جب 1989 میں اختتام کے وقت دانی ایل باب گیارہ کی آیات چالیس سے پینتالیس کی روشنی کھولی گئی، تو حق کے دشمنوں نے ایسی مزاحمت پیش کی جس نے خدا کو یہ سچائیاں ظاہر کرنے کا موقع دیا کہ وہ دانی ایل کی کتاب کے اُس حوالے کے بنیادی مقدمات کا دفاع کریں، جو پھر شیطان کے حملوں کا موضوع اور مرکز بن گیا۔ اُس تاریخ میں حق اور گمراہی کے درمیان اس نزاع کو روحُ القدس نے بعض نبوتی اصولوں کی نشان دہی کے لیے استعمال کیا، جو اُس علم میں مزید اضافہ کرنے والے تھے جو کھولا جا چکا تھا، اور جو اُس کے بعد زمین کی تاریخ کی آخری نسل کو آزمانا تھا۔ ہم “نبوت کے ثلاثی اطلاقات” پر غور کرتے رہے ہیں، اور اُن اطلاقات کو ایک ایسے بنیادی اصول کے طور پر شناخت کرتے ہیں جو اُن گزشتہ ایام میں شیطان کی جانب سے پیش کی گئی مزاحمت کے عمل کے ذریعے ظاہر کیا گیا تھا۔ اس متنازعہ عمل کو سسٹر وائٹ نے “جھنجھوڑ” کے نام سے موسوم کیا ہے۔

«به تدبیر الهی در میان قوم او متوجّه شدم و به من نشان داده شد که هر آزمایشی که در فرایند تصفیه و تطهیر بر مسیحیانِ معترف وارد می‌آید، ثابت می‌کند که برخی از ایشان تفاله‌اند. طلای ناب همیشه آشکار نمی‌شود. در هر بحران دینی، بعضی در زیر وسوسه سقوط می‌کنند. تکان دادنِ خدا انبوهی را همچون برگ‌های خشک به کناری می‌روبد. کامیابی، جماعتی عظیم از معترفان را فزونی می‌بخشد. سختی، آنان را از کلیسا پالایش کرده، بیرون می‌ریزد. روح ایشان، به عنوان یک طبقه، با خدا استوار نیست. از میان ما بیرون می‌روند، زیرا از ما نیستند؛ زیرا چون تنگی یا آزار به سبب کلام برخیزد، بسیاری لغزش می‌خورند.» Testimonies, volume 4, 89.

«لرزانده شدن» زمانی پدید می‌آید که حقیقت به‌وسیلهٔ شیرِ سبطِ یهودا از مُهر گشوده شود و سپس عرضه گردد.

«از معنای آن غربالگری که دیده بودم سؤال کردم، و به من نشان داده شد که آن به‌وسیلهٔ شهادتِ صریحی پدید خواهد آمد که از مشورتِ شاهدِ امین و راستین به لائودیکیان برخاسته است. این شهادت بر دلِ پذیرندهٔ آن اثر خواهد گذاشت و او را بر آن خواهد داشت که معیار را برافرازد و حقیقتِ صریح را اعلام کند. بعضی این شهادتِ صریح را تاب نخواهند آورد. آنان در برابر آن برخواهند خاست، و همین است آنچه در میان قومِ خدا غربالگری پدید خواهد آورد.» Early Writings, 271.

“सत्य” का परिचय सदा ही एक कम्पन उत्पन्न करता है, और जो सत्य 1989 में खोल दिया गया था, उसने भी ठीक वही कार्य किया। सत्य के विरुद्ध जो प्रतिरोध खड़ा किया गया, उसके लाभों में से एक यह था कि 1989 के पश्चात् आने वाले वर्षों में ज्ञान की वृद्धि को स्थापित करने के लिए नियमों का एक समूह विकसित हुआ। इन नियमों का विकास, मिलेराइटों के काल में नियमों के एक समूह के विकास के समानान्तर है। बाइबल की भविष्यवाणी के सभी त्रिगुणित अनुप्रयोग अंतिम दिनों की घटनाओं की स्पष्टता में योगदान देते हैं।

کاربردهای سه‌گانۀ روم و بابل، رابطۀ میان زن و آن وحشی را که در طول تاریخ بحران قانون یک‌شنبه بر آن سوار است و بر آن سلطنت می‌کند، برقرار می‌سازد؛ تاریخی که همچنین تاریخ داوری اجرایی خدا بر فاحشۀ بابل است.

