خط نبویای که من آن را «چرخ یوشیا» مینامم، با عصیان اسرائیلِ باستان آغاز میشود، هنگامی که آنان در سال ۱۰۹۷ پیش از میلاد خدا را بهعنوان پادشاه خویش رد کردند. سه پادشاه نخست (شائول، داوود و سلیمان) چنین شناخته میشوند که هر یک چهل سال سلطنت کردند، از ۱۰۹۷ پیش از میلاد تا ۹۷۷ پیش از میلاد. با مرگ سلیمان، عصیان یربعام و ده سبط شمالی، خط سه پادشاه نخست را به پایان میرساند و خطی از پادشاهان را در هر دو پادشاهیِ شمالی و جنوبی آغاز میکند.
سه پادشاه نخست نمادی از حقایق بسیارند، اما یکی از چرخهای حقیقتی که با آن پیوند دارند، سه پادشاه آخر یهودا است—یهویاقیم، یهویاکین و صدقیا—که آنان نیز به نوبهٔ خود نمایندهٔ کوروش، داریوش و اردشیر هستند. کوروش، داریوش و اردشیر نیز به نوبهٔ خود نمایندهٔ سه فرمان ایشاناند که از ۵۱۶ ق.م. تا ۴۵۷ ق.م. امتداد مییابند؛ و این سه فرمان نیز به نوبهٔ خود نمایندهٔ سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده هستند که بهترتیب در سال ۱۷۹۸، ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ و ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ ظاهر میشوند. تاریخِ ظهورِ سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده، عیناً و به تمام معنا در زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر تکرار میشود، و بدینسان مشخص میگردد که خط نبوتیای که با مسح شدنِ شائول به پادشاهی آغاز میشود، هنگامی به فرجام خود میرسد که کلیسای ظافر در قانون یکشنبهٔ قریبالوقوع مسح میگردد. این خط، چرخِ یوشیای پادشاه را نیز در بر میگیرد که تا شورشِ یربعام در بیتئیل و دان در ۹۷۷ ق.م. امتداد مییابد.
بیستودو
یَرُبعام واجدِ نمادپردازیِ عددِ بیستودو است، زیرا او بیستودو سال سلطنت کرد؛ و بدینسان شهادتِ خود را به تاریخی پیوند میدهد که بهوسیلهٔ بیستودو بازنمایی میشود؛ تاریخی که نمادِ ترکیبِ الوهیت با انسانیت است، آنگونه که در رؤیای «marah» دانیال در روزِ بیستودوم، و نیز در عددِ دویستوبیست—که عددِ بیستودو یکدهُمِ آن است—به تصویر کشیده شده است.
و ایامی که یَرُبعام سلطنت کرد، بیست و دو سال بود؛ و با پدران خود خوابید، و ناداب پسرش بهجای او پادشاه شد. اول پادشاهان 14:20
«یگانگی»، که نمایانگرِ پیوندِ الوهیت و انسانیت است، همان کارِ مسیح است که در ۲۲ اکتبر، یا ماهِ دهم (تقویمِ گریگوری)، آغاز شد؛ ده ضربدرِ بیستودو برابر است با دویستوبیست. یَرُبعام در هر دو، بیتئیل و دان، مذبحهای جَعلی برپا کرد، و از اینرو نمادی است از عبادتِ جَعلیِ یکشنبه در پیوند با ترکیبِ کلیسا (بیتئیل: بهمعنای کلیسا) و دولت (دان: بهمعنای داوری).
آنگاه یربعام شکیم را در کوهستان افرایم بنا کرد و در آن ساکن شد؛ و از آنجا بیرون رفت و فنوئیل را بنا نمود. و یربعام در دل خود گفت: اکنون پادشاهی به خاندان داود بازخواهد گشت. اگر این قوم برای گذرانیدن قربانی به خانهٔ خداوند در اورشلیم بروند، آنگاه دل این قوم بار دیگر به سوی آقای خویش، یعنی رحبعام پادشاه یهودا، بازخواهد گشت؛ و مرا خواهند کشت و نزد رحبعام پادشاه یهودا بازخواهند گشت. پس پادشاه مشورت کرد و دو گوسالهٔ زرین ساخت و به ایشان گفت: برای شما بسیار است که به اورشلیم برآیید؛ اینک خدایان تو، ای اسرائیل، که تو را از سرزمین مصر برآوردند. و یکی را در بیتئیل نهاد و دیگری را در دان قرار داد. و این امر گناه شد، زیرا قوم رفتند تا پیش روی یکی از آنها، تا دان، پرستش کنند. و خانهای از مکانهای بلند بنا کرد، و از میان فرودستترین طبقات قوم، که از پسران لاوی نبودند، کاهنانی برگزید. و یربعام در ماه هشتم، در روز پانزدهم ماه، جشنی مقرر داشت، مانند جشنی که در یهودا بود؛ و بر مذبح قربانی گذرانید. در بیتئیل نیز چنین کرد و برای گوسالههایی که ساخته بود قربانی گذرانید؛ و در بیتئیل کاهنان مکانهای بلند را که ساخته بود برقرار کرد. پس در روز پانزدهم ماه هشتم، یعنی در ماهی که از دل خود ابداع کرده بود، بر مذبحی که در بیتئیل ساخته بود قربانی گذرانید؛ و برای بنیاسرائیل جشنی مقرر داشت؛ و بر مذبح برآمده، بخور سوزانید. اول پادشاهان 12:25–33.
