ما وقت می‌گذاریم تا ساختار فصل یازدهم دانیال را، در حالی که به آیهٔ چهل می‌پردازیم، بیان کنیم. آیهٔ چهل، به این معنای نبوی، همتای آیهٔ چهاردهمِ فصل هشتم دانیال است: همان‌گونه که نوری که مسیح، به‌عنوان شیرِ سبطِ یهودا، در سال ۱۷۹۸ مُهر آن را گشود، بر دانیال ۸:۱۴ مبتنی بود، به همان‌سان نوری که او در سال ۱۹۸۹ مُهر آن را گشود، بر آیهٔ چهل مبتنی بود.

چنان‌که در مقاله‌ای پیشین بدان اشاره کردیم، هرچند عملاً به آن نپرداختیم، هنگام به‌کارگیری روش‌شناسی بارانِ آخرِ «حکم بر حکم»، آیهٔ چهل دو خطِ متمایز را مطرح می‌سازد، زیرا زمانِ آخر را هم برای جنبشِ فرشتهٔ اوّل و هم برای جنبشِ فرشتهٔ سوّم دربر دارد.

وقتی زمانِ آخرِ آیهٔ چهل را در سال ۱۷۹۸، و زمانِ آخرِ آن را در سال ۱۹۸۹، در کنار هم قرار می‌دهیم، درمی‌یابیم که دانیال باب هشت، آیهٔ چهارده، با دانیال باب یازده، آیهٔ چهل، هم‌راستا است، زیرا هر دو معرف آن دانشی هستند که در تاریخِ نبویِ سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده مُهرگشایی می‌شود. همچنین این دو از این جهت به یکدیگر مرتبط‌اند که آیهٔ چهارده رؤیای «mareh» از «ظهور» ناگهانیِ مسیح به هیکل است، و آیهٔ چهل رؤیای «chazon» از دو هزار و پانصد و بیست سالِ تاریخِ نبوی. یکی نقطه‌ای در زمان است، و دیگری دوره‌ای از زمان.

یکی نمایانگرِ احیا و تطهیرِ هیکل است، و دیگری نمایانگرِ ویرانی و پایمال شدنِ هیکل. یکی نمایانگرِ دو هزار و سیصد سال است، و دیگری نمایانگرِ دو هزار و پانصد و بیست سال. یکی به‌وسیلهٔ نهرِ اولای نمایش داده شده است، و دیگری به‌وسیلهٔ نهرِ حدّاقل. یکی نمایانگرِ انسانیت است، و دیگری نمایانگرِ الوهیت. اگر آیهٔ چهل در پیوند با آیهٔ چهارده به‌درستی فهمیده شود، به‌طرزی شگفت‌انگیز عمیق است. 1798 نمایانگرِ کارِ الوهیت است، و 1989 نمایانگرِ طغیانِ انسانیت.

ما در مقالۀ پیشین تشخیص دادیم که توصیفِ غلبۀ پادشاهِ شمال بر سه مانع، به‌گونه‌ای متوالی ترسیم شده است؛ اما کاربرد واقعیِ رویدادهای به‌تصویرکشیده‌شده باید با دقت اعمال گردد، زیرا آیات چهل‌ودو تا چهل‌وچهار، در واقع با آیۀ چهل‌ویک هم‌راستا هستند، که همان قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی در ایالات متحدۀ آمریکا خواهد آمد. در همان‌جاست که اتحاد سه‌گانه تحقق می‌یابد، و همان‌جا نیز پیامِ فریادِ بلندِ «شرق» و «شمال» آغاز می‌شود.

در دانیال یازده، دانشجویان ادونتیست در طی سال‌ها دریافته‌اند که دانیال در ترسیم‌های خود از روم، از شیوه‌ای مشخص بهره می‌گیرد. اوریا اسمیت در کتاب Daniel and Revelation به این نکته اشاره می‌کند. دانیال نخست نشان می‌دهد که روم چگونه زمام جهان را به دست می‌گیرد، و سپس در آیات بعدی به آغاز آن تاریخ بازمی‌گردد، تسخیر سیاسی را مشخص می‌سازد، و بیان می‌کند که روم در همان تاریخ، با قوم خدا چگونه تعامل می‌کند. سپس سرانجام نشان می‌دهد که روم چگونه به پایان خود می‌رسد. اصلی که دانیال به کار می‌برد، «تکرار و بسط» نامیده می‌شود.

