کتاب دانیال تصریح میکند که این روم است که رؤیا را تحقق میبخشد، و هنگامی که ویلیام میلر این حقیقت را شناسایی کرد، این فهم با مخالفت پروتستانهای تاریخ میلریتی روبهرو شد. در ایام آخر نیز همچنان این روم است که رؤیا را تحقق میبخشد، و امروز ادونتیسم لائودیکیهای دیدگاه پروتستانِ سقوطکرده را تأیید میکند که غارتگران قوم تو را آنتیوخوس اپیفانِس میداند. قوم عهد که در تاریخ میلریتی کنار گذاشته میشدند، همان حقیقت را رد کردند؛ همان حقیقتی که اکنون نیز قوم عهدِ ایام آخر که دارند کنار گذاشته میشوند، رد میکنند. سلیمان چه نیکو گفت:
آنچه بوده است، همان است که خواهد بود؛ و آنچه انجام شده است، همان است که انجام خواهد شد؛ و زیر آفتاب هیچ چیز تازهای نیست. آیا چیزی هست که بتوان گفت: اینک، این تازه است؟ آن از دیرباز، از روزگارانی که پیش از ما بود، وجود داشته است. جامعه ۱:۹، ۱۰.
طبق نبوت، سه ظهور برای روم وجود دارد و دو ظهور نخست ویژگیهای ظهور سوم را مشخص میکنند، زیرا حقیقت به شهادت دو نفر تثبیت میشود.
اما اگر به تو گوش ندهد، پس یک یا دو نفر دیگر را نیز با خود ببر تا به شهادتِ دو یا سه شاهد، هر سخنی ثابت شود. متی ۱۸:۱۶
دین روم بتپرست، بتپرستی بود، و بتپرستی دین حقیقیِ تقلبی است. البته مقصود از تقلبی بودن، همان معنایی نیست که دربارهٔ پول تقلبی به کار میرود، زیرا بتپرستی در واقع هیچ شباهتی به دین حقیقی ندارد. اما از نظر نبوی ویژگیهای تقلبی دارد. شهر روم نسخهٔ تقلبیِ اورشلیم است، و معبدی دارد (پانتئون) که نسخهٔ تقلبیِ هیکلِ اورشلیم بود. مناسک دینیِ بتپرستی نامقدس و شیطانیاند، اما نمایانگرِ مناسک دینیِ تقلبیِ شیطاناند. رئیسِ دینِ رومِ بتپرست لقب «پونتیفکس ماکسیموس» داشت. «پونتیفکس ماکسیموس» در اصل به کاهن اعظمِ دین دولتیِ روم در روم باستان اشاره داشت و خاستگاهش به اوایل جمهوری روم بازمیگردد. با گذر زمان با اقتدار سیاسی و دینی پیوند یافت و سرانجام به عنوانی تبدیل شد که امروزه پاپ در کلیسای کاتولیک رومی از آن استفاده میکند.
عنوانِ کاهنِ اعظمِ رومِ بتپرست «پونتیفکس ماکسیموس» بود، و این عنوان برای کاهنِ اعظمِ رومِ پاپی نیز به کار میرفت؛ و این اصطلاحِ لاتین به معنای «بزرگترینِ پونتیفِ اعظم» است. او کاهنِ اعظمِ دینِ دولتیِ روم بود، بهویژه کیشِ خدای ژوپیتر. پونتیفکس ماکسیموس از اقتدار و مسئولیتهای دینیِ مهمی برخوردار بود، از جمله نظارت بر آیینهای گوناگون دینی و اطمینان از کارکردِ درستِ تقویمِ دینیِ رومی. پونتیفکس ماکسیموس رئیسِ کالجِ پونتیفها (Collegium Pontificum) بود؛ گروهی از کاهنان که مسئولِ تفسیر و نگهداشتِ مناسکِ دینِ رومی بودند.
کاهنِ اعظمِ هر دو رومِ بتپرست و رومِ پاپی Pontifex Maximus بود؛ بنابراین عنوانِ رئیسِ رومِ مدرن نیز بهطور طبیعی Pontifex Maximus خواهد بود. دینِ رومِ بتپرست، بتپرستی بود، و دینِ رومِ پاپی نیز بتپرستی بود و هنوز هم هست، اما در پوششِ ادعای مسیحیت؛ و دینِ رومِ مدرنِ واپسین روزها نیز بتپرستی خواهد بود، در پوششِ ادعای مسیحیت.
