آن «قدیسی که سخن گفت» در دانیال باب هشتم، آیات سیزده و چهارده، همان مسیح است به‌عنوان پلمونی. در کتاب مکاشفه، مسیح به‌عنوان آلفا و امگا معرفی می‌شود؛ عنوانی که، در کنار دیگر حقایق شگفت‌انگیز، او را زبان‌شناس شگفت‌انگیز می‌شناساند، و کتاب‌های دانیال و مکاشفه در کنار هم مسیح را به‌عنوان استاد زمان و زبان نشان می‌دهند. فهم اهمیت و ژرفای این‌که مسیح، به‌عنوان پلمونی (شماره‌کنندهٔ اسرار)، آن صفت از شخصیت خود را در دو آیه‌ای معرفی می‌کند که ستون مرکزی ادونتیسم را بنیان می‌گذارند، فراتر از توان انسان است؛ اما رازهایی که شماره‌کنندهٔ اسرار برمی‌گزیند آشکارشان کند، مسئولیت ماست که آن‌ها را بشناسیم و از آن‌ها دفاع کنیم.

چیزهای نهان از آنِ خداوند خدای ماست؛ اما آنچه آشکار شده، از آنِ ما و فرزندان ما تا ابد است تا همه سخنان این شریعت را به‌جا آوریم. تثنیه ۲۹:۲۹

رازی که مکشوف شده این است که «شمارندهٔ اسرار» (پلمونی)، همان «آن قدیسی است که سخن گفت»؛ و در آن دو آیه‌ای که او در آنها خود را آشکار می‌سازد، ستون محوری ادونتیسم مشخص می‌شود. در همان دو آیه، «شمارندهٔ شگفت» «افزایش معرفت» را که او، به‌عنوان شیرِ قبیلهٔ یهودا، در سال ۱۷۹۸ مهرش را گشود، مشخص می‌کند. در همان دو آیه، جواهرِ خوابِ میلر که نمایانگر «افزایش معرفت»اند، به راهنمایی دستِ پلمونی، بر دو لوحِ حبقوق منتشر شدند.

آنگاه شنیدم که یکی از قدیسان سخن می‌گفت، و قدیسی دیگر به آن قدیسی که سخن می‌گفت، گفت: این رؤیا درباره قربانی دائمی و تعدی ویرانگر، برای سپردن هم قدس و هم سپاه به پایمال شدن، تا چه مدت خواهد بود؟ و او به من گفت: تا دو هزار و سیصد روز؛ آنگاه قدس تطهیر خواهد شد. دانیال ۸:۱۳، ۱۴.

پس از آن‌که دانیال رؤیای نبوی دربارهٔ پادشاهی‌های پیشگویی‌شده در کتاب مقدس را دریافت کرد و سپس گفت‌وگوی آسمانیِ آیات سیزده و چهارده را شنید، کوشید «رؤیا» را درک کند.

و چنین شد که چون من، خودِ من دانیال، رؤیا را دیدم و در پی معنای آن برآمدم، ناگاه شخصی با سیمای مردی در برابرم ایستاده بود. و آوای مردی را از میان کرانه‌های اولای شنیدم که ندا داد و گفت: «ای جبرئیل، رؤیا را به این مرد بفهمان.» دانیال ۸:۱۵، ۱۶.

رؤیایی که دانیال در پی فهمِ آن است، رؤیای «chazon» است، اما رؤیای «mareh» همان است که به جبرئیل گفته می‌شود آن را برای دانیال روشن سازد. هر واقعیتی جایگاه خود را دارد، و اگر این نکته از قلم بیفتد، ساختار و طرحِ این بخش عملاً فرو می‌ریزد. در آیهٔ پانزده، هنگامی که دانیال می‌کوشد رؤیای «chazon» را بفهمد، «mareh» پنهان است، اما همچنان بازنمایی می‌شود؛ زیرا در عبارت «ظاهرِ یک مرد» (جبرئیل)، واژهٔ عبری «mareh» به «ظاهر» ترجمه شده است. در آیهٔ پانزده هر دو واژه‌ای که به «رؤیا» ترجمه شده‌اند حضور دارند. دانیال در آیهٔ پانزده می‌کوشد «chazon» را بفهمد، اما پلمونی در آیهٔ شانزده به جبرئیل فرمان می‌دهد که دانیال را از «mareh» آگاه سازد. طرح این دو آیه هدفمند است و بر پیوند و تفاوت میان این دو واژه تأکید می‌کند.

