خواهر وایت خاطرنشان کرد که هنگامی که ساختمانهای عظیم شهر نیویورک فرو ریخته شوند، مکاشفه، باب هجدهم، آیات یک تا سه، تحقق خواهد یافت.
و پس از این امور دیدم که فرشتهای دیگر، که قدرتی عظیم داشت، از آسمان فرود آمد؛ و زمین از جلال او روشن شد. و با صدایی نیرومند به شدت فریاد زد و گفت: بابلِ عظیم سقوط کرده است، سقوط کرده است، و مسکنِ شیاطین شده، و قرارگاهِ هر روحِ ناپاک، و قفسِ هر پرندهٔ ناپاک و منفور. زیرا همهٔ ملتها از شرابِ خشمِ فحشای او نوشیدهاند، و پادشاهانِ زمین با او زنا کردهاند، و بازرگانانِ زمین از فراوانیِ ناز و نعمتِ او توانگر شدهاند. مکاشفه ۱۸:۱-۳
تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، «پادشاهان» زمین از پیش با کلیسای رومی زنا کرده بودند. پس از جنگ جهانی دوم، رئیسجمهور هری اس. ترومن برای نخستین بار در سال ۱۹۵۱ سفیری نزد واتیکان منصوب کرد. تلاش او برای برقراری رابطهٔ سیاسی با پاپیّت از سوی کنگرهٔ ایالات متحده قاطعانه رد شد، اما چند دهه بعد، هنگامی که رئیسجمهور رونالد ریگان در سال ۱۹۸۴ سفیری نزد واتیکان منصوب کرد، چنین نشد. تا سال ۲۰۰۱، همهٔ ملتها با برقراری رابطهٔ دیپلماتیک با فاحشهٔ صور، با واتیکان زنا کرده بودند.
تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، همه «ملتها» شراب خشم زناکاری او را نوشیده بودند. شراب بابل نمایانگر همه دروغهای گوناگونی است که از سوی دستگاه پاپ عرضه میشود، اما گونه ویژهای از شراب که در این آیات مشخص شده، شراب خشم زناکاری اوست. خشم دستگاه پاپ همان تعقیب و آزار کسانی است که با او همعقیده نیستند. او این تعقیب و آزار را با بهکارگیری قدرت دولت برای انجام کارهای کثیفش به انجام میرساند. شراب خشم او، بطری ویژه خطای اوست که نمایانگر بهکارگیری دولت علیه کسانی است که آنان را بدعتگذار میشمارد.
در دورهٔ زمانی از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، ادونتیسمِ میلری، که از اعصار تاریکی فراخوانده شده و از کلیساهای پروتستانی که سپس به دختران روم بدل شدند جدا شده بود، به شاخِ حقیقیِ پروتستان بر روی وحشِ برآمده از زمین که تازه پدید آمده بود، تبدیل شد. پطرس ویژگیهای آن قومِ تازهبرگزیدهٔ خدا را بهعنوان یک ملت مشخص میکند.
اما شما نسلِ برگزیده، کهانتِ پادشاهی، امتی مقدس و قومی مخصوص هستید، تا فضایل او را که شما را از تاریکی به نورِ عجیبِ خود دعوت کرده است، اعلام کنید؛ شما که در گذشته قومی نبودید، اما اکنون قومِ خدا هستید؛ شما که رحمت نیافته بودید، اما اکنون رحمت یافتهاید. اول پطرس ۲:۹، ۱۰.
تا ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، کلیسای ادونتیستهای روز هفتم پیشتر و بارها از ساختار سیاسی حکومت ایالات متحده استفاده کرده بود تا به کسانی که آنان را بدعتگذار میپنداشت، حمله کند. خیلی پیش از سال ۲۰۰۱، ادونتیستها از شراب ویژهٔ بابل نوشیده بودند؛ شرابی که نماد بهکارگیری قدرت دولت برای حمله به کسانی است که از نظر آنان بدعتگذار بودند.
افرایم نماد شورشِ یربعام و پادشاهیِ شمالیِ اسرائیل است و اشعیا فصلِ بیستوهشتم را با خطاب قرار دادن کلیسای ادونتیستِ روز هفتم بهعنوان مستانِ افرایم آغاز میکند.
وای بر تاجِ غرورِ مستهای افرایم، که زیباییِ پرجلالش چون گُلی پژمرده است و بر سرِ درههای پُرحاصلِ آنان که به شراب مغلوب شدهاند قرار دارد! اینک، خداوند نیرومند و قویای دارد که چون تندبادِ تگرگ و توفانِ ویرانگر، چون سیلابِ آبهای نیرومندِ طغیانکننده، آن را با دست به زمین خواهد افکند. تاجِ غرور، یعنی مستهای افرایم، زیرِ پا لگدمال خواهند شد؛ و آن زیباییِ پرجلال که بر سرِ درهٔ پُرحاصل است، به گُلی پژمرده بدل خواهد شد و همچون میوهای زودرس پیش از تابستان؛ که هر که به آن بنگرد، هماندم، هنوز در دستش باشد، آن را فرو میبلعد. در آن روز، خداوند لشکرها برای بازماندگانِ قومش تاجی از جلال و دیهیمی از زیبایی خواهد بود، و روحی برای داوری برای آن که بر مسندِ داوری نشسته است، و قوّتی برای آنان که نبرد را تا دروازه عقب میرانند. اما آنان نیز به سبب شراب گمراه شدهاند و از نوشابهٔ مستکننده از راه به در رفتهاند؛ کاهن و نبی به سبب نوشابهٔ مستکننده گمراه شدهاند؛ از شراب فروبلعیده شدهاند؛ به سبب نوشابهٔ مستکننده از راه بیرون رفتهاند؛ در رؤیا خطا میکنند و در داوری میلغزند. زیرا همهٔ میزها از قی و ناپاکی پُر است، چندانکه جایی پاک نمانده است. اشعیا ۲۸:۱-۸.
وایِ سوم در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، و بر «تاج» فرود آمد که نمادِ رهبریِ «مستانِ افرایم» است. با هواپیمایی پر از سوخت به مقرّ اصلیِ کلیسا در مریلند حمله نکرد، اما ناتوانیِ آنان را در تشخیص اینکه ظهورِ اسلامِ وایِ سوم آغازِ پیامِ بارانِ پسینِ فرشتهٔ سوم بود، آشکار کرد. آغازِ همان پیام و کاری که ادعا میکنند برای اعلامش برپا شدهاند. آنان نه تنها بهعنوان «تاج»، که نمادِ رهبری است، بلکه بهعنوان «تاجِ غرور» شناخته میشوند و بدینسان یکی از دو طبقهٔ پرستندگان را که در جدالِ بابِ دومِ حبقوق پدید آمده بود و میآید، مشخص میکنند. در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، دیدبانانِ حبقوق در نبرد در دروازه بر سرِ مواضعِ خود قرار گرفتند.
دروازههای اورشلیم جایی بود که تعاملات مردم اورشلیم در آن صورت میگرفت. نبرد در دروازهها نمایانگر «مناظره»ای است که در باب پیشینِ اشعیا، در روز باد شرقی (روز اسلام)، آغاز شد. دو گروهِ پرستندگانِ مذکور در این بخشِ حبقوق با دو تاج نمایندگی میشوند. مستانِ افرایم، که در همان زمان از قدرت دولت برای پیروزی در استدلالهایشان علیه کسانی که آنان را بدعتگذار میپنداشتند استفاده کرده بودند، در برابر تاجِ خداوند لشکرها قرار میگیرند. هنگامی که مسیح بهعنوان خداوند لشکرها بازنمایی میشود، این نمادِ کار او بهعنوان فرماندهٔ لشکرش است. نبرد در دروازه همان جنگی است که مناظره بر سر الهیات راست و باطل آن را نمایندگی میکند.
این تنها رهبری کنفرانس عمومی نیست که بهعنوان مستانِ افرایم معرفی میشود، بلکه کاهنان (خدمت شبانی) و پیامبران (الهیدانان و آموزگاران) نیز بهسبب مسکرات از راه به در شدهاند. چنانکه اشعیا در آیات آغازین نبوتش میگوید، این، تمام کلیساست.
