"ایام آخر" در جنبشِ فرشتهٔ اول، بیانگرِ اعلامِ آغازِ داوری است، و در جنبشِ فرشتهٔ سوم، پایانِ داوری اعلام می‌شود. در "ایام آخر"، قومِ خدا برانگیخته شده‌اند و می‌شوند تا داوریِ خدا را اعلام کنند؛ اما برای آنکه پیام‌آورِ داوریِ خدا باشید، باید داوری را درک کنید. یکی از ویژگی‌های اصلیِ ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای—چه در میانِ قشرِ تحصیل‌کرده و چه قشرِ بی‌سواد—این است که داوریِ خدا را نمی‌شناسند. همهٔ پیامبران، بیش از آنکه روزگارِ خود را مخاطب قرار دهند، به طور مشخص خطاب به "ایام آخر" سخن می‌گویند.

هر یک از پیامبران قدیم، بیش از آنکه برای زمان خود سخن گفته باشند، برای زمان ما سخن گفتند؛ از این رو پیشگویی‌های آنان برای ما برقرار است. «اکنون همهٔ این چیزها برای آنان به عنوان نمونه رخ داد، و برای اندرزِ ما نوشته شد، ما که پایان‌های جهان بر ما فرا رسیده است.» اول قرنتیان ۱۰:۱۱. پیام‌های برگزیده، کتاب ۳، ۳۳۸.

همهٔ پیامبران با یکدیگر هم‌نظرند؛ بنابراین پیشگویی‌هایشان همگی تصویر واحدی را ترسیم می‌کنند و آن تصویر مربوط به روزهای آخر است که همان روزهای داوری‌اند.

و ارواحِ انبیا مطیعِ انبیا هستند. زیرا خدا خدای آشفتگی نیست، بلکه خدای سلامتی است، چنان‌که در همهٔ کلیساهای مقدسان است. اول قرنتیان ۱۴:۳۲، ۳۳.

اورشلیم در رؤیای حزقیال که از فصل هشتم آغاز می‌شود، کلیسای خداست؛ یعنی کلیسای ادونتیستِ روز هفتمِ لائودیکیه‌ای در ایام آخر. فصول هشتم و نهمِ حزقیال، در پایانِ داوریِ خانهٔ خدا، دو گروه از عبادت‌کنندگان را مشخص می‌کنند. یک گروه با بیست‌وپنج تن از بزرگان که به خورشید سجده می‌کنند نمایانده می‌شود، اما آنان که برای رجاساتِ انجام‌شده در کلیسا و سرزمین ناله و زاری می‌کنند، مُهر خدا را دریافت می‌کنند. در فصل یازدهم، رؤیای حزقیال به تصویرِ مجازاتِ آن بیست‌وپنج مردِ سجده‌کننده به خورشید ادامه می‌دهد.

و افزون بر این، روح مرا برافراشت و مرا به دروازهٔ شرقی خانهٔ خداوند آورد، که رو به مشرق دارد؛ و اینک نزد درِ دروازه، بیست و پنج مرد بودند؛ و در میان ایشان یعزنیاه پسر آزور و پلاتیا پسر بنایا، از سران قوم، را دیدم. آنگاه او به من گفت: ای پسر انسان، اینان همان کسانی‌اند که شرارت را تدبیر می‌کنند و در این شهر مشورت شریرانه می‌دهند؛ که می‌گویند: «نزدیک نیست؛ بیایید خانه‌ها بنا کنیم؛ این شهر دیگ است و ما گوشت آنیم.» پس بر ضد آنان نبوت کن؛ نبوت کن، ای پسر انسان. و روح خداوند بر من فرود آمد و به من گفت: بگو: خداوند چنین می‌گوید: ای خاندان اسرائیل، شما چنین گفته‌اید، زیرا من هر آنچه در اندیشهٔ شما می‌گذرد، همه را می‌دانم. شما کشتگان خود را در این شهر بسیار کرده‌اید و کوچه‌های آن را از کشتگان پر ساخته‌اید. از این رو خداوند خدا چنین می‌گوید: کشتگان شما را که در میان آن نهاده‌اید، ایشان گوشت‌اند و این شهر دیگ است؛ اما من شما را از میان آن بیرون خواهم آورد. از شمشیر ترسیده‌اید؛ و من شمشیری بر شما خواهم آورد، می‌گوید خداوند خدا. و شما را از میان آن بیرون خواهم آورد و شما را به دست بیگانگان تسلیم خواهم کرد و در میان شما داوری‌ها را اجرا خواهم نمود. حزقیال ۱۱:۱-۹.

