ما در حال شناسایی پایان احزاب دموکرات و جمهوریخواه در تاریخ وحش زمین هستیم. وحش زمینِ مکاشفه فصل سیزده به احزاب جمهوریخواه و دموکرات تقسیم میشود که در چارچوب تاریخ نبوتیِ شاخ جمهوریخواه با یکدیگر کشمکش دارند. شاخها نماد قدرتها هستند و هر دو شاخ، در تاریخ نبوتی خود، نمونههای کوچکی از رابطه نبوتیِ خویش را در خود جای میدهند. برای شاخ جمهوریخواه، آن نمونه کوچک به وسیله دو حزب اصلی سیاسی که سراسر تاریخ ایالات متحده را فرا گرفتهاند به تصویر کشیده میشود. ایالات متحده یکی از معدود پادشاهیهایی است که در تاریخ نبوتی شناسایی شدهاند و از دو قدرت تشکیل شدهاند. تمام ملتهای پیشینِ نبوتِ کتابمقدس که با دو قدرت نمایانده شدهاند، نمونهوارِ ایالات متحده هستند. امپراتوری مادی-پارسی، فرانسه (سدوم و مصر)، و اسرائیل با پادشاهیهای شمالی و جنوبیاش همگی در ویژگیهای نبوتی ایالات متحده سهم دارند.
امپراتوری ماد و پارس در باب هشتم دانیال دو شاخ داشت و شاخِ آخر (پارس) بلندتر برآمد. ما این مؤلفه را بدینگونه تطبیق دادهایم که حزب دموکرات پیش از حزب جمهوریخواه وارد صحنهٔ تاریخ شد؛ پس حزب جمهوریخواه در نهایت آخرینِ این دو حزب خواهد بود. نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه در واکنش به موضعِ حامیِ بردهداریِ حزب دموکرات به صحنهٔ تاریخ آمد و همان نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه در سال ۱۸۶۳ اعلامیهٔ آزادیِ بردگان را صادر کرد؛ سالی که میانهٔ جنگ داخلی آمریکا بود و سال شورش برای کلیسای ادونتیستِ روز هفتمِ لاودیکیهای.
الگوی آخرین رئیسجمهور جمهوریخواه، نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه است، بنابراین آخرین رئیسجمهور در میانهی یک جنگ داخلی میان حزب دموکراتِ طرفدار بردهداری و حزب جمهوریخواهِ ضدبردهداریِ او وارد تاریخ خواهد شد. بردهداریای که حزب دموکراتِ روزهای واپسین ترویج میکند، بردهداری جهانی است. همانگونه که برای نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه رخ داد، آخرین رئیسجمهور جمهوریخواه به دست حزبِ طرفدارِ بردهداری ترور خواهد شد، همانطور که ترامپ در انتخاباتِ بهسرقترفتهِ ۲۰۲۰ بهطور سیاسی ترور شد. بهعنوان ششمین رئیسجمهور از زمانِ پایان در سال ۱۹۸۹، ترامپ ثروتمندترین رئیسجمهور میبود و نهتنها جهانیگرایانِ ایالات متحده، بلکه جهانیگرایانِ سراسر جهان را برمیانگیخت. ازاینرو، با اعلام نامزدی او برای ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۵، جنگ داخلیِ سیاسی میان حزب دموکراتِ جهانیگرایانِ طرفدارِ بردهداری و حزب جمهوریخواهِ ضدبردهداری آغاز شد.
در تحقق فصل یازدهم مکاشفه، ترامپ در انتخابات ۲۰۲۰ِ بهسرقترفته از نظر سیاسی ترور شد و حزب دموکرات در خیابانها به شادی پرداخت، تا اینکه روشن شد که ترامپ در سال ۲۰۲۲ بار دیگر قصد نامزدی برای ریاستجمهوری دارد. سپس، در تحقق فصل یازدهم مکاشفه، ترس بزرگی بر جهانیگرایان مستولی شد و مبارزهشان شدت گرفت. شهادت شاخهای مادی و پارسی نشان میدهد که آخرین شاخی که برمیخیزد (حزب جمهوریخواه) آخر از همه برمیآید و برتر میشود. آخرین رئیسجمهور جمهوریخواه بر حزب دموکرات پیروز خواهد شد.