এই তিন-ধাপের কৌশলটি চল্লিশ থেকে পঁয়তাল্লিশ পদে চিহ্নিত করা হয়েছে। চল্লিশ থেকে তেতাল্লিশ পদে আধুনিক রোম সমগ্র পৃথিবীকে অধিকার করার এই তিন-ধাপের প্রক্রিয়াটি শনাক্ত করা হয়েছে; তারপর চুয়াল্লিশ পদে দানিয়েল একচল্লিশ পদের প্রসঙ্গে ফিরে যান, যখন সেই “সংবাদ” তখন এক লক্ষ চুয়াল্লিশ হাজারের পতাকার দ্বারা ঘোষণা করা হয়, এবং যখন পোপতন্ত্র তখন বহুজনকে বিনষ্ট ও সম্পূর্ণরূপে ধ্বংস করার জন্য মহা ক্রোধে অগ্রসর হয়। তারপর পঁয়তাল্লিশ পদে, এবং দ্বাদশ অধ্যায়ের এক পদে, মানবীয় অনুগ্রহকাল সমাপ্ত হওয়ার সময়, সমুদ্রসমূহের মধ্যে ও মহিমান্বিত পবিত্র পর্বতের নিকটে, পোপতন্ত্র এমন পরিণতিতে উপনীত হয় যে তাকে সাহায্য করার কেউ থাকে না।

در آیهٔ سیِ دانیال یازده، آغاز تاریخی را می‌یابیم که خواهر وایت آن را کلمه‌به‌کلمه تا آیهٔ سی‌وشش نقل می‌کند، و سپس می‌نویسد: «صحنه‌هایی مشابه آنچه در این آیات توصیف شده است، رخ خواهد داد.» آیات سی و سی‌ویک به‌ترتیب، گذار تاریخی از رومِ بت‌پرست به رومِ پاپی را به‌عنوان پادشاهی‌های چهارم و پنجمِ نبوتِ کتاب‌مقدس مشخص می‌کنند. آیهٔ سی‌ویک تاریخی را توصیف می‌کند که نشان می‌دهد چگونه رومِ پاپی در سال ۵۳۸ بر تختِ زمین نشانده شد.

در آیهٔ سی و یکم، نخستین چیزی که شناسایی می‌شود زمانی است که کلوویس، پادشاه فرانک‌ها (فرانسهٔ امروزی)، در سال ۴۹۶ به حمایت از پاپیّت برخاست. سپس کلوویس از بت‌پرستی آشکار به بت‌پرستی پنهانِ کاتولیسیزم (دین همسرش کلوتیلدا)改گرایید. آنگاه تخت پادشاهی خود را وقف برکشیدن پاپیّت به تختِ زمین کرد. در آن آیه، کلوویس به «بازوان» تمثیل شده بود، زیرا او بازوی قدرت نظامی و بازوی توان مالی خویش را به کاری که آنگاه بر عهده گرفت، تخصیص داد.

کار آغازینِ کلوویس نمایانگرِ کارِ همهٔ پادشاهانِ اروپایِ پیش‌تر بت‌پرست بود که مقدر بودند، با گشوده شدنِ تاریخ، گونه‌گون پشتوانه‌ها را برای فاحشهٔ روم فراهم آورند. کلوویس، و پس از آن فرانسه، از سویِ کلیسایِ کاتولیک به لقبِ «نخست‌زادهٔ کلیسایِ کاتولیک» و نیز «بزرگ‌ترین دخترِ کلیسایِ کاتولیک» مسح شد. او نمادِ نخستینِ پادشاهی از میانِ پادشاهانِ بسیاری بود که با فاحشهٔ صور زنا کردند.

در این معنای نبوی، کلوویس به‌وسیلهٔ اخاب نمود یافته بود؛ همان که او نیز با ایزابل زنا کرده بود (که در کتاب مکاشفه نماد کلیسای کاتولیک است)، و نیز پادشاه برترِ ده سبط بود؛ چنان‌که کلوویس نیز به نماد برترِ ده شاخِ (نگاه کنید به دانیال، فصل هفتمِ) رومِ بت‌پرست بدل شد. آن پادشاهانِ اروپا سرانجام فاحشهٔ بابل را بر تختِ زمین برقرار خواهند ساخت. از این حیث، اخاب و کلوویس هر دو نمایانگرِ ایالات متحده هستند که در ایام آخر با پاپیّت زنا می‌کند.

