مُهر کردن در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، هنگامی که فرشتهٔ نیرومندِ باب هجدهم مکاشفه فرود آمد. فرود او به‌واسطهٔ فرودِ فرشتهٔ مکاشفه ۱۰ در ۱۱ اوت ۱۸۴۰، و نیز به‌واسطهٔ فرود روح‌القدس در تعمید مسیح، به‌صورت نمادین پیش‌نمایی شده بود. تعمید مسیح به نزول باران آخِر در آینده اشاره دارد، آن‌گاه که بناهای عظیم شهر نیویورک فرو افکنده شدند. قدرت از اعلی آغاز شد، و نیز در همان زمان قدرت از اسفل (هاویه) آشکار می‌گردید، زیرا کلام خدا هرگز شکست نمی‌خورد.

هنگامی که مسیح تعمید یافت، بی‌درنگ به بیابان رفت و چهل روز روزه گرفت، پس از آن شیطان او را با سه وسوسه آزمود. هر یک از آن سه وسوسه، نمودار ویژگی‌های اصلی هر یک از آن سه قدرتی است که جهان را به آرماگدون رهبری می‌کنند. آن سه وسوسه عبارت بودند از تکبّر، که از ویژگی‌های اژدهاست؛ اشتها، که از ویژگی‌های وحش است؛ و جسارتِ آزمونگرانه، که از ویژگی‌های نبیِ کاذب است. تکبّر و خودبزرگ‌بینی در توصیف کلاسیک اشعیا به‌وسیلهٔ لوسیفر به تصویر کشیده شده‌اند.

چگونه از آسمان فرو افتاده‌ای، ای لوسیفر، پسر صبح! چگونه به زمین افکنده شده‌ای، تو که ملت‌ها را ناتوان می‌ساختی! زیرا در دل خود گفتی: «به آسمان صعود خواهم کرد، و تخت خویش را بر فراز ستارگان خدا برپا خواهم داشت؛ و بر کوه جماعت نیز خواهم نشست، در اقصای شمال؛ از بلندی‌های ابرها بالاتر خواهم رفت؛ و مانند حضرت اعلی خواهم شد.» اما به هاویه فرود آورده خواهی شد، به ژرفای هاویه. آنان که تو را ببینند، به دقت بر تو خواهند نگریست و در تو تأمل خواهند کرد و خواهند گفت: «آیا این همان مردی است که زمین را به لرزه درمی‌آورد، که پادشاهی‌ها را می‌لرزاند؟» اشعیا ۱۴:‏۱۲–۱۶

پانچ مرتبہ لوسیفر اپنے دل میں اعلان کرتا ہے: ’’میں کروں گا۔‘‘ شیطان، جسے کبھی ’’نور بردار‘‘ (لوسیفر) کہا جاتا تھا، اور جو اب فقط تاریکی ہی کا حامل ہے، وہی ہے ’’جس نے قوموں کو لرزا دیا تھا۔‘‘ نبوتی طور پر اس کا تعلق ’’قوموں‘‘ کے ساتھ ہے، کیونکہ وہ قوموں کی شریر متحدہ جماعت کا رہنما ہے، اور تاجروں کی اُس متحدہ انجمن کا بھی جو مکاشفہ کے ابواب سترہ اور اٹھارہ میں مذکور ہے۔

«پادشاهان و حاکمان و فرمانروایان، نشانِ ضدّمسیح را بر خود نهاده‌اند، و به‌صورت اژدهایی تصویر شده‌اند که می‌رود تا با مقدسان جنگ کند—با آنان که احکام خدا را نگاه می‌دارند و ایمانِ عیسی را دارند.» شهادت‌ها برای خادمان، 38.

در تعمیدِ مسیح، روح‌القدس نازل شد، که نمونه‌ای از دورهٔ پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود. پس از تعمید او، شیطان مسیح را وسوسه کرد و به او پیشنهاد داد قدرتی را که خود برای فرمانروایی بر پادشاهی‌های جهان به کار می‌برد به مسیح ببخشد، زیرا در سقوط آدم، شیطان حاکم پادشاهی‌های جهان شده بود.

