به موجب فرمانی که، در نقضِ قانون خدا، نهاد پاپیّت را به اجرا می‌گذارد، ملت ما خود را به‌کلی از پارسایی جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز شکاف دراز کند تا دست قدرت رومی را بفشارد، هنگامی که بر فراز ورطه دست یازد تا با روح‌گرایی دست دهد، و هنگامی که تحت تأثیر این اتحاد سه‌گانه، کشور ما تمامی اصول قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی پروتستان و جمهوری نفی کند و زمینهٔ گسترش دروغ‌ها و فریب‌های پاپی را فراهم آورد، آنگاه می‌توانیم بدانیم که زمان کارهای شگفت‌انگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.

همان‌گونه که نزدیک شدن سپاهیان روم برای شاگردان نشانه ویرانی قریب‌الوقوع اورشلیم بود، چنین نیز این ارتداد می‌تواند برای ما نشانه آن باشد که حدّ بردباریِ خدا به سر آمده، پیمانه شرارتِ ملتِ ما پر شده، و فرشته رحمت در آستانه پرکشیدن است تا هرگز بازنگردد. آنگاه قومِ خدا به ورطه آن صحنه‌های مصیبت و تنگی فرو خواهد رفت؛ همان‌که پیامبران از آن به «وقتِ تنگیِ یعقوب» یاد کرده‌اند. فریادهای اهلِ ایمانِ آزاردیده به آسمان برمی‌خیزند. و همچنان‌که خونِ هابیل از زمین فریاد برمی‌آورد، از گورهای شهیدان، از آرامگاه‌های دریا، از غارهای کوهستان، از سرداب‌های صومعه‌ها نیز صداهایی به سوی خدا برمی‌خیزند که می‌گویند: «تا به کی، ای خداوندِ قدوس و حق، داوری نمی‌کنی و خونِ ما را از ساکنانِ زمین انتقام نمی‌گیری؟»

خداوند کار خود را انجام می‌دهد. تمام آسمان به تکاپو افتاده است. داورِ تمامِ زمین به‌زودی برخواهد خاست و از اقتدارِ اهانت‌شدهٔ خویش دفاع خواهد کرد. نشانِ رهایی بر کسانی نهاده خواهد شد که فرمان‌های خدا را نگاه می‌دارند، شریعت او را حرمت می‌نهند، و نشانِ وحش یا تمثالِ او را نمی‌پذیرند.

خدا آشکار کرده است که در روزهای آخر چه رخ خواهد داد تا قوم او آماده شوند در برابر طوفانِ مخالفت و خشم بایستند. آنان که از رویدادهای پیشِ‌رو هشدار یافته‌اند، نباید در انتظارِ آرامِ طوفانِ در راه بنشینند و خود را با این دلخوشی تسکین دهند که خداوند در روز تنگی وفاداران خود را در پناه خواهد گرفت. ما باید همچون کسانی باشیم که در انتظارِ سرورِ خویش‌اند، نه با انتظاری بیهوده و بی‌عمل، بلکه با کاری جدی و ایمانی خلل‌ناپذیر. اکنون زمان آن نیست که بگذاریم ذهن‌هایمان در امور کم‌اهمیت غرق شود. در حالی که مردم خواب‌اند، شیطان به‌فعالیت مشغول است و امور را چنان ترتیب می‌دهد که قوم خدا از رحمت یا عدالت برخوردار نشوند. جنبش یکشنبه اینک در تاریکی راه خود را می‌گشاید. رهبران، مسألهٔ حقیقی را پنهان می‌کنند، و بسیاری از آنان که به این جنبش می‌پیوندند خود نیز نمی‌بینند که جریانِ زیرین رو به کجا دارد. ادعاهای آن ملایم و به‌ظاهر مسیحی است، اما چون سخن بگوید، روحِ اژدها را آشکار خواهد ساخت. وظیفهٔ ماست که هرچه در توان داریم انجام دهیم تا خطرِ تهدیدکننده را دفع کنیم. باید بکوشیم با قرار دادنِ خود در نوری درست در برابر مردم، تعصّب را خلع سلاح کنیم. باید مسألهٔ واقعیِ موردِ اختلاف را پیشِ رویشان بگذاریم و بدین‌سان مؤثرترین اعتراض را در برابر اقداماتی که آزادیِ وجدان را محدود می‌کند، به میان آوریم. باید کتاب‌مقدّس را تفتیش کنیم و بتوانیم دلیل ایمان خود را بیان کنیم. پیامبر می‌گوید: «شریران شریرانه رفتار خواهند کرد؛ و هیچ‌یک از شریران نخواهند فهمید؛ اما دانایان خواهند فهمید.» شهادات، جلد ۵، صفحات ۴۵۱ و ۴۵۲.

