در فصل دهمِ دانیال، جبرئیل کار ارائهٔ تفسیر کامل کتاب دانیال به قوم آخرالزمانیِ خدا را به انجام می‌رساند. دانیال نمایندهٔ قوم آخرالزمانیِ خداست که در کتاب مکاشفه همان صد و چهل و چهار هزارند. از این رو، آن صد و چهل و چهار هزار بیدار می‌شوند تا دریابند که پراکنده شده‌اند، چنان‌که دانیال در فصل نهم نشان می‌دهد. همچنین بیدار می‌شوند و درمی‌یابند که آزمون بزرگی که سرنوشت ابدی‌شان به‌وسیلهٔ آن تعیین می‌شود، آزمون «تصویر وحش» است؛ آزمونی که پیش از آن‌که مُهر شوند و پیش از بسته شدن زمانِ فیض در هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده رخ می‌دهد. آنان در سوگ ناکامی‌ای هستند که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ با آن روبه‌رو شدند، و در همان حالت، نمایی از مسیح در قدس‌الاقداس به آنان نمایانده می‌شود، چنان‌که در فصل ششمِ کتاب اشعیا نمایانده شده است.

آن رؤیا، چنان‌که در هر دو، دانیال و اشعیا، نمایان است، به آنان امکان می‌دهد تا وضعیت فاسدشان را در برابر خداوندِ جلال ببینند، و هر دو به خاکساری فرو می‌افتند. سپس اشعیا این پرسش را می‌شنود که خدا چه کسی را نزد قوم خود خواهد فرستاد، و اشعیا داوطلب می‌شود، اما نخست تطهیر می‌گردد.

آنگاه گفتم: وای بر من! زیرا که تباه شده‌ام؛ چون من مردی با لبان ناپاک هستم و در میان قومی با لبان ناپاک ساکنم؛ زیرا چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است. آنگاه یکی از سرافیم‌ها به سوی من پرواز کرد؛ در دستش اخگری افروخته بود که آن را با انبر از مذبح گرفته بود. و آن را بر دهانم نهاد و گفت: اینک، این لبانت را لمس کرده است؛ تقصیرت برداشته شد و گناهت پاک گردید. همچنین صدای خداوند را شنیدم که می‌گفت: چه کسی را بفرستم، و چه کسی برای ما برود؟ آنگاه گفتم: اینک منم؛ مرا بفرست. اشعیا ۶:۵-۸

اشعیا با زغالی از روی مذبح تطهیر شد و دانیال با نگریستن به رؤیای آیینه‌گونِ سبب‌ساز تطهیر شد؛ رؤیایی که بیننده را وامی‌دارد به همان صورتِ آنچه می‌بیند درآید. به اشعیا گفته می‌شود پیام را به قومی برساند که در حالی که می‌شنوند، نمی‌شنوند و در حالی که می‌بینند، نمی‌بینند.

و او گفت: برو و به این قوم بگو: به‌راستی می‌شنوید، اما نمی‌فهمید؛ و به‌راستی می‌بینید، اما درنمی‌یابید. دلِ این قوم را فربه کن، گوش‌هایشان را سنگین کن، و چشمانشان را ببند؛ مبادا با چشمان خود ببینند، و با گوش‌های خود بشنوند، و با دلِ خود بفهمند، و بازگردند و شفا یابند. اشعیا ۶:۹، ۱۰.

اشعیا می‌خواهد بداند تا چه مدت باید با مردمی که می‌فهمند اما ادراک نمی‌کنند سر و کار داشته باشد، پس می‌پرسد: «تا کی؟»

آنگاه گفتم: خداوندا، تا کی؟ و او پاسخ داد: تا زمانی که شهرها ویران و بی‌سکنه شوند، و خانه‌ها بی‌انسان بمانند، و زمین به‌کلی ویران گردد، و خداوند مردم را دور سازد، و در میانهٔ سرزمین متروکیِ عظیمی باشد. اشعیا ۶:۱۱، ۱۲.

