passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
مقدمهای بر دو لوح حبقوق و فریاد نیمهشب
در این سلسله، ما در طی دورهای ممتد به دو لوح حبقوق—نمودارهای 1843 و 1850—خواهیم پرداخت. آغاز کار را با قرار دادن فریاد نیمهشب در جای خود انجام خواهیم داد. همانگونه که ذکر شد، بخش عمدهای از ارائههای ابتدایی برای کسانی که با این پیام آشنا هستند، مرور خواهد بود؛ اما از آنجا که در حال آمادهسازی سلسلهای هستیم که ممکن است توسط افرادی تازهوارد به این پیام مطالعه شود، باید برخی مفاهیم اساسی را برای ایشان تبیین کنیم. ما با فریاد نیمهشب آغاز خواهیم کرد و بر جنبهای متمرکز خواهیم شد که در نخستین رؤیای الن وایت یافت میشود. بیایید نخستین پاراگراف از Christian Experience and Teachings، صفحه 57 را بخوانیم.
مدت زیادی از سپری شدن سال ۱۸۴۴ نگذشته بود که نخستین رؤیای آشکارم به من عطا شد. من در پورتلندِ ایالت مین به دیدار خانم هاینز رفته بودم؛ خواهری عزیز در مسیح که دل او با دل من پیوند یافته بود. پنج نفر از ما، که همگی زن بودیم، در سکوت نزد مذبح خانوادگی زانو زده بودیم. هنگامی که در حال دعا بودیم، قدرت خداوند بر من فرود آمد، چنانکه هرگز پیش از آن نیامده بود.
این پنج زن، که دلهایشان با خواهر وایت پیوند خورده بود، با هیچیک از تجلیات قدرت خدا مخالفتی نداشتند. شایان توجه است که همگی آنان زن بودند و نمایانگر کلیسا بودند، و شمارشان پنج تن بود، که میتوان آن را پنج باکرهٔ خردمند دانست. این صرفاً یک مشاهده است.
«به نظر میرسید که در میان نور احاطه شدهام و از زمین هرچه بالاتر و بالاتر میروم. برگشتم تا قوم ادونتی را در جهان بنگرم، اما آنان را نیافتم، که آوازی به من گفت: «بار دیگر بنگر و اندکی بالاتر نگاه کن.» آنگاه چشمان خود را بلند کردم و راهی راست و باریک دیدم که در بلندی، فرازِ جهان، افراشته شده بود. بر این راه، قوم ادونتی به سوی شهر در حرکت بودند، شهری که در انتهای دورِ راه قرار داشت. در پشت سر ایشان، در آغاز راه، نوری درخشان برپا شده بود که فرشتهای به من گفت همان فریاد نیمهشب است. این نور در تمام طول راه میدرخشید و برای پاهای ایشان روشنایی میبخشید تا مبادا بلغزند. اگر چشمان خود را بر عیسی، که اندکی پیشاپیشِ آنان بود و ایشان را به سوی شهر هدایت میکرد، ثابت نگاه میداشتند، در امان بودند. اما دیری نپایید که بعضی خسته شدند و گفتند که شهر بسیار دور است و آنان انتظار داشتند پیش از این وارد آن شده باشند. آنگاه عیسی با بلند کردن بازوی راستِ جلالمند خود آنان را دلگرم میکرد، و از بازوی او نوری برمیآمد که بر گروه ادونتی موج میزد، و ایشان فریاد برمیآوردند: «هللویاه!» دیگران با بیپروایی نورِ پشت سر خود را انکار کردند و گفتند که این خدا نبود که ایشان را تا اینجا هدایت کرده بود. پس نوری که پشت سرشان بود خاموش شد و پاهای ایشان را در ظلمتی کامل فروگذاشت، و لغزیدند و نشان و عیسی را از نظر گم کردند، و از راه به پایین، به درون جهان تاریک و شریرِ زیرِ پایشان، سقوط کردند.»
ویلیام میلر و فریاد نیمهشب
در این ارائهٔ نخست، پس از تثبیت چند نکته، دربارهٔ کنفرانس ادونتیستها در لو همپتون در دسامبر ۱۸۴۴ بحث خواهیم کرد. در این کنفرانس، شماری از میلریها گرد آمدند، و ویلیام میلر برداشتِ «فریاد نیمهشب» را رد کرد. منطق در اینجا آن است که این رؤیا، هرچند برای همهٔ ما بود، بهویژه برای ویلیام میلر بود.