اور ابلیس او را بر کوهی بسیار بلند برد و در لحظه‌ای از زمان، همهٔ ممالک جهان را به او نشان داد. و ابلیس بدو گفت: تمام این قدرت و جلال آنها را به تو خواهم داد، زیرا اینها به من سپرده شده است و آن را به هر که بخواهم می‌دهم. پس اگر تو مرا سجده کنی، همه از آنِ تو خواهد بود. و عیسی در پاسخ او گفت: ای شیطان، از من دور شو، زیرا مکتوب است: خداوند، خدای خود را سجده خواهی کرد و تنها او را عبادت خواهی نمود. لوقا ۴:۵–۸.

دو ویژگی اصلیِ رومِ پاپی (وحش)، یکی زنای او و دیگری «خوراک» و نوشیدنیِ مسمومی است که توزیع می‌کند.

با این همه، چند چیز بر تو دارم، زیرا آن زن، ایزابل را که خود را نبیه می‌خوانَد، وا می‌گذاری که بندگان مرا تعلیم دهد و ایشان را بفریبد تا مرتکب زنا شوند و از قربانی‌های بت‌ها بخورند. مکاشفه ۲:۱۴.

«غذا» و نوشیدنی‌ای که او فراهم می‌آورد، تعالیمِ باطلِ اوست.

«گناهِ عظیمی که بر بابل نسبت داده شده این است که او «همهٔ امت‌ها را از شرابِ خشمِ زنای خود نوشانید.» این جامِ مستی که او به جهان عرضه می‌کند، نمایانگرِ تعالیمِ کاذبی است که در نتیجهٔ پیوندِ نامشروعِ خود با بزرگانِ زمین پذیرفته است.» The Great Controversy, 388.

هَيولای کاتولیسیزم نیز جهان را به‌واسطۀ جادوگری‌های خود فریب می‌دهد، که این نیز بار دیگر چیزی است که به‌طور درونی اخذ می‌شود.

اور شمع کا نور تجھ میں پھر کبھی نہ چمکے گا؛ اور دولہا اور دلہن کی آواز تجھ میں پھر کبھی نہ سنی جائے گی؛ کیونکہ تیرے سوداگر زمین کے بڑے لوگ تھے؛ کیونکہ تیری جادوگری کے سبب سب قومیں گمراہ ہوئیں۔ مکاشفہ 18:23۔

واژهٔ یونانی که به «جادوگری‌ها» ترجمه شده است، pharmakeia است، به معنای داروها. جامِ زرّین در دست او، نه‌تنها نمایانگر جامی برای نوشیدن شراب است، بلکه همچنین جامی را نمایندگی می‌کند که در آن معجون‌های جادوییِ پزشکیِ او آماده و عرضه می‌شود. در جهانِ مدرنِ امروز، آن معجون‌های جادویی بیشتر در سوزن‌ها عرضه می‌شوند، نه چندان در جام. هنگامی که شیطان پس از قانون یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد ظاهر شود، معجزاتِ شفا انجام خواهد داد. معجزاتی که با معجون‌ها و تعالیمِ کاذبِ پاپیّت مرتبط بود، با آن صحنه نمایانده شد که در آن شیطان به مسیح گفت معجزه‌ای انجام دهد و سنگ را به نان تبدیل کند.

تاریخِ نبوتی پیش و پس از قانونِ یک‌شنبه، واجد همان خصوصیات است. دورانِ آزمونِ تصویرِ وحش برای ادونتیسم که به قانونِ یک‌شنبه در ایالات متحده منتهی می‌شود، نمونهٔ دورانِ آزمونِ تصویرِ وحش برای سراسر جهان است. از همین‌رو به ما اعلام شده است که: «همان بحران بر قومِ ما در جمیعِ اطرافِ جهان واقع خواهد شد.»

معجزاتِ شفاهای شیطانی که شیطان پس از قانونِ یک‌شنبه به انجام می‌رساند، بازنمایانگرِ «جادوگری‌ها»ی آنچه به‌اصطلاح طب نامیده می‌شود است که در طول تاریخی که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز می‌شود، به مردم قالب می‌گردد. عیسی فرمود که: «انسان تنها به نان زنده نخواهد بود، بلکه به هر کلامِ خدا.» «غذای» روم، سنّت‌ها و آدابی است که او آنها را برتر از کلامِ خدا قرار می‌دهد.

