در فصل دهم کتاب مکاشفه، که در آن تاریخ پیامهای فرشتهٔ اول و دوم به تصویر کشیده شده است، به یوحنا، بهعنوان نمادی از قوم خدا در روزهای آخر، از پیش گفته شد که در تاریخی که او بهطور نمادین آن را نمایندگی میکرد، سرخوردگیای رخ خواهد داد؛ و آن سرخوردگی همان عنصری از تاریخ فرشتگان اول و دوم بود که برای فهمِ پیروانِ میلر مهر و موم شده بود تا ایمانشان آزموده شود.
و آن صدایی که از آسمان شنیده بودم، بار دیگر به من گفت: برو و آن کتابچۀ گشوده را که در دست فرشتهای است که بر دریا و بر زمین ایستاده، بگیر. پس نزد آن فرشته رفتم و به او گفتم: کتابچه را به من بده. او به من گفت: آن را بگیر و بخورش؛ که شکمت را تلخ خواهد کرد، اما در دهانت شیرین چون عسل خواهد بود. پس کتابچه را از دست فرشته گرفتم و خوردم؛ و در دهانم شیرین چون عسل بود، اما همین که آن را خوردم، شکمم تلخ شد. مکاشفه ۱۰:۸-۱۰.
در آیهٔ ده، یوحنا تاریخ را از ۱۱ اوت ۱۸۴۰، زمانی که فرشتهای نیرومند با کتابچهای کوچک در دست فرود آمد، تا ناامیدی بزرگ در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به تصویر میکشد. پیش از آنکه او آن تاریخ را بهطور نمادین بازنمایی کند، «آن صدایی که» او «از آسمان شنیده بود» به او خبر میدهد که وقتی کتابچهٔ کوچک را بخورد، «شکم تو را تلخ خواهد کرد، اما در دهانت شیرین چون عسل خواهد بود.» آن ناامیدی تلخ همان چیزی بود که ایمان میلریتها را آزمود، و بهتر نبود که آنان پیش از رسیدنش از آن ناامیدی آگاه باشند؛ اما یوحنا نمایندهٔ مردمان ایام آخر است که ملزماند واقعیتهای مربوط به ترسیم توالی رویدادها را، که همان تاریخ پیامهای فرشتهٔ اول و دوم است، بدانند.
تاریخ مقدس نشان میدهد که بر قوم روزهای آخر آزمونی آورده خواهد شد، و آن آزمون بر چیزی استوار خواهد بود که به صلاح نبود آن را پیش از آزمون درک کنند؛ با این حال، آن تجربهٔ یکسانِ پیروان میلر نبود، هرچند کاملاً با ترسیم رویدادهایی که توسط فرشتهٔ اول و دوم به تصویر کشیده شدهاند همراستا بود، زیرا هفت رعد نیز «رویدادهای آینده که به ترتیب خود آشکار خواهند شد» را نمایندگی میکنند.
هرچند شناخت تاریخ بنیادینِ پیروان میلر لازم است، قوم آخرالزمانیِ خدا همان الگوی رویدادها را مانند پیروان میلر طی خواهند کرد؛ اما آنچه پیروان میلر را آزمود—و بهتر بود از پیش از آن آگاه نباشند—برای آنان آزمونی متفاوت خواهد بود؛ آزمونی که بهوسیلهٔ عنصری پدید میآید که تا زمانی که وقت آن فرا رسد که شیرِ قبیلهٔ یهودا مُهرِ مکاشفهٔ عیسی مسیح را بگشاید، مهر و موم شده بود، و این گشودن در تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ باب یازدهمِ دانیال رخ میدهد.
آنچه مهر و موم شده بود، برای آزمودن قوم خدا در روزهای آخر طراحی شده بود، و آن آزمون با نشانِ راهی که میلریتیها در آن آزموده شدند منطبق میشد؛ زیرا چه در تحقق نخستین در تاریخ میلریتی و چه در تحقق نهاییِ روزهای آخر، هفت رعد «ترسیمی از رویدادها» بود «که به ترتیب خود آشکار میشدند».
