آیت چهلِ دانیال یازدهم یکی از عمیقترین آیاتِ کلام خداست، همانگونه که دانیال باب هشت، آیهٔ چهارده نیز چنین است. آیت چهل با رود حِدِّقِل نمودار شده است و رود اُولای نمایانگرِ دانیال باب هشت، آیهٔ چهارده است.
آیۀ چهل با این کلمات آغاز میشود: «و در زمان آخر»، و بدینسان بهطور مشخص نشان میدهد که آغاز آیه سال ۱۷۹۸ است. پنجاهویک کلمۀ این آیه در سال ۱۹۸۹ گشوده شد، هنگامی که شناخته شد در همان زمان به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی اشاره دارد. آن پنجاهویک کلمه در آیه، هم زمان آخر در ۱۷۹۸ را نشان میدهند، و سپس زمانی دیگر از آخر را در ۱۹۸۹. آلفا و امگا امضای خود را بر این آیه نهاده است برای همۀ کسانی که مایلاند ببینند و بشنوند. زمان آخر برای حرکتهای هر دو فرشتۀ اول و سوم در همان یک آیه بازنمایی شده است.
آیهٔ زیر مشخص میسازد که پاپیّت، که بهعنوان پادشاه شمال نمود یافته است، در چه زمانی ایالات متحده را، که بهعنوان سرزمین جلال نمایانده شده است، در قانون یکشنبهای که بهزودی در ایالات متحده خواهد آمد، مغلوب میسازد. بنابراین، هرچند واژگان آیهٔ چهل، زمان آخر را در ۱۷۹۸ بهعنوان آغاز، و زمان آخر را در ۱۹۸۹ بهعنوان پایان، مشخص میکنند، واقعیت این است که تاریخ نبوتیِ بازنماییشده در آیهٔ چهل تا آیهٔ چهلویکم به پایان نمیرسد؛ یعنی هنگامی که پادشاه شمال سرزمین جلال را مغلوب میسازد. این بدان معناست که تاریخِ از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۸۹ تا قانون یکشنبهای که بهزودی در آیهٔ چهلویکم خواهد آمد، نمایانگر تاریخ ایالات متحده از زمان رئیسجمهور رونالد ریگان تا قانون یکشنبهای است که بهزودی خواهد آمد. آن تاریخ، یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ و پس از آن را تا ساعتِ زلزلهٔ عظیمِ مکاشفه، فصل یازدهم، در بر میگیرد.
જ્યારે આ વચન પ્રથમવાર અનમુદ્રિત થયું, ત્યારે આ સત્યના વિરોધમાં એક દલીલ ઊભી કરવામાં આવી કે “પિપેન્જરનો આ દાવો કે આ વચન 1798ના ઇતિહાસથી લઈને રવિવારના કાયદા સુધીના ઇતિહાસનું પ્રતિનિધિત્વ કરે છે, નિરર્થક દાવો હતો; કેમ કે બાઇબલના વચનો ક્યારેય ઇતિહાસના આવા લાંબા સમયખંડોને રજૂ કરતા નથી.” અમે ક્યારેય આ વિચાર પર ધ્યાન આપ્યું ન હતું કે એક જ વચનમાં સ્થાન પામી શકે તેવા સમયખંડ પર કોઈ મર્યાદા છે કે નહીં; પરંતુ અમને તરત જ યાદ આવ્યું કે પ્રકાશિતવાક્ય અધ્યાય તેર, વચન અગિયાર, એ જ ઇતિહાસને ઓળખાવે છે, અને તે પણ એક જ વચનમાં. પૃથ્વીના પશુનો ઇતિહાસ 1798માં શરૂ થયો હતો, અને પૃથ્વીનો પશુ અજગરની જેમ બોલે છે તેનું પરિપૂર્ણ થવું ટૂંક સમયમાં આવનારા રવિવારના કાયદામાં થાય છે.
«Y cuando el Papado, despojado de su poder, fue obligado a cesar la persecución, Juan contempló un nuevo poder que surgía para hacerse eco de la voz del dragón y continuar la misma obra cruel y blasfema. Este poder, el último que ha de hacer guerra contra la iglesia y la ley de Dios, fue simbolizado por una bestia con cuernos semejantes a los de un cordero». Signs of the Times, 1 de noviembre de 1899.