انتخابات ۲۰۲۴ پایانِ حزب دموکرات را رقم میزند، زیرا پیش از آنکه قانون یکشنبه به تاریخِ نبوتیِ وحشِ زمین پایان دهد، آنها دیگر هرگز فرصتی برای معرفی نامزد ریاستجمهوری نخواهند داشت. با قانون یکشنبه، حزب جمهوریخواه نیز پایان مییابد. حزب دموکرات با انتخابات ۲۰۲۴ پایان مییابد و حزب جمهوریخواه با قانون یکشنبه. قانون یکشنبه که پایانِ پادشاهیِ ششم در نبوتهای کتاب مقدس است، با آغازِ وحشِ زمین در ۱۷۹۸ به تصویر کشیده شد. ویژگیِ نبوتیِ اصلیِ وحشِ زمین «سخن گفتن»ِ آن است. در سال ۱۷۹۸، ایالات متحده قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی را تصویب کرد که از این رو نمادِ قانون یکشنبه بهشمار میآیند، زمانی که ایالات متحده چون اژدها سخن میگوید.
از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، ایالات متحده، هرچند هنوز ششمین پادشاهیِ نبوتهای کتاب مقدس نبود، نمایانگرِ سه نشانهٔ راه از سخن گفتنِ ایالات متحده است. آن دوره به آغازِ سلطنتِ وحشِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتهای کتاب مقدس انجامید و بنابراین نمایانگرِ دورهای است که به پایانِ سلطنتِ وحشِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهی منتهی میشود. اعلامیهٔ استقلال در ۱۷۷۶، سپس قانون اساسی در ۱۷۸۹ و قوانینِ بیگانگان و فتنهانگیزیِ ۱۷۹۸، نمایانگر سه نشانهٔ راه در تاریخِ منتهی به پایان یافتنِ وحشِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهی در هنگامِ قانون یکشنبه هستند. تحققِ آن سه نشانهٔ راه در تاریخِ هر دو حزبِ دموکرات و جمهوریخواه بهگونهای متفاوت بازنمایی میشود.
قانون میهنپرستیِ ۲۰۰۱ نشانگرِ آغازِ سلبِ استقلال از شهروندان ایالات متحده است و مشخصهاش همان بیانیهای بود که میهنپرستانِ راستینِ تاریخ آمریکا همراه با اعلامیهٔ استقلال به تصویب رساندند. نشانهٔ راهِ قانونِ میهنپرستی، نخستین نشانه از سه نشانهٔ راهِ هر دو حزب جمهوریخواه و دموکرات است.
حزب دموکرات در انتخابات ۲۰۲۴ به پایان میرسد و این امر زمینهساز دستورهای اجرایی ترامپ میشود؛ دستورهایی که پیشنمونهٔ آنها را قوانین «بیگانگان و فتنهانگیزی» فراهم کرده بودند. دستورهای اجراییای که ترامپ سپس به اجرا میگذارد «قانون یکشنبه» نیستند، اما گونهای سخن گفتن همچون اژدها بهشمار میآیند، زیرا ترامپ از آنها استفاده خواهد کرد تا تشخیصِ خواهر وایت را محقق سازد که «استبدادِ فعال» در ایام آخر رخ خواهد داد. استبداد واژهای است که به دیکتاتوری اشاره دارد؛ امری که بهوسیلهٔ دستورهای اجراییای محقق میشود که نمونهٔ آنها در قوانین «بیگانگان و فتنهانگیزی» دیده میشود. هنگامی که ترامپ دستورهای اجرایی خود را اجرا کند، نقضِ محاکمههای پلوسی که مشخصهٔ ریاستجمهوری ناکام بایدن بود رخ خواهد داد.
