تطبیق سهگانهٔ ایلیا نمایانگر عناصر بیرونیِ ایلیای ایام آخر است. ایلیا هم نمایانگر یک شخص است و هم جنبشی از مردم. جنبش مردمیای که با پیامآور ایلیا همراه میشوند از وضعیت و تجربهای که لاودیکیه نمایانگر آن است بیرون آورده میشوند.
و ایلیا نزد همهٔ مردم آمد و گفت: تا به کی میان دو عقیده دودل خواهید بود؟ اگر خداوند خداست، از او پیروی کنید؛ اما اگر بعل، از او پیروی کنید. و مردم هیچ پاسخی به او ندادند. آنگاه ایلیا به مردم گفت: من، تنها من، نبیِ خداوند باقی ماندهام؛ اما پیامبرانِ بعل چهارصد و پنجاه تن هستند. اول پادشاهان ۱۸:۲۱، ۲۲.
چه در جنبش فرشتهٔ اول و چه در جنبش فرشتهٔ سوم، کسانی که با پیامآورِ آن دوره همراه شدند، یا از تاریخی که با کلیسای ساردیس نمایندگی میشود بیرون آورده شدند یا از تاریخی که با کلیسای لاودیسیه نمایندگی میشود. هر دو کلیسا با پرسش ایلیا نمایانده میشوند که «تا به کی میان دو نظر درنگ خواهید کرد؟» آن دو نظری که میانشان درنگ میکنند، با «مجادله» حبقوق نمایانده شده است. «مجادله» باب دومِ حبقوق، جدلی است میان روش درست یا روش نادرست. مردمی که هنگام فرا رسیدن زمان آن مجادله حضور دارند—چه در تاریخ میلریتیها و چه در تاریخ ایام آخر—در این تردیدند که آیا باید از حالت دودلی بیرون آیند، و اگر چنین کنند، نمیدانند باید به کدام طرف بایستند. بنابراین هیچ پاسخی نمیدهند.
خداوند در تاریخِ فرشتهٔ اول و تاریخِ فرشتهٔ سوم آزمونی مقرر کرد تا آشکار کند که کدامیک پیامِ حقیقیِ بارانِ پسین است: یک سویِ مجادله که با روششناسیِ الهیاتیِ پروتستانتیسمِ مرتد نمایندگی میشد، یا روششناسیِ قواعدِ میلر برای تفسیرِ نبوتها، از جمله قواعدی که توسط Future for America پذیرفته شده است. آزمونِ کوهِ کرمل که بناست با قانونِ قریبالوقوعِ یکشنبه در ایالاتِ متحده آغاز شود، ایجاب میکند که خدا مشخص سازد پیامآورِ نمایندهاش کیست، چنانکه با ایلیا و نیز در تاریخِ جنبشِ میلریتیِ سال ۱۸۴۴ چنین کرد. همچون زمانِ ایلیا، و نیز دربارهٔ کسانی که نظاره میکردند اما مایل نبودند موضعی بگیرند، آن روششناسی بهوسیلهٔ تحققِ پیشگوییهای علنی تأیید شده و خواهد شد.
نبوتهای دانیال و یوحنا باید فهمیده شوند. آنها یکدیگر را تفسیر میکنند. آنها حقایقی را به جهان عرضه میکنند که هر کسی باید آنها را بفهمد. این نبوتها برای شهادت در جهان هستند. با تحقق آنها در این ایام آخر، خودبهخود روشن خواهند شد. مجموعهٔ کرس، ۱۰۵.
وقتی آتش فرود آمد و قربانیِ ایلیا را فروبرد، خدا برای کسانی که در سکوت نظارهگر بودند تصدیق میکرد که ایلیا نمایندهٔ اوست، اما تا آن زمان برای آخاب، ایزابل و انبیای دروغینش دیگر دیر شده بود. این امر همچنین در آستانهٔ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ در تاریخ جنبش میلری رخ داد و دوباره در آستانهٔ قانون قریبالوقوع روز یکشنبه، که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ نمونهٔ آن است، رخ خواهد داد. متأسفانه، کسانی که تا وقوع آن واقعه برای تصمیمگیری صبر میکنند، عملاً از پیش جانب نادرست مسئله را برگزیدهاند. انتخابِ پیامآورِ ایلیا باید پیش از رویارویی او با آخاب، ایزابل و انبیای دروغینش صورت گیرد. پس از آنکه این تأیید با آتشی که قربانیِ ایلیا را فروبرد تحقق یافت، ایلیا انبیای دروغین را کُشت.