این پالمونی است که به جبرئیل فرمان می‌دهد دانیال را از «mareh» آگاه کند، زیرا آن که به جبرئیل فرمان می‌دهد همان است که بر آب ایستاده است، و جبرئیل آواز او را شنید: «صدای مردی میان کرانه‌های اولای». این رودِ اولای است که میان کرانه‌ها جاری است، و در کتاب‌مقدس این مسیح است که بر آب ایستاده است. علاوه بر این، این نیز حقیقت دارد که مسیح، به‌عنوان فرشته‌سالار، همان کسی است که به فرشتگان فرمان می‌دهد. صدای میان کرانه‌ها، صدای «آن قدیسِ معیّن» در آیهٔ سیزده است، و این کلامِ اوست که به جبرئیل فرمان می‌دهد تا دانیال را از رؤیای «mareh» آگاه سازد. در باب دوازدهمِ دانیال، مسیح بار دیگر میان کرانه‌های رود است. در باب دوازده او جامهٔ کتان بر تن دارد و به آن که تا ابد زنده است سوگند می‌خورد.

اما تو، ای دانیال، این سخنان را نهان کن و کتاب را تا زمان پایان مهر و موم کن؛ زیرا بسیاری رفت و آمد خواهند کرد و دانش فزونی خواهد یافت. آنگاه من، دانیال، نگریستم و اینک دو تن دیگر ایستاده بودند: یکی در این سوی کرانۀ رود و دیگری در آن سوی کرانۀ رود. و یکی به آن مردی که جامهٔ کتان بر تن داشت و بر فراز آب‌های رود بود گفت: پایان این شگفتی‌ها تا چه زمان خواهد بود؟ و من همان مردی را که جامهٔ کتان بر تن داشت و بر فراز آب‌های رود بود شنیدم که، چون دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان برافراشت، به آن که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد که این برای یک زمان و دو زمان و نیم زمان خواهد بود؛ و چون قدرت قوم مقدس پراکنده شود، همۀ این امور به پایان خواهد رسید. دانیال ۱۲:۴-۷.

آن مردی که «لباس کتان بر تن داشت و بر آب‌های رود ایستاده بود»، «دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان بلند کرد و به آن‌که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد»، و او همان مردی است که در فصل هشتم به جبرئیل فرمان داد. در مکاشفه، باب دهم، مسیح نیز دست خود را بالا برد و به آن‌که تا ابد زنده است سوگند یاد کرد، اما در آن‌جا بر هر دو، آب و زمین، ایستاده است.

و فرشته‌ای که دیدم بر دریا و بر زمین ایستاده بود، دست خود را به سوی آسمان بلند کرد، و به آن که تا ابدالآباد زنده است، که آسمان و آنچه در آن است، و زمین و آنچه در آن است، و دریا و آنچه در آن است آفرید، سوگند یاد کرد که دیگر زمانی نخواهد بود. مکاشفه ۱۰:۵، ۶.

فرشتهٔ نیرومندِ باب دهمِ مکاشفه، پلمونی است؛ همان که در باب هشتم از میان دو کرانۀ رود با جبرئیل سخن گفت و در باب دوازدهم مشخص کرد که «پایانِ» «شگفتی‌ها» چه زمانی رخ خواهد داد. در باب دهم مکاشفه، او همان کسی است که چون «شیر» غرّید، زیرا در آنجا به‌عنوان شیرِ قبیلۀ یهودا نمایانده شده است.

و یکی از مشایخ به من گفت: گریه مکن؛ اینک، شیرِ قبیلهٔ یهودا، ریشهٔ داود، غلبه کرده است تا کتاب را بگشاید و هفت مُهر آن را بگشاید. و نگریستم، و اینک، در میانِ تخت و چهار موجود زنده و در میانِ مشایخ، برّه‌ای ایستاده بود، چنان‌که گویی ذبح شده باشد، که هفت شاخ و هفت چشم داشت، که همان هفت روحِ خدا هستند که به تمامی زمین فرستاده شده‌اند. و او آمد و کتاب را از دستِ راستِ آن که بر تخت نشسته بود، گرفت. مکاشفه ۵:۵-۷.