هنگامی که «جنبش یک‌شنبه» «به سخن درآید، روح اژدها را آشکار خواهد ساخت.» این چهار بند مشخص می‌سازند که در قانون یک‌شنبه، ایالات متحده «خود را به‌طور کامل از عدالت جدا خواهد کرد.» در قانون یک‌شنبه «زمانِ عملکرد شگفت‌انگیز شیطان فرا رسیده است.» در قانون یک‌شنبه، اتحاد سه‌گانه تحقق می‌یابد. در قانون یک‌شنبه، ایالات متحده «هر اصلی از قانون اساسی خود را به‌عنوان حکومتی جمهوری‌خواهِ پروتستان انکار می‌کند»، و نیز «برای اشاعهٔ اکاذیب و اوهام پاپی زمینه فراهم می‌آورد.» آن قانون یک‌شنبه «نشانه‌ای برای ماست که حدِ بردباری خدا فرا رسیده، پیمانهٔ گناهِ ملت ما پر شده، و فرشتهٔ رحمت در شُرُف پرواز است، تا هرگز بازنگردد.» آن نشانه به‌وسیلهٔ هشداری که عیسی داد، و در آن مکروهِ ویرانیِ مذکور به‌وسیلهٔ دانیال نبی را مشخص ساخت، به‌گونه‌ای نمادین پیش‌نگاشته شد. در همان‌جاست که دعایی که شهیدانِ مُهر پنجم سر می‌دهند، که می‌پرسد: «ای خداوندِ قدوس و حق، تا به کی داوری نمی‌کنی و خون ما را از ساکنان زمین انتقام نمی‌ستانی؟» به انجام می‌رسد. همچنین در همان نشانهٔ راه است که باکره‌های دانا و نادان، منش‌های خود را آشکار می‌سازند.

در هنگام قانون یکشنبه، ایالات متحده «هر اصل قانون اساسی خود را نقض می‌کند». دوره‌ای که این کار تحقق یافت با قانون پاتریوت در سال ۲۰۰۱ آغاز شد. دورهٔ ۲۰۰۱ تا قانون یکشنبه نمایانگر کاری تدریجی در جهت نقض قانون اساسی است. آن کار تدریجی متناظر است با خط نبوتی که در آن شکل‌گیری تصویر وحش به انجام می‌رسد. خطِ تصویر وحش شاید کمی پیچیده‌تر به نظر برسد، اما این پیچیدگی ارزش درک کردن را دارد. آنچه خطِ تصویر وحش را پیچیده می‌کند این است که نمایانگر دو خط است.

برای وحشِ زمین، دو خط همان شاخ‌هایِ جمهوریت و پروتستانتیسم‌اند. آن دو شاخ در اتحادِ کلیسا و دولت به هم می‌پیوندند و بدین‌سان شکل‌گیریِ تصویرِ وحش را تحقق می‌بخشند. از این‌رو، خطِ شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در درونِ خود دو خط دارد، زیرا شاخ‌هایِ جمهوریت و پروتستانتیسم در سراسر تاریخ به‌طور موازی با یکدیگر پیش می‌روند، اما خطوطِ جداگانهٔ آن‌ها نیز شهادتِ نبویِ خاصِ خود را برای ادا کردن دارند. یک خطِ نبوی با دو موضوعِ موازی، پیچیده‌تر از آن است که صرفاً نقاطِ عطفِ اقداماتِ سیاسی را که نمایانگرِ سخن گفتنِ مرتبط با قانون اساسی هستند، نشان‌گذاری کنیم.

دو خط مربوط به شاخ‌های جمهوری‌خواه و پروتستان، به‌واسطۀ این حقیقتِ پیش‌گویانه که در درون شاخِ جمهوری‌خواه تاریخِ نبرد میان دموکرات‌های طرفدارِ برده‌داری و جمهوری‌خواهانِ ضدِ برده‌داری نهفته است، و نیز اینکه در شاخِ پروتستان روندی مداومِ آزمایش وجود دارد که در تاریخِ شاخِ پروتستان دوشیزگانِ دانا و نادان را دنبال می‌کند، پیچیده‌تر نیز می‌شود. بااین‌همه، بسیار مهم است که در این حقایق استوار شویم.