اورشلیم به‌عنوانِ «دیگ» شناسایی شده است و مردمِ اورشلیم «گوشت»ی هستند که در آن دیگ، یعنی همان ظرفِ پخت‌وپز، پخته می‌شوند. داوریِ شریران، که به‌دستِ فرشتگانی با سلاح‌های نابودکننده در دست، در زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهل‌وچهار هزار نفر انجام می‌گیرد (زیرا خواهر وایت می‌گوید مُهرِ فصل نهمِ حزقیال همان مُهرِ فصل هفتمِ مکاشفه است)، این حقیقت را در بر دارد که شریران از اورشلیم بیرون رانده می‌شوند. با فرارسیدنِ قانونِ یکشنبهٔ نزدیک‌الوقوع، اورشلیمِ روحانی پاک خواهد شد و همچون بیرقی بر فراز همهٔ کوه‌ها برافراشته خواهد شد.

و در ایام آخر چنین خواهد شد که کوهِ خانهٔ خداوند بر قلهٔ کوه‌ها استوار خواهد شد و از تپه‌ها بلندتر خواهد گردید؛ و همهٔ قوم‌ها به سوی آن سرازیر خواهند شد. و بسیاری از مردم خواهند رفت و خواهند گفت: بیایید تا به کوهِ خداوند، به خانهٔ خدای یعقوب، بالا رویم؛ و او راه‌های خود را به ما خواهد آموخت و ما در مسیرهای او گام خواهیم زد؛ زیرا از صهیون شریعت صادر خواهد شد و کلامِ خداوند از اورشلیم. اشعیا ۲:۲، ۳.

پاک‌سازی‌ای که در هنگام قانون یکشنبه برای اورشلیم انجام می‌شود، حذف ادونتیست‌های لاودکیه‌ای است، به‌گونه‌ای که تنها ادونتیست‌های فیلادلفیایی باقی می‌مانند. در آن زمان ساختار حقوقیِ شرکتی نیز خاتمه می‌یابد، زیرا دولت ایالات متحده نهادِ کنترل‌کننده در ترتیبات حقوقی‌ای است که در سال ۱۸۶۳ برقرار شد، و هنگامی که دولت ایالات متحده رعایتِ یکشنبه را در سراسر کشور به اجرا بگذارد، ساختار حقوقیِ شرکتیِ کلیسای ادونتیست‌های روز هفتم یا از نظر قانونی منحل می‌شود، یا شاید نام آن از نظر قانونی به چیزی از سنخِ کلیسای ادونتیستِ یکشنبه تغییر یابد.

هنگامی که شریرانِ اورشلیم به‌دست فرشتگانِ هلاک‌کننده از دیگ بیرون برده شوند، کلیسای ادونتیستِ لائودکیه‌ای پایان می‌یابد و جنبش فیلادلفیایی به اورشلیمِ روحانی بدل می‌شود که چون رایت برافراشته می‌گردد. میکاه مردانِ کهن‌سال را خطاب قرار می‌دهد؛ همان کسانی که اشعیا آنان را مردانِ استهزاگر می‌نامد که نور را تاریکی و تاریکی را نور می‌خوانند، و با طرح پرسشی نشان می‌دهد که آن مردانِ کهن‌سال باید «داوری» را می‌شناختند. آنان باید زمانِ تفتیشِ خود را می‌دانستند.