آنچه بهطور گسترده نادیده گرفته شده این است که همانگونه که یوحنا تاریخِ نزولِ مسیح با کتابچهٔ کوچک را از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا یأسِ بزرگِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بازنمایی میکند، همان تاریخ نیز با نزولِ فرشتهٔ دوم در ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ بازنمایی شد. نخستین سرخوردگی را میتوان سرخوردگیِ یوحنا دانست؛ او که پس از خوردنِ کتابچهٔ کوچک در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، در ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ با سرخوردگی روبهرو شد. وقتی آن سرخوردگی فرا رسید، فرشتهٔ دوم با «نوشتهای» در دستِ خود فرود آمد.
«فرشته نیرومند دیگری مأمور شد که به زمین فرود آید. عیسی نوشتهای را در دست او نهاد، و چون به زمین آمد، فریاد زد: «بابل سقوط کرده است، سقوط کرده است.» سپس دیدم ناامیدشدگان بار دیگر چشمان خود را به آسمان بلند کردند و با ایمان و امید چشمبهراه ظهور خداوندشان بودند. اما بسیاری چنان مینمودند که در حالت کرختی، گویی در خواب، ماندهاند؛ با این حال میتوانستم اثر اندوهی عمیق را بر چهرههایشان ببینم. ناامیدشدگان از کتابمقدس دریافتند که در زمان تأخیر به سر میبرند و باید شکیباکانه در انتظار تحقق رؤیا بمانند. همان شواهدی که ایشان را بر آن داشت تا در سال ۱۸۴۳ در پی خداوندشان باشند، ایشان را بر آن داشت تا در سال ۱۸۴۴ نیز انتظار او را بکشند. با این همه دیدم که اکثریت آن نیرویی را که ایمانشان را در سال ۱۸۴۳ مشخص میکرد، دیگر در اختیار ندارند. ناامیدیشان ایمانشان را سست کرده بود.» آثار نخستین، ۲۴۷.
تاریخ جنبش میلریها که یوحنا در فصل دهم به تصویر میکشد، تاریخ فرشتهٔ نخست و نیز فرشتهٔ دوم است. نزولِ فرشتهٔ نخست با پیامی و نزولِ فرشتهٔ دوم با پیامی، نشانگر آغاز تاریخهای مربوط به خود هستند که هر دو با نومیدی پایان یافتند، هرچند یوحنا بهطور مستقیمتر کل تاریخ هر دو فرشته را ترسیم میکند. حتی پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، زمانی که فرشتهٔ سوم با پیامی رسید، نومیدیِ ناشی از شورش ۱۸۶۳، شاهد سومی است بر دورهای که با پیامی آغاز میشود و با نومیدی پایان مییابد.
نخستین نومیدیِ جنبشِ فرشتهٔ سوم در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، همتای نخستین نومیدیِ پیروان میلر بود. حقیقتی مهر و موم شده بود، همانگونه که حقیقتِ سال ۱۸۴۴ به سبب آنکه خداوند دست خود را بر اشتباهی در برخی از ارقام نهاده بود، مهر و موم شده بود؛ اشتباهی که نخستین نومیدیِ پیروان میلر را به بار آورد. وقتی آن اشتباه پس از آن درک شد، مهر از آن برداشته شده بود، زیرا شیرِ قبیلهٔ یهودا دست خود را برداشته بود. خطای ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ برآمده از امتناع از اذعان به این بود که او در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، هنگام اعلام اینکه «دیگر زمانی نخواهد بود»، دست خود را بلند کرده بود.
چه این ناامیدیِ نخستِ فرشتهٔ اول در جنبش فیلادلفیایی باشد، و چه ناامیدیِ نخستِ فرشتهٔ سوم در جنبش لاودیقیهای، دستِ او نمایانگرِ نشانهٔ راه است. در 19 آوریل 1844 و در 18 ژوئیه 2020، آن ناامیدی دورهای از پراکندگی پدید آورد. کسانی که یا در 11 اوت 1840 یا در 11 سپتامبر 2001 گرد آمده بودند، پراکنده شدند و از آن پس، مسیح گردآوریِ قومِ خود را برای بارِ دوم آغاز کرد.