در همان ماه، ویلیام میلر نوری را که در پسِ ایشان بود—فریاد نیمهشب—انکار کرد؛ نوری که سبب میشد او از مسیر به جهان شریرِ زیرِ پایشان سقوط کند. ما دلالتهای این امر را بررسی خواهیم کرد. شواهد تاریخی نشان میدهد که همهٔ میلریها بر این باور بودند که در حال تحقق مَثَلِ ده باکرهاند؛ این امر در میان آنان دانشی همگانی بود. ما نشان خواهیم داد که ویلیام میلر درکی از اینکه فریاد نیمهشب چیست، داشت. میلر معتقد بود که فریاد نیمهشب همان پیامِ ساعتِ داوریِ دانیال ۸:۱۴ و مکاشفه ۱۴:۶-۹ است. او باور داشت پیامی که از اوایل دههٔ ۱۸۳۰ به اعلام آن آغاز کرده بود، همان فریاد نیمهشب بود: «اینک، داماد میآید»، و اینکه عیسی بهعنوان داماد به سوی جهان میآمد.
در بخش اعظم تاریخ میلریها، آنان بر این باور بودند که تمثیل ده باکره را به انجام میرسانند، اما میپنداشتند که فریاد نیمهشب پیامى را توصیف میکند که خود در حال اعلام آن بودهاند. با این حال، تا تابستان ۱۸۴۴، درکی تازه و صحیح پدید آمد: فریاد نیمهشب همان جنبش ماه هفتم بود، با این انتظار که عیسی در روز دهمِ ماه هفتم بیاید. آن، فریاد نیمهشبِ حقیقی بود. هنگامی که میلر در دسامبر ۱۸۴۴ فریاد نیمهشبِ حقیقی را رد کرد، در واقع تاریخ تابستان ۱۸۴۴ را رد میکرد و به موضع پیشین خود بازمیگشت که آن را صرفاً همان پیام عمومیِ دههٔ ۱۸۳۰ میدانست. فهم پویاییهای فریاد نیمهشب امری حیاتی است. اگر شما ۲۵۲۰ را آنگونه که میلریها فهمیدند درک نکنید، نمیتوانید فریاد نیمهشب را درک کنید. اگر نتوانید فریاد نیمهشب را آنگونه که میلریها فهمیدند درک کنید، از راه به جهان شریرِ زیرین سقوط میکنید.
در این ارائه، با برخی حقایقِ موجود بر نمودار آغاز خواهیم کرد که امروزه ادونتیسم آشکارا آنها را رد میکند. مؤسسهٔ تحقیقات کتابمقدسیِ کلیسای ادونتیست روز هفتم و بیشتر الهیدانان ادونتیست، 2520 را رد میکنند. در ادامه، این موضوع را از منظر کتابمقدسی بررسی خواهیم کرد، اما در آغاز نشان خواهیم داد که الن وایت بهطور کامل 2520 را تأیید میکند. این مؤسسه و بیشتر الهیدانان همچنین برداشت پیشگامان از «دائمی» را رد میکنند. نشان خواهیم داد که ردِّ برداشت پیشگامان مبنی بر اینکه «دائمی» همان بتپرستی است، در حکم ردِّ روح نبوت است. این مؤسسه همچنین بهطور علنی برداشت پیشگامان از شیپورها—شیپور پنجم و ششم—را رد میکند. ما با این نشان دادن آغاز خواهیم کرد که ردِّ برداشت پیشگامان از شیپورها، ردِّ روح نبوت است.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
تاریخ میلری و آمدن فرشتهٔ اول
ما با اوریا اسمیت از کتاب «اندیشههایی دربارهٔ دانیال و مکاشفه»، صفحهٔ ۵۲۱، آغاز میکنیم تا تاریخچهٔ میلریتی و سال ۱۷۹۸ را نشان دهیم. اوریا اسمیت مینویسد: «گاهشماریِ رویدادهای مکاشفه ۱۰ افزونتر از این واقعیت نیز تثبیت میشود که این فرشته با فرشتهٔ اولِ مکاشفه ۱۴ یکسان است.» در مکاشفه ۱۰، فرشتهای نیرومند از آسمان فرود میآید و کتابچهای گشوده در دست خود دارد. الن وایت به ما آگاهی میدهد که این فرشتهٔ نیرومند، عیسی مسیح است، و آن کتابچه، کتاب دانیال است. تا پایان باب دهم، به یوحنا گفته میشود که آن کتابچه را بخورد، که در دهانش شیرین و در شکمش تلخ خواهد بود. یوحنا نمایانگر تاریخچهٔ میلریتی است، جایی که پیام دانیال شیرین است اما به نومیدیِ تلخ میانجامد. بهگفتهٔ پیشگامان، فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفه ۱۰ همان فرشتهٔ اولِ مکاشفه ۱۴ است—آنها همان یک فرشتهاند.
