تاریخِ 1776، 1789 اور 1798، ایک لاکھ چوالیس ہزار کی مُہر بندی کی تاریخ کی توضیح کرتے ہیں۔ ان میں سے ہر تاریخ پر، زمین کے درندہ نے کلام کیا۔ وہ تین سنگِ میل، جن کی تمثیل زمین کے درندہ کے تین بار بولنے سے ہوتی ہے، 11 ستمبر 2001، جولائی 2023، اور عنقریب آنے والے اتوار کے قانون پر مسیح کی تین آوازوں کے متوازی چلتے ہیں۔

من در روح، در روز خداوند بودم، و از پشت سر خود آوازی عظیم، همچون صدای کرنا شنیدم. مکاشفه ۱:۱۰.

هر یک از آن سه نشانۀ آوایی، «به‌صدا درآمدنِ» فزایندۀ وایِ سوم را مشخص می‌سازد، که همان شیپورِ هشدارِ هفتم نیز هست؛ و شیپور، یک صداست.

بلند آواز سے پکار، دریغ نہ کر، اپنی آواز نرسنگے کی مانند بلند کر، اور میرے لوگوں پر اُن کی سرکشی ظاہر کر، اور یعقوب کے گھرانے پر اُن کے گناہ۔ یسعیاہ 58:1۔

آوازِ خطاب به شیپورِ پروتستان در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آوازِ دیدبانانی بود که اَدوِنتیسمِ لائودیکیه‌ای را به راه‌های کهنِ ارمیا فرا می‌خواندند، اما جماعتِ ریشخندکنندگان از گام نهادن در آن‌ها سر باز زد.

چنین می‌فرماید خداوند: «بر سر راه‌ها بایستید و بنگرید و از راه‌های قدیم بپرسید که راه نیکو کدام است، و در آن سالک شوید، و برای جان‌های خویش آرامی خواهید یافت.» اما ایشان گفتند: «در آن سالک نخواهیم شد.» «و نیز بر شما دیدبانان گماشتم که گفتند: به آواز کرنا گوش فرا دهید. اما ایشان گفتند: گوش نخواهیم داد.» ارمیا ۶:‏۱۶، ۱۷

آوازِ جولائی، 2023، خدمتِ Future for America کے احیا کی آواز تھی، جو 18 جولائی، 2020 کی پہلی مایوسی کے بعد سے خاموش تھی۔ جس طرح یوحنا کے اعلان میں جلد آنے والے مسیح کی منادی تھی، اور جس طرح جسٹینین کے اعلان میں جلد آنے والے مخالفِ مسیح کی خبر تھی، اسی طرح Future for America نے نشان دہی کی کہ امریکہ کا مستقبل جلد آنے والے سنڈے لا کے موقع پر، اور اس راہ نما نشان پر ساتویں نرسنگے کے پھونکے جانے کے ساتھ، ہمیشہ کے لیے تبدیل ہونے والا تھا۔ بیابان میں پکارنے والے کی آواز ہی جولائی، 2023 کی آواز تھی۔

صدای دومِ باب هجدهمِ مکاشفه، در قانونِ یکشنبه‌ایِ به‌زودی‌آمدنی به صدا درمی‌آید، آنگاه که سخن گفتنِ اژدها به‌وسیلهٔ وحشِ زمین‌خاسته واقع می‌شود. در همان نقطه است که «الاغ» برای بار سوم زده می‌شود، و سپس «الاغ» سخن خواهد گفت. الاغ اندکی پس از 11 سپتامبر 2001، پس از 7 اکتبر 2023، و سپس بار دیگر در قانونِ یکشنبه‌ایِ به‌زودی‌آمدنی زده شد، جایی که سخن می‌گوید. در شهادتِ بلعام، به‌وسیلهٔ فرشته‌ای از راه منحرف شد، و آن فرشته نمایندهٔ آن چهار فرشته‌ای است که مأمورند چهار بادِ اسلام را نگاه دارند؛ اما در قانونِ یکشنبه، الاغِ اسلام با صدای شیپور هفتم سخن می‌گوید، که آن نیز همان وایِ سوم است.

آنجاست که رؤیای اسلام، که از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ درنگ کرده است، سخن می‌گوید، زیرا آنگاه دیگر درنگ نخواهد کرد. در دورهٔ مهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار، صداهای بسیاری وجود دارد، و آن دوره بر داوری اجراییِ خدا، که با قانون یکشنبه‌ایِ به‌زودی در راه آغاز می‌شود، پیشی می‌گیرد. داوری اجراییِ خدا به‌وسیلهٔ هفت فرشته، با هفت جام، بازنمایی شده است. آن دوره با ریزشِ روح‌القدس آغاز می‌شود، و تکرارِ پنتیکاست را نشان می‌دهد، هنگامی که روح‌القدس فرو ریخته شد و زبان‌های آتش بر آن واقعه شهادت دادند. ریزش در آن مقطع زمانی دیگر سنجیده نیست، زیرا آنگاه روح‌القدس بی‌مقیاس فرو ریخته می‌شود.

„Anioł, który jednoczy się w zwiastowaniu poselstwa trzeciego anioła, ma rozjaśnić całą ziemię swoją chwałą. Zapowiedziane jest tu dzieło o światowym zasięgu i niezwykłej mocy. Ruch adwentowy lat 1840–44 był chwalebnym objawieniem mocy Bożej; poselstwo pierwszego anioła dotarło do każdej stacji misyjnej na świecie, a w niektórych krajach wystąpiło największe zainteresowanie religijne, jakie widziano w jakimkolwiek kraju od czasów reformacji szesnastego wieku; lecz wszystko to ma zostać przewyższone przez potężny ruch pod wpływem ostatniego ostrzeżenia trzeciego anioła.

«این کار همانند کار روز پنتیکاست خواهد بود. همان‌گونه که «بارانِ اول» در ریزش روح‌القدس در آغازِ بشارتِ انجیل عطا شد تا سبب روییدنِ بذرِ گران‌بها گردد، همچنین «بارانِ آخر» در پایانِ آن عطا خواهد شد تا محصول برای درو رسیدگی یابد.» جدال عظیم، ۶۱۱.

به‌تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، مُهر نهادن بر آن یک‌صد و چهل‌وچهار هزار آغاز شد، و روح‌القدس به اندازه‌ای معیّن افاضه گردید. اندازه‌گیری این افاضه در تاریخ پنتیکاست نمایان شد، که از رستاخیز مسیح آغاز گردید؛ جایی که فرشته‌ای سخن گفت و گفت: «ای پسر خدا، بیرون بیا، زیرا پدر تو را می‌خواند»، همان‌گونه که عیسی ایلعازَر را با این کلمات از قبر فراخواند: «ایلعازَر، بیرون بیا.» در سال ۲۰۲۳، مسیح استخوان‌های خشک و مردهٔ آن دو شاهد را فراخواند که «بیرون بیایند».

پس از رستاخیز مسیح، او نخست نزد پدر خویش صعود کرد، و سپس همان‌گونه که در 11 سپتامبر 2001 انجام داد، نزول فرمود. آنگاه به‌تدریج شاگردان خود را منوّر ساخت؛ چنان‌که این امر در دیدار او با مریم، با شاگردانی که در راه عِمائوس با ایشان ملاقات کرد و تعلیمشان داد، و سپس در ظهور او بر سایر شاگردان نمودار شد. او تا چهل روز پیش از صعود نهایی خویش، شاگردان را تعلیم داد؛ سپس پس از ده روز دیگر، هنگامی که همگی یکدل و در یک جا بودند، روح‌القدس بی‌حد و اندازه فرو ریخته شد.

«وقتی عیسی با شاگردان خود ملاقات کرد، سخنانی را که پیش از مرگ خود به ایشان گفته بود به آنان یادآوری نمود، اینکه هر آنچه در توراتِ موسی و در انبیا و در مزامیر دربارهٔ او نوشته شده است، می‌بایست به انجام رسد. «آنگاه ذهن ایشان را گشود تا کتب مقدس را درک کنند، و بدیشان گفت: چنین مکتوب است، و همچنین لازم بود که مسیح رنج برد و در روز سوم از مردگان برخیزد؛ و اینکه توبه و آمرزش گناهان به نام او در میان جمیع امت‌ها، از اورشلیم آغاز شده، موعظه شود. و شما شاهدان این امور هستید.»» آرزوی اعصار، 804.

در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، صدای عیسی آن دو شاهدِ مرده را بیدار کرد و آغاز به گشودن فهم شاگردان خود نسبت به همهٔ آنچه در شریعت موسی ( «هفت زمان» )، انبیا (تمثال نبوکدنصر از وحوش)، و مزامیر (تجربهٔ موسی و بره) نوشته شده است، نمود. کار تعلیم او از هنگام رستاخیزش آغاز شد و در طی چهل روزِ بعد شدت گرفت. این کار با درخواست او برای خوردن آغاز شد.

Y mientras ellos aún no lo creían a causa del gozo, y estaban maravillados, les dijo: ¿Tenéis aquí algo de comer? Entonces le dieron parte de un pez asado, y un panal de miel. Y él lo tomó, y comió delante de ellos. Y les dijo: Estas son las palabras que os hablé, estando aún con vosotros: que era necesario que se cumpliesen todas las cosas que están escritas acerca de mí en la ley de Moisés, en los profetas y en los salmos. Lucas 24:41–44.

دعا یکی از نشانه‌های اصلی در تاریخِ در حال تداوم بود، و تاریخ از قیامِ مسیح تا زمانی که او چهل روز بعد صعود کرد، ده روز باقی گذاشت (ده، آزمون است) تا پنتیکاست، هنگامی که روح‌القدس بی‌اندازه فرو ریخته می‌شد. قیام او، صعود او، و سپس نزولِ دوباره‌اش، نمایانگرِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ است. ژوئیهٔ ۲۰۲۳ نمایانگرِ پایانِ چهل روز است، و ده روزی که پس از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ می‌آید، به قانونِ یکشنبه که به‌زودی خواهد آمد منتهی می‌شود. در آن دورهٔ نهاییِ ده‌روزه، اتحاد و دعا نشانهٔ راه است. این اتحاد به‌وسیلهٔ نخستین نبوتِ حزقیال در باب سی‌وهفتم نمایانده شد، که استخوان‌ها و پی‌ها و گوشت را با هم گرد آورد. دومین نبوتِ حزقیال، دمِ چهار باد بود، و دم نمادِ دعاست. در آن ده روزِ پایانی، آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر مُهر می‌شوند، چنان‌که به‌وسیلهٔ ایلعازر برای آنان نمونه قرار داده شده است.

«این علتِ تأخیر او در رفتن به بیت‌عنیا بود. این معجزهٔ تاج‌بخش، یعنی برخیزانیدنِ ایلعازر، می‌بایست مُهرِ خدا را بر کارِ او و بر ادعای الوهیتِ او بنهد.» آرزوی اعصار، 529.

در خلال این معجزۀ تاج‌گذاری، نه تنها باکره‌گانِ دانا مُهر می‌شوند، بلکه باکره‌گانِ نادان نیز در جانبِ نادرستِ این موضوع مُهر می‌گردند.

«معجزهٔ اوج‌بخشِ مسیح—زنده کردن ایلعازر—عزمِ کاهنان را برای رهانیدن جهان از عیسی و اعمالِ شگفت‌انگیزِ او، که به‌سرعت نفوذ آنان را بر مردم از میان می‌برد، قطعی ساخته بود.» اعمال رسولان، 67.

سَل‌شُدگانِ یکصد و چهل و چهار هزار تا قانونِ یک‌شنبهٔ به‌زودی‌آمدنی، «حکم بر حکم» است؛ صداهای کلامِ نبوّتیِ خدا، و آن صداها در دوره‌ای طنین می‌افکنند که در آن «تحقّقِ هر رؤیا» به انجام می‌رسد. آن‌ها هنگامی به صدا درمی‌آیند که مُهرِ هفتم گشوده می‌شود.

اور جب اُس نے ساتویں مہر کھولی تو آسمان میں قریب آدھے گھنٹے تک خاموشی چھائی رہی۔ اور میں نے اُن سات فرشتوں کو دیکھا جو خدا کے حضور کھڑے رہتے تھے؛ اور اُنہیں سات نرسنگے دیے گئے۔ اور ایک اَور فرشتہ آیا اور قربان گاہ کے پاس کھڑا ہوا، اُس کے پاس سونے کی ایک بخوردانی تھی؛ اور اُسے بہت سا بخور دیا گیا تاکہ وہ اُسے سب مقدسوں کی دُعاؤں کے ساتھ اُس سونے کی قربان گاہ پر جو تخت کے سامنے تھی، چڑھائے۔ اور بخور کا دھواں، جو مقدسوں کی دُعاؤں کے ساتھ تھا، فرشتے کے ہاتھ سے خدا کے حضور اوپر چڑھ گیا۔ پھر فرشتے نے بخوردانی لی، اور اُسے قربان گاہ کی آگ سے بھر کر زمین پر ڈال دیا؛ اور آوازیں، اور گرجیں، اور بجلیاں، اور بھونچال پیدا ہوا۔ مکاشفہ 8:1–5۔

گشوده شدن مُهر هفتم سکوتی پدید آورد، زیرا این دوره نمایانگر تغییرِ تدبیر است، و در هنگام تغییر در یک تدبیر مقدّس، همواره در آسمان سکوت هست؛ چنان‌که صلیب بر آن گواهی می‌دهد، آنگاه که فرشتگان موسیقی و حمدِ خود را فروگذاشتند. سکوت در آسمان نیز به‌موجب الزاماتِ روزِ کفّاره تأیید می‌شود، و در 22 اکتبر 1844، حبقوق دو، آیه بیست، به تمامی زمین فرمان داد که خاموش بماند.

«به من محبت عظیم و فروتنیِ خدا در بخشیدنِ پسر خویش نشان داده شد تا انسان بتواند آمرزش بیابد و زیست کند. به من آدم و حوا نشان داده شدند، که این امتیاز را داشتند که زیبایی و دل‌انگیزیِ باغ عدن را مشاهده کنند و اجازه داشتند از همهٔ درختان باغ بخورند جز از یکی. اما مار، حوا را وسوسه کرد، و او شوهر خود را وسوسه نمود، و هر دوی ایشان از درختِ ممنوع خوردند. آنان فرمان خدا را شکستند و گناهکار شدند. این خبر در سراسر آسمان منتشر شد و هر چنگی خاموش گردید. فرشتگان اندوهگین شدند و بیم داشتند مبادا آدم و حوا بار دیگر دست دراز کنند و از درخت حیات بخورند و گناهکارانی نامیرا شوند. اما خدا فرمود که متجاوزان را از باغ بیرون خواهد راند، و با کروبیان و شمشیری آتشین راهِ درخت حیات را محافظت خواهد کرد، تا انسان نتواند به آن نزدیک شود و از میوه‌اش بخورد، میوه‌ای که جاودانگی را تداوم می‌بخشد.» Early Writings, 125.

آسمان خاموش شد آنگاه که انسان‌ها گناهکار شدند، و آسمان خاموش شد آنگاه که خون مسیح برای رهایی گناهکاران ریخته شد، و آسمان خاموش شد آنگاه که کار داوریِ مسیح در زدودن گناه از قومِ او آغاز گردید.

«شفاعتِ مسیح به‌نفع انسان در قدسِ اعلی، به همان اندازه برای نقشهٔ نجات اساسی است که مرگِ او بر صلیب بود. او با مرگِ خویش آن کاری را آغاز کرد که پس از قیامش برای کامل ساختنِ آن در آسمان صعود نمود.» نبرد عظیم، 489.

کارِ داوری با آمدنِ فرشتهٔ سوم در سال ۱۸۴۴ آغاز شد، اما قومِ خدا بر آن شدند که در بیابان بمیرند، نه آنکه تا ابد با الوهیت یگانه گردند. فرشتهٔ سوم بار دیگر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آمد، و بار دیگر در آسمان سکوت بود. آنگاه شیرِ سبطِ یهودا آغاز کرد به برداشتنِ مُهرِ هفتم، در حالی که فرشتگان ورودِ فرشتهٔ سوم را به تاریخِ نسلِ آخر نظاره می‌کردند.

هفت فرشتهٔ داوری در آنجا حاضر بودند و آماده بودند که کار ویرانگر خود را آغاز کنند، اما آنگاه به آنان گفته شد: «نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید»، در حالی که آن یک‌صد و چهل و چهار هزار نفر مُهر می‌شدند. دعاهای دوگانهٔ امینان به آسمان فرستاده شد، که به‌گونهٔ نمادین در ده روزی که پیش از پنتیکاست بود و پس از چهل روز آغاز شد (نمادی از بیابان)، نمایان گردید و بیانگر سه روز و نیمِ مکاشفه، فصل یازدهم بود (نمادی از بیابان). سپس آن دو شاهد به‌وسیلهٔ صدایی از بیابان مأمور شدند که باید دو دعای دانیال را به انجام رسانند. دعای دانیال در باب دوم، آنجا که دانیال و آن سه یار برگزیده برای دریافت نور جهت فهمیدن خواب پنهانی نبوکدنصر دربارهٔ تمثالِ وحوش دعا کردند، و دعای دانیال در باب نهم، آنجا که دانیال به‌تنهایی دعا کرد و الزامات دعای لاویان بیست‌وشش را به انجام رسانید.

دعای جمعیِ دانیال دو برای دریافت نور دربارهٔ رازی پنهان بود که درون خطّ بیرونیِ تاریخ نبوّتی نهفته شده بود. دعای خصوصی و شخصیِ دانیال نه برای رحمت در خصوصِ یک نیاز درونی بود. هنگامی که آتشِ بارانِ آخِر در سال 2001 شروع به فرو افتادن کرد، آواهای بسیاری بود که برای کسانی که روش‌شناسیِ «خط بر خط» را درک می‌کردند، قابل شنیدن بود. آن آتشی که از مذبح به سوی زمین افکنده می‌شد، همان پیامی بود که جداییِ نهاییِ حکیمان و جاهلان را پدید آورد، و همچنان که آن پیام در طول آن ده روزِ نمادین به رشد و تکامل ادامه داد، پیام هرچه بیشتر روشن‌تر و روشن‌تر شد.

پیام، بحرانِ فزایندهٔ وایِ سوم بود؛ همان که در فصل سی‌وهفتمِ حزقیال، در دو نبوت تجلّی یافت که نخست سبب شد آن دو شاهد به یکدیگر بپیوندند، و سپس موجب گردید چون لشکری عظیم بر پای بایستند. پس از آن، در فصل سی‌وهفتم، ایشان در یک چوب به هم ملحق می‌شوند، و اتحادی که در این به‌هم‌پیوستن در قالب یک چوب نمود می‌یابد، نمایانگر امتزاج الوهیت با انسانیت است؛ امری که در حرکات نهاییِ مهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار به انجام می‌رسد.

در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، دعاها آغاز به صعود کردند، و آن‌ها دعاهای فصل نهم دانیال و فصل دوم بودند. سپس صداها شنیده شدند، و نیز رعدها، و آنگاه برق‌ها دیده شدند. برق و رعد، هم در جهان طبیعی و هم در نبوت، باران را همراهی می‌کنند. باران در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. نخستین ارجاع به برق و رعد آن را پیامی معرفی می‌کند که برای پدید آوردن ترسِ خدایی طراحی شده است.