او از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ گردآوری قومی را آغاز کرده بود، زیرا همانگونه که تعمیدِ مسیح نشان میدهد، زمانی که نماد الهی نازل میشود او گردآوری شاگردانش را آغاز میکند، نه پیش از آن. سپس، پس از پراکندگی، مسیح قوم خود را برای بار دوم گرد میآورد. مسیح از زمان تعمیدش شاگردان خود را گرد آورد، و پس از پراکندگیای که بهواسطهٔ صلیب پدید آمد، او بار دوم گردآوری شاگردانش را آغاز کرد. واقعیتِ نبویِ گردآوریِ دومی که از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شد، بخشی از آنچه در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ مهر و موم شده بود، بهشمار میرفت، هرچند بهوضوح عنصری از تاریخ میلریتیها بود.
در آیهٔ چهلِ باب یازدهمِ دانیال، وحشِ برآمده از هاویه برخاست و در سال 2020 هر دو شاخِ وحشِ زمین را کُشت. در ژوئیهٔ 2023، خداوند برای بار دوم گردآوردن قومِ آخرالایامِ خود را آغاز کرد. روندِ گردآوری در تاریخِ مقدسِ جنبشِ میلری نمایانده شده است، و در آن تاریخ، دو شاهدِ تاریخی از اینکه او بار دیگر قومِ خود را گرد میآورد، وجود دارد. روندِ گردآوری عنصری نبوی بود که تا ژوئیهٔ 2023 مهر و موم شده بود. کارِ گردآوردنِ قومِ او برای بار دوم در خلالِ تاریخِ جنگِ اوکراین تحقق مییابد، اندکی پیش از انتخابِ دوبارهٔ هشتمین رئیسجمهور، که از آن هفت است.
در یازدهم اوت ۱۸۴۰، خداوند جنبش میلریتی را گرد آورد و این گردآوری را با معرفی نمودار ۱۸۴۳ مشخص کرد؛ نموداری که در مهٔ ۱۸۴۲ منتشر شده بود. آن نمودار پیام بنیادین را بازنمایی میکرد، زیرا او در آن زمان در حال نهادنِ بنیانِ معبدِ میلریتی بود. فرودِ فرشتهٔ باب دهمِ مکاشفه، در یازدهم اوت ۱۸۴۰، با تعمیدِ مسیح همانندی دارد؛ تعمیدی که، در کنارِ امورِ دیگر، آغازِ برگزیدنِ شاگردانش از سویِ مسیح را نشان داد.
با دعوتِ یوحنا و اندریاس و شمعون، و نیز فیلیپ و نتنائیل، پیریزی کلیسای مسیحی آغاز شد. یوحنا دو تن از شاگردان خود را به سوی مسیح راهنمایی کرد. سپس یکی از این دو، اندریاس، برادر خود را یافت و او را نزد نجاتدهنده دعوت کرد. آنگاه فیلیپ دعوت شد و به جستوجوی نتنائیل رفت. اشتیاق اعصار، ۱۴۱.
کارِ ویلیام میلر از زمانِ پایان در سال ۱۷۹۸ تا ۱۱ اوت ۱۸۴۰ نمایانگرِ کارِ یوحنا تعمیددهنده بود، اما هنگامی که فرشتهٔ مکاشفهٔ باب ده فرود آمد، چنانکه نزولِ روحالقدس در هنگامِ تعمیدِ مسیح نمونهاش بود، خداوند شاگردانِ بنیادینِ خود را «گرد آورد». این دو شاهد نشان میدهند که مسیح در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، هنگامی که فرشتهٔ مکاشفهٔ باب هجده فرود آمد، قومِ آخرزمانیِ خود را گرد آورد؛ اما همانگونه که برای میلریها بود، آنان میبایست بهوسیلهٔ یکی از جنبههای «هفت رعد» که مهر و موم شده بود آزموده شوند، و سپس خداوند بارِ دوم قومِ خود را گرد خواهد آورد.
