ما آیهٔ چهلمِ دانیال یازدهم را بررسی می‌کنیم و به خطّ نبویِ آیهٔ چهلم می‌پردازیم که با شاخِ جمهوری‌خواهی مرتبط است. ما این تطبیق را بر «زمانِ آخر» استوار می‌سازیم که در سال ۱۹۸۹ فرا رسید. آن خط نمایانگر تاریخِ ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه‌ایِ قریب‌الوقوع است، و با دورهٔ نبویِ ۵۰۸ تا ۵۳۸ نمونه‌سازی شده است؛ زمانی که پاپیّت نخست اقتدار یافت و در شورای اورلئان قانونِ یکشنبه را به اجرا گذاشت. همچنین با خطّ زمانیِ از تولدِ مسیح تا تعمیدِ او نیز نمونه‌سازی شده است.

ما همچنین به آن خطوط، خطّ تاریخ نبویِ موجود در آیهٔ دومِ دانیال یازده را می‌افزاییم. در آنجا درمی‌یابیم که ششمین رئیس‌جمهور ایالات متحده پس از زمان آخر در سال ۱۹۸۹، دونالد ترامپ است؛ که بنا بر آیه، در انتخابات سال ۲۰۱۶ «همهٔ قلمرو یونان» (جهانی‌گرایی) را «به جنبش درمی‌آورد» (بیدار می‌سازد).

سپس شروع کردیم به بررسی ویژگی‌های نبویِ مرتبط با سه قدرتی که اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبیِ کذّاب را تشکیل می‌دهند؛ اتحادی که از سال ۱۹۸۹، جهان را به سوی پایان زمانِ آزمایش، در نبردِ روز عظیمِ خدا که هارمجدون است، رهبری می‌کند. ما این ویژگی‌های نبوی را بررسی می‌کنیم تا اوصاف سیاسیِ شاخِ جمهوری‌خواهِ وحشِ زمین از مکاشفه باب سیزده را شناسایی کنیم. دو شاخِ جمهوری‌خواهی و پروتستانیسم، با دو شاخِ بر قوچِ مادها و فارس، در دانیال باب هشت، به تصویر کشیده شده بودند.

پس چشمان خود را برافراشتم و نگریستم، و اینک در برابر نهر، قوچی ایستاده بود که دو شاخ داشت؛ و هر دو شاخ بلند بودند، اما یکی از دیگری بلندتر بود، و آن‌که بلندتر بود، بعدتر برآمد. دانیال ۸:۳.

ماد و فارس قدرتی دوگانه بود، چنان‌که فرانسه در انقلاب فرانسه بود، و ایالات متحده نیز هست. دو شاخِ ایالات متحده جمهوری‌خواهی و پروتستانیسم است؛ اما آن وحشِ زمین با دو شاخ، از وحشی بره‌مانند در آغاز خود، به وحشی که در پایان خود مانند اژدها سخن می‌گوید، تغییر می‌یابد. دو خط نبویِ شاخ به‌طور موازی با یکدیگر در دانیال باب یازدهم آیهٔ چهل امتداد می‌یابند، و هنگامی که با هم در نظر گرفته شوند، هر دو در زمان آخر در 1798 آغاز می‌شوند. هنگامی که شاخ‌ها به‌صورت جداگانه بررسی شوند، شاخِ پروتستانیسم از نظر نبوی با زمان آخر در 1798 مرتبط است، و شاخِ جمهوری‌خواهی با زمان آخر در 1989 مرتبط است.

هر دو شاخ دارای ماهیتی دوگانه‌اند، چنان‌که این امر به‌وسیلهٔ سنهدرین در زمان مسیح نمونه‌وار نشان داده شد که از صدوقیان و فریسیان تشکیل شده بود. صدوقیان لیبرال بودند و فریسیان محافظه‌کار، و با آنکه دشمنان آشکار یکدیگر بودند، در برابر مسیح بر صلیب با هم متحد شدند. در قانون یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد، هر دو شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد و جمهوری‌خواهیِ مرتد، در برابر سبت‌نگه‌دارانِ وفادارِ روز هفتمِ مسیح، رابطه‌ای میان کلیسا و دولت برقرار خواهند کرد؛ اما همان‌گونه که این دو شاخ در طول تاریخِ وحشِ زمین‌خیز پیش می‌روند، هر یک از این شاخ‌ها نیز مناقشه‌ای درونی دارند که با لیبرالیسمِ صدوقیان و محافظه‌کاریِ فریسیان به تصویر کشیده شده است.