رونالد ریگن زنا را آغاز کرد، و این آخرین رئیس‌جمهور خواهد بود که آن نه پادشاه دیگرِ سازمان ملل را نیز وادار می‌کند همان عمل را مرتکب شوند. ریگن در زمان پایان، در سال ۱۹۸۹، رئیس‌جمهور بود؛ ازاین‌رو، از لحاظ نبوی، او باید نمایندهٔ آخرین رئیس‌جمهور در تاریخ باشد که در زمان او آن نه پادشاه دیگر همان عمل را به انجام می‌رسانند، زیرا عیسی همواره پایانِ یک چیز را با آغازِ یک چیز به تصویر می‌کشد. ریگن شخصیتی رسانه‌ای، ثروتمند و نامدار بود که به سبب شیوهٔ گفتار خاصِ خود بسیار شناخته می‌شد؛ او در آغاز در حزب دموکرات بود، اما سرانجام به حزب جمهوری‌خواه پیوست.

در آیهٔ سی‌ویکم، بازوانی که نمایانگر پاپیّت بودند، مَقدِسِ قوّت را نجس می‌ساختند. از دیدگاه نبوی، مَقدِسِ قوّت برای هم رومِ بت‌پرست و هم رومِ پاپی، شهرِ روم بود. این بر این واقعیت مبتنی است که هر دو روم برای دوره‌ای معیّن از شهرِ روم فرمان راندند، و هنگامی که از شهرِ روم حکومت می‌کردند، عملاً شکست‌ناپذیر بودند.

رومِ بت‌پرست فرمانروایی سیصد و شصت‌سالهٔ خود را در نبرد آکتیوم، در سال ۳۱ پیش از میلاد، آغاز کرد. دانیال فصل یازدهم، آیهٔ بیست‌وچهار، مشخص می‌سازد که ایشان نیرنگ‌های خود را از دژ خویش، یعنی شهر روم، برای «یک زمان» پیش‌بینی می‌کردند. یک «زمان» نبوی عبارت است از سیصد و شصت سال، و سیصد و شصت سال پس از نبرد آکتیوم، جایی که آنتونی و کلئوپاترا شکست خوردند، کنستانتین از شهر روم به شهر قسطنطنیه کوچ کرد و دوران شکست‌ناپذیری رومِ بت‌پرست به پایان رسید.

جب پوپائی روم کے لیے تیسری جغرافیائی رکاوٹ (گاتھ) سنہ 538 میں شہرِ روم سے نکال دی گئی، تو پوپائی روم کی برتری پر مبنی بارہ سو ساٹھ سالہ حکمرانی شروع ہوئی اور 1798 تک جاری رہی، جب پوپ کو شہرِ روم سے ہٹا دیا گیا، یوں پوپائی حیوان کو وہ پیشین گوئی کے مطابق مہلک زخم پہنچا؛ اور اگلے ہی سال، 1799 میں، وہی پوپ (وہ عورت جو حیوان پر سوار تھی) اسیری میں مر گیا۔

بازوها (کلوویس) که نمایندۀ پاپیّت بودند، می‌بایست مقدّسِ حصن را آلوده سازند، و کنستانتین آن کار را با این‌که از دیدگاه فلسفی شهر را شهری فروتر از قسطنطنیه معرّفی کرد آغاز نمود، و از آن نقطه به بعد، جنگِ آن تاریخ که به‌دست دشمنان روم به پیش برده می‌شد، همواره بر حمله به شهر روم متمرکز بود، و تا سال 476، دیگر هرگز هیچ بازماندۀ واقعیِ رومی در آن شهر فرمانروایی نکرد، تا سال 538 که آن شهر برای رومِ پاپی مقدّسِ حصن گردید.

ایهاب، کلوویس و فرانسه، نمونهٔ ایالات متحده هستند، و مَقدِسِ قوّتِ ایالات متحده، قانون اساسیِ ایالات متحده است. آن سند، سندی الهی است و نشانه‌ای در تاریخ نبوی به‌شمار می‌آید. از زمانی که رونالد ریگان در تاریخی که به سال 1989 منتهی شد، از پاپیّت حمایت کرد، قانون اساسی پیوسته تحت حمله‌ای مداوم و فزاینده بوده است؛ همان‌گونه که مَقدِسِ قوّت در اضمحلال و سقوطِ رومِ بت‌پرست چنین بود. هنگامی که قانون یکشنبه که به‌زودی در ایالات متحده خواهد آمد، به اجرا گذاشته شود، قانون اساسی به‌طور کامل سرنگون خواهد شد. از زمان ریگان تا آن قانون یکشنبه، تاریخِ سال‌های 330 تا 538 تکرار می‌شود. در سال 538، پاپیّت بر تخت نشانده شد، و بدین‌سان، شفای زخمِ مهلکِ آن در آن قانون یکشنبه را به‌صورت نمادین مجسم می‌سازد.