نبیِ کاذب ششمین پادشاهیِ نبوتهای کتاب مقدس است و حاکمیتش بهعنوان ششمین پادشاهی در قانون یکشنبهای که بهزودی فرا میرسد پایان مییابد؛ همانجایی که ایلیا پیامبرانِ کاذب را کُشت. پس از آن، بارشِ کاملِ باران آغاز شد. در تاریخِ جنبشِ میلریتی، فرستاده و پیامش در تقابل با کسانی شناسایی شدند که در همان بستر آغاز به ایفای نقشِ خود بهعنوان پروتستانتیسمِ مرتد کردند (که بر اساسِ شهادتِ ایلیا همان نبیِ کاذب است)، و یکی از سه قدرتی که جهان را به سوی آرماگدون سوق میدهند. خدا مقرر کرد که پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، جنبشِ نبویِ حقیقیِ تازهشناختهشده کارِ او را بر زمین به پایان برساند، اما این جنبش به لائودکیه گذار کرد و اندکی بعد دیگر «جنبش» نبود، زیرا به کلیسایی که از نظرِ قانونی پذیرفته شده بود تبدیل شد.
با در نظر داشتن این عناصرِ مربوط به ایلیای نخستین، اکنون برای شناسایی و تعیین اینکه ایلیای سومِ ایام آخر کیست، به ویژگیهای نبویِ ایلیای دوم میپردازیم. عیسی، یوحنا تعمیددهنده را همان کسی معرفی کرد که آخرین نبوتِ عهد عتیق را تحقق بخشید.
اینک، ایلیا نبی را پیش از آمدن روز بزرگ و هولناکِ خداوند نزد شما خواهم فرستاد: و او دل پدران را به سوی فرزندان، و دل فرزندان را به سوی پدرانشان باز خواهد گرداند، مبادا بیایم و زمین را به لعنت بزنم. ملاکی ۴:۵، ۶.
هرچند عیسی یوحنا را ایلیای موعود معرفی کرد، یوحنا بهتمامی با همه جوانب پیشگوییِ آمدن ایلیا منطبق نبود؛ زیرا ایلیای سوم و نهایی پیش از روز بزرگ و هولناکِ خداوند میآید، یعنی زمانی که هفت بلای آخر روی میدهند و با بازگشتِ دومِ مسیح پایان مییابند. با این همه، یوحنا ایلیای دوم بود و شهادت او، بههمراهِ ایلیای نخست، ایلیای سوم و نهایی را معرفی و تثبیت میکند.
همانگونه که ایلیا با بازنماییِ سهگانهای از بابلِ مدرن، یعنی اژدها، وحش و نبیِ کاذب، روبهرو شد، یوحنا نیز با یک قدرتِ رومی (هیرودیس)، یک زنِ ناپاک (هیرودیاس) و دخترش (سالومه) مواجه شد. کوه کرمل نمادِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ بود که به نوبهٔ خود نمایانگرِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده است. در بحرانِ قانونِ یکشنبه، اتحادِ سهگانه برقرار میشود.
«با صدور فرمانی که برخلاف قانون خدا، نهاد پاپی را الزامآور میسازد، ملت ما بهطور کامل از راستکاری جدا خواهد شد. وقتی پروتستانیسم دست خود را از فراسوی شکاف برای فشردن دست قدرت رومی دراز کند، و هنگامی که بر فراز ورطه دست در دست روحگرایی نهد، و زمانی که تحت نفوذ این اتحاد سهگانه کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را، بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوری، نفی کند و برای ترویج اکاذیب و گمراهیهای پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عمل شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» شهادتها، جلد ۵، صفحه ۴۵۱.