اکنون شاخِ جمهوری‌خواهی را بررسی می‌کنیم، و اینک توجه کنید که حزب دموکرات ریشه‌های خود را تا همان آغازهای تاریخ ایالات متحده دنبال می‌کند. این حزب در سال ۱۸۲۸ تشکیل شد، اما خاستگاه‌های سیاسی آن به توماس جفرسون و جیمز مدیسون بازمی‌گردد. بر طبق شهادتِ دو شاخِ ماد و فارس، حزب جمهوری‌خواه در سال ۱۸۵۴، در مخالفت با موضعِ طرفدارِ برده‌داریِ حزب دموکرات، تأسیس شد. بنابراین، آن شاخِ «بلندتر» در باب هشتمِ دانیال بود، زیرا آن شاخی بود که بعدتر برآمد.

دربارۀ ماهیت دوگانۀ شاخ جمهوری‌خواه، حزب دموکرات نخست پدید آمد و حزب جمهوری‌خواه پس از آن برخاست. مسئله‌ای که به پیدایش حزب جمهوری‌خواه انجامید، موضع ضدّ برده‌داری آن در مخالفت با موضع طرفدار برده‌داریِ حزب دموکرات بود. مضمون مشترک هر دو شاخ، یا بردگی سیاسی است یا بردگی روحانی. از همین رو، سال ۱۸۶۳ برای هر دو شاخ به نقطۀ عطفی بدل شد. در سال ۱۸۶۳، شاخ جمهوری‌خواه آزادی بردگان را اعلام کرد، و مقاومت حزب دموکرات در برابر آن آزادی، نه تنها به تثبیت رسمی حزب جمهوری‌خواه انجامید، بلکه جنگ داخلی ایالات متحده را نیز پدید آورد. در سال ۱۷۷۶ ایالات متحده سخن گفت و بردگیِ هم پادشاهان اروپایی (حکومت مدنی) و هم پاپ (حکومت کلیسایی) را رد کرد. سپس در سال ۱۷۸۹، هنگامی که قانون اساسی به اجرا درآمد، ایالات متحده سخن گفت. آن وحشِ زمین عملاً «سیل» آزار و شکنجۀ پاپی و سلطنتیِ اروپا را «فرو برده بود».

و مار از دهان خود در پیِ آن زن، آب را چون سیلابی بیرون افکند تا او را به سیلاب گرفتار سازد و ببرد. و زمین زن را یاری کرد، و زمین دهان خود را گشود و آن سیلاب را که اژدها از دهان خود افکنده بود، فرو بلعید. و اژدها بر زن خشمگین شد و رفت تا با باقی‌ماندگانِ نسل او، که احکام خدا را نگاه می‌دارند و شهادت عیسی مسیح را دارند، جنگ کند. مکاشفه ۱۲:۱۵–۱۷

سپس، در هنگام پیدایش ایالات متحده به‌عنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس در سال ۱۷۹۸، ایالات متحده بار دیگر سخن گفت، و بدین‌سان آنچه را که ایالات متحده در پایان خواهد گفت در تاریخ به ثبت رسانید؛ زیرا عیسی همواره پایان را با آغاز به تصویر می‌کشد. وحشِ زمین در قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، همچون اژدها سخن خواهد گفت، و چون چنین کند، دیگر ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس نخواهد بود. آنچه در آغاز خود به‌عنوان پادشاهی‌ای از نبوتِ کتاب‌مقدس در سال ۱۷۹۸ گفت، نمایانگر آن چیزی است که بار دیگر خواهد گفت، آنگاه که همچون اژدها سخن بگوید.