در خطّی که دو شاخِ وحشِ زمین نمایندگی می‌کنند، تمثیلی موازی از شکل‌گیریِ منشِ مسیح یا منشِ شیطان وجود دارد که معادل است با شکل دادنِ تصویری از مسیح یا تصویری از وحش؛ زیرا در این زمینه «وحش» نمایانگر موجودی مخلوق در تقابل با خالق است. شکل‌گیریِ این صفات در درونِ همهٔ انسان‌ها انجام می‌گیرد، زیرا هنگامی که مهلت پایان می‌یابد تنها دو گروه وجود دارند. این شکل‌گیری همچنین به‌صورت بیرونی، با اتحادِ میان قدرتِ پاپی و سازمانِ ملل متحد، تحقق می‌یابد.

پس، زمانِ آزمون برای شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در سال ۲۰۰۱ آغاز شد، و در قانونِ یکشنبه در ایالات متحده به پایان می‌رسد. در آن بازهٔ زمانی، تاریخِ نبویِ دو شاخِ وحشِ زمین، یک مناقشهٔ درونی و بیرونی را در درونِ شاخ‌های مربوطهٔ خود—خواه مذهبی باشد یا سیاسی—به تصویر می‌کشد، و نیز کشاکشی را میان خودِ آن دو شاخ آشکار می‌سازد.

قانون یکشنبه در ایالات متحده نمایانگر هشداری برای گریختن است؛ همان چیزی که عیسی آن را «رجاستِ ویرانگر» معرفی کرد. قانون یکشنبه در ایالات متحده پایانِ دوره‌ای است که از سال ۲۰۰۱ آغاز شد. قانون پاتریوت همان «رجاستِ ویرانگری که دانیال از آن سخن گفته است» بود و از سوی عیسی به‌عنوان نشانه‌ای برای گریختن از ویرانیِ در پیش رو معرفی شد.

قانون پاتریوت شامل نور نبوّتیِ ۱۸۸۸ و لایحه بلر است. قانون پاتریوت سپس به‌صورت نبوّتی، نمونۀ قانون یکشنبه را نیز در خود دارد؛ بنابراین دوره از ۲۰۰۱ با یک قانون یکشنبه آغاز می‌شود، چنان‌که در ۱۸۸۸–لایحه بلر و ۲۰۰۱–قانون پاتریوت نمونه‌وار شده است، و با قانون یکشنبه پایان می‌یابد.

هشدارِ گریختن از شهرها در سال ۲۰۰۱، نمونه‌ای از هشدارِ گریختن از بابل در هنگام قانون یکشنبه است. داوری‌ای که هنگام قانون یکشنبه بر ایالات متحده نازل می‌شود، نمونه‌ای از داوری‌ای است که وقتی میکائیل به پا می‌ایستد و دورهٔ مهلت بشر بسته می‌شود، بر سراسر جهان خواهد آمد. امضای مسیح به‌عنوان آلفا و امگا بارها در حقایقی که لایحهٔ بلر در سال ۱۸۸۸ نمایان می‌کند دیده می‌شود، و هرآنچه ۱۸۸۸ نمایندگی می‌کند، در سال ۲۰۰۱ تکرار می‌شود.

سال ۲۰۰۱، که نمونه‌اش ۱۸۸۸ بود، نه تنها نشانهٔ گریختن را، چنان‌که «مکروهِ ویرانگر» آن را نمایانده است، نشان می‌دهد، بلکه با سال ۶۶ میلادی و محاصرهٔ سستیوس نیز نمایانده شده بود. محاصرهٔ تیتوس در سال ۷۰ میلادی نمایانگر قانون یکشنبه در ایالات متحده است. قانون یکشنبه در ایالات متحده با سال ۳۲۱ و نخستین قانون یکشنبهٔ کنستانتین نمایانده می‌شود، و سال ۵۳۸ زمانی را نمایندگی می‌کند که آخرین ملتِ زمین در برابر نشانِ وحش تسلیم می‌شود.

۲۰۰۱ همان ۱۸۸۸، سستیوس و سال ۶۶ میلادی است. قانون روز یکشنبه تیتوس و سال‌های ۷۰ و ۳۲۱ است. ۲۰۰۱ همچنین تعمید عیسی و نزول او در فصل دهمِ مکاشفه در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ است. همهٔ این نمادها به خطِ قانون اساسی کمک می‌کنند.

تاریخ پیشگویانهٔ ایالات متحده هم‌راستا با تاریخ ادونتیسم است. در سال ۱۷۹۸، پاپیّت زخم مرگبار خود را دریافت کرد و ۱۷۹۸ زمانِ پایان بود؛ هنگامی که آن بخش از نبوت‌های دانیال که به تاریخ فرشتهٔ نخست و دومِ مکاشفهٔ باب چهارده مربوط می‌شد، مهرش گشوده شد. در همان سال ۱۷۹۸، آغاز پیشگویانهٔ ادونتیسم مشخص می‌شود و در ۱۷۹۸ وحشِ برآمده از زمین با دو شاخ مانندِ بره به ششمین پادشاهیِ نبوت‌های کتاب‌مقدس تبدیل شد.