چون شیرِ قبیلهٔ یهودا، مسیح بره‌ای است که غالب آمد تا کتابی را که با هفت مهر مُهر خورده بود بگشاید. چه او در کتاب دانیال بر روی آب راه می‌رود، چه در مکاشفه یک پایش بر دریاست و پای دیگرش بر زمین، هر یک از تصویرهای نبوی با زمانِ نبوتی مرتبط است. و چون شیرِ قبیلهٔ یهودا، مسیح هم کلامِ خود را مُهر می‌کند و هم آن را می‌گشاید. همان‌گونه که کتابِ دانیال را مُهر کرد، هفت رعد را نیز در فصل دهمِ مکاشفه مُهر کرد.

فرشتهٔ مقتدری که به یوحنا تعلیم داد، کسی جز خودِ عیسی مسیح نبود. اینکه پای راست خود را بر دریا و پای چپ را بر خشکی می‌نهد، نشان می‌دهد چه نقشی را در صحنه‌های پایانی نبرد عظیم با شیطان ایفا می‌کند. این موضع، قدرت و اقتدار مطلق او را بر سراسر زمین نشان می‌دهد. این جدال از عصری به عصر دیگر نیرومندتر و مصمم‌تر شده بود و تا صحنه‌های پایانی نیز چنین خواهد بود، آنگاه که کارکرد استادانهٔ قوای تاریکی به اوج خود خواهد رسید. شیطان، متحد با مردمان شریر، تمام جهان و کلیساهایی را که محبتِ حقیقت را نمی‌پذیرند فریب خواهد داد. اما آن فرشتهٔ مقتدر توجه را به خود فرامی‌خواند. او با صدای بلند فریاد می‌زند. او بناست قدرت و اقتدار صدای خود را به کسانی که با شیطان برای مخالفت با حقیقت متحد شده‌اند، نشان دهد.

پس از آنکه این هفت رعد سخن گفتند، همان فرمانی که دربارهٔ کتابچه به دانیال داده شد، به یوحنا نیز می‌رسد: «آنچه را هفت رعد گفتند مهر کن.» این‌ها مربوط به رویدادهای آینده‌اند که به ترتیب خود آشکار خواهند شد. دانیال در پایانِ روزها در قرعهٔ خود خواهد ایستاد. یوحنا کتابچه را گشوده می‌بیند. آنگاه نبوت‌های دانیال جایگاه شایستهٔ خود را در پیام‌های فرشتهٔ اول، دوم و سوم که باید به جهان ابلاغ شوند، می‌یابند. برداشته شدن مهر از کتابچه، پیامِ مربوط به زمان بود.

کتاب‌های دانیال و مکاشفه یکی‌اند. یکی نبوّت است، دیگری مکاشفه؛ یکی کتابی مُهر شده، دیگری کتابی گشوده. یوحنا اسراری را که رعدها بر زبان آوردند شنید، اما به او فرمان داده شد که آن‌ها را ننویسد.

"نور ویژه‌ای که به یوحنا داده شد و در هفت تندر بیان شده بود، ترسیمی از رویدادهایی بود که قرار بود در چارچوب پیام‌های فرشتهٔ اول و دوم رخ دهد." تفسیر کتاب مقدس ادونتیست‌های روز هفتم، جلد ۷، ۹۷۱.

مسیح، که به‌صورت پلمونی، آن مردِ بر آب‌ها در باب‌های هشت و دوازده، معرفی شده است، همان فرشتۀ نیرومندی نیز هست که کتابچه‌ای کوچک در دست دارد. او شیرِ قبیلۀ یهوداست که کلام خود را مُهر می‌نهد و مُهرش را می‌گشاید، و همان کسی است که به جبرئیل فرمان می‌دهد، زیرا او میکائیلِ فرشته‌سالار است.

