ما «تاریخِ پنهانِ» آیهٔ چهل از باب یازدهمِ دانیال را بررسی میکنیم؛ از زمانی که در سال ۱۹۸۹، در وقتِ انتها، گواهیِ مکتوبِ آن پایان مییابد، تا قانونِ یکشنبه در آیهٔ چهلویک. این تاریخِ پنهان ساختاری را ارائه میدهد که بر آن همهٔ خطوطِ نبویِ روزهای آخر همسو میشوند، زیرا مهر کردنِ صد و چهلوچهار هزار در همان تاریخِ پنهان رخ میدهد. همان تاریخ جایی است که آزمونِ مربوط به شکلگیریِ تصویرِ وحش رخ میدهد. بنابراین همان تاریخی است که در آن خوابِ پنهانِ نبوکدنصر دربارهٔ تصویرِ وحوش گشوده میشود. آن تاریخِ پنهان همان جایی است که تاریخِ پنهانِ مربوط به دورۀ نخستِ ریاستجمهوریِ دونالد ترامپ در آیهٔ دومِ بابِ یازدهمِ دانیال خاتمه مییابد و تا آیهٔ سوم همسو میگردد. آن تاریخِ پنهان همان بخشی از نبوتِ دانیال است که به روزهای آخر مربوط میشود، و همان مکاشفۀ عیسی مسیح است که درست پیش از بسته شدنِ مهلت، در هنگامِ قانونِ یکشنبه، گشوده میشود. تمامِ این خطوطِ حقیقت به صورتِ گشوده شدنِ مهرِ هفتم و آخرین نمایانده میشوند.
آیات ده تا پانزدهِ فصل یازدهمِ کتاب دانیال باید با آن تاریخ نهفته منطبق شوند، و سه آیهٔ پایانی از آن آیات سه خط نبوتی را عرضه میکنند. آنها مشخص میکنند که چه زمانی پاپیّت بار دیگر وارد صحنهٔ تاریخ میشود، همانگونه که در سال ۲۰۰ پیش از میلاد چنین کرد، آنگاه که روم بتپرست برای نخستین بار وارد تاریخ نبویِ نمایاندهشده در فصل یازدهم دانیال، آیهٔ چهارده شد. آن آیه، و تحقق آن آیه در تاریخ روم بتپرست، رؤیا را تثبیت کرد، زیرا روم بتپرست نماد قدرتی بود که خود را برافراشت، قوم خدا را غارت کرد و سپس سقوط نمود. پروتستانیسم مرتد آن آیه را بر آنتیوخوس اپیفانس تطبیق داد، اما پیروان میلر آن را بر روم بتپرست منطبق کردند و آن آیه را بهعنوان یک حقیقت امتحانی در تاریخ میلری شناسایی کردند. امروز الهیدانان ادونتیسم لائودیکیهایِ مدرن دوباره تعلیم میدهند که منظور آنتیوخوس اپیفانس است، بنابراین این نیز دوباره یک حقیقت امتحانی است.
این نه تنها حقیقتی امتحانی است، بلکه آن آیه و تحققش در سال ۲۰۰ پیش از میلاد مشخص میکند که فاحشهٔ صور (رومِ امروز) از چه زمانی آغاز به خواندن سرودهای شیطانی خود میکند و به ورود پاپیّت به تاریخِ روزهای آخر اشاره دارد؛ و از اینرو نمایانگر حقیقتِ امتحانیِ اصلیِ روزهای آخر است که با حقیقتِ امتحانیِ نمایانشده در مناظرهٔ تاریخِ میلری همسو است.
