بهگواهِ چندین شاهد ثابت شده است که در تاریخ و در نبوت، روم همواره بهعنوان هشتم پدیدار میشود و از آنِ هفت است. معمای نبویِ این نماد، بخشی از چیزهایی است که شیرِ قبیلهٔ یهودا درست پیش از پایان مهلت مُهر آنها را میگشاید. مسیح هرگز تغییر نمیکند، و در نخستین ناامیدی و ناامیدیِ بزرگِ تاریخِ میلریها، حقیقتی را آشکار کرد که راز آن ناامیدی را توضیح میداد.
پس از نخستین ناامیدی در تاریخ میلرایان، او دست خود را از اشتباهی در برخی از اعدادِ درجشده بر نمودار ۱۸۴۳ برداشت. آن اشتباه نمایانگرِ بدفهمیِ نبویای بود که آن ناامیدی را پدید آورد. سرانجام میلرایان به سلسلهای از دریافتها رهنمون شدند که تاریخ آغازِ دو هزار و سیصد روز را بهطور قاطع تثبیت کرد. با داشتن نقطهٔ شروعی محکم که عمدتاً بر تاریخِ صلیب مبتنی بود، آنان سپس دیدند که همان شواهدِ نبوی که برای تعیین ۱۸۴۳ به کار میگرفتند، در واقع نهتنها ۱۸۴۴، بلکه خودِ روزِ ۲۲ اکتبرِ ۱۸۴۴ را نیز مشخص میکند.
پس از نومیدیِ دوم و بزرگ، خداوند بار دیگر حقیقتی را آشکار ساخت که پاسخگوی همهٔ معضلاتِ نبویِ ناشی از اعلانِ نادرستِ آنان ـ مبنی بر اینکه ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بازگشتِ دومِ مسیح است ـ بود. خداوند موضوعِ مقدسگاه و حقایقِ مرتبط با آن را گشود و نومیدیِ بزرگ تبیین شد.
بهعنوان یک قوم، باید دانشپژوهانی جدیِ نبوت باشیم؛ نباید آرام بگیریم تا زمانی که نسبت به موضوعِ قدس، که در رویاهای دانیال و یوحنا مطرح شده است، بصیر و آگاه شویم. این موضوع نور فراوانی بر وضعیت و کارِ کنونی ما میافکند و به ما دلیلِ غیرقابلانکاری میدهد که خدا در تجربههای گذشتهمان ما را هدایت کرده است. این موضوع سرخوردگی ما در سال ۱۸۴۴ را توضیح میدهد و به ما نشان میدهد که قدسی که باید تطهیر میشد، زمین نبود، چنانکه پنداشته بودیم، بلکه مسیح در آن زمان به بخشِ قدسالاقداسِ قدسِ آسمانی وارد شد و در آنجا در حال انجامِ کارِ پایانیِ خدمتِ کاهنیِ خویش است، برای تحققِ کلامِ فرشته به پیامبر دانیال: «تا دو هزار و سیصد روز؛ آنگاه قدس تطهیر خواهد شد.»
ایمان ما در ارتباط با پیامهای فرشتگان اول، دوم و سوم درست بود. نشانههای بزرگ راهی که از آنها گذشتهایم، تکانناپذیرند. هرچند سپاهیان دوزخ بکوشند آنها را از بنیادشان برکنند و در اندیشهٔ اینکه کامیاب شدهاند شادی پیروزی کنند، باز هم کامیاب نمیشوند. این ستونهای حقیقت چون کوههای جاودانه استوار میایستند، بیآنکه همهٔ تلاشهای آدمیان، در کنار شیطان و سپاهش، آنها را به حرکت درآورد. ما میتوانیم بسیار بیاموزیم و باید پیوسته کتاب مقدس را بکاویم تا ببینیم آیا این امور چنین است یا نه. اکنون چشمان قوم خدا باید بر قدس آسمانی دوخته باشد؛ جایی که در آن، خدمت نهایی کاهن اعظم بزرگ ما در کار داوری در جریان است؛ همانجا که او برای قوم خود شفاعت میکند. Review and Herald، 27 نوامبر 1883.