اما میکائیل، رئیس فرشتگان، هنگامی که با ابلیس بر سر جسد موسی مجادله می‌کرد، جرأت نکرد علیه او اتهامی توهین‌آمیز بیاورد، بلکه گفت: خداوند تو را توبیخ کند. یهودا ۱:۹

میخائیل نام مسیح است، و این نام نشان می‌دهد که او نه‌تنها فرمانده فرشتگان است، بلکه همان کسی است که قدرت برخیزاندن مردگان را نیز دارد. نام میخائیل یعنی «کیست مانند خدا؟». وقتی نبوکدنصر کسی را که شبیه پسر خدا بود در کوره، همراه با آن سه مرد شایسته، دید، در واقع میخائیل را دید. و میخائیلِ رئیس فرشتگان همچنین سرور قوم خداست؛ همان که شاخ کوچکِ رومِ بت‌پرست در هنگام صلیب بر ضد او خود را بزرگ ساخت، در تحققِ دانیال باب هشت، آیهٔ یازده.

اما آنچه در کتاب راستی نوشته شده است، به تو نشان خواهم داد؛ و در این امور کسی نیست که با من همراهی کند، جز میکائیل، رئیس شما. دانیال ۱۰:۲۱

این میکائیل است که بر فرشتگان فرمان می‌راند، مردگان را زنده می‌کند و زمان پایان مهلت را تعیین می‌کند.

«و در آن زمان میکائیل، آن شهزادهٔ بزرگ که برای فرزندان قوم تو ایستاده است، برخواهد خاست؛ و زمانی از تنگی خواهد بود، چنان‌که از زمانی که امتی به وجود آمده تا همان زمان هرگز نبوده است؛ و در آن زمان قوم تو رهایی خواهند یافت، هر که نامش در کتاب نوشته باشد.» وقتی این زمان تنگی فرا برسد، سرنوشت همه تعیین می‌شود؛ دیگر مهلتی در کار نیست، دیگر برای توبه‌نکردگان رحمتی نیست. مُهر خدای زنده بر قوم اوست. این باقی‌ماندهٔ کوچک، که در نبردی مرگبار با قدرت‌های زمین ـ که به‌وسیلهٔ لشکر اژدها صف‌آرایی شده‌اند ـ توان دفاع از خود را ندارند، خدا را مدافع خود می‌سازند. فرمان از سوی عالی‌ترین مرجع زمینی صادر شده است که آنان باید وحش را پرستش کنند و نشان او را بپذیرند، وگرنه به مجازاتِ آزار و مرگ دچار خواهند شد. خدا اکنون قوم خود را یاری دهد، زیرا آنگاه در چنین نبرد هولناکی بدون مدد او چه می‌توانند کرد! گواهی‌ها، جلد ۵، ۲۱۲.

راز نهایی که شیرِ قبیلهٔ یهودا می‌گشاید، مکاشفهٔ عیسی مسیح است، و دربردارندهٔ این حقیقت است که او بر طرح و ساختارِ هر جزء از کلامِ نبویِ خود تسلط دارد. آن مردِ کتان‌پوش که بر آب‌ها ایستاده است، دست خود را بالا می‌برد و به آن که تا ابد زنده است سوگند می‌خورد، و چون شیری فریاد برمی‌آورد و بدین‌سان سبب می‌شود هفت تندر آواز خود را برآورند، همان کسی است که کتابِ دانیال را مُهر و موم می‌کند و هفت تندرِ مکاشفه را مُهر و موم می‌کند. او همان کسی است که کتابِ مُهرشده با هفت مُهر را می‌گشاید، قدرتِ زنده‌کردنِ مردگان را دارد، و شهزادهٔ عظیمی است که برمی‌خیزد و پایانِ مهلت را اعلام می‌کند. وقتی پلمونی به جبرائیل فرمان داد که دانیال را به فهمِ رؤیای «mareh» برساند، منظورش دقیقاً همان بود.

او به جبرئیل فرمان نداد که رؤیای «chazon» را به دانیال بفهماند. رؤیای «chazon» همان رؤیای پادشاهی‌های نبوت کتاب مقدس در باب هشتمِ دانیال، آیات ۱ تا ۱۲ است و همچنین همان «رؤیا»یی است که در آیهٔ ۱۳، در قالب پرسشی دربارهٔ مدت‌زمان، به آن اشاره شده است: «این رؤیا تا چه مدت دوام خواهد داشت؟» رؤیای «chazon» به قدرت‌های ویرانگرِ «دائمی» (پاگانیسم) و «تعدی» (پاپیسم) مربوط است که قدس‌گاه و لشکر را پایمال می‌کنند.