سرزمینی که موضوع نبوت‌های کتاب مقدس در ایام آخر است، ایالات متحده است؛ و این کشور هنگامی که ویرانی ملی بر اثر ارتداد ملیِ قانون یک‌شنبه پدید می‌آید، «به‌کلی ویران» می‌شود. آیه چهل‌ویکمِ باب یازدهمِ دانیال، نمونه‌اش در آیه شانزدهمِ همان باب آمده است. در آیه چهل‌ویکم، «ترکِ عظیم در میان سرزمین» به‌عنوان «سرنگون شدنِ بسیاری» شناسایی شده است. پیامِ اشعیا، که عیسی در دوران حضورش در میان انسان‌ها، وقتی با یهودیانِ خرده‌گیر سخن گفت، به آن ارجاع داد، نشان می‌دهد که وقتی قومِ عهدِ پیشین کنار گذاشته می‌شود، آنگاه گوش‌ها و چشم‌هایی دارند که نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند. پیامِ اشعیا نمایانگر دعوتِ نهایی به ادونتیسمِ لاودیکیه‌ای است که در قانونِ یک‌شنبه پایان می‌یابد؛ جایی که ادونتیسمِ لاودیکیه‌ای از دهانِ خداوند بیرون انداخته می‌شود.

او همچنین وارد سرزمین باشکوه خواهد شد، و بسیاری از کشورها سرنگون خواهند شد؛ اما اینان از دست او رهایی خواهند یافت: یعنی ادوم، موآب و بزرگان بنی‌عمون. دانیال ۱۱:۴۱.

مسئولیت ابلاغ ندای نهایی به لاودیکیه به اشعیا و دانیال سپرده شده است، و در فصل ده، با سومین لمس، دانیال برای انجام این مأموریت تقویت می‌شود.

آنگاه بار دیگر، کسی به هیئتِ مردی آمد و مرا لمس کرد و به من قوّت بخشید، و گفت: ای مردِ بسیار محبوب، مترس؛ سلام بر تو باد؛ قوی باش، بلی، قوی باش. و چون با من سخن گفت، نیرومند شدم و گفتم: سرورم سخن بگوید، زیرا مرا نیرومند ساخته‌ای. دانیال ۱۰:۱۸، ۱۹.

دانیال قوت گرفت تا پیامی را که وقتی میکائیل در باب ده نازل شد فهمید، ابلاغ کند. به اشعیا اطلاع داده شد که باید آن پیام را تا زمان قانون یکشنبه ابلاغ کند. در زمان قانون یکشنبه، بقیه‌ای برپا خواهد شد.

آنگاه گفتم: «ای خداوند، تا به کی؟» و او پاسخ داد: «تا وقتی که شهرها بی‌ساکن و ویران شوند، و خانه‌ها بی‌انسان بمانند، و زمین کاملاً ویران گردد؛ و خداوند مردم را به دوردست‌ها براند، و در میان زمین متروکیِ عظیمی پدید آید. اما با این همه، در آن ده یک باقی خواهد ماند، و باز خواهد گشت، و خورده خواهد شد؛ چنان‌که درخت بَطْم و بلوط، که هرگاه برگ‌های خود را می‌ریزند، مایه‌شان در آنها باقی است؛ همچنین نسل مقدس مایهٔ آن خواهد بود.» اشعیا ۶:۱۱‏-۱۳.

هنگامی که «رهاشدگیِ بزرگی در میانهٔ سرزمین» پدید آید (در زمان قانون یکشنبه)، «یک دهم» آشکار خواهد شد که «ذاتِ» آن «بذرِ مقدس» است. ریشهٔ واژهٔ عبریِ ترجمه‌شده به «دهم»، «ده‌یک» است. خداوند در زمان قانون یکشنبه، یک «ده‌یک» خواهد داشت که «بازگشته» است.

و تمامی عُشرِ زمین، چه از تخمِ زمین و چه از میوهٔ درخت، از آنِ خداوند است؛ برای خداوند مقدّس است. و اگر کسی بخواهد چیزی از عُشرهای خود را بازخرید کند، باید یک‌پنجمِ آن را به آن بیفزاید. و اما عُشرِ گلهٔ گاو یا گوسفند، یعنی هر آنچه از زیر عصا بگذرد، دهمینِ آن برای خداوند مقدّس خواهد بود. لاویان ۲۷:۳۰-۳۲.