در داستان هیرودیس درمییابیم که او بهعنوان نمایندهٔ رومِ بتپرست، نمایندهٔ ده پادشاهِ رومِ بتپرست است و ازاینرو نمادِ ده پادشاهِ مکاشفهٔ باب هفده بهشمار میآید که برای یک ساعت پادشاهیِ خود را به آن روسپی میسپارند. آخاب نمونهٔ پیشینِ هیرودیس بود. هر دو ازدواجی نامشروع داشتند. آخاب که از قومِ اسرائیل بود، از ازدواج با زنی غیرِاسرائیلی منع شده بود، و هیرودیس زنِ برادرش را به زنی گرفته بود. زناکاریِ روسپیِ صور و بابل با پادشاهانِ زمین بهوسیلهٔ رابطهٔ نامشروعِ آخاب و هیرودیس با ایزابل و هیرودیاس نمایانده میشود.
رویارویی در کوه کرمل با اخاب، به شکل جشن تولد هیرودیس بازنمایی شده بود. در زمان قانون یکشنبه، ایالات متحده از بودنِ ششمین پادشاهیِ پیشگوییهای کتابمقدس دست میکشد، و ده پادشاه پادشاهیِ هفتم میشوند. در روز تولدشان به عنوان پادشاهی هفتم، هیرودیس در ضیافتی از روی مستی میپذیرد که تا نیمی از پادشاهیاش را به سالومه، دختر هیرودیاس، بدهد. آن ده پادشاه موافقت میکنند که پادشاهی خود را به وحش بسپارند، و چنین میکنند زیرا به وسیله نبی کاذب (ایالات متحده) فریب خوردهاند و از نظر روحانی «مست» هستند.
در کوه کرمل، پیامبران دروغین تمام روز برای فریب دادن رقصیدند، و در جشن تولد هیرودس، سالومه، دختر هیرودیاس، برای فریب دادن پادشاهِ مست رقصی انجام داد. با این کار، دختر هیرودیاس اقتدارِ اخاب را برای کشتن یوحنای تعمیددهنده به دست آورد. در هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده، ایالات متحده تمام جهان را فریب خواهد داد تا تصویری سراسری از وحش را بپذیرد که پادشاهیای است نیمی کلیسایی و نیمی دولتی. فریب دادن جهان بهدست ایالات متحده، که پیامبر دروغینِ اتحادِ سهگانه است، از پیش با رقصِ پیامبرانِ ایزابل و دخترِ ایزابل (سالومه) پیشنمایی شده بود، زیرا ایزابل کاتولیسیسم است و پروتستانیسمِ مرتد دختران او هستند (همچون سالومه).
جفا با قانون قریبالوقوعِ یکشنبه، که شامل حکم مرگ است، آغاز میشود؛ چنانکه با جدا شدن سرِ الیاسِ دوم و گذاشتن آن در سبدی برای دستگاه پاپی، که هرودیاس نمایندهٔ آن است، به تصویر کشیده شده است. در آن هنگام زخمِ مهلکِ دستگاه پاپی بهطور کامل شفا مییابد، او دیگر فراموششده نیست، و بارانِ پسین بیحد و حصر فرو ریخته میشود، زیرا علمِ صد و چهل و چهار هزار برافراشته میگردد. در همان زمان اسلامِ وایِ سوم ضربه میزند، و داوریِ تدریجیِ زنِ بدکارهٔ بزرگ که بر آبهای بسیار نشسته است آغاز میشود. داوریِ او دوچندان میگردد.
و صدای دیگری از آسمان شنیدم که میگفت: ای قوم من، از او بیرون آیید تا در گناهانش شریک نشوید و از بلاهایش نصیبی نبرید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیده است و خدا معصیتهای او را به یاد آورده است. او را همانگونه که به شما جزا داد، جزا دهید، و بر حسب اعمالش دوچندان به او بدهید؛ در جامی که پر کرده است، برایش دو برابر بریزید. مکاشفه ۱۸:۴-۶.
داوریِ او دوچندان است، زیرا او هنوز بابت قتلهایی که در دوران قرون تاریک، از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸، مرتکب شد، مورد داوری قرار نگرفته بود. در مهر پنجم، کسانی که به دست نهاد پاپی کشته شده بودند بهصورت نمادین زیر مذبح به تصویر کشیده میشوند و میپرسند خدا چه زمانی روسپیِ روم را داوری خواهد کرد؛ و به آنان گفته میشود در گورهاشان آرام بگیرند تا زمانی که شمار گروه دومی از شهیدان که قرار است همانند آنان کشته شوند، کامل شود. هنگامی که داوریِ او فرا رسد، دوچندان خواهد بود، زیرا تا آن زمان دو بار قوم وفادار خدا را به قتل رسانده خواهد بود.
و چون او مُهر پنجم را گشود، دیدم که زیرِ قربانگاه، جانهای کسانی را که به خاطرِ کلامِ خدا و به سببِ شهادتی که داشتند کشته شده بودند؛ و با آواز بلند فریاد میزدند و میگفتند: ای خداوندِ قدوس و حقیقی، تا به کی داوری نمیکنی و انتقامِ خونِ ما را از ساکنانِ زمین نمیگیری؟ و به هر یک از ایشان جامههای سفید داده شد؛ و به آنان گفته شد که اندک زمانی دیگر آرام گیرند، تا شمارِ همخادمان و برادرانشان نیز که باید مانند آنان کشته شوند، کامل گردد. مکاشفه ۶:۹–۱۱.
خواهر وایت وقوعِ ماجرای شهدای مُهر پنجم را در هنگام قانونِ یکشنبه قرار میدهد، جایی که گوسفندانِ دیگرِ خدا از بابل بیرون خوانده میشوند، که همان جشنِ تولدِ هیرودس است، آنگاه که ده پادشاه توافق میکنند پادشاهیِ هفتمِ خود را به پادشاهیِ هشتم که از میانِ آن هفت است واگذار کنند.
وقتی مهر پنجم گشوده شد، یوحنا، صاحبِ مکاشفه، در رؤیا دید که زیر قربانگاه جماعتی هستند که بهخاطر کلام خدا و شهادت عیسی مسیح کشته شده بودند. پس از این، مناظری پدید آمد که در باب هجدهمِ مکاشفه توصیف شده است، هنگامی که آنان که وفادار و راستیناند از بابل فراخوانده میشوند. [مکاشفه ۱۸:۱-۵، نقل شده.] انتشار دستنوشتهها، جلد ۲۰، صفحه ۱۴.
کسانی که از بابل بیرون خوانده میشوند، گروه دومِ شهیدانی را تشکیل میدهند که به دست دستگاه پاپی، همانگونه که هیرودیاس با الیاسِ دوم کرد، به قتل میرسند. خواهر وایت همچنین مُهر پنجم را در هنگام گشوده شدن مُهر نهایی قرار میدهد.
'و چون مُهر پنجم را گشود، زیر قربانگاه جانهای کسانی را دیدم که به خاطر کلام خدا و به خاطر شهادتی که داشتند کشته شده بودند؛ و با صدای بلند فریاد برآوردند و گفتند: ای خداوندِ قدوس و حقیقی، تا به کی داوری نمیکنی و خون ما را از ساکنان زمین انتقام نمیگیری؟ و به هر یک از ایشان جامهای سفید داده شد [ایشان پاک و مقدس اعلام شدند]؛ و به آنان گفته شد که هنوز اندکی بیارامند، تا همخادمان و برادرانشان نیز که باید مانند ایشان کشته شوند، کامل گردد' [مکاشفه 6:9-11]. در اینجا مناظری به یوحنا نشان داده شد که در واقع رخ نداده بود، بلکه مربوط به دورهای در آینده بود.
«مکاشفه ۸:۱-۴ نقل شده است.» Manuscript Releases، جلد ۲۰، ۱۹۷.
دعاهای کسانی که در دوران قرون تاریک به دست پاپیّت کشته شدند، هنگام گشودهشدن «مهر هفتم» «به یاد آورده میشود»؛ و این نشان میدهد که «مهر هفتم» با برقراری قانون یکشنبه که بهزودی فرا میرسد گشوده میشود، زیرا همانجاست که خداوند گناهان او را به یاد میآورد.
و صدای دیگری از آسمان شنیدم که میگفت: ای قوم من، از او بیرون آیید تا در گناهانش شریک نشوید و از بلاهایش نصیبی نبرید. زیرا گناهانش تا به آسمان رسیده است و خدا معصیتهای او را به یاد آورده است. او را همانگونه که به شما جزا داد، جزا دهید، و بر حسب اعمالش دوچندان به او بدهید؛ در جامی که پر کرده است، برایش دو برابر بریزید. مکاشفه ۱۸:۴-۶.
الیای نخست بر رویاروییای که میان صد و چهل و چهار هزار نفر و اتحاد سهگانهای که جهان را در روزهای آخر به هارمجدون میکشاند رخ میدهد، گواهی میدهد. الیای دوم (یحیی تعمیددهنده) شهادت الیای نخست را تکرار و بسط میدهد و آنان با هم (خط بر خط) ویژگیهای نبوی الیای سوم و نهایی را شناسایی و تثبیت میکنند. الیای سوم با یک الیای آغازین (میلر) و یک الیای پایانی نمایانده میشود، زیرا حرکت فرشتهٔ نخست در حرکت فرشتهٔ سوم تکرار میشود.
خدا به پیامهای مکاشفهٔ ۱۴ جایگاهشان را در سلسلهٔ نبوت داده است، و کارشان تا پایان تاریخ این زمین نباید متوقف شود. پیامهای فرشتهٔ اول و دوم همچنان حقیقتِ این زماناند، و باید به موازات آنچه در پی میآید پیش بروند. مجموعهٔ ۱۸۸۸، ۸۰۳، ۸۰۴.
ایلیای سوم حاملِ نشانِ آلفا و امگاست، زیرا نمایانگرِ ایلیایی آغازین و انجامین است. هم ایلیای نخستین و هم ایلیای آخرین نمایانگرِ جنبشیاند که یا از سوی فرشتهٔ نخست یا فرشتهٔ سومِ مکاشفهٔ ۱۴ است.
کارِ یحییِ تعمیددهنده و کارِ کسانی که در ایامِ آخر با روح و قدرتِ ایلیا بیرون میروند تا مردم را از بیتفاوتیشان بیدار کنند، در بسیاری جهات یکسان است. کارِ او نمونهٔ کاری است که باید در این عصر انجام شود. مسیح بارِ دوم خواهد آمد تا جهان را به عدالت داوری کند. فرستادگانِ خدا که حاملِ آخرین پیامِ هشدار برای جهاناند، باید راه را برای بازگشتِ دومِ مسیح آماده کنند، چنانکه یحیی راه را برای آمدنِ نخستینِ او آماده کرد. در این کارِ آمادهسازی، «هر درهای بلند خواهد شد، و هر کوهی پست خواهد شد؛ و آنچه کج است راست خواهد شد، و جاهای ناهموار هموار خواهد شد»، زیرا تاریخ قرار است تکرار شود، و بار دیگر «جلالِ خداوند آشکار خواهد شد، و همهٔ بشر با هم آن را خواهند دید؛ زیرا دهانِ خداوند چنین گفته است.» Southern Watchman, March 21, 1905.
تطبیق سهگانهٔ ایلیا نمایانگر رویارویی میان ایلیا و جنبشِ مرتبط با او از یکسو، و اتحاد سهگانهٔ بابل مدرن از سوی دیگر است. این موضوع با تطبیق سهگانهٔ فرستادهای که راه را برای فرستادهٔ عهد آماده میکند، ارتباط نزدیکی دارد، اما آن خط نمایانگر پویاییهای درونیِ جنبش و فرستاده است. در هر دو تطبیق سهگانه، تحقق سوم و نهاییِ فرستاده و جنبش با آلفا و امگا بازنمایی میگردد، بهگونهای که آلفا نمایانگر تحقق آغازین و امگا نمایانگر تحقق پایانی است.
الیاسِ سوم و نهایی نمایانگر جنبشِ فرشتهٔ سوم است، که همان جنبشِ صد و چهل و چهار هزار تن است؛ آنان همچون علمی برافراشته خواهند شد تا جمعیتِ عظیمی را آنگاه که ساعتِ زلزلهٔ عظیمِ بابِ یازدهمِ مکاشفه فرا میرسد، از بابل فراخوانند. پیش از آن ساعت، فرستاده و آن جنبش در تقابل با جنبشِ جعلیای که پیامِ جعلیِ بارانِ پسینِ صلح و امنیت را ارائه میکند، شناسایی خواهند شد.
