در آیهٔ شانزدهم از دانیال یازده، فتح یهودا و اورشلیم به‌دست پومپی در سال ۶۳ پیش از میلاد بیان شده است. این امر نمایانگر قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی در ایالات متحده، در تحقق آیهٔ چهل‌ویکمِ همین فصل، خواهد آمد. تاریخِ مرتبط با این آیه، جنگی داخلی را که در هنگام تسخیر شهر در جریان است مشخص می‌سازد، و بدین‌سان تکرار جنگ داخلی ایالات متحده را که اکنون در ایالات متحده در حال وقوع است، شناسایی می‌کند. خواه گلوله‌ای شلیک شده باشد یا نه، اکنون دو طبقه در کشاکشی برای به‌دست گرفتن مهار ایالات متحده قرار دارند. هنگامی که پومپی اورشلیم را فتح کرد، این امر دلالت بر آن داشت که اورشلیم تا زمان نابودی‌اش در سال ۷۰ میلادی، تحت اقتدار روم باقی خواهد ماند. از این‌رو، آن پیش‌نمونِ قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی خواهد آمد و پایان ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب‌مقدس را رقم می‌زند.

پومپی نخستینِ چهار قدرت رومی است که در این بخش شناسایی می‌شوند. مارک آنتونی، که او نیز رومی بود، همچنین شناسایی می‌شود؛ اما از میان آن چهار قدرتی که به‌صورت رهبران رومی به تصویر کشیده شده‌اند، آنتونی نمایانگر رهبری رومی‌ای است که عصیان ورزیده و بر ضدّ روم با مصر اتحادی برقرار کرده است. پومپی، ژولیوس سزار، آگوستوس سزار و تیبریوس سزار، آن چهار رومی هستند که به‌طور نبوی برای نمایاندن چهار نسلِ شاخِ جمهوری‌خواهِ حیوانِ زمین به کار گرفته شده‌اند.

پومپه، که نمایندهٔ شورشِ جنگ داخلی ایالات متحده در نسلِ ۱۸۶۳ است، همچنین نسلِ آخر و «جنگ داخلی» کنونی را که اکنون در جریان است، به تصویر می‌کشد. ژولیوس سزار نمایندهٔ نسلِ دوم است، هنگامی که ایالات متحده به‌طور استوار به‌عنوان برترین ملت در میان ملت‌ها تثبیت شده بود، اما در سال ۱۹۱۳ ترور شد؛ زمانی که حاکمیتِ نظام مالی به نظام بانکداریِ جهانی‌گرا واگذار گردید و کار برای یک حکومتِ واحدِ جهانی آغاز شد. قیصر آگوستوس نمایندهٔ سال‌های شکوهِ دو جنگ جهانیِ نخست است، هنگامی که با وجود خون‌ریزی، ایالات متحده مایهٔ رشکِ جهان شد. سپس، در نسلِ آخر، تیبریوس قیصر، که به می‌گساری و مصلوب شدنِ مسیح شناخته می‌شود، نمایندهٔ دوره‌ای است که در اساس با انتخابِ جان اف. کندی، نخستین رئیس‌جمهور کاتولیک، آغاز شد؛ و بدین‌سان نسلی را مشخص می‌سازد که در برابر روم سر فرود می‌آورد.

این مسائل نبوّتیِ مرتبط با پومپی مهم‌اند، اما در حال حاضر تمرکز ما بر تاریخ نبوّتیِ پیش از پومپی و آیهٔ شانزدهم است؛ تاریخی که در دو آیهٔ نخستِ فصل آغاز می‌شود، سال ۱۹۸۹ را زمانِ پایان معرفی می‌کند، و سپس به ششمین رئیس‌جمهور از زمان ریگان، که ثروتمند است و جهانی‌گرایان را برمی‌انگیزد، اشاره می‌کند؛ همان‌گونه که ترامپ بی‌تردید این کار را به انجام رسانده است.