قوانین مهاجرتیِ ۱۷۹۸ که به «قوانین بیگانگان و فتنه» معروف‌اند، مجموعه‌ای از چهار قانون بودند که در سال ۱۷۹۸ توسط کنگرهٔ ایالات متحده به تصویب رسیدند و به امضای رئیس‌جمهور جان آدامز به قانون تبدیل شدند. این قوانین عمدتاً به مسائل مربوط به بیگانگان (اتباع خارجی) مقیم ایالات متحده می‌پرداختند و در آن دوره تأثیر چشمگیری بر مهاجرت داشتند. این چهار قانون عبارت بودند از:

قانون تابعیتِ ۱۷۹۸: اس قانون نے تارکینِ وطن کے لیے ریاستہائے متحدہ کے شہری بننے کی رہائشی مدت کی شرط کو پانچ برس سے بڑھا کر چودہ برس کر دیا۔ اس نے تارکینِ وطن کے لیے شہری بننا اور سیاسی عمل میں حصہ لینا زیادہ دشوار بنا دیا۔

قانون دوستان بیگانه: این قانون به رئیس‌جمهور اجازه می‌داد در زمان صلح، هر غیرشهروندی را که «برای صلح و امنیت ایالات متحده خطرناک» تشخیص داده می‌شد، اخراج کند. این قانون در اخراج بیگانگان، اختیار گسترده‌ای به رئیس‌جمهور می‌داد.

قانون دشمنانِ بیگانہ: اس قانون نے صدر کو یہ اختیار دیا کہ وہ جنگ کے زمانے میں کسی دشمن ملک کے کسی بھی مرد شہری کو گرفتار کرے، حراست میں رکھے، اور ملک بدر کرے۔ یہ بنیادی طور پر دشمن ممالک سے تعلق رکھنے والے ممکنہ جاسوسوں یا تخریب کاروں کو ہدف بنانے کے لیے وضع کیا گیا تھا۔

قانون فتنه: هرچند مستقیماً به مهاجرت مربوط نبود، قانون فتنه انتشار اظهارات کاذب، افترا‌آمیز یا مغرضانه علیه دولت ایالات متحده، کنگره یا رئیس‌جمهور را، با قصد بدنام‌کردن آنان یا بی‌اعتبار ساختنشان، جرم می‌شمرد. از این قانون برای سرکوب مخالفت سیاسی و انتقاد استفاده می‌شد.

جَوهرُ قوانينِ الأجانبِ والفتنةِ في بدايةِ الولاياتِ المتحدةِ بوصفِها المملكةَ السادسةَ سنةَ 1798، يُحدِّدُ بوضوحٍ قصدَ دونالد ترامب ومؤيِّديه من حركةِ MAGA. وكانت تلك القوانينُ «الأوَّلَ» في التكلُّم؛ وعندما يتكلَّمُ وحشُ الأرضِ كتنينٍ في «آخِرِه»، ستكونُ القوانينُ شديدةَ الشبهِ بها. وإنَّ كونَ ظرفِ التاريخِ الحاضرِ يعكسُ على نحوٍ كاملٍ المنطقَ الذي لأجلِه تُكرَّرُ هذه القوانينُ هو توقيعُ المسيحِ بوصفِه الألفَ والياءَ. وفي وسطِ «تكلُّمِ» وحشِ الأرضِ سنةَ 1863، كان إعلانُ التحريرِ الصادرُ عن أوَّلِ رئيسٍ جمهوريّ.

اعلامیهٔ آزادی، نقطهٔ دقیقِ میانیِ جنگ داخلی را مشخص کرد؛ و از این‌رو، تعریف واژهٔ عبریِ «حقیقت» در سه نشانهٔ راهِ سخن گفتنِ وحشِ زمین یافت می‌شود. نخستین حرفِ الفبای عبری همان حرفِ آخر است، و سیزدهمین حرف، نمادِ عصیان است.

در این مقطع باید مورد توجه قرار گیرد که سال ۱۸۶۳، و شورشی که در آنجا شناسایی شده است، همچنین در کلیسای ادونتیست لائودیکیه که به‌وسیلهٔ شاخ پروتستان نمایان شده است، در همان زمانی تحقق یافت که شاخ جمهوری‌خواه در حال آشکار ساختن یک شورش سیاسی بود. ماهیت دوگانهٔ شاخ پروتستان از طریق گذار جنبش ادونتیستی فیلادلفیایی به کلیسای ادونتیست لائودیکیه شناخته شد، و ماهیت دوگانهٔ شاخ جمهوری‌خواه در مناقشه میان موضع طرفدار برده‌داریِ حزب دموکرات، که حزب ضد برده‌داریِ جمهوری‌خواه و نخستین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه را پدید آورد، شناخته گردید.