دوره‌ای از زمان رونالد ریگان تا قانون یکشنبه، دوره‌ای نبوی است که به‌طور مشخص به‌وسیلهٔ کلام نبوی خدا معیّن شده است. «بازوان» که به‌وسیلهٔ کلوویس نمایانده شده‌اند، همچنین می‌بایست «قربانی دائمی» را از پادشاهیِ پیش‌تر بت‌پرستِ امپراتوری روم برمی‌داشتند. دینِ امپراتوری از همان آغاز یکسره بت‌پرستانه بود، و کلوویس کارِ جایگزین ساختنِ دینِ بت‌پرستیِ آشکار را با دینِ کاتولیکی آغاز کرد، که چیزی جز بت‌پرستیِ در پرده نیست.

ایالات متحده هنگامی که در قانون یکشنبه‌ایِ به‌زودی‌آمدنی، نشان اقتدار پاپی را به اجرا درمی‌آورد، دین پروتستانتیسم را به‌طور کامل کنار می‌نهد؛ زیرا تنها تعریف واژهٔ «پروتستان» این است که به روم اعتراض کند. اگر نشان اقتدار روم را بپذیرید، دیگر به روم اعتراض نمی‌کنید. در کتاب عاموس، باب سه، آیهٔ سه، عاموس این پرسش بلاغی را مطرح می‌کند: «آیا دو نفر می‌توانند با هم راه بروند، مگر آنکه هم‌رأی باشند؟»

«در جنبش‌هایی که اکنون در ایالات متحده در جریان است تا برای نهادها و رسوم کلیسا پشتیبانی دولت را فراهم سازد، پروتستان‌ها در پیِ گام‌های پاپ‌گرایان می‌روند. بلکه بیش از آن، آنان در را می‌گشایند تا پاپیّت در آمریکای پروتستان آن برتری‌ای را که در دنیای کهن از دست داده است، باز یابد.» نزاع عظیم، 573.

جب سنہ 508 میں بت‌پرستی کے مذہب کو سلطنت کے سرکاری مذہب کے طور پر ہٹا دیا گیا، تو یہ اس بات کی تمثیل تھی کہ وہ روک، جس کا ذکر پولس نے دوم تھیسلنیکیوں کے باب دو میں کیا ہے، ریاستہائے متحدہ میں عنقریب آنے والے اتوار کے قانون کے وقت مردِ گناہ کے ظاہر ہونے سے پیشتر ہٹا دی گئی تھی۔ کھلے عام بت‌پرستانہ مذہب کی محکومی، جو کیتھولکیت کے پوشیدہ بت‌پرستانہ مذہب میں منتقل ہوئی، فوراً واقع نہ ہوئی؛ اور تاریخ میں اس کا آغاز سنہ 496 میں کلووس کے کیتھولک مذہب قبول کرنے سے نشان زد ہے، اور سنہ 508 تک یہ پوری طرح انجام کو پہنچا۔

پس، از سال‌های ریگان، از 1989 آغاز شده، تا قانون یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد، پروتستانتیسمِ اصیل در ایالات متحده به‌طور کامل مهار خواهد شد. در آن زمان، قانون اساسی، «ملجأ قوّت» برای ایالات متحده، واژگون خواهد شد، و کارِ چهارمِ «بازوانِ» آیهٔ سی‌ویکم به انجام خواهد رسید، زیرا «بازوان» آنگاه پاپیّت را، چنان‌که در سال 538 واقع شد، بر تختِ زمین خواهند نشاند.

هنگامی که پاپیّت در سال ۵۳۸ بر تخت نشست، روایت در دانیال از توصیف این‌که پاپیّت چگونه جهان را به تصرف خود درآورد، به موضوع این‌که پاپیّت در آن تاریخ چگونه قوم خدا را مورد آزار و جفا قرار داد، تغییر جهت می‌دهد. در آیهٔ چهاردهم از باب دهم دانیال، جبرئیل به دانیال اعلام کرده بود که مقصود از رؤیایی که در شرف ارائهٔ آن بود، این است که نشان دهد «در ایّام آخر چه بر قوم خدا واقع خواهد شد.»

اکنون آمده‌ام تا تو را از آنچه در ایّام آخر بر قوم تو واقع خواهد شد آگاه سازم؛ زیرا این رؤیا هنوز برای روزهای بسیار است. دانیال ۱۰:۱۴

آیات سی‌ودو تا سی‌وشش همان آیاتی هستند که خواهر وایت به‌طور مستقیم می‌گوید تکرار خواهند شد، و این آیات آزار و جفای دوران حکومت هزار و دویست و شصت‌سالهٔ پاپیّت را توصیف می‌کنند؛ از زمانی که در سال 538 بر تخت نشانده شد، تا هنگامی که در سال 1798 زخمِ مهلک خود را دریافت کرد.