هم روم بتپرست و هم روم پاپی دورهٔ زمانی مشخصی داشتند که در آن بهطور مطلق حکومت میکردند. طبق نبوت زمانیِ دانیال فصل یازدهم، آیهٔ بیستوچهار، روم بتپرست قرار بود به مدت سیصد و شصت سال بهطور مطلق حکومت کند.
او به آرامی، حتی به پرنعمتترین نواحی ایالت، داخل خواهد شد؛ و کاری خواهد کرد که پدرانش نکردند، و نه پدرانِ پدرانش؛ غنیمت و تاراج و ثروت را در میان آنان پراکنده خواهد ساخت؛ آری، و نقشههای خود را بر ضد دژهای استوار طرح خواهد ریخت، برای زمانی معین. دانیال ۱۱:۲۴.
موضوع آیهٔ بیستوچهارم روم بتپرست است، زیرا روم بتپرست در آیهٔ شانزدهم موضوع میشود و تا آیهٔ سیویکم همچنان موضوع باقی میماند. به این آیات بهطور مشخص در مقالات آینده خواهیم پرداخت، اما در اینجا صرفاً اشاره میکنیم که نبوّت مشخص کرده است که روم بتپرست به مدت سیصد و شصت سال با اقتدار کامل حکومت خواهد کرد، چنانکه با عبارتِ روم "forecasting" their "devices against the strong holds, even for a time." نشان داده شده است. واژهای که به صورت "against" ترجمه شده در واقع به معنای "from" است، و آیه میگوید که روم جهان را "from" "strong holds"، که همان شهر روم بود، رهبری خواهد کرد، و این کار را برای یک "time" انجام خواهد داد، که سیصد و شصت سال است.
روم بتپرست در نبرد آکتیوم در سال ۳۱ پیش از میلاد، فرمانروایی بیرقیب خود را آغاز کرد و این فرمانروایی تا سال ۳۳۰ میلادی ادامه یافت؛ زمانی که قسطنطین پایتخت امپراتوری را از دژِ شهر روم به شهر قسطنطنیه منتقل کرد. سپس امپراتوری زوال بدنام خود را آغاز کرد. شهر روم "دژ" پیشگوییشدهٔ روم بتپرست بود و هنگامی که از آن شهر فرمان میراند، شکستناپذیر بود. در جنگهایی که پس از انتقال قدرت توسط قسطنطین درگرفت، شهر روم به آماج حملات گنسریک و قبایل بربر مهاجم بدل شد؛ همانانی که چهار شیپورِ نخستِ فصلِ هشتمِ مکاشفه نمایانگرشان هستند.
به همین دلیل، در دانیال باب یازدهم، آیه سیویکم، "بازوان" (روم بتپرست) که به حمایت از پاپیت برخاستند، نخست "قدسِ قوت" را ناپاک کردند. شهر رم، بهاعتبار نبوت، همان "قدسِ قوت" برای هر دو، روم بتپرست و روم پاپی، است؛ زیرا در سال ۳۳۰، با انتقال اقتدار بتپرستانه به قسطنطنیه، شهر رم برای روم پاپیِ در حال قدرتگیری باقی ماند. از همین رو، مکاشفه باب سیزدهم، آیه دوم میگوید اژدها (روم بتپرست) "کرسی" خود را به روم پاپی داد. "کرسی" جایی است که یک قدرت از آن حکم میراند، و از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸، روم پاپی بهطور مطلق حکومت کرد، همانگونه که روم بتپرست برای "مدتی" بهطور مطلق حکومت کرده بود.
پیشگویی دورهای معیّن را مشخص میکند که در آن هر دو، روم بتپرست و روم پاپی، با سلطه مطلق حکمرانی میکردند، و این سلطه را از کرسی اقتدارشان، یعنی شهر رم، اعمال میکردند. شکستناپذیری روم بتپرست زمانی پایان یافت که آنان شهر رم را ترک کردند؛ این رخداد پایانِ سیصد و شصت سال را نشان داد، همان مدتی که در آیه بیستوچهارم بهصورت "یک زمان" بیان شده است. و هنگامی که هزار و دویست و شصت سال حکومت پاپی در سال ۱۷۹۸ پایان یافت، ناپلئون دستور داد پاپ را از شهر رم بیرون ببرند و او در تبعید درگذشت.