کاربردهای سه‌گانۀ «پیام‌آوری که راه را برای رسولِ عهد مهیا می‌سازد»، و نیز «ایلیا»، کار و پیام را در دو دوره‌ای که پایانِ زمانِ آزمایش را در ایام آخر به تصویر می‌کشند، مشخص می‌سازد. دورۀ نخست با نخستین صدا در باب هجدهم مکاشفه آغاز می‌شود، که نمایانگر آغازِ داوریِ تحقیقیِ زندگان برای ادونتیسمِ لائودیکیه‌ای است؛ و دورۀ آخر با دومین صدا در باب هجدهم مکاشفه آغاز می‌شود، که نمایانگر داوریِ اجراییِ فاحشۀ بابل است.

تطبیقات سه‌گانهٔ روم و بابل، تاریخ بیرونی قوم خدا در ایام آخر را نمایندگی می‌کنند، در حالی که تطبیقات سه‌گانهٔ ایلیا و آن رسولی که راه را مهیا می‌سازد، تاریخ درونی قوم خدا در ایام آخر را نمایندگی می‌کنند. تطبیق سه‌گانهٔ سه وای، پیامی را مشخص می‌سازد که در هر دو دوره جریان دارد؛ دوره‌هایی که با هم، دورهٔ اختتامی داوری را نمایندگی می‌کنند، داوری‌ای که از خانهٔ خدا آغاز می‌شود و پس از آن بر آنان که بیرون از خانهٔ خدا هستند فرود می‌آید. سه وای مشخص می‌سازند که اسلام پیام باران آخر است، و نیز ابزار داوری‌ای است که خدا برای کسانی به کار می‌برد که پرستش خورشید را بر تمامی نوع بشر تحمیل می‌کنند. پایان داوری، «ایام انتقام خدای ما» را نمایندگی می‌کند، هم بر کلیسای مرتد او و هم بر شریران بیرون از کلیسای او.

جب یسوع نے ناصرت کی کلیسیا میں پہلی بار اپنی خدمت کا آغاز کیا تو اُس نے اپنے خطبے، پیغام اور کام کی تعریف کے لیے یسعیاہ کے اکسٹھویں باب کو استعمال کیا، جس میں خدا کے انتقام کے وقت کی نشان دہی بھی شامل تھی۔ اُس کی خدمت، پیغام اور کام ایک لاکھ چوالیس ہزار کی خدمت، پیغام اور کام کا پیش خیمہ تھے، کیونکہ وہ نبوتی طور پر برّہ کے پیچھے پیچھے چلتے ہیں جہاں کہیں وہ جاتا ہے۔

رُوحِ خداوندِ یَهُوَه بر من است، زیرا یَهُوَه مرا مسح کرده است تا به حلیمان بشارت دهم؛ او مرا فرستاده است تا شکسته‌دلان را التیام بخشم، و آزادی را به اسیران ندا دهم، و گشایشِ زندان را به بندیان؛ تا سالِ مقبولِ یَهُوَه و روزِ انتقامِ خدای ما را اعلام کنم؛ تا همۀ ماتمیان را تسلّی بخشم؛ تا برای ماتمیانِ صهیون مقرر دارم که به ایشان به‌جای خاکستر، زیبایی، و به‌جای ماتم، روغنِ شادی، و به‌جای روحِ افسردگی، ردای حمد عطا شود؛ تا ایشان درختانِ پارسایی، غرسِ یَهُوَه نامیده شوند، تا او جلال یابد. و ایشان ویرانه‌های کهن را بنا خواهند کرد، خرابی‌های پیشین را برپا خواهند ساخت، و شهرهای ویران، یعنی خرابی‌های نسل‌های بسیار را مرمّت خواهند نمود. و بیگانگان ایستاده، گله‌های شما را خواهند چرانید، و پسرانِ اجنبی، شخم‌زنان و تاکبانِ شما خواهند بود. امّا شما کاهنانِ یَهُوَه خوانده خواهید شد؛ مردمان شما را خادمانِ خدای ما خواهند نامید؛ و شما ثروتِ امّت‌ها را خواهید خورد، و در جلالِ ایشان فخر خواهید کرد. اشعیا 61:1–6.

عیسی در هنگام تعمید خویش مسح شد، و آن نشانهٔ راه، یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را به‌مثابه نمونه مجسم می‌سازد؛ زمانی که مسحِ روح‌القدس آغاز کرد بر کسانی نازل شود که دریافتند ریزشِ بارانِ آخِر در ایامِ آخر، به‌وسیلهٔ تاریخِ میلری‌ها تمثیل شده بود؛ همان ویرانه‌های کهن که یک‌صد و چهل و چهار هزار نفر، پس از آن‌که به راه‌های قدیمِ ارمیا بازگردند، بار دیگر بنا خواهند کرد.

پیامِ پارساییِ مسیح، برخاسته از شورشِ ۱۸۸۸، بار دیگر حقیقتِ حاضر گردید؛ و آن پیامِ برخاسته از شورشِ ۱۸۸۸، همان بشارتِ خوشی بود که قدرتِ آن را دارد که دل‌های شکسته را التیام بخشد، اما در گشودنِ دل‌های سختِ کسانی ناتوان است که چشم دارند تا ببینند، اما ادراک نمی‌کنند، و گوش دارند تا بشنوند، اما درنمی‌یابند. پیامِ پارساییِ مسیح، برخاسته از شورشِ ۱۸۸۸، همچنین همان پیام به لائودیکیه بود که آنگاه بار دیگر فرارسید تا درِ زندانِ کسانی را بگشاید که به‌واسطهٔ آن یگانه‌ای که قدرت دارد درهایی را بگشاید که هیچ‌کس نمی‌تواند بگشاید، و درهایی را ببندد که هیچ‌کس نمی‌تواند ببندد، اسیرِ گناه بودند.

در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، آنان که مأمور بودند آن بشارت‌های نیکو را عرضه کنند، همچنین می‌بایست سالِ مقبولِ خداوند و روزِ انتقامِ خدا را اعلام نمایند. سالِ مقبولِ خداوند نیز در همان زمان آغاز شد، و او تا فرارسیدن روزِ انتقامِ خدا در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد، کاملاً مایل است توبهٔ یک لائودیکیه‌ای را بپذیرد. آنگاه انتقام او بر کلیسایی که نخواست زمانِ تفقدِ خود را بشناسد آشکار خواهد شد، و هم‌زمان داوریِ تدریجی بر فاحشهٔ بابل آغاز می‌گردد.

در روزِ مقبولیتِ او، وعده می‌دهد که جمیعِ ماتمیان را تسلّی بخشد، و آنان که در اورشلیم ماتم می‌کنند در باب نهمِ حزقیال به تصویر کشیده شده‌اند. تسلّیِ ایشان به‌واسطهٔ تسلّی‌دهنده تحقق می‌یابد، از طریقِ دریافتِ پیامِ بارانِ آخر که در آن هنگام بر ایشان فرو ریخته می‌شود. اما تنها در صورتی که باران را تشخیص دهند. هنگامی که تسلّی‌دهنده را در اختیار داشته باشند، و کارِ بنای خرابه‌های قدیم را به انجام رسانند، از طریقِ روشِ «سطر بر سطر»، که در فقرهٔ اشعیا به‌صورتِ کارِ نهادنِ خطِ نبوّت که نمایانگرِ ویرانیِ تاریخِ مقدّس است، بر خطِ دیگری از نبوّت که ویرانی‌ای را به تصویر می‌کشد، ترسیم شده است، آنگاه ویرانی‌های نسل‌های بسیار را برپا می‌سازند. سپس «بیگانگان» به آنان که ماتم می‌کنند، و همچون عَلَمی برافراشته می‌شوند تا بیگانگان آن را ببینند، پاسخ خواهند داد.

اعلانِ مسیح از کار و خدمت خویش، چنان‌که در فصل شصت‌ویکمِ اشعیا بیان شده است، همان کار و خدمتِ یکصد و چهل‌وچهار هزار است. این کار در جنبش‌های مقدسِ اصلاحی به تصویر کشیده شده است، و در سال ۱۹۸۹، زمانِ آخر فرا رسید؛ همان زمانی که همهٔ «زمان‌های آخر» پیشین، پیش‌نمونِ آن بوده‌اند. همان‌گونه که یک آیه، یعنی دانیال فصل هشت، آیهٔ چهارده، به‌عنوان بنیاد و ستونِ مرکزیِ جنبش میلری شناخته شد، آیه‌ای که بنیاد و ستونِ مرکزیِ جنبش Future for America است، دانیال فصل یازده، آیهٔ چهل است. برای میلری‌ها، نورِ ستونِ مرکزی به‌عنوان نورِ رؤیای نهرِ اولای معرفی شده بود، و برای جنبش Future for America، نورِ ستونِ مرکزی به‌عنوان نورِ رؤیای نهرِ حدّاقل معرفی شده بود.

«نوری که دانیال از خدا دریافت کرد، به‌ویژه برای این ایام آخر عطا شد. رؤیاهایی که او بر کرانه‌های اولای و حدّاقل، آن نهرهای بزرگ شِنعار، دید، اکنون در حال تحقق‌اند، و همهٔ رویدادهای پیشگویی‌شده به‌زودی واقع خواهند شد.» Testimonies to Ministers, 112.

نورِ هر دو رؤیایی که به‌وسیلهٔ دو نهر نمادپردازی شده‌اند، به یکدیگر پیوسته است و در ایام آخر تحقق می‌یابد. «پیوند» متقابل آن‌ها نمایانگر اتحادِ انسانی و الهی است؛ همان پیامی که خواهر وایت مکرراً آن را به‌عنوان پیام مسیح معرفی می‌کند، در آن زمینه که انسانیتِ متحد با الوهیت گناه نمی‌کند. آن دو نهر دقیقاً نمایانگر همین پیوند هستند.

«کمتر از اطاعتِ کامل نمی‌تواند معیارِ خواستِ خدا را برآورده سازد. او خواسته‌های خود را نامعین وانگذاشته است. او هیچ امری را واجب نکرده است مگر آنچه برای آوردنِ انسان به هماهنگی با او ضروری است. ما باید گناهکاران را به سوی آرمانِ منشِ او راهنمایی کنیم و ایشان را به مسیح رهنمون شویم، که تنها به‌وسیلهٔ فیضِ اوست که می‌توان به این آرمان دست یافت.»

نجات‌دهنده ضعف‌های بشریت را بر خود گرفت و زندگیِ بی‌گناهی زیست، تا انسان‌ها هیچ بیمی نداشته باشند که مبادا به سبب ضعفِ طبیعتِ انسانی نتوانند غالب آیند. مسیح آمد تا ما را «شریکانِ طبیعتِ الهی» گرداند، و زندگیِ او اعلام می‌دارد که انسانیت، چون با الوهیت متحد شود، گناه نمی‌کند.

“نجات‌دهنده غلبه یافت تا به انسان نشان دهد چگونه می‌تواند غلبه یابد. مسیح با همهٔ وسوسه‌های شیطان به‌وسیلهٔ کلام خدا روبه‌رو شد. با اعتماد به وعده‌های خدا، او قوت یافت تا از احکام خدا اطاعت کند، و وسوسه‌گر هیچ برتری‌ای نتوانست به دست آورد. در برابر هر وسوسه، پاسخ او این بود: «مکتوب است.» پس خدا کلام خود را به ما عطا کرده است تا به‌وسیلهٔ آن در برابر شر مقاومت کنیم. وعده‌های بسیار عظیم و گران‌بها از آنِ ماست، تا به‌وسیلهٔ اینها «شریک طبیعت الهی گردیم، چون از فسادی که در جهان از شهوت است رهایی یافته‌ایم.» 2 Peter 1:4.”