سه آیه همچنین خطِ شاخِ جمهوریخواهِ وحشِ زمین را بازنمایی میکنند و گامهای پیشگویانهٔ دونالد ترامپ را، آنگاه که بهعنوان هشتمین رئیسجمهوری که از آن هفت رئیسجمهور است وارد دورۀ دوم خود میشود، در سلسلهای از رؤسایجمهور که در «زمانِ پایان» در سال ۱۹۸۹ با رونالد ریگان آغاز شد، مشخص میکنند. پس از نبرد رافیای آیهٔ دوازده، «آنتیوخوس» نخست شورشی را در داخل ایالات متحده سرکوب میکند، سپس خود را برای جنگی علیه جهانیگرایی آماده میکند؛ جنگی که مصر در نبرد پانیوم نمایندۀ آن است. ترامپ آن جنگ را میبرد، اما همان جنگ سرآغاز جنگ جهانی سوم (آکتیوم) میشود. این فعالیتها نمونهاش را در آنتیوخوس سومِ بزرگ داشت؛ او در نبرد رافیا از مصر شکست خورده بود، اما در نبرد پانیوم پیروزمندانه تلافی کرد.
در آیهٔ سیزده، «پس از چند سال»، آنتیوخوس کبیر، بنا به گفتهٔ اوریا اسمیت، «آنتیوخوس، پس از آنکه شورش را در پادشاهیِ خود سرکوب کرد و بخشهای شرقی را به اطاعت درآورد و آرام ساخت، هنگامی که اپیفانسِ جوان به تخت مصر رسید، برای هرگونه اقدام فراغت داشت؛ و چون این را فرصتی بسیار مناسب برای گسترش قلمرو خود میدانست که نباید از دست برود، سپاهی عظیم، "بزرگتر از پیشین"، فراهم آورد». ترامپ نخست شورشی را در قلمرو خود سرکوب خواهد کرد و سپس سپاهی بزرگتر از آنچه هنگام شکست پیشینش داشت فراهم خواهد کرد. ترامپ در سال ۲۰۲۰ شکست خورد، در تحقق باب یازدهم کتاب مکاشفه، آنگاه که وحشِ بیخدایی، که نمایندهٔ جهانگرایی سراسری است، و جهانگرایانِ هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه انتخابات را به سرقت بردند؛ و همچنین، پیروزی پوتین بر اوکراین—که ارتش نیابتیِ اصلیِ فاحشهٔ صور است—نیز شکستی خواهد بود.
سومین خط نبوتی در سه آیهای که در حال بررسیشان هستیم، خط پروتستانیسم مرتد است، چنانکه در خط مکابیان و شورش آنان علیه تلاشهای آنتیوخوس اپیفانس برای تحمیل دین یونان بر یهودیان نمود یافته است. خط ترامپ و خط پروتستانیسم مرتد نمایانگر دو قدرتی هستند که سرانجام در شاخی ادغام خواهند شد که بهعنوان تصویر وحش بازنمایی شده است. آیات سیزده تا پانزده تاریخ را که به قانون یکشنبه منتهی میشود بازمینمایند، و دو خط پروتستانیسم مرتد و جمهوریخواهی مرتد برهمکنش این دو قدرت را هنگامی که به هم میپیوندند و پیش از قانون یکشنبه کلیسا و دولت را در هم میآمیزند، نشان میدهند.
در مقالات گذشته روشن کردهایم که سه رویداد با تاریخهای 1776، 1789 و 1798، که بهترتیب اعلامیهٔ استقلال، قانون اساسی و قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی را نمایندگی میکنند، دورهای را مشخص میکنند که به آغاز وحشِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتهای کتاب مقدس انجامید. از این رو، آن سه نشانهٔ راه، سه نشانهٔ راهی را نیز نمایندگی میکنند که به پایانِ پادشاهیِ ششمِ نبوتهای کتاب مقدس منتهی میشود. همچنین دریافتهایم که بیستودو سالی که از 1776 تا 1798 را دربر میگیرد، نمادِ زمان مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار است؛ زیرا عدد بیستودو نمادِ ترکیبِ الوهیت با انسانیت است.