در تاریخِ بنیانیِ ده سبطِ شمالی، شورشی وجود داشت که هم بهواسطۀ ردّ خدا از سوی اسرائیل بهعنوان پادشاه، و هم بهواسطۀ شورش هارون و گوسالۀ زرّین، بهصورت نمادین پیشنموده شده بود. شورش هارون در تاریخِ بنیانیِ اسرائیلِ باستان بود و شورش یربعام در تاریخِ بنیانیِ ده سبطِ شمالی. «حکم بر حکم» هارون، بهعنوان کاهن اعظم، نمایندۀ کلیساست و یربعام، بهعنوان پادشاه، نمایندۀ دولت است. آن دو شورشِ بنیانی، خطی را تشکیل میدهند که شورشِ بنیانیِ قوم اسرائیل را نیز، در خواستنِ یک پادشاهِ انسانی، دربر میگیرد.
۴۹۰
در تاریخ مقدس که در کتاب حزقیال به تصویر کشیده شده است، سه دورهٔ چهارصد و نود ساله وجود دارد، و یکی با پادشاهان مرتبط بود، دیگری با مقدِس، و دیگری با لشکر. این سه دوره با شورش هارون (مقدِس)، شائول (لشکر) و یربعام (پادشاه) همراستا هستند. از میان آن سه نمادِ نبی، کاهن و پادشاه، این شائولِ پادشاه است که بهعنوان نبوتکننده شناخته میشود، و هارون کاهن بود، و یربعام پادشاه.
و واقع شد که چون همهٔ کسانی که او را از پیش میشناختند دیدند که اینک او در میان انبیا نبوّت میکند، آنگاه مردم به یکدیگر گفتند: «این چیست که بر پسر قیس عارض شده است؟ آیا شائول نیز در میان انبیاست؟» و یکی از همانجا پاسخ داده، گفت: «امّا پدر ایشان کیست؟» از اینرو این سخن به مَثَلی تبدیل شد: «آیا شائول نیز در میان انبیاست؟» ۱ سموئیل ۱۰:۱۱، ۱۲
کلیسای ظافر از یک نبیِ سیساله، یک کاهنِ سیساله و یک پادشاهِ سیساله تشکیل میشود که بهوسیلهٔ حزقیال، که در سال سیام آغاز کرد، یوسف، که خدمت خود را در سیسالگی آغاز نمود، و داودِ پادشاه، که در سیسالگی به پادشاهی آغاز کرد، نمود یافتهاند. کلیسای ظافر در هشت فصلِ آخرِ کتاب حزقیال بهصورت هیکلی که زمین را پر میسازد به تصویر کشیده شده است، و کلیسای ظافر فیلادلفیا است، که کلیسای هشتمی است که از آن هفت است.
خطّ نبویِ یوشیا که در سال ۹۷۷ پیش از میلاد آغاز شد، در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد پایان مییابد. تطهیر و مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر که در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ آغاز شد، هنگامی آغاز گردید که میکائیل فرود آمد تا دو شاهدِ مکاشفه باب یازدهم را قیام دهد. سال ۲۰۲۳، بیستودو سال پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، همانگونه که قوانین بیگانگان و فتنهانگیزیِ سال ۱۷۹۸، بیستودو سال پس از اعلامیه استقلال در ۱۷۷۶ پدید آمدند. سلطنت بیستودوساله یَرُبعام در سال ۹۷۷ پیش از میلاد آغاز شد، هنگامی که نبوت یوشیا ارائه گردید. در آن زمان، نبیِ نافرمانِ اول پادشاهان باب سیزدهم، با ارتداد یَرُبعام روبهرو شد، همانگونه که موسی با ارتداد هارون روبهرو شد، و سموئیل با جماعتی که خواهان پادشاه بودند مقابله کرد. آن رویاروییها با ارتدادهای بنیادین که بهوسیله پیام نبیِ نافرمان، موسی و سموئیل به تصویر کشیده شدهاند، فریاد بلندِ فرشته سوم را در قانون یکشنبه نمایان میسازند. این همان پیام هشدار است که بهوسیله عَلَم اعلام میشود، و در تاریخ یَرُبعام بهصورت پیشگوییِ یوشیا که با یک «علامت» همراه بود، بازنمایی شده است.