دورهٔ زمانیای که پایانِ احزاب دموکرات و جمهوریخواه را مشخص میکند، امضای آلفا و امگا را بر خود دارد، زیرا آغاز هر دوره نمایانگر پایانِ همان دوره است. به همین دلیل، نخستین نقطۀ عطف برای حزب دموکرات قانون میهندوستیِ ۲۰۰۱ است و دومین نقطۀ عطف، محاکمههای پلوسی است که از ۲۰۲۱ آغاز شد. آن محاکمهها نشاندهندۀ رد کامل قانون اساسیِ ۱۷۸۹ هستند. محاکمههای پلوسی نمایانگر نقطۀ عطفِ میانی در خط زمانیِ حزب دموکرات است؛ که نمونهاش زمانی بود که قانون اساسی سیزده سال پس از ۱۷۷۶ توسط سیزده مستعمره به تصویب رسید. محاکمههای پلوسی بیانگر شورش علیه قانون اساسیاند و الگوی آن ۱۷۸۹ بود. سومین نقطۀ عطف در خط دموکراتها جایی است که آنان بهعنوان یک حزب سیاسی به پایان میرسند.
آنها در انتخابات ۲۰۲۴ به پایان میرسند و بهمحض انجام شدن مراسم تحلیف ۲۰۲۵، دور دوم محاکمات پلوسی بهواسطهٔ فرمانهای اجرایی، که نمونهٔ آن را میتوان در قوانین بیگانگان و فتنهانگیزی دید، برپا خواهد شد. بنابراین، سومین نشانهٔ راه برای حزب دموکرات، قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیِ ۱۷۹۸ است. دورهای که نمایانگرِ پایانِ حزب دموکرات است با یک انتخابات، یک مراسم تحلیف، و بهکارگیریِ جنگ حقوقیِ سیاسیِ شیطانی آغاز میشود و با یک انتخابات، یک مراسم تحلیف، و بهکارگیریِ جنگ حقوقیِ سیاسیِ شیطانی پایان مییابد.
برای حزب جمهوریخواه، نخستین نشانهٔ راه قانون میهنپرستی ۲۰۰۱ است که نمونهاش اعلامیهٔ استقلال در ۱۷۷۶ است. نشانهٔ راه دوم با نشانهٔ راه دوم حزب دموکرات یکسان نیست. نشانهٔ راه دوم، که برای دموکراتها با قانون اساسی ۱۷۸۹ نمایانده میشد، نخستین محاکمات پلوسی بود. اما نشانهٔ راه دوم برای جمهوریخواهان، که آن نیز با قانون اساسی ۱۷۸۹ نمایانده میشود، قانون بیگانگان و فتنهانگیزی است که با برگزاری دومین مراسم تحلیف ترامپ در ۲۰۲۵ تحقق مییابد. چگونه قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیِ ۱۷۹۸ میتوانند نمایانگر قانون اساسیِ ۱۷۸۹ باشند؟
در دومین مراسم تحلیف ترامپ، فرمانهای اجرایی او که نمونهاش «قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیِ سال ۱۷۹۸» است، نهتنها دومین دور از محاکمههای پلوسی را رقم میزنند، بلکه همچنین آغازگر شکلگیری تصویرِ وحش نیز هستند. دورهٔ شکلگیری تصویرِ وحش با سخن گفتن همچون اژدها آغاز میشود و با همان به پایان میرسد. سخن گفتن در آغازِ این دوره بیانگر استقرار قدرتهای پادشاهی است که بهصورت دیکتاتوری نمود مییابند، یا بهتعبیر خواهر وایت، «استبداد». سخن گفتن بهسان اژدها در پایانِ دورهٔ شکلگیری تصویرِ وحش نشاندهندهٔ استقرار اقتدار نیروهای مذهبی بر نیروهای سیاسی است.