«بگذارید آن‌که در معرض وسوسه است، نه به اوضاع و احوال، نه به ضعفِ خویشتن، و نه به قدرتِ وسوسه بنگرد، بلکه به قدرتِ کلامِ خدا نظر بدوزد. تمامی قوتِ آن از آنِ ماست. مزمورنویس می‌گوید: “کلام تو را در دل خود پنهان داشته‌ام، تا به تو گناه نورزم.” “به کلامِ لب‌های تو خویشتن را از راه‌های هلاک‌کننده نگاه داشته‌ام.” مزمور 119:11؛ 17:4.» خدمت شفا، 181.

افزایش معرفت در سال‌های ۱۷۹۸ و ۱۹۸۹، نمایانگر گشوده شدن کلام نبوی خدا بود. کلام او قدرت غلبه کردن را، همان‌گونه که او غلبه کرد، فراهم می‌سازد، و «زندگی او اعلام می‌دارد که انسانیت، در اتحاد با الوهیت، گناه مرتکب نمی‌شود.» رؤیای نهر اولای، رؤیای marah از ظهور اوست، که به‌وسیلهٔ نبوتِ دو هزار و سیصد روز نمایانده شده است. رؤیای نهر حدّاقل، رؤیای chazon از تاریخ نبوی است، که به‌وسیلهٔ نبوتِ دو هزار و پانصد و بیست سال نمایانده شده است. رؤیای marah نمایانگر الوهیت است و رؤیای chazon نمایانگر انسانیت.

هر دو رودِ شِنعارِ باستان، یعنی اُولای و حِدِّکِل، یا آنچه امروز به نام دجله و فرات شناخته می‌شود، سرانجام در آبراه شطّ العرب در جنوب عراق به هم می‌پیوندند، و شطّ العرب سپس به خلیج فارس می‌ریزد. عیسی از امور جسمانی و طبیعی برای نمایاندن امور روحانی بهره می‌گیرد، و رؤیاهای مربوط به آن دو رود که اکنون در فرایند تحقق یافتن‌اند، بیانگر پیوندی میان انسانی و الهی هستند که در هنگام رسیدن ایشان به پایان مسیرشان به سوی دریا رخ می‌دهد. این حقیقت در آغازِ آن دو نبوت که به‌وسیله دو رؤیای دانیال، باب هشت، آیات سیزده و چهارده، نمود یافته‌اند، تثبیت می‌شود. یک رؤیا پرسش است، و دیگری پاسخ؛ و از نظر منطقی نمی‌توان آن دو را از یکدیگر جدا ساخت.

انسانیت کا رُویا، جو مقدِس اور لشکر کے پامال کیے جانے کی نشان دہی کرتا ہے، سنہ 677 ق م میں شروع ہوا، اور الوہیت کا رُویا، جو مسیح کے ظہور کی نشان دہی کرتا ہے، سنہ 457 ق م میں شروع ہوا۔ الوہیت اور انسانیت کا باہمی ربط اُن دو سو بیس برسوں سے ظاہر کیا گیا ہے، جو ان دونوں رویاؤں کے دو نقطہ ہائے آغاز کو باہم ملاتے ہیں۔ دو سو بیس “انسانیت کے الوہیت کے ساتھ ربط” کی ایک علامت ہے، اور یہی امر اُس ربط کے ذریعے بھی ظاہر کیا گیا ہے جو سنہ 1798 میں زمانۂ آخر میں علم کے بڑھنے اور سنہ 1989 میں زمانۂ آخر میں علم کے بڑھنے کے درمیان پایا جاتا ہے۔