اولین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه در میانهٔ امضای نبویِ سه‌مرحله‌ایِ «حقیقت» قرار داده شده است. ازاین‌رو، او پایانِ دورهٔ نخست و آغازِ دورهٔ دوم است؛ همان‌گونه که صلیب، پایانِ سه سال و نیمِ خدمتِ شخصیِ مسیح بود، و نیز آغازِ سه سال و نیمِ خدمتِ او در شخصِ شاگردانش. آغازِ خدمتِ شخصیِ او در تعمیدش بود، که به‌طور نمادین نمایانگرِ مرگِ او بود، و آن دوره با مرگِ او پایان یافت. مرگِ او خدمتِ شاگردانش را آغاز کرد، خدمتی که با مرگِ شاگردِ او، استیفان، پایان پذیرفت.

«سخن گفتن» قوانین بیگانگان و فتنه در سال 1798 آغاز دوره‌ای بود که با «سخن گفتن» اعلامیۀ آزادی بردگان به پایان رسید. اعلامیۀ آزادی بردگان آغاز دورۀ دومی را رقم زد که هنگامی پایان می‌یابد که ایالات متحده همچون اژدها «سخن بگوید». رئیس‌جمهوری که در سال 1863 «سخن گفت»، نخستین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه بود؛ بنابراین، آخرین رئیس‌جمهور نیز جمهوری‌خواه خواهد بود.

وہاں دو تحریکیں ہیں جو مکاشفہ باب چودہ کے تین فرشتوں کے ذریعہ پیدا ہوتی ہیں۔ پہلے اور دوسرے فرشتے کے پیغامات ملیری تحریک کے وسیلہ سے پیش کیے گئے، جس نے بغاوت کی اور 1863 میں ایک سرکاری کلیسیا بن گئی۔ یسوع ہمیشہ کسی چیز کے انجام کو اُس کے آغاز کے ساتھ واضح کرتا ہے۔ تیسرے فرشتے کی تحریک، جو مکاشفہ باب اٹھارہ کے زورآور فرشتے بھی ہے، تین فرشتوں کی دو تحریکوں میں سے آخری ہے۔ جو کچھ 1798 میں حقیقی پروٹسٹنٹ سینگ کی ایک تحریک کے طور پر شروع ہوا، وہ 1863 کی بغاوت میں ایک کلیسیا میں منتقل ہو گیا، اور جب زمین کے درندے کی تاریخ عنقریب آنے والے اتوار کے قانون پر اپنے اختتام کو پہنچے گی، تو 1863 کی باغی کلیسیا دوبارہ ایک غیر سرکاری تحریک میں منتقل ہو جائے گی، کیونکہ جو چیز ایک تحریک کے طور پر شروع ہوتی ہے وہ ایک تحریک کے طور پر ہی ختم ہوتی ہے۔

در گذارهای شاخِ پروتستان در آغاز و انجام، یک جنبش به کلیسا تبدیل می‌شود، و سپس در پایان بار دیگر به جنبش بازمی‌گردد. در نخستین نقطهٔ گذار، در آغاز، فیلادلفیا به لائودیکیه تبدیل شد، و در نقطهٔ گذارِ پایان، لائودیکیه دوباره به فیلادلفیا تبدیل می‌شود.

برای شاخِ جمهوری‌خواه، نقطهٔ انتقال همان تاریخِ منتهی به جنگ داخلی بود که حزب جمهوری‌خواه را پدید آورد. برای شاخِ پروتستان، نقطهٔ انتقال سال‌های ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳ بود که همان تاریخِ یکسانِ انتقال برای شاخِ جمهوری‌خواه نیز بود. حزب جمهوری‌خواهِ ضدّ برده‌داری که در ۱۸۵۴ تأسیس شد، نخستین مجمع ملّی خود را در ۱۸۵۶ برگزار کرد. برای شاخِ پروتستان، نمادِ تمرّد سازمان‌یابیِ قانونیِ یک کلیسا بود. برای شاخِ جمهوری‌خواه، حزب دموکراتِ طرفدارِ برده‌داری نمادِ تمرّد است.