اگر کسی بخواهد از نظر فنی سخن بگوید، آیهٔ چهل تاریخ ۱۷۹۸ را در بر میگیرد تا آیهٔ چهلویک، و در آیهٔ چهلویک قانون یکشنبه شناسایی میشود؛ بنابراین، برخلاف آن آیهٔ واحد در مکاشفه باب سیزده، آیهٔ چهل در واقع اندکی کوتاهتر است، زیرا قانون یکشنبه در آیهٔ بعد قرار دارد، در حالی که در مکاشفه باب سیزده، فاصلهٔ ۱۷۹۸ تا قانون یکشنبه در یک آیه آمده است. خواهر وایت به ما اطلاع میدهد که «همان خط نبوتی» که در کتاب دانیال است، در کتاب مکاشفه دنبال میشود، و مکاشفه باب سیزده، آیهٔ یازده، اگر کسی اصل «خط بر خط» را به کار گیرد، بهآسانی درست از فراز آیهٔ چهل عبور میکند.
هنگامی که اصلِ «حکم بر حکم» را بهکار میگیرید، درمییابید که تصویرِ آیهٔ چهل از وحشِ زمینیِ مکاشفهٔ سیزدهم (ایالات متحده)، که در آیهٔ چهل بهوسیلهٔ «ارابهها، کشتیها و سواران» بازنمایی شده است، از وحشی برّهمانند با دو شاخ در سال ۱۷۹۸، در زمانِ قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوع، به وحشی که چون اژدها سخن میگوید تغییر مییابد؛ و نیز اینکه وحشِ برّهمانند دارای دو شاخ است.
آیهٔ چهل همچنین نمایانگر هفتاد سالِ نمادینی است که در آن فاحشهٔ صور به فراموشی سپرده میشود، زیرا هفتاد سالِ نمادین همچون ایامِ یک پادشاه است، و پادشاه همان یک پادشاهی است. بر اساس آیهٔ چهل، و خطِ سیرِ مکاشفهٔ باب سیزدهم، پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدسی که در طیِ هفتاد سالِ نمادینِ اشعیا باب بیستوسه فرمان میراند، همان وحشِ زمین است که دو شاخِ قوت دارد. وحشِ زمین با دو شاخِ قوت آغاز میشود که نمایانگر جمهوریخواهی و پروتستانیسماند؛ اما چون تاریخِ آیهٔ چهل به تحققِ خود در آیهٔ چهلویک نزدیک میشود، آنگاه دو قوتِ نبویِ آن بهعنوان «کشتیها» (قدرت اقتصادی) و «ارابهها و سواران» (توانِ نظامی) شناخته میشوند.
در خلال هفتاد سالِ نمادینِ باب بیستوسومِ اشعیا، فاحشهٔ صور، که در آیهٔ چهل پادشاه شمال است، به فراموشی سپرده میشود. اما سپس در پایانِ هفتاد سالِ نمادین، او بار دیگر با پادشاهان زمین زنا خواهد کرد؛ چنانکه در تاریخی که به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی انجامید چنین شد، هنگامی که همهٔ مورخان تأیید میکنند که رئیسجمهور ریگان اتحادی پنهانی با ضدّمسیحِ نبوت کتابمقدس برقرار کرد تا اتحاد جماهیر شوروی را سرنگون سازد. در دورهٔ منتهی به ۱۹۸۹، ریگان پیشاپیش رابطهای پنهانی و نامشروع با مردِ گناه آغاز کرده بود؛ ازاینرو نوازندگان نبوکدنصر تمرین آن نغمهای را آغاز کردند که فاحشهٔ فراموششده در حال آغازِ سرودنِ آن بود. خدمت جهانیِ بیسابقهٔ ژان پل دوم، در همان تاریخ، آغازِ آن «آواز و رقص» بود که سبب شد «تمام جهان» «در پیِ وحش» به شگفتی افتد.