और जो वाचा के विरुद्ध दुष्टता करेंगे, उन्हें वह चिकनी-चुपड़ी बातों से भ्रष्ट करेगा; परन्तु जो लोग अपने परमेश्वर को जानते हैं वे दृढ़ रहेंगे और पराक्रम करेंगे। और प्रजा में से जो समझदार हैं वे बहुतों को शिक्षा देंगे; तौभी वे बहुत दिनों तक तलवार, और आग, और बंधुआई, और लूट के द्वारा गिरते रहेंगे। और जब वे गिरेंगे, तब उन्हें थोड़ी-सी सहायता मिलेगी; परन्तु बहुत-से लोग चिकनी-चुपड़ी बातों के साथ उनसे मिल जाएंगे। और समझदारों में से कितने ही गिरेंगे, ताकि वे जांचे जाएं, और शुद्ध किए जाएं, और उजले किए जाएं, अन्त समय तक; क्योंकि यह अभी नियत समय के लिए ठहरा हुआ है। और वह राजा अपनी इच्छा के अनुसार करेगा; और वह अपने आप को बढ़ाएगा, और हर एक देवता से अपने आप को बड़ा ठहराएगा, और देवताओं के परमेश्वर के विरुद्ध अद्भुत बातें बोलेगा, और जब तक क्रोध की अवधि पूरी न हो जाए तब तक सफल रहेगा; क्योंकि जो ठाना गया है वही पूरा होगा। दानिय्येल 11:32–36।

این آیات، جفای دوران قرون تاریک را توصیف می‌کنند، و سپس آیهٔ سی‌وشش مشخص می‌سازد که پاپیّت تا زمانی کامیاب خواهد شد که نخستین غضب خدا بر ضد پادشاهی شمالیِ اسرائیل در سال 1798 به انجام برسد. دانیال نخست نشان داد که چگونه پاپیّت بر تخت زمین نشانده شد، سپس چگونه پاپیّت با قوم خدا تعامل کرد، و آنگاه سقوط نهایی پاپیّت را بیان نمود. آیات چهل تا چهل‌وسه از دانیال یازده مشخص می‌سازند که چگونه پاپیّت زمام جهان را به دست می‌گیرد؛ سپس آیهٔ چهل‌وچهار مشخص می‌سازد که چگونه او قوم خدا را در ایام آخر آزار می‌رساند؛ و آنگاه آیهٔ چهل‌وپنج مشخص می‌سازد که چگونه او به فرجام نهایی خود می‌رسد، بی‌آنکه کسی یاری‌اش کند.

واژهٔ عبریِ «حقیقت» به‌وسیلهٔ آن زبان‌دانِ شگفت‌انگیز بدین‌گونه پدید آمد که نخستین، سیزدهمین و آخرین حرفِ الفبای عبری را در کنار هم نهاد تا واژهٔ «حقیقت» را بسازد. سیزده نمادِ عصیان است، و نخستین نمایانگرِ آخرین است.

آیت سی‌ویکم پایان رومِ بت‌پرست را به‌عنوان چهارمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس توصیف می‌کند، و آیت سی‌وششم پایان رومِ پاپی را به‌عنوان پنجمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس مشخص ساخت. میان نخستین توصیفِ سقوط روم و واپسین توصیفِ سقوط روم، آن شورش قرار دارد که در این بازهٔ تاریخیِ میان آغاز و انجام، با کشتارِ میلیون‌ها تن از قومِ خدا به‌دستِ پاپیّت نمود یافته است. کاربردِ این آیات، امضای «حقیقت» را بر خود دارد.

آیات چهل تا چهل و پنج، که به‌وسیلهٔ آیات سی تا سی و شش ترسیم شده‌اند، با سقوط پاپیّت آغاز می‌شوند و با سقوط پاپیّت پایان می‌پذیرند. در میانهٔ این تاریخ که از سال ۱۷۹۸ آغاز شده و تا پایان مهلتِ توبه امتداد می‌یابد، شورشِ رومِ جدید قرار دارد که بار دیگر قوم خدا را به قتل می‌رساند. کاربرد این آیات نیز مُهر «حقیقت» را بر خود دارد، و این آیات با یکدیگر هم‌سو می‌شوند تا دو شاهدی را فراهم آورند که «حقیقت» را استوار می‌سازند؛ و هر دو خط، روم را توصیف می‌کنند، که همان نمادی است که «رؤیا را استوار خواهد ساخت».

و در آن زمان‌ها بسیاری بر ضدّ پادشاه جنوب برخواهند خاست؛ و نیز ستمگرانِ قومِ تو سر برخواهند افراشت تا رؤیا را استوار سازند؛ امّا سقوط خواهند کرد. دانیال 11:14.