روم بتپرست و روم پاپی نشان میدهند که روم معاصر در روزهای آخر برای دورهای نبویِ مشخص بهطور مطلق حکومت خواهد کرد. «دیگر زمانی در کار نیست»، اما دوره آزار و اذیت پاپی در روزهای آخر، دورهای مشخص است که با قانون یکشنبه که بهزودی در ایالات متحده تصویب میشود آغاز میگردد و ادامه مییابد تا زمانی که مهلت انسانها پایان یابد؛ آنگاه که میکائیل برمیخیزد و اعلام میکند: «هر که ستمکار است، همچنان ستم کند؛ و هر که پلید است، همچنان پلید باشد؛ و هر که عادل است، همچنان عدالت ورزد؛ و هر که مقدس است، همچنان مقدس بماند.»
رومِ بتپرست در کلوسئومِ شهر رم، در طول تاریخ خونبار خود، مسیحیان را آزار و شکنجه میکرد، و تاریخنگاران مسیحی برآورد کردهاند که در قرون تاریکِ حاکمیت پاپی، صد میلیون شهید به دست نهاد پاپی به قتل رسیدند، اما نهاد پاپی این ادعا را انکار میکند و رقم را حدود پنجاه میلیون اعلام میکند. هم رومِ بتپرست و هم رومِ پاپی مؤمنانِ خدا را آزار کردند، و رُمِ مدرن نیز در ایام آخر مردم وفادار به خدا را آزار خواهد داد.
«بسیاری زندانی خواهند شد، بسیاری برای حفظ جان خود از شهرها و شهرکها خواهند گریخت، و بسیاری به خاطر مسیح، در ایستادگی برای دفاع از حقیقت، شهید خواهند شد.» پیامهای برگزیده، کتاب ۳، ۳۹۷.
رم بتپرست هنگام به دست گرفتن کنترل جهان، بر سه مانع جغرافیایی غلبه کرد. رم پاپی هنگام به دست گرفتن کنترل جهان، بر سه مانع جغرافیایی غلبه کرد. رم معاصر در سال ۱۹۸۹ بر پادشاه جنوب (اتحاد جماهیر شورویِ بیخدا) غلبه کرد و آنگاه در هنگام قانون یکشنبهٔ قریبالوقوع، سرزمین مجید (ایالات متحده) را سرنگون خواهد کرد. سپس بر مصر (تمام جهان) چیره خواهد شد.
تمام جامعه در حال صفآرایی به دو طبقهٔ بزرگ است: فرمانبرداران و نافرمانان. ما در زمرهٔ کدام طبقه یافت خواهیم شد؟
کسانی که فرامین خدا را نگاه میدارند، کسانی که نه با نان تنها، بلکه با هر کلامی که از دهان خدا صادر میشود زندگی میکنند، کلیسای خدای زنده را تشکیل میدهند. کسانی که پیروی از ضدّ مسیح را برمیگزینند، تابعانِ آن مرتدِ بزرگاند. زیر پرچم شیطان صف کشیده، شریعت خدا را میشکنند و دیگران را نیز به شکستن آن وامیدارند. میکوشند قوانین کشورها را چنان تنظیم کنند که مردم وفاداری خود را به حکومتهای زمینی با پایمال کردن قوانین پادشاهی خدا نشان دهند.
شیطان با پرسشهای بیاهمیت ذهنها را منحرف میکند تا مردم نتوانند با دیدی روشن و دقیق امورِ بسیار مهم را ببینند. دشمن نقشه میکشد تا جهان را به دام اندازد.
بهاصطلاح جهان مسیحی قرار است صحنهٔ اقدامات بزرگ و سرنوشتساز باشد. مردانِ صاحبِ اقتدار، به پیروی از الگوی پاپیّت، قوانینی وضع خواهند کرد که وجدان را کنترل میکنند. بابل همهٔ ملتها را از شراب خشم زناکاریِ خود خواهد نوشانید. هر ملتی درگیر خواهد شد. مجموعهٔ دستنوشتهها، جلد ۱، ۲۹۶.