فرشتهٔ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ برای بار دوم به قادِش بازگشت و انتقال از کلیسا به جنبش در ساختار نبویِ مَثَلِ ده باکره آغاز شد. نخستین نومیدی در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ در تحقق نهایی و کاملِ مَثَلِ ده باکره رخ داد، و در همان سال، ششمین رئیس‌جمهور از زمان آخر در ۱۹۸۹، یعنی آن رئیس‌جمهوری که می‌بایست قلمرو یونان را «برانگیزد»، از نظر سیاسی «زخمی مهلک» دریافت کرد، همان‌گونه که نخستین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه نیز زخم مهلکی حقیقی دریافت کرد.

د بارانِ اخير اندازه‌گيری‌شده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، و تا قانون يکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد ادامه می‌يابد؛ جايی که سپس بارانِ اخير بی‌اندازه فرو ريخته می‌شود. بارانِ اخير همان قدرتی است از اعلی، و خواهر وايت مکرراً تصريح می‌کند که در زمانی که قدرتی از بالا نازل می‌شود، قدرتی شيطانی از زير صعود خواهد کرد. در کتاب مکاشفه سه قدرت شيطانی وجود دارد که از چاهِ بی‌انتهايِ شيطان صعود می‌کنند. اسلام در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ از چاه بی‌انتها صعود کرد، در توافق با دودی که در مصيبت نخست، در باب نهم، از چاه بی‌انتها برخاست.

اور پانچویں فرشتے نے نرسنگا پھونکا، اور میں نے ایک ستارے کو آسمان سے زمین پر گرتا ہوا دیکھا، اور اسے اتھاہ گڑھے کی کنجی دی گئی۔ اور اس نے اتھاہ گڑھا کھولا؛ اور اس گڑھے میں سے ایک بڑے بھٹے کے دھوئیں کی مانند دھواں اٹھا؛ اور اس گڑھے کے دھوئیں کے سبب سورج اور ہوا تاریک ہو گئے۔ اور اس دھوئیں میں سے ٹڈیاں زمین پر نکل آئیں؛ اور انہیں قدرت دی گئی، جیسی زمین کے بچھوؤں کو قدرت حاصل ہوتی ہے۔ اور انہیں حکم دیا گیا کہ وہ نہ زمین کی گھاس کو نقصان پہنچائیں، نہ کسی ہری چیز کو، نہ کسی درخت کو؛ بلکہ صرف اُن لوگوں کو جن کی پیشانیوں پر خدا کی مُہر نہیں ہے۔ مکاشفہ 9:1–4۔

جب تیسرے ہائے کا اسلام 11 ستمبر 2001ء کو، جیسا کہ پہلے ہائے سے نمونہ دیا گیا تھا، وارد ہوا، تو وہ اُن لوگوں کو نقصان نہ پہنچا سکا جن پر خدا کی مُہر تھی؛ یوں ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مُہر بندی کے آغاز کی نشاندہی ہوئی۔ مُہر بندی کا اختتام ریاستہائے متحدہ میں عنقریب آنے والے اتوار کے قانون پر ہوتا ہے، اور یہی وہ مقام ہے جہاں وہ سمندری درندہ، جسے ایک جان لیوا زخم لگا تھا اور جسے فراموش کر دیا گیا تھا، اتھاہ گڑھے سے اوپر آتا ہے تاکہ سات میں سے ہو کر آٹھویں سلطنت بن جائے۔

وحشی که دیدی، بود و نیست؛ و از هاویه برخواهد آمد و به هلاکت خواهد رفت. و ساکنان زمین، آنان که نام‌هایشان از بنیاد عالم در دفتر حیات نوشته نشده است، چون آن وحش را بنگرند که بود و نیست و با این حال هست، در شگفت خواهند شد. مکاشفه 17:8

دوران نبویِ مُهر شدنِ یک‌صد و چهل‌وچهار هزار تن با قدرتی آغاز شد که از هاویه برمی‌خاست، و با قدرتی که از هاویه برمی‌خیزد به پایان خواهد رسید. در میانهٔ آن تاریخ، وحشِ الحاد، قدرتِ اژدهاییِ «ووک» نیز از هاویه برمی‌خیزد تا آن دو شاهد را بکشد. آلفا و اُمگا امضای خود را بر این تاریخ نهاد.