پیامِ صورت‌بندی‌شده‌ای که از افزایشِ معرفت در ۱۷۹۸ حاصل شد، نخستین‌بار به‌وسیلهٔ میلر در ۱۸۳۱ عرضه گردید (و سپس در روزنامهٔ Vermont Telegraph در ۱۸۳۳). سال ۱۸۳۱ دویست‌وبیست سال پس از انتشارِ کتاب‌مقدسِ کینگ جیمز در سال ۱۶۱۱ است. کتاب‌مقدسِ کینگ جیمز نمایانگرِ سندی دوسویه از عهدِ عتیق و عهدِ جدید بود. آغاز و انجامِ آن دویست‌وبیست سال، انتشاری الهی را با انتشاری انسانی «پیوند» داد. اطلاعاتِ این انتشارِ انسانی از نورِ الهی‌ای برگرفته شده بود که در زمانِ آخر، در ۱۷۹۸، از مُهر گشوده شد، و سپس از طریقِ کارِ ابزاری انسانی که در ۱۸۳۱ آغاز به انتشارِ آن کرده بود، صورت‌بندی گردید. این یک انتشارِ الهی بود، با پیامی که به‌طور الهی مُهر شده بود، که بعدتر به‌وسیلهٔ بشریت از مُهر گشوده شد، و پس از آن به‌وسیلهٔ ابزاری انسانی ارائه گردید. واژهٔ عبری‌ای که در کلامِ خدا به «publish» ترجمه شده است، به این معناست: ندا دادن، فریاد برآوردن (به‌سوی)، (مشهور) بودن، مهمان، دعوت کردن، ذکر کردن، نام نهادن، موعظه کردن، اعلام کردن، بر زبان راندن، منتشر کردن. میلر در ۱۸۳۱ انتشارِ پیامِ خود را آغاز کرد، و سپس در ۱۸۳۳ آن پیام به‌طور تحت‌اللفظی در Vermont Telegraph منتشر شد.

پیام صورت‌بندی‌شده‌ای که از افزایش معرفت در سال 1989 حاصل شد، نخستین بار در سال 1996 (در مجله The Time of the End) منتشر گردید، دویست‌وبیست سال پس از انتشار آن دو سند مقدس که به نام Declaration of Independence در 1776 (و پس از آن Constitution of the United States در 1789) شناخته می‌شوند. آغاز و پایان این دویست‌وبیست سال، الوهیت را با انسانیت پیوند می‌دهد، و این پیوند از طریق انتشار آن دو سند الهی، از 1776 آغاز می‌شود. هنگامی که کتاب دانیال در وقت آخر در سال 1989 مُهرگشایی شد، آن پیام صورت‌بندی‌شده که از طریق کار یک ابزار انسانی پدید آمده بود، در سال 1996 منتشر گردید. توالی چنین بود: نخست یک انتشار الهی، سپس مُهرگشایی، و آنگاه یک انتشار انسانی.

در هر دو زمانِ آخر، سه گامِ حقیقت مشخص شده است. هر دو با یک نشریهٔ الهی به‌عنوان گام نخست آغاز می‌شوند، و نشریه‌ای انسانی که پیامی الهی را توضیح می‌دهد، گام آخر است. گام میانی هنگامی است که شیرِ قبیلهٔ یهودا پیام الهی را برای آن تاریخِ خاص مُهرگشایی می‌کند، و سپس ابزاری انسانی را برمی‌گزیند تا نوری را که از آن سندِ الهی مُهرگشایی شده است، گرد آورد. هنگامی که مُهرگشایی روی می‌دهد، عصیان از سوی شریران که افزایشِ دانش را درک نمی‌کنند، آشکار می‌گردد. از این‌رو، یک نشریهٔ الهی با نخستین حرفِ الفبای عبری نمایش داده می‌شود، افزایشِ دانش با سیزدهمین حرف که در آن عصیان آشکار می‌گردد نمایش داده می‌شود، و نشریهٔ انسانیِ پیام ویژهٔ الهی برای آن تاریخ، آخرین حرفِ الفبای عبری است؛ و این سه حرف در کنار هم «حقیقت» معنا می‌دهند.