ناامیدی شاگردان در هنگام مصلوب شدن بر برداشت نادرستی از آن پادشاهی مبتنی بود که مسیح قرار بود بر صلیب برپا کند. خدمت های یوحنای تعمیددهنده و پولس رسول دربرگیرنده تبیین این بود که تدبیر اسرائیل جسمانی و قدس زمینی به اسرائیل روحانی و قدس آسمانی انتقال یافته بود. شیر سبط یهودا همواره ناامیدی را برای «حکیمان» توضیح می دهد. توضیح معمای نبوی اینکه روم «هشتم است، اما از هفت است»، بخشی از کاری است که شیر سبط یهودا برای توضیح ناامیدی ۱۸ ژوئیه ۲۰۲۰ انجام می دهد.
پیروان میلر، روم را بهعنوان پادشاهی چهارم در نبوتهای کتاب مقدس میدیدند و تمایز میان بتپرستی و پاپیگری را تشخیص میدادند، اما نتوانستند روم پاپی را پادشاهی پنجمِ نبوتهای کتاب مقدس ببینند. اندکی پس از ۱۸۴۴، پیشگامان دریافتند که ایالات متحده پادشاهی بعدیِ نبوتهای کتاب مقدس است.
آن شناخت در نمودار پیشگام ۱۸۵۰ بازنمایی شده است، اما توانایی آنان برای تشخیص تصویر کامل پادشاهیهای مطرح در نبوتهای کتاب مقدس، چنانکه در باب هفدهم کتاب مکاشفه نمایانده شده است، فراتر از حدّ فهمشان بود؛ زیرا آنان پس از ردِ «هفت زمان» در سال ۱۸۶۳، به سرگردانی در بیابان لائودکیه افتادند.
تاریخ اسرائیل باستان نمونهای چشمگیر از تجربهٔ گذشتهٔ جماعت ادونتیست است. خدا قوم خود را در جنبش ظهور رهبری کرد، همانگونه که فرزندان اسرائیل را از مصر هدایت نمود. در سرخوردگی بزرگ، ایمانشان آزموده شد، همانگونه که ایمان عبرانیان کنار دریای سرخ آزموده شد. اگر همچنان به آن دستِ راهنما که در تجربهٔ گذشته با آنان بود اعتماد کرده بودند، نجاتِ خدا را دیده بودند. اگر همهٔ کسانی که در ۱۸۴۴ متحدانه در این کار زحمت کشیده بودند، پیام فرشتهٔ سوم را پذیرفته و آن را در قدرت روحالقدس اعلام کرده بودند، خداوند بهگونهای توانمندانه در کنار مساعی ایشان عمل کرده بود. سیلی از نور بر جهان فرو ریخته بود. سالها پیش ساکنان زمین هشدار یافته بودند، کار پایانی به اتمام رسیده بود، و مسیح برای رهایی قوم خود آمده بود.
این ارادهٔ خدا نبود که اسرائیل چهل سال در بیابان سرگردان شود؛ او میخواست آنان را مستقیماً به سرزمین کنعان هدایت کند و ایشان را در آنجا، بهصورت قومی مقدس و سعادتمند، مستقر سازد. اما «به سبب بیایمانی نتوانستند داخل شوند.» عبرانیان ۳:۱۹. بهسبب لغزش و ارتدادشان در بیابان هلاک شدند، و دیگرانی برانگیخته شدند تا به سرزمین موعود وارد شوند. به همین صورت، این ارادهٔ خدا نبود که آمدن مسیح تا این اندازه به تأخیر افتد و قوم او سالیان بسیار در این دنیای گناه و اندوه بمانند. اما بیایمانی آنان را از خدا جدا کرد. چون از انجام کاری که برایشان مقرر کرده بود سر باز زدند، دیگرانی برانگیخته شدند تا پیام را اعلام کنند. عیسی از سر رحمت نسبت به جهان، آمدن خود را به تأخیر میاندازد تا گناهکاران فرصت یابند هشدار را بشنوند و پیش از آنکه غضب خدا فرو ریخته شود، در او پناهی بیابند. مناقشه عظیم، ۴۵۸.