اعلامیهٔ استقلال اعلامیهای بود علیه استبدادِ هم اقتدار سیاسیِ پادشاهانِ اروپا و هم اقتدار دینیِ کلیسای روم. دورهٔ شکلگیریِ تصویرِ وحش جایی است که این دو قدرتِ فاسد با یکدیگر ادغام میشوند و اقتدار دینی کنترلِ این رابطه را در دست دارد. در روندِ شکلگیری یا ادغامِ این دو قدرت، این اقتدار دینی است که در پایان ظاهر میشود و جایگاهی برتر دارد. بنابراین، آغازِ آن دوره نمایانگرِ پایانِ همان دوره است. قوانینِ بیگانگان و فتنهانگیزیِ سال ۱۷۹۸، پایانِ حزب دموکرات را نشان میدهد و سومین نشانهٔ راهِ آنان است، اما همزمان دومین نشانهٔ راه در دورهٔ پایانیِ حزب جمهوریخواه را نیز نشان میدهد. سومین نشانهٔ راه برای حزب جمهوریخواه، اجرای اجباریِ یکشنبه است.
برای حزب دموکرات، سه نشانۀ راهی که با سالهای ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ شناخته میشوند، بهترتیب نمایانگرِ ۲۰۰۱ (۱۷۷۶)، نخستین دورِ محاکمههای پلوسی در ۲۰۲۱ (۱۷۸۹)، و دومین دورِ محاکمههای پلوسی در ۲۰۲۵ (۱۷۹۸) هستند.
برای حزب جمهوریخواه، سه نشانهٔ راهِ ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ نمادِ ۲۰۰۱ (۱۷۷۶)، دومین محاکمات پلوسیِ ۲۰۲۵ (۱۷۸۹) و قانون یکشنبه (۱۷۹۸) هستند.
1776، 1789 و 1798 نمایانگر بیستودو سال هستند، و بیستودو نماد ترکیب الوهیت با انسانیت است. این سه نشانهٔ راه گواه «حقیقت» هستند، زیرا نشان میدهند که نخستین و آخرین نشانهٔ راه همان حقیقت را مشخص میکنند. 1776 نشاندهندهٔ استقرار استقلال است، و 1798 نشاندهندهٔ سلب استقلال است. بنابراین، آنها نمایانگر نخستین و آخرین حرف از الفبای عبریاند که از بیستودو حرف تشکیل شده است. حرف سیزدهم نماد شورش است، و در کنار هم، آن سه حرف، یعنی اول، سیزدهم و آخر، واژهٔ عبری «حقیقت» را تشکیل میدهند.
۱۷۷۶ نمایانگر ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است و آغازِ زمانِ مُهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار نفر را رقم میزند. این امر آغازِ پاششِ بارانِ پسین را نیز نشان میدهد؛ دورهای که در آن، اژدها در ازای خدماتِ انجامشده در اختیارِ وحش قرار میگیرد، زیرا حزبِ دموکراتِ اژدها به دستِ حزبِ جمهوریخواهِ وحش شکست خواهد خورد.
در جریان آن تاریخ، مُهرشدنِ شاخِ حقیقیِ پروتستان در دورهای تحقق مییابد که خداوند برای بار دوم دست خود را دراز میکند تا قومی را که بهعنوان راندهشدگانِ اسرائیل شناخته میشوند گرد آورد، و آنان در هنگام قانون یکشنبه چونان عَلَمی برافراشته خواهند شد.
در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ شاخِ پروتستانِ حقیقی پراکنده شد و بیستودو سال پس از ۲۰۰۱، در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، کارِ گردآوریِ دوم با ندایی که در بیابان فریاد میزد آغاز شد. گردآوریِ نخست در سال ۲۰۰۱ رخ داد، همزمان با فرود آمدنِ فرشتهٔ باب هجدهِ مکاشفه و فرو ریختنِ ساختمانهای عظیمِ شهرِ نیویورک. فرود آمدنِ آن فرشته نشاندهندهٔ آغازِ زمانِ مُهر کردن بود، و فرود آمدنِ میکائیل، رئیسِ فرشتگان، در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ نشاندهندهٔ پایانِ زمانِ مُهر کردن بود. عیسی، که آلفا و امگا است، همواره پایان را با آغاز نشان میدهد؛ پس عناصرِ نبویِ گردآوریِ نخست که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، نمایانگرِ عناصرِ نبویای است که در گردآوریِ دوم رخ میدهد.