«ده‌یک»ِ «عواید» نزد خداوند مقدس است و آن سهمِ خداوند است.

زیرا سهمِ خداوند قومِ اوست؛ یعقوب قرعۀ میراثِ اوست. تثنیه ۳۲:۹.

آنانی که پیش از قانون یکشنبه بازگشته‌اند، همان کسانی‌اند که ارمیا نمایانگرشان است و نخستین ناامیدی را متحمل شده‌اند؛ کسانی که خداوند به آنان وعده داده بود که اگر بازگردند، زبان خداوند، یا سخنگویان او خواهند بود.

کلامت را یافتم و آن را خوردم؛ و کلام تو برای من شادی و شادمانیِ دل من شد، زیرا به نام تو خوانده شده‌ام، ای خداوند، خدای لشکرها. در مجلس استهزاگران ننشستم و شادمان نشدم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم سرشار ساخته‌ای. چرا درد من پیوسته است و زخمم علاج‌ناپذیر، که از شفا سر باز می‌زند؟ آیا برای من کاملاً مانند دروغگو و چون آب‌هایی که خشک می‌شوند خواهی بود؟ پس خداوند چنین می‌گوید: اگر بازگردی، تو را بازمی‌آورم و در حضور من خواهی ایستاد؛ و اگر گرانبها را از پست جدا کنی، چونان دهان من خواهی بود؛ بگذار آنان به سوی تو بازگردند، اما تو به سوی ایشان بازنگرد. و تو را برای این قوم دیواری برنجین و استوار خواهم ساخت؛ آنان با تو خواهند جنگید، اما بر تو غالب نخواهند آمد، زیرا من با تو هستم تا تو را نجات دهم و رهایی بخشم، می‌گوید خداوند. و تو را از دست شریران خواهم رهانید و از چنگ ستمکار بازخواهم خرید. ارمیا ۱۵:۱۶-۲۱.

باقیمانده یا دهمی که در شهادت اشعیا بازمی‌گردد، می‌بایست خورده شود، زیرا پیام خدا به آنان سپرده شده بود، و کلام او می‌بایست خورده شود. آنان کسانی بودند که دهان خدا می‌بودند، و بدین‌سان کلام خدا را که می‌بایست به‌وسیلهٔ جویندگان نجات خورده شود، عرضه می‌کردند. ارمیا در «مجمع مسخره‌کنندگان» ننشست، زیرا همان‌گونه که در مورد دانیال نیز بود، هنگامی که رؤیا را دید، «مجمع مسخره‌کنندگان» گریخت. ارمیا پنداشته بود که خدا به او دروغ گفته است، زیرا دست خدا نخستین نومیدیِ ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ را در تاریخ میلری و ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را در ایام آخر مجاز شمرده بود. وعده برای ارمیا این بود که اگر «بازگردد»، و در عبارت اشعیا، «دهم» «بازمی‌گردد».

اگر ارمیا «returns» کند، او جزو «tenth» اشعیاست که مقدس است و سهمِ خداوند به‌شمار می‌آید و «substance» آن در ایشان است. واژهٔ عبری «substance» به معنای ستون است و به «pillar» شدن وعده‌ای است که به اهل فیلادلفیه داده شده است.

آن که پیروز شود، او را ستونی در هیکل خدای من خواهم ساخت، و دیگر هرگز از آن بیرون نخواهد رفت؛ و نام خدای من را بر او خواهم نوشت، و نام شهر خدای من را، یعنی اورشلیم جدید که از آسمان از نزد خدای من فرود می‌آید؛ و نام جدید خود را بر او خواهم نوشت. آن که گوش دارد، بشنود آنچه روح به کلیساها می‌گوید. مکاشفه ۳:۱۲، ۱۳.

«ستون»، یعنی «جوهر» ایشان، نمایانگر اتحاد الوهیت و انسانیت است، زیرا مسیح آن «ستون»ی است که هیکل را نگاه می‌دارد.