جیمز و الن وایت هر دو تشخیص دادند که این جنبش در سال ۱۸۵۶ به وضعیت لاودیکیایی گذار کرده بود، و در عبارت پیشین او تصریح میکند که «اگر همهٔ کسانی که در سال ۱۸۴۴ بهطور متحدانه در این کار خدمت کرده بودند، پیام فرشتهٔ سوم را پذیرفته و آن را با قدرت روحالقدس اعلام کرده بودند، خداوند بهگونهای نیرومند با تلاشهایشان عمل مینمود.» سپس میگوید: «به همین صورت»، «پسرفت و ارتدادی» که اسرائیل باستان از خود نشان داد، باعث شد اسرائیل باستان «در بیابان هلاک شود.» این عبارت بیان میکند که ادونتیسمِ لاودیکیایی در همان دورهای که کسانی که پیام فریاد نیمهشب را اعلام کرده بودند هنوز زنده بودند، سرگردانی در بیابان را آغاز کرد.
امروز الهیدانان (عالمان) برای باب هفدهم کتاب مکاشفه کاربردهای گوناگونی را شناسایی میکنند که یا از روششناسیِ آیندهگراییِ ابداعشده بهدست یسوعیان سرچشمه میگیرد یا از رویههای الهیاتیِ فاسدِ پروتستانتیسمِ مرتد. نمادهای باب هفدهم کتاب مکاشفه بسیار سادهاند. ما نمادهای لازم را شناسایی کردهایم؛ پس به پادشاهیهایی که در آنجا نمایانده شدهاند بازمیگردیم و آنها را با پادشاهیهای باب دوم کتاب دانیال منطبق میکنیم، زیرا عیسی همواره پایانِ چیزی را با آغازِ آن نشان میدهد.
و هفت پادشاهاند: پنج سقوط کردهاند، یکی هست، و دیگری هنوز نیامده است؛ و چون بیاید، باید اندک زمانی بماند. و آن وحش که بود و نیست، خود او هشتمی است و از آن هفت است و به هلاکت میرود. و آن ده شاخ که دیدی، ده پادشاهاند که هنوز پادشاهی دریافت نکردهاند؛ اما با آن وحش همچون پادشاهان برای یک ساعت قدرت مییابند. مکاشفه ۱۷:۱۰-۱۲.
در آیهٔ سوم، یوحنا بهطور روحانی به سال ۱۷۹۸ برده شد. از آن منظر تاریخی به او گفته شد که پنج پادشاهی پیشتر سقوط کرده بودند. آن پادشاهیها عبارت بودند از: بابل، ماد و پارس، یونان، رومِ بتپرست و رومِ پاپی. ویلیام میلر نتوانست این بخش از باب هفدهم را بگشاید، زیرا تشخیص نمیداد که رومِ پاپی پادشاهیای متمایز از رومِ بتپرست است. با اینحال این توالی در بابهای دوازده و سیزده مکاشفه مطرح شده است، زیرا اژدها در باب دوازدهم نمایندهٔ رومِ بتپرست بود، و وحشی که در باب سیزدهم از دریا برآمد، پاپیگری بود و وحشِ زمین ایالات متحده است. خواهر وایت هر سهٔ این وحوش را بهعنوان اژدها، وحش و نبیِ کاذب معرفی میکند. او با ارائهٔ شهادتش ترتیب پادشاهیها را مشخص میکند، و این ترتیب با تطبیقی که ما از باب هفدهم مکاشفه ارائه میکنیم، همخوانی دارد.
در قالب نمادهایِ یک اژدهای بزرگِ سرخ، وحشِ پلنگگونه، و وحش با شاخهایی مانندِ شاخهای بره، حکومتهای زمینی که بهویژه به لگدمال کردن شریعت خدا و آزار رساندن به قوم او میپرداختند، به یوحنا نشان داده شدند. این جنگ تا پایان زمان ادامه دارد. قوم خدا، که با زنی مقدس و فرزندانش نمادپردازی شده بودند، بهعنوان اقلیتی بسیار اندک معرفی شدند. در ایام آخر تنها باقیماندهای هنوز وجود داشت. یوحنا دربارهٔ اینان چنین میگوید: «آنان که احکام خدا را نگاه میدارند و شهادت عیسی مسیح را دارند.»