سه نمونهٔ روشن از گردآوری دوم وجود دارد که نمایانگر تاریخ پایانیِ دورهٔ مهر کردنِ آن صد و چهل و چهار هزار نفر هستند: تاریخِ مسیح، تاریخِ پیامهای فرشتگان اول و دوم از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، و نیز تاریخِ فرشتهٔ سوم از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تا شورشِ سال ۱۸۶۳. این سه شاهد، گردآوری دومِ آن صد و چهل و چهار هزار نفر را از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ تا قانونِ یکشنبه که بهزودی فرا میرسد، اثبات میکنند. اگر از هر یک از این تاریخها یک عنصر متمایز را جدا کنیم، شواهدِ نقشِ وای سوم را مییابیم.
در پایان اجتماع اردوگاهی اکستر در 17 اوت 1844، پیام فریاد نیمهشب اعلام شد. آن اعلام، نمایانگر اعلام پیام فریاد نیمهشب در تاریخِ یکصد و چهل و چهار هزار بود، زیرا هر دو تاریخ تحقق مَثَلِ ده باکره بوده و هستند. خواهر وایت تصریح میکند که ورود پیروزمندانهٔ مسیح به اورشلیم نمایانگر اعلام فریاد نیمهشب در سال 1844 بود. تنها زمانی که مسیح بر حیوانی سوار شد هنگام ورودش به اورشلیم بود، و حیوانی که بر آن سوار شد الاغی بود که نماد اسلام است. در دورهٔ گردآوری دوم از 1844 تا 1863، خواهر وایت در سال 1848 بیان میکند که ملتهای اروپایی به خشم آورده میشدند، و این به خشم آوردن ملتها در آن تاریخ بهواسطهٔ تهدیدهای تداوم جنگ که از سوی اسلام بر اروپا تحمیل میشد، صورت میگرفت. در هر یک از سه مقطع تاریخیِ گردآوری دوم، نقش اسلامِ وای سوم مشخص میشود.
زمان مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با حملهای غافلگیرانه از سوی اسلامِ وایِ سوم بر سرزمین پرجلالِ مدرنِ ایالات متحده آغاز شد. بیست و دو سال بعد، در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسلامِ وایِ سوم حملهای غافلگیرانه بر سرزمین پرجلالِ باستانی وارد کرد. در هنگامِ قانونِ یکشنبهٔ نزدیکالوقوع، که همان زمینلرزهٔ بزرگِ مکاشفهٔ یازده است، وایِ سوم ناگهان دوباره میآید، زیرا بار دیگر حملهای غافلگیرانه بر سرزمین پرجلالِ مدرن انجام میدهد.
شورشی که اسرائیلِ جسمانی، بهعنوان نمادِ کسانی که مسیحای خود را مصلوب کردند، نمایندهٔ آن است، و نیز سه یورشِ غافلگیرانهٔ اسلامِ «وایِ سوم»، مهرِ «حقیقت» را بر خود دارند. پیامی که صد و چهل و چهار هزار نفر را مُهر میزند، کارِ گردآوریِ قومِ آخرالزمانیِ خدا را برای بارِ دوم به انجام میرساند و این در دورهای رخ میدهد که فعالیتهای اسلامِ «وایِ سوم» در جریاناند.
دورۀ نبوتی که بهعنوان «گردآوری دوم» شناخته میشود، بهروشنی دورههای نبوتیِ مشخصی را تعیین میکند که تاریخ کاملِ «گردآوری دوم» را تشکیل میدهند. نزولِ مسیح پس از رستاخیزش نشانهٔ آغاز کار او برای گردآوریِ کسانی است که هنگام واقعهٔ صلیب پراکنده شده بودند.
آنگاه عیسی به ایشان گفت: همهٔ شما در این شب به سبب من به لغزش خواهید افتاد، زیرا نوشته شده است: شبان را خواهم زد و گوسفندان گله پراکنده خواهند شد. متی ۲۶:۳۱.
پس از سه روز در قبر، مسیح نزد شاگردان فرود آمد و دورهای چهلروزه از تعلیمات شخصی را آغاز کرد؛ سپس، در آستانهٔ افاضهٔ بیحد و حصرِ روحالقدس در پنتیکاست، دورهای دهروزه از یگانگی و دعا فرا رسید.
در نوشتهٔ پیشین، ای تئوفیلوس، از همهٔ آنچه عیسی شروع به انجام دادن و تعلیم دادن کرد، نوشتم؛ تا روزی که، پس از آنکه بهوسیلهٔ روحالقدس به رسولانی که برگزیده بود فرمانهایی داد، به آسمان برده شد. او نیز پس از رنجهایش، با دلایل بسیار بیخطا خود را زنده بر آنان ظاهر میساخت؛ طی چهل روز دیده میشد و دربارهٔ امور مربوط به پادشاهی خدا سخن میگفت. و چون با ایشان گرد آمده بود، فرمان داد که از اورشلیم خارج نشوند، بلکه وعدهٔ پدر را که گفت از من شنیدهاید، انتظار بکشند. زیرا یحیی بهراستی با آب تعمید داد، اما شما در اندک روزگاری دیگر با روحالقدس تعمید خواهید یافت. پس چون گرد آمدند، از او پرسیدند: ای سرور، آیا در این زمان پادشاهی را برای اسرائیل باز برقرار میکنی؟ او به ایشان گفت: دانستن زمانها و فصلها که پدر در اختیار خود نهاده است، از آنِ شما نیست. اما چون روحالقدس بر شما بیاید، قدرت خواهید یافت؛ و در اورشلیم و در تمام یهودیه و سامره و تا دورترین نقاط زمین شاهدان من خواهید بود. و چون این سخنان را گفت، در حالی که ایشان مینگریستند، بالا برده شد و ابری او را از نظرشان ناپدید ساخت. ... و چون روز پنطیکاست بهتمامی فرا رسید، همه با یکدل در یک جا بودند. ناگهان صدایی از آسمان، همچون وزش تندباد نیرومندی، پدید آمد و تمام آن خانهای را که در آن نشسته بودند پر کرد. اعمال رسولان ۱:۱–۹؛ ۲:۱، ۲.
به مدت چهل روز، و پس از آن ده روزی که شاگردان میبایست برای وعدهٔ پدر «منتظر» بمانند، مسیح برای بار دوم شاگردان خود را گرد میآورد. دورهٔ انتظار در اورشلیم نمادِ زمانِ درنگ است، مطابق با زمانهای درنگِ متی ۲۵ و حبقوق ۲. به گفتهٔ مسیح، تمام این دوره از کارِ ایلیا آغاز میشود، یعنی زمانی که یحیی تعمید میداد، و با تعمید روحالقدس در پنتیکاست پایان یافت. تعمید نماد مرگ، دفن و رستاخیز است؛ پس نشانۀ راهِ میانیِ تمام این دوره صلیب بود، زیرا تمام این دوره امضای «حقیقت» را بر خود دارد.
تمام آن دوره با تعمید مسیح به دست یحیی آغاز میشود، هنگامی که روحالقدس به صورت کبوتری فرود آمد. سپس کار گردآوری شاگردانی که قرار بود بنیان هیکل مسیحی باشند آغاز شد. در پایان آن دوره، مسیح برای بار دوم شاگردان خود را گرد میآورد، و دورهٔ گردآوری دوم تکرار دورهٔ گردآوری نخست است، زیرا مسیح پایان هر چیز را با آغازش نشان میدهد.
صلیب بهوسیلهٔ تعمیدِ مسیح نمادین شده بود و هر دو رویداد کاری برای گردآوری شاگردان را آغاز کردند. نشانِ راهی که آغاز و پایان را مشخص میکند، نمادِ مرگ، دفن و رستاخیز است. پس از رستاخیز، چهل روزِ آزمون در بیابان نمادِ چهل روزِ تعلیم پس از نزولِ او نزد شاگردان بود. این دو دورهٔ چهلروزه هر دو بیانگر حقیقتی بنیادین هستند که عیسی آن را چنین بیان میکند: «نوشته شده است: انسان تنها با نان زندگی نمیکند، بلکه با هر کلمهای که از دهانِ خدا صادر میشود.»
در آن دوره، عیسی همهٔ آنچه را که پیامبران دربارهٔ مسیح شهادت داده بودند برای شاگردان شرح داد و بدینسان آن دوره را بهعنوان گشایش کلام نبوی خود معرفی کرد.
و اینک، در همان روز، دو نفر از ایشان رهسپار دهکدهای به نام عمواس شدند که حدود شصت غلوه از اورشلیم فاصله داشت. و دربارهٔ همهٔ این وقایعی که رخ داده بود با هم گفتگو میکردند. و چنین شد که هنگامی که با هم گفتگو و بحث میکردند، عیسی خود نزدیک شد و با آنان همراه شد. اما چشمانشان بازداشته شده بود تا او را نشناسند. … سپس به ایشان گفت: ای نادانان و کنددل در ایمان آوردن به همهٔ آنچه انبیا گفتهاند: آیا نباید مسیح این امور را متحمل میشد و به جلال خود داخل میگردید؟ و از موسی و همهٔ انبیا آغاز کرده، در تمام کتب، آنچه را دربارهٔ خود بود، برایشان شرح داد. و به دهکدهای که عازم آن بودند نزدیک شدند؛ و او چنان وانمود کرد که میخواهد دورتر برود. اما او را اصرار کردند و گفتند: با ما بمان؛ زیرا رو به شامگاه است و روز بسیار سپری شده است. پس به داخل رفت تا با آنان بماند. و چون با آنان بر سر سفره نشست، نان را برگرفت و آن را برکت داد و شکست و به آنان داد. آنگاه چشمانشان باز شد و او را شناختند؛ و او از نظرشان ناپدید شد. لوقا ۲۴:۱۳-۱۶، ۲۶-۳۱.
مسیح نزد شاگردانی که او را نمیشناختند ماند تا چشمانشان را بگشاید، و «از موسی و همهٔ پیامبران آغاز کرده، در همهٔ کتب آنچه را دربارهٔ خود بود برایشان شرح داد». چشمانشان زمانی گشوده شد که به آنان برای خوردن «نان» دادند. پس از چهل روز، مسیح به آسمان عروج کرد و «از نظرشان ناپدید شد»، همانگونه که در آغازِ چهل روزِ تعلیم با شاگردانِ عمائوس کرده بود. سپس آنان ده روزِ آمادگی برای پنتیکاست را آغاز کردند که نمادِ قانونِ یکشنبه است که بهزودی فرا میرسد.
در هنگام زلزلهٔ عظیم، که همان قانون یکشنبه است، وایِ سومِ اسلام بهسرعت فرا میرسد، و اسلام همان «بادِ شرقیِ خشنِ اشعیا» است؛ یعنی دمِ حزقیال که از چهار بادِ یوحنا میآید که در هنگام مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار بازداشته میشوند.
وقتی یکصد و چهل و چهار هزار نفر مُهر میشوند، آنگاه چهار باد رها میگردند، و "ناگهان صدایی از آسمان آمد، چون خروش بادی نیرومند، و تمام آن خانه را پر کرد." اسلامِ "وای سوم" بهطور "ناگهانی" و غیرمنتظره ضربه میزند و "صدای آسمانی" را پدید میآورد که همان کرنای هفتم است و مشخص میکند که سرّ خدا چه زمانی به اتمام میرسد، و سرّ خدا برای آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر زمانی به اتمام میرسد که الوهیت (فرو ریختن روحالقدس) بهطور دائمی با انسانیت درآمیزد، و خداوند ناگهان به هیکل خود میآید (خانهای که شاگردان در آن گرد آمده بودند) و با آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر عهد میبندد.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
خداوند میخواهد ما به کوه بالا برویم — مستقیمتر به حضور او. ما به بحرانی نزدیک میشویم که بیش از هر زمان دیگری از آغاز جهان تاکنون، سرسپردگیِ کاملِ هر کس را که نام مسیح را بر زبان آورده است خواهد طلبید.
احیای تقوای راستین در میان ما، بزرگترین و فوریترینِ همهٔ نیازهای ماست. ما باید از جانب خدا مسحِ مقدس، یعنی تعمید به روح او را داشته باشیم؛ زیرا این تنها عاملِ مؤثر در اشاعهٔ حقیقتِ مقدس است. این روحِ خداست که قوای مردهٔ جان را زنده میسازد تا امورِ آسمانی را درک کند و عواطف را به سوی خدا و حقیقت جلب میکند.
این امتیاز ماست که به کلام خدا اعتماد کنیم. هنگامی که عیسی در آستانهٔ ترک شاگردانش و صعود به آسمان بود، آنان را مأمور کرد که پیام انجیل را به همهٔ ملتها، زبانها و اقوام برسانند. به ایشان گفت در اورشلیم بمانند تا به قدرتی از عالم بالا مجهز شوند. این برای موفقیتشان حیاتی بود. مسح مقدس باید بر بندگان خدا بیاید. همهٔ کسانی که کاملاً بهعنوان شاگردان مسیح شناخته میشدند و بهعنوان مبشّران با رسولان همراه بودند، در اورشلیم گرد هم آمدند. همه اختلافات را کنار گذاشتند. با یکدل در دعا و تضرّع پایدار ماندند تا وعدهٔ روحالقدس در ایشان تحقق یابد؛ زیرا قرار بود انجیل را در برهان روح و در قدرت خدا موعظه کنند. آن زمان برای پیروان مسیح بسیار خطرناک بود. آنان چون گوسفندان در میان گرگان بودند، اما دل قوی داشتند، زیرا مسیح از میان مردگان برخاسته بود و خود را بر آنان ظاهر کرده و به ایشان برکتی ویژه وعده داده بود که ایشان را مجهز میکرد تا بیرون روند و انجیل او را در جهان موعظه کنند. آنان در انتظار تحقق وعدهاش بودند و با حرارتی ویژه دعا میکردند.
این دقیقاً همان روشی است که باید از سوی کسانی دنبال شود که در کار اعلام آمدنِ خداوند بر ابرهای آسمان نقشی بر عهده دارند؛ زیرا باید مردمی آماده شوند تا در روز بزرگ خدا بایستند. هرچند مسیح به شاگردانش وعده داده بود که روحالقدس را دریافت خواهند کرد، این امر ضرورت دعا را برنمیداشت. آنان با جدیت بیشتری دعا کردند؛ با یکدلی به دعا ادامه دادند. کسانی که اکنون در کار خطیرِ آمادهسازی مردمی برای آمدنِ خداوند مشغولاند نیز باید به دعا ادامه دهند. شاگردان نخستین یکدل بودند. هیچ گمانهزنی و نظریهای عجیب برای طرح دربارهٔ چگونگی آمدنِ برکتِ وعدهدادهشده نداشتند. آنان در ایمان و روح یکدل بودند. آنان همرأی بودند.
همهٔ تردیدها را کنار بگذار. ترسهایت را کنار بگذار و به آن تجربهای دست یاب که پولس داشت، هنگامی که گفت: «من با مسیح مصلوب شدهام؛ با این همه زندهام، اما نه من، بلکه مسیح در من زندگی میکند؛ و زندگیای را که اکنون در جسم میگذرانم، از راه ایمان به پسر خدا میگذرانم، همان که مرا محبت کرد و خود را برای من داد.» [غلاطیان ۲:۲۰.] همهچیز را به مسیح تسلیم کن و بگذار زندگیات با مسیح در خدا پنهان شود. آنگاه نیرویی برای نیکی خواهی بود. یکی هزار را خواهد راند، و دو نفر ده هزار را به فرار خواهند انداخت. کارگران انجیل، ۳۶۹-۳۷۱.