ترامپ مصداق چهارمین پادشاه پس از کوروش، یعنی خشایارشا، پادشاه ثروتمند پارس است؛ همان که در داستان استر با نام اخشورش نیز شناخته می‌شود. در آن آیات، پادشاه بعد از خشایارشا در آیه سوم، اسکندر مقدونی است. به لحاظ تاریخی، میان خشایارشا و اسکندر مقدونی هشت پادشاه وجود داشتند. از ترامپ تا حکومت واحد جهانی که اسکندر مقدونی نماینده آن است، ده پادشاه نشان داده شده‌اند؛ ترامپ نخستین و اسکندر آخرین آنهاست.

خطوط نبوّتی نشان می‌دهند که در پایان جهان، تمامی پادشاهان زمین با پاپیّت مرتکب زنا خواهند شد، و آن پادشاهان به‌صورت «ده پادشاه» به تصویر کشیده شده‌اند. اَخاب، که رأس یک پادشاهی ده‌گانه بود و با ایزابل ازدواج کرده بود، بیانگر این واقعیت است که هرچند هر ده پادشاه با پاپیّت مرتکب زنا می‌شوند، یک پادشاه اصلی وجود دارد که نخستین کسی است که چنین می‌کند. نخستین باری که تختِ زمین به پاپیّت داده شد، آن پادشاه اصلی کلوویس، پادشاه فرانک‌ها (فرانسه)، در سال ۴۹۶ میلادی بود. این امر با این واقعیت هماهنگ است که پاپیّت به فرانسه عنوان نخست‌زادهٔ کلیسای کاتولیک، و دخترِ ارشدِ کلیسای کاتولیک را اعطا کرد.

کارِ نبوتی‌ای که فرانسه با نشاندنِ روم بر تختِ جهانِ متمدن به انجام رساند، نمادِ کارِ نبوتیِ ایالات متحده است. قانونِ یکشنبه در نبوت‌های کتاب مقدس از ایالات متحده آغاز می‌شود و سپس هر ملتِ روی زمین از آن الگو پیروی می‌کند. سطر به سطرِ نبوت‌ها نشان می‌دهد که پادشاهِ پیشتاز از میانِ آن ده پادشاه، که در روزهای آخر پیش و بیش از همه با مردِ گناه زنا می‌کند، ایالات متحده است. هرچند در آیاتِ دو و سه، میانِ خشایارشا، نخستین پادشاهِ ثروتمند، و اسکندرِ کبیر، آخرین پادشاه، پادشاهی معرفی نشده است، تاریخ ده پادشاه را برمی‌شمارد. عددِ ده نمادِ آزمون است و نیز نمادِ یک هم‌پیمانی.

آزمایشی که جهان با آن روبه‌روست، برپا کردنِ یک نظام جهانی است که به‌صورت «تصویرِ وحش» نمایانده می‌شود. آن آزمون در ایالات متحده با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد آغاز می‌شود و زمانی پایان می‌یابد که هر ملت روی کرهٔ زمین از آن الگو پیروی کند. عیسی همواره پایانِ یک چیز را با آغازش نشان می‌دهد؛ بنابراین، هرچند میان پادشاهِ ثروتمند و اسکندر در آیات دو و سه هیچ پادشاهی ذکر نشده است، تاریخ روندِ آزمون را نشان می‌دهد که با ثروتمندترین رئیس‌جمهور آغاز می‌شود؛ کسی که از تلاش‌های تجاری‌اش ثروتمند بود، نه به این دلیل که با مشارکت در نظامی سیاسیِ فاسد ثروت تولید کرده باشد.

نام «آمریکا» از صورت لاتینیِ نام «آمریگو» گرفته شده است که از نام کاوشگر ایتالیایی آمریگو وسپوچی می‌آید؛ او خود یک کاوشگر و دریانورد بود که در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم چندین سفر به دنیای نو انجام داد. در مجموع، اکتشافات وسپوچی با پشتوانهٔ مالی و سرمایه‌گذاری‌های بانیان و حامیانی ممکن شد که در کاوش دنیای نو فرصت‌های بالقوه‌ای برای سود، گسترش و اعتبار می‌دیدند. نام «آمریکا» نمادی از تلاش برای کسب سود است.