ما تشخیص دادهایم که این تاریخ امضای «حقیقت» را بر خود دارد، زیرا نخستین و آخرین نشانِ راه نمایانگرِ استقلالِ برقرارشده و استقلالِ سلبشدهاند. هر سه نشانِ راه نمادِ اصلیِ وحشِ زمین را بازمینمایانند، چون همگی بیانگرِ سخن گفتنِ ایالات متحدهاند؛ زیرا «سخن گفتنِ یک ملت، کنشی از سوی نهادهای قانونگذاری و قضایی است». نشانِ راهِ میانیِ 1789، یعنی قانون اساسی، به دست سیزده مستعمره تصویب شد، و حرفِ میانی در واژهٔ عبریِ «حقیقت»، سیزدهمین است. همچنین بیستودو سال از 1776 تا 1798 با بیستودو حرفی که الفبای عبری را تشکیل میدهند، همراستا است.
ما همچنین دریافتهایم که قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیِ سال ۱۷۹۸ نمایانگر نقطهای است که در آن ایالات متحده چون اژدها سخن میگوید. تاریخِ پیمانِ یهودیان با روم، که بخشی از خطّ پروتستانیسمِ مرتد در آیات سیزده تا پانزدهِ باب یازدهمِ دانیال است، نمایانگر دورهای است که در آن تصویرِ وحش شکل میگیرد، و شکلگیریِ آن تصویر آخرین آزمون برای یکصد و چهل و چهار هزار نفر است. این همان آزمونی است که باید پیش از آنکه مُهر شوند، آن را بگذرانند. از اینرو پیمانِ یهودیان از ۱۶۱ پیش از میلاد تا ۱۵۸ پیش از میلاد، عنصری جدی از آن آزمون است که برای کسانی که فراخوانده شدهاند تا در شمارِ یکصد و چهل و چهار هزار باشند، به انجام میرسد.
پذیرفتن اینکه بازهٔ ۱۶۱ تا ۱۵۸ پیش از میلاد دورهای است که «پیمانِ یهودیان» نماد آن است، با آموزههای تاریخ در تعارض است؛ زیرا مورخان میگویند آن پیمان در سال ۱۶۱ پیش از میلاد بوده، حال آنکه میلریها آن را ۱۵۸ پیش از میلاد میدانستند، و یقین آنان به این واقعیت بر هر دو نمودار مقدس منعکس شده است.
مسئله فقط این نیست که آیا مورخان در تعیین سال ۱۶۱ پیش از میلاد برای پیمانِ یهودیان درستاند، یا اینکه آیا میلریتیها در تعیین سال ۱۵۸ پیش از میلاد درست بودهاند. در هر یک از این دو گزینه، گروهی هست که با انتخاب شما موافق خواهد بود. مسئله این است که آیا هر دو، هم مورخان و هم میلریتیها، درستاند و اینکه حقیقتِ مربوط به پیمان با یهودیان در واقع یک بازهٔ زمانی را نشان میدهد، نه یکی از دو نقطهٔ منفردِ ممکن در تاریخ.
در مقالات پیشین استدلالی را که آن را مقدس و معتبر میدانیم ارائه کردهایم، مبنی بر اینکه پیمان یهود با روم نمایانگرِ دورهای از ۱۶۱ تا ۱۵۸ پیش از میلاد است و اینکه آن دوره نمادِ شکلگیری تمثالِ وحش است. با این حساب، حتی عزمِ پذیرشِ اینکه پیمانِ یهود با روم یک دورهٔ زمانی است، خود به آزمونی تبدیل میشود و از آن حیثِ نبوی با این واقعیت همخوان است که شکلگیریِ تمثالِ وحش «آزمون بزرگ برای قومِ خدا» است.
با این اوصاف، سال ۱۵۸ ق.م مشخص میکند که پیمان میان یهودیانِ مرتدِ معروف به مکابیان و روم چه زمانی بهطور استوار تثبیت شد، و از اینرو نماد قانون یکشنبه است؛ زیرا کتاب مقدس این پرسش بلاغی را مطرح میکند: «آیا دو نفر میتوانند با هم راه بروند، مگر آنکه توافق داشته باشند؟» سال ۱۵۸ ق.م همچنین نشان میدهد که کجا و چه زمانی پروتستانتیسمِ مرتد با قدرت پاپی دست بههم میدهد، و دورهای که از ۱۶۱ ق.م آغاز شد و به ۱۵۸ ق.م انجامید، دورهای را مشخص میکند که نمایانگر شکلگیری تصویرِ وحش است. ضروری است تشخیص دهیم که این دوره زمانِ پیوستن پروتستانتیسمِ مرتد به جمهوریخواهیِ مرتد را مشخص میکند. هر دوی این قدرتهای مرتد در آیات سیزده تا پانزده نمایانده شدهاند، بنابراین نشانههای راه مشترکی دارند.