پیش از سال ۱۷۹۸، سه نشانِ راهِ نبوی وجود داشت که با خطِ وحشِ زمین مرتبط بودند و ازاین‌رو با سخن گفتنِ ایالات متحده و قانون اساسی ایالات متحده نیز پیوند داشتند. آن سه نشان راه عبارت بودند از اعلامیهٔ استقلال که در ۱۷۷۶ اعلام شد، سپس قانون اساسی در ۱۷۸۹، و پس از آن قوانین اتباع بیگانه و فتنه‌انگیزیِ ۱۷۹۸.

آن سه نشانهٔ راه به خط نبوتِ قانون اساسی مربوط‌اند و آغازِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب مقدس را مشخص می‌کنند. قانون یکشنبه پایانِ دورانِ فرمانرواییِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب مقدس است؛ از این‌رو، بنا بر ضرورتِ نبوی، باید سه نشانهٔ راه پیش از پایان وجود داشته باشند، چنان‌که سه نشانهٔ راهی که پیش از آغاز آمدند، نمونهٔ آن را می‌نمایانند.

در سال ۲۰۰۱، هم‌زمان با فروریختن برج‌ها، قانون میهن‌پرستی با لایحهٔ بلرِ ۱۸۸۸ و نیز شورش آشکار رهبری جنبش ادونتیست در کنفرانس عمومی مینیاپولیس تمثیل شده است. شورشی که فرشته‌ای به خواهر وایت گفت نمونه‌اش شورش قورح و داتان و ابیرام علیه موسی بود، همچنین با تعمید مسیح در سال ۲۷ میلادی، مهار اسلام در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ و اعلامیهٔ استقلال در ۱۷۷۶ تمثیل شده است، و نیز با «رجاست ویران‌کننده که دانیال نبی درباره‌اش سخن گفته است» به‌عنوان نشانه‌ای برای گریختن از غضبِ در راه، چنان‌که در کستیوس و سال ۶۶ میلادی نمایان شد.

اگر هنوز به یاد داشته باشید که خط نبوّتـی‌ای که اکنون در حال بررسی آن هستیم، خطِّ قانون اساسی ایالات متحده است، تمامی خطوط نبوّتـیِ پیش‌گفته در شکل‌گیری و استقرارِ مضمون نبوّتـی‌ای که به‌وسیلهٔ خطِّ قانون اساسی بازنمایی می‌شود، سهیم‌اند. با این حال، خطّی که به نظر می‌رسد از همه پیوسته‌تر و به‌هم‌وابسته‌تر است، خطِّ تشکیلِ صورتِ وحش است. صورتِ وحش، صورتی از وحشِ پاپی است که به‌صورتِ وحشی با زنی که بر آن فرمان می‌راند به تصویر کشیده شده است؛ و این بیانگرِ پیوندِ کلیسا و دولت است، با این تفاوت که در این رابطه، کلیسا مهارِ امور را در دست دارد. برای آنکه ایالات متحده صورتی برای وحش بسازد، پروتستانتیسمِ مرتد باید حکومت را تا آن اندازه تحتِ سیطرهٔ خود درآورد که حکومت قوانینِ دینی، و در نهایت قانونِ یکشنبه را، وضع و اجرا کند.

آنگاه که فرایند شکل‌گیریِ تصویرِ وحش به انجام می‌رسد، قانون اساسی—که با اصلی بنیادین نگاشته شده بود که توماس جفرسون آن را «جداییِ کلیسا و دولت» صورت‌بندی کرد—باید واژگون گردد. هنگامی که شاخِ پروتستان قدرت آن را می‌یابد که شاخِ جمهوری‌خواه را به اجرای فرامینِ دینی وادارد، درست همان قلبِ قانون اساسی از هم دریده می‌شود؛ ازاین‌رو، رابطهٔ نبوی میان خطِ قانون اساسی و خطِ تصویرِ وحش پدیدار می‌گردد.