عیسی همواره پایانِ یک چیز را با آغاز آن به تصویر می‌کشد، و آغازِ آن ده پادشاه که نمایانگرِ پلِ میانِ پادشاهیِ دوشاخۀ مادِها و پارس‌ها و حکومتِ واحدِ جهانیِ ممثَّل در اسکندرِ کبیر هستند، با پادشاهِ ثروتمند آغاز می‌شود؛ همان که رئیسِ پادشاهی‌ای است که به‌وسیلۀ فرانسه و اَخاب نمونه‌وار گردیده است، و او همچنین آن سرِ ممثَّل در اسکندرِ کبیر خواهد شد، هنگامی که تمامی جهان با اقتصادِ مرتبط با قدرتِ ایالات متحدۀ آمریکا روبه‌رو گردد، آنگاه که آن، تمامی جهان را وادار می‌سازد که، اگر بخواهند قادر به خرید و فروش باشند، در برابر کلیسای کاتولیک سر فرود آورند.

پادشاهی هفتم در مکاشفه، باب هفده، ده پادشاه است، و یکی از ویژگی‌های نبویِ این ده پادشاه این است که آنان فقط برای «مدتی کوتاه» دوام می‌آورند، پیش از آن‌که موافقت کنند پادشاهی هفتم خود را به فاحشهٔ بابل واگذارند؛ پادشاهی‌ای که فقط برای «یک ساعت» دوام می‌آورد. دلیل نبویِ پذیرش آن توافق این است که آنان با شراب بابل مست‌اند. از نظر تاریخی، اسکندر مقدونی فقط برای مدتی کوتاه حکومت کرد، زیرا زندگی‌اش به همان سرعتی که پادشاهی‌اش برپا شد پایان یافت، چراکه آن‌قدر نوشید تا جان سپرد، و بدین‌گونه نمادِ «مدت کوتاه» و مستیِ ده پادشاهِ سازمان ملل متحد است. به‌محض آن‌که اسکندر مقدونی برخاست، درهم‌شکسته شد، و پادشاهی‌اش به چهار باد سپرده شد، که نشان‌دهندهٔ کشمکشِ بعدی برای برقراری دوبارهٔ پادشاهی پیشین اوست.

و من نیز، در سال نخستِ داریوشِ مادی، خود ایستادم تا او را تأیید و تقویت کنم. و اکنون حقیقت را به تو نشان خواهم داد. اینک، سه پادشاهِ دیگر در پارس برخواهند خاست؛ و چهارمی بسیار ثروتمندتر از همۀ آنان خواهد بود؛ و به نیرویی که از ثروتش دارد، همگان را بر ضد قلمروِ یونان برخواهد انگیخت. و پادشاهی نیرومند برخواهد خاست که با اقتداری عظیم فرمان خواهد راند و بر وفق ارادۀ خود عمل خواهد کرد. و چون برخیزد، پادشاهی‌اش شکسته خواهد شد و به چهار جهتِ آسمان تقسیم خواهد گشت؛ نه برای نسلِ او، و نه مطابق با اقتداری که او بر آن حکم می‌راند؛ زیرا پادشاهیِ او برکنده خواهد شد و به دیگرانی جز آنان داده خواهد شد. دانیال ۱۱: ۱-۴.

امپراتوریِ اسکندر به همان سرعتی که شکل گرفت فروپاشید، زیرا نمایانگرِ روزهای آخر است؛ روزهایی که در آن تحققِ نبوت‌ها شتابان دانسته می‌شود.

عوامل شرّ نیروهای خود را متحد کرده و مواضع‌شان را تحکیم می‌کنند. آنها خود را برای آخرین بحران بزرگ تقویت می‌کنند. به‌زودی دگرگونی‌های بزرگی در جهان ما رخ خواهند داد و تحرکات نهایی بسیار سریع خواهند بود. شهادات، جلد ۹، ۱۱.