آیۀ چهل همچنین نمایندۀ تاریخ ادونتیسمِ لائودیکیه است؛ تاریخی که در سال ۱۷۹۸ بهعنوان ساردس آغاز شد. سپس آنان که در ساردس بودند، نوری را که مُهرگشایی شده بود پذیرفتند، و آنگاه جنبش فیلادلفیه از ساردس بیرون آمد. هنگامی که جنبش فیلادلفیه نورِ سال ۱۸۵۶ را رد کرد، آنگاه در سال ۱۸۶۳ از یک جنبش به کلیسای لائودیکیه منتقل شدند. بنابراین، آن کلیسا مقدر است که در آیۀ چهلویکم، که همان قانون یکشنبۀ قریبالوقوع است، از دهان خداوند قی شود. آیۀ چهل نهتنها نمایندۀ تاریخ ایالات متحدۀ آمریکا است، بلکه تاریخ ادونتیسمِ لائودیکیه را نیز نمایندگی میکند.
آدونتیسمِ لااودیکیه برای نقطهٔ اتکاء و قوّت خود، نور الهیِ کلامِ خدا را دریافت کرد؛ و حکومتِ ایالات متحده برای نقطهٔ اتکاء و قوّت خود، نور الهیِ قانون اساسیِ ایالات متحده را دریافت نمود. هر دو بهطور نبوی در سال ۱۷۹۸ همچون شاخها آغاز شدند، و در پایانِ هفتاد سالِ نمادین، شاخِ مرتدِ جمهوریخواه و شاخِ مرتدِ پروتستان با یکدیگر متحد شده، یک شاخ خواهند شد و همچون اژدها سخن خواهند گفت.
چهلُمین آیه، دو شاخ را حکومت و کلیسای برگزیده میداند که نمایانگر دو خط نبوتاند که با هم پیش میروند، زیرا به صورت دو شاخ بر یک وحش ترسیم شدهاند. هر جا که وحش میرود، آن دو شاخ نیز میروند، و این کار را در همان تاریخ نبوی انجام میدهند. شاخ پروتستانتیسم دارای ماهیتی نبویِ دوگانه است که بهوسیلهٔ لائودیکیه و فیلادلفیا نمایانده میشود. شاخ جمهوریخواهی نیز دارای ماهیتی نبویِ دوگانه است که بهوسیلهٔ احزاب سیاسی جمهوریخواه و دموکرات نمایانده میشود. دومین بخش از ماهیت دوگانهٔ هر یک از شاخها، در آخر برمیخیزد و بلندتر برمیآید، مطابق با باب هشتم دانیال.
پس چشمان خود را برافراشتم و نگریستم، و اینک پیشِ رودخانه قوچی ایستاده بود که دو شاخ داشت؛ و آن دو شاخ بلند بودند، اما یکی از دیگری بلندتر بود، و آن بلندتر، آخر برآمد. دانیال ۸:۳.
دوهوێنی تایبەتمەندییەکانی هەر شاخێک لە هێڵی مەسیحدا بە سادووقییەکان و فەریسییەکان وێنەکراون، کە لە شاخی کۆماریخواوازدا هاوتاکێتی دەکات لەگەڵ لیبرالیزم (پشتیوانی لە کۆیلایەتی، دیموکراسی، وۆکیزم و گڵۆبالیسم)، و پارێزگاریخوازی (دژایەتیی کۆیلایەتی، کۆمارێکی دەستووری، نەریتپارێزان، MAGA). دوهوێنی تایبەتمەندییەکانی شاخی پرۆتستانت هاوتاکێتی دەکات لەگەڵ فیلادەلفیا و لاودیکیا. هاوتاکێتییەکی تەواو لەنێوان دابەشبوونی هەردوو شاخەکە بۆ هێمایەکی دوو-لایەنیدا نییە، چونکە نە لیبرالیزمی پێشکەوتوو و نە MAGA-یزمی پارێزگار لە بابەتی یاسای یەکشەممەدا لە لای ڕاست دەردەچن، چونکە فەریسییەکان و سادووقییەکان لەسەر خاچ پێکەوە یەکگرتن؛ بەڵام لە یاسای یەکشەممەی زوو هاتوودا، کە بە خاچ نمونەی پێشوو بۆ درا، لاودیکیا لە دەمی خاوەن پشوو دەکرێت، و شاخی فیلادەلفیایی ئەوسا وەک ئاڵا بەرز دەکرێتەوە. هێشتا سرووشتی دوو-لایەنیی هەردوو شاخەکە بە ناكۆكیی تەلەهۆجیی نێوان فەریسییەکان و سادووقییەکان نیشان دەدرێت، و پەیامبەری بۆ نەتەوەکان (پۆڵس)، لە مێژووی مەسیحدا، پێشتر فەریسییەکی فەریسییان بوو.
