شش فصل نخستِ کتاب دانیال بیانگر تاریخچهٔ «وحشِ زمین» در مکاشفه فصل سیزدهم هستند. ایالات متحده (وحشِ زمین)، در سال ۱۷۹۸، هنگامی که پاپی (وحشِ دریا در مکاشفه فصل سیزدهم) زخمِ مرگبارِ پیشگوییشدهای دریافت کرد و به فرمانرواییِ خود بهعنوان پنجمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتاب مقدس پایان داد، بهعنوان ششمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتاب مقدس ظهور کرد.
تاریخِ وحشِ زمین، تاریخِ هشدارِ نزدیک شدنِ داوریهای خداست. در آغازِ تاریخِ وحشِ زمین، داوریِ تحقیقیِ خدا آغاز شد، و در پایانِ تاریخِ وحشِ زمین داوریِ اجراییِ خدا آغاز میشود. هشدارِ نزدیک شدنِ داوریِ تحقیقیِ خدا، در آغاز، با پیامِ فرشتهٔ نخستِ مکاشفه باب چهاردهم نشان داده شد، که در «زمانِ پایان» در سال 1798 فرا رسید. هشدارِ نزدیک شدنِ داوریِ اجراییِ خدا، در پایان، بهصورتِ پیامهای سه فرشتهٔ مکاشفه باب چهاردهم نشان داده شده است، که در «زمانِ پایان» در سال 1989 فرا رسیدند.
در هر «زمانِ پایان»، بخشی از کتاب دانیال مهر آن گشوده میشود. در آغاز تاریخِ وحشِ زمین، در سال 1798، مهرِ بابهای هفت، هشت و نهِ دانیال برداشته شد. از آن بابها بهعنوان رؤیای رودِ اولای یاد میشود. در پایان تاریخِ وحشِ زمین، در سال 1989، مهرِ بابهای ده، یازده و دوازدهِ دانیال برداشته شد. از آن بابها بهعنوان رؤیای رودِ هیدّکل یاد میشود. هرگاه کتاب دانیال مهر آن گشوده میشود، فرایندِ آزمونِ سهمرحلهای بر نسلی که در آن زمان زنده است اعمال میگردد.
و گفت: برو به راه خود، ای دانیال؛ زیرا این سخنان تا زمانِ آخر بسته و مهر شدهاند. بسیاری پاک خواهند شد، سفید خواهند گردید و آزموده خواهند شد؛ اما شریران بدکاری خواهند کرد، و هیچیک از شریران نخواهند فهمید؛ اما دانایان خواهند فهمید. دانیال ۱۲: ۹، ۱۰.
فرایند آزمونِ سهمرحلهای بر ساختارِ واژهای عبری استوار است که به «حقیقت» ترجمه میشود؛ واژهای که با ترکیبِ حرفِ نخست، سیزدهم و آخرِ الفبای عبری ساخته شده است. آن واژه هم نمایانگرِ قدرتِ خلاقهٔ خداست و هم حاملِ آن. تمامِ حقیقتِ نبوی بر پایهٔ آن واژه بنا شده است و فرایندِ آزمونِ سهمرحلهای در بابِ دوازدهمِ دانیال نیز بر همان واژه استوار است. این واژه نه تنها نمایانگرِ قدرتِ خلاقهٔ خداست، بلکه نمایانگرِ عیسی مسیح نیز هست؛ او که «حقیقت» است و نیز «اول و آخر» است، چنانکه حرفِ نخست و آخرِ الفبای عبری آن را نشان میدهند.
تاریخ آغازینِ وحشِ زمین، هنگامی که هشدارِ نزدیکشدنِ داوریِ تحقیقی در زمانِ پایان در سال ۱۷۹۸ رسید، توسط فرشتهٔ نخستِ مکاشفهٔ بابِ چهارده نشان داده میشود. پیامِ فرشتهٔ نخستِ مکاشفهٔ بابِ چهارده شامل هر سه مرحله است؛ مراحلی که حقیقتاند و فرایندِ آزمونِ سهمرحلهای را نمایندگی میکنند؛ فرایندی که، هنگام رسیدنِ فرشتهٔ نخست در سال ۱۷۹۸، نسلِ آن زمان را با خود روبهرو کرد.