ما اغلب وقت زیادی صرفِ مشخصساختنِ این فرشتگان در مکاشفه نمیکنیم، اما باید چنین کنیم. فرشتهٔ نیرومند در مکاشفه ۱۰ همان فرشتهای نیز هست که ویلیام میلر معتقد بود با به انجام رساندن کارِ فرشتهٔ اولِ مکاشفه ۱۴، ندای نیمهشب را تحقق میبخشد: «از خدا بترسید و او را جلال دهید، زیرا ساعت داوریِ او فرا رسیده است.» ساعت داوریِ او به دانیال ۸:۱۴ اشاره دارد. این فرشتگان جنبههای متفاوتِ کاری را که انجام شده است، مشخص میسازند.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
اوریاه اسمیت اظهار میدارد که زمانِ آخر، سال ۱۷۹۸ است، و پیامِ مکاشفه ۱۴ پس از آن میآید. او مینویسد: «اما پیامِ مکاشفه ۱۴:۶ در این سویِ آغازِ زمانِ آخر قرار دارد. این، اعلامِ فرارسیدنِ ساعتِ داوریِ خداست، و از اینرو باید کاربردِ آن در نسلِ آخر باشد. پولس ساعتِ فرارسیدهٔ داوری را موعظه نکرد. لوتر و همکارانش نیز آن را موعظه نکردند. پولس دربارهٔ داوریای که خواهد آمد، یعنی در آیندهای نامعین، استدلال میکرد، و لوتر آن را دستکم سیصد سال دورتر از روزگارِ خود قرار میداد. افزون بر این، پولس کلیسا را بر ضد هرگونه موعظهای از این دست که ساعتِ داوریِ خدا فرارسیده است تا زمانی معین هشدار میدهد.» در ۲ تسالونیکیان ۲:۱–۳، پولس میگوید که روزِ مسیح نزدیک نیست مگر آنکه نخست ارتداد واقع شود و مردِ گناه ظاهر گردد. پولس مردِ گناه، شاخِ کوچک، پاپیّت را مطرح میسازد و با هشداری سراسرِ دورهٔ سیادتِ او را در بر میگیرد؛ دورهای که ۱۲۶۰ سال ادامه یافت و در ۱۷۹۸ پایان پذیرفت.
در سال 1798، محدودیتِ منعِ اعلامِ نزدیک بودنِ روزِ مسیح پایان یافت. زمانِ آخر آغاز شد، و مُهر از کتابِ کوچک برداشته شد. از آن زمان، فرشتهٔ مکاشفهٔ 14 به پیش رفته است. یوریا اسمیت میگوید: «اگر آن را ببینید»، از سال 1798، پیامِ فرشتهٔ اول به پیش رفته است. در سال 1798، نخستین فرشتهٔ مکاشفهٔ 14 در تاریخ وارد میشود—این همان درکِ پیشگامان است. از آن زمان، فرشتهٔ مکاشفهٔ 14 اعلام کرده است که ساعتِ داوریِ خدا فرا رسیده است، و فرشتهٔ بابِ دهم بر دریا و خشکی ایستاده و سوگند یاد کرده است که دیگر زمانی نخواهد بود. هویتِ ایشان بیتردید است. هر استدلالی که یکی را در جای خود قرار دهد، برای دیگری نیز کارآمد است. نسلِ حاضر شاهدِ تحققِ این دو نبوت است. در موعظهٔ ظهور، بهویژه از 1840 تا 1844، تحققِ کامل و مشروحِ آنها آغاز شد.