رؤیای اشعیا پسر آموص، که دربارهٔ یهودا و اورشلیم دید، در ایام عُزّیا، یوتام، آحاز و حزقیا، پادشاهان یهودا. ای آسمانها، بشنوید؛ و ای زمین، گوش فرا دهید، زیرا خداوند سخن گفته است: فرزندانی پروردم و بزرگشان کردم، اما آنان بر من شوریدند. گاو صاحب خود را میشناسد و الاغ آخورِ سرورش را؛ اما اسرائیل نمیداند، قوم من درنمییابد. وای بر قوم گناهکار، مردمی بارآلود از گناه، نسلی از بدکاران، فرزندانی تبهکار؛ خداوند را ترک کردهاند، قدّوسِ اسرائیل را به خشم آوردهاند، به قهقرا رفتهاند. چرا باید باز هم زده شوید؟ شما بیشتر و بیشتر عصیان خواهید کرد؛ تمام سر بیمار است و تمام دل ناتوان. اشعیا ۱:۱-۵.
ملت گناهکار بیمار است و زمانِ ارائهٔ هر درمانی که بتواند دل و ذهن او را تغییر دهد سپری شده است. اشعیا تصریح میکند که میگساران از راه به در شدهاند، و ارمیا این راه را «راههای کهن» مینامد. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بارانِ پسین آغاز به باریدن کرد، و ارمیا بیان میکند که وقتی در راههای کهن گام برمیداریم — همان «راهی» که میگساران از آن بیروناند — آنگاه بقیهٔ بارانِ پسین را مییابیم.
چنین میگوید خداوند: در راهها بایستید و بنگرید، و از راههای دیرینه بپرسید که راه نیکو کدام است؛ در آن راه بروید و برای جانهای خود آرامی خواهید یافت. اما گفتند: در آن راه نخواهیم رفت. و نیز بر شما نگهبانانی گماشتم که میگفتند: به صدای کرنا گوش فرا دهید. اما گفتند: گوش نخواهیم سپرد. از اینرو، ای امّتها، بشنوید، و ای جماعت، بدانید آنچه در میان ایشان است. ای زمین، بشنو: اینک بلایی بر این قوم میآورم، یعنی ثمرۀ افکارشان را، زیرا به سخنان من گوش نسپردهاند و شریعت مرا نپذیرفتهاند، بلکه آن را رد کردهاند. ارمیا ۶:۱۶-۱۹.
مستانِ افرایم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از راه به در شدند و در سال ۱۸۶۳، هنگامی که روندِ رد کردن «راههای کهن» را آغاز کردند، «به عقب برگشتند». این در «راههای کهن» است که آرامی و آسایشِ بارانِ آخر یافت میشود، و آن باران درست در همان زمانی آغاز شد که «وای» بر آنان اعلام شد. سومین «وای» اسلام برای تاجِ غرورِ افرایم قابلِ تشخیص نبود، زیرا آنان بهتدریج حقایقِ بنیادینی را که نقشِ اسلام را در نبوت معین میکند، رد کرده بودند. ارمیا بیان میکند که در آن زمان خداوند دیدهبانانی را برپا کرد، که همان دیدهبانانِ حبقوقاند، و آنان در نبرد بر سرِ دروازهها به مستانِ افرایم اعلام کردند که باید به صدای شیپور گوش فرا دهند. سومین «وای» که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، هفتمین شیپور بود.
اشعیا تصریح میکند که «ایشان بهسبب مسکراتِ قوی از راه به در شدهاند؛ در بینش خطا میکنند، در داوری میلغزند. زیرا همهٔ میزها از قی و کثافت پُر است، بهطوری که هیچ جای پاکی نیست.» لوحِ تقلبیای که در سال ۱۸۶۳ معرفی شد و «هفت زمان» را حذف کرد و نیازمند جزوهٔ توضیحیِ همراه بود، نمایانگر بدلِ دو لوحِ مقدسِ حبقوق است، اما «لوحهای» تقلبیای که مستان بهکار گرفتهاند از قی پُر است و آنان در بینش خطا میکنند. به دیدبانانِ حبقوق و ارمیا گفته شد که در جدالِ روش باید «بینش» را بر «لوحها» بنویسند، اما لوحهای تقلبیِ مستان بینشی نادرست عرضه میکنند.
در جایی که مکاشفهای نیست، قوم هلاک میشود؛ اما هر که شریعت را پاس میدارد، خوشبخت است. امثال ۲۹:۱۸.