درست است که سالهای ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ را بهمنزلهٔ نمادهایی برای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بهکار بگیریم، و سپس آن را با محاکمات پلوسیِ جنبشِ پرچمِ دروغینِ مرتبط با ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، و دورهٔ آغازینِ انتخاباتِ بهسرقترفتهٔ بایدن که به قانون یکشنبه منتهی میشود، دنبال کنیم. در این تطبیق، قانون میهندوستیِ ۲۰۰۱، که با اعلامیهٔ استقلال همراستا است، نشانهٔ راهی ارائه میکند که آغازِ سلبِ استقلال را مشخص میسازد. سپس نشانهٔ راهِ دوم، یعنی دادگاهِ کانگوروییِ پلوسی و شیف که با تصویبِ قانون اساسی همراستا است، و بدینسان آغازِ واژگونسازیِ قانون اساسی را نمادین میکند، و بهدنبالِ آن نشانهٔ راهِ سوم، یعنی قوانینِ بیگانگان و فتنهانگیزی، که نمایانگر ایالات متحدهای است که چون اژدها سخن میگوید. بهکارگیریِ این نشانهها به این شیوه به معنای شناساییِ نشانههای راهِ پروتستانیسمِ مرتد است، چنانکه مکابیان نمایندگی میکنند.
در سطحی دیگر، شناساییِ سه نشانهٔ راه در ارتباط با جمهوریخواهیِ مرتد، به تطبیقی اندکی متفاوت میانجامد. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با سال ۱۷۷۶ متناظر است، اما ۱۷۸۹، برای جمهوریخواهیِ مرتد، با «قوانینِ بیگانگان و فتنهانگیزی» متناظر است و تمایزی میان آن «قوانین» و سخن گفتنِ اژدها برقرار میکند؛ سخنی که مصداقِ آن اجرای اجباریِ یکشنبه است. وقتی این دو خط در چارچوبِ آزمونِ تصویرِ وحش کنار هم قرار داده میشوند، ساختار نبویِ برپا کردنِ تصویرِ وحش را شکل میدهند، و آزمونِ بزرگ برای قومِ خدا، شکلگیریِ تصویرِ وحش است. برای قومِ خدا، شکلگیریِ تصویرِ وحش، باید نخست آنگونه که در کلامِ خدا نمایانده (شکل داده) شده است، شناخته شود تا آن مردمِ روزهایِ آخر بتوانند آن شکلگیری را در جهانِ سیاسی و دینی تشخیص دهند.
پس چگونه ممکن است محاکمههای پلوسیِ ششم ژانویه ۲۰۲۱ با قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی همخوانی داشته باشند؟ محاکمههای پلوسی نشانهٔ جشنِ وحش چاه بیپایان است که بهتازگی رئیسجمهور ثروتمندی را که به جهانیگرایی دامن زده بود، به قتل رسانده بود. این دورهٔ جشن با دورهٔ تحلیف بایدن آغاز شد و نشاندهندهٔ دورهای است که با تحلیف دوم ترامپ به پایان میرسد. شایان ذکر است که ترامپ سه بار برای ریاستجمهوری کارزار میکند و در نخستین و آخرین بار پیروز میشود، اما در میانه، پیروزیاش توسط قدرتی ربوده شد که کتاب مقدس آن را «پدر دروغها» مینامد. محاکمههای پلوسی که با انتخاباتِ دزدیدهشده آغاز شد، نشانگر مجموعهٔ دومی از محاکمههای انتقامجویانهٔ پلوسی است که با تحلیف ترامپ در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ آغاز میشود.