پدیدۀ نبوی‌ای که دانیال در باب یازدهم به کار می‌برد، تنها به آیات سی تا سی‌وشش، و سپس چهل تا چهل‌وپنج محدود نمی‌شود. آیات چهارده تا نوزده نشان می‌دهند که چگونه رومِ بت‌پرست زمام جهان را به دست گرفت؛ سپس آیات بیست تا بیست‌وچهار نشان می‌دهند که رومِ بت‌پرست با قوم خدا چگونه رفتار کرد؛ و از آیهٔ بیست‌وچهار تا آیهٔ سی، سقوط رومِ بت‌پرست بیان شده است.

آیهٔ چهارده آغاز رومِ بت‌پرست است و آیهٔ سی پایان رومِ بت‌پرست. در تاریخی که در میان این دو به تصویر کشیده شده است، رومِ بت‌پرست به‌عنوان مصلوب‌کنندهٔ مسیح شناخته می‌شود؛ ازاین‌رو، شورشِ بخش میانی این آیات را به‌عنوان «حقیقت» مشخص می‌سازد. آلفا و اُمگا امضای خود را سراسر فصل یازدهم کتاب دانیال نهاده است.

آیۀ چهلّم دربردارندۀ تاریخی است که از سال‌های رونالد ریگان آغاز می‌شود و اتحادی را که میان رئیس‌جمهور ایالات متحده و مردِ گناه برقرار شد، مشخص می‌سازد. این آیه بر دوره‌ای معیّن دلالت دارد که با قرار گرفتن پاپیّت بر تختِ زمین، همان‌گونه که در سال ۵۳۸ بود، به پایان می‌رسد. این امر تصادفی نیست که کلوویس، پادشاه فرانک‌ها، که همان فرانسۀ امروزی است، نماد ایالات متحده باشد. کلوویس پیش‌نمونۀ ریگان بود. ریگان نماد پروتستانیسم بود، چنان‌که کلوویس نیز نماد بت‌پرستی بود.

نبردی که در آن کلوویس، پادشاه فرانک‌ها، به کاتولیسیزم گروید، نبردِ تولبیاک بود (که به نام‌های نبردِ زولپیش یا نبردِ کلن نیز شناخته می‌شود). این نبرد در سال ۴۹۶ میلادی رخ داد. کلوویس در آن زمان مشرک بود، اما در جریان نبرد، هنگامی که چنین می‌نمود که نیروهایش در معرض شکست‌اند، برای یاری به خدای مسیحیِ همسر کاتولیک خود دعا کرد و نذر نمود که اگر پیروز از میدان بیرون آید، به مسیحیت بگرود. کلوویس این نبرد را برد، و در نتیجه، او و بخش قابل توجهی از جنگاوران فرانکِ او به کاتولیسیزم گرویدند؛ رویدادی که نقطه‌ای مهم در مسیحی‌شدن فرانک‌ها به‌شمار می‌آید.

رونالد ریگن، که خود را پروتستان می‌دانست، تصریح کرد که انگیزه‌اش برای تشکیل یک اتحاد محرمانه با پاپ روم این بود که یقین داشت اتحاد جماهیر شوروی همان ضدّمسیحِ پیشگوییِ کتاب‌مقدّس است. ریگن در نبرد خود علیه اتحاد جماهیر شوروی سابق، بی‌آنکه سردرگمیِ خود را دربارهٔ این‌که ضدّمسیح کیست تشخیص دهد، به ضدّمسیح پیوست.

«کسانی که در فهمِ کلام دچار سردرگمی می‌شوند و از درکِ معنای ضدّمسیح بازمی‌مانند، بی‌گمان خود را در صفِ ضدّمسیح قرار خواهند داد.» Kress Collection, 105.

ایالات متحده نمادی نبویِ دوگانه است، چنان‌که به‌وسیلهٔ دو شاخِ وحشِ زمین به تصویر کشیده شده است. فرانسه نیز نمادی نبویِ دوگانه است، چنان‌که به‌وسیلهٔ سدوم و مصر در فصل یازدهمِ مکاشفه نمایان شده است. فرانسه نخست‌زادهٔ پاپیّت است، و ریگان، که نمایندهٔ ایالات متحده بود، در ایام آخر نخستینِ آن ده پادشاهِ فصل هفدهمِ مکاشفه بود که با فاحشهٔ صور، که از سال 1798 به فراموشی سپرده شده بود، زنا کرد. او در زمانِ آخر در 1798 به فراموشی سپرده شد، اما در زمانِ آخر در 1989 آغاز می‌کند که به یاد آورده شود.