وایِ سومِ اسلام بر خصایصِ نبویِ وایِ اول و دوم استوار است. در وایِ اول، دوره‌ای وجود داشت که با ظهور محمد آغاز شد و تا دورهٔ بعدی ادامه یافت؛ دوره‌ای که به‌عنوان «پنج ماه» یا یکصد و پنجاه سال شناخته می‌شود، که در آن اسلام می‌بایست سپاهیان روم را «بیازارد». پایانِ نبوتِ زمانیِ یکصد و پنجاه‌ساله، هم‌زمان آغازِ نبوتِ سیصد و نود و یک‌ساله و پانزده‌روزه را نیز مشخص می‌سازد؛ دوره‌ای که در آن، اسلامِ وایِ دوم سپس سپاهیان روم را «خواهد کشت».

۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز دوره‌ای را رقم زد که به‌وسیلهٔ محمدِ وایِ نخست نمایانده شده است؛ دوره‌ای که ۷ اکتبر ۲۰۲۳ را نیز دربر می‌گیرد، به‌عنوان نشانهٔ آغاز زمانی که در آن اسلام «لشکرهای روم» را در «سرزمین جلال» باستانیِ تحت‌اللفظی، که بدلی برای ایالات متحده است، «آزار» می‌رسانَد؛ و از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ تاکنون، حملات اسلام بر ضد لشکر روم، تا هنگام نگارش این مقاله در ۱۷ فوریهٔ ۲۰۲۴، به مرز دویست حمله نزدیک شده است.

با فرارسیدن قانون یکشنبه‌ی نزدیک‌الوقوع، ایالات متحده، به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس، «کشته می‌شود»؛ امری که با سیصد و نود و یک سال و پانزده روزِ حملات اسلامی که سپاه‌های پیشین روم را از میان برد، موازات دارد، در حالی که جنگ‌افروزیِ سومین جهاد بزرگ آنان شدت می‌گیرد. هنگامی که میکائیل برمی‌خیزد، فرصت آزمایشیِ بشر پایان می‌یابد و چهار باد در طول هفت بلای آخر به‌طور کامل رها می‌شوند.

دیدم که خشمِ ملت‌ها، غضبِ خدا، و زمانِ داوریِ مردگان جدا و متمایز از هم بودند و یکی پس از دیگری رخ می‌دادند؛ همچنین اینکه میکائیل هنوز برنخاسته بود و زمانِ تنگی، چنان که هرگز نبوده است، هنوز آغاز نشده بود. اکنون ملت‌ها در حال خشمگین شدن‌اند، اما هنگامی که کاهنِ اعظمِ ما کار خود را در مقدس‌گاه به پایان برساند، برخواهد خاست، جامه‌های انتقام را خواهد پوشید، و آنگاه هفت بلای آخر ریخته خواهند شد.

«دیدم که چهار فرشته چهار باد را باز خواهند داشت تا کار عیسی در مقدسگاه به انجام برسد، و آنگاه هفت بلای آخر فرا خواهند رسید.» نوشته‌های نخستین، ص ۳۶.

«چهار باد» به‌وسیلهٔ خواهر وایت همچون «اسبی خشمگین، در پیِ گسستنِ بند و آوردنِ مرگ و ویرانی در مسیر خود» ترسیم شده‌اند، و هنگامی که مهلتِ فیض پایان می‌یابد، به‌طور کامل رها می‌شوند. در بلای دوم، آنان به‌صورت «چهار فرشته» به تصویر کشیده شدند، نه چهار باد.

به فرشتهٔ ششم که شیپور را در دست داشت گفت: آن چهار فرشته را که در رود بزرگ فرات بسته شده‌اند آزاد کن. و آن چهار فرشته که برای ساعت و روز و ماه و سال آماده شده بودند تا یک‌سوم انسان‌ها را بکشند، آزاد شدند. مکاشفه ۹:۱۴، ۱۵.