«در جنبش‌هایی که اکنون در ایالات متحده برای جلب حمایت دولت از نهادها و رسوم کلیسا در جریان است، پروتستان‌ها در جای پای پاپ‌گرایان گام برمی‌دارند. بلکه افزون بر این، آنان در را برای پاپیّت می‌گشایند تا در آمریکای پروتستان، آن برتری‌ای را که در جهان قدیم از دست داده است، باز یابد. و آنچه به این جنبش اهمیتی فزون‌تر می‌بخشد، این واقعیت است که مقصود اصلیِ مورد نظر، تحمیل رعایت یکشنبه است—رسمی که منشأ آن روم است و روم آن را نشانه اقتدار خود می‌داند. این روحِ پاپیّت است—روحِ همنوایی با رسوم دنیوی، و حرمت نهادن به سنّت‌های انسانی بالاتر از احکام خدا—که در کلیساهای پروتستان نفوذ کرده و آنان را به همان کارِ برکشیدن یکشنبه سوق می‌دهد که پاپیّت پیش از ایشان انجام داده است.» جدال عظیم، 573.

رِوایت اور رَسم و رواج وہ عقیدتی “خوراک” ہیں جنہیں درندہ کلامِ خدا کے بدلے میں رکھتا ہے، تاکہ وہ اپنی مشرکانہ بت‌پرستی کو بلند کرے۔

“كيف تستطيع الكنيسة الرومانية أن تبرّئ نفسها من تهمة عبادة الأوثان، فهذا ما لا نستطيع أن نرى سبيلًا إليه. صحيح أنها تعلن أنها تعبد الله من خلال هذه الصور؛ وهكذا فعل بنو إسرائيل حين سجدوا أمام العجل الذهبي. لكن غضب الرب اشتعل عليهم، وقُتل كثيرون. لقد حكم الله عليهم بأنهم عبدة أوثان أثمة، ويُسجَّل اليوم الحكم عينه في أسفار السماء على الذين يعبدون صور القديسين وما يُسمَّون رجالًا مقدسين.”

«و این همان دینی است که پروتستان‌ها دارند با چنان نظر مساعدی به آن می‌نگرند، و که سرانجام با پروتستانیسم متحد خواهد شد. با این همه، این اتحاد از راه تغییری در کاتولیسیسم تحقق نخواهد یافت؛ زیرا روم هرگز تغییر نمی‌کند. او مدعی عصمت است. این پروتستانیسم است که تغییر خواهد کرد. پذیرفتن اندیشه‌های آزادمنشانه از سوی آن، وی را به جایی خواهد رساند که بتواند دست کاتولیسیسم را بفشارد. «کتاب‌مقدس، کتاب‌مقدس، بنیاد ایمان ماست»، این فریاد پروتستان‌ها در زمان لوتر بود، حال آنکه کاتولیک‌ها فریاد می‌زدند: «پدران، عادت، سنت.» اکنون بسیاری از پروتستان‌ها دشوار می‌یابند که تعالیم خود را از کتاب‌مقدس اثبات کنند، و با این حال شجاعت اخلاقی آن را ندارند که حقیقتی را بپذیرند که مستلزم صلیب است؛ از این رو، به‌شتاب به موضع کاتولیک‌ها نزدیک می‌شوند و، با به‌کار بردن بهترین استدلال‌هایی که برای گریز از حقیقت در اختیار دارند، به شهادت پدران، و به عادات و اوامر انسان‌ها استناد می‌کنند. آری، پروتستان‌های قرن نوزدهم در بی‌ایمانی خود نسبت به کتب مقدس، به‌شتاب به کاتولیک‌ها نزدیک می‌شوند. اما امروز نیز میان روم و پروتستانیسمِ لوتر، کرنمر، ریدلی، هوپر، و آن سپاه شریف شهیدان، همان‌قدر دره‌ای ژرف و پهناور فاصله است که در زمانی بود که این مردان آن اعتراضی را به‌عمل آوردند که نام پروتستان را به ایشان بخشید.»