میگسارانِ افرایم شریعتِ خدا را رد کردهاند، اما زمینهٔ «بحث»، یعنی نبردِ دروازه، قانونِ پیشگویانۀ خداست، چنانکه بهوسیلۀ روششناسیِ برقرارشده در جنبشِ فرشتگانِ اول و سوم نمایانده میشود. پس از آنکه اشعیا در هشت آیهٔ نخستِ فصلِ بیستوهشتم چارچوب را مینهد، آنگاه روششناسیای را که همان بارانِ پسین است تعریف میکند و بهطور مشخص آن میگساران را «مردانِ استهزاگرِ حاکم» «در اورشلیم» میخواند.
کی را تعلیمِ معرفت دهد و به که تعالیم را بفهماند؟ به آنان که از شیر بازگرفته و از پستانها جدا شدهاند؟ زیرا که باید حکم بر حکم باشد، حکم بر حکم؛ خط بر خط، خط بر خط؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا. زیرا که به لبهای الکن و به زبانی دیگر با این قوم سخن خواهد گفت. به آنان که گفت: این است آرامی که به آن خستگان را آرام میدهید، و این است آسایش؛ لیکن نخواستند بشنوند. اما کلامِ خداوند برای ایشان حکم بر حکم، حکم بر حکم؛ خط بر خط، خط بر خط؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا شد، تا روند و به قفا بیفتند و شکسته، و گرفتارِ دام شده، گرفته شوند. پس ای مردانِ استهزاکننده که بر این قوم که در اورشلیمند حکم میرانید، کلامِ خداوند را بشنوید. زیرا که گفتهاید: با موت عهد بستهایم، و با هاویه پیمان کردهایم؛ چون تازیانۀ جاروبکننده بگذرد، بر ما نخواهد آمد، زیرا که دروغ را ملجای خود ساختهایم و زیرِ کذب پنهان شدهایم. بنابراین خداوند یهوه چنین میگوید: اینک، در صهیون سنگی برای بنیان مینهم؛ سنگی آزموده، سنگِ زاویۀ گرانبها، بنیادی استوار؛ هر که ایمان آورد، نشتابد. و داوری را ریسمان و راستی را شاقول خواهم نهاد؛ و تگرگ ملجای دروغ را جاروب خواهد کرد و آبها مخفیگاه را فرا خواهند گرفت. و عهدِ شما با موت منسوخ خواهد شد و پیمانِ شما با هاویه پایدار نخواهد ماند؛ و چون تازیانۀ جاروبکننده بگذرد، بهدستِ آن لگدمال خواهید شد. اشعیا 28:9–18.
«بحث» در اینجا با این پرسش تعریف میشود: «او به چه کسی دانش بیاموزد؟ و چه کسی را به فهمِ آموزه برساند؟» «whom» شاگردانِ بالقوه را خطاب میکند، اما موضوع دربارهٔ فهمِ آموزه است، که همان دانش است. هنگامی که مُهرِ کتاب دانیال گشوده میشود، افزایشی در دانش پدید میآید که نمایانگر افزایشِ فهمِ حقایقِ کلامِ خداست. واژهٔ «آموزه» به معنای مجموعهای از باورها، اصول، تعالیم یا قواعدی است که یک نظامِ فکریِ خاص یا پیکرهای از دانش را شکل میدهد. برای فهمِ «آموزههای» کتابمقدسی، به روششناسیِ کتابمقدسی برای شکلدادن به پیکرهٔ دانش نیاز است.
روش بهعنوان «باید حکم بر حکم، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا باشد» معرفی میشود. روشی که ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را بهمنزلهٔ فرارسیدن «وای» سوم شناسایی کرد، مبتنی بر در کنار هم نهادن خط نبوتِ «وای» نخست با خط نبوتِ «وای» دوم است که دو شاهد برای خط «وای» سوم فراهم میآورد. آن روش آزمونِ «مجادله»ای است که دو طبقهٔ پرستنده پدید میآورد، زیرا «کلامِ خداوند برای ایشان حکم بر حکم، حکم بر حکم؛ سطر بر سطر، سطر بر سطر؛ اندکی اینجا و اندکی آنجا بود تا بروند و به عقب بیفتند و شکسته شوند و گرفتار و اسیر گردند.»
پنج لغزشِ مردان استهزاگری که بر اورشلیم حکومت میکنند، نمایانگر پنج باکرهٔ نادان است. این روش بهروشنی آزمونی است، زیرا میگسارانِ افرایم راههای کهنِ ارمیا را رد کردند، از گوش فرا دادن به هشدارِ شیپورِ دیدهبانان سر باز زدند، لوحهای جعلی ساختند و با مرگ پیمان بستند؛ در همان زمان که کسانی که در نبردِ دروازه تاجِ خداوندِ لشکرها را بر سر داشتند، پیمانِ زندگی میبستند.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بارانِ پسین، که همان آرامش و تجدید نیروست، آغاز به باریدن کرد و مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر آغاز شد. این، بحثی را بر سر روشِ مستانِ افرایم و روشی که پیامآورِ ایلیا نمایانده است، آغاز کرد. «بسیاری» همراهِ مستان سقوط خواهند کرد، اما اندکانی که برگزیده خواهند شد، آناناند که منتظرِ خداوند میمانند.
زیرا خداوند با دستی نیرومند چنین با من سخن گفت و مرا اندرز داد که به راه این قوم نروم و گفت: به هر آن کس که این قوم میگوید «توطئه»، نگویید «توطئه»؛ و از ترس ایشان نهراسید و بیمناک مشوید. خودِ خداوندِ لشکرها را تقدیس کنید؛ او بیم شما باشد و او هیبت شما. و او برای شما پناهگاهِ مقدّس خواهد بود؛ اما برای هر دو خاندانِ اسرائیل سنگِ لغزش و صخرهٔ افتادن، و برای ساکنانِ اورشلیم تله و دام خواهد بود. و بسیاری از ایشان خواهند لغزید و خواهند افتاد و شکسته خواهند شد و به دام خواهند افتاد و اسیر خواهند شد. شهادت را ببند و شریعت را در میانِ شاگردانم مهر کن. و من برای خداوند، که روی خود را از خاندانِ یعقوب پنهان میکند، انتظار خواهم کشید و او را خواهم جست. اشعیا ۸:۸-۱۷.
بیگمان اشعیا با سخنان خود موافق است؛ بنابراین آن بسیاری که در فصل بیستوهشتم سقوط میکنند، همان کسانی هستند که در فصل هشتم سقوط میکنند. در فصل هشتم میبینیم که سقوط آنان در زمانِ مُهرکردن رخ میدهد، زمانی که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. هشدار فصل هشتم این است که در «راه» این قوم گام برندارید، زیرا آنان کسانیاند که از پیمودن راهِ ارمیا، یعنی راههای کهن که پیامِ بارانِ آخر در آن نهفته است، سر باز زدند. آنان که در فصل هشتم سقوط میکنند، همان کسانیاند که به همپیمانیای اعتماد دارند که نمایانگر شرابِ ویژهٔ بابل است؛ یعنی همپیمانیِ کلیسا و دولت برای مخالفت با کسانی که بدعتگذار شمرده میشوند. آنچه در فصل هشتم موجب لغزش آنان میشود، «سنگِ لغزش» است که نمادِ نخستین ردِّ حقیقتی بنیادین در سال ۱۸۶۳ است؛ یعنی «هفت زمانِ» لاویانِ ۲۶ که در سال ۱۸۶۳ از سوی «بناها» رد شد. در پی آن ردّ، آنان به روشهای پروتستانیِ مرتدانه بازگشتند تا پیامی را که فرشتگان به ویلیام میلر داده بودند، رد کنند.
در فصل بیستوهشتم، ردِ سنگ موجبِ داوریِ تازیانهٔ سیلآسا میشود؛ که نمادِ کتابمقدسیِ نشانِ وحش است و از قانونِ یکشنبه در ایالات متحده آغاز میشود و سپس همچون سیلی سراسر جهان را فرا میگیرد. در هنگامِ قانونِ یکشنبه، پیمانی که کلیسای ادونتیست با «مرگ» و «جهنم» بسته است برچیده خواهد شد. با برچیده شدنِ پیمانِ مستانِ افرایم با مرگ، «پناهگاهِ دروغها»ی آنان از میان برداشته خواهد شد. «پناهگاهِ دروغها» از دیدِ رسول پولس همان دروغی است که گمراهیِ شدید میآورد، و آن گمراهیِ شدید که بر مردانِ استهزاگری که بر اورشلیم حکم میرانند فرو ریخته میشود، پاسخی است به نفرتشان از حقیقت.
همان کسی که آمدنش مطابق عملِ شیطان است، با هر گونه قدرت و آیات و معجزاتِ دروغین، و با هر نوع فریبندگیِ بیعدالتی در میانِ آنان که هلاک میشوند؛ زیرا محبتِ حقیقت را نپذیرفتند تا نجات یابند. و به همین سبب، خدا بر ایشان گمراهیِ شدیدی خواهد فرستاد تا دروغی را باور کنند، تا همهٔ کسانی که حقیقت را باور نکردند، بلکه از بیعدالتی لذت بردند، محکوم شوند. اما ما موظفیم همواره برای شما، ای برادرانِ محبوبِ خداوند، خدا را شکر کنیم؛ زیرا خدا از ابتدا شما را برای نجات، بهوسیلهٔ تقدیسِ روح و ایمان به حقیقت، برگزیده است؛ و شما را بهوسیلهٔ انجیلِ ما فرا خوانده است تا به جلالِ خداوندِ ما عیسی مسیح نایل آیید. پس، ای برادران، استوار بایستید و سنتهایی را که به شما تعلیم داده شده است، خواه به گفتار و خواه به رسالهٔ ما، محکم نگاه دارید. دوم تسالونیکیان ۲:۹-۱۵.
«پناهگاهِ دروغها»، که «گمراهیِ نیرومند» را پدید آورد، سرانجام مجازاتِ قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع را به همراه میآورد. رسول پولس گروهی را که حقیقت را دوست نمیدارند، و گروهی را که بهوسیلهٔ حقیقت تقدیس شدهاند، مشخص میکند و بدینسان به دو گروهِ مطرح در بحثِ بابِ دومِ حبقوق اشاره میکند. در باب بیستونهم، اشعیا با دوبار آوردنِ واژهٔ «آریئل» آغاز میکند که نامی دیگر برای اورشلیم است.
وای بر آریئِل، آریئِل، شهری که داوود در آن سکونت داشت! سال را بر سال بیفزایید؛ بگذارید قربانیها را ذبح کنند. اشعیا ۲۹:۱.
دو برابر شدن نمادینِ «آریل» (شهر اورشلیم)، بار دیگر با یک «وای» محکوم میشود. ذبحِ قربانیها بهصورت «سالبهسال» نمایانگر طغیانِ تدریجیای است که در سال ۱۸۶۳ آغاز شد. آیاتِ بعدی داوریای را ترسیم میکنند که در دورهٔ بحرانِ قانونِ یکشنبه بر کلیسای ادونتیستِ روز هفتم واقع خواهد شد. در آیهٔ نهم یک «شگفتی» شناسایی میشود که بر مناقشهٔ روششناسی تأکید میکند و در عینِ حال وضعیتِ سرکشِ ادونتیسم را بهعنوان عنصری از پیامِ فریادِ نیمهشب مشخص میسازد؛ پیامی که همچنین با فرشتهٔ دوم مرتبط است، همانگونه که در آیهٔ نخست با دو برابر شدنِ «آریل» نمایان گردیده است.
درنگ کنید و شگفت شوید؛ فریاد کنید و بانگ برآورید: آنان مستاند، اما نه از شراب؛ تلوتلو میخورند، اما نه از نوشیدنیِ مستکنندهٔ قوی. زیرا خداوند بر شما روحِ خوابِ گران را فرو ریخته و چشمانتان را بسته است: پیامبران و رهبرانِ شما، یعنی بینایان، را پوشانده است. و رؤیای همه نزد شما همچون سخنانِ کتابی مهرشده شده است؛ آن را به نزد کسی دانا میبرند و میگویند: از تو میخواهیم این را بخوان؛ و او میگوید: نمیتوانم، زیرا مهر شده است. و کتاب را به کسی که بیسواد است میسپارند و میگویند: از تو میخواهیم این را بخوان؛ و او میگوید: من باسواد نیستم. از اینرو خداوند گفت: چون این قوم با دهان خود به من نزدیک میشوند و با لبهای خود مرا حرمت مینهند، اما دلشان را از من دور ساختهاند، و ترسشان از من تعلیمی است که از احکامِ آدمیان آموختهاند، بنابراین، اینک، در میان این قوم کاری شگرف و شگفتانگیز انجام خواهم داد؛ زیرا حکمتِ دانایانشان نابود خواهد شد و فهمِ خردمندانشان پنهان خواهد گردید. اشعیا ۲۹:۹-۱۴.
در «مناظره»ای که در فصل بیستوهفتم ثبت شده و نمایانگر جدال میان روششناسی راستین و روششناسی باطل است، مستیِ مردان استهزاگری که بر اورشلیم حکم میرانند، بهعنوان کوریای شناسایی میشود که رهبری ادونتیسم را از فهم کتابِ مُهر و مومشده بازمیدارد. کتابهای دانیال و مکاشفه در حقیقت یک کتاباند، و بخشی از کتاب که درست پیش از بسته شدن مهلت گشوده میشود، مکاشفهٔ عیسی مسیح است. این شامل معمای «موجودِ هشتم از میان هفت» است. این با «راز»ی نمایانده میشود که در فصل دوم به دانیال برای فهم عطا شد. این همان «تاریخِ پنهانِ» هفت رعد است. این پیام اسلامِ «وای» سوم است، و پیامِ «فریادِ نیمهشب».
کتاب واحدِ دانیال و مکاشفه به کسانی داده میشود که در زمان مسیح سنهدرین نمایندهٔ آنان بود؛ کسانی که نمادِ نظامی از رهبریاند که مدعیِ پاسداری و دفاع از حقیقتِ خداست، اما در نهایت در به صلیب کشیدنِ حقیقت مشارکت میکند. نظامی که سنهدرین مظهرِ آن است، همان مردانِ استهزاگری هستند که بر اورشلیم حکم میرانند. به آنان کتابِ مُهر و مُومشده داده میشود، و پاسخِ موقر و فرهیخته و دانشورانهشان دربارهٔ معنای کتاب این است که نمیتوانند آن را بخوانند، چون مُهر و مُوم شده است. سپس به گلهای که تربیت شده است تا فقط از کسانی پیروی کند که بهعنوان رهبران از دیگران جدا شدهاند، همان کتاب داده میشود، و پاسخشان این است که تنها در صورتی آن را خواهند فهمید که مردانِ استهزاگری که بر اورشلیم حکم میرانند، سنهدرینِ آخرالایام، به آنان بگویند معنایش چیست.
روششناسیای که به ویلیام میلر و سپس به فیوچر فور آمریکا داده شد، نشانهٔ راهی در تاریخِ نبوت است. این نشانهٔ راه پرسشِ آزمونیِ مرگ و زندگی را مشخص میکند. بدون روششناسیِ درست، پیامِ بارانِ پسین «مانند سخنانِ کتابی مهر و مومشده» است. بدون پیامِ بارانِ پسین، تجربهای که آن پیام پدید میآورد دستیافتنی نیست. آن روششناسی فرایندِ قرار دادنِ خطّ نبوی بر خطّ نبوی است؛ از اینجا در کتاب مقدس و از آنجا در کتاب مقدس. جدل بر سرِ روششناسی زمانی آغاز شد که پیامِ نخست قدرت یافت، هم در تاریخهای آغازین و هم در تاریخهای پایانیِ ایامِ آخر.
در بخش آغازینِ تاریخِ جنبش میلریها، آن بحث در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ آغاز شد و در پایانِ آن تاریخ، در دورهای که جنبش فیلادلفیاییِ میلریها به جنبش لاودیکیهایِ میلریها گذار کرد، تکرار شد. آن بحث بار دیگر در تاریخِ جنبشِ لاودیکیهایِ فرشتهٔ سوم، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آغاز شد و در پایانِ آن جنبش، هنگامی که جنبشِ لاودیکیهایِ فرشتهٔ سوم به جنبشِ فیلادلفیاییِ یکصد و چهل و چهار هزار گذار میکند، تکرار میشود. در آزمون آغازینِ میلریها و آزمون پایانیِ آنان، این آزمون با شیوهٔ پیامآورِ ایلیا نمود پیدا میکرد. عیسی، بهعنوان آلفا و امگا، همواره پایان را با آغاز نشان میدهد.
اکنون روشِ خطبهخط را به کار خواهیم گرفت، وقتی در مقالهٔ بعدی بررسی خود از بابهای چهارم و پنجم کتاب دانیال را آغاز میکنیم.
هیچکس پیام حقیقیای ندارد که زمان آمدن یا نیامدن مسیح را معین کند. خاطرجمع باشید که خدا به هیچکس اختیار نداده است بگوید مسیح آمدن خود را پنج سال، ده سال یا بیست سال به تأخیر میاندازد. «پس شما نیز آماده باشید، زیرا در ساعتی که انتظار ندارید، پسر انسان میآید» (متی ۲۴:۴۴). این پیام ماست؛ همان پیامی که سه فرشتهای که در میانهٔ آسمان پرواز میکنند، اعلام میکنند. کاری که اکنون باید انجام شود، ابلاغ این آخرین پیام رحمت به جهانی سقوطکرده است. حیاتی نو از آسمان میآید و همهٔ قوم خدا را فرا میگیرد. اما در کلیسا تفرقهها پدید خواهد آمد. دو گروه شکل خواهند گرفت. گندم و علفهای هرز تا زمان برداشت با هم میرویند.
این کار ژرفتر خواهد شد و تا پایان زمان هرچه جدیتر میگردد. و همۀ کسانی که با خدا همکارند، با نهایت جدیت برای ایمانی که یکبار به مقدسان سپرده شد مجاهده خواهند کرد. آنان از پیام کنونی، که هماکنون زمین را با جلال خود روشن میکند، روی برنمیگردانند. هیچ چیز جز جلال خدا ارزش مجاهده ندارد. تنها صخرهای که پابرجا خواهد ماند، صخرۀ قرون است. حقیقت، همانگونه که در عیسی است، پناهگاه در این روزهای گمراهی است....
نبوتها گامبهگام در حال تحقق بودهاند. هرچه استوارتر زیر پرچم پیام فرشته سوم بایستیم، نبوت دانیال را روشنتر درخواهیم یافت؛ زیرا مکاشفه مکمل دانیال است. هرچه کاملتر نوری را که روح القدس از طریق خادمان وقفشده خدا عرضه میکند بپذیریم، حقایق نبوتهای باستانی عمیقتر و استوارتر، همچون تخت ابدی, نمایان خواهند شد؛ یقین خواهیم یافت که مردان خدا به الهام روح القدس سخن گفتند. انسانها خود باید زیر نفوذ روح القدس باشند تا گفتارهای روح را از طریق انبیا درک کنند. این پیامها نه برای آنان که آن نبوتها را بر زبان آوردند، بلکه برای ما که در میان صحنههای تحقق آنها زندگی میکنیم، داده شدهاند.
اگر خداوند انجام این کار را به من نسپرده بود، احساس نمیکردم که بتوانم این مطالب را ارائه کنم. غیر از شما نیز کسان دیگری هستند، و نه فقط یکی دو نفر، که مانند شما میپندارند نوری تازه یافتهاند و همگی آمادهاند آن را به مردم عرضه کنند. اما آنچه پسندیدهٔ خداست این است که نوری را که از پیش عطا شده بپذیرند و در آن سلوک کنند، و ایمان خود را بر کتاب مقدّس بنا نهند؛ همان که مواضعی را که قوم خدا در سالهای بسیار نگاه داشتهاند، تأیید میکند. انجیل جاودان باید بهواسطهٔ انسانها اعلام شود. ما باید پیامهای آن فرشتگانی را که بهصورت پروازکنان در میانهٔ آسمان به تصویر کشیده شدهاند و آخرین هشدار را به جهانی سقوطکرده میرسانند، طنینانداز کنیم. اگر فراخوانده نشدهایم که نبوّت کنیم، فراخوانده شدهایم که به نبوّتها ایمان بیاوریم و در روشن ساختن اذهان دیگر با خدا همکاری کنیم. این همان کاری است که میکوشیم انجام دهیم. پیامهای برگزیده، کتاب ۲، صفحات ۱۱۳ و ۱۱۴.