساختمانها ضدحریقاند، و آنها را برای جلال دادن صاحبان و سازندگانشان برپا کرده بودند. این ساختمانها بالاتر و باز هم بالاتر قد میکشیدند، و در آنها گرانبهاترین مصالح به کار رفته بود. کسانی که این ساختمانها به آنان تعلق داشت از خود نمیپرسیدند: «چگونه میتوانیم به بهترین وجه خدا را جلال دهیم؟» خداوند در اندیشههایشان نبود.
"با خود اندیشیدم: 'ای کاش آنان که بدینگونه اموال خود را سرمایهگذاری میکنند، مسیر خود را چنانکه خدا میبیند، میدیدند! آنان پشت سر هم بناهای باشکوهی برپا میکنند، اما برنامهریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای جهان هستی تا چه حد نابخردانه است. آنان با همه توان دل و ذهن خود در این نمیکوشند که چگونه میتوانند خدا را جلال دهند. آنان این را، که نخستین وظیفه انسان است، از نظر دور داشتهاند.'"
همزمان با برپا شدن این ساختمانهای رفیع، مالکانشان با غرور جاهطلبانه شادمان بودند که پولی دارند تا آن را صرف ارضای نفس و برانگیختن حسادت همسایگان کنند. بخش بزرگی از پولی که بدینسان سرمایهگذاری کردند از راه اخاذی، از راه ستم بر تهیدستان به دست آمده بود. آنان فراموش کردند که در آسمان حساب هر معاملهای نگه داشته میشود؛ هر معامله ناعادلانه، هر عمل فریبکارانه، همانجا ثبت است. زمانی فرا میرسد که مردم در تقلب و گستاخی به نقطهای میرسند که خداوند اجازه نمیدهد از آن فراتر روند، و خواهند دانست که بردباری یهوه حدی دارد.
صحنهای که سپس در برابر دیدگانم گذشت، هشدار آتشسوزی بود. مردم به ساختمانهای بلندمرتبه و ظاهراً ضدحریق نگاه کردند و گفتند: «آنها کاملاً ایمناند.» اما این ساختمانها چنان طعمۀ آتش شدند که گویی از قیر ساخته شدهاند. خودروهای آتشنشانی برای مهار ویرانی کاری از دستشان برنمیآمد. آتشنشانان قادر نبودند دستگاهها را به کار بیندازند.
به من گفته شده است که وقتی زمان خداوند فرا برسد، اگر در دلهای انسانهای مغرور و جاهطلب هیچ تغییری پدید نیامده باشد، مردم درخواهند یافت که همان دستی که برای نجات نیرومند بود، برای نابود کردن نیز نیرومند خواهد بود. هیچ قدرت زمینی نمیتواند دست خدا را بازدارد. هیچ مصالحی را نمیتوان در ساخت بناها به کار برد که آنها را از نابودی حفظ کند، آنگاه که زمانِ مقررِ خدا فرا رسد تا به سبب بیاعتنایی آنان به شریعت او و جاهطلبیِ خودخواهانهشان، کیفر خود را بر آنان فرو فرستد.
افراد زیادی نیستند، حتی در میان مربیان و دولتمردان، که علل نهفته در پس وضعیت کنونی جامعه را درک کنند. کسانی که زمام حکومت را در دست دارند، از حل مشکل فساد اخلاقی، فقر، بینوایی و افزایش جرم و جنایت ناتواناند. آنان بیهوده میکوشند فعالیتهای اقتصادی را بر پایهای محکمتر استوار کنند. اگر مردم به تعالیم کلام خدا توجه بیشتری میکردند، برای مسائلی که آنان را سردرگم میکند راهحلی مییافتند.
کتاب مقدس وضعیت جهان را درست پیش از بازگشت دوم مسیح توصیف میکند. دربارهٔ کسانی که با سرقت و اخاذی ثروتهای عظیم میاندوزند، چنین نوشته شده است: «شما برای روزهای آخر گنج انباشتهاید. اینک، مزد کارگرانی که مزارع شما را درو کردهاند و شما آن را با فریب از آنان بازداشتهاید، فریاد میزند؛ و فریادهای دروگران به گوش خداوندِ لشکرها رسیده است. شما بر روی زمین در ناز و نعمت زیستهاید و خوشگذرانی کردهاید؛ دلهای خود را گویی در روز کشتار فربه کردهاید. عادل را محکوم کرده و کشتهاید؛ و او در برابر شما مقاومت نمیکند.» یعقوب ۵:۳-۶.
اما چه کسی هشدارهایی را که نشانههای زمانه، که بهسرعت در حال تحققاند، میدهند، میخواند؟ این هشدارها چه تأثیری بر دنیاپرستان دارد؟ چه تغییری در نگرش آنان دیده میشود؟ نه بیشتر از آنچه در نگرشِ ساکنانِ دنیایِ نوح دیده شد. غرق در کسبوکار و لذتهای دنیوی، مردمِ پیش از طوفان «ندانستند تا آنگاه که طوفان آمد و همه را با خود برد.» متی ۲۴:۳۹. آنان هشدارهایی آسمانی داشتند، اما نخواستند گوش فرا دهند. و امروز نیز جهان، بکلی بیاعتنا به ندای هشداردهندهٔ خدا، با شتاب به سوی هلاکت ابدی میشتابد.
«جهان با روح جنگ به هیجان آمده است. نبوتِ فصل یازدهم دانیال نزدیک است که به تحقق کامل خود برسد. بهزودی صحنههای آشوبی که در نبوتها از آنها سخن رفته است، رخ خواهد داد.» شهادتها، جلد ۹، ۱۲–۱۴.