رؤیاهای نهرهای اولای و حدّاقل که اکنون در حال تحقق‌اند، آشکار می‌سازند که در ایام آخر، فزونیِ معرفت از هر دو نهر به هم می‌پیوندد تا ثابت کند که الوهیتِ متحد با انسانیت گناه نمی‌کند. دانیال در کنار نهر اولای آن رؤیا را دریافت کرد که ظهور مسیح را در پایان نبوتِ دو هزار و سیصد ساله در سال 1844 مجسم می‌سازد.

و من در رؤیا دیدم؛ و چنین واقع شد که چون دیدم، در شوشنِ قصر بودم که در ولایت عیلام است؛ و در رؤیا دیدم که نزد نهر اولای بودم. دانیال ۸:۲.

دانیال رؤیایی را دریافت کرد که نمایانگر رؤیای دو هزار و پانصد و بیست سالِ تاریخ نبوی است، در حالی که کنار رود حِدِّقِل بود.

و در روز بیست‌وچهارمِ ماهِ اوّل، چون در کنارِ آن نهرِ عظیم، یعنی حِدِّقِل، بودم. دانیال ۱۰:۴.

جبرائیل نے اس کے بعد آیت چودہ میں دریائے حدّقل کے چازون رویا کے مقصد کی نشان دہی کی۔

اکنون آمده‌ام تا تو را از آنچه در ایام آخر بر قوم تو واقع خواهد شد آگاه سازم؛ زیرا این رؤیا هنوز برای روزهای بسیار است. دانیال ۱۰:۱۴.

رؤیایی که نزد نهر اولای عطا شد، «ظهور» مسیح را شناسایی می‌کند، (الوهیتِ او را) آنگاه که در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ ناگهان به هیکل خود آمد. این رؤیا نمایانگر ورود «الوهیت» به هیکلِ میلری‌ها (انسانیت) در آن تاریخ برای روزِ کفاره بود؛ و معنای روزِ کفاره، یعنی روزِ «یگانگی»، نمایانگر امتزاج الوهیت با انسانیت است. رؤیایی که نزد نهر حدّاقل عطا شد، آنچه را که در ایام آخر بر قوم خدا (انسانیت) واقع خواهد شد، شناسایی می‌کند.

آغاز رؤیای «منظر» در سال ۴۵۷ پیش از میلاد بود. این زمان، دویست و بیست سال پس از دورهٔ نبویِ مشخص‌کنندهٔ پایمال شدن مقدّس و لشکر بود که در سال ۶۷۷ پیش از میلاد آغاز شد. پایانِ آن دویست و بیست سالی که در نقطهٔ آغازِ آن دو رؤیا به یکدیگر پیوسته بودند، به‌وسیلهٔ شگفت‌انگیز شمارنده مشخص گردید؛ او که در حبقوق ۲:۲۰ همچنین شگفت‌انگیز زبان‌شناس است.

اما خداوند در هیکلِ مقدّسِ خویش است؛ تمامیِ زمین پیشِ رویِ او خاموش باشد. حبقوق ۲:۲۰.

پیوستگیِ انسانیت و الوهیت که در آغاز، به‌وسیلهٔ نقطه‌های شروعِ آن دو نبوت نمایان شده بود، در پایان‌های متقابلِ آن‌ها، به‌واسطهٔ باب و آیه‌ای که ظهورِ الوهیت را توصیف می‌کرد—الوهیتی که ناگهان به هیکلی که او در طیِ چهل‌وشش سال، از زمانِ پایان در ۱۷۹۸ آغاز شده و چهل‌وشش سال بعد، در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، به انجام رسیده بود، بنا کرده بود—تشخیص داده شد.

آیا نمی‌دانید که شما هیکل خدا هستید و روح خدا در شما ساکن است؟ اگر کسی هیکل خدا را فاسد سازد، خدا او را هلاک خواهد کرد؛ زیرا هیکل خدا مقدس است، و آن هیکل شما هستید. اول قرنتیان ۳:‏۱۶، ۱۷.