منہاجِ بارانِ اخیر، چونکہ «خط بر خط» ہے، جب اس کا اطلاق کیا جاتا ہے تو آیت چالیس میں عظیم نور پیدا کرتا ہے۔ مکاشفہ کے ابواب دو سے اٹھارہ تک سب کے سب آیت چالیس کے ساتھ ہم آہنگ ہیں۔ یسعیاہ باب تئیس میں صور کی فاحشہ کی گواہی بھی اس آیت کے ساتھ مطابقت رکھتی ہے۔ یقیناً اور بھی کئی اقتباسات ہیں جنہیں آیت چالیس پر منطبق کیا جانا ہے، لیکن شاید آیت چالیس کے «خط بر خط» اطلاق میں سب سے زیادہ اہم اطلاق خود آیت چالیس ہی ہے۔
در آیهٔ چهل، هم زمانِ آخر در سال ۱۷۹۸ و هم زمانِ آخر در سال ۱۹۸۹، هر دو بیان شدهاند. این امر دانشجوی نبوت را هدایت میکند تا زمانِ آخرِ سال ۱۷۹۸ را بر زمانِ آخرِ سال ۱۹۸۹ منطبق سازد. هنگامی که این کار انجام شود، تاریخِ آیهٔ چهل دو خط را پدید میآورد که هر یک از سال ۱۷۹۸ آغاز میشوند و تا قانونِ یکشنبهٔ قریبالوقوعِ آیهٔ چهلویک ادامه مییابند. خطی که از ۱۷۹۸ آغاز میشود، پیامِ داخلیِ قومِ ایامِ آخرِ خدا را مشخص میسازد، و خطی که از ۱۹۸۹ آغاز میشود، پیامِ خارجیِ قومِ ایامِ آخرِ خدا را در همان تاریخِ واحد مشخص مینماید. بنابراین، آیهٔ چهل در درون خود دارای آن نمادگراییای است که بهوسیلهٔ همان رابطهٔ نبویِ داخلی و خارجیِ هفت کلیسا و هفت مُهر در کتابِ مکاشفه بازنمایی شده است. و این پدیدهٔ نبوی در یک آیه بازنمایی شده است، آیهای مرکب از پنجاهویک واژه!
میلریها پیام درونی-بیرونیِ هفت کلیسا و هفت مُهر را تشخیص دادند، اما همچنین دریافتند که هفت شیپور نیز سومین خطِ حقیقت را نمایندگی میکند که عنصری از تاریخی بود که بهوسیلهٔ هفت کلیسا و هفت مُهر بازنمایی شده است. شیپورها، چنانکه میلر بیان میکند، «داوریهای خاص» بودند که بر روم وارد آمدند. میلریها فهمیدند که داوریهای خدا که بهوسیلهٔ هفت شیپور بازنمایی شدهاند، با تاریخ هفت کلیسا و تاریخِ موازیِ هفت مُهر مرتبط بودند.
آیهٔ چهل، تاریخ یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ را دربر میگیرد، و بنابراین در آیهٔ چهل، خطّ نبویِ هفت کرنا نیز همسو میشود. فرشتهٔ نخست در سال ۱۷۹۸ آمد تا گشایش داوری را در ۱۸۴۴ اعلام کند. آن داوری به داوریِ تحقیقی و داوریِ اجرایی تقسیم میشود. تاریخِ آیهٔ چهل، تاریخِ داوریِ تحقیقی است، و تاریخِ از آیهٔ چهلویک به بعد، تا هنگامی که میکائیل برخیزد و هفت بلای آخر ریخته شود، تاریخِ داوریِ اجرایی است.