و گفتم: بشنوید، خواهش می‌کنم، ای سران یعقوب و ای سروران خاندان اسرائیل! آیا بر عهدهٔ شما نیست که عدالت را بشناسید؟ شما که نیکو را دشمن می‌دارید و بد را دوست می‌دارید؛ که پوستشان را از آنان می‌کَنید و گوشتشان را از استخوان‌هایشان جدا می‌سازید؛ که گوشت قوم مرا نیز می‌خورید و پوستشان را از آنان می‌کَنید، و استخوان‌هایشان را می‌شکنید و ایشان را تکه‌تکه می‌کنید، برای دیگ، و چون گوشتی که در دیگِ بزرگ است. میخا ۳:۱‏-‏۳.

خدا قصد داشت و هنوز هم قصد دارد که قوم آخرالزمانیِ او «داوری را بشناسند»، و داوری مفهومی یگانه نیست. داوری سیر تاریخیِ تدریجی‌ای است که دارای عناصر متعدد و نشانه‌های راهِ مشخص است. این دوره‌ای نبوی است که در سال ۱۷۹۸ آغاز شد و تا پایان هزاره ادامه دارد. این داوری هم تفتیشی است و هم اجرایی. این داوری بر هر انسانی که تاکنون بر سیارهٔ زمین زیسته است، و نیز بر فرشتگانی که از آسمان رانده شدند، اجرا می‌شود. دوره‌های داوری برای وفاداران خدا در روزهای آخر، فهمی اساسی است، زیرا پاسخ به پرسش میکاه این است: «آری، اسرائیل باید داوری را درک کند.»

ارمیا بیان می‌کند که مشایخ اورشلیم در ایام آخر، نمایانگر اوجِ یک «ارتداد دائمی» هستند؛ چنان‌که در چهار نسلِ شورشِ فزاینده نمود یافته و در چهار رجسِ رو به افزایشِ فصل هشتمِ حزقیال نمادین شده است. ارمیا تصریح می‌کند که این مشایخ در روح‌گرایی غرقه‌اند، زیرا «خورشید و ماه و همهٔ لشکر آسمان» را «پرستش» می‌کنند. او می‌گوید آنان «سقوط خواهند کرد و برنخواهند خاست»، چون «کلامِ خداوند را رد کرده‌اند». با این ویژگی‌ها، ارمیا اعلام می‌کند که «قوم، حکمِ خداوند را نمی‌دانند».

در آن زمان، خداوند می‌گوید، استخوان‌های پادشاهان یهودا، و استخوان‌های سرورانش، و استخوان‌های کاهنان، و استخوان‌های پیامبران، و استخوان‌های ساکنان اورشلیم را از گورهاشان بیرون خواهند آورد؛ و آنها را در برابر خورشید و ماه و تمامی لشکر آسمان خواهند گستراند؛ همان‌هایی که ایشان دوستشان داشتند و به آنان خدمت کردند و از پی‌شان راه رفتند و آنها را جستند و پرستیدند؛ نه گردآوری خواهند شد و نه دفن خواهند شد؛ بلکه بر روی زمین چون سرگین خواهند بود. و نزد همه بازماندگان این خاندان شریر که در هر جایی که ایشان را رانده‌ام باقی مانده‌اند، مرگ بر زندگی ترجیح داده خواهد شد، می‌گوید خداوند لشکرها. افزون بر این، به ایشان بگو: چنین می‌گوید خداوند: آیا می‌افتند و برنمی‌خیزند؟ آیا رو برمی‌تابد و باز نمی‌گردد؟ پس چرا این قومِ اورشلیم به بازپس‌رفتِ دائمی پس‌نشسته‌اند؟ به فریب سخت چسبیده‌اند و از بازگشتن سرباز می‌زنند. گوش فرا دادم و شنیدم، اما درست سخن نگفتند؛ هیچ‌کس از شرارت خود توبه نکرد و نگفت: «چه کرده‌ام؟» هر کس به راه خود شتافت، همچون اسبی که به سوی جنگ می‌تازد. آری، لک‌لک در آسمان زمان‌های مقرّر خود را می‌داند؛ و قمری و درنا و پرستو زمان آمدن خود را نگاه می‌دارند؛ اما قوم من حکم خداوند را نمی‌شناسند. چگونه می‌گویید: «ما داناییم و شریعت خداوند نزد ماست»؟ اینک، به یقین آن را بیهوده ساخته‌اند؛ قلمِ کاتبان باطل است. دانایان شرمسار شده‌اند، هراسان گشته و گرفتار؛ اینک، کلام خداوند را رد کرده‌اند؛ پس چه حکمتی در ایشان است؟ ارمیا ۸:۱-۹.