دوره‌ای که در آن تصویرِ وحش شکل می‌گیرد، در سال ۲۰۰۱ با قانون پاتریوت آغاز شد و در قانون یکشنبه، هنگامی که نشانۀ وحش تحمیل می‌شود، پایان می‌یابد. در آن دوره، بارانِ آخر به‌گونه‌ای پراکنده می‌بارد، زیرا بارانِ آخر از زمانی آغاز به باریدن می‌کند که فرشتۀ قدرتمندِ مکاشفۀ هجده فرود آید و زمین را با جلال خود روشن سازد؛ امری که بنا بر گفتۀ خواهر وایت، هنگامی رخ خواهد داد که ساختمان‌های عظیمِ شهر نیویورک با اشاره‌ای از جانب خداوند فرو ریخته شوند.

باران پسین بر قوم خدا خواهد بارید. فرشته‌ای نیرومند از آسمان فرود خواهد آمد، و سراسر زمین با جلال او روشن خواهد شد. Review and Herald، ۲۱ آوریل ۱۸۹۱.

دورانِ پاششِ بارانِ دیرهنگام نمایانگر دوره‌ای است که گندم و زَوانِ نسلِ آخرِ ادونتیسم در حال غربال و پالایش شدن‌اند. آن غربال و پالایش در زمانِ قانونِ یکشنبه پایان می‌یابد، و دوشیزگانِ دانایی که هنگام فرا رسیدنِ بحرانِ قانونِ یکشنبه، روغن را دارند، مهر می‌شوند و سپس روح‌القدس بی‌حد و اندازه افاضه می‌گردد تا زمانی که میکائیل برخیزد و مهلتِ بشر بسته شود.

در جریانِ شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در ایالات متحده، بارانِ پسین به‌صورتِ نم‌نم خواهد بارید، و در جریانِ شکل‌گیریِ تصویرِ وحش در جهان، بارانِ پسین بی‌حد و حصر فرو خواهد ریخت.

در سال ۲۰۰۱ امتحانِ کلیسای ادونتیست‌های روزِ هفتمِ لاودیکیه‌ای آغاز شد، چنان‌که نمونه‌اش پروتستان‌های ۱۱ اوتِ ۱۸۴۰ و اسرائیلِ باستان، هنگامِ تعمیدِ مسیح، بودند.

"زمان آزمایش همین اکنون بر ماست، زیرا ندای بلندِ فرشتهٔ سوم در آشکار شدنِ عدالتِ مسیح، نجات‌دهندهٔ آمرزندهٔ گناه، از پیش آغاز شده است. این آغازِ نورِ آن فرشته‌ای است که جلالش سراسرِ زمین را پر خواهد کرد." پیام‌های برگزیده، کتاب ۱، ۳۶۲.

فرایندِ آزمونِ نهایی برای قومِ عهدِ پیشین زمانی آغاز می‌شود که نورِ فرشتهٔ مکاشفهٔ باب هجده شروع به ارائهٔ پیام خود می‌کند. پیام او همچنین در سه آیهٔ نخستِ باب هجدهِ مکاشفه بیان شده است، و به گفتهٔ خواهر وایت، تحقق آن سه آیه زمانی بود که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک فروریختند.

فرایند آزمون سپس آغاز شد، چنان‌که یوحنا در باب دهمِ مکاشفه آن را به تصویر کشیده است. آزمون این بود که آیا آن کتابچهٔ کوچک را که در دست فرشته بود برمی‌دارید و سپس آن را می‌خورید. در طول این دورهٔ آزمون، در حالی که بارانِ دیرهنگام در حال باریدن است، تنها بر کسانی می‌بارد که انتخاب می‌کنند آن کتابچهٔ کوچک را بردارند و بخورند.

بسیاری تا حد زیادی در دریافت باران نخستین ناکام مانده‌اند. آنان همهٔ برکاتی را که خدا بدین‌سان برایشان فراهم کرده است به دست نیاورده‌اند. انتظار دارند که این کمبود با باران پسین جبران شود. وقتی فراوان‌ترین فیض عطا شود، قصد دارند دل‌های خود را بگشایند تا آن را دریافت کنند. آنان دچار اشتباهی هولناک‌اند. کاری که خدا در بخشیدن نور و معرفت خود در دل انسان آغاز کرده است باید پیوسته پیش برود. هر فرد باید نیاز خود را دریابد. دل باید از هر آلودگی خالی شود و برای سکونت روح پاک گردد. شاگردان نخستین به‌وسیلهٔ اعتراف و ترک گناه، با دعای جدی و وقف کردن خود به خدا، برای فرو‌ریختن روح‌القدس در روز پنتیکاست مهیا شدند. همان کار، اما در درجه‌ای بالاتر، اکنون باید انجام شود. آنگاه عامل انسانی فقط باید برکت را درخواست می‌کرد و منتظر می‌ماند تا خداوند کار مربوط به او را کامل کند. این خداست که کار را آغاز کرده، و او کار خود را به انجام خواهد رساند و انسان را در عیسی مسیح کامل خواهد ساخت. اما نباید از فیضی که باران نخستین نمایانگر آن است غفلت شود. تنها کسانی که مطابق نوری که دارند زندگی می‌کنند، نور بیشتری دریافت خواهند کرد. اگر هر روز در به‌کاربستنِ فضایل فعال مسیحی پیش نرویم، ظهورات روح‌القدس را در باران پسین بازنخواهیم شناخت. ممکن است بر دل‌های پیرامون ما فروبریزد، اما آن را نه تشخیص خواهیم داد و نه دریافت خواهیم کرد. شهادات برای خادمان، ۵۰۶، ۵۰۷.