«چهار باد» یا «چهار فرشته»، هر دو بنا به سیاقی که نماد در آن به‌کار می‌رود، نماد اسلام‌اند. هنگامی که اسکندر مقدونی برخاست، پادشاهی او که نمایندهٔ هفتمین پادشاهی است، یعنی یک‌سومِ پادشاهی سه‌گانهٔ اژدها، وحش و پیامبر دروغین؛ «هنگامی که او برخیزد، پادشاهی‌اش شکسته خواهد شد و به سوی چهار بادِ آسمان تقسیم خواهد شد.» وقتی مهلت بشر به پایان می‌رسد، چهار باد، یا چهار فرشته، آزاد می‌شوند و پادشاهی او را در هم می‌شکنند، زیرا پادشاهی او «شکسته خواهد شد». آنگاه آن ده پادشاه و شرکای آنان، بازرگانان جهان‌گرا، از دور می‌ایستند و سوگواری و گریه می‌کنند.

زیرا اینک، پادشاهان گرد آمدند؛ با هم گذشتند. آن را دیدند، و آنگاه در شگفت شدند؛ مضطرب گشتند، و شتابان گریختند. در آنجا ترس ایشان را فراگرفت، و درد، همچون دردِ زنِ در حالِ زایمان. تو کشتی‌های ترشیش را با بادِ شرقی درهم می‌شکنی. مزامیر 48:4–7.

ساختار اقتصادیِ ده پادشاه به‌وسیلهٔ «باد شرقی»ِ اسلام درهم شکسته می‌شود.

پاروزنانت تو را به آب‌های عظیم برده‌اند؛ بادِ شرقی تو را در میان دریاها درهم شکسته است. دارایی‌هایت و بازارهایت، کالاهایت، ملوانانت و سکان‌دارانت، درزگیرانت و آنان که کالای تو را دادوستد می‌کنند، و همه مردان جنگی‌ات که در تو هستند، و تمام جماعتت که در میانت است، در روز هلاکتت در میان دریاها فرو خواهند افتاد. حزقیال ۲۷: ۲۶، ۲۷.

«باد شرقی» اسلام پادشاهیِ ده پادشاه را در «روز هلاکتشان» درهم می‌شکند، چنان‌که در «شکسته» شدن پادشاهیِ اسکندر کبیر و واگذار شدن آن به «چهار باد» نشان داده شده است. بخش زیادی از تاریخی که در باب یازدهمِ دانیال رخ داده است، هنگامی که این باب به تحقق نهاییِ خود می‌رسد، تکرار خواهد شد. تشخیص اینکه آن تاریخ‌ها را کجا باید به‌درستی تفکیک کرد، کارِ نبویِ کسانی است که فراخوانده شده‌اند تا شاگردانِ نبوت باشند. شش آیهٔ پایانیِ باب یازدهمِ دانیال در پایانِ مهلتِ بشر، هنگامی که میکائیل برمی‌خیزد، به پایان می‌رسند. هنگامی که پادشاهیِ اسکندر کبیر میان «چهار باد» تقسیم می‌شود، این امر نمایانگرِ پایانِ مهلت است و نشان می‌دهد که تاریخِ نبویِ پس از آن، از آیهٔ پنج به بعد، باید به‌عنوان خطی نبویِ تازه در نظر گرفته شود.

آیهٔ پنج تا آیهٔ شانزدهم، تاریخِ از ۵۳۸ تا قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع را مشخص می‌کند. آیات پنج تا نه، نمایانگر تاریخِ یک‌هزار و دویست و شصت سالِ حاکمیت پاپی است که در سال ۵۳۸ آغاز شد و در زمانِ آخر، در ۱۷۹۸، پایان یافت. آیهٔ ده، تاریخی را مشخص می‌کند که نمونهٔ آیهٔ چهل است، آنگاه که پاپی در زمانِ آخر، در ۱۹۸۹، اتحاد جماهیر شوروی را جاروب‌وار از میان برداشت. آیات یازده و دوازده، جنگ نیابتیِ کنونی در اوکراین را مشخص می‌کنند که پوتین و روسیه قرار است در آن پیروز شوند، اما پیامدِ پیروزیِ پوتین با «نبرد نینوا» و «سقوط خسرو» موازی خواهد بود؛ همان چیزی که «کلیدی که چاهِ بی‌انتها را گشود» بود و اسلام را در تاریخِ مصیبتِ نخست رها ساخت.