در فصل پنجم، ارمیا کسانی را که داوریِ خداوند را نمی‌شناسند «نادان» می‌خواند.

در کوچه‌های اورشلیم به این سو و آن سو بدوید، و اکنون بنگرید و بدانید، و در میدان‌های گستردهٔ آن بجویید که آیا می‌توانید مردی بیابید، آیا کسی هست که داوری را به‌جا آورد و در پیِ راستی باشد؛ آنگاه آن را خواهم آمرزید. و هرچند می‌گویند: «خداوند زنده است»، بی‌گمان به دروغ سوگند می‌خورند. ای خداوند، آیا چشمان تو بر راستی نیست؟ ایشان را زده‌ای، اما اندوهگین نشده‌اند؛ ایشان را نابود کرده‌ای، اما از پذیرفتن تأدیب سر باز زده‌اند؛ چهرهٔ خود را از صخره سخت‌تر کرده‌اند؛ از بازگشت امتناع کرده‌اند. از این‌رو گفتم: بی‌گمان اینان بی‌نوایان‌اند؛ نادان‌اند، زیرا نه راه خداوند را می‌شناسند و نه داوری خدای خویش را. ارمیا ۵:۱-۴.

در روزهای آخرِ ادونتیسمِ لاودیکیه‌ای، کسانی که در مثلِ ده باکره به‌عنوانِ باکره‌های نادان معرفی شده‌اند و به گفتهٔ خواهر وایت، این مثل «تجربهٔ قوم ادونتیست» را نشان می‌دهد، «راهِ خداوند را نمی‌دانند و داوریِ خدایِ خود را نمی‌شناسند.» در فصل بعد، ارمیا بیان می‌کند که «راه» خداوند همان «راه‌های قدیم» است، اما ادونتیست‌های لاودیکیه‌ایِ نادان از راه رفتن در آن سر باز می‌زنند و به صدای شیپور گوش نمی‌سپارند. «شیپور» نمادی از داوری است که البته ادونتیست‌های لاودیکیه‌ایِ نادان آن را نمی‌شناسند.

چنین می‌گوید خداوند: در راه‌ها بایستید و بنگرید، و از راه‌های دیرینه بپرسید که راه نیکو کدام است؛ در آن راه بروید و برای جان‌های خود آرامی خواهید یافت. اما گفتند: در آن راه نخواهیم رفت. و نیز بر شما نگهبانانی گماشتم که می‌گفتند: به صدای کرنا گوش فرا دهید. اما گفتند: گوش نخواهیم سپرد. از این‌رو، ای امّت‌ها، بشنوید، و ای جماعت، بدانید آنچه در میان ایشان است. ای زمین، بشنو: اینک بلایی بر این قوم می‌آورم، یعنی ثمرۀ افکارشان را، زیرا به سخنان من گوش نسپرده‌اند و شریعت مرا نپذیرفته‌اند، بلکه آن را رد کرده‌اند. ارمیا ۶:۱۶-۱۹.