و اینک، مردِ خدا به کلامِ خداوند از یهودا به بیتئیل آمد؛ و یربعام نزد مذبح ایستاده بود تا بخور بسوزاند. و او به کلامِ خداوند بر ضدّ مذبح ندا کرده، گفت: «ای مذبح، ای مذبح، خداوند چنین میگوید: اینک، پسری برای خاندانِ داود زاده خواهد شد که نامش یوشیا خواهد بود؛ و او بر تو کاهنانِ مکانهای بلند را که بر تو بخور میسوزانند قربانی خواهد کرد، و استخوانهای آدمیان بر تو سوزانیده خواهد شد.» و در همان روز نشانهای داده، گفت: «این است آن نشانهای که خداوند فرموده است: اینک، مذبح شکافته خواهد شد، و خاکستری که بر آن است فرو خواهد ریخت.» و واقع شد که چون یربعامِ پادشاه سخنِ مردِ خدا را شنید که بر ضدّ مذبح در بیتئیل ندا کرده بود، دست خود را از فراز مذبح دراز کرده، گفت: «او را بگیرید.» و دستی که بر ضدّ او دراز کرده بود خشک شد، بهگونهای که نتوانست آن را دوباره به سوی خود بازکشد.
و مذبح نیز شکافته شد، و خاکستر از مذبح فرو ریخت، برحسب آن علامتی که مرد خدا به کلام خداوند داده بود. و پادشاه در پاسخ به مرد خدا گفت: اکنون رویِ خداوند، خدای خود را استدعا کن، و برای من دعا نما تا دستم بار دیگر به من بازگردانده شود. پس مرد خدا از خداوند تضرع نمود، و دست پادشاه بار دیگر به او بازگردانده شد، و مانند پیش از آن گردید. و پادشاه به مرد خدا گفت: با من به خانه بیا و خود را تازهساز، و من به تو پاداشی خواهم داد. و مرد خدا به پادشاه گفت: اگر نصف خانهات را به من بدهی، با تو درنخواهم آمد، و در این مکان نه نان خواهم خورد و نه آب خواهم نوشید؛ زیرا به کلام خداوند به من چنین امر شده است که: نان مخور، و آب منوش، و از همان راهی که آمدی باز مگرد. پس او از راهی دیگر رفت، و از آن راهی که به بیتئیل آمده بود بازنگشت. اول پادشاهان ۱۳:۱–۱۰.
امتناع آن نبی از غذا خوردن با یربعام، با وجودِ پیشنهادِ «نصفِ خانهات»، با وعدهٔ هیرودیس به سالومه مبنی بر نیمی از پادشاهیاش همخوانی دارد.
و چون روزی مناسب فرا رسید که هیرودیس در سالروز تولد خود برای بزرگان، سردارانِ هزارگان، و اعیانِ جلیل ضیافتی برپا کرد؛ و چون دختر همان هیرودیا درآمد و رقصید و هیرودیس و آنان را که با او بر سفره نشسته بودند خوش آمد، پادشاه به آن دوشیزه گفت: هر چه میخواهی از من بخواه، و آن را به تو خواهم داد. و برای او سوگند خورد که: هر چه از من بطلبی، به تو خواهم داد، تا نیمِ مملکتِ من. و او بیرون رفت و به مادر خود گفت: چه بخواهم؟ و او گفت: سرِ یحیای تعمیددهنده. مرقس ۶:۲۱–۲۴.