حکمِ اجرائی اُس وقت شروع ہوتا ہے جب ریاستہائے متحدہ اژدہا کی مانند بولتا ہے۔
«شاخهای برّهمانند و صدای اژدهاگونِ این نماد، بر تضادی چشمگیر میان اظهارها و عملکردِ ملتی که بدینسان نمایانده شده است دلالت دارد. “سخن گفتن” این ملت، همان عملِ مقامات قانونگذاری و قضایی آن است. بهواسطهٔ چنین عملی، این ملت نادرستیِ آن اصولِ آزادمنشانه و صلحجویانهای را که بهعنوان بنیاد سیاست خود عرضه کرده است، آشکار خواهد ساخت. این پیشگویی که او “مانند اژدها” سخن خواهد گفت و “تمام قدرتِ وحشِ اول” را بهکار خواهد بست، بهروشنی از رشدِ همان روحِ عدمِ مدارا و آزار و جفایی خبر میدهد که در ملتهای نمایاندهشده بهوسیلهٔ اژدها و وحشِ پلنگمانند ظاهر شده بود. و این بیان که وحشِ دوشاخ “زمین و ساکنان آن را وامیدارد که وحشِ اول را پرستش کنند” نشان میدهد که اقتدارِ این ملت در الزامِ نوعی مراسم یا رعایتِ دینی به کار گرفته خواهد شد که عملی از ادای احترام به پاپیّت خواهد بود.» نبرد عظیم، 443.
هنگامی که ایالات متحده «سخن میگوید» و قانون یکشنبهایِ بهزودیآمدنی را به اجرا درمیآورد، «صدای دومِ» باب هجدهمِ مکاشفه نیز «سخن میگوید» و مردان و زنان را از بابل فرا میخواند.
اور میں نے آسمان سے ایک اور آواز سنی جو کہہ رہی تھی، اے میرے لوگو، اس میں سے نکل آؤ، تاکہ تم اُس کے گناہوں میں شریک نہ ہو، اور اُس کی آفتوں میں سے کچھ نہ پاؤ۔ کیونکہ اُس کے گناہ آسمان تک پہنچ گئے ہیں، اور خدا نے اُس کی بدکرداریوں کو یاد کیا ہے۔ جیسا اُس نے بدلہ دیا ویسا ہی اُسے بدلہ دو، اور اُس کے کاموں کے مطابق اُسے دُونا دُونا چکاؤ؛ جس پیالہ میں اُس نے بھرا ہے اُسی میں اُس کے لیے دُونا بھر دو۔ مکاشفہ 18:4–6۔
در آیه چهل و یک، هنگامی که ایالات متحده سخن میگوید، آنان که هنوز در محیط سهگانهٔ بابلِ مدرن هستند، زمانی فراخوانده میشوند که «صدای دوم» در باب هجدهمِ مکاشفه سخن میگوید. کسانی که آنگاه فراخوانده میشوند، در آیه چهل و یک بهصورت «ادوم و موآب و سران بنیعمون» نمود یافتهاند. در این آیه، آنان که در نماد سهگانهٔ بابلِ مدرن نمایانده شدهاند، از دست پادشاه شمال (پاپیت) میگریزند. واژهٔ عبریِ «گریختن» به معنای رهایی یافتن از راه لغزندگی است، و معنای ذاتی آن این است که این رهایی از چیزی تحقق مییابد که پیش از این گریز، کسانی را که میگریزند در اسارت نگاه داشته بود.
او نیز به سرزمین جلال داخل خواهد شد، و بسیاری [از کشورها] سرنگون خواهند شد؛ اما اینان از دست او خواهند رست: یعنی ادوم، و موآب، و برگزیدگانِ بنیعمون. او دست خود را نیز بر کشورها دراز خواهد کرد؛ و سرزمین مصر نخواهد رست. دانیال ۱۱:۴۱، ۴۲.