آن «شرّ»ی که بر «جماعت»ی که از «گوش سپردن به صدای شیپور» و «گام برداشتن» در «راه‌های کهن»، جایی که «آرامیِ» بارانِ پسین یافت می‌شود، خودداری کرد، آورده می‌شود هنگامی که همان «جماعت» در هنگام قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد، «شریعتِ او را رد می‌کند».

کاربرد سه‌گانهٔ الیاس کارِ یک پیام‌آور و یک جنبش را در زمان داوری اجرایی مشخص می‌کند؛ داوری‌ای که با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد آغاز می‌شود. به‌طور نزدیک به کاربرد سه‌گانهٔ الیاس، کاربرد سه‌گانهٔ پیام‌آوری که راه را برای پیام‌آورِ عهد آماده می‌کند نیز مرتبط است. کاربرد سه‌گانهٔ پیام‌آوری که راه را آماده می‌کند، کاری را از سوی یک پیام‌آور و جنبش در زمان داوری تحقیقی مشخص می‌کند. پیام‌آوری که راه را آماده می‌کند و الیاس، کاربردهای سه‌گانه‌ای‌اند که ارتباط نزدیکی با هم دارند؛ همان‌گونه که کاربرد سه‌گانهٔ روم با کاربرد سه‌گانهٔ سقوط بابل نیز چنین است؛ با این حال، آنها تمایزات مهمی دارند که به داوری خدا مربوط می‌شود.

تطبیق‌های سه‌گانهٔ ایلیا و تطبیقِ سه‌گانهٔ آن فرستاده که راه را برای فرستادهٔ عهد آماده می‌کند، با دو کارِ متمایزِ داوری مرتبط‌اند؛ کارهایی که خدا آن‌ها را از طریقِ فرستادهٔ برگزیده‌اش و جنبشی که به پیامِ آن فرستاده می‌پیوندد، به انجام می‌رساند. این دو کار با دو دورهٔ متمایزِ داوری مرتبط‌اند، هرچند میان نمادها همپوشانی وجود دارد.

کار ایلیای سوم و نهایی در ارتباط با داوری اجراییِ اتحاد سه‌گانهٔ بابلِ معاصر است، و کار پیام‌آوری که راه را آماده می‌کند در ارتباط با داوریِ تحقیقی و تطهیر قومِ خداست. فصل سومِ ملاکی با آخرین آیهٔ فصل دوم آغاز می‌شود.

شما خداوند را با سخنان خود خسته کرده‌اید. و با این حال می‌گویید: در چه چیز او را خسته کرده‌ایم؟ وقتی می‌گویید: هر که بدی می‌کند در نظر خداوند نیکوست و او از آنان خشنود است؛ یا: خدای داوری کجاست؟ اینک، من فرستادهٔ خود را می‌فرستم و او راه را پیشِ روی من آماده خواهد کرد؛ و خداوند، که او را می‌جویید، ناگهان به معبد خود خواهد آمد، یعنی فرستادهٔ عهد که از او خشنودید؛ اینک، او خواهد آمد، خداوندِ لشکرها می‌گوید. اما روزِ آمدنِ او را چه کسی تاب خواهد آورد؟ و چون ظاهر شود چه کسی خواهد توانست بایستد؟ زیرا او همچون آتشِ پالایشگر است و همچون صابونِ رخت‌شویان. و او چون پالاینده و پاک‌کنندهٔ نقره خواهد نشست و فرزندانِ لاوی را پاک خواهد ساخت و آنان را همچون طلا و نقره پالایش خواهد داد تا برای خداوند در عدالت قربانی تقدیم کنند. آنگاه قربانیِ یهودا و اورشلیم برای خداوند خوشایند خواهد بود، چنان‌که در روزگاران گذشته و سال‌های پیشین. ملاکی ۲:۱۷ تا ۳:۴

در ایام آخر، به‌گواهیِ ملاکی، خدا از ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای که به شورشِ ۱۸۸۸ چنگ زده است، به ستوه آمده است. شورشِ ۱۸۸۸، به‌صورت نمونه‌ای، در شورشِ قورح، داتان و ابیرام نشان داده شده بود، و بحثِ آموزه‌ایِ شورشِ قورح این بود که آیا کسانی که بدی می‌کنند، در نظرِ خداوند همچنان عادل‌اند.