در حالی که در چنین حالت یأس‌آلودی بودم، خوابی دیدم که تأثیر عمیقی بر ذهنم گذاشت. در خواب دیدم معبدی هست که بسیاری به سوی آن می‌شتافتند. تنها کسانی که در آن معبد پناه می‌گرفتند، هنگام پایان گرفتن زمان نجات می‌یافتند. همه کسانی که بیرون می‌ماندند، برای همیشه هلاک می‌شدند. انبوه کسانی که بیرون بودند و هر یک راه خود را می‌رفتند، کسانی را که به معبد وارد می‌شدند تمسخر و استهزا می‌کردند و به آنان می‌گفتند این طرح نجات فریبی مکارانه است و در واقع هیچ خطری برای پرهیز وجود ندارد. حتی برخی را می‌گرفتند تا مانع شوند شتابان به درون دیوارها بروند.

از ترس آن‌که مورد تمسخر قرار گیرم، صلاح دانستم صبر کنم تا جمعیت پراکنده شود، یا تا وقتی که بتوانم بی‌آن‌که آنان متوجه من شوند وارد شوم. اما شمارشان به‌جای کم شدن بیشتر شد و من، بیم آن‌که دیر شود، شتابان از خانه بیرون زدم و از میان جمعیت راه باز کردم. در اضطراب رسیدن به معبد، نه متوجه ازدحامی شدم که دورم را گرفته بود و نه به آن اعتنایی کردم. با ورود به بنا دیدم که معبدِ پهناور بر یک ستونِ عظیم استوار بود و به آن بره‌ای بسته شده بود که سراپا پاره‌پاره و خون‌آلود بود. ما حاضران انگار می‌دانستیم که این بره به خاطر ما دریده و زخم‌خورده شده بود. هر کس که وارد معبد می‌شد باید در برابر آن می‌آمد و به گناهان خود اعتراف می‌کرد.

درست در برابرِ بره جایگاه‌های مرتفعی بود که بر آن‌ها جماعتی نشسته بودند و بسیار خوشحال می‌نمودند. گویی نور آسمان بر چهره‌هایشان می‌تابید و خدا را می‌ستودند و سرودهای شکرگزاریِ شادمانه‌ای می‌خواندند که همچون موسیقیِ فرشتگان می‌نمود. اینان کسانی بودند که به حضورِ بره آمده بودند، به گناهانِ خود اعتراف کرده بودند، آمرزش یافته بودند و اکنون با شادمانی در انتظارِ رویدادی شادی‌بخش بودند.

"حتی پس از آن‌که وارد بنا شدم، ترسی بر من چیره شد و احساسی از شرم از این‌که باید در برابر این مردم خود را فروتن کنم. اما گویی ناگزیر بودم پیش بروم و آهسته گردِ ستون می‌رفتم تا روبه‌روی بره بایستم که ناگهان شیپوری به صدا درآمد، معبد لرزید، فریادهای پیروزی از قدیسانِ گردآمده برخاست، درخششی هولناک بنا را روشن کرد و سپس همه‌جا در تاریکیِ شدید فرو رفت. مردمِ شاد همگی با آن درخشش ناپدید شدند و من در وحشتِ خاموشِ شب تنها ماندم. با عذابِ ذهنی بیدار شدم و به‌سختی می‌توانستم خود را قانع کنم که خواب دیده‌ام. به نظرم می‌آمد که سرنوشتِ شومم قطعی شده است، که روحِ خداوند مرا ترک کرده و هرگز بازنخواهد گشت." گواهی‌ها، جلد ۱، ۲۷.

«جوهره»ای که در درون عُشرِ بازگشته است، همان «ستونی» است که هیکل را نگاه می‌دارد. دانیال رؤیای علّیِ برّه‌ای را دید که بر ستون آویخته شده بود، و آن برّه همان «ستون» بود. هنگامی که دانیال آن رؤیای عظیم را دید، به شمایلِ ستون دگرگون شد، و عُشرِ اشعیا نیز به همین سان «جوهره» (ستون) را در درون خود دارند، و همهٔ کسانی که می‌خواهند وارد هیکل شوند باید آن جوهره را «بخورند». آنانی که به هیکل وارد می‌شوند و آن جوهره را می‌خورند، گلهٔ دیگرِ خدا هستند که به پیامِ عَلَمی که در هنگام قانون یکشنبه برافراشته می‌شود پاسخ می‌دهند، آنگاه که در سرزمین ترکِ عظیمی رخ می‌دهد. «نسلِ مقدس»، که همان جوهرهٔ اشعیاست، برّه‌ای است که از بنیادِ جهان ذبح شد.

