نزاع بزرگ میان مسیح و لوسیفر (حامل نور) در آسمان آغاز شد و خدا مهلتی برای آزمایش مقرر کرد. هنگامی که لوسیفر شورش خود را گسترش داد، مدتی مهلت داده شد تا ثمره شورشِ حاملِ نور آشکار شود. چون خدا تعیین کرد که دوره مهلت به پایان رسیده است، نام لوسیفر از «لوسیفرِ حامل نور» به «شیطان، دشمن» تغییر یافت. برای شیطان و فرشتگانی که به شورش او پیوسته بودند، دوره مهلت پایان یافته بود و آنان از آسمان رانده شدند و به آتش ابدی محکوم شدند.

آنگاه به آنان که در سمت چپ‌اند نیز خواهد گفت: از من دور شوید، ای ملعونان، به سوی آتش جاودانی که برای ابلیس و فرشتگان او مهیا شده است. متی ۲۵:۴۱.

مناقشهٔ عظیم میان مسیح و شیطان سپس به باغ عدن رسید، و خدا بار دیگر زمانی برای آزمایش در نظر گرفت. هنگامی که شیطان خدا را به دروغ‌گویی دربارهٔ مرگ و میوهٔ درخت متهم کرد و حوا را فریفت تا به شورش او بپیوندد، بار دیگر مدتی مهلت داده شد تا ثمرات شورش شیطان بر روی زمین، همان‌گونه که در آسمان آشکار شده بود، نمایان گردد. شیطان در آنجا نام دیگری، یعنی «ابلیس»، نیز یافت که به معنای «تهمت‌زن» است. وقتی زمانِ آزمایشی (برای فرزندان آدم که به شورش شیطان پیوسته‌اند) به پایان برسد، همان فرزندان آدم به آتش جاودانی محکوم خواهند شد.

و در آسمان جنگی درگرفت: میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگیدند؛ و اژدها و فرشتگانش نیز جنگیدند، اما پیروز نشدند؛ و دیگر جایشان در آسمان یافت نشد. و آن اژدهای بزرگ، آن مارِ قدیم که ابلیس و شیطان نام دارد و همهٔ جهان را می‌فریبد، به زیر افکنده شد؛ او به زمین افکنده شد و فرشتگانش نیز با او افکنده شدند. مکاشفه ۱۲:۷–۹.

نبردی که در آغازِ جدالِ عظیم در آسمان رخ داد، نمونه و تصویرِ نبردِ پایانِ همان جدالِ عظیم است؛ زیرا آلفا و امگا همواره پایانِ هر چیز را همراه با آغازِ آن نشان می‌دهند. شرحِ نبردی که در آسمان رخ داد، با شگفتی‌ای بزرگ در آسمان آغاز می‌شود.

و نشانه‌ای بزرگ در آسمان پدیدار شد: زنی پوشیده در خورشید، و ماه زیر پاهایش بود، و بر سرش تاجی از دوازده ستاره. و چون آبستن بود، فریاد می‌کشید؛ در دردِ زایمان می‌نالید و برای زادن به سختی افتاده بود. مکاشفه ۱۲:۱، ۲.

هنگامی که نبرد نهاییِ مناقشهٔ عظیم میان مسیح و شیطان رخ می‌دهد—در زمانی که هنوز دورهٔ مهلت برقرار است—میدان جنگ در مکاشفهٔ عیسی مسیح به‌صورتِ واقع در آسمان ترسیم شده است. این حقیقت اکنون مُهرش گشوده می‌شود. رسول پولس از سه آسمان سخن می‌گوید.

رسول پولس در آغاز تجربهٔ مسیحی خود فرصت‌های ویژه‌ای یافت تا ارادهٔ خدا را دربارهٔ پیروان عیسی بیاموزد. او «به آسمان سوم ربوده شد»، «به فردوس، و سخنانی ناگفتنی شنید که گفتن آن برای انسان روا نیست.» خود اذعان داشت که «رؤیاها و مکاشفات» بسیاری «از جانب خداوند» به او داده شده است. درک او از اصول حقیقت انجیل همسنگِ «بسیار برترین رسولان» بود. دوم قرنتیان 12:2، 4، 1، 11. او درکی روشن و کامل از «عرض و طول و عمق و ارتفاعِ» «محبت مسیح که فراتر از معرفت است» داشت. افسسیان 3:18، 19. اعمال رسولان، 469.