و اما قورح، پسر اصهار، پسر قهات، پسر لاوی، و داتان و ابیرام، پسران الیاب، و اون، پسر پلت، از پسران رئوبین، مردانی را با خود همراه کردند؛ و ایشان با برخی از بنی‌اسرائیل، یعنی دویست و پنجاه تن از سران جماعت، مشهور در مجمع، مردان نامدار، در برابر موسی برخاستند. و بر ضد موسی و بر ضد هارون گرد آمدند و به ایشان گفتند: شما بیش از اندازه بر خود می‌نهید، زیرا تمامی جماعت، هر یک از ایشان، مقدس‌اند و خداوند در میان ایشان است؛ پس چرا خود را برتر از جماعت خداوند می‌شمارید؟ اعداد ۱۶:۱‏-‏۳.

در ایام آخر، خدا از ادونتیسمِ لائودیکایی که به شورشِ ۱۹۵۷ چسبیده است، به ستوه آمده است؛ شورشی که صرفاً تجلّیِ شورشِ ۱۸۸۸ است که به صورت یک بیانیهٔ رسمی درآمده است. کتاب «Questions on Doctrine» شورشِ ۱۸۸۸ را نهادینه کرد؛ شورشی که بنا بر گواهیِ فرشته‌ای که به خواهر وایت دستور داده بود باید در کنفرانس ۱۸۸۸ بماند تا تکرار تاریخِ شورشِ قورح را ثبت کند، تکرار شورشِ قورح، داتان و ابیرام بود. دویست و پنجاه مرد نامدار به همراه قورح، داتان و ابیرام علیه موسی، نمایندهٔ خدا، در آن شورش گرد آمدند.

بیست‌وپنج مردی که در باب هشتم کتاب حزقیال به خورشید سجده می‌کنند، نمایانگر عُشر، یعنی یک‌دهمِ، دویست‌وپنجاه مردی هستند که در شورشِ قورح، داتان و ابیرام بخور سوزاندند؛ شورشی که نماد رهبران شورشِ سال ۱۸۸۸ بود و شورشِ عقیدتیِ آنان در سال ۱۹۵۷، با انتشار کتاب «Questions on Doctrine»، رسمیت یافت.

شورشِ قورح، داتان و ابیرام «داوری»ای را که خدا صادر کرده بود، که آنان را به سرگردانی در بیابان به مدت چهل سال محکوم می‌کرد، رد کرد. ادونتیسمِ لاودیکیه در سال ۱۸۶۳ سرگردانی در بیابانِ لاودیکیه را آغاز کرد، پس از آن‌که پیامِ لاودیکیه را که در سال ۱۸۵۶ ارائه شده بود رد کردند؛ امری که به سبب کم‌ایمانی‌شان، داوریِ سرگردانی در بیابان برای سال‌های بسیارِ دیگر را به بار آورد. در شورشِ ۱۸۸۸، آنان همچنان مایل نبودند پیامِ لاودیکیه را که کشیشان جونز و واگنر آورده بودند بپذیرند.

کسانی که در سال ۱۸۸۸ سرکشی کردند، نه تنها اقتدار روحانیِ مشایخ جونز و واگنر را رد کردند، بلکه اقتدار نبیّه الن وایت و اقتدار روح‌القدس را نیز رد کردند، زیرا آنان بر اساس این اندیشه عمل کردند که تمام جماعت به یک اندازه مقدس است.