در آیهٔ چهلودو، پاپیّت (پادشاه شمال) سومین مانع جغرافیایی خود را هنگامی مغلوب میسازد که مصر را، که نمادی از سازمان ملل متحد است، تصرف میکند؛ چنانکه این امر بهواسطهٔ سالروز تولد هیرودیس نمونهوار گردیده است، آنگاه که او در برابر رقص فریبندهٔ سالومه (ایالات متحده)، دختر هیرودیا (پاپیّت)، تسلیم میشود. این، زمانی را مشخص میسازد که سازمان ملل متحد («ده پادشاه»ِ مکاشفهٔ هفده) موافقت میکند که پادشاهی خود را برای یک ساعت به وحش بسپارد. آن یک ساعت، همان ساعتِ «زلزلهٔ عظیم» در مکاشفهٔ یازده است، و همان «ساعت»ی که فاحشهٔ بابل در آن داوری میشود. در آیهٔ چهلودو، مصر (سازمان ملل متحد) «رهایی نخواهد یافت.»
واژهٔ عبری که در آیهٔ چهلودو به «رهایی» ترجمه شده است، با واژهٔ عبریِ آیهٔ چهلویک متفاوت است. در آیهٔ چهلودو، واژهٔ «رهایی» به معنای «نیافتنِ هیچ خلاصی» است؛ اما آیهٔ چهلویک مشخص میسازد که چگونه کسانی که پیش از قانون یکشنبهایِ بهزودی در شرف وقوع، با پاپیّت همدست بودهاند، سپس گویی به لغزندگی میگریزند. پیش از فرارسیدنِ ساعتِ بحرانِ قانون یکشنبه، آنان که در مشارکتِ بابِلِ مدرن هستند، این اندیشهٔ شیطانی را پذیرفته بودهاند که یکشنبه روزِ عبادتِ خداست. هنگامی که نشانِ وحش تحمیل شود، شخص یا میتواند آن را به هر دلیلی بپذیرد، یا در حقیقت باور داشته باشد که چنین است. باور داشتنِ آن، به معنای دریافتِ نشان بر پیشانی است، و صرفاً پذیرفتنِ آن، به معنای دریافتِ نشان در دست است.
کسانی که در هنگام قانون یکشنبه از دست پاپیّت میگریزند، همان هنگام که ایالات متحده و سازمان ملل متحد با فاحشهٔ روم، قدرت پاپی، پادشاه شمال، دست اتحاد میدهند، آن اندیشهٔ شیطانی را که روز عبادت خدا روز خورشید است، رد میکنند.
«پروتستانهای ایالات متحده پیشگام خواهند بود در آنکه دستهای خود را از فراز این شکاف دراز کنند تا دستِ روحگرایی را بفشارند؛ آنان از فراز این ورطه دست خواهند برد تا با قدرتِ روم دست در دست شوند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، این کشور در پای جای روم گام خواهد نهاد، در حالی که حقوق وجدان را پایمال میکند.» نبرد عظیم، ۵۸۸.
مهم است که در ادامهٔ بررسیهای خود دربارهٔ آیهٔ چهل، زمانی را صرف کنیم تا ساختار شش آیهٔ پایانی دانیال یازده را تبیین نماییم. پادشاه شمال، که رومِ مدرن است، برای آنکه بر تختِ زمین استقرار یابد، بر سه مانع جغرافیایی غلبه میکند. رومِ بتپرست سه مانع جغرافیایی را مغلوب ساخت، همانگونه که رومِ پاپی نیز چنین کرد؛ بنابراین رومِ مدرن در آیهٔ چهل بر پادشاه جنوب (اتحاد جماهیر شوروی سابق) غلبه میکند، سپس در آیهٔ چهلویک بر سرزمینِ جلال (ایالات متحده) چیره میشود، و آنگاه در آیات چهلودو و چهلوسه مصر (سازمان ملل متحد) را نیز فتح میکند.
اما همانگونه که نقلقول پیشین از خواهر وایت نشان میدهد، ایالات متحده همزمان با پاپیّت و سازمان ملل متحد دست اتحاد میدهد. اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کذّاب در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد تحقق مییابد، هرچند دانیال باب یازدهم، آیات چهلویک تا چهلوسه، این غلبههای همزمان را بهصورت پیدرپی مشخص میسازد. توالیای که به تصویر کشیده شده است، نمایانگر جریان رویدادهاست، اما همهٔ آنها در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد به انجام میرسند.