از راه بتپرستی، و سپس از راه پاپیّت، شیطان در طول قرنهای بسیار قدرت خود را به کار گرفت تا شاهدان وفادار خدا را از روی زمین محو کند. بتپرستان و پاپیان به همان روحِ اژدها برانگیخته میشدند. تفاوتشان تنها در این بود که پاپیّت، با تظاهر به خدمت خدا، دشمنی خطرناکتر و بیرحمتر بود. بهوسیلهٔ کاتولیسیسمِ رومی، شیطان جهان را به اسارت گرفت. کلیسایی که ادعای انتساب به خدا داشت به صفوف این فریب کشیده شد، و بیش از هزار سال قوم خدا زیر خشم اژدها رنج کشیدند. و هنگامی که پاپیّت، که قدرتش از او سلب شده بود، ناچار شد از تعقیب و آزار دست بردارد، یوحنا دید که قدرتی نو سر برمیآورد تا پژواکِ صدای اژدها باشد و همان کارِ ظالمانه و کفرآمیز را دنبال کند. این قدرت، آخرینی که قرار است بر ضد کلیسا و شریعت خدا جنگ برانگیزد، نمادش حیوانی با شاخهای برهگون بود.
اما ترسیم قاطع قلم نبوت پرده از تغییری در این صحنهٔ آرام برمیدارد. وحشی با شاخهایی چون برّه با صدای اژدها سخن میگوید و «همهٔ قدرتِ وحشِ نخستین را در حضور او به کار میگیرد.» نبوّت اعلام میکند که او به ساکنان زمین خواهد گفت که باید برای وحش تمثالی بسازند، و اینکه «همگان را، چه خرد و چه بزرگ، چه ثروتمند و چه فقیر، چه آزاد و چه برده، وادار میکند تا نشانی بر دست راستشان یا بر پیشانیشان بپذیرند؛ و اینکه هیچکس نتواند بخرد یا بفروشد، مگر آنکه آن نشان، یا نامِ وحش، یا شمارهٔ نامِ او را داشته باشد.» بدینسان پروتستانیسم در پیِ دستگاه پاپ گام مینهد. نشانههای زمانه، ۱ نوامبر ۱۸۹۹.
در پاراگراف نخستِ آخرین فراز، خواهر وایت، رومِ بتپرست، رومِ پاپی و ایالات متحده را «دولتهای زمینی» معرفی میکند. در پاراگراف دوم، او مشخص میکند که این دولتها بهصورت پیاپی بودهاند، هنگامی که میگوید: "از طریق بتپرستی، و سپس از طریق پاپیّت"، و "وقتی پاپیّت، که از نیروی خود تهی شده بود، ناچار شد از آزار و شکنجه دست بردارد، یوحنا نیرویی نو را دید که سر برمیآورد تا پژواک صدای اژدها باشد و همان کارِ بیرحمانه و کفرآمیز را پیش ببرد." اما او در آنجا متوقف نمیشود، زیرا در پاراگراف سوم تصریح میکند که ایالات متحده قرار بود پادشاهی دیگری را بر سراسر جهان تحمیل کند. او میگوید: "وحش با شاخهای برّهگون با صدای اژدها سخن میگوید و 'تمام قدرتِ وحشِ نخستین را در حضور خود به کار میبندد.' نبوت اعلام میکند که او به ساکنان زمین خواهد گفت که باید تصویری برای آن وحش بسازند."
فصلهای دوازده و سیزدهِ مکاشفه، رومِ بتپرست، رومِ پاپی، ایالات متحده و تصویر جهانیِ وحش را که بهوسیلهٔ ایالات متحده برپا میشود، مشخص میکنند. تعریف «تصویرِ وحش» ترکیبِ کلیسا و دولت است، و اینکه تمام جهان تصویری از وحش برپا کند، بنا بر تعریف نشان میدهد که در روزهای آخر، حکومتی واحدِ جهانی بر سراسر زمین تحمیل خواهد شد. آن پادشاهی از دولت و کلیسا تشکیل خواهد شد و کلیسا بر این رابطه حاکم خواهد بود. فصلهای دوازده و سیزدهِ مکاشفه چهار پادشاهیِ پیدرپی را مشخص میکنند، و همان پادشاهیها در فصل هفده و نیز در فصل دومِ کتاب دانیال بیان شدهاند.
در سال ۱۷۹۸، یوحنا دید که پنج پادشاهیِ نخستِ پیشگوییهای کتاب مقدس از پیش سقوط کرده بودند و اینکه در همان سال تنها یک پادشاهی وجود داشت. پادشاهیِ پیشگوییِ کتاب مقدس که در ۱۷۹۸ آغاز شد، همان وحشِ زمینِ باب سیزدهمِ مکاشفه بود که چون بره آغاز شد، اما سرانجام چون اژدها سخن میگوید. ایالات متحده پادشاهیِ ششمِ پیشگوییِ کتاب مقدس با دو شاخ است که پس از پادشاهیِ پنجمِ بابلِ روحانی میآید؛ همان که زخم مهلکی دریافت کرده بود. پادشاهیِ پنجم بابلِ روحانی بود که بهوسیلهٔ پادشاهیِ نخستِ بابلِ حقیقی تمثیل شده بود. پادشاهیِ ششمِ دوشاخ نیز بهوسیلهٔ دو بازوی نقرهای تمثیل شده بود.
در سال 1798، قرار بود پادشاهیای در آینده پدید آید، زیرا در سال 1798، «آن دیگری هنوز نیامده است». وقتی آن پادشاهی هفتم وارد تاریخ شود، فقط «برای مدت کوتاهی دوام خواهد آورد». پادشاهی پنجم زخم مرگباری دریافت کرد، پادشاهی ششم دو شاخ داشت و پادشاهی هفتم فقط برای مدت کوتاهی ادامه مییابد. سیاق این بخش مشخص میکند که پادشاهی هفتم بهوسیله «ده پادشاه» نمایندگی میشود، زیرا وقتی «ده پادشاه» به یک پادشاهی تبدیل میشوند، تنها برای «یک ساعت» حکومت میکنند، و یک «ساعت» یک «مدت» کوتاه است. وقتی «ده پادشاه» سلطنت کنند، آنان برای همان «یک ساعت» با وحش بهطور مشترک حکومت میکنند.
و آن ده شاخ که دیدی، ده پادشاهاند که هنوز هیچ سلطنتی نیافتهاند؛ ولی با وحش برای یک ساعت همچون پادشاهان قدرت خواهند یافت. مکاشفه ۱۷:۱۲
«ده شاخ» پادشاهی هفتماند، اما به مدت «یک ساعت» همراه با وحش حکومت میکنند. «یک ساعت» دوره بحران قانون یکشنبه است که با قانون یکشنبهای که بهزودی در ایالات متحده برقرار میشود آغاز میگردد. آنان موافقت میکنند که با وحش حکومت کنند، زیرا توسط پادشاه اصلی، یعنی ایالات متحده، به این کار وادار میشوند. خواهر وایت در بخشی که همیناکنون نقل کردیم بیان میکند که آخرین قدرتی که بر قوم خدا جفا میکند، وحشِ زمین است.
«یوحنا قدرتی تازه را دید که سر برمیآورد تا صدای اژدها را بازتاب دهد و همان کارِ بیرحمانه و کفرآمیز را پیش ببرد. این قدرت، آخرین قدرتی که قرار است با کلیسا و قانون خدا بجنگد، به صورت وحشیای با شاخهای برهگون به تصویر کشیده شده بود.» نشانههای زمان، ۱ نوامبر ۱۸۹۹.
آخرین پادشاهیِ نبوّتهای کتاب مقدس از طریق فریبی که ایالات متحده بهعنوان پیامبر دروغین انجام میدهد پدید میآید. این پادشاهی در سال ۱۷۹۸ همچون برهای آغاز شد، اما در روزهای آخر جهان را وادار میکند تا تصویرِ جهانیِ وحش را بپذیرد؛ تصویری که بنا بر تعریف، ترکیبی از کلیسا و دولت است و در آن، کلیسا بر رابطه کنترل دارد. آن پادشاهی همچنین بهعنوان یک اتحادِ سهگانه شناخته میشود.
پروتستانهای ایالات متحده در دراز کردن دستهای خود از فراز شکاف برای فشردن دست روحگرایی پیشگام خواهند بود؛ آنان از فراز ورطه نیز دست خواهند یازید تا با قدرت رومی دست بدهند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، این کشور در پایمال کردن حقوق وجدان پا جای پای روم خواهد گذاشت. مناقشهٔ بزرگ، ۵۸۸.
اتحاد سهگانه اتحادِ اژدها، وحش و پیامبرِ دروغین است که در مکاشفهٔ شانزدهم به سوی پادشاهانِ زمین بیرون میروند و جهان را به آرماگدون میکشانند.
و دیدم که سه روح ناپاک مانند قورباغه از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبیِ کاذب بیرون آمدند. زیرا آنان ارواحِ شیاطیناند که معجزات میکنند و نزد پادشاهانِ زمین و سراسرِ جهان میروند تا آنان را برای جنگِ آن روزِ عظیمِ خدایِ قادرِ مطلق گرد آورند. مکاشفه ۱۶:۱۳، ۱۴.
"قدرت رومی" همان پاپیت است، وحش و پادشاهیِ پنجمِ نبوتهای کتاب مقدس که زخم مرگباری دریافت کرد. "پروتستانها" نمایانگر ایالات متحده هستند، نبیِ کاذب، ششمین و آخرین پادشاهیِ نبوتهای کتاب مقدس. "روحگرایی" سازمان ملل متحد است، اژدها و پادشاهیای که میپذیرد برای یک ساعت با وحش سلطنت کند. اتحاد سهگانه در طی "یک ساعت"ی تحقق مییابد که همان "ساعتِ" "زلزله عظیم" در مکاشفه یازدهم است، که همان قانون یکشنبه نزدیکالوقوع است.
«با صدور فرمانی که برخلاف قانون خدا، نهاد پاپی را الزامآور میسازد، ملت ما بهطور کامل از راستکاری جدا خواهد شد. وقتی پروتستانیسم دست خود را از فراسوی شکاف برای فشردن دست قدرت رومی دراز کند، و هنگامی که بر فراز ورطه دست در دست روحگرایی نهد، و زمانی که تحت نفوذ این اتحاد سهگانه کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را، بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوری، نفی کند و برای ترویج اکاذیب و گمراهیهای پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عمل شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» شهادتها، جلد ۵، صفحه ۴۵۱.
در باب دوم کتاب دانیال، بابل، نخستین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس که با سر طلا نمایندگی میشود، نماد بابل روحانی، پنجمین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس است. پادشاهیِ دوگانهٔ ماد و پارس، یعنی شانهها و بازوان نقره، دومین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس در دانیال باب دوم، نمایانگر وحش زمینیِ دوشاخ، یعنی ایالات متحده، ششمین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس است. برنجِ تمثالِ باب دوم دانیال که نمایندهٔ یونان، سومین پادشاهیِ نبوت کتاب مقدس، است، نمایانگر سازمان ملل متحد است، سر هفتمی که برای "یک ساعت" دوام دارد و موافقت میکند که جایگاهی را در اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب بپذیرد.
پادشاهی آهنینِ باب دومِ دانیال، یعنی چهارمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب مقدس، نمایندهٔ پادشاهیِ هشتم است که از آنِ هفت است. رومِ بتپرستِ حقیقی، یعنی پادشاهی چهارم، نمایندهٔ رومِ مدرن است؛ پادشاهیای که با ترکیبِ کلیسا و دولت ساختاریافته است و در آن کلیسا بر این رابطه حکومت میکند. آن پادشاهی از نظر ماهیت سهگانه است، زیرا سرکردهٔ «ده پادشاه» همان پادشاهیِ ششم است که وحش از زمین است. پادشاهیِ ششم اخاب است که با ایزابل ازدواج کرده بود. پادشاهیِ ششم، وقتی در اتحادِ سهگانهاش نمایانده میشود، همان رومِ مدرن است که پیش از آن پادشاهیِ پنجم، یعنی رومِ پاپی، و پیش از آن نیز پادشاهیِ چهارمِ رومِ بتپرست قرار داشت.
میلریتیها روم را تنها پادشاهی چهارم و نهایی میدیدند. آنان آن را دارای ماهیتی دوگانه میدانستند، اما هیچ پادشاهی زمینیِ دیگری را که پس از آن بیاید نمیدیدند. پادشاهی چهارم روم بتپرست بود که پیش از روم پاپی، پادشاهی پنجم، قرار داشت و پس از آن روم مدرن، پادشاهی ششم، میآید. پادشاهی ششم سومین صورت از سه صورت روم است.
اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و پیامبرِ دروغین، هم رومِ مدرن است و هم بابلِ بزرگ که زخمِ مرگبارش شفا یافته است. ایالات متحده، سازمان ملل متحد و فاحشهٔ صور نمایندهٔ پادشاهیِ هشتم و نهاییاند، اما هر سه در اتحادِ سهگانهٔ پادشاهیِ ششم همپیماناند؛ پادشاهیای که آخرین قدرت است "برای جنگ با کلیسا و شریعتِ خدا."
ایالات متحده یکسومِ پادشاهیِ ششم است. سازمان ملل متحد، بهعنوان بخشی از اتحادِ سهگانه، نیز یکسومِ پادشاهیِ ششم است و پاپیت نیز یکسومِ پادشاهیِ ششم است. در این سطح، عددِ ایالات متحده شش است و عددِ سازمان ملل متحد شش است و عددِ پاپیت شش است. اتحادِ سهگانه نمایانگرِ عددِ یک انسان، «مردِ گناه»، است و عددِ او شش-شش-شش است.
در اینجا حکمت است. هر که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد؛ زیرا عدد انسان است؛ و عددش ششصد و شصت و شش است. مکاشفه ۱۳:۱۸.
ششمین و آخرین پادشاهیِ جداگانه، ایالات متحده است، اما جهان را فریب میدهد، زیرا پیامبرِ کاذب است.
و او همه قدرت وحش نخستین را در برابرش به کار میگیرد و زمین و ساکنان آن را وامیدارد که وحش نخستین را بپرستند؛ همان که زخم مرگبارش شفا یافته بود. و عجایب عظیم میکند، چنانکه در برابر دیدگان مردم آتش را از آسمان بر زمین فرو میآورد، و بهواسطه آن معجزاتی که قدرت انجامشان را در برابر دیدگان وحش داشت، ساکنان زمین را میفریبد؛ و به ساکنان زمین میگوید که برای آن وحش تمثالی بسازند، همان که از شمشیر زخمی شده بود و زنده ماند. مکاشفه 13:12-14.
«قدرتِ وحشِ نخستین در برابر او» نمایانگرِ قدرتی است که پادشاهانِ اروپا، نخست از کلویس در سال ۴۹۶، به پاپیّت بخشیدند. ایالات متحده قدرتِ نظامی خود را، همراه با قدرتِ اقتصادیاش، برای فریب دادن و واداشتنِ جهان به کار میگیرد. ایالات متحده از طریق اجرای اجباریِ عبادتِ یکشنبه، جهان را وادار میکند تا پاپیّت را بپرستد. ایالات متحده با فروفرستادنِ آتش از آسمان (که نمادی از یک پیام است) شگفتیهای عظیم انجام میدهد؛ امری که قرار است بهوسیلهٔ بزرگراهِ اطلاعات تحقق یابد و نشانگرِ تکاملِ کاملِ شستوشوی مغزی و تبلیغات است، که تجلیِ مدرنِ هیپنوتیزم بهشمار میرود. به سبب بحرانِ فزایندهای که اسلام بر زمین وارد کرده است و در حالی که نقشِ خود را در به خشم آوردنِ ملتها ایفا میکند، جهان فریب میخورد تا نظامِ جهانیِ ترکیبِ کلیسا و دولت را که از اژدها، وحش و نبیِ کاذب تشکیل شده است، بپذیرد.
وقتی آیهٔ هجده از باب سیزدهمِ مکاشفه میگوید «عددِ وحش را بشمارید»، آن عدد همان سه قدرتی است که با هم متحد میشوند تا ششمین و آخرین پادشاهی را تشکیل دهند. هنگامی که آن پادشاهیِ ۶۶۶ برقرار شود، تحققِ معمای نبوی خواهد بود که میگوید پادشاهِ هشتم از میانِ آن هفت است. آن معمای نبوی بخشی از حقیقتی است که هنگامی از مُهر گشوده میشود که شیرِ قبیلۀ یهودا مکاشفۀ عیسی مسیح را مُهرگشایی میکند.