دورهٔ ریاستجمهوری جو بایدن با مجموعهای از محاکمات پلوسی آغاز میشود و با مجموعهای از محاکمات پلوسی پایان مییابد. هر دو، محاکمههای سیاسیاند، اما کسانی که در دور دوم محاکمات تحت پیگرد قرار میگیرند همانهاییاند که در محاکمات نخست پیشتاز بودند. در تحلیف دوم ترامپ، سال ۱۶۴ پیش از میلاد مورد اشاره قرار میگیرد. تحلیف دوم ترامپ نمادش سال ۱۶۴ پیش از میلاد است، و بازتقدیس معبد یهودیان نمایانگر بازتقدیس معبد سیاسی برای بار دوم است.
این همان سالی بود که آنتیوخوس اپیفانس درگذشت، و او همان قدرتی بود که آیینهای دینی یونان را بر یهودیان تحمیل کرد و بدینسان شورش مکابیانِ ۱۶۷ پیش از میلاد را برانگیخت. در مراسم تحلیف دوم ترامپ در سال ۲۰۲۵، دین یونان (جهانیگرایی) در ایالات متحده بهطور کامل مهار خواهد شد، و معجزات شیطانی به کارِ درهمتنیدن کلیسا و دولت نیرو خواهند بخشید. در آن مقطع ترامپ فرمانهای اجراییای را امضا خواهد کرد که همتای قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیاند، و بدینترتیب آغازِ دورهٔ شکلگیری تصویر وحش (۱۶۱ پیش از میلاد) را رقم خواهد زد، و او دومین سلسلهٔ محاکمات پلوسی را آغاز خواهد کرد. قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی آغازِ دورهٔ شکلگیری تصویر وحش را رقم میزنند، و آن دوره در قانون یکشنبه پایان مییابد، چنانکه ۱۵۸ پیش از میلاد نمونهٔ آن است.
ازاینرو، دورهٔ شکلگیری تمثالِ وحش با «قوانینی» آغاز میشود که به ترامپ اجازه میدهند رسانههای جریان اصلی را تعطیل کند، مهاجران غیرقانونی را اخراج کند و کسانی را که در توطئهٔ حزب دموکرات دست دارند بازداشت و محاکمه کند. آغاز این دوره نشانگر آزار و اذیتِ سیاسیای است که از سوی ترامپ به راه افتاده و پایان آن با آزار و اذیتِ مذهبی همراه میشود.
از این منظر، نشانراهِ میانیِ ۱۷۸۹ و قانون اساسی، محاکماتِ پلوسیِ ۲۰۲۱ است که نمایانگر دورهای است که با همان تاریخی که در آغاز بود پایان مییابد، اما آخرین دورِ محاکماتِ پلوسی وارونگیِ سیاسیِ وضعیتِ کسانی است که اکنون تحت پیگرد قرار گرفته و زندانی شدهاند. نشانراهِ دوم در خطِ پروتستانیسمِ مرتد، محاکماتِ پلوسی است که دورانِ ریاستجمهوریِ جو بایدن را در بر میگیرد، و این دوره در ژانویهٔ ۲۰۲۵ پایان مییابد؛ زمانی که نشانراهِ ۱۷۸۹، در خطِ جمهوریخواهیِ مرتد، در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۵ با فرمانهای اجراییای که بلافاصله پس از تحلیفِ دومِ ترامپ صادر میشوند، فرامیرسد. این امر دورهای را آغاز میکند که در آن ملت چون اژدها سخن میگوید (قوانینِ بیگانگان و فتنهانگیزی)، و به قانونِ یکشنبه میانجامد، جایی که ملت چون اژدها سخن میگوید. در آن دوره قانونِ اساسی، که ۱۷۸۹ نمایندهٔ آن است، بهتدریج ملغی میشود.
در مراسم تحلیف دوم ترامپ، او هشتمین رئیسجمهور میشود که از آن هفت است، و تشکیلِ تصویرِ وحش آشکار میسازد که چگونه شاخهای مرتدِ پروتستانتیسم و جمهوریخواهی به یک شاخ واحد درمیآیند، در حالی که پروتستانها کنترل این رابطه را در دست دارند. در همان تاریخ، آنان که فراخوانده شدهاند تا در شمار صد و چهل و چهار هزار نفر باشند، پیشاپیش مُهر میشوند تا در آستانه فرا رسیدن قانون قریبالوقوع یکشنبه، بهعنوان شاخِ پروتستانتیسمِ حقیقی برافراشته شوند.