و دیدم فرشتهای دیگر در میانهٔ آسمان پرواز میکرد که انجیلِ جاودان را داشت تا به ساکنانِ زمین و به هر قوم و قبیله و زبان و ملت بشارت دهد؛ و با صدای بلند میگفت: از خدا بترسید و به او جلال دهید، زیرا ساعتِ داوریِ او فرا رسیده است؛ و او را بپرستید که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید. مکاشفه ۱۴:۶، ۷.
بخشِ پایانیِ تاریخِ وحشِ زمین، وقتی که هشدارِ فرارسیدنِ داوریِ اجرایی در زمانِ پایان، در سال ۱۹۸۹، رسید، بهوسیلۀ سه فرشتۀ بابِ چهاردهمِ مکاشفه نمایانده میشود. سه فرشتۀ بابِ چهاردهمِ مکاشفه نمایندۀ سه مرحلهاند که همان حقیقتاند، و همین سه فرشته نمایندۀ فرایندِ آزمونِ سهمرحلهای نیز هستند که نسلی را که هنگامِ آمدنِ فرشتۀ سوم در سال ۱۹۸۹ زنده بود با آن روبهرو کرد.
و دیدم فرشتهای دیگر در میانهٔ آسمان پرواز میکرد که انجیل جاودانه را داشت تا آن را به ساکنان زمین، و به هر قوم و قبیله و زبان و مردمی بشارت دهد؛ و با صدای بلند میگفت: از خدا بترسید و او را جلال دهید؛ زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است؛ و او را بپرستید که آسمان و زمین و دریا و چشمههای آب را آفرید. و فرشتهای دیگر در پی او آمد و گفت: بابلِ عظیم سقوط کرد، سقوط کرد، آن شهر بزرگ، زیرا همهٔ قومها را از شراب خشم زناکاری خود نوشانید. و فرشتهٔ سوم نیز در پی آنان آمد و با صدای بلند گفت: اگر کسی وحش و تمثال او را بپرستد و نشان او را بر پیشانی یا دست خود بگیرد، همان از شراب خشم خدا خواهد نوشید، که بدون آمیختگی در جام غضب او ریخته شده است؛ و در حضور فرشتگان مقدس و در حضور بره با آتش و گوگرد عذاب خواهد شد؛ و دود عذاب آنان تا ابدالآباد برمیخیزد؛ و ایشان نه روز و نه شب آرامی ندارند، یعنی آنان که وحش و تمثال او را میپرستند و هر که نشان نام او را میپذیرد. در اینجاست شکیبایی قدیسان: ایناناند که احکام خدا و ایمانِ عیسی را نگاه میدارند. مکاشفه 14:6-12.
کتاب دانیال بر پایهٔ پیامهای سه فرشته ساختاربندی شده است. این ساختار هم سه گامِ واژهٔ عبریِ «حقیقت» است و هم فرایندِ آزمونِ متناظرِ سهمرحلهای، اما این فرایندِ آزمون بر سیر تاریخیِ وحشِ زمین در مکاشفه فصل سیزدهم (ایالات متحده) و نیز بر سیر تاریخیِ دو شاخِ آن وحشِ زمینی (جمهوریخواهی و پروتستانتیسم) گسترش مییابد. تاریخِ ایالات متحده، که از 1798 آغاز میشود و تا قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع ادامه مییابد، همان دورهٔ تاریخی است که کلیسای ادونتیستِ روز هفتم در آن وجود دارد. ازاینرو، کتاب دانیال همچنین ساختاری را دربر میگیرد که تاریخِ ادونتیسم را، که از 1798 آغاز میشود و تا قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع ادامه مییابد، به تصویر میکشد. با این کار، کتاب دانیال همان تاریخهای نبوتی را که در کتاب مکاشفه به تصویر کشیده شدهاند شناسایی میکند، و بدینسان شاهدِ نخست را فراهم میآورد که پیامِ شاهدِ دوم را به کمال میرساند. کمالِ این دو کتاب با همان پدیدهٔ نبوتی تحقق مییابد که در رابطهٔ عهدِ عتیق و عهدِ جدید وجود داشت.