دومین گردآوری قوم خدا در ایام آخر، در مقطع تاریخی که دقیقاً در پایان آیهٔ یازدهِ باب یازدهمِ دانیال به تصویر کشیده شده آغاز شد؛ اندکی پیش از پیروزی پوتین بر اوکراین، و اندکی پیش از آیهٔ دوازده که در آن شهادت نبویِ روسیه و پوتین پایان مییابد. بنابراین، دانیال باب یازدهم آیهٔ یازدهم با مکاشفه باب یازدهم آیهٔ یازدهم همراستا است، زیرا در آنجاست که دو شاهد دوباره به زندگی بازگردانده میشوند.
در تاریخ مقدسِ پیروان میلر، خداوند پس از ناامیدیِ ۱۹ آوریل ۱۸۴۴، برای بار دوم به گردآوردنِ قومِ خود پرداخت، و آنچه او در آن زمان برای گردآوری قومش به کار گرفت، این تشخیص بود که آنان در حال طی کردنِ زمانِ درنگِ مَثَلِ ده باکره در بابِ بیستوپنجمِ انجیل متی، و نیز بابِ دومِ حبقوق بودند. برای آنکه پیروان میلر وضعیت خود را بشناسند و بازگردند، لازم بود خود را همانگونه که در کلامِ نبویِ خدا معرفی شدهاند، بشناسند. آنان میبایست دریابند که قوم خدا هستند، در تقابل با کسانی که تنها ادعای قومِ او بودن را داشتند. در گردآوردنِ قومِ نومیدِ خود، او نمونهای از رایتی را ارائه میکرد که برای امتها برافراشته میشود، و بدینسان بر تمایز میان قومِ راستین اما نومیدِ او و کسانی که صرفاً مدعیِ قومِ او بودن بودند تأکید مینهاد.
و در آن روز، ریشهای از یَسّی خواهد بود که بهمنزلۀ عَلَمی برای قومها برپا خواهد شد؛ امّتها در پیِ او خواهند بود و جایگاهِ آرامشِ او پرجلال خواهد بود. و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند بار دیگر، برای بارِ دوم، دست خود را دراز کند تا بازماندۀ قومِ خویش را که باقی ماندهاند بازآورد: از آشور و از مصر و از پاتروس و از کوش و از عِلام و از شِنعار و از حَمات و از جزایرِ دریا. و او برای امّتها عَلَمی برافراشته خواهد کرد و راندهشدگانِ اسرائیل را گرد خواهد آورد و پراکندگانِ یهودا را از چهار گوشۀ زمین جمع خواهد کرد. اشعیا ۱۱:۱۰-۱۲.
هنگامی که پیامبر ارمیا نمایندهٔ کسانی است که در ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ ناامید شدند، او اعلام میکند که دیگر با «مجمع استهزاگران» معاشرتی ندارد؛ همانهایی که پیشگوییِ ناکامِ سال ۱۸۴۳ را بهعنوان دلیلی بر این میآوردند که کسانی که ارمیا نمایندگیشان میکرد پیامبرانِ دروغیناند.
من در مجمع استهزاکنندگان ننشستم و شادی نکردم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم پر کردهای. ارمیا ۱۵:۱۷.
«مجمع استهزاگران» کسانی را که ارمیا نمایندگی میکرد، طرد کرده بود.
بسیاری از سوی برادران بیایمان خود مورد جفا قرار گرفتند. برای حفظ جایگاه خود در کلیسا، برخی پذیرفتند دربارهٔ امیدشان سکوت کنند؛ اما برخی دیگر احساس کردند که وفاداری به خدا آنان را از آن بازمیدارد که حقایقی را که او به امانت به ایشان سپرده بود، بدینگونه پنهان کنند. کم نبودند کسانی که به هیچ دلیل دیگری جز ابراز ایمانشان به آمدن مسیح از مشارکت کلیسا محروم شدند. برای کسانی که این آزمون ایمان را تحمل میکردند، سخنان نبی بسیار گرانبها بود: «برادرانتان که از شما نفرت داشتند و به خاطر نام من شما را بیرون راندند، گفتند: خداوند تمجید شود! اما او برای شادی شما ظاهر خواهد شد و آنان شرمسار خواهند شد.» اشعیا ۶۶:۵. مناقشه بزرگ، ۳۷۲.
هنگامی که خداوند برای غیریهودیان عَلَمی برافرازد، این زمانی خواهد بود که بار دیگر دست خود را دراز کرده باشد تا بازماندگان قوم خویش را، که مطرودان اسرائیلاند، گرد آورد. آنان کسانیاند که دیگر در «مجمع استهزاکنندگان» نمینشینند.
«ریشهٔ یسّی» نمادِ دو تبارِ خونی است: یکی از درونِ یهودیت و دیگری از بیرونِ یهودیت که با هم ترکیب شدهاند؛ و نه تنها نمایانگرِ نسبِ عیسی است، بلکه نمادِ ترکیبِ الوهیت با انسانیت نیز هست، زیرا علمِ برافراشته نمایانگرِ قومی است که تا ابد در وضعیت و تجربهٔ ترکیبِ الوهیت با انسانیت مُهر شدهاند؛ و این امر در آیهٔ دهِ بابِ یازدهمِ دانیال نیز با نمادِ «دژ» نمایانده شده است. در آیهٔ ده، زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهلوچهار هزار نفر از رهگذرِ فهمِ نبویِ دژ ــ که همان سر است ــ استنباط میشود. در تاریخِ آیهٔ یازده و جنگِ اوکراین، خداوند برای بارِ دوم دستِ خود را دراز میکند تا مطرودانِ نومید را گرد آورد.
بنابراین، با گواهی فصل یازدهم دانیال بهعنوان چارچوب، ما نفوذ نهاد پاپی را به تاریخ نبوی، درست پیش از قانون روز یکشنبه، شناسایی کردهایم. کارِ شاخ جمهوریخواه، که نمایندهاش ترامپ است، هنگامی دیده میشود که او «هشتمی که از آن هفت است» میگردد و کارِ درآمیختن کلیسا و دولت را آغاز میکند. ما خط شاخِ مرتدِ پروتستانیسم را نیز داریم، چنانکه بهوسیلهٔ مکابیان نمایانده شده است. در همان تاریخی که آن آیات ترسیم میکنند، ما خط هفت رعد را بهکار میبریم که همان خط مثل ده باکره نیز هست و تجربهٔ صد و چهل و چهار هزار را مشخص میسازد، و نیز خط سه فرشته را که کارِ شاخِ حقیقیِ پروتستان را ترسیم میکند. یکی از رویدادها برای شاخِ حقیقیِ پروتستان در آن تاریخ، دومین گردآوری است.
دومین گردآوری در تاریخ پیام فرشتهٔ دوم رخ داد و همچنین در تاریخ پیام فرشتهٔ سوم از ۱۸۴۴ تا ۱۸۶۳ اتفاق افتاد، و بدینسان دو شاهد از تاریخ جنبش میلری تثبیت شدند مبنی بر اینکه خداوند برای گرد آوردن گلهٔ پراکندهٔ خود بار دیگر دست خویش را دراز کرد.
«۲۳ سپتامبر، خداوند به من نشان داد که بارِ دوم دست خود را دراز کرده تا باقیماندهٔ قوم خویش را بازپس گیرد، و اینکه در این زمانِ گردآوری باید تلاشها دوچندان شود. در دوران پراکندگی، اسرائیل زخمخورده و دریده شد، اما اکنون در زمان گردآوری خدا قوم خود را شفا خواهد داد و زخمهایشان را خواهد بست. در دوران پراکندگی، تلاشهایی که برای گسترش حقیقت صورت میگرفت اثر اندکی داشت و حاصل اندکی یا هیچ به بار میآورد؛ اما در زمان گردآوری، هنگامی که خدا دست خود را برای گرد آوردن قومش دراز کرده است، تلاشها برای گسترش حقیقت اثر مورد نظر را خواهد داشت. همه باید در این کار متحد و غیور باشند. دیدم که نادرست است اگر کسی برای یافتن نمونههایی که اکنون در دوران گردآوری ما را راهبری کند، به دوران پراکندگی رجوع کند؛ زیرا اگر خدا اکنون برای ما بیش از آنچه آن زمان کرد کاری نکند، اسرائیل هرگز گرد هم نخواهد آمد.» نوشتههای نخستین، ۷۴.
در پیوستِ کتاب «نوشتههای نخستین»، خواهر وایت اظهارنظرِ تازهنقلشده را توضیح میدهد:
«۳. این نظر که خداوند 'برای بار دوم دست خود را دراز کرده بود تا باقیماندۀ قوم خود را بازپس گیرد'، در صفحهٔ ۷۴، صرفاً به اتحاد و قوتی اشاره دارد که زمانی در میان کسانی که در انتظار مسیح بودند وجود داشت، و نیز به این واقعیت که او آغاز کرده بود تا قوم خود را بار دیگر متحد سازد و برپا دارد.» نوشتههای اولیه، ۸۶.
تاریخ مقدسِ هفت رعد که نمایانگر ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بود، نمادِ تاریخ مقدسِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تا شورش ۱۸۶۳ بود. خط بر خط، تاریخ نخست نمونهای از دوشیزگان دانا را نشان میداد و خط دوم نیز نمونهای از دوشیزگان نادان را نشان میداد. هر دو تاریخ از زمانی آغاز شدند که فرشتهای با پیامی که باید خورده میشد، فرود آمد. آمدن فرشته در هر دو تاریخ فرایند آزمایشی را آغاز کرد که به پراکندگی انجامید، و تا سال ۱۸۴۹، به خواهر وایت نشان داده میشد که خداوند بار دیگر، برای بار دوم، دست خود را دراز میکند؛ اینبار برای گردآوردن کسانی که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ پراکنده شده بودند.
آنان بهسبب ناامیدی بزرگ پراکنده شده بودند، چنانکه خردمندان در ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ بهسبب نخستین ناامیدیشان پراکنده شده بودند. گردهمایی دوم نشان داد که خداوند «آغاز کرده بود که قوم خود را بار دیگر متحد کند و برپا دارد». در گردهمایی دوم، کار خداوند شامل برافراشتن بیرقی است که اعضایش بر اساس پیام با یکدیگر متحدند و انسانیتشان با الوهیت او متحد است. هدف آن بیرق این است که رمهٔ دیگر خدا را از بابل بیرون بخواند، و این با دیدن آن بیرق از سوی مردان و زنان تحقق مییابد.
آن عَلم، سپاهِ کسانی است که در زمانِ آزمایشِ قانونِ یکشنبه، انسانیتِ خود را با الوهیتِ مسیح متحد کردهاند. پس، در گردآوریِ دوم، «ریشهٔ یسّی» برافراشته خواهد شد و نمادپردازیِ نبویِ دوگانهٔ روت را حمل خواهد کرد؛ زنی غیریهودی که بهوسیلهٔ آن عَلم گردآوری میشود و با بوعز پیوند مییابد، بوعز که نمادِ صد و چهل و چهار هزار نفر است و نیز نمادِ فادی که بهای روت را پرداخت و خویشاوندِ نزدیکِ او بود. در تجسّدِ طبیعتِ الهیِ مسیح با جسمِ سقوطکردهٔ طبیعتِ انسانی، او خویشاوندِ نزدیکِ ما شد. آن عَلمی که برافراشته میشود همان کسانیاند که بهواسطهٔ پیام متحد شدهاند و پیش از قانونِ یکشنبه، کارِ پیوند دادنِ انسانیتِ خود با الوهیتِ مسیح را نهایی میکنند.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
قدرشناسی نسبت به کتاب مقدس با مطالعهٔ آن افزایش مییابد. به هر سو که دانشپژوه رو کند، حکمت و محبت بیکران خدا را نمایان خواهد یافت.