آنگاه شنیدم که یکی از مقدسان سخن می‌گفت، و مقدس دیگری به آن مقدسی که سخن می‌گفت گفت: تا به کِی رؤیا دربارهٔ قربانیِ دائمی و معصیتِ ویرانگر خواهد بود، تا قدس و لشکر هر دو برای پایمال شدن سپرده شوند؟ دانیال ۸:۱۳.

مسیح، به‌عنوان پالمونی (شمارنده شگفت‌انگیز)، مورد پرسش قرار می‌گیرد که "تا چه مدت" رؤیای "chazon" خواهد بود، و او پاسخ می‌دهد: "تا دو هزار و سیصد روز؛ آنگاه قدس تطهیر خواهد شد." سپس دانیال می‌خواهد رؤیای "chazon" را که مربوط به "قربانی دائمی و تعدیِ ویرانگری، تا هم قدس و هم لشکر پایمال شوند" است، درک کند. اما به جبرئیل فرمان داده شد که دانیال را از رؤیای "mareh" آگاه سازد. هر واقعیتی در کلام خدا ارتباط و اهمیت خود را دارد. رؤیای "mareh" همان رؤیای شامگاهان و بامدادان است که در آیه بیست‌وشش مشخص شده است.

و رویای شام و صبح که گفته شد، درست است؛ ازاین‌رو این رویا را مهر کن، زیرا برای روزهای بسیار خواهد بود. دانیال ۸:۲۶

واژهٔ «vision» در این آیه دو بار آمده است. اشارهٔ نخست به رؤیای «mareh» است و دومی به رؤیای «chazon». رؤیای «mareh» همان رؤیای «the evening and mornings» است. عبارت عبریِ «evening and mornings» غالباً در کتاب مقدس یافت می‌شود و همواره مانند آیهٔ بیست‌وشش به صورت «evening and mornings» ترجمه می‌شود. تنها جایی در کتاب مقدس که آن را متفاوت از «evening and mornings» ترجمه کرده‌اند، آیهٔ چهارده است که در آن صرفاً به صورت «days» ترجمه شده است. متن عبریِ آیهٔ چهارده در واقع چنین است: «Unto twenty-three hundred evenings and mornings.»

آیه‌ای که ستونِ مرکزیِ ادونتیسم است، تنها آیه‌ای در کلامِ خداست که در آن «شام‌ها و صبح‌ها» به‌سادگی به‌صورت «روزها» بیان شده است. هر واقعیتی دلالتِ خود را دارد و اگر هیچ چیزِ دیگری هم نباشد، روشن است که پلمونی عمداً آن آیه را برجسته کرده بود. او این کار را با هدایتِ ذهنِ کسانی که کتاب مقدس کینگ جیمز را ترجمه کردند انجام داد تا آن عبارت را متفاوت از آن‌گونه که همیشه در کلامِ او نوشته می‌شود، بنویسند. نکته‌ای که باید از این واقعیت دریافت، این است که وقتی به جبرئیل گفته می‌شود معنای رؤیای «mareh» را به دانیال بفهماند، به او گفته می‌شود معنای رؤیای ظهورِ ۱۸۴۴ را به دانیال بفهماند، نه رؤیای «chazon» دربارهٔ لگدمال‌شدنِ مقدس‌گاه و سپاه.

رؤیای «شام‌ها و بامدادها» دربارهٔ ظهوری است که با آغاز تطهیر قدس در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ رخ داد. رؤیای ظهورِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ دربارهٔ پایمال شدنِ قدس نیست، بلکه دربارهٔ تطهیرِ قدس است. آیا در آن تاریخ ظهوری نبوی رخ داد؟

آمدن مسیح به‌عنوان کاهن اعظمِ ما به قدس‌الاقداس، برای تطهیر قدس، که در دانیال ۸:۱۴ بیان شده است؛ آمدن پسر انسان نزد قدیم‌الایام، چنان‌که در دانیال ۷:۱۳ ارائه شده است؛ و آمدن خداوند به هیکل خود، که ملاکی آن را پیشگویی کرده است، همگی توصیفِ یک رویداد واحدند؛ و این همچنین با آمدن داماد به عروسی، که مسیح آن را در مَثَلِ ده باکره در متی ۲۵ توصیف کرده است، نشان داده شده است. مناقشه عظیم، ۴۲۶.

به جبرئیل مأموریت داده شد که دانیال را از ظهورِ پیشگویی‌شدهٔ مسیح در هیکلِ او در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آگاه کند. به همین دلیل، جبرئیل برای تاریخِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ گواهِ دوم به دانیال داد، زیرا او همهٔ نویسندگانِ کتاب مقدس را هدایت کرد تا به‌نوعی آن اصلِ کتاب مقدسی را ثبت کنند که مقرر می‌دارد حقیقت بر شهادتِ دو شاهد برقرار می‌شود. اگر قرار بود جبرئیل دانیال را متوجهِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ کند، به گواهِ دوم نیاز داشت تا «رویای ظهور» را تثبیت کند.

جبرئیل کار خود را نخست با پرداختن به میل دانیال برای درکِ رویای "chazon" آغاز می‌کند و این کار را با مشخص کردنِ این‌که رویای "chazon" همان رویایی است که در "وقتِ آخر" در سال 1798 به پایان می‌رسد، انجام می‌دهد.

و آواز مردی را شنیدم که میان کرانه‌های اولای بود و ندا داد و گفت: «ای جبرئیل، این مرد را در فهم رؤیا یاری کن.» پس به نزدیکی جایی که ایستاده بودم آمد؛ و چون آمد، ترسیدم و بر روی خود افتادم. اما به من گفت: «بفهم، ای پسر انسان، زیرا رؤیا برای زمانِ پایان است.» دانیال ۸:۱۶، ۱۷.

"رؤیا" در آیهٔ پیشین، یعنی "در زمانِ پایان"، همان رؤیای "chazon" است، و "زمانِ پایان" در کتاب دانیال سال 1798 است. این همان "رؤیا"یی است که دانیال در پی فهم آن بود، اما آن "رؤیایی" نبود که به جبرئیل گفته شده بود آن را به دانیال بفهماند. برای آن، جبرئیل گواه دومی فراهم خواهد آورد.

پس به جایی که ایستاده بودم نزدیک شد؛ و چون رسید، ترسیدم و به روی خود بر زمین افتادم؛ اما به من گفت: بفهم، ای پسر انسان؛ زیرا این رؤیا برای زمانِ پایان است. اکنون، هنگامی که با من سخن می‌گفت، با صورتم رو به زمین در خوابی عمیق بودم؛ اما مرا لمس کرد و برپایم داشت. و گفت: اینک، تو را آگاه خواهم ساخت که در پایانِ غضب چه خواهد شد؛ زیرا پایان در زمانِ مقرر خواهد بود. دانیال ۸:۱۷-۱۹.

جبرئیل کارِ محول‌شده‌اش را با این آغاز می‌کند که به دانیال می‌گوید: «بنگر»، یعنی او را فرامی‌خوانَد که به واقعیت بعدی توجه کند. واقعیت بعدی این است که «آخرین غضب»، از میان دو «هفت بار» در لاویان فصل بیست‌وشش، در سال ۱۸۴۴ به پایان می‌رسد. «آخرین غضب» مستقیماً به‌عنوان یک نبوت زمانی معرفی می‌شود، زیرا «زمانی مقرر» دارد که در آن «پایان» یابد. «غضب» باید نمایانگر یک دوره زمانی باشد، زیرا برای پایانش «زمانِ مقرر» تعیین شده است. اگر «غضب» صرفاً نقطه‌ای در زمان بود، پایانی نمی‌داشت؛ تنها همان نقطه‌ای بود که در آن روی می‌داد.

«خشم» نقطهٔ پایانِ مشخصی داشت؛ بنابراین پایانِ یک دورهٔ زمانی را نشان می‌دهد. این دورهٔ زمانی با عنوان «خشمِ آخر» معرفی شده است. اگر آخری هست، پس اولی نیز باید باشد. «خشمِ اوّل» در باب یازدهمِ دانیال شناسایی شده است، و در آنجا نیز دوره‌ای زمانی است، زیرا پاپیّت بنا بود تا پایانِ «خشم» «عمل کند و کامیاب شود».