پیام مُهرکننده، یعنی مکاشفهٔ عیسی مسیح، که درست پیش از بسته شدن مهلت از مُهر گشوده میشود، همان بخشی از کتاب دانیال است که به ایام آخر مربوط میشود. آن بخشی که از مُهر گشوده میشود، تاریخ پنهانِ دانیال فصل یازدهم، آیهٔ چهل است، و آیات سیزده تا پانزده با آن تاریخ پنهان همراستا هستند. بنابراین، پیامی که درست پیش از بسته شدن مهلت از مُهر گشوده میشود، که بهوسیلهٔ پیام نبویِ پنهانِ تصویرِ نبوکدنصر از وحوش نمونهوار شده است، همان پیامِ پیوستنِ دو چوبِ شاخهای مرتدِ پروتستانیسم و جمهوریگرایی است که در آیات سیزده تا پانزده بهوسیلهٔ مکابیان و آنتیوخوسِ سوم نمایانده شده است.
پیامی که شکلگیری صورتِ وحش را مشخص میکند، همان پیامی است که تقدیسی را ابلاغ میکند که بر شاخِ پروتستانِ راستین مُهر مینهد.
در آیهٔ چهارده، در سال ۲۰۰ پیش از میلاد، رومِ بتپرست برای نخستین بار در روایتِ پیشگویانه معرفی میشود، زیرا برای حمایت از پادشاهِ خردسالِ تازهتاجگرفتهٔ مصر در برابر اتحادی که علیه مصر بهدستِ آنتیوخوسِ سوم و فیلیپِ مقدونی شکل گرفته بود، برخاست. در همان سال، آنتیوخوسِ سوم نبردِ پانیوم را علیه بطلمیوسِ پنجم به راه انداخت. معرفیِ «راهزنانِ قومِ تو که رؤیا را برپا میدارند»، اتحاد میان آنتیوخوس و فیلیپ، و نبردِ پانیوم همگی در همان سال رخ داد. ازاینرو، این نشانِ راه اتحاد میان آنتیوخوس — که شاخِ جمهوریخواهِ وحشِ زمین را تمثیل میکند — و فیلیپِ مقدونی، نامِ کهنِ یونان، که نمادِ سازمانِ مللِ متحد است، را نشان میدهد.
در سطح پیشگویی، در نبرد پانیوم، اتحادی میان اژدها (مقدونیه) و پیامبر دروغین (ایالات متحده آمریکا) روی میدهد. انگیزهٔ زیربنایی این اتحاد تقسیم قلمرو مصر بود که نمایانگر روسیهای در حال فروپاشی بود.
وقتی عیسی شاگردانش را به پانیوم برد، آن مکان در آن زمان «قیصریه فیلیپی» نامیده میشد. نوهٔ هیرودس کبیر، هیرودس فیلیپی، بازسازی آن شهر را به انجام رسانده بود و آن را به نام قیصر آگوستوس و به نام خود نامگذاری کرد؛ ازاینرو «قیصریه فیلیپی». رابطهٔ آنها نمایانگر روم با روم است، اما فیلیپی در قیاس با قیصر، رومِ درجهدوم بهشمار میرود، و در سطح نبوی هیرودس فیلیپی نمایندهٔ سالومه، دختر هیرودیاس، است. بنابراین، با نام «قیصریه فیلیپی» میبینیم که هیرودس فیلیپی نمایندهٔ پیامبر دروغین است و قیصر نیز نمایندهٔ پاپیّت است.