«مسیح یک پروتستان بود. او بر ضد عبادت صوریِ قوم یهود اعتراض کرد؛ همانانی که مشورت خدا را بر ضد خود رد کردند. او به ایشان گفت که احکام انسان را به‌جای تعالیم عرضه می‌کنند، و مدعیان و ریاکاران‌اند. مانند قبرهای سفیدشده، از بیرون زیبا بودند، اما درونْ آکنده از ناپاکی و فساد. مصلحان به مسیح و رسولان بازمی‌گردند. آنان بیرون آمدند و خود را از دینی مبتنی بر صورت‌ها و تشریفات جدا ساختند. لوتر و پیروانش دین اصلاح‌شده را ابداع نکردند. آنان صرفاً آن را همان‌گونه که به‌وسیلهٔ مسیح و رسولان ارائه شده بود پذیرفتند. کتاب مقدس به ما به‌عنوان راهنمایی کافی ارائه شده است؛ اما پاپ و کارگزارانش آن را از مردم دور می‌سازند، گویی که لعنتی است، زیرا تظاهرهای ایشان را آشکار می‌کند و بت‌پرستی‌شان را نکوهش می‌نماید.» Review and Herald, June 1, 1886.

معجزاتِ شفا، جو روحانیت کی بنیاد بنتی ہیں، اسی کا اصل سرمایہ اور ذریعۂ کسب ہیں۔

بسیاری می‌کوشند تظاهرات روحانی را چنین توجیه کنند که آن‌ها را یکسره به تقلب و تردستیِ مدیوم نسبت دهند. اما هرچند درست است که نتایج نیرنگ، بارها به‌عنوان تظاهراتی حقیقی قالب شده است، با این همه، نمایش‌های آشکاری از قدرتی مافوقِ طبیعی نیز وجود داشته است. آن کوبش‌های مرموزی که اسپیریتیسمِ جدید با آن آغاز شد، حاصلِ فریب یا زیرکیِ انسانی نبود، بلکه عملِ مستقیمِ فرشتگانِ شریر بود که بدین‌سان یکی از کامیاب‌ترین فریب‌های هلاک‌کنندهٔ جان‌ها را وارد ساختند. بسیاری، از راه این باور که اسپیریتیسم صرفاً فریبی انسانی است، به دام خواهند افتاد؛ چون رو‌در‌روِ تظاهراتی قرار گیرند که نتوانند جز مافوقِ طبیعی‌شان بدانند، فریب خواهند خورد و به پذیرفتن آن‌ها به‌مثابه قدرت عظیم خدا سوق داده خواهند شد.

„این اشخاص شهادتِ کتبِ مقدّس را دربارهٔ شگفتی‌هایی که شیطان و عاملانِ او به‌عمل می‌آورند، نادیده می‌گیرند. به‌واسطهٔ یاریِ شیطانی بود که جادوگرانِ فرعون قادر شدند کارِ خدا را جعل و تقلید کنند. پولس شهادت می‌دهد که پیش از ظهورِ دومِ مسیح، ظهوراتِ مشابهی از قدرتِ شیطانی وجود خواهد داشت. آمدنِ خداوند باید با ‘عملِ شیطان با هر گونه قوّت و آیات و عجایبِ دروغین، و با هر فریبِ ناراستی’ پیشی گرفته شود. 2 Thessalonians 2:9,10. و رسولِ یوحنا، در توصیفِ قدرتِ معجزه‌گری که در ایّامِ آخر ظاهر خواهد شد، اعلام می‌دارد: ‘و عجایبِ عظیم می‌نماید، چنان‌که آتش را از آسمان در برابرِ مردمان بر زمین فرومی‌آورد، و ساکنانِ زمین را به‌وسیلهٔ آن معجزاتی که قدرتِ انجامِ آن‌ها را یافته بود، فریب می‌دهد.’ Revelation 13:13, 14. در اینجا صرفاً فریب‌کاری‌های ظاهری پیشگویی نشده است. مردم به‌وسیلهٔ معجزاتی فریب می‌خورند که عاملانِ شیطان قدرتِ انجامِ آن‌ها را دارند، نه آنچه را که فقط تظاهر به انجامِ آن می‌کنند.” The Great Controversy, 553.