کلوویس، رهبر فرانسه، آغازگر دوره‌ای از زمان بود که به قرار گرفتن پاپیّت بر تخت در سال ۵۳۸ انجامید؛ جایی که پاپیّت سپس در شورای اورلئان قانونی برای یکشنبه وضع کرد. ریگان، رهبر ایالات متحده، آغازگر دوره‌ای از زمان بود که به سوی آن پیش می‌رود که پاپیّت بار دیگر بر تخت زمین در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، قرار گیرد.

فرانسه آن قدرتِ دوگانه‌ای است که پاپیّت را در سال ۵۳۸ بر تخت نشاند، و فرانسه، به‌وسیلهٔ ژنرال برتیه از جانب ناپلئون، در سال ۱۷۹۸ پاپیّت را از تخت فرو افکند. ایالات متحده در ایام آخر پاپیّت را بر تخت می‌نشاند، و ایالات متحده، به‌عنوان پادشاهِ برترِ آن ده پادشاه، سرانجام «او را ویران و عریان خواهد ساخت، و گوشتش را خواهد خورد، و او را به آتش خواهد سوزانید.»

آیۀ چهل، تاریخچۀ آیۀ سی‌ویک را در بر دارد و نشان می‌دهد که عملِ بازنشاندنِ پاپیّت بر تختِ زمین، به‌وسیلۀ دورۀ زمانی‌ای به تصویر کشیده شده است که با رونالد ریگان آغاز می‌شود و با آخرین رئیس‌جمهور ایالات متحدۀ آمریکا پایان می‌یابد. آن رئیس‌جمهورِ نهایی، به‌واسطۀ ریگان نمونه‌وار پیش‌نمایی شده خواهد بود، زیرا عیسی همواره پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد.

در آیات نخستینِ دانیال یازدهم، آن تاریخِ نبوی بیان شده است (آیهٔ ۲)، و ما تاریخی را می‌یابیم که پیش از تاریخِ پادشاهیِ یونان واقع شد. یونان نمادی است از سازمان ملل متحد و حکومتِ جهانیِ واحدِ آن ده پادشاهِ مذکور در مکاشفهٔ هفده. آیهٔ ۳ در دانیال یازدهم، اسکندرِ کبیر را معرفی می‌کند، و آیهٔ ۲ نمایانگرِ تاریخی است که در روزهای آخر، پیش از حکومتِ جهانیِ واحد قرار دارد.

در آیهٔ نخست، جبرئیل به‌سادگی بیان می‌کند که در آغاز پادشاهی مادها و پارس‌ها، داریوش را تقویت کرده بود؛ اما جبرئیل در فصل دهم نزد دانیال آمده بود، در زمانی که کوروشِ پارسی، نه داریوشِ مادی، در آن هنگام فرمان می‌راند. پس از آنکه جبرئیل به‌روشنی آن پادشاهی را به‌عنوان یک پادشاهی نبوّتیِ دوگانهٔ مادها و پارس‌ها به هم پیوند می‌دهد (چنان‌که فرانسه و ایالات متحده نیز چنین‌اند)، سپس تاریخی را معرفی می‌کند که بر پادشاهی جهانی اسکندر کبیر پیشی می‌گیرد.

و اکنون حقیقت را به تو نشان خواهم داد. اینک، هنوز سه پادشاه در فارس برخواهند خاست؛ و چهارمین از همۀ ایشان بسیار دولتمندتر خواهد بود؛ و او به قوّت خویش از رهگذر ثروتش، همگان را بر ضد مملکت یونان برخواهد انگیخت. دانیال ۱۱:۲

الفا و اُمگا همواره پایانِ یک چیز را همراه با آغازِ آن به تصویر می‌کشد، و آیهٔ دوم به تاریخی اشاره دارد که پیش از اِعمال حکومتِ تک‌جهانی قرار دارد؛ همان‌گونه که در پادشاهیِ یونانِ اسکندرِ کبیر نمادین شده است. آیهٔ دوم، خطی از نبوت دربارهٔ ایالات متحده است که، به‌عنوان قدرتِ دوشاخِ ایامِ آخر، به‌وسیلهٔ قدرتِ دوگانهٔ مادها و پارسیان و نیز به‌وسیلهٔ فرانسه نمونه‌وار شده است. این آیه پادشاهانی را معرّفی می‌کند که در ایامِ آخر نمونهٔ رؤسای‌جمهورِ ایالات متحده خواهند بود؛ آنان که پیش از حکومتِ تک‌جهانیِ سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کاذب، برخواهند خاست. کلوویس، به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور در آغازِ تاریخی که به بازنهادنِ ضدّمسیح بر تخت می‌انجامد، با ریگان موازات داشت.