اسمیت سالهای ۱۸۴۰ و ۱۸۴۴ را در ارتباط با فرشتهٔ اولِ مکاشفهٔ ۱۴ که در ۱۷۹۸ فرا میرسد، مشخص میکند؛ اما همچنین فرشتهٔ اول را در ۱۸۴۰ نیز مشخص میسازد، یعنی جایی که پیام قدرت مییابد. در موعظهٔ ظهور، بهویژه از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴، تحقق کامل آن آغاز شد. جایگاه فرشته با یک پا بر دریا و یک پا بر خشکی، دلالت بر گسترهٔ وسیع اعلام او دارد. این پیام از اقیانوس عبور میکرد و به ملتهای گوناگون امتداد مییافت، و اعلام ظهور نیز واقعاً به هر ایستگاه بشارتی در جهان رسید. از ۱۸۴۰، پیام فرشتهٔ اول، بنا بر گفتهٔ الن وایت، به هر ایستگاه بشارتی در سراسر جهان حمل شد. این امر هنگامی تحقق یافت که اصل سال-روزِ نبوت کتابمقدس با فروپاشی امپراتوری عثمانی تأیید گردید. ما در این مقطع با جزئیات سروکار نداریم، بلکه زمینه را برای تاریخ میلریتی و پویاییهای فریاد نیمهشب فراهم میسازیم.
رویدادهای تاریخیِ کلیدی: ۱۸۳۳ و سقوط ستارگان
در سال ۱۸۳۳، سقوط ستارگان واقع شد. الن وایت در کتاب نبرد عظیم، صفحهٔ ۳۳۳، چنین اظهار نظر میکند: «در سال ۱۸۳۳، دو سال پس از آنکه میلر بهطور علنی شواهد آمدن قریبالوقوع مسیح را عرضه کردن آغاز کرد، آخرینِ آن نشانههایی که نجاتدهنده بهعنوان علائم ظهور دوم خویش وعده داده بود، پدیدار شد. عیسی فرمود: “ستارگان از آسمان خواهند افتاد.” متی ۲۴:۲۹. و یوحنا در مکاشفه اعلام کرد، آنگاه که در رؤیا صحنههایی را که میبایست روز خدا را اعلام کنند، مشاهده مینمود: “و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند، چنانکه درخت انجیر، چون از بادی شدید تکان داده شود، انجیرهای نارس خود را فرو میافکند.” مکاشفه ۶:۱۳. این نبوت، در بارش عظیم شهابیِ ۱۳ نوامبر ۱۸۳۳، تحقق چشمگیر و تأثیرگذاری یافت.»
passage unavailable
This passage is not yet available in .
۱۸۴۰: تحقق نبوت و امپراتوری عثمانی
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
اوریا اسمیت به ما گفته بود که فرشتۀ نخستِ مکاشفه ۱۴ در سال ۱۷۹۸ رسید، اما آن همان فرشتۀ مکاشفه ۱۰ است. در مکاشفه ۱۰، به یوحنا گفته میشود که کتاب کوچک را از دست فرشته بگیرد و آن را بخورد، و آن در دهان او شیرین خواهد شد. پیام میلری در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، پس از دو سال پیشگوییِ فروپاشی امپراتوری عثمانی بر اساس اصل سال-روز در نبوت کتابمقدسی، شیرین شد. هنگامی که آن رویداد دقیقاً به انجام رسید، پیامی که ایشان اعلام میکردند در دهانشان شیرین گردید.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
جدول ۱۸۴۳ و زمانِ تأخیر
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
توانبخشیِ پیامِ فرشتهٔ دوم
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
از کتاب «نبرد عظیم»، ص. 376: در هنگام اقتدار یافتن فریاد نیمهشب، حدود ۵۰٬۰۰۰ نفر کلیساها را ترک کردند. از آنجا که کار میلر گرایش به تقویت کلیساها داشت، در آغاز با نظر موافق بدان نگریسته شد؛ اما چون خادمان و رهبران مذهبی بر ضدّ آموزهٔ ظهور تصمیم گرفتند و خواستند هرگونه جنبوجوش در این باره را سرکوب کنند، از منبر با آن به مخالفت برخاستند و اعضای خود را از امتیاز حضور در موعظههای مربوط به ظهور ثانی، و حتی از سخن گفتن دربارهٔ امیدشان در اجتماعات عمومی، محروم ساختند. رهبران در کلیسای ادونتیست امروز که تعلیم این پیام را در کلیسا و حتی در خانههای شخصی ممنوع میکنند، در اینجا در جنبش میلری پیشنموده شدهاند.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
درکِ میلر و فریادِ حقیقیِ نیمهشب
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
پس از آن، میلر بانگ نیمهشب را از نو مورد ارزیابی قرار داد و آن را تعصّب افراطی خواند. دامستیگت یادآور میشود که اسنو طرح کلیِ اصلیِ پیامِ بانگ نیمهشب را از اثر پیشینِ میلر به دست آورده بود.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
ندای نیمهشب و پیامدهای آن
نخستین رؤیای الن وایت، قوم خدا را بر راهی به سوی آسمان نشان میدهد، با نوری در پشت سر ایشان که «فریاد نیمهشب» نامیده میشود. پیامی که سموئیل اسنو ارائه کرد باید درک شود. در ماه مه ۱۸۴۲، ۳۰۰ نمودار برای ۳۰۰ واعظ چاپ شد. تا ۲۲ مارس ۱۸۴۴، پس از نخستین نومیدی، آن نمودار کنار گذاشته شد و بسیاری از جنبش بیرون رفتند. آنان که باقی ماندند میبایست انتظار بکشند. در گردهمایی اردویی اکستر، اسنو نشان داد که خداوند در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، در روز کفاره، خواهد آمد. این امر آنان را برانگیخت تا پیام را اعلام کنند.