در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، مطابق با رؤیای «ظهور»، حبقوق تشخیص داد که خداوند در هیکلِ مقدّسِ خویش است. او هیکلی را که به مدّت دو هزار و پانصد و بیست سال ویران و پایمال شده بود، در چهل و شش سال برپا کرده بود.

و به او خطاب کرده، بگو: «یهوه صبایوت چنین می‌فرماید: اینک آن مردی که نامش شاخه است؛ و او از جای خویش خواهد رویید، و هیکل یهوه را بنا خواهد کرد. آری، او هیکل یهوه را بنا خواهد کرد؛ و او جلال را بر خود حمل خواهد نمود، و بر تخت خویش خواهد نشست و سلطنت خواهد کرد؛ و بر تخت خویش کاهن خواهد بود؛ و مشورتِ سلامتی در میان آن هر دو خواهد بود. و آن تاج‌ها برای حیلیم و طوبیا و یدعیا و حین پسر صفنیا، به‌عنوان یادبودی در هیکل یهوه خواهد بود. و آنان که دور هستند خواهند آمد و در هیکل یهوه بنا خواهند کرد، و شما خواهید دانست که یهوه صبایوت مرا نزد شما فرستاده است. و این واقع خواهد شد، اگر آواز یهوه خدای خود را به‌دقت اطاعت نمایید.» زکریا ۶:‏۱۲–۱۵.

در یوحنا ۲:۲۰، پس از آن‌که مسیح هیکل را تطهیر کرد، که بنا بر گفتهٔ خواهر وایت، تحقق باب سوم ملاکی بود، همان‌گونه که ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ نیز چنین بود، رسولِ عهد ناگهان به هیکلِ خود آمد.

عیسی در پاسخ به ایشان گفت: «این هیکل را ویران کنید، و من در سه روز آن را برپا خواهم کرد.» آنگاه یهودیان گفتند: «ساختن این هیکل چهل و شش سال به طول انجامیده است، و تو آن را در سه روز برپا خواهی کرد؟» اما او دربارهٔ هیکل بدن خود سخن می‌گفت. یوحنا ۲:۱۹–۲۰.

ملاکی باب ۳ کی تکمیل میں، مسیح اچانک اپنے ہیکل میں آیا جب اُس نے اپنی خدمت کے آغاز میں یوحنا باب ۲ میں ہیکل کو پاک کیا، جو ۲۲ اکتوبر ۱۸۴۴ کی تمثیل تھا۔ یوحنا باب ۲ میں مسیح کے ذریعے ہیکل کی تطہیر، اور ۲۲ اکتوبر ۱۸۴۴، ملاکی باب ۳ کی تکمیل تھے۔ یوحنا باب دو اور آیت بیس میں ہمیں بتایا جاتا ہے کہ انسانی ہیکل چھیالیس برس میں تعمیر کیا گیا، اور الٰہی ہیکل تین دن میں کھڑا کیا گیا۔ انسانی ہیکل فقط اُسی وقت حبقوق کے “مقدس ہیکل” بنتا ہے جب الوہیت اچانک اُس میں آتی ہے، جیسا کہ ۲۲ اکتوبر ۱۸۴۴ کو ہوا، کیونکہ الوہیت جب انسانیت کے ساتھ متحد ہوتی ہے تو گناہ نہیں کرتی۔ شنعار کے دو عظیم دریاؤں کے رُویا انسانیت اور الوہیت کے اتحاد کی اِس حقیقت کی نمائندگی کرتے ہیں کہ انسانیت جب الوہیت کے ساتھ متحد ہو تو گناہ نہیں کرتی۔

در مقالهٔ بعدی به بررسی خود از آیهٔ چهلِ فصل یازدهم دانیال ادامه خواهیم داد.

شما نیز، چون سنگ‌های زنده، بنا نهاده می‌شوید تا خانه‌ای روحانی و کهانتی مقدس باشید، تا قربانی‌های روحانی را که به‌واسطۀ عیسی مسیح نزد خدا پذیرفته است، تقدیم کنید. اول پطرس ۲:۵