تفاوتهای میان پیام و پیامرسانِ راستین و کاذب را باید از طریق تحققِ پیام تشخیص داد. این مقالات در اواخر ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شدند و مدتها پیش از کشتار ۷ اکتبر، بیان میکردند که پیامِ بارانِ آخرِ راستین، اسلامِ وای سوم را مشخص میکند و اینکه آن پیام در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. مقالات تصریح میکردند که خشمگین شدنِ ملتها که طبق الهام در همان زمان آغاز شد، همچون زنی در دردِ زایمان بود؛ از این رو، این خشمگیری و مصائبی که بر سیارهٔ زمین وارد میشود، تا پایانِ مهلت همچنان تشدید خواهد شد.
ما مطالعه را در مقالهٔ بعدیمان ادامه خواهیم داد.
ای کاش قوم خدا درکی از ویرانی قریبالوقوع هزاران شهر، که اکنون تقریباً به بتپرستی سپرده شدهاند، داشتند! اما بسیاری از کسانی که باید حقیقت را اعلام کنند، برادران خویش را متهم و محکوم میکنند. وقتی قدرت دگرگونساز خدا بر اذهان نازل شود، دگرگونیِ قاطعی رخ خواهد داد. مردم دیگر میلی به انتقاد و تخریب نخواهند داشت. در موضعی نخواهند ایستاد که مانع تابش نور به جهان شود. انتقادها و اتهامزنیهایشان پایان خواهد یافت. قوای دشمن برای نبرد بسیج میشوند. درگیریهای سختی پیشِ روست. به هم نزدیک شوید، ای برادران و خواهران من، به هم نزدیک شوید. با مسیح پیوند یابید. "نگویید: همپیمانی است ... و از ترس آنان مترسید و بیمناک نشوید. خودِ خداوند لشکرها را تقدیس کنید؛ او ترس شما و هراس شما باشد. و او برای شما مقدسگاهی خواهد بود؛ اما برای هر دو خاندان اسرائیل سنگی لغزشآور و صخرهای مایهٔ افتادن، و برای ساکنان اورشلیم دام و تلهای خواهد بود. و بسیاری از ایشان خواهند لغزید و خواهند افتاد و شکسته خواهند شد و به دام خواهند افتاد و گرفتار خواهند گشت."
دنیا صحنهٔ نمایش است. بازیگران، یعنی ساکنان آن، در حال آماده شدناند تا نقش خود را در آخرین نمایش بزرگ ایفا کنند. خدا از نظرها دور مانده است. در میان تودههای عظیم بشر وحدتی وجود ندارد، مگر آنکه مردم برای تحقق مقاصد خودخواهانهٔ خود با هم متحد شوند. خدا ناظر است. مقاصد او دربارهٔ بندگان یاغیاش تحقق خواهد یافت. جهان به دست انسانها سپرده نشده است، هرچند خدا اجازه داده است عناصر آشفتگی و بینظمی برای مدتی حاکم باشند. قدرتی از عالمِ زیرین در کار است تا آخرین صحنههای بزرگ این نمایش را پدید آورد—شیطان که چون مسیح میآید و با همهٔ فریبندگیِ شرارت در کسانی عمل میکند که خود را در انجمنهای مخفی به هم میپیوندند. آنان که در برابر اشتیاقِ همپیمانی تسلیم میشوند، در حال به ثمر رساندن طرحهای دشمناند. اثر در پی علت خواهد آمد.
بیقانونی تقریباً به اوج خود رسیده است. آشفتگی جهان را فرا گرفته است و به زودی وحشتی عظیم بر انسانها فرود خواهد آمد. پایان بسیار نزدیک است. ما که حقیقت را میشناسیم باید خود را برای آنچه به زودی چون غافلگیریِ درهمشکنندهای بر جهان فرود خواهد آمد آماده کنیم. ریویو اند هرالد، ۱۰ سپتامبر ۱۹۰۳.