تاریخِ زندگانی، مرگ و رستاخیزِ عیسی، بهعنوان پسرِ خدا، بدون شواهدِ موجود در عهدِ عتیق بهطور کامل قابل اثبات نیست. مسیح در عهد عتیق به همان روشنیِ عهد جدید آشکار است. یکی از نجاتدهندهای که خواهد آمد شهادت میدهد، و دیگری از نجاتدهندهای که مطابق آنچه انبیا پیشگویی کرده بودند آمده است. برای درکِ طرحِ رستگاری، کتبِ عهد عتیق باید بهطور کامل فهمیده شوند. این نورِ پرشکوهِ گذشتهٔ نبوی است که زندگیِ مسیح و تعالیمِ عهد جدید را با وضوح و زیبایی آشکار میسازد. معجزاتِ عیسی دلیلِ الوهیتِ او هستند؛ اما قویترین ادله بر اینکه او رهاییبخشِ جهان است، در نبوتهای عهد عتیق، در مقایسه با تاریخِ عهد جدید، یافت میشود. عیسی به یهودیان گفت: «کتابها را تفحّص کنید؛ زیرا میپندارید که در آنها حیاتِ جاودان دارید، و همانها هستند که دربارهٔ من شهادت میدهند.» در آن زمان جز نوشتههای عهد عتیق، کتابِ دیگری در میان نبود؛ پس فرمانِ نجاتدهنده روشن است. روح نبوت، جلد ۳، صفحهٔ ۲۱۱.
«تاریخِ زندگی، مرگ و رستاخیزِ عیسی» کارِ مسیح برای بشر را خلاصه میکند و گواهِ سه گام است، و آن سه گام همان «حقیقت»اند. واژهٔ عبری «حقیقت» نمایانگرِ عیسی است؛ او اوّل و آخر، آغاز و انجام، و آلفا و امگا است؛ و خودِ این واژه دربرگیرندهٔ حرفِ نخست و حرفِ آخرِ الفباست که همان معنا را نشان میدهند، زیرا همچون آلفا و امگا، عیسی پایانِ چیزی را با آغازِ آن مینمایاند. زندگی، مرگ و رستاخیزِ مسیح حقیقتاند، زیرا از جمله در قالبِ سه گام نمایانده میشوند، و گامِ نخست و گامِ آخر هر دو «زندگی»اند، چراکه «زندگی» و «رستاخیز» هر دو «زندگی»اند. حرفِ میانی در آن واژهٔ عبری، سیزدهمین حرفِ الفباست، و سیزده نمادِ شورش است، و مرگِ مسیح بهسببِ شورشِ شیطان و پسرانِ آدم رخ داد که به شورشِ او پیوستند.
درکِ مکاشفهٔ عیسی مسیح در کتاب مکاشفه اندکی پیش از پایانِ مهلتِ فیضِ انسانها گشوده میشود، و یکی از عناصرِ اصلیِ حقیقتی که در آن زمان گشوده میشود این است که مسیح «راستی» است، آلفا و امگا، که بهعنوان آلفا و امگا امضای خود را بر حقایقی مینهد که او مقرر کرده در کلامش وجود داشته باشند. وقتی خواهر وایت نوشت: «تاریخِ زندگی، مرگ و رستاخیزِ عیسی، بهعنوانِ پسرِ خدا، بدونِ شواهدی که در عهدِ عتیق موجود است، نمیتواند بهطورِ کامل اثبات شود. مسیح در عهدِ عتیق همانقدر آشکار شده است که در عهدِ جدید»، او برای آنان که خواهند دید تأیید میکند که پیامِ سه فرشته در فصلِ چهاردهمِ مکاشفه (که آن نیز بر همان سه گام، یعنی «زندگی، مرگ و رستاخیز»، استوار است)، «بدونِ شواهدِ موجود» در کتابِ دانیال «نمیتواند بهطورِ کامل اثبات شود».
او همچنین بیان میکند که کتابِ دانیال دربارهٔ بابِلی که «خواهد آمد» شهادت میدهد، در حالی که کتابِ مکاشفه، مطابقِ پیشگوییِ کتابِ دانیال، دربارهٔ بابِلی که «آمده است» شهادت میدهد. افزون بر این، این کاربرد نشان میدهد که «برای قدردانی از» کتابِ مکاشفه، کتابِ دانیال «باید بهطور کامل فهمیده شود»، زیرا «این نورِ جلالیافته» از کتابِ دانیال است «که زندگیِ مسیح و تعالیمِ» کتابِ مکاشفه را «با روشنی و زیبایی» آشکار میکند.
از سخنان او همچنین میتوان چنین دریافت که «معجزات عیسی» که در کتاب مکاشفه به تصویر کشیده شدهاند، «دلیلی بر الوهیت او» هستند؛ اما «قویترین دلایل بر اینکه او نجاتدهندهٔ جهان است» زمانی به دست میآیند که نبوتهای کتاب دانیال با «تاریخِ» کتاب مکاشفه مقایسه شوند. افزون بر این، میتوان دریافت که وقتی عیسی به یهودیان گفت: «کتابهای مقدس را تفتیش کنید؛ زیرا در آنها میپندارید حیات ابدی دارید، و همانها هستند که دربارهٔ من شهادت میدهند»، برای یهودیان معنویِ امروز، کتاب دانیال همان چیزی است که دربارهٔ مکاشفهٔ عیسی مسیح شهادت میدهد، و آن مکاشفه که درست پیش از پایان دورهٔ آزمایش مُهرش گشوده میشود، همانجاست که حیات ابدی یافت میشود.
کتاب دانیال حقایق نبوی را که در کتاب مکاشفه به کمال میرسند، بیان میکند. ساختار آن بر سه گام استوار است که واژهٔ عبریِ «حقیقت» نمایانگرشان است؛ ازاینرو خودِ کتاب برای نسلی که مهرِ این حقایق گشوده و آشکار میشود، آزمونی بهشمار میآید. خود عیسی، بهعنوان آلفا و امگا، در همان نخستین کلمات و فصلِ کتاب مکاشفه بهطور مستقیم مورد تأکید قرار میگیرد. این مقالات همچنین نشان دادهاند که فصل نخستِ دانیال از همان ساختار و ویژگیهای نبویِ پیامِ فرشتهٔ نخستِ فصل چهاردهمِ مکاشفه برخوردار است.
پیام فرشتهٔ اول و فصل نخستِ کتاب دانیال، هر دو روندِ آزمونِ سهمرحلهای را که نشانهٔ ویژهٔ آلفا و امگا است مشخص میکنند. این فصل با تسخیرِ یهودای لفظی بهدستِ بابلِ لفظی آغاز میشود، و کتاب به آخرین نبرد میان بابل و یهودا میانجامد که در شش آیهٔ پایانیِ فصل یازدهمِ دانیال نمایان شده است. در آن آیات، بابلِ روحانی به دستِ یهودای روحانی مغلوب میشود، درست هنگامی که میکائیل برمیخیزد و مهلتِ بشر بسته میشود. آن آیات، پایانِ تاریخِ نبویِ جنگ میان بابل و یهودا را نشان میدهند. در آن آیات، شفای زخمِ مهلک به تصویر کشیده میشود.
آیاتی که شفای زخمِ مرگبار را توصیف میکنند، از آیهٔ چهلمِ باب یازدهمِ دانیال آغاز میشوند که با این کلمات شروع میشود: «و در زمانِ پایان.» «زمانِ پایان» در این آیه نمایانگرِ سال 1798 است، زمانی که پاپیّت زخمِ مرگبارِ خود را دریافت کرد. سپس آیات داستانِ چگونگیِ التیامِ آن زخمِ مرگبار را بازمیگویند، آنگاه که پاپیّت چنین فتح میکند: نخست دشمنِ خود، پادشاهِ جنوب (اتحادِ جماهیرِ شوروی)، دوم متحدِ خود، سرزمینِ پرجلال (ایالات متحده)، و سوم قربانیِ خود، مصر (سازمانِ مللِ متحد). در آیهٔ چهلوپنجم، پاپیّت (پادشاهِ شمال) به پایانِ کارِ خود میرسد و هیچکس یاریاش نمیکند. داستانِ التیامِ زخمِ مرگبارِ پاپیّت در این آیات با سقوطِ پاپیّت در 1798 آغاز میشود و با خیزش و سقوطِ نهاییِ پاپیّت پایان مییابد. آیاتی که میانِ آغازِ این بخش و پایانِ آن قرار دارند، شورشی را که در میانه است مشخص میکنند.
واژهٔ عبریِ «حقیقت» از ترکیبِ حرفِ نخست، حرفِ سیزدهم و حرفِ آخرِ الفبای عبری ساخته شده است. سیزده عددی است که نمادِ سرکشی و نیز نمادِ تاریخِ میانِ آغاز و انجام است. در بخش پایانیِ نبوت در کتاب دانیال، همان نبردی که در نخستین آیاتِ کتاب به تصویر کشیده شده است، بازنمایی میشود. آن آیات فصلِ نخست را معرفی میکنند؛ جایی که فرایندِ سهمرحلهایِ آزمون را مییابیم که همان حقیقت است. سپس در همان بخشِ پایانی همان سه گام را مییابیم: از نخستین سقوطِ پاپیّت آغاز میشود و به آخرین سقوطِ پاپیّت پایان مییابد، و در میانهاش شورشِ ایامِ آخر نهفته است.
در شش آیهٔ پایانی باب یازدهم دانیال، شاهدی دوم بر حقیقت وجود دارد، زیرا نخستین قدرت جغرافیایی که پاپیّت لازم بود آن را سرنگون کند (پادشاهِ جنوب) نمادی از قدرتِ اژدهاست، همانگونه که آخرینِ آن سه قدرتِ جغرافیایی (مصر) نیز چنین است. فتحِ سهمرحلهای که برای التیام یافتنِ زخمِ مهلک لازم است، با پادشاهِ جنوب آغاز میشود که نمادِ قدرتِ اژدها، یعنی بیخدایی، است و آخرینِ آن سه قدرت، که با مصر نمایانده میشود، اصلیترین نمادِ کتابمقدسیِ بیخداییِ مرتبط با اژدهاست. در واقع، واژهای که در آیهٔ چهلِ این بخش به «جنوب» ترجمه شده، «نگب» است که گاه به «مصر» نیز ترجمه میشود. این سه مانع نشانهٔ حقیقت را دارند، زیرا نخستین مانع همان آخرین مانع است. قدرتِ میانی، سرزمینِ جلال (ایالات متحده) است. ایالات متحده همانجاست که شورشِ قانونِ یکشنبه پدید میآید، و نمادِ ایالات متحده در آغاز، سیزده مستعمره بود.
نشان آلفا و امگا سراسر کتاب دانیال را فراگرفته و شهادتی ارائه میکند که وقتی با کتاب مکاشفه در کنار هم قرار گیرد، الوهیت عیسی مسیح را تثبیت میکند. در چارچوب باب دوازدهم دانیال و فرایند آزمونِ سهمرحلهای که در نسلی رخ میدهد که مهرِ کتاب گشوده میشود؛ رد کردن مکاشفهٔ ساختارِ کتاب دانیال، به معنای قرار گرفتن در زمرهٔ کسانی است که بهعنوان شریران شناخته میشوند. در چارچوب باب چهاردهمِ مکاشفه، رد کردن مکاشفهٔ ساختارِ کتاب دانیال، به معنای قرار گرفتن در میان کسانی است که بهعنوان پرستندگانِ وحش و تمثالِ او شناخته میشوند.
کتاب مکاشفه نشان میدهد که درست پیش از پایان دورهٔ آزمایش، مهرِ مکاشفهٔ عیسی مسیح گشوده میشود، و مکاشفهٔ عیسی مسیح شامل مهرگشاییِ ساختارِ کتاب دانیال نیز هست.
دانیال که از سوی مردم، به سبب عهدهداری مسئولیتهای حکومتی و آگاهی از اسرار پادشاهیهای دارای سیطرهٔ جهانی، مورد احترام بود، از جانب خدا نیز به عنوان سفیر او گرامی داشته شد و مکاشفات بسیاری دربارهٔ اسرار اعصار آینده به او داده شد. نبوتهای شگفتانگیز او، چنانکه در فصلهای ۷ تا ۱۲ کتابی که نام او را بر خود دارد ثبت شده است، حتی برای خودِ آن نبی نیز بهطور کامل قابل فهم نبود؛ اما پیش از آنکه زحمات زندگیاش به پایان رسد، این اطمینان مبارک به او داده شد که «در آخرِ ایام» — در دورهٔ پایانی تاریخ این جهان — بار دیگر اجازه خواهد یافت در نصیب و جایگاه خود بایستد. به او داده نشده بود که همهٔ آنچه خدا از مقصود الهی آشکار کرده بود را درک کند. دربارهٔ نوشتههای نبویاش به او چنین دستور داده شد: «سخنان را پنهان کن و کتاب را مهر و موم کن»؛ اینها باید «تا زمانِ آخر» مهر و موم بماند. «به راه خود برو، ای دانیال»، فرشته بار دیگر به آن پیامرسان وفادارِ یهوه فرمان داد؛ «زیرا سخنان تا زمانِ آخر بسته و مهر و موم شده است... تو تا پایان به راه خود برو، زیرا آرام خواهی گرفت و در نصیب خود در پایانِ روزها خواهی ایستاد.» دانیال ۱۲:۴، ۹، ۱۳.
"هرچه به پایان تاریخ این جهان نزدیکتر میشویم، نبوتهایی که دانیال ثبت کرده است، چون به همان زمانی مربوط میشوند که اکنون در آن زندگی میکنیم، نیازمند توجهی ویژه از سوی ما هستند. تعالیم آخرین کتابِ نوشتههای عهد جدید نیز باید با آنها پیوند داده شود. شیطان بسیاری را بر آن داشته است که باور کنند بخشهای نبویِ نوشتههای دانیال و یوحنا، مکاشفهنگار، قابل فهم نیست. اما وعده روشن است که مطالعهٔ این نبوتها با برکتی ویژه همراه خواهد بود. «خردمندان خواهند فهمید» (آیه 10)، دربارهٔ رویاهای دانیال که میبایست در روزهای آخر مهرشان گشوده شود، گفته شد؛ و دربارهٔ مکاشفهای که مسیح برای هدایت قوم خدا در سراسر قرون به خادم خود یوحنا عطا کرد، وعده این است: «خوشا به حال کسی که میخواند، و آنان که سخنان این نبوت را میشنوند و آنچه در آن نوشته شده را نگه میدارند.» مکاشفه 1:3." پیامبران و پادشاهان، 547.
با بهکارگیری زمان آینده و خطاب به روزگار خود، خواهر وایت اظهار داشت: «هرچه به پایان تاریخ این جهان نزدیکتر میشویم»، «خردمندان خواهند فهمید» که «نبوتهایی که به دست دانیال ثبت شدهاند مستلزم توجه ویژهٔ ما هستند، زیرا به همان زمانی مربوط میشوند که در آن زندگی میکنیم». آن «مکاشفاتِ فراوانِ اسرارِ اعصارِ آینده، نبوتهای شگفتانگیز او، چنانکه به دست او در فصلهای هفت تا دوازدهٔ کتابی که به نام اوست ثبت شدهاند»، «در ایام آخر مهرگشایی خواهند شد».
وقتی مهر کتاب دانیال شکسته میشود، فرایندِ تطهیرِ سهمرحلهایای پدید میآید که نسلی را که در زمانی زنده است که شیرِ قبیلهٔ یهودا کتاب دانیال را به قومِ خود میدهد، میآزماید. در مکاشفهٔ باب ده، خواهر وایت به ما میگوید که فرشتهای که فرود آمد «کسی نبود جز عیسی مسیح». در مکاشفهٔ باب ده، آن فرشته در دست خود کتابچهای گشوده داشت که به یوحنا فرمان داده شد آن را بگیرد و بخورد. آن کتاب را شیرِ قبیلهٔ یهودا، که کسی نبود جز عیسی مسیح، از مهر گشود؛ بنابراین، کتابی که به یوحنا فرمان داده شد بخورد، همان کتابچهٔ دانیال بود.
این شیرِ قبیلهٔ یهودا بود که مُهر کتاب را گشود و مکاشفهٔ آنچه باید در این ایامِ آخر واقع شود را به یوحنا داد.
دانیال در نصیب خود ایستاد تا شهادتی را که تا زمان آخر مهر شده بود، ادا کند، زمانی که پیام فرشته نخستین باید به جهان ما اعلام شود. این امور در این روزهای آخر اهمیتی بینهایت دارند؛ اما در حالی که «بسیاری پاکیزه شده، سفید گردانیده و آزموده خواهند شد»، «شروران شرارت خواهند کرد، و هیچیک از شروران نخواهند فهمید.» چقدر این درست است! گناه، تعدی از شریعت خداست؛ و آنان که نورِ مربوط به شریعت خدا را نمیپذیرند، اعلامِ پیامهای فرشته اول، دوم و سوم را درک نخواهند کرد. کتاب دانیال در مکاشفه یوحنا مهرش گشوده میشود و ما را تا آخرین صحنههای تاریخ این زمین پیش میبرد.
«آیا برادران ما به خاطر دارند که ما در میان خطرات ایام آخر زندگی میکنیم؟ مکاشفه را در ارتباط با دانیال بخوانید. این امور را تعلیم دهید.» شهادتها برای خادمان، 115.
رد کردن آشکار شدن ساختار کتاب دانیال که اکنون مُهرش گشوده میشود، به معنای قرار گرفتن در زمرهٔ کسانی است که بهعنوان شریران شناخته میشوند. شش باب نخستِ دانیال ساختار نبویای را بنا مینهند که نمایانگر تاریخ نبویِ ادونتیسم، وحشِ برآمده از زمین، هفتاد سال نمادینِ اشعیا باب بیستوسه، دو شاخِ پروتستانتیسم و جمهوریخواهی، تاریخ نبویِ پیامهای فرشتهٔ اول و دوم، و تاریخِ پیامهای سه فرشته است. شش باب پایانیِ دانیال پیامهای نبوی را مشخص میکنند که در آغاز و پایانِ همهٔ این تاریخهای پیشگفته از مُهر گشوده میشوند.
باب اولِ کتاب دانیال، تاریخِ حرکتِ فرشتهٔ اول در آغازِ تاریخِ وحشِ زمین است. بابهای یک تا سه، تاریخِ حرکتِ فرشتهٔ سوم در پایانِ تاریخِ وحشِ زمیناند. باب چهارم باید بهعنوان آغاز، با باب اول همتراز شود؛ و بابهای پنجم و ششم، بهعنوان پایان، با بابهای یک تا سه همتراز گردند. افزایشِ معرفتی که در بابهای هفت، هشت و نه نمایانده شده، باید بهعنوان تاریخِ آغازین با باب اول همتراز شود. افزایشِ معرفتی که در بابهای ده، یازده و دوازده نمایانده شده، باید بهعنوان تاریخِ پایانی با بابهای یک تا سه همتراز شود.
خط به خط، این برنامه تاریخ آغازینِ وحشِ زمین را فصلهای یک، چهار، هفت، هشت و نه مشخص میکند. همچنین، این برنامه تاریخ پایانیِ وحشِ زمین را فصلهای یک تا سه، پنج، شش و ده تا دوازده مشخص میکند. از این رو، کتاب دانیال هم آغاز و هم پایانِ وحشِ زمین معرفی میشود.
در نتیجه میتوان آغازِ وحشِ زمین را فصلِ اولِ کتابِ دانیال دانست، زیرا فصلِ چهارم بر فصلِ اول منطبق میشود (سطر بر سطر). فصلهای هفتم، هشتم و نهم نیز بر فصلِ اول منطبق میشوند. بنابراین، آغازِ تاریخِ وحشِ زمین با فصلِ اولِ کتابِ دانیال نشان داده میشود.
همینگونه دربارهٔ پایانِ وحشِ زمین. پایانِ تاریخِ وحشِ زمین با فصلهای یک تا سه نشان داده میشود و فصلهای پنج، شش، ده، یازده و دوازده قرار است بر روی سه فصل نخست قرار گیرند (خط بر خط)، بنابراین پایانِ تاریخِ وحشِ زمین با سه فصل نخستِ دانیال نشان داده میشود.
بابِ اول آغاز را نمایندگی میکند و سپس بابهای یک تا سه پایان را نمایندگی میکنند، و این ساختارِ «یک و سپس سه» نشان میدهد که ساختارِ نبویِ کتابِ دانیال با ساختارِ نبویِ سه فرشته در مکاشفهٔ فصلِ چهارده یکسان است. آنجا، همانگونه که در دانیال، فرشتهٔ نخست نمایندهٔ تاریخی جداگانه است، اما همچنین یکسومِ تاریخِ سه فرشته نیز هست. همزمان، در حالی که این تشخیص ترکیبِ سه و یک را شناسایی و برجسته میکند، این همچنین ساختارِ کلمهٔ عبریِ «حقیقت» است که نهتنها مسیح و قدرتِ آفرینشِ خدا را نمایندگی میکند، بلکه فرایندِ آزمون و تصفیهای سهمرحلهای را نیز که هم در بابِ اولِ دانیال و سپس دوباره در بابهای یک تا سهٔ دانیال نشان داده شده است.
عیسی، که خود حقیقت است، همچنین اول و آخر است؛ و از این جهت تاریخ جنبش فرشتهٔ اول مو به مو در تاریخ سه فرشته تکرار میشود؛ از این رو از نظر نبوی رواست که سه فصل نخست دانیال را بر فصل اول دانیال منطبق کنیم، زیرا آغاز همواره پایان را تصویر میکند. آنگاه کتاب دانیال به «کتابچه»ای بدل میشود که در دست فرشته است، زیرا «کتابچه» دانیال را میتوان بهطور کامل در فصل اول دانیال بازنمایی کرد.
مطالعهٔ خود دربارهٔ کتاب دانیال را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
در زمرۀ کسانی که مأمورانِ آماده برای اجرای مفاد فرمان شاهی در پیِ آنان بودند، دانیال و دوستانش نیز بودند. چون به آنان گفته شد که طبق آن فرمان، ایشان نیز باید بمیرند، دانیال «با تدبیر و دانایی» از اریوخ، رئیس نگهبانانِ پادشاه، پرسید: «چرا این حکم از سوی پادشاه چنین شتابزده است؟» اریوخ داستان سردرگمی پادشاه از رؤیای شگفتانگیزش را، و نیز ناکامی او را در یافتن یاری از کسانی که تا آن زمان بیشترین اعتماد را به آنان داشت، برایش بازگفت. چون این را شنید، دانیال جان بر کف به حضور پادشاه درآمد و تمنا کرد مهلتی به او داده شود تا از خدای خود بخواهد خواب و تعبیرش را بر او مکشوف سازد.
پادشاه با این درخواست موافقت کرد. «سپس دانیال به خانهٔ خود رفت و ماجرا را به حننیا، میشائیل و عزریا، یارانش، آگاه ساخت.» آنان با هم از سرچشمهٔ نور و دانش طلب حکمت کردند. ایمانشان در این آگاهی استوار بود که خدا آنان را همانجا که بودند قرار داده است؛ اینکه کار او را میکنند و پاسخگوی مقتضیات وظیفهاند. در زمانهای سردرگمی و خطر همواره برای هدایت و حفاظت به او روی آورده بودند و او ثابت کرده بود که یاریِ همواره حاضر است. اکنون با دلی شکسته بار دیگر خود را به داور زمین تسلیم کردند و التماس نمودند که در این هنگامِ نیازِ ویژهشان، ایشان را رهایی بخشد. و درخواستشان بیثمر نماند. خدایی را که حرمت نهاده بودند، اکنون ایشان را حرمت نهاد. روحِ خداوند بر آنان قرار گرفت و به دانیال، «در رؤیایی شبانه»، خوابِ پادشاه و معنایش آشکار شد.
نخستین کار دانیال این بود که برای مکاشفهای که به او داده شده بود، خدا را شکر کند. او گفت: «نام خدا تا ابدالآباد مبارک باد، زیرا حکمت و قدرت از آنِ اوست؛ او زمانها و فصلها را تغییر میدهد؛ پادشاهان را برمیاندازد و پادشاهان را برمینشاند؛ به خردمندان حکمت میبخشد و به آنان که فهم دارند دانش؛ امور ژرف و نهان را آشکار میسازد؛ میداند آنچه را در تاریکی است، و نور نزد او ساکن است. تو را شکر میکنم و تو را میستایم، ای خدای پدرانم، که به من حکمت و قدرت بخشیدهای و اکنون آنچه را از تو خواستیم بر من آشکار کردهای؛ زیرا اکنون امر پادشاه را بر ما آشکار کردهای.» انبیا و پادشاهان، ۴۹۳، ۴۹۴.