از این رو، معمای پادشاهی نهایی ـ که همان پادشاهی ششمِ سهبخشی، یعنی بابلِ روحانیِ فراموششده برای هفتاد سالِ نمادین، و همان رومِ مدرن، و نیز تصویرِ جهانیِ وحش است، که نمونهاش را در پادشاهی نخستِ بابل و پادشاهی چهارمِ رومِ بتپرست میبینیم ـ دو بار، از راه این تصریح که «خردمندان» این حقیقت را خواهند فهمید، مورد شهادت قرار میگیرد؛ زیرا معمای ۶۶۶ بر داشتنِ حکمت مبتنی است، همانگونه که معمای «هشتمین پادشاه که از میان هفتتاست» نیز چنین است.
در اینجا حکمت است. هر که فهم دارد، عدد وحش را بشمارد؛ زیرا عدد انسان است؛ و عددش ششصد و شصت و شش است. مکاشفه ۱۳:۱۸.
و اینجاست ذهنِ دارای حکمت. هفت سر، هفت کوهاند که زن بر آنها نشسته است. مکاشفه ۱۷:۹.
برداشته شدن مهرهای مکاشفهی عیسی مسیح را «حکیمان» درمییابند، نه شریران. هر دو اشاره به حکمت در کتاب مکاشفه دربارهی کسانی است که «فهم» دارند، و آنچه «حکیمان» میفهمند همان «افزایش دانش» است. این «افزایش دانش» که همان مکاشفهی عیسی مسیح است، مکاشفهای است مبنی بر اینکه پادشاهی هشتم، که پادشاهی سهگانهی ۶۶۶ است، در باب دوم دانیال نیز به تصویر کشیده شده است، زیرا گوهرهای رویای میلر در روزهای آخر باید ده برابر درخشانتر بتابند.
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
در مکاشفه امور ژرفِ خدا به تصویر کشیده شده است. خودِ نامی که بر صفحات الهامیافتهٔ آن نهاده شده، «مکاشفه»، با این ادعا که این کتابی مُهر و مومشده است، تناقض دارد. مکاشفه یعنی چیزی که آشکار شده است. خداوند خود رازهایِ مندرج در این کتاب را بر خادم خویش آشکار کرد و اراده دارد که برای مطالعهٔ همگان گشوده باشد. حقایق آن خطاب به کسانی است که در روزهای پایانیِ تاریخِ این زمین زندگی میکنند، و نیز به کسانی که در روزگارِ یوحنا میزیستند. برخی از صحنههایی که در این نبوت ترسیم شدهاند مربوط به گذشتهاند، برخی اکنون در حال وقوعاند؛ برخی پایانِ نبردِ بزرگ میان نیروهای تاریکی و شاهزادهٔ آسمان را به نمایش میگذارند، و برخی پیروزیها و شادیهایِ نجاتیافتگان را در زمینِ نو شده آشکار میسازند.
هیچکس گمان نبرد که چون نمیتواند معنای هر نماد در مکاشفه را توضیح دهد، جستوجوی این کتاب برای دانستن معنای حقیقتی که در آن نهفته است برای او بیفایده است. آن که این اسرار را بر یوحنا آشکار ساخت، به جویندهٔ کوشای حقیقت مزهای پیشاپیش از امور آسمانی خواهد چشاند. آنان که دلهایشان به پذیرش حقیقت گشوده است، قادر خواهند شد تعالیم آن را درک کنند، و برکتی که به کسانی وعده شده است که 'سخنان این نبوت را میشنوند و آنچه در آن نوشته شده است را نگاه میدارند'، به ایشان عطا خواهد شد.
در مکاشفه، همهٔ کتابهای کتاب مقدس به هم میرسند و پایان مییابند. اینجا مکملِ کتاب دانیال است. یکی نبوت است؛ دیگری مکاشفه. آن کتابی که مهر و موم شده بود، مکاشفه نیست، بلکه آن بخش از نبوتِ دانیال است که به روزهای آخر مربوط میشود. فرشته فرمان داد: «اما تو، ای دانیال، سخنان را پنهان کن و کتاب را تا زمانِ پایان مهر و موم کن.» دانیال ۱۲:۴. اعمال رسولان، ۵۸۴، ۵۸۵.