در آن هنگام، «صدای دومِ» مکاشفهٔ هجده «سخن میگوید»، درست همانجا که ایالات متحده «سخن میگوید». خدا در همانجا و همانزمان سخن میگوید که شیطان سخن میگوید. در آیهٔ چهلوچهار، خبرهایی از مشرق و شمال پادشاهِ شمال را مضطرب میسازد و آخرین حمام خونِ پاپی آغاز میشود. آیهٔ چهلوچهار، همچون آیات چهلودو و چهلوسه، از آیهٔ چهلویک آغاز میشود؛ زمانی که فرشتهٔ نیرومندِ مکاشفهٔ هجده فراخوان خود را آغاز میکند تا گلهٔ دیگرِ او از بابل بیرون آیند.
پیامی که او عرضه میکند، همان پیامی است که اسلامِ وایِ سوم را بهعنوان ابزار داوریِ او و مجازاتِ فاحشهٔ بابل معرفی مینماید. اسلام بهصورت «اخبارِ مشرق» بازنمایی شده است، و پاپیّت (پادشاهِ شمالِ جعلی) «اخبارِ شمال» است. دانیال باب یازدهم، آیهٔ چهل، داوریِ تحقیقی را مشخص میسازد، و آیات چهلویک تا چهلوپنج، داوریِ اجرایی را مشخص مینماید.
ما در مقالۀ بعدی به بررسی آیۀ چهلم از دانیال یازدهم ادامه خواهیم داد.
«در یک occasion، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در season شب فراخوانده شدم تا ساختمانهایی را ببینم که طبقه بر طبقه به سوی آسمان سر برمیآوردند. تضمین شده بود که این ساختمانها ضد حریق باشند، و آنها را برای جلال بخشیدن به مالکان و سازندگانشان برپا کرده بودند. این ساختمانها هرچه بیشتر و بیشتر اوج میگرفتند، و در آنها گرانبهاترین مصالح به کار رفته بود. کسانی که این ساختمانها از آنِ ایشان بود، از خود نمیپرسیدند: «چگونه میتوانیم خدا را به بهترین وجه جلال دهیم؟» خداوند در اندیشههای آنان نبود.»
«با خود اندیشیدم: “آه، کاش آنان که بدینسان داراییهای خود را به کار میگیرند، میتوانستند مسیر خویش را آنگونه که خدا آن را میبیند، ببینند! آنان بناهای باشکوه برپا میکنند، اما برنامهریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای عالم چهقدر احمقانه است. آنان با تمامی قوای دل و ذهن نمیکوشند تا دریابند چگونه میتوانند خدا را جلال دهند. آنان این امر را، که نخستین وظیفه انسان است، از نظر دور داشتهاند.”»
"جب یہ بلند و بالا عمارتیں تعمیر ہوئیں تو ان کے مالک جاہ طلبانہ تکبّر کے ساتھ خوشی منانے لگے کہ ان کے پاس اتنا مال ہے کہ وہ اپنی خواہشِ نفس کی تسکین کریں اور اپنے ہمسایوں کے حسد کو بھڑکائیں۔ اس مال کا بڑا حصہ، جسے انہوں نے اس طرح صرف کیا، ظلم و جبر سے، غریبوں کو پیس کر حاصل کیا گیا تھا۔ وہ بھول گئے کہ آسمان میں ہر کاروباری لین دین کا حساب رکھا جاتا ہے؛ ہر ناجائز معاملہ، ہر فریب پر مبنی فعل وہاں درج ہے۔ وہ وقت آ رہا ہے جب انسان اپنے فریب اور گستاخی میں اس حد تک پہنچ جائیں گے کہ خداوند انہیں اس سے آگے بڑھنے نہ دے گا، اور وہ جان لیں گے کہ یہوواہ کی تحمل کی بھی ایک حد ہے۔"
«صحنهای که سپس در برابر من گذشت، هشدارِ آتشی بود. مردان به ساختمانهای بلند و بهگمانِ خود نسوز نگریستند و گفتند: “آنها کاملاً ایمناند.” اما این ساختمانها چنان سوختند که گویی از قیر ساخته شده بودند. ماشینهای آتشنشانی هیچ کاری برای جلوگیری از ویرانی نمیتوانستند انجام دهند. آتشنشانان قادر به بهکار انداختن ماشینها نبودند.»