در پیِ پیروزی کوتاه‌مدتِ پوتین، ایالات متحده، در آیات سیزده تا پانزده، جنگ نیابتی را پیروز خواهد شد؛ یعنی این پایانِ جنگ نیابتی‌ای است که از زمان جنگ جهانی دوم در جریان بوده است. این بخش سه نبرد را مشخص می‌سازد: نبرد نخست در سال ۱۹۸۹ به پایان رسید، در تحققِ آیات ده و چهل؛ نبرد دوم که جنگ کنونی در اوکراین است، نمایانگرِ آیات یازده و دوازده است؛ و سومین جنگ نیابتی، که نمایانگرِ پیروزی نهاییِ ایالات متحده است، در آیات سیزده تا پانزده بازنمایی شده است.

آنچه باید در خصوص این چهار دوره که از آیهٔ پنج تا آیهٔ پانزده به تصویر کشیده شده‌اند، شناخته شود، این است که دو دورهٔ آخر، که نمایانگر جنگ کنونی در اوکراین و سپس اقدام تلافی‌جویانهٔ ایالات متحده هستند، در زمان مهر شدن رخ می‌دهند. آیهٔ شانزده قانون یک‌شنبهٔ قریب‌الوقوع در ایالات متحده را مشخص می‌سازد. آیات پنج تا ده تاریخ ۵۳۸ را تا زمان آخر در ۱۷۹۸، و سپس تا زمان آخر در ۱۹۸۹، بازنمایی می‌کنند. بنابراین، دو نبردِ جنگ نیابتیِ نهایی که در آیات یازده تا پانزده بازنمایی شده‌اند، در دوره‌ای تحقق می‌یابند که در آن، حزقیال باب دوازده مشخص می‌سازد که اثر هر رؤیا به انجام می‌رسد.

آن رویاها به حزقیال به صورت «چرخ‌ها در میان چرخ‌ها» نشان داده شدند، که خواهر وایت آن را «تعامل پیچیده رویدادهای انسانی» می‌نامد. تاریخ جنگ در اوکراین، پیروزی پوتین و سپس سقوط او، و در پی آن پیروزی ایالات متحده، یکی از پیچیده‌ترین مکاشفات «خط بر خط» در کلام خداست.

در توضیح «چرخ‌ها در میان چرخ‌ها»ی حزقیال، خواهر وایت می‌گوید که وقتی حزقیال برای نخستین بار آن چرخ‌ها را دید، به نظر آشفتگی می‌آمد، اما او در نهایت نظم کاملی را در آن‌ها بازشناخت؛ چرخ‌هایی که «درهم‌کنشِ پیچیدهٔ رویدادهای انسانی» هستند. برای تقسیم‌بندی درستِ تاریخی که در آیات یازدهم تا پانزدهم بازنمایی شده است، باید رابطهٔ میان کلیسای کاتولیک و آلمان نازی فهمیده شود، زیرا رهبران نازی در اوکراین نمایندگان نیابتی آن رابطه‌اند.

همچنین لازم است نقش ظهورِ آن‌چه «مریمِ باکره» خوانده می‌شود در فاطیما، پرتغال در سال ۱۹۱۸ را فهمید، از جمله سه رازی که آن‌چه «مریمِ باکره» خوانده می‌شود در اختیارِ سه کودکِ آن ماجرا قرار داد. درون‌مایۀ آن سه پیام، که به جدالی میان کلیسای کاتولیک و روسیۀ خداناباور و نیز جنگ جهانی دوم می‌پردازند، بخشی از پیام فاطیماست که در جنگ اوکراین بازتاب یافته است.