و چون شهادت خود را به پایان رسانند، آن وحش که از هاویه برمی‌آید، با ایشان جنگ خواهد کرد و بر ایشان غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت. و اجساد ایشان در کویِ آن شهر بزرگ خواهد افتاد؛ شهری که از لحاظ روحانی، سدوم و مصر خوانده می‌شود، همان‌جا که خداوند ما نیز مصلوب گردید. و مردمانی از قوم‌ها و قبیله‌ها و زبان‌ها و امت‌ها، اجساد ایشان را سه روز و نیم خواهند دید و نخواهند گذاشت که اجساد ایشان در قبرها نهاده شود. و ساکنان زمین بر ایشان شادی خواهند کرد و وجد خواهند نمود و به یکدیگر هدایا خواهند فرستاد، زیرا این دو نبی ساکنان زمین را عذاب می‌دادند. و پس از سه روز و نیم، روحِ حیات از جانب خدا در ایشان داخل شد، و بر پاهای خود ایستادند؛ و ترسی عظیم بر آنان که ایشان را دیدند، مستولی گردید. مکاشفه ۱۱:۷–۱۱

در سال ۲۰۲۰، شاخ‌های جمهوری‌خواه و پروتستانِ حقیقی کشته شدند. یکی به‌دست قدرتِ اژدهاییِ سیاسیِ الحاد، و دیگری به‌دست قدرتِ اژدهاییِ روحانیِ الحاد. سپس آنان برای مدتی که به‌صورت سه روز و نیم نمادپردازی شده است، مرده بودند؛ پس از آن بر پای‌های خود ایستادند، و ترس عظیمی بر کسانی که به‌عنوان قدرت اژدهایی نمایش داده شده‌اند، فرو افتاد. ترسی که اکنون از سوی دموکرات‌های مترقی در برابر ظهور دوبارهٔ اقتدار سیاسیِ دونالد ترامپ ابراز می‌شود، تحققِ نبوت است. «ترسی» که از سوی کسانی ابراز می‌شود که از خدمتِ Future for America پیروی کرده‌اند، نمایانگر نوعی متفاوت از ترس است.

آنان که باید از پیامِ «Future for America» بترسند، ادونتیست‌های لائودکیایی‌اند، که همگی فراخوانده شده بودند تا در شمارِ آن یکصد و چهل و چهار هزار باشند. اما چون لائودکیاییانی تثبیت‌شده‌اند و در نسلِ چهارم زندگی می‌کنند، که همان نسل‌های افعی‌زادگان و زناکاران است، هیچ ترسی در خود ندارند. آن ترسی که باید بدان چنگ زنند، همان انجیلِ جاودان است که به انسان‌ها فرمان می‌دهد: «از خدا بترسید و او را جلال دهید، زیرا ساعتِ داوریِ او فرا رسیده است.»

آن ساعت، ساعتِ زلزلهٔ عظیم است؛ زلزله‌ای که هنگامی واقع می‌شود که دو شاهدِ یکصد و چهل و چهار هزار تن به‌عنوان عَلَم برافراشته می‌شوند، درست در همان زمان که کلیسای لائودیکیه از دهان خداوند بیرون افکنده می‌شود.

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

«و چون شهادتِ خود را به پایان رسانند، آن وحش که از هاویه برمی‌آید با ایشان جنگ خواهد کرد و بر ایشان غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت. و اجساد ایشان در کوچهٔ شهرِ عظیم خواهد افتاد؛ شهری که از جهت روحانی سُدوم و مصر خوانده می‌شود، همان‌جا که خداوندِ ما نیز مصلوب شد.» [مکاشفه 11:7، 8.]

“این رویدادها می‌بایست نزدیک به پایان آن دوره‌ای رخ دهند که در آن شاهدان در پلاس شهادت می‌دادند. شیطان به‌واسطهٔ دستگاه پاپی، مدت‌ها بود که قدرت‌هایی را که در کلیسا و دولت فرمان می‌راندند، زیر سلطهٔ خود داشت. نتایج هولناک آن، به‌ویژه در کشورهایی که نور اصلاحات را رد کرده بودند، آشکار بود. حالتی از پستی و فساد اخلاقی وجود داشت که مشابه وضعیت سدوم درست پیش از هلاکت آن، و نیز همانند بت‌پرستی و تاریکی روحانی‌ای بود که در ایام موسی بر مصر حاکم بود.” روح نبوت، جلد ۴، ۱۹۰.