جنگ در آغازِ نبرد عظیم در آسمان سوم شروع شد، و جنگ در پایانِ نبرد عظیم در آسمان نخست پایان می‌یابد. سه آسمان وجود دارد؛ نخستین آسمان همان آسمانی است که به جوّ سیارهٔ زمین اطلاق می‌شود. آسمان دوم خورشید و ماه و ستارگان است. آسمان سوم همان است که خواهر وایت آن را «فردوس» نامید، و نشان‌دهندهٔ جایگاه تخت خداست. در خودِ مرکز فرماندهی خدا بود که حاملِ نور، لوسیفر، شورش خود را آغاز کرد.

آسمان سوم جایی است که برخی از پیامبران، از جمله خواهر وایت، در رؤیا به آنجا برده شده‌اند. هنگامی که پولس آنجا بود، تاریخِ بیداریِ استخوان‌های خشک و مرده‌ای که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ در خیابان کشته شده بودند، و نیز رویدادهایی که پس از آن با تولدِ صد و چهل و چهار هزار در پی آمد، به او نشان داده شد. پولس از بازگویی آن تاریخ منع شد، زیرا آن تاریخ به‌صورت تاریخی که «بر زبان آوردنش» جایز نبود، معرفی شده بود. پولس اندکی بیش از سی سال پیش از آن‌که یوحنا، مکاشفه‌گر، رؤیای مکاشفهٔ عیسی مسیح را دریافت کند، درگذشت. یوحنا، همچون پولس، آنچه را که «هفت رعد» بر زبان آوردند شنید، و به او نیز گفته شد آنچه «بر زبان آورده شده بود» را ننویسد. آنچه «هفت رعد» بر زبان آوردند، قرار بود تا پایانِ سه روز و نیمِ نمادینی که طی آن دو شاهد در خیابان مرده بودند، مُهر و موم‌شده باقی بماند.

و چون هفت رعد سخن گفتند، می‌خواستم بنویسم؛ و آوازی از آسمان شنیدم که به من می‌گفت: آنچه را هفت رعد گفتند مُهر کن و آنها را ننویس. مکاشفه 10:4.

تمام انبیا از «روزهای آخرِ» داوریِ تحقیقی شهادت می‌دهند، و آن «روزهای آخر» به‌طور مشخص در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد و اکنون به نقطه‌ای رسیده‌اند که فرایند مهر و موم آغاز می‌شود. مهر و موم در پایان سه و نیم روزِ نمادینی آغاز می‌شود که طی آن دو شاهدِ مقتول در خیابان افتاده بودند. همهٔ انبیا با یکدیگر متفق‌القول‌اند. پولس میدان نبردِ آخرین جنگِ دورانِ آزمایش را که در آسمانِ اول رخ می‌دهد، دید. میدان نبردِ آخرین جنگِ دورانِ آزمایش، که در آسمانِ اول روی می‌دهد، با میدان نبردِ نخستین جنگِ دورانِ آزمایش، که در آسمانِ سوم روی داد، متناظر است. شاید لازم به نظر نرسد این میدان‌های نبرد را به‌عنوان میدان‌های جنگِ دورانِ آزمایش معرفی کنیم، اما شیطان، که در نبرد نخست دشمنِ مسیح بود و در نبرد آخر دشمنِ یک‌صد و چهل و چهار هزار است، می‌داند که وقتش کوتاه است. او می‌داند این نبرد در قلمروِ زمانِ آزمایش جریان دارد. آیا ما هم می‌دانیم؟

در سال ۱۸۴۰، فرشته‌ای نیرومند فرود آمد و به پیام فرشتهٔ اول قدرت بخشید. پروتستان‌های آن نسل سپس آزموده شدند و در نهایت بر آنان برچسب شورش زده شد، زیرا آنان را «دختران بابل» نامیدند. نام لوسیفر نیز در دوران آزمایشی‌اش تغییر کرد. فرشتهٔ نیرومندی که در ۱۸۴۰ فرود آمد، نمونهٔ فرشتهٔ نیرومندِ باب هجده مکاشفه بود که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرود آمد. داوری تحقیقی هنوز در ۱۸۴۰ آغاز نشده بود، زیرا هنوز چهار سال به آن مانده بود، اما پروتستان‌ها همچنان تصویری نبوی از داوری زندگان ارائه کردند، زیرا با فرود آمدن فرشته در ۱۸۴۰، دوران آزمایشی‌شان آغاز شد. هنگامی که فرشتهٔ باب هجده مکاشفه در ۲۰۰۱ فرود آمد، داوری در آسمان از داوری مردگان به داوری زندگان تغییر یافت.