برای دفاع از حقیقتی که «سرزمینِ جلال» در باب یازدهمِ دانیال، آیهٔ چهلویکم را نمادی از ایالات متحده معرفی میکند، شیرِ قبیلهٔ یهودا اصلِ تطبیقِ سهگانهٔ نبوت را بر دانشپژوهانِ نبوتِ روزهای آخر آشکار ساخت. نوری که از آن شش آیهٔ پایانی ساطع میشود، با تطبیقِ تاریخی که «دائمی» در کتابِ دانیال نمایانگرِ آن است — چنانکه در آیهٔ سیویکِ باب یازدهمِ دانیال بیان شده — بر شش آیهٔ پایانیِ آن باب تثبیت شده است. همان حقیقتِ بنیادین («دائمی») که به کلیدِ چارچوبِ نبویِ میلر بدل شد، چارچوبِ نبویِ روزهای آخر را نیز پدید آورد. چارچوبِ میلر بر دو قدرتِ ویرانگرِ بتپرستی و نظامِ پاپی که قومِ خدا را آزار میدادند استوار بود، و چارچوبِ روزهای آخر بر سه قدرتِ ویرانگر که در روزهای آخر قومِ خدا را آزار میدهند مبتنی است.
افزایش دانشی که در شش آیهٔ پایانی باب یازدهم دانیال به تصویر کشیده شده، و بیانگر افزایشی است که در سال ۱۹۸۹ فرا رسید و با رود حدّقل نمادپردازی میشود، با مقاومت دشمنان حقیقت روبهرو شد. آن مقاومت به فهم اصلِ کاربستِ سهگانهٔ نبوت انجامید؛ اصلی که نخست بهصورت کاربستِ سهگانهٔ روم شناخته شد و موضوعی است که چشماندازِ تاریخِ نبوی را بنیان میگذارد.
در جایی که مکاشفهای نیست، قوم هلاک میشود؛ اما هر که شریعت را پاس میدارد، خوشبخت است. امثال ۲۹:۱۸.
کاربرد سهگانهٔ سه جلوهٔ روم نشان میدهد که دینِ رومِ بتپرست و رومِ پاپی، بتپرستی است و اینکه دینشان به دستِ مردی با عنوان «پونتیفکس ماکسیموس» اداره میشود. آن دو جلوهٔ روم بیان میکنند که سه قدرتِ جغرافیایی پیش از آنکه آنان برای مدتی معیّن به سلطهٔ مطلق برسند از میان برداشته میشوند، و اینکه آنان از شهرِ هفتتپهٔ روم، که پناهگاهِ قدرتِ آنان است، فرمان خواهند راند. هر دو بر این واقعیت شهادت میدهند که آنان بر قومِ وفادارِ خدا جفا روا داشتند. ازاینرو، بر پایهٔ این دو شاهد میدانیم که دینِ رومِ مدرن بتپرستی خواهد بود و او به دستِ پاپِ روم، که عنوانش «پونتیفکس ماکسیموس» است، هدایت خواهد شد.
پیش از آنکه فاحشهٔ بزرگ کنترل را به دست بگیرد و بهطور مطلق حکم براند، رمِ مدرن باید بر سه مانع غلبه کند. نخستین مانع با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ — دشمن بیخدای رم که در اروپا در برابر قدرت رم مقاومت میکرد — به تاریخ پیوست. مانع بعدی با قانون یکشنبهای که بهزودی در ایالات متحده وضع میشود، برانداخته خواهد شد، و سپس سازمان ملل متحد برای مدتی کوتاه اقتدار خود را به رمِ مدرن واگذار خواهد کرد. هنگامی که رمِ مدرن بهطور کامل بر تخت بنشیند، آزار و شکنجهٔ روزهای آخر رخ خواهد داد.
کتاب دانیال و بهویژه باب هشتمِ مکاشفه، ویژگیهای نبویِ روم را ارائه میکنند که به فهمِ درستِ رومِ معاصر کمک میکنند. یکی از آن ویژگیها تقسیمِ امپراتوریِ روم به شرق و غرب بود که کنستانتین در سال ۳۳۰ آن را به انجام رساند. رومِ بتپرست و رومِ پاپی، وقتی در کنار هم در نظر گرفته شوند، همچنین از ماهیتِ دوگانهٔ روم سخن میگویند. تقسیمِ کنستانتین که رومِ غربی و شرقی را پدید آورد، شاهدِ دومی بر رومِ بتپرست و رومِ پاپی است. کنستانتین اقتدارِ مدنی را در شرق برقرار کرد و اقتدارِ کلیسایی را در غرب بر جا گذاشت. رومِ بتپرست نمایندهٔ دولتداری بود و رومِ پاپی نمایندهٔ کلیساداری. شرق دولتداری بود و غرب کلیساداری؛ چنانکه این امر با آهن و گلِ باب دومِ دانیال، شاخِ نر و شاخِ مادهٔ باب هشتمِ دانیال، درندگانِ باب هفتمِ دانیال و حیواناتِ مقدسگاهِ باب هشتمِ دانیال بهصورت نمادین نشان داده شده است.
رومِ مدرن نیز در ماهیت دوگانه خواهد بود؛ متشکل از ترکیبِ کلیسا و دولت، از آهن و گل، و از سیاستِ کلیسایی و کشورداری، اما رومِ مدرن از نظر ماهیت سهگانه هم هست. در مکاشفه باب هشتم، هم روم غربی و هم روم شرقی، چه بهطور واقعی و چه بهطور نمادین، به سه بخش تقسیم شدند. کنستانتین که از روم شرقی حکومت میکرد، پادشاهی خود را بهطور واقعی میان سه پسرش تقسیم کرد، و روم غربی بهطور نمادین با خورشید، ماه و ستارگان نمایانده شد که نمایندهٔ شکلِ سهگانهٔ حکومتی بود که در امپراتوری روم به کار گرفته میشد. ازاینرو، رومِ مدرن، با آنکه از حیث سیاستِ کلیسایی و کشورداری دوگانه است، همچنین نمایانگر اتحادی سهگانه خواهد بود که با اژدها، وحش و نبیِ کاذب نمایانده میشود.
تجلیاتِ رومِ بتپرست و رومِ پاپی، ساختارِ پیشگویانهٔ پیچیدهٔ چهرهٔ نهاییِ رومِ مدرن را مشخص میسازند. این همان اتحادِ سهگانهای است که در هنگامِ قانونِ یکشنبه که بهزودی فرا میرسد رخ میدهد و جهان را به آرماگدون میکشاند. این همان "تصویرِ وحش"ِ سراسری است که نمادی از ترکیبِ کلیسا و دولت است. سرِ آن پونتیفکس ماکسیموس است که از شهرِ روم حکومت میکند، که کرسیِ قدرتِ اوست. اقتدارِ مدنیِ مردِ گناه از سویِ سازمانِ مللِ متحد فراهم خواهد شد و جهان بهواسطهٔ قدرتِ اجبارآمیزِ ایالاتِ متحده وادار خواهد شد نظامِ سهگانه، اما دوگانهٔ ضدّمسیح را بپذیرد. پس همانگونه که رومِ بتپرست (اژدها) در مکاشفهٔ سیزده، آیهٔ دو، به پاپیگری "قدرتِ خود، کرسیِ خود و اقتدارِ عظیم" را داد، ایالاتِ متحده، در هیئتِ نمونهٔ رومِ بتپرست، همان سه کار را برای رومِ مدرن بهانجام میرساند. کرسی، شهرِ واتیکان در شهرِ هفتتپّهٔ روم است؛ اقتدار، سازمانِ مللِ متحد است؛ و قدرت، ایالاتِ متحده است. آنها با هم جهان را به جایی میکشانند که پاپیگری "به پایانِ خود خواهد رسید و هیچکس او را یاری نخواهد کرد".
ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.
و فرشتهٔ ششم کاسهٔ خود را بر رود بزرگ فرات ریخت؛ و آب آن خشک شد تا راه پادشاهانِ مشرق آماده گردد. و دیدم سه روح ناپاک که چون قورباغه بودند، از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان نبیِ کاذب بیرون میآمدند؛ زیرا ارواحِ شیاطیناند که معجزات میکنند و نزد پادشاهانِ زمین و تمامِ جهان میروند تا ایشان را برای جنگِ آن روزِ بزرگِ خدایِ قادرِ مطلق گرد آورند. اینک چون دزدی میآیم. خوشا به حالِ کسی که بیدار است و جامههای خود را نگاه میدارد، مبادا برهنه راه رود و رسواییاش دیده شود. و ایشان را در مکانی که به زبان عبری هارمجدون نامیده میشود، گرد آورد. و فرشتهٔ هفتم کاسهٔ خود را در هوا ریخت؛ و آوازی عظیم از هیکلِ در آسمان، از تخت، برآمد که میگفت: تمام شد. مکاشفه 16:12-17.