و برخی از خردمندان خواهند افتاد تا آزموده شوند و پاک و سفید گردند، حتی تا زمانِ پایان؛ زیرا هنوز برای زمانی مقرر است. و پادشاه مطابق ارادهٔ خود عمل خواهد کرد؛ خود را برخواهد افراشت و خود را بالاتر از هر خدایی بزرگ خواهد ساخت، و بر ضدِ خدای خدایان سخنانِ عجیب خواهد گفت، و تا زمانی که خشم به انجام رسد کامیاب خواهد بود؛ زیرا آنچه مقرر شده است انجام خواهد شد. دانیال ۱۱:۳۵، ۳۶.

در این دو آیه، پادشاهی که مطابق ارادهٔ خود عمل می‌کند و خود را برمی‌افرازد، موضوع بحث است. آیهٔ سی‌وششم همان آیه‌ای است که پولس آن را به‌صورت اقتباس آزاد بازگو می‌کند، هنگامی که «مرد گناه» را معرفی می‌کند که در هیکل خدا نشسته و خود را خدا می‌نمایاند. آزار و تعقیبِ دوران تاریکِ قرون وسطا از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ در آیهٔ سی‌وپنجم مشخص شده است، و این روند تا «زمان پایان» که ۱۷۹۸ بود، یعنی «موعد مقرر»، ادامه می‌یابد. سپس آیهٔ سی‌وششم بیان می‌کند که نهاد پاپی «کامیاب» خواهد بود «تا زمانی که غضب به انجام رسد». این آیه تصریح می‌کند که نهاد پاپی تا سال ۱۷۹۸ کامیاب بود؛ در آن مقطع، نخستین «غضب» «به انجام رسیده بود». کلام نبویِ خدا «مقرر کرده بود» که نهاد پاپی به‌مدت هزار و دویست و شصت سال ادامه یابد، تا ۱۷۹۸ که «زمان پایان» بود.

«نخستین «غضب» در سال 1798 پایان یافت و «آخرین غضب» در سال 1844 پایان یافت. هر دو غضب به‌صورت دوره‌هایی از زمان ارائه شده‌اند که پایان‌های مشخصی داشتند؛ بنابراین هر دو به‌عنوان نبوت‌های زمانی شناخته می‌شوند. جبرئیل به فرمان پلمونی مأمور شد تا دانیال را به فهم رؤیای «ظهور» («mareh») مربوط به «عصرها و صبح‌ها» (روزها) که 22 اکتبر 1844 را مشخص می‌کرد، برساند، و او این کار را با ارائهٔ شاهدی دوم برای آن تاریخ انجام داد.»

رؤیای «chazon» در آیهٔ سیزدهم که دانیال می‌خواست آن را درک کند، رؤیای پایمال‌کردن بود که در «زمانِ پایان» در سال ۱۷۹۸ پایان یافت. رؤیای «mareh» در آیهٔ چهاردهم با ظهور مسیح در قدس‌الاقداس در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ پایان یافت، در تحققِ نبوتِ زمانیِ دو هزار و سیصد سال، و نیز تحققِ نبوتِ زمانیِ دو هزار و پانصد و بیست سال. هر دو آن نبوت‌های زمانی بر لوح‌های مقدسِ حبقوق ترسیم شده‌اند که به گفتهٔ خواهر وایت به دستِ خداوند هدایت شده بودند و نباید تغییر داده شوند.

ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.

ما درس‌های بسیاری برای آموختن داریم، و بسیارِ بسیار چیزها را نیز باید از نو بیاموزیم و آموخته‌های پیشین را کنار بگذاریم. تنها خدا و آسمان خطاناپذیرند. کسانی که می‌پندارند هرگز لازم نخواهد شد از دیدگاهی عزیز دست بکشند، هرگز پیش نخواهد آمد که رأیی را دگرگون کنند، ناامید خواهند شد. تا زمانی که با سرسختیِ مصمم به اندیشه‌ها و آرای خود می‌چسبیم، نمی‌توانیم به آن یگانگی دست یابیم که مسیح برایش دعا کرد. Review and Herald، 26 ژوئیه 1892.