بنابراین تاریخ پیشگویانهٔ پانیوم دو اتحاد را مطرح میکند: یکی که در آن نبیِ کاذب (ترامپ) با اژدها (سازمان ملل متحد) متحد میشود، و دیگری که در آن نبیِ کاذب (ترامپ) با پاپیّت (قیصر) متحد میشود. در آیهٔ شانزدهم قانونِ یکشنبه نشان داده میشود و همانجاست که اتحادِ سهگانه به اجرا درمیآید، اما این سازوکار در واقع پیش از قانونِ یکشنبه، در آیهٔ پانزدهم و نبردِ پانیوم برقرار شده بود.
«با صدور فرمانی که برخلاف قانون خدا، نهاد پاپی را الزامآور میسازد، ملت ما بهطور کامل از راستکاری جدا خواهد شد. وقتی پروتستانیسم دست خود را از فراسوی شکاف برای فشردن دست قدرت رومی دراز کند، و هنگامی که بر فراز ورطه دست در دست روحگرایی نهد، و زمانی که تحت نفوذ این اتحاد سهگانه کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را، بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوری، نفی کند و برای ترویج اکاذیب و گمراهیهای پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عمل شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» شهادتها، جلد ۵، صفحه ۴۵۱.
ما این مطالعه را در مقالهی بعدیمان ادامه خواهیم داد.
مکاشفه آفرینش یا اختراعِ چیزی نو نیست، بلکه تجلّیِ آن چیزی است که تا هنگام آشکار شدن، برای انسانها ناشناخته بود. حقایق بزرگ و جاودانهای که در انجیل نهفتهاند، از راه جستوجوی پیگیر و فروتن ساختنِ خویش در برابر خدا آشکار میگردند. آموزگارِ الهی ذهنِ جویندهٔ فروتنِ حقیقت را رهبری میکند؛ و به راهنماییِ روحالقدس، حقایقِ کلام بر او مکشوف میشود. و راهی مطمئنتر و مؤثرتر برای معرفت از آنکه چنین هدایت شویم وجود ندارد. وعدهٔ نجاتدهنده این بود: «وقتی او، یعنی روحِ راستی، بیاید، شما را به تمامی حقیقت هدایت خواهد کرد.» به واسطهٔ عطای روحالقدس است که ما کلامِ خدا را درمییابیم.
مزمورنویس مینویسد: «جوان چگونه راه خود را پاک سازد؟ با توجه بدان، مطابق کلام تو. تو را با تمامی دل جستهام؛ مگذار از فرامینت دور شوم. ... چشمانم را بگشا تا عجایب شریعتت را ببینم.»
به ما اندرز دادهاند که حقیقت را همچون گنجی پنهان بجوییم. خداوند ادراکِ جویندهٔ راستینِ حقیقت را میگشاید؛ و روحالقدس او را قادر میسازد تا حقایقِ وحی را دریابد. این همان چیزی است که مزمورنویس مراد میکند، هنگامی که درخواست میکند چشمانش گشوده شود تا عجایب را از شریعت ببیند. وقتی جان برای کمالاتِ عیسی مسیح تشنه و مشتاق است، ذهن توان مییابد شکوههای جهانِ بهتر را درک کند. تنها به یاریِ معلمِ الهی میتوانیم حقایقِ کلامِ خدا را بفهمیم. در مدرسهٔ مسیح میآموزیم حلیم و فروتن باشیم، زیرا فهمِ اسرارِ دینداری به ما عطا میشود.
کسی که الهامبخش کلام بود، مفسر حقیقی کلام نیز بود. مسیح تعالیم خود را با جلب توجه شنوندگانش به قوانین ساده طبیعت و به اشیای آشنایی که هر روز میدیدند و با آنها سروکار داشتند، تشریح میکرد. بدینسان ذهنهای آنان را از طبیعی به روحانی رهنمون میکرد. بسیاری نتوانستند در همان ابتدا معنای مثلهای او را دریابند؛ اما چون روزبهروز با اشیایی که آموزگار بزرگ حقایق روحانی را با آنها مرتبط کرده بود، تماس پیدا میکردند، برخی درسهای حقیقت الهی را که میکوشید در دلها نقش کند، دریافتند، و اینان به حقیقت رسالت او یقین یافتند و به انجیل گرویدند. Sabbath School Worker، ۱ دسامبر ۱۹۰۹.