وعدهٔ هیرودیس به بخشیدنِ نصف مملکت خود، در روز تولد او واقع شد. هیرودیس نمادی از روم است، و ده پادشاهِ مکاشفهٔ هفده بهوسیلهٔ تقسیم دهگانهٔ روم در دانیال باب هفت، و نیز ده انگشتِ پای باب دو، نمونهوار نشان داده شدهاند. تولد او در هنگامی مشخص میشود که پادشاهی ششم در قانون یکشنبه با پادشاهی هفتم جایگزین میگردد، و از این حیث، آن روز تولدِ سازمان ملل متحد بهعنوان پادشاهی هفتمِ نبوتِ کتابمقدس است. در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، ده پادشاه، که بهوسیلهٔ ده قبیلهٔ شمالیِ یربعام نمایانده شدهاند، در مکاشفهٔ «هفده» موافقت میکنند که پادشاهی خود را برای یک ساعت به وحش بسپارند.
زیرا خدا در دلهای ایشان نهاده است که ارادۀ او را بهجا آورند، و همداستان شوند، و پادشاهیِ خود را به آن وحش بسپارند، تا کلام خدا به انجام رسد. مکاشفه 17:17.
پیش از آنکه به نبوت حزقیال در باب چهارم بپردازیم، سیزده موردی را مشخص خواهیم کرد که حزقیال در آنها بهطور مستقیم تاریخی را تعیین میکند. این سیزده نشانهٔ راه، بهطور کلی میان جهان و قوم خدا تقسیم میشوند. جهان که مصر نمایندهٔ آن است، شش بار در پیوند با تاریخی مستقیم قرار داده شده است، و صور یک بار مورد خطاب واقع میشود، و در شش مورد دیگر، اورشلیم موضوع سخن است. این کتاب در سال ۵۹۲ پیش از میلاد آغاز میشود که سیامین سالِ هفدهمین چرخهٔ یوبیل است، و آیهٔ یک از باب چهلم حزقیال، ۲۲ اکتبر ۵۷۳ پیش از میلاد را بهعنوان پایان آن چرخه مشخص میسازد. چرخهٔ یوبیل نمایانگر زمان مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر است، از 11/9 تا قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد؛ و این خود، به نوبهٔ خویش، در فراکتالی از همان تاریخ، از 31 دسامبر 2023 تا قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، بازنمایی میشود. هر دو دوره، بهواسطهٔ 11 اوت 1840 تا 22 اکتبر 1844 نمونهوار گردیدند.
در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، کسی جز خودِ عیسی مسیح، همچون آن فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ ده، فرود آمد؛ همان که کتابچهای را آورد که قوم خدا میبایست آن را بگیرند و بخورند. همان فرشته بار دیگر در ۹/۱۱ فرود آمد تا آغاز زمان مُهرشدن را نشانگذاری کند. همان فرشته در ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ فرود آمد تا آن دو شاهد را که در کوچهٔ آن شهر عظیم، یعنی سدوم و مصر، جایی که خداوند نیز در آن مصلوب شد، کشته شده بودند، زنده سازد. آن فرود، دورهٔ پایانیِ زمان مُهرشدن را مشخص کرد. در درون دورهٔ فراکتالیِ ۳۱ دسامبر ۲۰۲۳ تا قانون یکشنبه، حزقیالِ کاهن رؤیایی از هیکل در آسمان به او داده میشود. در آن زمان، او لال گردانیده میشود و فقط هنگامی سخن میگوید که خدا به او فرمان دهد. وضعیت او تا قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، و بهوسیلهٔ ویرانی اورشلیم نمود یافته است، ادامه مییابد.
چنانکه به یوحنا فرمان داده شد کتابی را که در دست فرشتهٔ نازلشونده در مکاشفهٔ ده بود برگیرَد، به حزقیال نیز گفته شد که کتابِ مرثیه و ماتم و وای را بخورد.
اما تو، ای پسر انسان، آنچه را که به تو میگویم بشنو؛ مانند آن خاندانِ سرکش، سرکش مباش: دهان خود را بگشا و آنچه را که به تو میدهم بخور. و چون نگریستم، اینک دستی به سوی من دراز شده بود؛ و اینک در آن طومارِ کتابی بود؛ و آن را پیش روی من گشود؛ و اندرون و بیرون آن نوشته شده بود: و در آن مرثیهها و ماتم و وای نوشته شده بود. حزقیال ۲:۸–۱۰
این پیام بهصورت پیامی سهگانه به تصویر کشیده شده است، و بدینسان، نمونهوارِ پیام سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده را مجسّم میسازد. ازاینرو، این همان پیامِ مُهرکنندهٔ فرشتهٔ سوم است که کسانی را درون اورشلیم مُهر مینهد که بر گناه کلیسا و سرزمین، آنگونه که در باب نهم حزقیال و باب هفتم مکاشفه به تصویر درآمده است، نوحه و ماتم میکنند.
