اگر درست فهمیده شود، آیات ده تا بیستوسه از باب یازدهمِ دانیال، همگی با تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ همان باب همخواناند. آیهٔ چهل متشکل از تاریخِ سال ۱۹۸۹ تا رسیدن به آیهٔ چهلویک است. آیات یک و دوِ باب یازدهم از سال ۱۹۸۹ آغاز میشوند و کارزار نخستینِ دونالد ترامپ برای ریاستجمهوری را از ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ مشخص میکنند، زمانی که انتخابات بهدست «وحشِ الحاد» از ترامپ ربوده شد. آن دو آیه کشمکشی را مشخص میکنند که از هنگامی آغاز میشود که ترامپ «تمام قلمرو یونان را برمیانگیزد».
کارزار انتخاباتی ترامپ جنگی را آغاز کرد که در تمام طول نخستین دورهٔ ریاستجمهوریاش ادامه یافت. مجلس نمایندگان در دسامبر ۲۰۱۹ او را استیضاح کرد و سپس در ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۰ دوباره همین کار را انجام داد. در هر دو مورد، سنا تلاشهای مجلس نمایندگان را رد کرد. با این حال، او تنها رئیسجمهوری در تاریخ ایالات متحده است که دو بار استیضاح شده است. جهانیگرایی برانگیخته شده بود.
و اکنون حقیقت را به تو نشان خواهم داد. اینک، سه پادشاهِ دیگر در پارس برخواهند خاست؛ و چهارمی از همهٔ ایشان بسیار ثروتمندتر خواهد بود، و به نیروی خود، به واسطهٔ ثروتش، همگان را بر ضدِ مملکتِ یونان برخواهد انگیخت. دانیال ۱۱:۲.
همانند آیهٔ چهل، آیهٔ دوم نیز تاریخ پنهانی از نخستین کارزار انتخاباتی ترامپ و دورهٔ ریاستجمهوری او بر جای میگذارد که در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۱ پایان یافت. از آن روز در سال ۲۰۲۱ تا آیهٔ سوم، زمانی که اسکندر مقدونی بهعنوان نمادی از سازمان ملل متحد (هفتمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتاب مقدس) معرفی میشود، تاریخِ میان تحلیف ۲۰۲۱ تا قانون یکشنبه، جایی که اتحاد سهگانه برقرار میشود، نمایانگر یک تاریخ پنهان است. تاریخهای پنهانِ آیهٔ چهل و آیهٔ دوم هر دو به قانون یکشنبه منتهی میشوند و در همانجا خاتمه مییابند.
آیهٔ ده، همانگونه که آیهٔ یک چنین کرد، بار دیگر ما را به وقتِ پایان در سال ۱۹۸۹ میبرد، و هر دو پایانِ شهادتِ واقعیِ آیهٔ چهل را مشخص میکنند، هرچند میانِ آن پایان در آیهٔ چهل و قانونِ نزدیکالوقوعِ یکشنبه هنوز سلسلهای از رویدادهای تاریخی قرار دارد. فراتر از تعیین سال ۱۹۸۹، آیهٔ ده به کلیدی بدل میشود که سه شاهد بر تاریخِ آیهٔ چهل را به هم میپیوندد؛ تاریخی که مکملِ کارِ پاپیّت و قدرتِ نیابتیِ آن، ایالات متحده، در از میان برداشتنِ اتحادِ جماهیرِ شوروی در سال ۱۹۸۹ است. این سه شاهد، عنصری مهم از ساختارِ نبویِ آیهٔ چهل را از سال ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه تثبیت میکنند.
ساختار نبوتیِ تاریخیِ جنگی میان پادشاهِ شمال و پادشاهِ جنوب، با طغیان و عبور پادشاهِ شمال، در آیهٔ چهل و همچنین در آیهٔ ده شناسایی میشود.
ساختار تاریخی-نبوی با گواه دستوریای تکمیل میشود که «طغیان و عبور» از سوی پادشاه شمال بر ضد پادشاه جنوب، در هر دو آیه همان عبارت عبریِ یکسان است؛ چنانکه در شاهد سومِ موجود در کتاب اشعیا، باب هشت، آیهٔ هشت نیز چنین است.
در آیه ده، پادشاه شمال «بیگمان خواهد آمد و طغیان خواهد کرد و از میان خواهد گذشت»، و در آیه چهل، پادشاه شمال «طغیان خواهد کرد و عبور خواهد کرد». در کتاب اشعیا، باب هشت، آیه هشت، پادشاه شمال «طغیان خواهد کرد و از آن خواهد گذشت». این سه تعبیر عینا همان عبارت عبری واحدند که با اندکی تفاوت برگردانده شدهاند، در حالی که معنای یکسان را حفظ میکنند. پادشاه جنوب در آیه ده، مصر بطلمیوسی بود، اما در آیه چهل پادشاه جنوب مصر روحانی، یعنی پادشاه بیخدایی، اتحاد شوروی بود؛ و در اشعیا، پادشاهی جنوبی یهودا پادشاه جنوب بود. بهترتیب، پادشاه شمال امپراتوری سلوکی بود، سپس پاپیت، و در اشعیا آشور بود.
در دو آیه از سه آیهٔ موازی، نقطهای که یورشِ پادشاهِ شمال پایان مییابد بهطور مشخص تعیین شده است. در آیهٔ ده، پایانِ آن در «دژ» است؛ امری که بهطور تاریخی هنگامی تحقق یافت که سلوکیان کارزارِ خود را در مرزِ مصر پایان دادند، زیرا کلامِ نبوی تصریح کرده بود که پادشاهِ شمال «بیگمان خواهد آمد و طغیان کرده، عبور خواهد کرد؛ سپس بازخواهد گشت و برانگیخته خواهد شد، حتی تا دژِ او.» «دژ» نمایانگرِ مصر بود که پایتختِ پادشاهیِ آنان بود.
در فصل هشتِ اشعیا، دربارهٔ سنحاریب آمده است: «او از یهودا خواهد گذشت؛ طغیان کرده از آن عبور خواهد کرد، حتی تا گردن خواهد رسید.» «پایتخت»، «پادشاه» و «سر» همگی نمادهای قابلجایگزینیاند که بنا بر شهادت دو شاهد، در همان بخشی که سنحاریب به اورشلیم آمد تثبیت شدهاند.
زیرا سرِ سوریه دمشق است و سرِ دمشق رصین؛ و تا شصت و پنج سال دیگر افرایم چنان درهم شکسته خواهد شد که دیگر قومی نباشد. و سرِ افرایم سامره است و سرِ سامره پسرِ رملیا. اگر ایمان نیاورید، یقیناً برقرار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹.
سوریه ملت است، دمشق شهر پایتخت است و رصین پادشاه است، و پایتخت و پادشاه نمادهای جایگزینپذیرند. پایتخت و پادشاه هر دو «سر»اند. وقتی سنحاریب تا «گردنِ» یهودا پیش آمد، به اورشلیم رسید و ایستاد، زیرا نزد «سر» که بر «گردن» استوار است، توقف کرد. هنگامی که سلوکیان علیه بطلمیوس آمدند، نزد «دژ» توقف کردند و آن «دژ» همان ملتِ مصر بود.
آیهٔ دهمِ دانیال یازده، و آیهٔ هشتمِ اشعیا هشت، در چارچوبِ آیاتِ هشت و نهِ فصل هفتمِ اشعیا، دو شاهد را نمایندگی میکنند که مشخص ساختند هنگامی که پادشاه شمال در آیهٔ چهلمِ دانیال یازده در سال ۱۹۸۹ بر پادشاه جنوب «طغیان کرد و گذشت»، سر، یعنی آن امتی که پایتختِ پادشاهی جنوبی بود (روسیه)، همچنان بر جا ماند.
«قلعه» در آیهٔ ده کلید شناساییِ جنگ کنونی اوکراین است و نیز این واقعیت را نشان میدهد که روسیه پیروز خواهد شد. با این حال، تطبیق نبوتی که این حقیقت را اثبات میکند، مستقیماً مرتبط است و کاملاً مبتنی است بر همان آیاتی که مهرشان برای هیرام ادسون گشوده شد و در سال ۱۸۵۶ در مقالات Review and Herald منتشر شدند. آن مقالات «هفت بارِ» لاویان باب بیستوشش را تعیین میکنند.