اهمیت نظام دینی یهود هنوز بهطور کامل درک نشده است. حقایق عظیم و ژرف در آیینها و نمادهای آن بهگونهای سایهوار نمایانده شدهاند. انجیل کلیدی است که رازهای آن را میگشاید. از راه شناخت طرح رستگاری، حقایق آن بر فهم گشوده میشود. به مراتب بیش از آنچه اکنون میکنیم، این امتیاز نصیب ماست که این موضوعات شگفتانگیز را درک کنیم. ما باید امور عمیق خدا را دریابیم. فرشتگان مشتاقاند به حقایقی بنگرند که بر مردمی آشکار میشود که با دلهای شکسته کلام خدا را میجویند و برای طول و عرض و عمق و ارتفاعِ بیشترِ آن معرفتی که تنها او میتواند عطا کند دعا میکنند.
هرچه به پایان تاریخ این جهان نزدیکتر میشویم، نبوتهای مربوط به روزهای آخر بهویژه نیازمند مطالعهٔ ما هستند. آخرین کتابِ نوشتههای عهد جدید سرشار از حقایقی است که باید آنها را درک کنیم. شیطان ذهن بسیاری را کور کرده است، چنانکه برای نپرداختن به مطالعهٔ مکاشفه از هر بهانهای استقبال کردهاند. اما مسیح بهواسطهٔ خدمتگزارش، یوحنا، در اینجا اعلام کرده است که در روزهای آخر چه خواهد شد، و میگوید: «خوشا به حال کسی که میخوانَد، و آنان که سخنان این نبوت را میشنوند و آنچه را که در آن نوشته شده نگاه میدارند.» مکاشفه ۱:۳.
«این است حیات جاودان»، مسیح فرمود: «که تو را، خدای حقیقیِ یگانه، و عیسی مسیح را که فرستادی، بشناسند.» یوحنا ۱۷:۳. چرا ارزش این شناخت را درنمییابیم؟ چرا این حقایقِ پرشکوه در دلهایمان نمیدرخشند، بر لبهایمان نمیلرزند و سراسر وجودمان را فرا نمیگیرند؟
با عطای کلام خود به ما، خدا هر حقیقتی را که برای نجات ما ضروری است در اختیارمان نهاده است. هزاران نفر از این چشمههای حیات آب برگرفتهاند، و با این حال از فراوانی آن چیزی کاسته نشده است. هزاران نفر خداوند را پیش روی خود نهادهاند و با نظاره کردن، به همان صورت دگرگون شدهاند. هنگامی که از شخصیت او سخن میگویند، بیان میکنند که مسیح برای آنان چیست و آنان برای مسیح چه هستند، روحشان در درونشان میسوزد. اما این جستوجوگران این مضامین عظیم و مقدّس را به پایان نرساندهاند. هزاران نفر دیگر نیز میتوانند به کار پژوهش در رازهای نجات بپردازند. هرچه دربارهٔ زندگی مسیح و ماهیت رسالت او بیشتر تأمل شود، در هر تلاش برای کشف حقیقت، پرتوهای نور آشکارتر خواهد درخشید. هر جستوجوی تازه چیزی را آشکار خواهد کرد که از آنچه تاکنون گشوده شده، ژرفتر و دلانگیزتر است. این موضوع پایانناپذیر است. مطالعهٔ تجسّد مسیح، قربانی کفّارهای او و کار شفاعتیاش، تا وقتی که زمان برقرار است ذهن دانشپژوه کوشا را به خود مشغول خواهد داشت؛ و او با نظر به آسمان با سالیان بیشمارش ندا درخواهد داد: «عظیم است سرّ دینداری».
"در ابدیت خواهیم آموخت آنچه را که اگر روشناییای را که ممکن بود در اینجا به دست آوریم پذیرفته بودیم، درک ما را میگشود. موضوعات رستگاری دلها و ذهنها و زبانهای رستگیدگان را در سراسر اعصار جاودان به خود مشغول خواهد داشت. آنان حقایقی را خواهند فهمید که مسیح مشتاق بود بر شاگردان خود آشکار کند، اما آنان ایمانی برای دریافتشان نداشتند. تا ابدالآباد جنبههای تازهای از کمال و جلال مسیح آشکار خواهد شد. در طول اعصار بیپایان، صاحبخانهٔ امین از خزانهٔ خود چیزهای نو و کهنه بیرون خواهد آورد." درسهای تمثیلی مسیح، 132-134.