آن یک‌دهمِ کسانی که بازمی‌گردند، در هنگام قانونِ یکشنبه، زمانی که جداییِ فیلادلفیه و لاودیکیه برای ابد تثبیت می‌شود و بسیاری در آن زمان از پا درمی‌آیند، از دستِ شریران رهایی خواهند یافت. کسانی که از پا درمی‌آیند به‌عنوان شریرانی که نمی‌فهمند شناخته می‌شوند. آنان همچنین از دستِ جبار رهایی خواهند یافت، زیرا نشانِ وحش را نخواهند پذیرفت.

چنین می‌گوید خداوند خدا: من نیز جمعیت مصر را به دست نبوکدرصر، پادشاه بابل، از میان برمی‌دارم. او و قومش با او، که دهشتِ قوم‌ها هستند، برای ویران کردن آن سرزمین آورده خواهند شد؛ و ایشان شمشیرهای خود را بر ضد مصر خواهند کشید و زمین را از کشته‌شدگان پر خواهند ساخت. و نهرها را خشک خواهم کرد و آن زمین را به دست شریران خواهم فروخت؛ و سرزمین را، با هرچه در آن است، به دست بیگانگان ویران خواهم ساخت. من، خداوند، این را گفته‌ام. اشعیا ۳۰:۱۰-۱۲.

«هولناکِ امت‌ها» لشکرِ نیابتیِ پادشاهِ شمال است. عَلَمی که در هنگام قانون یکشنبه برافراشته می‌شود، از دستِ باکره‌های جاهل، یا شریر، رهانیده می‌شود، و همچنین از دستِ هولناکِ امت‌ها نیز رهایی می‌یابد. مسئله‌ای که در اینجا بدان می‌پردازیم این است که اشعیا، و دانیال، و ارمیا، و حزقیال، و یوحنا، همگی برای نمایاندنِ قیام و توانمند شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفری به کار گرفته شده‌اند که از نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ بازمی‌گردند. در رؤیای نهاییِ دانیال، رؤیایی که کنار نهرِ حدّاقل به او داده شد، دانیال به فهمِ هر دو بُعدِ درونی و بیرونیِ کلامِ نبویِ خدا رسانیده می‌شود، و برای ارائهٔ آن پیام تقویت می‌گردد.

پیامِ درونی و بیرونی با تعریفِ نبوتیِ سر، یا «دژ»، در آیهٔ ده به هم پیوند می‌خورد؛ تعریفی که جنگ اوکراین را که اکنون به‌وسیلهٔ پوتین به اجرا درمی‌آید، شناسایی می‌کند. آن کلیدِ شناساییِ سر، دارای کاربردی درونی و بیرونی است، و آغازِ آن جنگ، دوره‌ای را مشخص می‌سازد که در آن هر دو سر به موضوعِ نبوت بدل می‌شوند. دژ یا سر، به‌عنوان روسیه، دومین جنگ نیابتی را شناسایی می‌کند که به سومین جنگ نیابتی می‌انجامد؛ جنگی که آغازِ جنگ جهانی سوم را رقم می‌زند، چنان‌که در آیهٔ پانزده با نبردِ پانیوم به‌صورت نمادین نشان داده شده است.

آیهٔ شانزدهم قانون یکشنبه است، و بنابراین از سال ۲۰۱۴، زمانی که جنگ اوکراین آغاز شد، چنان‌که در آیات یازدهم و دوازدهم نشان داده شده، تا زمان قانون یکشنبه، کار نهاییِ مربوط به مُهر کردن قوم خدا به انجام می‌رسد. تفسیر جبرئیل در باب یازدهم دانیال، نمایانگر پیامی است که قوم خدا را تقدیس می‌کند یا مُهر می‌زند. نادیده گرفتن این حقیقت، نادیده گرفتن همه‌چیز است. نبوّتی که مُهرش گشوده می‌شود، که در کتاب مکاشفه «مکاشفهٔ عیسی مسیح» خوانده می‌شود، و کتاب مکاشفه تصریح می‌کند که درست پیش از پایان مهلت گشوده می‌شود، بخشی مشخص از کتاب دانیال است.

و به من گفت: سخنانِ نبوتِ این کتاب را مُهر مکن، زیرا زمان نزدیک است. آن‌که ستمکار است، بگذار همچنان ستمکار بماند؛ و آن‌که پلید است، بگذار همچنان پلید بماند؛ و آن‌که عادل است، بگذار همچنان عادل بماند؛ و آن‌که مقدس است، بگذار همچنان مقدس بماند. مکاشفهٔ یوحنا ۲۲:۱۰، ۱۱.

در ایام آخر، زمانی معین وجود دارد که در آن نبوت نهایی گشوده می‌شود، زیرا آیه می‌گوید: «وقت نزدیک است.» همین تعبیر که در فصل پایانی مکاشفه آمده است، در فصل نخست نیز یافت می‌شود.

مکاشفهٔ عیسی مسیح، که خدا به او داد تا به بندگان خود آنچه را که به‌زودی باید واقع شود نشان دهد؛ و آن را به‌وسیلهٔ فرشتهٔ خود به بندهٔ خویش یوحنا فرستاد و آن را به او اعلام کرد؛ که بر کلام خدا و شهادت عیسی مسیح و هرآنچه دید شهادت داد. خوشا به حال کسی که می‌خواند و آنان که سخنان این نبوت را می‌شنوند و آنچه در آن نوشته شده نگاه می‌دارند؛ زیرا زمان نزدیک است. مکاشفه ۱:۱‏–‏۳.

دویست و بیست، و بنابراین بیست‌ودو، نمادِ پیوندِ الوهیت با بشریت است؛ و کار نهاییِ فرشتهٔ سوم، که همان مهر و موم شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار است، در چارچوبِ نبویِ مَثَلِ ده باکره به انجام می‌رسد. باکره‌های خردمندِ ایام آخر نخستین نومیدیِ خود را در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ متحمل شدند، و همچون استخوان‌های مرده در کوچهٔ مکاشفه، باب یازدهم، پراکنده شدند، تا ژوئیهٔ ۲۰۲۳، بیست‌ودو سال پس از آنکه فرایندِ مهر و موم در ۲۰۰۱ آغاز شد. «آنگاه وقت نزدیک بود»، و سپس خداوند «آوازی در بیابان» را برانگیخت که پیام را از جبرائیل دریافت کرده بود، و جبرائیل آن را از مسیح دریافت کرده بود، و مسیح آن را از پدر دریافت کرده بود.

آنگاه آن صدا ارسال پیام به کلیساها را آغاز کرد، و این پیام به‌صورت الکترونیکی ارسال شده است، به‌گونه‌ای که می‌توان آن را خواند یا شنید، و اکنون به بیش از شصت زبان در دسترس است. آن بخش از نبوت که مُهرش گشوده شد، یعنی همان پیام، در کتاب دانیال یافت می‌شود.

«کتابی که مهر و موم شده بود، کتاب مکاشفه نیست، بلکه آن بخش از نبوت دانیال است که به ایام آخر مربوط می‌شود. فرشته فرمان داد: "اما تو، ای دانیال، کلام را پنهان دار و کتاب را مهر کن تا وقتِ آخر." دانیال ۱۲:۴.» اعمال رسولان، ۵۸۵.

«بخشِ نبوتِ دانیال که به ایامِ آخر مربوط است» آیهٔ چهل است. منظور صرفاً آیهٔ چهل نیست؛ بلکه آن بخشی از آیهٔ چهل است که به دورهٔ پس از زمانِ پایان در سال ۱۹۸۹ و پیش از قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک تعلق دارد. آن بخش از تاریخِ آیهٔ چهل که در خودِ آیه ذکری از آن نیست، همان بخشِ نبوتِ مربوط به ایامِ آخر است که مُهر و موم شده بود و از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ به این سو برای کسانی که می‌خواهند ببینند و بشنوند در حال گشوده شدن بوده است.

آیهٔ چهل چیزی از تاریخِ پس از فروپاشی اتحادِ جماهیرِ شوروی در سال ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک نقل نمی‌کند، اما بسترِ پیشگویی را فراهم می‌کند که خطوطِ دیگرِ پیشگویی باید بر آن بنا شوند. کسانی که نمی‌خواهند ببینند و بشنوند که روشِ «خط بر خط» همان روشِ «بارانِ آخر» است، توانِ دیدنِ تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل را ندارند؛ و آن همان تاریخی است که مکاشفهٔ عیسی مسیح است و جبرئیل آمد تا آن را برای یوحنا و دانیال تفسیر کند.

ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.

در بریه، پولُس بار دیگر کار خود را با رفتن به کنیسهٔ یهودیان برای بشارت دادن انجیلِ مسیح آغاز کرد. او دربارهٔ آنان می‌گوید: «این‌ها از کسانی که در تسالونیکی بودند شریف‌تر بودند، زیرا کلام را با کمال آمادگی پذیرفتند و هر روزه کتب مقدس را تفتیش می‌کردند تا ببینند آیا این چیزها چنین است یا نه. ازاین‌رو بسیاری از ایشان ایمان آوردند؛ همچنین از زنانِ محترمی که یونانی بودند و از مردان نیز، کم نبودند.»

در ارائهٔ حقیقت، کسانی که صادقانه می‌خواهند بر حق باشند، به جست‌وجویی کوشاگرانه در کتاب مقدس برانگیخته خواهند شد. این، نتایجی مشابه آنچه در تلاش‌های رسولان در بریه مشاهده شد به بار خواهد آورد. اما کسانی که در این روزها حقیقت را موعظه می‌کنند، با بسیاری روبه‌رو می‌شوند که درست نقطهٔ مقابلِ اهل بریه‌اند. آنان نمی‌توانند آموزه‌ای را که به ایشان ارائه می‌شود رد کنند، با این همه نهایت بی‌میلی را برای بررسی شواهدی که به سود آن عرضه شده نشان می‌دهند، و می‌پندارند که حتی اگر آن حقیقت هم باشد، اینکه آن را به‌عنوان حقیقت بپذیرند یا نه، چندان اهمیتی ندارد. می‌اندیشند که ایمان و رسوم دیرینه‌شان برایشان کافی است. اما خداوند، که سفیران خود را با پیامی برای جهان فرستاد، مردم را مسئولِ چگونگی رفتارشان با سخنان خادمانش خواهد دانست. خدا همه را بر حسب نوری که به آنان ارائه شده داوری خواهد کرد، چه برایشان روشن باشد چه نباشد. وظیفهٔ آنان است که همچون اهل بریه تحقیق کنند. خداوند از زبانِ پیامبر هوشع می‌فرماید: «قوم من از بی‌دانشی هلاک شدند؛ چون تو معرفت را رد کردی، من نیز تو را رد خواهم کرد.»

ذهن‌های اهالی بریه با تعصب تنگ و محدود نشده بود و آنان مایل بودند حقایقی را که رسولان موعظه می‌کردند بررسی کنند و بپذیرند. اگر مردم زمان ما، در جست‌وجوی روزانهٔ کتاب‌مقدس و در سنجیدن پیام‌هایی که به آنان رسانده می‌شود با آنچه در آن مکتوب است، از الگوی شریفِ اهالی بریه پیروی می‌کردند، در جایی که امروز یکی است، هزاران تن وفادار به شریعت خدا می‌بودند. اما بسیاری از کسانی که ادعای محبت به خدا دارند، میلی به تغییر از خطا به حقیقت ندارند و به افسانه‌های خوشایندِ روزهای آخر می‌چسبند. خطا ذهن را نابینا می‌کند و از خدا دور می‌سازد؛ اما حقیقت به ذهن نور می‌بخشد و به جان حیات. طرح‌هایی از زندگی پولس، صفحات ۸۷ و ۸۸.