از ژوئیهٔ ۲۰۲۳، شیرِ سبطِ یهودا از همان آیات آشکار ساخته است که هر دو نبوتِ دو هزار و پانصد و بیستساله علیه پادشاهیهای شمالی و جنوبی، نه تنها دورهای از پراکندگی را بازنمایی میکنند، بلکه خودِ کارِ مسیح را نیز در به انجام رساندنِ پیوندِ الوهیت با انسانیت به تصویر میکشند. در آن مکاشفه مشخص شده است که «سر» همان طبیعتِ برترِ انسان است. «سر» همان «دژ» در معبدِ انسانی است که خواهر وایت آن را ارگِ جان معرفی میکند. ارگ، دژ است.
بنابراین ثابت میشود که «قلعه»ٔ بیرونیِ دانیال، باب یازدهم، آیهٔ ده، همچنین نمایانگرِ یک «قلعه»ٔ درونی است. هنگامی که جنگ (بیرونی) در اوکراین در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، نفوذِ تعالیم شیطانی که از «down under» و ولز (درونی) آمده بودند، در جنبشِ فیوچر فور آمریکا رخ داد، و فرایندِ مهرکردن به مرحلهٔ دیگری رسیده بود. تا سال ۲۰۲۰، هر دو شاخِ جمهوریخواه و پروتستان در خیابانهای آن شهرِ بزرگ، که در آن نیز خداوندِ ما مصلوب شد، کشته شدند.
در سال ۲۰۲۰، دونالد ترامپ در دومین کارزار انتخاباتیِ ریاستجمهوریِ خود ناکام شده بود و زمانِ انتظارِ ده باکره فرا رسیده بود. در سال ۲۰۲۲، ترامپ رسماً سومین کارزار انتخاباتیِ ریاستجمهوریِ خود را آغاز کرد و نخستین کارزارِ موفقِ او برای ریاستجمهوری، نشانگرِ آخرین کارزارِ ریاستجمهوریِ اوست. در سال ۲۰۲۳، «صدایی از بیابان» سخن گفتن با استخوانهای خشکِ مردگان را آغاز کرد.
آیات سیزده تا پانزده به تاریخِ پس از جنگ اوکراین به رهبری پوتین میپردازند، هرچند پیروزی به سود او نخواهد بود، زیرا روسیه تاریخ ناپلئون بناپارت را تکرار میکند.
تبعید و فرجامِ ناپلئون در تبعید و فرجامِ پادشاه عزیا نمونهوار شده است؛ او نیز با پیروزیهای نظامیاش تقویت نشد و پیشنمونهٔ بطلمیوس چهارمِ آیات یازده و دوازده بود؛ هر دو نیز با پیروزیهای نظامی خود تقویت نشدند. هم عزیا و هم بطلمیوس چهارم قصد داشتند در معبد قربانی تقدیم کنند و هر دو از این کار بازداشته شدند. پادشاه عزیا هنگامی که چنین میکوشید، بر پیشانیاش به جذام دچار شد. آن نشان بر پیشانی او نه تنها نمایانگر نشانۀ وحش است، بلکه پیشنمونۀ نخستین پادشاه جنوب در سال ۱۹۸۹ نیز بود؛ کسی که او نیز وقتی (گورباچف) اتحاد شوروی را ترک کرد تا به بخشی از سازمان ملل متحد بپیوندد، به نوعی به تبعید رفت. همچون پادشاه عزیا، گورباچف نیز نشانی برجسته بر پیشانی خود داشت. پادشاه عزیا، بطلمیوس چهارم، ناپلئون و گورباچف همگی نمونهای برای پایانِ کار پوتیناند. هر چهار تن پادشاهان جنوب بودند که به دودمانهای خاص خود پایان دادند و با این کار، پایانِ روسیۀ پوتین را نمونهوار میکنند.
آنگاه آیات سیزده تا پانزده، شهادتی را که در ۲۰۰ پیش از میلاد آغاز شده بود میگشایند و دورهٔ سوم و آخرِ ریاستجمهوریِ دونالد ترامپ را، که نمایندهٔ شاخِ جمهوریخواه است، بهصورت نمونهوار تصویر میکنند. آیهٔ چهاردهم زمان آغازِ سرودنِ سرودهای زناکاریِ نهاد پاپی را بهسانِ فاحشهٔ صور مشخص میکند، و آیهٔ پانزدهم خطّ شاخِ پروتستانِ مرتد را با تاریخِ مکابیان تطبیق میدهد. این سه آیه سه خطّ پیشگویانه را در بر دارند.
تاریخ مکابیان پنهان نیست، چنانکه گذر از پایان آیه دو به آیه سه، یا از پایان آیه چهل به آیه چهلویک، پنهان است؛ اما این خط، دستکم در نگاه نخست، مبهم است. با این حال، در آن تاریخ نبویِ نسبتاً مبهم، اتحاد یهود با روم بیان شده و شکلگیری صورتِ وحش را مشخص میکند. شکلگیری صورتِ وحش همچنین در تاریخ پنهان فصل دوم دانیال نمادپردازی شده است؛ جایی که نبوکدنصر خوابی دید که آن را به یاد نمیآورد، و از دانیال، زیر تهدید مرگ، خواسته شد بیآنکه از خواب آگاه باشد، آن را تعبیر کند. دعای دانیال و سه مرد شایسته در فصل دوم نمودار دعایی برای نور بیرونی است که دعای فصل نهم دانیال برای دگرگونی درونی را تکمیل میکند.
سلسلهٔ مکابیان با رازِ پنهانِ بابِ دومِ دانیال همسو است. رازِ بابِ دومِ دانیال نخستین گواهِ پیشگویانه بر معمای پیشگویانهٔ «هشتمی که از آن هفت است» را فراهم میکند، که به آشکار شدنِ رستاخیزِ دو شاهد در مکاشفهٔ بابِ یازدهم یاری میرساند. رستاخیزِ دو شاهد در پیوند با آن «هشتمی که از آن هفت است» نشان میدهد که در تاریخِ موازیِ پیروانِ میلر و یکصد و چهل و چهار هزار، گذارِ معکوسِ پیروانِ میلر به سوی لائودکیه با گذارِ یکصد و چهل و چهار هزار از لائودکیه به فیلادلفیا همسو است.
خط مبهمِ مکابیان و خواب پنهانِ نبوکدنصر، همگی تا پس از آغاز فرایند احیای دو شاهد در سال ۲۰۲۳ بهطور مشخص مُهر و موم شده بودند. آنها درست پیش از ساعتِ «زلزلهٔ عظیم» از مُهر گشوده میشوند؛ رخدادی که نشانگر پایانِ دورهٔ مهلت برای ادونتیستهای روز هفتم است. آزمونی که آن ادونتیستها باید پیش از دریافت مُهر خدا و پیش از بستهشدنِ دورهٔ مهلت از آن بگذرند، آزمونی است که با شکلگیری تصویرِ وحش مرتبط است.
خط مکابیان، خوابِ سرّیِ نبوکدنصر، معمای «هشتمی که از هفت است»، و دو شاخِ وحشِ زمین، همگی در فرایندِ امتحانی که هنگام شکلگیریِ صورتِ وحش به انجام میرسد، نقش دارند. شناختِ این خطوط بهعنوانِ حقایقی که بهگونهای نبوی «حقایقِ پنهان»اند، همان چیزی است که ثابت میکند اینها همان حقایقی هستند که شیرِ قبیلهٔ یهودا در حال گشودنِ آنهاست.
گشوده شدنِ مُهرِ شناساییِ دو شاهد، که نمایانگرِ شاخهای جمهوریخواه و پروتستانِ حیوانِ زمینِ مذکور در مکاشفهٔ سیزده هستند، همراه با این حقیقت که هر شاخ با شاخ دیگر بهطور موازی پیش میرود، و نیز اینکه هر شاخ دارای سرشتی دوگانه و درونی است، آغازِ گشوده شدنِ مُهرِ مکاشفهٔ عیسی مسیح را رقم میزند. حقیقتِ مُهرگشاییشده، شاملِ گشودنِ تاریخِ پنهانِ هفت رعد نیز هست، و همچنین تعریفِ واژهٔ عبریِ «Truth.»
هنگامی که دریافت شد آخرین دورهٔ هفت رعد نمایانگرِ سه نشانهٔ راهیِ نخستین نومیدی است، که در پیِ آن پیامِ فریادِ نیمهشب میآید و سپس با نومیدیِ عظیم به پایان میرسد، در توافق با واژهٔ عبریِ «Truth»، آنگاه آن مکاشفهای که 18 ژوئیهٔ 2020 را مشخص میساخت—و همان تحققِ کاملِ پیامِ فریادِ نیمهشب است که به قانون یکشنبه منتهی میشود—استوار گردید.
هفت رعد پیش از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ بهعنوان تاریخِ موازیِ حرکتِ فرشتهٔ اول و حرکتِ فرشتهٔ سوم شناسایی شده بود، اما در آن زمان دورهٔ نهاییِ سهمرحلهای بهعنوان دورهای مشخص که بهصورت هفت رعد نمود یافته باشد، در نظر گرفته نشده بود. اکنون این شناسایی بهعنوان «حقیقت» استقرار یافته است.
مکاشفهٔ عیسی مسیح اندکی پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش گشوده میشود، و دو شاهدِ مذکور در مکاشفه فصل یازده را نیز در بر میگیرد. مکاشفهٔ عیسی مسیح تاریخِ پنهانِ هفت رعد را نیز شامل میشود. مکاشفهٔ عیسی مسیح این معما را نیز در بر دارد که «هشتمی از آنِ هفت است»، که این نیز بهنوبهٔ خود انتقالِ میلریتیان به لاودیکیه را، همراه با انتقالِ موازیِ یکصد و چهل و چهار هزار تن به فیلادلفیه، شناسایی میکند. هشتمی که از آنِ هفت است، همچنین بیانِ نبویِ آزمونِ صورتِ وحش را نمایندگی میکند، زیرا هر دو شاخِ جمهوریخواه و پروتستان هنگامی به فرجامِ خود میرسند که شاخِ جمهوریخواه صورتی سیاسی از وحش پدید میآورد، در تقابل با، و در مناقشه با، شاخِ راستینِ پروتستان که صورتِ مسیح را تشکیل میدهد، و سپس ایشان بهعنوان عَلَم برافراشته میشوند.
این حقایق در پایان ژوئیهٔ ۲۰۲۳ شروع به آشکار شدن کردند و همهٔ این حقایق نمایانگر تاریخی نبویاند که در تاریخ پنهان تحقق مییابد، که خود همان «آن بخش از نبوت دانیال که به روزهای آخر مربوط میشود» است.
از اینرو ساختاری نبوی از تاریخ پنهانِ آیه چهل داریم، از وقتِ پایان در سال ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبهِ آیه چهلویک؛ بهگونهای که بتوانیم آیات یک و دوِ باب یازدهمِ دانیال را بر روی آن قرار دهیم. سپس میتوانیم آیات ۱۰ تا ۱۵ را نیز در همان خط قرار دهیم. آنگاه میتوانیم خطِ مکابیان را که اگر بهدرستی فهمیده شود از آیه ۱۳ آغاز میشود و تا آیه ۲۳ ادامه مییابد، در همان خط بگنجانیم. همچنین میتوانیم خطِ دو شاهدِ باب یازدهمِ مکاشفه، آیات ۷ تا ۱۲، را هم در همان خط قرار دهیم. با دو شاهدِ دانیال و مکاشفه، ساختاری از تاریخ پنهانِ آیه چهل در اختیار داریم.
در سال ۱۹۸۹، اتحاد جماهیر شوروی بهوسیلهٔ ائتلافی میان دستگاه پاپی و ارتشِ نیابتیِ آن، ایالات متحده، از صحنه کنار زده شد. وقتی اتحاد جماهیر شوروی به دست گورباچف از هم گسسته شد، زمانِ پایان برای یکصد و چهل و چهار هزار فرا رسید. رونالد ریگان، جمهوریخواهِ پروتستانِ مرتدی که به شاه داریوش تمثیل شده است، نخستین پادشاهِ نبویِ ایالات متحده از زمانِ پایان بود؛ پس از او کوروش آمد، سپس سه پادشاهِ دیگر، و آنگاه پادشاهِ چهارمِ ثروتمند.
شاه کوروش نمایانگرِ بوشِ اول بود، یک جمهوریخواهِ جهانیگرا که خود را چنین میخواند، که پس از او کلینتونِ جهانیگرایِ دموکرات آمد، که پس از او بوشِ آخر، جمهوریخواهِ جهانیگرایِ خودخوانده، آمد، که پس از او اوبامای دموکراتِ اسلامیِ جهانیگرا آمد، که پس از او ثروتمندترین رئیسجمهور از میانِ همهٔ آنها، یک جمهوریخواهِ پروتستانِ مرتد، دونالد ترامپ، آمد.
در سال ۲۰۱۴، جنگ اوکراین میان روسیه و ارتش نیابتیِ نازیِ دستگاه پاپی آغاز شد، در حالی که ارتش نیابتیِ پیشینِ دستگاه پاپی (ایالات متحده) از ارتش نیابتیِ اوکراین حمایت میکرد. در سال ۲۰۱۴، جنبشِ Future for America توسط نمایندگانِ اژدها مورد نفوذ قرار گرفت، و در سال ۲۰۱۵، دونالد ترامپ نخستینِ سه کارزار انتخاباتیِ ریاستجمهوریِ خود را که قرار بود انجام دهد آغاز کرد. او در نخستین کارزارش پیروز شد، اما کارزار میانیاش دزدیده شد، و در کارزار آخرش دوباره پیروز خواهد شد. در سال ۲۰۲۰، هم شاخِ جمهوریخواه چون انتخابات دزدیده شد زخمِ مهلک خورد، و هم شاخِ راستینِ پروتستان با اعلامِ پیشبینیای نادرست زخمِ مهلک خورد؛ پیشبینیای که تا حدی بهواسطهٔ نفوذی که در سال ۲۰۱۴ آغاز شد پدید آمد، نفوذی که با معرفیِ انواعی از کاربستهای نبویِ نادرست، پیام را به سرقت برد.
در سال ۲۰۲۰، یک انتخابات و یک پیام نبوی به سرقت رفت و هر دو شاخ بهطور نمادین به دست نمایندگان اژدها کشته شدند. انتخابات بهوسیلهٔ ائتلافی دوگانه از جهانیگرایانِ مدعیِ جمهوریخواه و دموکراتهای جهانیگرا، با پشتیبانیِ رسانهای تبلیغاتیِ جهانیگرا و تاجران جهانیگرا، به سرقت رفت. پیام بهوسیلهٔ دختری کوچکاندام و ازدواجنکرده از آن سوی دنیا، و پسری کوچکاندام و مطلقه از ویلز، به سرقت رفت؛ کسانی که دستور کار پنهانشان این بود که برنامهٔ همجنسگرایان را وارد کرده و ترویج دهند، و از «مرد گناه» پوزش بخواهند. رهبر Future for America تمامی تقصیر این نفوذ شیطانی را بر عهده دارد، زیرا مسئولیت حفاظت از این جنبش بر دوش او بود، اما او بیش از اندازه مایل بود که به پیامآورانی تقدیسناشده اجازه دهد جایگاه رهبری را به دست گیرند. دونالد ترامپ مسئول این انتخاباتِ به سرقترفته است، زیرا کسانی که او برگزید تا در حلقهٔ درونی قدرت او راه یابند، عمداً در کار او که بر عهده گرفته بود اخلال میکردند.
در سال ۲۰۲۲، دونالد ترامپ سومین کارزار انتخاباتی خود را آغاز کرد، و در سال ۲۰۲۳ «صدایی نداکننده در بیابان» آغاز به فرستادن پیامی به کلیساها نمود. اخیراً «سنگی» (که آن را کسانی خارج از «حقیقت حاضر» تعریف میکنم، فریاد برآورد)، که شاید تیزهوشترین ذهن در فضای سیاسی کنونیِ عرصهٔ عمومی باشد، برخی حقایق بسیار ژرفبینانه را بیان کرد. نام او ویکتور دیویس هانسون است، و اگر رویدادهایی را که در اطراف شما در حال وقوع است دنبال میکنید و آن رویدادها را با پیشگوییهای کلام او مقایسه مینمایید، آنگاه ویکتور دیویس هانسون یکی از آن «سنگها»ست که همان پیامی را بازتاب میدهد که امید است شما در حال مطالعهٔ آن باشید.
خدا میخواهد ما رویدادهایی را که در پیرامونِ ما در حال وقوعاند مطالعه کنیم و آنها را با پیشگوییهای کلامِ او مقایسه کنیم تا دریابیم که در روزهای آخر بهسر میبریم. ما به کتابمقدسهای خود نیاز داریم و میخواهیم بدانیم آنچه در آن نوشته شده است. دانشپژوهِ کوشای نبوت با مکاشفاتِ روشنِ حقیقت پاداش خواهد گرفت، زیرا عیسی فرمود: «کلامِ تو حقیقت است.» نشانههای زمان، ۱ اکتبر ۱۸۹۴.
در مصاحبهای که توسط @FreyjaTarte در X.com منتشر شد، هانسون سخنش را با این جمله آغاز کرد: «آنها [دموکراتها] ترامپ را یک خونآشام میبینند.» سپس به ترس دموکراتها از دوباره انتخاب شدن دونالد ترامپ میپردازد. دلیلی ندارم باور کنم که هانسون فهمیده باشد که طبق کتاب مکاشفه، فصل یازدهم، ترامپ (در هیئت یک خونآشام) دوباره زنده میشود و وقتی آن اتفاق بیفتد، کسانی که پیشتر از مرگ او شادمانی کرده بودند، به هراس میافتند. با این حال، تمام اظهارنظرش دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.
و پس از سه روز و نیم، روح حیات از جانب خدا در ایشان وارد شد و ایشان بر پاهای خود ایستادند؛ و ترسی عظیم بر کسانی که ایشان را دیدند فرو افتاد. مکاشفه ۱۱:۱۱.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
ما به دورهای که در این نوشتههای مقدس پیشگویی شده بود رسیدهایم. زمان پایان فرارسیده است، مکاشفات پیامبران گشوده شدهاند، و هشدارهای جدی آنان ما را متوجه آمدن خداوندمان با جلال میکند که بسیار نزدیک است.
یهودیان کلام خدا را بد فهمیدند و بد بهکار بستند، و زمان تفقّد خود را نشناختند. سالهای خدمت مسیح و رسولانش — آخرین سالهای گرانبهای فیض برای قوم برگزیده — را به طرح نابودی فرستادگان خداوند گذراندند. جاهطلبیهای زمینی آنان را در خود فرو برد، و عرضهٔ پادشاهی روحانی نزد آنان بیثمر ماند. و امروز نیز پادشاهی این جهان اندیشههای مردم را به خود مشغول میکند، و آنان به تحقق شتابان نبوتها و نشانههای فرارسیدن سریع پادشاهی خدا توجهی ندارند.
«اما شما، ای برادران، در تاریکی نیستید تا آن روز شما را چون دزدی غافلگیر کند. همهٔ شما فرزندان نور و فرزندان روزید؛ ما نه از شب هستیم و نه از تاریکی.» هرچند قرار نیست ساعت بازگشتِ خداوندِ خود را بدانیم، میتوانیم بدانیم که نزدیک است. «پس مانند دیگران نخوابیم، بلکه بیدار و هوشیار باشیم.» اول تسالونیکیان ۵:۴-۶. آرزوی اعصار، ص ۲۳۵.