در سال ۱۸۶۳، آنان بازگشته بودند تا با نبیِ دروغگوی بیت‌ئیل غذا بخورند و با این کار، در نهایت تعریفِ نجات را پذیرفتند که شورشِ قورح نمایانگر آن بود، و سپس آن آموزهٔ باطل را رسماً در کتاب «پرسش‌هایی دربارهٔ آموزه» تثبیت کردند. آن آموزه تعریفی نادرست از «عادل‌شمردگی به‌وسیلهٔ ایمان» است.

شورش سال ۱۸۶۳ آغازِ ردّ گوهرهای میلر بود که بر دو لوحِ حبقوق منعکس شده بودند. در فصل دومِ حبقوق، «جدالِ» آیهٔ یک در نهایت دو طبقه از پرستندگان را پدید می‌آورد که در اختلاف‌شان دربارهٔ پیامی که به تأخیر افتاد آشکار می‌شوند.

اینک، جانِ او که متکبر است، در او راستی نیست؛ اما عادل به ایمانِ خود زنده خواهد ماند. حبقوق ۲:۴.

ایمانِ "عادلان" در "بحث" فصل دومِ کتاب حبقوق، بر "رؤیایی" استوار بود که به‌روشنی بر لوح‌ها نوشته شده بود. در شورش سال ۱۸۶۳، نخستین گام برای حذفِ آنچه بر لوح‌ها نوشته شده بود، توسط کسانی برداشته شد که دیگر ایمانِ "عادلان" را نداشتند. شورش ۱۸۶۳ نخستین بذرِ شورشی بود که سرانجام در سال ۱۹۵۷ تعریفی نادرست از آموزهٔ عادل‌شمردگی به‌وسیلهٔ ایمان را نهادینه کرد.

ما این مطالعه را در مقاله بعدی ادامه خواهیم داد.

خداوند در رحمت عظیم خود، از طریق مشایخ واگنر و جونز، پیامی بسیار گران‌بها برای قوم خود فرستاد. هدف این پیام آن بود که نجات‌دهندهٔ برافراشته، یعنی قربانیِ گناهانِ تمامی جهان، را برجسته‌تر پیشِ چشم جهان قرار دهد. این پیام، عادل‌شمرده شدن از راه ایمان به ضامن را ارائه می‌داد؛ و مردم را دعوت می‌کرد تا عدالتِ مسیح را بپذیرند، عدالتی که در اطاعت از تمام فرمان‌های خدا آشکار می‌گردد. بسیاری عیسی را از نظر از دست داده بودند. چشمانشان می‌بایست به سوی شخصِ الهی او، شایستگی‌های او، و محبت تغییرناپذیرش نسبت به خانوادهٔ بشری متوجه شود. تمام قدرت به دستان او سپرده شده است تا به انسان‌ها عطایای فراوان ببخشد و عطیهٔ بی‌قیمت عدالتِ خود را به انسانِ ناتوان ارزانی دارد. این همان پیامی است که خدا فرمان داد به جهان اعلام شود. این پیامِ فرشتهٔ سوم است که باید با صدای بلند اعلام شود و با افاضهٔ فراوان روح او همراه باشد. شهادات برای خادمان، 91.

حقیقتِ این زمان، پیام فرشته‌ی سوم، باید با صدای بلند اعلام شود، یعنی با قدرتی فزاینده، هرچه به آزمون بزرگ نهایی نزدیک‌تر می‌شویم. The 1888 Materials, 1710.

"زمان آزمایش همین اکنون بر ماست، زیرا ندای بلندِ فرشتهٔ سوم در آشکار شدنِ عدالتِ مسیح، نجات‌دهندهٔ آمرزندهٔ گناه، از پیش آغاز شده است. این آغازِ نورِ آن فرشته‌ای است که جلالش سراسرِ زمین را پر خواهد کرد." پیام‌های برگزیده، کتاب ۱، ۳۶۲.

باران پسین بر قوم خدا خواهد بارید. فرشته‌ای نیرومند از آسمان فرود خواهد آمد، و سراسر زمین با جلال او روشن خواهد شد. Review and Herald، ۲۱ آوریل ۱۸۹۱.