تعلیماتِ باطلہ جو رسوم و روایات پر قائم کی گئی ہیں، معجزات کی روحانیت پرستانہ مظاہرات، جعلی طبی و صنعتی صنعت، اور کلیسائی چالبازی کا ریاستی سیاست کے ساتھ امتزاج—یہ سب کیتھولکیت کے حیوان کی صفات ہیں۔ تکبر اژدہا کی قوت کی ایک خصوصیت ہے۔ گستاخانہ خوداعتمادی مرتد پروٹسٹنٹ ازم کے جھوٹے نبی کی خصوصیت ہے۔

او عیسیٰ، جو رُوحُ القُدس سے معمور تھا، یردن سے لوٹا اور رُوح کی ہدایت سے بیابان میں لے جایا گیا، جہاں وہ چالیس دن تک ابلیس کے ہاتھوں آزمایا جاتا رہا۔ اور اُن دنوں میں اُس نے کچھ نہ کھایا؛ اور جب وہ دن پورے ہوئے تو اُسے بھوک لگی۔ تب ابلیس نے اُس سے کہا، اگر تُو خدا کا بیٹا ہے تو اِس پتھر سے کہہ کہ روٹی بن جائے۔ اور عیسیٰ نے اُسے جواب دیا، یہ لکھا ہے کہ آدمی صرف روٹی ہی سے زندہ نہ رہے گا بلکہ خدا کے ہر کلام سے۔ لوقا 4:1–4۔

گمانِ بےجا ایک اسم ہے جو کسی بات کو کافی شہادت یا ثبوت کے بغیر درست سمجھ لینے کے عمل یا مثال کے لیے بولا جاتا ہے۔ اس میں نامکمل یا ناکافی معلومات کی بنیاد پر کوئی رائے قائم کرنا یا کوئی نتیجہ اخذ کرنا شامل ہوتا ہے۔ گمانِ بےجا اس امر پر بھی دلالت کر سکتا ہے کہ انسان اپنے اس مفروضے پر ایک درجہ کا اعتماد رکھتا ہے، اگرچہ وہ اعتماد پوری طرح جائز نہ بھی ہو۔

پروتستانتیسمِ مرتد، روزِ یکشنبه را به‌عنوان روزِ عبادتِ خدا پذیرفته است، بی‌آنکه هیچ دلیلی از کلامِ خدا برای پشتیبانی از آن اندیشهٔ باطل داشته باشد؛ و این کار را در حالی انجام می‌دهد که آگاهانه خود را پروتستان می‌خواند، جماعتی که شعارشان «تنها کلامِ خدا» است، یا چنان‌که مارتین لوتر اعلام کرد: «Sola Scriptura!» آنان بر آن‌اند که این امر را بر بنیادِ سنن و آدابِ کلیسای روم بپذیرند، یا شاید صرفاً به‌عنوان میراثی پذیرفته‌شده از نیاکانِ خویش. در فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم، این حقیقت که مطلقاً هیچ توجیهی برای پرستشِ خورشید که از کتاب‌مقدس بتوان ارائه کرد وجود ندارد، به‌روشنی آشکار خواهد شد؛ و آنگاه کسانی که در این پندارِ باطلِ خود پافشاری کنند، نشانِ وحش را دریافت خواهند کرد.

“اگر نورِ حقیقت به شما عرضه شده باشد، به‌گونه‌ای که سَبَّتِ فرمانِ چهارم را بر شما آشکار سازد و نشان دهد که در کلامِ خدا هیچ بنیانی برای نگاه‌داشتِ یکشنبه وجود ندارد، و با این همه شما همچنان به سَبَّتِ کاذب بچسبید و از مقدّس شمردنِ سَبَّتی که خدا آن را «روزِ مقدّسِ من» می‌خواند سر باز زنید، آنگاه نشانِ وحش را دریافت می‌کنید. این در چه زمانی رخ می‌دهد؟—آنگاه که از فرمانی اطاعت می‌کنید که شما را امر می‌کند روزِ یکشنبه از کار دست بکشید و خدا را عبادت کنید، در حالی که می‌دانید در کتابِ مقدّس حتی یک کلمه نیز وجود ندارد که نشان دهد یکشنبه چیزی جز یک روزِ عادیِ کار است، شما به دریافتِ نشانِ وحش رضایت می‌دهید و مُهرِ خدا را رد می‌کنید. اگر این نشان را بر پیشانی‌های خود یا بر دست‌های خود دریافت کنیم، داوری‌هایی که بر نافرمانان اعلام شده است، ناگزیر بر ما فرود خواهد آمد. امّا مُهرِ خدایِ زنده بر کسانی نهاده می‌شود که با وجدانِ بیدار، سَبَّتِ خداوند را نگاه می‌دارند.” Review and Herald, April 27, 1911.

کمزوری‌ای که عموماً برای حزب جمهوری‌خواه شناخته می‌شود، آمادگی ایشان برای این فرض است که رقیبان سیاسی‌شان منصف و صادق‌اند، حال آنکه ثمرات حزب دموکرات به‌روشنی آشکار می‌سازد که آنان فرزندان پدرِ دروغ‌ها هستند. جمهوری‌خواهان بارها و به‌طور مستمر رقیبان سیاسی خود را بر اساس سخن خودشان می‌پذیرند، در حالی که بارها و بارها به ایشان نشان داده شده است که رقیبانشان هرگز به قول خود وفا نمی‌کنند. آنان انگیزه‌های صادقانه را به کسانی نسبت می‌دهند که مکرراً هیچ توجیه عقلانی‌ای برای پشتیبانی از این فرافکنی‌های معیوبِ جمهوری‌خواهان درباره صداقت و درستکاریِ مورد انتظار از خود بروز نداده‌اند. همچنین درست است که بسیاری از جمهوری‌خواهان از پایداری بر اصول، به‌سبب منفعت مالی شخصی، یا به‌سبب اوضاع پنهانِ غیراخلاقی که موجب می‌شود به‌آسانی تحت نفوذ و دستکاری قرار گیرند، سر باز می‌زنند؛ اما صفت نبویِ اصلیِ حزب جمهوری‌خواه، گستاخیِ presumptuous است.

این صفتِ جسارتِ خودسرانه است که در پروتستان‌های مرتد، به‌گونه‌ای نبوی مشخص شده و به آنان مجال می‌دهد وانمود کنند که موضع برترِ اخلاقی و سیاسی را اختیار کرده‌اند؛ حال آنکه در واقع، مسئولیت‌های مدنیِ خویش را با این انتظارِ پوچ وانهاده‌اند که مخالفان سیاسی‌شان به وعدهٔ خود وفا خواهند کرد. تعریفِ بسیار رایجِ جنون آن است که کسی بارها و بارها همان کار را انجام دهد، در حالی که انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشد؛ بااین‌همه، جمهوری‌خواهان استدلال می‌کنند که این دموکرات‌ها هستند که به جنون مبتلا شده‌اند، چنان‌که این امر در نفرتِ ایشان از ترامپ آشکار شده است.

بااین‌حال، جنون جمهوری‌خواهان بارها و بارها آشکار می‌شود، آنگاه که با این فرض که سازش جزئی از کارکرد فرایند قانون‌گذاری است، به سازش تن می‌دهند؛ حال آنکه مصالحه‌های سیاسیِ ایشان، که مدعی‌اند بر اصلِ «فرایند قانون‌گذاری» مبتنی است، با طبقه‌ای صورت می‌گیرد که هرگز سازش نمی‌کند. دموکرات‌ها تنها زمانی در فرایند سیاسی از موضع خود عقب‌نشینی می‌کنند که به‌سبب شمار مخالفانِ خود به‌طور کامل مهار شده باشند. آنان هرگز هیچ شاهدی بر این ارائه نکرده‌اند که در فرایند سیاسی حقیقتاً در پیِ موضعی میانه باشند. جنون جمهوری‌خواهان در خوش‌بینی‌های مکرر و بی‌وجه آنان نسبت به دیگران است.

بےشک ڈونلڈ ٹرمپ کے حامیوں کی بہت بڑی اکثریت اس حقیقت کی گواہی دے گی کہ ٹرمپ کی بدترین صفت یہ ہے کہ وہ اپنی مہم و مقصد کے حامیوں کے طور پر آدمیوں کو قبول کرنے پر آمادہ ہے، حالانکہ دستیاب شواہد یہ ظاہر کرتے ہیں کہ یہ انتخاب کرنا ٹرمپ کی جانب سے سراسر جسارتِ ناروا تھا۔ جسارتِ ناروا مرتد پروٹسٹنٹیت کی نبوتی صفت ہے۔ شیطان نے بائبل کا حوالہ دے کر مسیح کو آزمایا، لیکن ایسا کرتے ہوئے شیطان نے اس عبارت کو توڑ مروڑ کر ایک بےجا اور غیر کتاب‌مقدسی آزمائش میں بدل دیا۔

او او را به اورشلیم برد و بر فراز کنگرهٔ هیکل قرار داد و به او گفت: اگر پسر خدا هستی، خود را از اینجا به زیر افکن؛ زیرا مکتوب است: «او به فرشتگان خود دربارهٔ تو فرمان خواهد داد تا تو را محافظت کنند»؛ «و ایشان تو را بر دست‌های خود خواهند برداشت، مبادا پای خود را به سنگی بزنی.» و عیسی در پاسخ او گفت: «گفته شده است: یهوه خدای خود را میازما.» لوقا ۴:۹–۱۲.

در قانون قریب‌الوقوع یکشنبه، این پروتستان‌های ایالات متحده خواهند بود که حکم کتاب‌مقدسیِ بازایستادن از کار در روز سَبَّت را گرفته، و فرمان عبادت خدا در سَبَّتِ روز هفتم را به حکمی ساختگی تحریف خواهند کرد، بدین معنا که در واقع این روزِ خورشیدِ متعلق به بت‌پرستی است که انسان‌ها ملزم‌اند در آن عبادت کنند. آنان عبارتی از کتاب‌مقدس را به آزمونی ناروا و غیرکتاب‌مقدسی تحریف خواهند کرد.

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

"میں نے دیکھا کہ دو سینگوں والے حیوان کا منہ اژدہا کا سا تھا، اور یہ کہ اس کی قدرت اس کے سر میں تھی، اور یہ کہ فرمان اس کے منہ سے صادر ہوگا۔ پھر میں نے فاحشاؤں کی ماں کو دیکھا؛ کہ ماں بیٹیاں نہ تھی، بلکہ اُن سے الگ اور ممتاز تھی۔ اُس کا اپنا زمانہ رہا ہے، اور وہ گزر چکا ہے، اور اُس کی بیٹیاں، یعنی پروٹسٹنٹ فرقے، اسٹیج پر آنے اور اُسی ذہنیت کو عمل میں لانے کے لیے اگلی تھیں جو ماں کے پاس تھی جب اُس نے مقدسین پر ایذارسانی کی۔ میں نے دیکھا کہ جس طرح ماں اقتدار میں گھٹتی جا رہی تھی، اُسی طرح بیٹیاں بڑھتی جا رہی تھیں، اور عنقریب وہ اُس قدرت کو استعمال کریں گی جو کبھی ماں استعمال کرتی تھی۔"

"میں نے دیکھا کہ برائے نام کلیسیا اور برائے نام ایڈونٹسٹ، یہوداہ کی مانند، ہمیں کیتھولکوں کے حوالے کر دیں گے تاکہ ان کا اثر و رسوخ حاصل کر کے حق کے خلاف آئیں۔ اُس وقت مقدسین ایک گمنام اور غیر معروف قوم ہوں گے، کیتھولکوں کے درمیان بہت کم جانے جاتے ہوں گے؛ لیکن کلیسیائیں اور برائے نام ایڈونٹسٹ، جو ہمارے ایمان اور ہمارے طور طریقوں سے واقف ہیں (کیونکہ وہ سبت کے سبب ہم سے نفرت رکھتے تھے، اس لیے کہ وہ اس کی تردید نہ کر سکتے تھے)، مقدسین سے غداری کریں گے اور اُن کی خبر کیتھولکوں کو دیں گے کہ یہ وہ لوگ ہیں جو لوگوں کے مروجہ اداروں کو خاطر میں نہیں لاتے؛ یعنی یہ کہ وہ سبت کو مانتے ہیں اور اتوار کو نظر انداز کرتے ہیں۔"

“پھر کیتھولک پروٹسٹنٹوں کو آگے بڑھنے کا کہیں گے، اور ایک فرمان جاری کریں گے کہ جو کوئی ہفتہ کے ساتویں دن کے بجائے ہفتہ کے پہلے دن کی پابندی نہ کرے، وہ قتل کر دیا جائے۔ اور کیتھولک، جن کی تعداد بہت زیادہ ہے، پروٹسٹنٹوں کا ساتھ دیں گے۔ کیتھولک اپنی قوت حیوان کی شبیہ کو دے دیں گے۔ اور پروٹسٹنٹ، جس طرح اُن کی ماں نے اُن سے پہلے کیا تھا، مقدسین کو ہلاک کرنے کے لیے عمل کریں گے۔ لیکن اُن کے فرمان کے نتیجہ لانے یا ثمرآور ہونے سے پہلے، مقدسین خدا کی آواز کے ذریعے نجات پائیں گے۔” Spalding and Magan, 1, 2.