کسانی که پیام سال ۲۰۰۱ را پذیرفتند، پیامی متناسب با آن دوره دریافت می‌کردند، اما باید آزموده می‌شدند تا آشکار شود آیا واقعاً آن پیام را درونی کرده و آن را به تجربه‌ای آماده برای مُهر خدا تبدیل کرده‌اند یا نه. در آن دوره، ازاین‌رو بارانِ پسین به‌صورت پاشش نشان داده می‌شود، زیرا گندم و زَوان هنوز با هم‌اند. بنابراین، خواهر وایت می‌گوید: «ممکن است بر دل‌های اطراف ما فروبارد، اما ما آن را تشخیص ندهیم یا دریافت نکنیم.» هنگامی که عاقلان از جاهلان جدا شوند، آنگاه بارانِ پسین بی‌حد و اندازه فرو ریخته می‌شود، چنان‌که در پنطیکاست بود، که نماد قانون یکشنبه است.

«بار دیگر، این مَثَل‌ها می‌آموزند که پس از داوری دیگر مهلت توبه‌ای در کار نخواهد بود. هنگامی که کار انجیل به پایان برسد، بلافاصله جدایی میان نیکان و بدان صورت می‌گیرد و سرنوشت هر گروه برای همیشه تعیین می‌شود.» درس‌های عینی مسیح، ۱۲۳.

دورهٔ بارشِ قطره‌وارِ بارانِ پسین، و پس از آن دوره‌ای که در آن بارانِ پسین بی‌اندازه افاضه می‌شود، نیز به‌صورت دو دوره تصویر شده‌اند که در آنها داوری بر قوم خدا به انجام می‌رسد. دورهٔ نخستِ داوری بر قوم خدا از خانهٔ خدا در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، و در هنگام قانون یکشنبه، آنگاه داوری برای رمهٔ دیگرِ خدا که به فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم ــ که از قانون یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود و هنگامی پایان می‌یابد که میکائیل قیام کند و مهلتِ بشر بسته شود ــ پاسخ می‌دهند یا آن را رد می‌کنند، به انجام می‌رسد.

دو دورهٔ بارانِ پسین، که همان دو دورهٔ داوری‌ای‌اند که از خانهٔ خدا آغاز می‌شود و سپس به گلهٔ دیگرِ خدا می‌رسد، همچنین دو دورهٔ شکل‌گیری تمثالِ وحش نیز هستند.

در نخستینِ آن دو دورهٔ نبوتی، هنگامی که داوری بر کلیسای خدا و نیز بر ایالات متحده جاری می‌شود، همان دوره‌ای است که در آن شاخِ جمهوریت و شاخِ پروتستانتیسم هر دو مورد داوری قرار می‌گیرند. درست همان‌جا که ادونتیسمِ لاودیکیه‌ای از دهانِ خداوند بیرون افکنده می‌شود، ایالات متحده جامِ مهلتِ آزمایشیِ خود را لبریز می‌کند و ویرانیِ ملی بر آن ملت آورده می‌شود، و سپس شیطان ظاهر می‌شود و کار شگفت‌انگیز خود را آغاز می‌کند. یکصد و چهل و چهار هزار نفر مُهر می‌شوند و در هنگامِ قانونِ یکشنبه به‌عنوان عَلَمی برافراشته می‌شوند.

به ما گفته شده که ارائهٔ هرگونه تصویری از «تجربهٔ قومِ خدا که بر روی زمین زنده خواهند بود، هنگامی که جلال آسمانی با تکرار جفاهای گذشته در هم آمیخته شود» ناممکن است.

شیطان در مطالعهٔ کتاب مقدس بسیار کوشاست. او می‌داند که زمانش کوتاه است و در هر زمینه‌ای می‌کوشد کارِ خداوند را بر این زمین خنثی سازد. غیرممکن است که بتوان تصوری از تجربهٔ قومِ خدا که در آن هنگام بر زمین زنده خواهند بود ارائه داد، زمانی که شکوه آسمانی با تکرار آزارهای گذشته در هم آمیخته می‌شود. آنان در نوری که از تختِ خدا ساطع می‌شود گام برمی‌دارند. به‌واسطهٔ فرشتگان، میان آسمان و زمین ارتباطی پیوسته برقرار خواهد بود. و شیطان، در حلقهٔ فرشتگان شریر و با ادعای خدابودن، معجزات از هر نوعی انجام خواهد داد تا، اگر ممکن باشد، حتی برگزیدگان را نیز بفریبد. قوم خدا امنیت خود را در انجام معجزات نخواهند یافت، زیرا شیطان معجزاتی را که انجام می‌شود تقلید خواهد کرد. قومِ آزموده و امتحان‌شدهٔ خدا قدرت خود را در آن نشانه‌ای خواهند یافت که در خروج ۳۱:۱۲-۱۸ از آن سخن گفته شده است. آنان باید بر کلامِ زنده بایستند: «مکتوب است.» این تنها بنیادی است که بر آن می‌توانند با اطمینان بایستند. آنانی که پیمان خود را با خدا شکسته‌اند، در آن روز بی‌خدا و بی‌امید خواهند بود. شهادات، جلد ۹، ۱۶.

تکرار جفاهای گذشته با قانون یکشنبه در ایالات متحده آغاز می‌شود، زیرا شیطان در آن زمان کار شگفت‌انگیز خود را آغاز می‌کند، و دوشیزگان خردمندی که پیش‌تر «امتحان و آزمایش شده‌اند»، آنگاه «در نوری که از تخت خدا ساطع می‌شود» گام خواهند برداشت. این امر از طریق کار فرشتگان انجام خواهد شد، زیرا «به‌واسطهٔ فرشتگان میان آسمان و زمین ارتباطی دائمی برقرار خواهد بود».

مسح‌شدگانی که در کنار خداوندِ تمامیِ زمین ایستاده‌اند، مقامی را دارند که زمانی به شیطان، کروبِ پوشاننده، داده شده بود. خداوند از طریق موجودات مقدسی که گرداگرد تخت او هستند، رابطه‌ای پیوسته با ساکنان زمین حفظ می‌کند. روغن زرین نماد فیضی است که خدا با آن چراغ‌های ایمانداران را تأمین می‌کند تا سوسو نزنند و خاموش نشوند. اگر چنین نبود که این روغن مقدس در پیام‌های روح خدا از آسمان فرو ریخته می‌شود، عوامل شر بر انسان‌ها به‌طور کامل تسلط می‌یافتند.

خدا بی‌حرمت می‌شود هنگامی که پیام‌هایی را که برای ما می‌فرستد نپذیریم. بدین‌سان روغن زرین را که می‌خواهد در جان‌های ما بریزد تا به کسانی که در تاریکی‌اند رسانده شود، رد می‌کنیم. هنگامی که ندایی برسد: «اینک داماد می‌آید؛ بیرون روید به استقبال او»، آنانی که روغن مقدس را نپذیرفته‌اند، که فیض مسیح را در دل‌های خود گرامی نداشته‌اند، همچون باکره‌های نادان خواهند دید که برای ملاقات خداوند خویش آماده نیستند. آنان در خود توان به دست آوردن آن روغن را ندارند و زندگی‌شان تباه می‌شود. اما اگر روح‌القدسِ خدا را بخواهیم، اگر چون موسی تضرع کنیم: «جلال خود را به من بنما»، محبت خدا در دل‌های ما ریخته خواهد شد. به‌وسیله لوله‌های زرین، روغن زرین به ما انتقال خواهد یافت. «نه به قدرت و نه به قوت، بلکه به روح من»، می‌فرماید خداوند لشکرها. با دریافت پرتوهای درخشان خورشید عدالت، فرزندان خدا همچون چراغ‌ها در جهان می‌درخشند. Review and Herald، ۲۰ ژوئیهٔ ۱۸۹۷.

خردمندان کسانی‌اند که در مکاشفه باب هفتم و حزقیال باب نهم مُهر می‌شوند و در برابر نادانانی قرار دارند که با رد کردن «پیام‌هایی که او می‌فرستد» خداوند را بی‌حرمت می‌کنند. نادانان کسانی هستند «که پیمان خود را با خدا شکسته‌اند و در آن روز بی‌خدا و بی‌امید خواهند بود.» این دو گروه آزموده شدند و به نقطه‌ای رسانده شدند که در آن، بر اساس اینکه پیام وقت را پذیرفتند یا رد کردند، سرشت خود را آشکار کردند. پیام وقت از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تاکنون، پیام باران پسین بوده است.

پیام باران دیرهنگام، چنان‌که در فصل بیست‌وهشتمِ اشعیا بیان شده، از طریق روش «خط بر خط» شناخته می‌شود. روش «خط بر خط» روش تعیین‌شدهٔ خدا برای مطالعهٔ کتاب‌مقدس است؛ بنابراین رد کردن آن روش، نه‌تنها رد کردن پیامی است که با به‌کارگیری «خط بر خط» — «اندکی اینجا و اندکی آنجا» — ارائه می‌شود، بلکه رد کردن خودِ دهندهٔ آن روش نیز هست.

به سبب معیارهای الهام‌شده‌ای که در فرایند آزمونی که به مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار می‌انجامد آشکار می‌شود، روشن است که تنها راهی که یک فرزند خدا می‌تواند از دل آن تاریخی که در آن «جلال آسمانی و تکرار جفاهای گذشته درهم آمیخته‌اند» عبور کند، این است که در تجربه‌ای باشد که بتوان نورِ تختِ خدا را شناخت. آن نور باید شناخته شود؛ وگرنه بی‌فایده است و ما راه را گم می‌کنیم.

ما نباید منتظر بارانِ پسین بمانیم. این باران بر همه کسانی فرو می‌ریزد که شبنم و رگبارهای فیضی را که بر ما می‌بارد، بشناسند و از آن بهره‌مند شوند. وقتی ذرات نور را گرد می‌آوریم، وقتی رحمت‌های استوار خدا را—که دوست دارد ما به او اعتماد کنیم—قدر می‌دانیم، آنگاه هر وعده‌ای تحقق خواهد یافت. [اشعیا ۶۱:۱۱ نقل شده است.] تمام زمین باید از جلال خدا پر شود. تفسیر کتاب مقدس ادونتیست‌های روز هفتم، جلد ۷، صفحه ۹۸۴.

در دوره‌ای که از زمانی آغاز شد که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده، تمام زمین را از جلال خود منوّر می‌سازد، و این از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز گردید، باران آخر فقط «بر» کسانی آمده است «که» «شبنم و باران‌های رحمت را که» «بر ما می‌بارد» «شناخته و به خود اختصاص داده‌اند.» «اشتباه بزرگ»ی که پیش‌تر توسط خواهر وایت شناسایی شده بود، این بود که باکره‌های نادان می‌پنداشتند می‌توانند صبر کنند تا باران آخر بی‌حدوحصر فرو ریخته شود، زیرا آن‌گاه می‌پنداشتند که می‌توانند عقب‌ماندگی خود را جبران کنند. چنین نیست؛ تنها کسانی که در فهم خود از کلام نبوی خدا رشد می‌کنند، نور بیشتری دریافت می‌دارند.

در پایان این مقاله، نکته‌ای که مایلم مشخص سازم، مربوط به هدفِ دورانِ آزمایشی است که اکنون در آن به سر می‌بریم. اگر قرار است در زمانی که آزارهای گذشته تکرار می‌شوند، «در نوری که از تخت خدا صادر می‌شود سلوک کنیم»، لازم خواهد بود که پیش از فرارسیدن بحران، کلام نبوتی را به‌خوبی فراگیریم.

در باب نخست، دانیال و آن سه یارِ شایسته پیش از آنکه برای آزموده شدن نزد نبوکدنصر حاضر شوند، آموزش خود را از پیش به کمال رسانده بودند. مسیح به مدت چهل روز، کلام نبوی را برای فهم شاگردان گشود، پیش از آن ده روزی که در آن شاگردان یگانگی خود را به کمال رساندند. سپس پنتیکاست فرا رسید، که نمونهٔ پیشگویانهٔ قانون یکشنبه است.

در باب سوم دانیال، شدرک، میشک و عبدنغو به نبوکدنصر اعلام کردند که به زمان اضافی نیازی ندارند، زیرا از پیش مصمم بودند که در زمان آزمونِ قانون یکشنبه چه کنند. وفاداری آنان هنگامی که با مسیح در میان کورهٔ آتش قدم می‌زدند بزرگ جلوه‌گر شد، و پیامی که پیش از امتحان بر آن استوار شده بودند، به‌وسیلهٔ تمامی مقامات و بزرگانِ مهمان که شاهد معجزه در کوره بودند، به سراسر جهانِ شناخته‌شدهٔ آن زمان منتقل شد.

ما این اندیشه‌ها را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.