انقلاب فرانسه، و رابطهٔ نبوی آن با کلیسای کاتولیک، و در نهایت ناپلئون بناپارت که نمایندهٔ پوتین است، نیز یکی از آن «چرخ‌ها»یی است که در جنگ اوکراین به تصویر کشیده شده‌اند. رابطهٔ نبوی انقلاب فرانسه با ایالات متحده نیز در این تاریخ بازنموده شده است؛ زیرا همان‌گونه که پوتین به‌وسیلهٔ ناپلئون نمایانده می‌شود، آنگاه که فرانسه در حال سقوط بود، بازیگر سابق، رونالد ریگان، به‌عنوان رئیس لشکرهای کاتولیسیسم در نبرد ۱۹۸۹، بازیگر سابق، زلنسکی، را نمونه‌وار می‌سازد، آنگاه که اوکراین در حال سقوط است. در چرخ‌هایی که در این آیات با یکدیگر تلاقی می‌کنند و به هم پیوند می‌خورند، واپسین ضربه برای سیاستمداران دموکرات در ایالات متحده که زلنسکی را ترویج کرده‌اند و می‌کنند، هنگامی که پوتین چیره شود، به‌وسیلهٔ او آشکار خواهد شد.

ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.

بر کرانه‌های رودخانۀ چیبار، حزقیال گردبادی را دید که گویی از شمال می‌آمد: «ابری بزرگ، و آتشی که در خود می‌پیچید، و پیرامونش درخششی بود، و از میان آن چیزی همچون رنگ کهربا.» چندین چرخ، که در هم متقاطع بودند، به دستِ چهار موجود زنده به حرکت درمی‌آمدند. بر فراز همۀ اینها «مانندی از تخت بود، همچون منظرۀ سنگ یاقوت کبود؛ و بر مانندی از آن تخت، مانندی چون منظرۀ انسانی بر بالای آن بود.» «و در میان کروبیان، صورتِ دستِ انسانی زیر بال‌هایشان پدیدار شد.» حزقیال 1:4، 26؛ 10:8. چرخ‌ها در آرایشی چنان پیچیده بودند که در نگاه نخست مغشوش می‌نمودند؛ اما در کمال هماهنگی حرکت می‌کردند. موجودات آسمانی، که به واسطۀ دستی که زیر بال‌های کروبیان بود حمایت و هدایت می‌شدند، این چرخ‌ها را می‌راندند؛ و بر فراز آنان، بر تختِ یاقوت کبود، آن ازلی بود؛ و گرداگرد تخت، رنگین‌کمانی، نشانۀ رحمت الهی.

چنان‌که پیچیدگی‌های چرخ‌گونه زیر هدایتِ دستی که در زیر بال‌های کروبیان بود قرار داشت، همان‌گونه نیز جریان پیچیدهٔ حوادث انسانی تحت تدبیر الهی است. در میان کشمکش و غوغای ملت‌ها، او که بر فراز کروبیان نشسته است همچنان امور زمین را هدایت می‌کند.

تاریخِ ملت‌هایی که یکی پس از دیگری روزگار و جایگاهِ مقررِ خود را سپری کرده‌اند و، بی‌آنکه خود معنای آن حقیقت را بدانند، ناخودآگاه بر حقیقتی گواهی داده‌اند، با ما سخن می‌گوید. برای هر ملت و برای هر فردِ امروز، خدا در طرحِ عظیمِ خود جایگاهی مقرر کرده است. امروز آدمیان و ملت‌ها با شاقولِ در دستِ آن که هرگز خطا نمی‌کند سنجیده می‌شوند. همگان با انتخابِ خود سرنوشتِ خویش را تعیین می‌کنند، و خدا همه چیز را برای تحققِ مقاصدِ خویش تدبیر می‌کند.

تاریخی که خدای عظیمِ «من هستم» در کلام خود مشخص کرده است، با پیوند دادن حلقه‌ای پس از حلقه‌ای در زنجیرهٔ نبوت، از ازلیتِ گذشته تا ابدیتِ آینده، به ما می‌گوید که امروز در سیر اعصار کجا ایستاده‌ایم و از زمان آینده چه می‌توان انتظار داشت. هر آنچه نبوت وقوع آن را پیش‌گویی کرده بود، تا به امروز، در صفحات تاریخ ثبت شده است و می‌توانیم مطمئن باشیم که هر آنچه هنوز در پیش است، به ترتیب خود تحقق خواهد یافت. آموزش، 178.