از زمانِ کورش، در دانیال یازده، سه پادشاه خواهند بود و پس از آنان چهارمی خواهد آمد که از همۀ ایشان بسیار توانگرتر خواهد بود. داریوش نخستین پادشاهِ امپراتوری ماد و پارس بود، و کورش، که در زمانی حکومت می‌کرد که دانیال تاریخ را از جبرئیل دریافت کرد، دومین پادشاه بود. پس از کورش چهار پادشاه خواهند آمد؛ بنابراین، چهارمینِ پادشاهانی که پس از او می‌آیند، ششمین پادشاه خواهد بود.

ششمین پادشاه، ثروتمندترین پادشاه خواهد بود، و آن رئیس‌جمهورِ ثروتمند (پادشاه)، همگان را بر ضد قلمرو یونان برخواهد انگیخت. رؤسای‌جمهور از زمان ریگان عبارت بوده‌اند از: بوشِ اول، کلینتون، بوشِ دوم، اوباما؛ پس ششمین، و ثروتمندترین، پادشاه ترامپ خواهد بود. آن پادشاه (رئیس‌جمهور) قلمرو یونان (جهانی‌گرایان) را «برخواهد انگیخت». تعریفِ این عبارتِ عبری، «بر انگیختن»، بسیار روشنگر است.

عبری وہ لفظ جس کا اس آیت میں ترجمہ "بھڑکانا" کیا گیا ہے، ایک ابتدائی مادہ ہے جس کے معنی "بیدار کرنا" یا "جاگ اُٹھنا" ہیں۔ اُس تاریخ میں جس کی تمثیل سائرس کے بعد چوتھے حاکم سے کی گئی ہے، ایک ایسا صدر برپا کیا جائے گا جو ہر دوسرے صدر سے کہیں زیادہ دولت مند ہوگا، اور اپنی قوت اور اقتدار کے ذریعہ یونان کے خلاف ایک "بیداری" پیدا کرے گا۔ یونان، جو عالمگیریت، ترقی پسندی اور "ووک ازم" کی علامت ہے، چھٹے اور نہایت دولت مند صدر کی تاریخ میں نمایاں کر دیا جائے گا۔ وہ تمام کرۂ ارض کی سلطنت کو ترقی پسند "ووک ازم" اور عالمی تسلط کے تنازع پر بیدار کر دے گا۔

بیداری نسبت به جنبش «ووکیسم» مترقّی، که در دوران ریاست‌جمهوری ثروتمندترین رئیس‌جمهور پدید می‌آید، با شاخ جمهوری‌خواه رخ می‌دهد، درست در همان زمانی که بیداریِ ده باکره در شاخ پروتستان به وقوع می‌پیوندد.

در مقالهٔ بعدی، بررسی خود را دربارهٔ دانیال، باب یازدهم، آیهٔ چهل ادامه خواهیم داد.

«با وجود افول گستردهٔ ایمان و دینداری، در این کلیساها پیروان حقیقیِ مسیح وجود دارند. پیش از فرود آمدن نهاییِ داوری‌های خدا بر زمین، در میان قوم خدا چنان احیایی از پارساییِ نخستین پدید خواهد آمد که از زمان رسولان تاکنون دیده نشده است. روح و قدرت خدا بر فرزندان او ریخته خواهد شد. در آن زمان بسیاری خود را از آن کلیساهایی جدا خواهند ساخت که در آنها محبتِ این جهان جای محبتِ خدا و کلام او را گرفته است. بسیاری، چه از خادمان و چه از مردم، با شادی آن حقایق عظیمی را خواهند پذیرفت که خدا مقرر داشته است در این زمان اعلام شوند تا قومی را برای آمدنِ دومِ خداوند آماده سازند. دشمنِ جان‌ها آرزو دارد این کار را باز دارد؛ و پیش از آنکه زمان چنین حرکتی فرا رسد، خواهد کوشید با وارد کردن بدلی تقلبی از آن جلوگیری کند. در آن کلیساهایی که بتواند آنها را زیر قدرت فریبندهٔ خود درآورد، چنین وانمود خواهد کرد که برکتِ خاصِ خدا فرو ریخته شده است؛ آنچه آشکار خواهد شد، چیزی خواهد بود که گمان می‌رود علاقه‌ای عظیم به دین است. انبوهی به وجد خواهند آمد که خدا به‌گونه‌ای شگفت‌انگیز برای آنان عمل می‌کند، حال آنکه این عمل از روحی دیگر است. شیطان در پوششی دینی خواهد کوشید نفوذ خود را بر جهان مسیحیت گسترش دهد.» جدال عظیم، ۴۶۴.