یوسف بیتس بازگو کرد که پس از گردهمایی اردوگاهیِ اکستر، هنگامی که از میان واگنهای قطار میگذشت، صداهایی را شنید که پیوسته تکرار میکردند: «اینک، داماد میآید!» این جنبش در ظرف دو ماه سراسر ایالات متحده را فراگرفت و به نومیدیِ عظیم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ انجامید.
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
از «نوشتههای نخستین»، صفحهٔ ۲۵۷: «سپس توجه من به ویلیام میلر معطوف شد. او سرگشته مینمود و از اضطراب و اندوه برای قوم خویش خمیده شده بود. جماعتی که در سال ۱۸۴۴ متحد و سرشار از محبت بودند، محبت خود را از دست میدادند، با یکدیگر مخالفت میورزیدند، و به حالتی سرد و مرتدانه سقوط میکردند. چون او این را میدید، اندوه قوّت او را تحلیل میبرد. من دیدم که مردان پیشرو او را زیر نظر دارند، و بهویژه جاشوا هایمز، و بیم دارند مبادا پیام فرشتهٔ سوم را بپذیرد.» پیام فرشتهٔ سوم در این زمینه، سَبَّت است. هنگامی که میلر به سوی نورِ آسمان متمایل میشد، این مردان نقشه میکشیدند تا ذهن او را از آن منحرف سازند. نفوذ بشری او را در تاریکی نگاه داشت و نفوذ او را در میان کسانی که با حقیقت مخالفت میکردند، محفوظ نگه داشت. سرانجام، میلر آواز خود را بر ضد نورِ آسمان—یعنی سَبَّت—بلند کرد. او از پذیرفتن پیامی که میتوانست یأس او را توضیح دهد و بر گذشته نور و جلال بیفکند، بازماند. او به جای حکمت الهی، بر حکمت انسانی تکیه کرد. چون از کار و کهولت شکسته شده بود، به اندازهٔ کسانی که او را از حقیقت بازداشتند، مسئول نبود. گناه بر ایشان قرار دارد. اگر میلر میتوانست نورِ فرشتهٔ سوم را ببیند، بسیاری چیزها برای او توضیح داده میشد. اما برادرانش چنان محبت عمیقی نسبت به او اظهار میداشتند که او میپنداشت هرگز نمیتواند خود را از ایشان جدا سازد. خدا اجازه داد که او تحت قدرت مرگ فرو افتد و او را در قبر از کسانی که وی را از حقیقت منحرف ساختند، پنهان کرد. موسی پیش از ورود به سرزمین موعود خطا کرد؛ همچنین میلر نیز خطا کرد، آنگاه که بهزودی میخواست به کنعان آسمانی وارد شود. دیگران او را به این کار کشاندند؛ دیگران باید برای آن حساب پس دهند. اما فرشتگان غبار گرانبهای این خادم خدا را پاسبانی میکنند و او با صدای کرنای آخر بیرون خواهد آمد.»
نتیجهگیری: درسهایی برای امروز
passage unavailable
This passage is not yet available in .
passage unavailable
This passage is not yet available in .
تنها دو نبوّت وجود دارد که تاریخ را از نخستین نومیدی تا دومین نومیدی در بر میگیرد: ۲۳۰۰ روز («اگرچه رؤیا تأخیر نماید، برای آن انتظار بکش») و ۲۵۲۰. رد کردن ۲۵۲۰ یعنی رد کردن فریاد نیمهشب. رد کردن فریاد نیمهشب یعنی سقوط کردن از مسیر به سوی جهان شریرِ پایین.
در ارائهٔ بعدی، به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت.