مُدَّةُ خَتْمِ الْمِئَةِ وَالأَرْبَعَةِ وَالأَرْبَعِينَ أَلْفًا، مِنْ 11 سِبْتَمْبِر/أَيْلُول 2001 إِلَى قُرْبِ صُدُورِ قَانُونِ الأَحَدِ فِي الوِلَايَاتِ الْمُتَّحِدَةِ، هِيَ الْفَتْرَةُ النَّبَوِيَّةُ الَّتِي يَتَحَقَّقُ فِيهَا كُلُّ رُؤْيَا فِي كَلِمَةِ اللهِ فِي الأَيَّامِ الأَخِيرَةِ.
پس بدیشان بگو: خداوند یهوه چنین میفرماید: این مثل را از میان خواهم برداشت، و دیگر آن را در اسرائیل به صورت مثل به کار نخواهند برد؛ بلکه به ایشان بگو: روزها نزدیک است، و تحققِ هر رؤیا. حزقیال ۱۲:۲۳
در آن خط، فرشتهٔ سوم بار دیگر فرا میرسد، و بدینسان، این امر بهوسیلهٔ فرارسیدن فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تا عصیانِ ۱۸۶۳ بازنمایی میشود. عصیانِ ۱۸۶۳ بهوسیلهٔ نخستین عصیانِ اسرائیلِ باستان در قادش نمایانده شد، و ازاینرو بهوسیلهٔ تمام تاریخ از عبور از دریای سرخ تا نخستین عصیانِ قادش بازنمایی میگردد. نخستین عصیانِ قادش نمونهٔ پیشگویانهٔ دومین عصیانِ قادش بود، و بنابراین خطِ از مرگِ هارون تا دومین عصیانِ قادش در خطِ مُهر شدن تکرار میشود.
یہ بات ملریوں کی تاریخ میں، 1840 سے 1844 تک، دوبارہ دہرائی جاتی ہے، جس کی تمثیل مسیح کے بپتسمہ سے صلیب تک کے عرصہ میں پائی جاتی ہے، اور جو صلیب سے استفانُس کے سنگسار کیے جانے تک کی تاریخ کی بھی نمائندگی کرتی تھی۔ سطر پر سطر، قدیم انبیا میں سے ہر ایک نے اس زمانی دور کے بارے میں اُن ایام سے بھی زیادہ کلام کیا جن میں وہ خود زندہ تھے۔
«هر یک از انبیای باستانی کمتر برای زمان خود سخن گفتند تا برای زمان ما، از اینرو نبوت ایشان برای ما نافذ است. «و این همه بر ایشان واقع شد تا عبرتها باشد، و مکتوب شد برای تنبیه ما که انتهای عالمها بر ما رسیده است.» 1 Corinthians 10:11. «نه برای خودشان، بلکه برای ما آن چیزها را خدمت میکردند که اکنون به شما خبر داده شده است بهواسطهٔ آنان که انجیل را به شما بشارت دادند، با روحالقدس که از آسمان فرستاده شد؛ اموری که فرشتگان آرزومندند در آنها بنگرند.» 1 Peter 1:12....»
«کتابمقدس گنجینههای خود را برای این نسلِ آخر گرد آورده و به هم پیوسته است. همهٔ رویدادهای عظیم و وقایعِ پرهیبتِ تاریخِ عهد عتیق، در این ایامِ آخر، در کلیسا تکرار شدهاند و میشوند.» Selected Messages, book 3, 338, 339.
„آخری نسل“ پطرس کی برگزیدہ نسل ہے، یعنی ایک لاکھ چوالیس ہزار، اور وہ 11 ستمبر 2001 سے لے کر جلد آنے والے اتوار کے قانون تک چنے جاتے ہیں، جہاں پھر وہ ایک جھنڈے کے طور پر بلند کیے جاتے ہیں۔ خدا کے کلام کے „تمام“—بعض نہیں، بلکہ „تمام عظیم واقعات اور سنجیدہ معاملات“—„اپنے آپ کو دہرا رہے ہیں“ „آخری ایام“ کی „کلیسیا“ کی „آخری نسل“ میں۔ مُہر لگنے کی لکیر میں، بائبل کی تمام کتابیں آپس میں ملتی ہیں اور اختتام کو پہنچتی ہیں۔
«در مکاشفه، همهٔ کتابهای کتابمقدس به هم میرسند و پایان میپذیرند. اینجا متممِ کتاب دانیال است. یکی نبوت است؛ دیگری مکاشفه. کتابی که مُهر شده بود، مکاشفه نیست، بلکه آن بخش از نبوت دانیال است که به ایام آخر مربوط میشود. فرشته فرمان داد: “اما تو، ای دانیال، کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مُهر کن.” دانیال ۱۲:۴.» اعمال رسولان، ۵۸۵.
«بخشِ نبوتِ دانیال مربوط به ایام آخر» که مُهر آن گشوده شد، همان رؤیاهایی است که نزد دو نهر بزرگِ شنعار، یعنی اولای و حدّاقل، به دانیال داده شد. آن رؤیاها دانیال باب هشت، آیات سیزده و چهارده، و باب یازده، آیات چهل تا چهلوپنج را نمایندگی میکنند. زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار، آن تاریخ است که در آن مسیح، بهعنوان کاهن اعظم آسمانی، برگزیدگانِ نسلِ نهایی را برای ابد در رابطهای مرکب از الهی و انسانی مُهر مینهد. آیهٔ چهلِ دانیال یازده، رابطهٔ اژدها، وحش و نبیِ کذّاب را مشخص میسازد که اکنون با هم جهان را بهسوی هارمَجِدّون رهبری میکنند؛ چنانکه در تاریخِ شاخِ جمهوریخواهی بر وحشِ زمینی بازنمایی شده است، همان وحشی که در طی تاریخِ آیهٔ چهل بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس حکم میراند. آیهٔ چهل همچنین جداییِ حکیمان و جاهلان را مشخص میسازد که تاریخِ شاخِ پروتستانیسم را در همان دوره تعریف میکند، از 1798 آغاز شده تا قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد.
تمامِ «کتابهای کتابِ مقدّس» در کتابِ مکاشفه «به هم میرسند و پایان مییابند»، و هنگامی که به هم میرسند، کتابِ مکاشفه کتابِ دانیال را «تکمیل» میکند، و واژهٔ «تکمیل» به معنای به کمال رساندن است. در زمانِ مُهر شدنِ آن صد و چهل و چهار هزار، چنانکه در کتابِ مکاشفه به تصویر کشیده شده است، نبوّتهای دانیال که در ایّامِ آخر گشوده شدند، به کمال رسانده میشوند، آنگاه که سطر بر سطر، بر خطّ تاریخِ نمایاندهشده در بابِ هجدهمِ مکاشفه، که با صدای آیاتِ یک تا سه آغاز میشود و با صدای دومِ آیهٔ چهار پایان مییابد، با یکدیگر گرد آورده میشوند.
کمالِ رؤیای نبوی که در کتاب دانیال بهوسیلهٔ نهر حِدِّقِل نمایانده شده است، بیانگر کمالِ رؤیتِ بیرونیِ دشمنانِ قومِ خداست که مقدس و لشکر را پایمال میکنند. کمالِ رؤیای نبوی که در کتاب دانیال بهوسیلهٔ نهر اولای نمایانده شده است، بیانگر کمالِ رؤیتِ درونیِ مسیح است که آنگاه که وعدهٔ عهد را در پیوند دادنِ الوهیت با انسانیت بر نسلِ نهاییِ برگزیده به انجام میرساند، در میان قومِ خود ظاهر میشود.
تاریخِ مُہرگزاری، جو زمینی درندہ کے ریپبلکن سینگ پر مرکوز ہے، 2001 میں زمینی درندہ کے پیٹریاٹ ایکٹ بولنے سے شروع ہوتی ہے، اور اُس بولنے پر ختم ہوتی ہے جس کی نمائندگی 1798 کے ایلین اور سیڈیشن ایکٹس نے کی، جو مکاشفہ باب تیرہ میں یوں پیش کیے گئے ہیں کہ زمینی درندہ اژدہا کی مانند بولتا ہے۔ 1798 کے ایلین اور سیڈیشن ایکٹس ایک ایسی لکیر کے اختتام کی نمائندگی کرتے ہیں جو 1776 میں اعلانِ آزادی کے بولے جانے سے شروع ہوئی۔ نبوتی تاریخ کے اُس دورانیے کے وسط میں، زمینی درندہ نے 1789 میں آئین کو نافذالعمل ہونے کے لیے بول دیا۔
بیانِ 1776 با بیانِ قانون میهندوستی همراستا است، و قوانین بیگانگان و فتنه نمایانگر قانون یکشنبهای است که بهزودی در ایالات متحده خواهد آمد. در میانهٔ آن تاریخ، باید بیانِ دیگری نیز باشد که با 1789 همراستا باشد. صدای نخستِ مکاشفهٔ هجده، آیاتِ یک تا سه، آشکارا چنین شناخته میشود که در زمانی وارد شد که بناهای عظیمِ شهر نیویورک فرو افکنده شدند. صدای دومِ آیهٔ چهار نیز بهروشنی بهعنوان قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد شناخته میشود. هر دوی آن صداها، صداهای الهیاند، زیرا هر دو صدای آن فرشتهای هستند که قرار است زمین را با جلالِ خود منوّر سازد، همان که خواهر وایت او را فرشتهٔ اولِ مکاشفهٔ چهارده معرفی میکند. عیسی نخستین فرشته بود، و او همواره پایانِ یک چیز را با آغازِ آن به تصویر میکشد؛ پس او همچنین فرشتهٔ سوم نیز هست، همان فرشتهای که زمین را با جلالِ خود منوّر میسازد.
فرشتهٔ نخست همچنین در باب دهمِ مکاشفه به تصویر کشیده شده است، در حالیکه در 11 اوت 1840 فرود میآید، و بدینسان نزول آن فرشته را در 11 سپتامبر 2001 بهگونهای نمادین پیشنمایی میکند. خواهر وایت بهصراحت بیان میدارد که فرشتهای که در باب دهم فرود آمد، «کسی کمتر از خودِ عیسی مسیح نبود.» صدای نخست و دومِ مکاشفهٔ هجده، صدای مسیح است. آن تاریخ بهگونهای نمادین در 1776، 1789 و 1798 بازنمایی شده است، هنگامی که حیوانِ زمین سه بار سخن گفت. صدای مسیح که در میان آن دو صدای مکاشفهٔ هجده سخن میگوید، زمانی است که او در باب یازدهمِ مکاشفه سخن میگوید.
اور ساڑھے تین دن کے بعد خدا کی طرف سے زندگی کی روح اُن میں داخل ہوئی، اور وہ اپنے پاؤں پر کھڑے ہو گئے؛ اور جنہوں نے اُنہیں دیکھا اُن پر بڑا خوف طاری ہو گیا۔ اور اُنہوں نے آسمان سے ایک بڑی آواز سنی جو اُن سے کہتی تھی، یہاں اوپر آ جاؤ۔ اور وہ بادل پر سوار ہو کر آسمان پر چڑھ گئے؛ اور اُن کے دشمن اُنہیں دیکھتے رہے۔ مکاشفہ 11:11، 12۔
در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، ندایی از آسمان (ندای مسیح) آغاز به برانگیختن آن دو شاهدی کرد که بهدست اژدهای بیخدای برآمده از هاویه در کوچهها کشته شده بودند. از آن نقطه، مسائل مرتبط با قانون اساسی ایالات متحده به موضوعی نبوی بدل شد، زیرا در ندای بعدی که بهوسیلهٔ ۱۷۹۸ نمایانده میشود، قانون اساسی بهطور کامل سرنگون خواهد شد. هر یک از سه نشانِ راهِ ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸، با سه ندای الهی که بهعنوان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ژوئیهٔ ۲۰۲۳، و قانون یکشنبهٔ بهزودی فرارسنده مشخص شدهاند، همتراز هستند.
این سه گام با سه مرحلهٔ مصیبت سوم هماهنگاند؛ مصیبتی که با ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، ۷ اکتبر ۲۰۲۳، و قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد نمود یافته است؛ زمانی که شیپور هفتم، که همان مصیبت سوم است، ناگهان در ساعتِ «زلزلهای عظیم» فرا میرسد. در سال ۲۰۲۳، انتقالِ هر دو شاخِ وحشِ زمین آغاز شد، چنانکه در خوابِ پنهانیِ تمثالِ نبوکدنصر به تصویر کشیده شده است. خواب نبوکدنصر در باب دوم، رازی بود که تنها خدا میتوانست آن را آشکار سازد، و او آن را بر کسانی آشکار کرد که از نخستین آزمون، که در باب اول دانیال به تصویر درآمده است، گذشته بودند.
انیال و آن سه یارِ شایسته در فصل نخست، که از نخستین آزمون سرافراز بیرون آمدند، همان کسانی بودند که برگزیدند خوراک آسمانی را بخورند و از رژیم بابِل سر باز زنند. ایشان همان کسانیاند که یوحنا در مکاشفه فصل دهم از آنان سخن میگوید؛ آنان که کتاب کوچک را از دست فرشته میگیرند—که مقامی جز خودِ عیسی مسیح ندارد—و پیامِ مندرج در آن را میخورند. آنان همان کسانیاند که در یوحنا فصل ششم، برگزیدند گوشت را بخورند و خونِ مَنّای آسمانی را بنوشند؛ همان چیزی که طبقهٔ دیگر آن را رد کرد و آنگاه از مسیح روی برتافت و دیگر هرگز با او راه نرفت، در فصل ششم، آیهٔ شصتوشش.
در آن سیر، مسیح در جلیل تعلیم میداد، که معنای آن «لولا» یا «نقطهٔ تحول» است. او در آنجا پیامِ مَنِّ آسمانی را عرضه کرد، که شاگردانش میبایست آن را بخورند؛ همانگونه که یوحنا در مکاشفه باب دهم خورد، و حزقیال در باب سوم، و ارمیا در باب پانزدهم. تاریخی که یوحنا در مکاشفه باب دهم، هنگامی که کتابچه را خورد، نمایان ساخت، تاریخ میلیریها از ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۴ را مجسم میکرد؛ اما بیش از آنکه بهطور مستقیم نمایانگر تاریخ میلیریها باشد، بهطور مستقیمتر نمایانگر دورهٔ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر بود. این امر از خودِ باب آشکار است، از رهگذرِ دستورهایی که به یوحنا داده شد، آنگاه که به او گفته شد کتابچه را بخورد.
وَسِرْتُ إِلَى الْمَلَاكِ، وَقُلْتُ لَهُ: أَعْطِنِي السِّفْرَ الصَّغِيرَ. فَقَالَ لِي: خُذْهُ وَكُلْهُ؛ فَإِنَّهُ سَيَجْعَلُ بَطْنَكَ مُرًّا، وَلَكِنَّهُ يَكُونُ فِي فَمِكَ حُلْوًا كَالْعَسَلِ. رؤيا 10:9
در این آیه، پیشاپیش به یوحنا گفته شد که گرفتن و خوردنِ کتابِ کوچک چه تجربهای را از پیامی که میخورد پدید خواهد آورد. میلریها پیش از تحقق تاریخیِ نمادپردازیِ یوحنا دربارهٔ خطِّ تاریخِ نبویِ خویش، تجربههای تلخ و شیرین را درنمییافتند. اما به یکصد و چهل و چهار هزار نفر از پیش گفته شده است، و از ایشان خواسته شده است که بدانند. هنگامی که یوحنا یا تاریخِ حرکتِ فرشتهٔ اول را به تصویر میکشد یا تاریخِ فرشتهٔ سوم را، آن پیام دو طبقه از عبادتکنندگان را پدید میآورد، و سپس با آن نومیدیِ تلخ پایان مییابد. هنگامی که ارمیا کتابِ کوچک را خورد، آنگاه از معاشرت با «مجمعِ استهزاکنندگان» سر باز زد.
در مجلسِ استهزاکنندگان ننشستم و شادی نکردم؛ به سببِ دستِ تو تنها نشستم، زیرا مرا از خشم پر ساختهای. ارمیا ۱۵:۱۷.
وقتی حزقیال طومار کوچک را خورد، به او گفته شد که پیام را به شورشیانِ خاندانِ اسرائیل برساند، که گوش فرا نخواهند داد.
علاوه بر این، به من گفت: «ای پسر انسان، آنچه را مییابی بخور؛ این طومار را بخور و برو و با خاندان اسرائیل سخن بگو.... اما خاندان اسرائیل به تو گوش نخواهند داد؛ زیرا به من گوش نمیدهند؛ چون تمامی خاندان اسرائیل گستاخ و سختدلاند.» حزقیال ۳:۱، ۷
Όταν ο Χριστός πρόσφερε τον επουράνιο άρτο, που ήταν η σάρκα Του και το αίμα Του, στην κατ’ οίκον εκκλησία Του στη Γαλιλαία, η τάξη που απομακρύνθηκε δεν περπάτησε πλέον μαζί Του, και το γεγονός ότι αυτό συνέβη στο κεφάλαιο ΕΞΙ, εδάφιο ΕΞΗΝΤΑ ΕΞΙ, προσδιορίζει ότι η βρώση είναι το πρώτο μέρος μιας δοκιμαστικής διαδικασίας τριών σταδίων, η οποία αρχίζει με την κάθοδο του αγγέλου. Η δεύτερη δοκιμασία είναι εκεί όπου φανερώνονται οι δύο τάξεις, είτε πρόκειται για την αντίθεση του Ιεζεκιήλ προς τον σκληρόκαρδο οίκο του Ισραήλ, είτε για τις φρόνιμες και τις μωρές παρθένες τόσο της αρχής όσο και του τέλους του Αντβεντισμού, είτε για τον Ιερεμία σε αντιπαράθεση προς τη σύναξη των εμπαικτών, είτε διά του Δανιήλ και των τριών αξίων σε αντιδιαστολή προς τους σοφούς της Βαβυλώνας στο δεύτερο κεφάλαιο του Δανιήλ.
در امتدادِ یوحنا باب شش، رسیدن به جلیل برابر است با ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱. پیامِ خوردنِ جسم و نوشیدنِ خون، همان تاریخی است که در نهایت به قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد منتهی میشود. «انسان همان چیزی است که میخورد»؛ چنانکه در دانیال و آن سه یارِ برگزیده در باب یک نمایان شده است، و در یوحنا شش، آنان که برگزیدند جسمِ مسیح را بخورند و خونِ او را بنوشند، به صورتِ همان چیزی درآمدند که خوردند. آنان به صورتِ مسیح درآمدند، در حالی که آن طبقهٔ دیگر که برگشتند و دیگر با مسیح راه نرفتند، صورتِ وحش را ظاهر ساختند. یک طبقه صورتِ خالق بود، و دیگری صورتِ مخلوق. یوحنا باب شش معنای «جلیل» را نیز به ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ میافزاید، زیرا معنای آن «لولا» است، و بدینسان نقطهٔ عطفِ شاگردان را مشخص میسازد. آیا آنان به سوی خوراکِ آسمانی بازمیگشتند یا به سوی خوراکِ بابل؟ در نقاطِ عطفِ نبوی است که مسیح نورِ دورهٔ بعدی را ظاهر میسازد، چنانکه نزولِ او در سال ۲۰۰۱ این معنا را مجسم کرد، هنگامی که زمین از جلالِ او روشن گردید.
«از تاریخ گذشته درسهایی باید آموخته شود؛ و توجه به این درسها جلب میشود تا همه دریابند که خدا اکنون نیز بر همان اصولی عمل میکند که همواره عمل کرده است. دست او اکنون نیز در کار او و در میان امتها دیده میشود، درست همانگونه که از زمانی که انجیل نخستین بار به آدم در عدن اعلام شد، همواره دیده شده است.»
“ایسے ادوار آتے ہیں جو اقوام اور کلیسیا کی تاریخ میں نقاطِ انقلاب ہوتے ہیں۔ خدا کی عنایت میں، جب یہ مختلف بحران آ پہنچتے ہیں، تو اُس وقت کے لیے نور عطا کیا جاتا ہے۔ اگر اسے قبول کر لیا جائے تو روحانی ترقی ہوتی ہے؛ اور اگر اسے رد کر دیا جائے تو روحانی زوال اور تباہیِ کامل اس کے پیچھے آتی ہے۔ خداوند نے اپنے کلام میں انجیل کے جارحانہ کام کو، جیسا کہ وہ ماضی میں انجام دیا گیا ہے اور مستقبل میں بھی انجام دیا جائے گا، آخری تصادم تک آشکارا کیا ہے، جب شیطانی قوتیں اپنی آخری حیرت انگیز جنبش کریں گی۔” Bible Echo، 26 اگست 1895۔
خدا همواره بر همان خطوط تاریخ گذشته عمل میکند و هرگز تغییر نمییابد. «نقاط عطفی» (جلیل) وجود دارد که «بحرانها» هستند، و در آن «نقاط عطف»، «نورِ مخصوصِ آن زمان داده میشود.» نورِ مربوط به دورهٔ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن، در بحرانی داده شد که در 11 سپتامبر 2001 آغاز گردید. اگر آن نور «پذیرفته شود، پیشرفت روحانی حاصل میشود؛ و اگر رد شود، انحطاط روحانی و شکستِ کشتی در پی خواهد آمد.» این نور دو طبقه از پرستشکنندگان را پدید میآورد. نوری که پس از نقطهٔ عطف میآید، نمایانگر پیامی است که دو طبقه از پرستشکنندگان را پدید میآورد.
باب دوم دانیال، آزمون دوم را به تصویر میکشد؛ آزمونی که در پیِ آزمون خوراکیِ باب اول میآید. در آیهٔ اولِ باب اولِ دانیال، یهودا تازه بهدست نبوکدنصر مغلوب شده بود، که سپس نخستین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس گردید. این نقطهٔ عطفی هم در تاریخ ملتها و هم در تاریخ کلیسا بود؛ بحرانی عظیم بود، و آنگاه نورِ یک آزمون خوراکی داده شد. دانیال و آن سه یارِ برگزیده از آزمون کامیاب بیرون آمدند، و سپس در باب دوم، بار دیگر نمایندگانِ کسانی شدند که از آزمون دوم نیز سرافراز گذشتند. آزمون دوم، آزمونی دربارهٔ رازی بود که هیچ انسانی، حتی نبوکدنصر، آن را نمیدانست.
د آزمښت نښه د نبوکدنصر د خوب انځور و. دا د ژوند او مرګ هغه ازموینه وه چې د داسې انځور په اړه وه چې هېچا نه پېژانده. دغه انځور د کتابمقدس د نبوت سلطنتونه وپېژندل، او د دانیال په اووم او اتم فصلونو کې د دانیال د دوهم فصل هماغه سلطنتونه د ځناورو په بڼه انځور شوي دي. د نبوکدنصر ازموینه د «ځناورو د انځور» ازموینه وه، چې په وروستیو ورځو کې د یوسل او څلوېښتو زرو د مهر لګېدو د دورې پر مهال واقع کېږي.
در ایام آخر، تشکیلِ صورتِ وحش، آزمونِ عظیم برای قومِ خداست که بهوسیلهٔ دانیال و آن سه یارِ برگزیده نمایانده شدهاند. این همان آزمونی است که ایشان باید پیش از آنکه مُهر شوند از آن سرافراز بیرون آیند؛ ازاینرو، این پیامِ مُهر و آزمون است که یا گروهی را پدید میآورد که مُهرِ خدا را دریافت میکنند و صورتِ خدا را منعکس میسازند، یا گروهی را که مُهرِ وحش را میگیرند و بنابراین صورتِ وحش را منعکس میکنند. در بابِ دومِ دانیال، پیامِ صورتِ وحش تا آن تاریخ که به مسئلهای مرگ و زندگی بدل میگردد مُهر شده بود. صورتِ نبوکدنصر بهدرستی از سوی میلریها فهمیده شد، اما در تاریخِ مُهر شدن، حقیقتی سرّی که با صورتِ نبوکدنصر مرتبط است گشوده میشود، لیکن تنها بر کسانی که آن پیامی را که هنگامِ فرا رسیدنِ نقطهٔ عطف میبایست خورده شود پذیرفتهاند.
آن خوراک، پیام بارانِ آخر است که هنگامی آغاز شد که فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده نازل گردید، و پیام بارانِ آخر همان روشِ «خط بر خط» است. بدون خوردنِ آن حقیقت، پیامِ پنهانِ شکلگیریِ تصویرِ وحش دیده نمیشود.
الن وایت «بهروشنی نشان داده شد که صورتِ وحش پیش از بسته شدنِ زمانِ آزمایش تشکیل خواهد شد.» پیامِ تشکیلِ صورتِ وحش در دانیال دو، نمایانگرِ شکلگیریِ آن صورتی است که تنها در تاریخی که پس از «نقطهٔ عطف» در پی آمد دیده میشد، هنگامی که نور آنگاه داده میشد. آنچه اکنون دربارهٔ تمثالِ نبوکدنصر فهمیده میشود این است که آن صرفاً چهار پادشاهیِ نخستِ نبوتِ کتابمقدس را مشخص نمیکرد، بلکه هر هشت پادشاهی را مشخص میساخت، و آن فهم، آرایشِ تازهای از صورتِ وحش پدید میآورد.
آن حقیقت آشکار میسازد که وحش هشتم از آنِ هفت است، و نیز روشن میسازد که ایالات متحده، که نخست صورتِ وحش را پدید میآورد و سپس تمام جهان را وادار میسازد که همان را انجام دهد، ویژگیِ نبویِ همان وحشی را که صورتِ آن را میسازد، دارا خواهد بود. آن صورت دربرگیرندهٔ این حقیقت است که آن، هشتم است، و از آنِ هفت؛ و در تاریخِ سه صدای مسیح، نقطهٔ عطفِ یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱، صدای سال ۲۰۲۳ که استخوانهای خشک و مردهٔ دو شاهد را بر پاهایشان فرا میخوانَد، و صدای دعوت به بیرون آمدن از بابل را نشانگذاری میکند.
صدای ۲۰۲۳ همان صدایی است که راز تصویر نبوکدنصر را شناسایی میکند و زمانی را که آن به سخن درمیآید.
۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نمایانگر دورهای است که از آنجا آغاز میشود و در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ پایان مییابد. دورهٔ صدای دوم از فصل یازدهم، نمایانگر دورهای است از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا صدای سوم در قانون یکشنبه که بهزودی خواهد آمد. دورهٔ دوم که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ آغاز میشود، شامل نشانهٔ ۳ نوامبر ۲۰۲۰ و نشانهٔ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ است، زمانی که آنان که آن دو شاهد را کشته بودند، شروع به شادی کردن و فرستادن هدایا کردند؛ و نیز شامل ژوئیهٔ ۲۰۲۳ است، هنگامی که صدا در بیابان آغاز کرد به نواختنِ هشدارِ شیپور هفتم.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
بر کنارههای رود خابور، حزقیال گردبادی را دید که گویا از شمال میآمد، «ابری عظیم، و آتشی که در خود میپیچید، و در اطراف آن درخششی بود، و از میان آن چیزی مانند رنگ کهربا.» شماری از چرخها که در یکدیگر تلاقی داشتند، بهوسیلهٔ چهار موجود زنده به حرکت درمیآمدند. بسیار فراتر از همهٔ اینها «شباهت تختی بود، مانند منظر سنگ یاقوت کبود؛ و بر آنچه شبیه تخت بود، شباهتی مانند منظر انسانی بر فراز آن.» «و در کروبیان، زیر بالهایشان، صورت دست انسانی ظاهر بود.» حزقیال 1:4، 26؛ 10:8. چرخها از حیث ترتیب چنان پیچیده بودند که در نگاه نخست آشفته مینمودند؛ اما در هماهنگی کامل حرکت میکردند. موجودات آسمانی، که بهوسیلهٔ دستی در زیر بالهای کروبیان نگاه داشته و هدایت میشدند، این چرخها را به پیش میراندند؛ و بر فراز آنها، بر تخت یاقوت کبود، آن وجود ازلی قرار داشت؛ و گرداگرد تخت، رنگینکمانی بود، نماد رحمت الهی.
«چنانکه پیچیدگیهای همانندِ چرخها زیر هدایتِ آن دستی بود که در زیر بالهای کروبیان قرار داشت، همچنین بازیِ پیچیدهٔ رویدادهای انسانی نیز تحت مهار الهی است. در میان کشمکش و آشوبِ ملتها، آن که بر فراز کروبیان نشسته است، هنوز هم امور زمین را هدایت میکند.»
“Usoro ntolite nke mba dị iche iche nke, n’otu n’otu, biri n’oge na n’ọnọdụ e kenyere ha, ebe ha na-agba àmà n’amaghị ama nye eziokwu ahụ nke ha onwe ha amaghị ihe ọ pụtara, na-agwa anyị okwu. Nye mba ọ bụla na nye onye ọ bụla nke taa, Chineke ekenyela ọnọdụ n’ime nnukwu atụmatụ Ya. Taa, a na-atụ ndị mmadụ na mba dị iche iche site n’akpụkpọ ịtụ ihe dị n’aka Onye ahụ na-adịghị emehie emehie. Ha niile, site n’nhọpụta nke aka ha, na-ekpebi ọdịnihu ha, Chineke na-achịkwa ihe niile ka e wee mezuo nzube Ya.”
"وہ تاریخ جسے عظیم "میں ہوں" نے اپنے کلام میں متعین فرمایا ہے، نبوتی زنجیر میں ایک کڑی کو دوسری کڑی سے ملاتے ہوئے، ماضی کی ابدیت سے مستقبل کی ابدیت تک، ہمیں بتاتی ہے کہ آج ہم زمانوں کے تسلسل میں کہاں کھڑے ہیں، اور آنے والے وقت میں کس چیز کی توقع کی جا سکتی ہے۔ نبوت نے جو کچھ رونما ہونے کے بارے میں پیشین گوئی کی تھی، زمانۂ حاضر تک، وہ تاریخ کے صفحات پر ثبت ہو چکا ہے، اور ہم اس بات کا یقین رکھ سکتے ہیں کہ جو کچھ ابھی آنا باقی ہے وہ بھی اپنے مقررہ ترتیب کے مطابق پورا ہوگا۔" Education, 177, 178.