در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، نخستین سرخوردگیِ جنبشِ فرشتهٔ سوم، که نمونهٔ آن در نخستین سرخوردگیِ جنبشِ فرشتهٔ اول دیده می‌شود، فرا رسید. در جنبشِ آغازین، فرایندِ آزمونِ پروتستان‌ها در نشانۀ راهِ نخستین سرخوردگی پایان یافت و سپس آزمونِ خودِ جنبشِ نخستین آغاز شد. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، فرایندِ داوری گامی دیگر به پیش رفت، زیرا پیامی که قرار بود در پایانِ بیابانِ سه و نیم‌روزه برسد، نه‌تنها تحققِ کامل و نهاییِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب بود، بلکه از نظر نبوی، نشانهٔ فرا رسیدنِ مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نیز به شمار می‌رفت.

و جلال خدای اسرائیل از برِ کروب که بر آن قرار داشت، برخاست و به آستانۀ خانه رفت. و او آن مردی را که جامۀ کتان در بر داشت و دواتِ کاتب بر پهلویش بود، ندا کرد؛ و خداوند به او گفت: از میان شهر، از میان اورشلیم بگذر و بر پیشانیِ مردانی که برای همۀ رجاساتی که در میان آن انجام می‌شود آه می‌کشند و می‌نالند، نشانی بگذار. حزقیال ۹:۳، ۴.

فرایند مهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار نفر از هنگام تولدشان آغاز شد؛ تولدی که همان رستاخیزشان نیز بود. پیام چهار باد، استخوان‌های خشک و مرده را جان می‌بخشد، و پیام چهار باد همان پیامِ مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر است. هم پولس و هم یوحنا همان تاریخی را که اکنون در آن زندگی می‌کنیم دیدند و شنیدند؛ تاریخی که «بسیاری از پیامبران و مردان پارسا آرزو داشتند آن را ببینند.» تاریخِ حرکتِ نیرومندِ فرشتهٔ سوم که نمونه‌اش حرکتِ نیرومندِ فرشتهٔ نخست بود.

تمام پیام‌هایی که در سال‌های ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ داده شده‌اند، اکنون باید با قوت بیان شوند، زیرا بسیاری از مردم جهت خود را گم کرده‌اند. این پیام‌ها باید به همهٔ کلیساها رسانده شوند.

مسیح فرمود: "خوشا به حال چشمان شما، زیرا می‌بینند؛ و گوش‌های شما، زیرا می‌شنوند. زیرا هرآینه به شما می‌گویم که بسیاری از پیامبران و صالحان آرزو داشتند آنچه را شما می‌بینید ببینند و ندیدند؛ و آنچه را شما می‌شنوید بشنوند و نشنیدند" [متی ۱۳:۱۶، ۱۷]. خوشا به حال چشمانی که آنچه در سال‌های ۱۸۴۳ و ۱۸۴۴ دیده شد، دیدند.

پیام داده شد. و نباید هیچ درنگی در تکرار پیام باشد، زیرا نشانه‌های زمان در حال تحقق‌اند؛ کارِ پایانی باید انجام شود. کاری عظیم در زمانی کوتاه انجام خواهد شد. به‌زودی پیامی به تعیین الهی داده خواهد شد که به فریادی بلند تبدیل خواهد شد. آنگاه دانیال در نصیب خود خواهد ایستاد تا شهادت خود را بدهد. Manuscript Releases، جلد ۲۱، صفحه ۴۳۷.

موضوع غالبِ نبرد نخستینِ لوسیفر در آسمان، ارتباط بود. او حاملِ نور بود و از جایگاه خود استفاده می‌کرد تا خطا را به ذهنِ فرشتگانِ مقدس القا کند. گفته‌اند فرشتگانی که اندیشه‌های شورشی او را پذیرفتند، حتی درنیافتند که این خودِ لوسیفر بود که آنان را فریفته بود تا دربارهٔ خدا همان چیزهایی را بیندیشند که سرانجام اندیشیدند. او چنان موذی بود، همان‌گونه که با حوّا در باغ بود، که فرشتگانی که زمانی مقدس بودند، به این باور رسیدند که اندیشه‌هایی که شیطان در ذهنشان کاشته بود، افکارِ اصیلِ خودِ آنان است. آن بذرها سرانجام میوهٔ هلاکتِ ابدی را به بار آوردند.

آخرین جنگ، که در آسمانِ اول رخ می‌دهد، در شرف آغاز شدن است، و موضوع آن نه اغوای فرشتگان مقدس است و نه اغوای حوا توسط شیطان، بلکه سخن از اغوای تمام بشریت از راه فرایند ارتباطیِ فاسدی است که گویی در آسمان‌ها قرار دارد. سخن دربارهٔ وب جهان‌گستر است که شیطان از آن بهره می‌برد تا اندیشه‌ها را در آدمیان القا کند، بی‌آن‌که آن مردمان بدانند که دروغی را باور کرده‌اند، و با این کار نشان داده‌اند که محبتِ حقیقت را ندارند. این پولس رسول بود که بیان کرد در «ایام آخر» مردم دروغی را خواهند پذیرفت، زیرا محبتِ «حقیقت» را نداشتند. به‌هرحال، او همان تاریخی را دیده بود که در آن این کار شگفت‌آورِ شیطان تحقق می‌یابد.

فریفتن بشر به دست جهانی‌گرایان سازمان ملل متحد صورت می‌گیرد؛ آنان همان قدرت اژدها هستند. در پیشگویی، جهانی‌گرایان سازمان ملل متحد متشکل از پادشاهان و بازرگانان‌اند. پادشاهان همان دولت‌ها هستند و غول‌های فناوری و میلیاردرهای چندملیتی همان بازرگانان.

جنگ در هنگام قانون روز یکشنبه آغاز می‌شود؛ در آن هنگام، ایالات متحده به پادشاه برترِ آن ده پادشاه بدل می‌شود. سپس ایالات متحده به‌تازگی همچون اژدها سخن گفته است و بدین‌سان پایانِ پادشاهیِ ششمِ وحشِ زمین را رقم می‌زند. آنگاه برمی‌خیزد تا از طریقِ معجزاتی که او قرار است در برابرِ وحش انجام دهد، همهٔ جهان را بفریبد؛ معجزاتی که به‌عنوان فرو آوردنِ آتش از آسمان به تصویر کشیده می‌شوند.

و او آیات عظیم به‌جا می‌آورد، به‌گونه‌ای که در برابر دیدگان مردم آتش را از آسمان بر زمین فرو می‌آورد. مکاشفه ۱۳:۱۳

وقتی استخوان‌های خشکِ مردگانِ برخاسته، که در خیابان به قتل رسیده بودند، همچون پرچمی به آسمان برافراشته می‌شوند، همزمان شگفتی دیگری در آسمان رخ می‌دهد.

و علامتی دیگر در آسمان پدیدار شد؛ و اینک اژدهایی بزرگ و سرخ، که هفت سر و ده شاخ داشت، و بر سرهایش هفت تاج بود. مکاشفه ۱۲:۳.

اژدهای بزرگ سرخ شیطان است، اما رومِ بت‌پرست هم هست.

«از این رو، هرچند اژدها در وهله نخست نمایانگر شیطان است، در معنای ثانوی نماد روم بت‌پرست است.» مناقشه عظیم، ۴۳۹.

اژدها شیطان است، و در کاربردی ثانویه اژدها نمایندهٔ رومِ بت‌پرست است. در تاریخ تولد مسیح، اژدهای رومِ بت‌پرست به تصویر کشیده شده است؛ اما کاربرد نبویِ کاملِ اژدها در «ایام آخر» است. در «ایام آخر»، ده پادشاهِ سازمان ملل متحد نمایندهٔ اژدها هستند. آن‌ها در تاریخ تولد مسیح ظاهر نمی‌شوند، بلکه در تاریخ تولد آن یکصد و چهل و چهار هزار، که تولد مسیح نمونهٔ تولدشان بود، ظاهر می‌شوند.

"پادشاهان و حاکمان و والیان بر خود داغ ضد مسیح نهاده‌اند و چون آن اژدها تصویر شده‌اند که می‌رود تا با مقدسان، با آنان که احکام خدا را حفظ می‌کنند و ایمان عیسی را دارند، جنگ کند." شهادت‌ها برای روحانیان، ۳۸.

ده شاخِ اژدها نمادِ ائتلاف اوست، و هفت سرِ او با تاج‌هایی بر آن‌ها، آن را به‌عنوان سرِ هفتمِ هشت پادشاهیِ پیشگوییِ کتاب مقدس معرفی می‌کند؛ چنان‌که هم در پیکرهٔ نبوکدنصر در بابِ دومِ دانیال و هم در هشت سرِ بابِ هفدهمِ مکاشفه بازنمایی شده است. سازمان ملل متحد «شگفتیِ دیگری در آسمان» است، درست در همان زمانی که بیرقی که در راهی که از میانِ درهٔ استخوان‌های خشکِ مردگان می‌گذرد پدید آمده، به آسمان برافراشته می‌شود. اژدها و زن در هنگامِ قانونِ یکشنبه به‌صورتِ شگفتی‌هایی در آسمان ظاهر می‌شوند؛ و این همان نقطه‌ای است که وحشِ برخاسته از دریا، یعنی کاتولیسیسم، نیز «موردِ شگفتی و پیروی» قرار می‌گیرد.

و دیدم که یکی از سرهایش گویی زخمی مرگبار برداشته بود؛ و زخم مرگبارش شفا یافت؛ و همهٔ جهان در شگفتی، به دنبال آن وحش رفتند. مکاشفه ۱۳:۳.

جهان، پس از التیام یافتن زخم مرگبارِ وحشِ دریاییِ پاپی، در شگفتِ اوست و از او پیروی می‌کند، و این زخم با قانون یکشنبه در ایالات متحده التیام می‌یابد. بیرق، اژدها و وحش، همگی از هنگام قانون یکشنبه در ایالات متحده مورد شگفتی و پیروی قرار می‌گیرند. نبیِ کاذب در همان زمان مهم‌ترین شگفتی‌های شیطانی را آشکار می‌کند، زیرا بلافاصله پس از قانون یکشنبه، آن‌گاه که نبیِ کاذب تازه آغاز کرده است همچون «اژدها» سخن گفتن، رهسپار می‌شود تا تمام جهان را بفریبد و فریب خود را از آسمان به انجام می‌رساند.

و دیدم وحشی دیگر که از زمین برمی‌آمد؛ و دو شاخ مانند بره داشت و مانند اژدها سخن می‌گفت. و تمام قدرتِ وحش نخستین را در حضور او به کار می‌برد و زمین و ساکنانش را وامی‌داشت تا وحش نخستین را بپرستند، همان که زخمِ مرگبارش شفا یافته بود. و آیات عظیم به‌جا می‌آورد، تا آنجا که آتش را از آسمان در برابر دیدگان مردم بر زمین فرود می‌آورد. مکاشفه ۱۳:۱۱‏-‏۱۳.

جنگی که در آسمان سوم آغاز شد، در آسمان اول پایان می‌یابد. اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب، به‌وسیلهٔ کتاب مقدس و روح نبوت به‌عنوان ائتلاف شریر شناخته می‌شوند. در هنگام قانون یکشنبه، این اتحاد سه‌گانه رهبری سراسر جهان را در جنگ علیه زن بر عهده می‌گیرد، در حالی که به سوی هارمجدون پیش می‌رود. در هنگام قانون یکشنبه، آنان مواضع خود را در میدان نبرد آسمان اول می‌گیرند، و سپس شکست می‌خورند! همان‌گونه که روم در تاریخ جهان سه بار به قدرت برمی‌خیزد، همواره نخست دشمنش را، سپس متحدش را، آنگاه قربانی‌اش را مغلوب می‌کند و سپس سقوط می‌کند.

و دیدم سه روح ناپاک، مانند قورباغه‌ها، از دهان اژدها و از دهان وحش و از دهان پیامبر دروغین بیرون آمدند؛ زیرا ایشان ارواح شیاطین‌اند که معجزه می‌کنند و نزد پادشاهان زمین و تمامی جهان می‌روند تا ایشان را برای نبردِ آن روزِ عظیمِ خدای قادرِ مطلق گرد آورند. اینک، چون دزد می‌آیم. خوشا به حالِ کسی که بیدار می‌ماند و جامه‌های خود را نگاه می‌دارد، مبادا عریان راه رود و رسواییِ او دیده شود. و ایشان را در جایی که به زبان عبری "هارمجدون" نامیده می‌شود، گرد آورد. مکاشفه 16:13-16.

«جنگ در آسمان» در «روزهای آخر» استعاری نیست؛ این جنگی در عرصهٔ ارتباطات است که در آسمان‌ها صورت می‌گیرد. از دهانِ اژدها، دهانِ وحش و دهانِ نبیِ کاذب «ارواحِ شیاطین» بیرون می‌آیند که «معجزات» به‌جا می‌آورند. واژهٔ «روح» به معنای «دم» است و «دم» نمادِ پیام است. دمِ حزقیالِ فصلِ سی‌وهفتم استخوان‌های مرده را زنده می‌کند و این کار را با رساندن پیامِ اسلام انجام می‌دهد؛ پیامی که در کتاب مقدس به صورت بادِ شرقی بازنمایی شده است. در عبری و یونانی، برای «روح»، «باد» و «دم» یک واژهٔ واحد به کار می‌رود که در انگلیسی به این سه واژه ترجمه شده است.

«خدا می‌تواند در هر جانی که صادقانه خواهان خدمت به اوست جانِ تازه بدمد، و لب‌ها را با اخگری افروخته از روی مذبح لمس کند و آنان را در ستایش او فصیح سازد. هزاران صدا از قدرت به زبان آوردن حقایق شگفت‌انگیز کلام خدا سرشار خواهند شد. زبانِ لکنت‌زده باز خواهد شد، و بیم‌دلان قوی خواهند شد تا به حق شهادتی دلیرانه ادا کنند. خداوند قوم خود را یاری دهد تا هیکلِ جان را از هر آلودگی تطهیر کنند، و چنان پیوندی نزدیک با او نگاه دارند که چون بارانِ پسین فرو ریخته شود، از آن بهره‌مند شوند.» Review and Herald، ۲۰ ژوئیهٔ ۱۸۸۶.

"ارواح" که از دهان اژدها، از دهان وحش و از دهان نبی کاذب بیرون می‌آیند، نمایانگر پیام‌های شیطانی هستند. در نخستین نبرد در آسمان سوم، موضوع، ارتباطات فاسد بود؛ چنان‌که حامل نور فاسد نماد آن بود. در آخرین نبرد در آسمان نخست، بار دیگر سخن از ارتباطات فاسد است. نوع ارتباطات فاسدی که شیطان در نبرد آسمان سوم به کار برد و قرار است دوباره در نبرد آسمان نخست به کار رود، مسمریسم بود که در روزگار معاصر آن را هیپنوتیزم می‌نامند.

"مردان و زنان نباید به مطالعهٔ علمِ چگونگیِ به اسارت درآوردنِ ذهن‌های کسانی که با آنان معاشرت دارند بپردازند. این همان علمی است که شیطان تعلیم می‌دهد. ما باید با هر چیز از این دست مقاومت کنیم. نباید با مسمریسم و هیپنوتیزم سر و کار داشته باشیم - آن علمی که از آنِ کسی است که مقام نخستین خود را از دست داد و از بارگاه‌های آسمانی رانده شد." دست‌نوشتهٔ ۸۶، ۱۹۰۵.

امروزه در جهان، هیپنوتیزم توسط غول‌های فناوری از طریق شبکهٔ جهانی وب انجام می‌شود؛ شبکه‌ای که از آنچه «علم تبلیغات مدرن» نامیده می‌شود بهره می‌گیرد، اما در واقع اوجِ پیچیدگیِ همان علم کهن و شیطانیِ هیپنوتیزم است. جهانی‌گرایان، غول‌های فناوری و میلیاردرها قصد دارند طعمهٔ خود را در «تاری» از فریب به دام اندازند که از پیش در سراسر جهان تنیده شده است. اگر بخواهید، این همان عملیات روانیِ شیطان علیه سراسر جهان است. این پیام‌های شیطانی‌اند که جهان را به آرماگدون می‌کشانند، و همین پیام‌های شیطانی درست در همان هنگامی که سه فرشته در آسمان‌ها پیام مسیح را اعلام می‌کنند، در آسمان‌ها اعلام می‌شوند.

و دیدم فرشته‌ای دیگر که در میانه آسمان پرواز می‌کرد، حامل بشارت جاودانی بود تا به ساکنان زمین و به هر ملت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد و با صدای بلند می‌گفت: از خدا بترسید و او را جلال دهید، زیرا ساعت داوری او فرا رسیده است؛ و او را بپرستید که آسمان و زمین و دریا و چشمه‌های آب را آفرید. و فرشته‌ای دیگر در پی او آمد و گفت: بابل، آن شهر عظیم، سقوط کرد، سقوط کرد، زیرا همه ملت‌ها را از شراب خشم زناکاری خود نوشانید. و فرشته سوم از پی ایشان آمد و با صدای بلند گفت: اگر کسی وحش و تمثال او را بپرستد و نشان او را بر پیشانی یا بر دست خود بگیرد، او نیز از شراب خشم خدا خواهد نوشید؛ شرابی که بی‌اختلاط در جام غضب او ریخته شده است، و در حضور فرشتگان مقدس و در حضور بره، با آتش و گوگرد معذب خواهد شد. و دود عذاب ایشان تا ابدالآباد بالا می‌رود، و آنان که وحش و تمثال او را می‌پرستند و هر که نشان نام او را بپذیرد، روز و شب آرامی نخواهند داشت. مکاشفه ۱۴:۶-۱۱.

«روح‌ها»یی که از هر یک از اعضای اتحادِ سه‌گانه می‌آیند، از دهان‌شان بیرون می‌آیند. گفتارِ یک ملت، عملِ دولتِ آن است.

"گفتار ملت، عمل مقامات قانون‌گذاری و قضایی آن است." مناقشه بزرگ، ۴۴۳.

به ارمیا وعده داده شد که اگر گندم را از کاه جدا کند و به سوی کاه بازنگردد (هرچند کاه می‌توانست به سوی او بازگردد)، خدا او را «دهانِ» خویش خواهد ساخت.

من در مجمع استهزاگران ننشستم و شادی نکردم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم آکنده‌ای. چرا درد من پیوسته است و زخمم درمان‌ناپذیر، که شفا نمی‌پذیرد؟ آیا تو به‌کلی برای من همچون دروغگو خواهی بود، و مانند آب‌هایی که می‌خشکند؟ پس چنین می‌گوید خداوند: اگر بازگردی، آنگاه تو را بازمی‌گردانم و در حضورم خواهی ایستاد؛ و اگر گران‌بها را از پست جدا کنی، چون دهان من خواهی بود؛ بگذار آنان به سوی تو بازگردند، اما تو به سوی آنان بازنگرد. ارمیا ۱۵:۱۷-۱۹.

ارمیا نمایندهٔ پیروان میلر در نخستین سرخوردگی‌شان است؛ کسانی که گمان می‌کردند خدا دروغ گفته است. خدا دروغ نگفته بود؛ او فقط دست خود را بر خطایی در نمودار ۱۸۴۳ پوشانده بود. به ارمیا وعده داده شد، همان‌گونه که به کسانی که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ دچار سرخوردگی شدند وعده داده می‌شود، که اگر از اشخاص نادان و تعالیم شیطانی‌ای که پیش از آن سرخوردگی حضور داشتند جدا شوند، آنگاه خداوند ارمیا و آنان را که او نمایانگرشان است «دهان» خود خواهد ساخت. نمودار ۱۸۴۳ در اجرای فرمانِ مندرج در فصل دومِ حبقوق تهیه شده بود.

«شهادت متحدِ واعظان و نشریاتِ ظهورِ ثانی، هنگامی که بر «ایمانِ نخستین» ایستاده بودند، این بود که انتشارِ چارت، تحققِ حبقوق ۲:۲، ۳ بوده است. اگر چارت موضوعِ نبوت بود (و آنان که آن را انکار می‌کنند، ایمانِ نخستین را ترک می‌گویند)، پس نتیجه می‌شود که سالِ ۴۵۷ ق.م. همان سالی بوده است که باید از آن ۲۳۰۰ روز را تاریخ‌گذاری کرد. ضروری بود که ۱۸۴۳ نخستین زمانِ منتشرشده باشد تا «رؤیا» «درنگ کند»، یا آنکه زمانی برای درنگ وجود داشته باشد که در آن، گروهِ باکره‌گان می‌بایست بر موضوعِ عظیمِ زمان، اندکی پیش از آنکه به‌وسیلهٔ ندای نیمه‌شب بیدار شوند، به چُرت و خواب فرو روند.» جیمز وایت، Second Advent Review and Sabbath Herald، جلد ۱، شمارهٔ ۲.

خداوند از طریق حبقوق به پیروان میلر فرمان داد نمودار ۱۸۴۳ را تهیه کنند، و در آن خطایی بود که خداوند آن را با دست خود پوشانده بود. به همین دلیل ارمیا می‌گوید که ناامیدی‌اش به سبب دست خدا بود. هنگامی که پس از ناامیدی، خداوند پیروان میلر را به باب دوم حبقوق بازگرداند، آنان وعده را دیدند که اگرچه رؤیا درنگ کند، باید برای آن انتظار بکشند، زیرا دروغ نخواهد گفت، و در پایان «سخن خواهد گفت».

رؤیایی که «سخن می‌گفت»، نمایانگر محتوای پیام نبوی بود، و وعده‌ای که به ارمیا داده شد این بود که اگر سرخوردگی را از خود بتکاند، به شور و شوقی که پیش از سرخوردگی نسبت به پیام داشت بازگردد، و اگر میان گندم و کاه فرق بگذارد، «دهانِ» خدا خواهد بود و پیامِ فریادِ نیمه‌شب را اعلام خواهد کرد.

زیرا این رؤیا هنوز برای زمانی مقرر است، اما در پایان سخن خواهد گفت و دروغ نخواهد گفت؛ اگرچه دیر کند، منتظرش باش، زیرا بی‌گمان خواهد آمد و تأخیر نخواهد کرد. حبقوق ۲:۳.

کسانی که در هر دو جنبشِ فرشتهٔ اول و سوم، به‌وسیلهٔ ارمیا نمایانده شده‌اند و فرمانِ بازگشت را به‌جا می‌آورند، در جنگ با ائتلافِ شریر، در میدانِ نبردِ آسمانِ اول، "دهانِ" خداوند خواهند بود. آنان پیامِ فریادِ نیمه‌شب را اعلام خواهند کرد. کسانی که به‌وسیلهٔ ارمیا نمایانده شده‌اند اکنون در بیابان "صدایی" را می‌شنوند. سه و نیم روزِ نمادین نمادی از یک بیابانِ پیشگویانه است.

آوازِ کسی که در بیابان فریاد می‌زند: راهِ خداوند را مهیا کنید؛ در صحرا برای خدای ما شاهراهی راست بسازید. هر دره‌ای برافراشته خواهد شد، و هر کوه و تپه‌ای پست خواهد شد؛ کج‌ها راست خواهد شد، و جاهای ناهموار هموار خواهد شد. و جلالِ خداوند آشکار خواهد شد، و تمامی بشر با هم آن را خواهند دید؛ زیرا که دهانِ خداوند چنین گفته است. اشعیا ۴۰:۳-۵

در مقاله بعدی، به بررسی آخرین نبرد جنگ دوران آزمایش، که در آسمان سوم آغاز شد و در آسمان اول پایان می‌یابد، ادامه خواهیم داد.

آنگاه همهٔ مدیانیان و عمالیقیان و بنی‌مشرق گرد هم آمدند و عبور کرده، در درهٔ یزرعیل اردو زدند. اما روح خداوند بر جدعون آمد و او شیپور نواخت؛ و ابیعزر در پی او گرد آمد. و او قاصدانی به تمامی منسّی فرستاد؛ آنان نیز در پی او گرد آمدند. و به نزد آشر و زبولون و نفتالی نیز قاصدانی فرستاد؛ و ایشان برای استقبال ایشان آمدند. داوران ۶:۳۳-۳۵.