و جلالِ خدای اسرائیل از بالای کروبی که بر آن بود، به آستانهٔ خانه برآمد. و آن مردِ ملبّس به کتان را که دواتِ کاتب بر کمر داشت، فراخواند؛ و خداوند به او گفت: «از میان شهر، از میان اورشلیم، بگذر و بر پیشانیِ مردانی که به سبب همهٔ رجاساتی که در میان آن بهجا آورده میشود، آه میکشند و ناله میکنند، نشانی بگذار.» حزقیال 9:3، 4
کسانی که مُهر را دریافت میکنند، برای گناهان کلیسا و گناهان سرزمین سوگوارند، و شهادتِ حزقیال بر تاریخِ اورشلیم و مصر، که نمادهای کلیسا و جهاناند، تنیده شده است.
«خمیرمایهٔ دینداری بهکلی قدرت خود را از دست نداده است. در زمانی که خطر و افسردگیِ کلیسا به اوج خود میرسد، آن گروه کوچک که در نور ایستادهاند، برای رجاساتی که در سرزمین بهعمل میآید، آه و ناله خواهند کرد. اما بهویژه دعاهای ایشان بهخاطر کلیسا برخواهد خاست، زیرا اعضای آن به شیوهٔ جهان رفتار میکنند. …»
«فرمان این است: “از میان شهر، از میان اورشلیم، عبور کن، و بر پیشانیهای مردانی که به سبب همهٔ مکروهاتی که در میان آن بهعمل میآید، آه میکشند و ناله میکنند، علامتی بگذار.” این آهکشان و نالهکنندگان، کلمات حیات را عرضه میداشتند؛ توبیخ کرده، پند داده، و التماس نموده بودند. برخی که خدا را بیحرمت ساخته بودند، توبه کردند و دلهای خود را در حضور او فروتن ساختند. اما جلال خداوند از اسرائیل رخت بربسته بود؛ هرچند بسیاری هنوز به صورتهای ظاهری دین ادامه میدادند، قدرت و حضور او مفقود بود.» Testimonies, volume 5, 209, 210.
در چارچوب کتاب مراثی، ماتم و وای که نمودار سه فرشتهِ مکاشفه چهارده هستند، مراثی و ماتم همان فرشتهٔ اول و دوماند، و سومی پیامِ وای است، نمادی از باد شرقی که بهوسیلهٔ چهار فرشتهٔ بازدارندهٔ مکاشفه هفت در مهار نگاه داشته میشود.
مصر
در کتاب حزقیال، سیزده تاریخ ذکر شده است. نخستینِ مجموعهٔ تاریخهای مربوط به مصر در حزقیال ۲۹:۱ آمده است، و آن نمایانگر سال ۵۸۷ پیش از میلاد بود.
در سال دهم، در ماه دهم، در روز دوازدهمِ ماه، کلام خداوند بر من نازل شد، و گفت: «ای پسر انسان، روی خویش را به ضدّ فرعون، پادشاه مصر، بگردان، و بر او و بر تمامی مصر نبوّت کن؛ سخن بگو و بگو: خداوند یهوه چنین میفرماید: اینک من بر ضدّ تو هستم، ای فرعون، پادشاه مصر، ای اژدهای بزرگ که در میان نهرهای خویش آرمیدهای، که گفتهای: نهر من از آنِ خود من است، و من آن را برای خویشتن ساختهام.» حزقیال 29:1–3
سال ۵۸۷ ق.م. سالِ محاصره است، محاصرهای که یک سال و نیم پیش از ویرانی اورشلیم آغاز شد. در آن زمان، حزقیال اعلام میکند که خدا مصر را سرنگون خواهد ساخت، و این سرنگونی، حماقتِ قومِ خدا را در اعتماد کردن به اژدهای مصر برای آنان آشکار خواهد کرد. در پایانِ باب، این حکم صادر میشود که مصر به بابل داده خواهد شد؛ و بدینسان معلوم میگردد که ده پادشاه، هفتمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس را به بابلِ جدید میسپارند—آن هشتمین پادشاهی که از آن هفت است. آن نبوت «هفده» سال بعد، در سال ۵۷۱ ق.م.، چنانکه در پایانِ باب بیان شده است، تحقق یافت. بنابراین، باب ۲۹ دربردارندۀ نخستین و آخرین ارجاعِ تاریخگذاریِ مربوط به مصر است.
و در سال بیست و هفتم، در ماه اوّل، در روز اوّل ماه، کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «ای پسر انسان، نبوکدنصر، پادشاه بابل، لشکر خود را واداشت تا خدمت عظیمی را بر ضد صور بهجا آورند؛ هر سر کَل شد و هر شانه ساییده گردید؛ با این همه، نه او و نه لشکرش از صور مزدی برای خدمتی که بر ضد آن انجام داده بود، نیافتند. بنابراین خداوند یهوه چنین میفرماید: اینک من سرزمین مصر را به نبوکدنصر، پادشاه بابل، خواهم داد؛ و او انبوه آن را خواهد گرفت، و غنیمت آن را خواهد گرفت، و یغمای آن را خواهد گرفت؛ و آن برای لشکر او مزد خواهد بود. سرزمین مصر را به پاداش عملش که بدان در برابر آن خدمت کرد، به او دادهام، زیرا ایشان برای من عمل کردند، میگوید خداوند یهوه. در آن روز، شاخِ خاندان اسرائیل را خواهم رویانید، و به تو در میان ایشان گشایش دهان خواهم بخشید؛ و خواهند دانست که من یهوه هستم.» حزقیال 29:17–21.
سال بیستم، در ماه نخست، در روز نخستِ آیهٔ هفدهم، واپسین تاریخ از سیزده تاریخِ مذکور در حزقیال را نشان میدهد، و تنها تاریخی است که پس از ۲۲ اکتبر ۵۷۳ پیش از میلاد واقع میشود. این تاریخ نمایانگر زمانی است که مصر به پادشاهِ شمال در دانیال یازده، آیات چهلودو و چهلوسه، داده میشود؛ و نیز نقطهای را نشان میدهد که در آن ده پادشاه، هفتمین پادشاهیِ خود را به پادشاهیِ هشتم، که از آنِ هفت است، میسپارند. این امر هنگامی تحقق مییابد که «شاخِ خاندانِ اسرائیل» جوانه میزند. در اشعیا، اسرائیل در روزِ بادِ شرقی جوانه میزند.
او سبب خواهد شد آنان که از یعقوباند ریشه بدوانند؛ اسرائیل شکوفه خواهد آورد و غنچه خواهد داد، و روی جهان را از میوه پر خواهد ساخت. اشعیا 27:8.
آنگاه که حزقیال ۲۹:۱۷ به انجام رسد، و اژدهای مصر در قانون یکشنبهٔ قریبالوقوع به وحش پاپی سپرده شود، بارانِ آخر بیحد و اندازه بر اسرائیل فرو ریخته خواهد شد. آن باران در ۱۱ سپتامبر، بهصورت افشانیای آغاز شد، چنانکه در آن عملِ نمادینِ مسیح که پس از قیام خود، بعد از آنکه نزد پدر خویش صعود کرده بود و سپس به زمین فرود آمد، بر شاگردان خود دمید، پیشنموده شده بود.
«عمل مسیح در دمیدن روحالقدس بر شاگردان خویش، و در بخشیدن سلام خود به ایشان، همچون چند قطرهای بود پیش از بارشِ فراوانی که در روز پنتیکاست عطا میشد.» روح نبوت، جلد ۳، 243.
نبوت حزقیال دربارهٔ سقوط مصر در سال 587 پیش از میلاد، یعنی سال محاصره، اعلام شد، و «هفده» سال بعد آن پیشگویی به انجام رسید. این پیشگویی در دورهای که با عدد «هفده» نمایانده شده است، تحقق مییابد، و بدینسان تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ دانیال یازده را بازنمایی میکند. این امر باید در زمان مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، که در باب نهمِ حزقیال به تصویر کشیده شده است، به انجام برسد. در زمان مُهر شدن، باران آخر فرو ریخته میشود، نخست بهصورت پاششی در 9/11 و سپس بهصورت ریزشی کامل در قانون یکشنبه. بر وفق اشعیا، این امر در «روزِ بادِ شرقی» تحقق مییابد، و اسلام همان باد شرقی است، و اسلام سومین «وای» است. پیامی که حزقیال میبایست بخورد، پیامی سهگانه بود که بخش سوم آن، پیامِ وای بود.
سیزده پیامِ تاریخدارِ حزقیال در ارتباط با اورشلیم، مصر و صور بیان شد. همۀ آنها ناظر بر عصیان بودند، چنانکه در عدد «سیزده» نمود یافته است.
در مقالهٔ بعدی به بررسی تاریخگذاریِ حزقیال ادامه خواهیم داد.