“مجھے ہدایت دی گئی ہے کہ جب خداوند کا وقت آ پہنچے، اگر متکبر اور جاہ طلب انسانوں کے دلوں میں کوئی تبدیلی واقع نہ ہوئی ہو، تو لوگ یہ پائیں گے کہ وہی ہاتھ جو بچانے میں قوی تھا، ہلاک کرنے میں بھی قوی ہوگا۔ کوئی زمینی قدرت خدا کے ہاتھ کو روک نہیں سکتی۔ عمارتوں کی تعمیر میں ایسا کوئی مواد استعمال نہیں کیا جا سکتا جو خدا کے مقررہ وقت کے آنے پر، جب وہ انسانوں کو اُس کی شریعت سے اُن کی بے پروائی اور اُن کی خود غرضانہ جاہ طلبی کے سبب سزا دینے کے لیے انتقام بھیجے، اُنہیں تباہی سے محفوظ رکھ سکے۔”
«بسیاری نیستند، حتی در میان مربیان و رجال دولت، که علل نهفته در پسِ وضع کنونی جامعه را دریابند. آنان که زمام حکومت را در دست دارند، قادر نیستند مسئلهٔ فساد اخلاقی، فقر، بینوایی، و افزایش جرم را حل کنند. ایشان بیهوده میکوشند تا فعالیتهای بازرگانی را بر پایهای استوارتر قرار دهند. اگر انسانها به تعلیم کلام خدا توجه بیشتری میکردند، برای مسائلی که آنان را سرگشته میسازد، راهحلی مییافتند.»
کتابِ مقدّس مسیح کی دوسری آمد سے ذرا پہلے دنیا کی حالت کو بیان کرتا ہے۔ ان لوگوں کے بارے میں جو لوٹ مار اور ظلم کے ذریعے بڑی دولت جمع کر رہے ہیں، یوں لکھا ہے: “تم نے آخری دنوں کے لیے خزانہ جمع کر رکھا ہے۔ دیکھو، مزدوروں کی وہ مزدوری جنہوں نے تمہارے کھیت کاٹے، جسے تم نے فریب سے روک رکھا ہے، فریاد کرتی ہے؛ اور کاٹنے والوں کی فریاد ربُّ الجنود کے کانوں تک پہنچ گئی ہے۔ تم زمین پر عیش و عشرت میں رہے ہو اور شہوت پرستی کی ہے؛ تم نے اپنے دلوں کو اُس طرح پالا پوسا ہے جیسے ذبح کے دن۔ تم نے راست باز کو مجرم ٹھہرایا اور قتل کیا؛ اور وہ تمہاری مزاحمت نہیں کرتا۔” یعقوب 5:3–6۔
«اما چه کسی هشدارهایی را که نشانههای زمان، که بهسرعت در حال تحققاند، میدهند میخواند؟ این هشدارها چه تأثیری بر دنیازدگان میگذارند؟ چه تغییری در نگرش ایشان دیده میشود؟ هیچ بیش از آنچه در نگرش ساکنان جهانِ نوحی دیده شد. غرق در کسبوکار و خوشیهای دنیوی، مردمانِ پیش از طوفان «ندانستند تا طوفان آمد و همه ایشان را با خود برد.» متی 24:39. ایشان هشدارهایی از جانب آسمان داشتند، اما از گوش فرادادن سر باز زدند. و امروز نیز جهان، در حالی که بهکلی نسبت به ندای هشداردهندهٔ خدا بیاعتناست، با شتاب بهسوی هلاکت ابدی پیش میرود.»
«دنیا با روحِ جنگ به تلاطم درآمده است. نبوتِ بابِ یازدهمِ دانیال نزدیک است که بهطور کامل به انجام رسد. بهزودی صحنههای آشوبی که در نبوتها از آنها سخن گفته شده است، واقع خواهند شد.»
شهادتها برای کلیسا، جلد نهم، صفحه یازده.