Y aconteció que al tercer día por la mañana hubo truenos y relámpagos, y una densa nube sobre el monte, y sonido de trompeta sobremanera fuerte; de modo que tembló todo el pueblo que estaba en el campamento. Éxodo 19:16.

برق‌ها و رعدها با «آواز» شیپور همراه بودند. آن‌ها با باران همراه‌اند و نمودار گام‌های نبوی برای هدایت قوم خدا هستند.

ابرها آب فرو ریختند؛ آسمان‌ها آوا برآوردند؛ تیرهای تو نیز پراکنده شدند. آواز رعد تو در آسمان بود؛ برق‌ها جهان را روشن ساختند؛ زمین لرزید و متزلزل شد. راه تو در دریاست، و مسیر تو در آب‌های عظیم، و جای قدم‌هایت شناخته نیست. قوم خویش را چون گله‌ای به دست موسی و هارون هدایت کردی. مزمور 77:17–20.

برق‌ها و رعدها صدای خدا هستند، که در زمان باران رخ می‌دهد؛ و در آن دورهٔ زمانی، او بادهای خود را از خزانهٔ خویش بیرون می‌آورد (اسلام همان باد شرقی است).

چون او آواز خویش را برمی‌آورد، انبوهی از آب‌ها در آسمان‌ها پدید می‌آید؛ و او بخارها را از کرانه‌های زمین برمی‌افرازد؛ برق‌ها را با باران می‌سازد، و باد را از خزائن خود بیرون می‌آورد. ارمیا 10:13

خدا هنگامی آواز خود را برآورد که چون شیری ندا درداد، و در پاسخ، هفت رعد آوازهای خود را برآوردند؛ و آن هفت رعد نمایانگر گام‌های خدایند در طول تاریخ جنبش میلری و نیز در جنبش فرشتهٔ سوم، که بار دیگر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ پدیدار شد، آنگاه که او باد شرقی را از خزانه‌های خود بیرون آورد.

او بخارات را از کران‌های زمین برمی‌آورد؛ برای باران برق‌ها پدید می‌آورد؛ باد را از خزانه‌های خویش بیرون می‌آورد. او که نخست‌زادگان مصر را، چه از انسان و چه از بهایم، زد. مزمور ۱۳۵:۷، ۸

او باد را از خزائن خود بیرون آورد، آنگاه که نخست‌زادگان مصر زده شدند و فِصَح مظهرِ صلیب بود، و صلیب نیز به نوبۀ خود مظهرِ ظهورِ فرشتۀ سوم در سال ۱۸۴۴ بود، و آن نیز به نوبۀ خود مظهرِ بازگشتِ فرشتۀ سوم در روزِ بادِ شرقی، در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بود.

هنگامی که مُهرها از کتابی که با هفت مُهر مُهر شده است برداشته می‌شوند، این بیانگر انکشاف تدریجیِ حقیقت است. برداشته شدنِ مُهر هفتم، زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر را نمایندگی می‌کند. هنگامی که برای نخستین بار از کتابی که با هفت مُهر مُهر شده بود یاد می‌شود، آذرخش‌ها و غرش‌ها و صداها هست، اما هیچ زلزله‌ای نیست.

اور تخت سے بجلیاں اور گرجیں اور آوازیں صادر ہوئیں؛ اور تخت کے سامنے آگ کے سات چراغ جل رہے تھے، جو خدا کی سات روحیں ہیں۔ مکاشفہ 4:5۔

در نخستین اشاره به صداها، برق‌ها و رعدها، باران نمایانگرِ روح‌القدس است که همان هفت چراغ آتشین است، اما زلزله‌ای وجود ندارد. در هنگام برداشته شدنِ مُهر هفتم است که زلزلهٔ قانون یکشنبهٔ در شُرُفِ وقوع شناسایی می‌شود. باب چهارمِ مکاشفه، آغازِ گشوده شدنِ حقیقت را که به‌وسیلهٔ شیرِ قبیلهٔ یهودا به انجام رسیده است مشخص می‌سازد، و هنگامی که زمانِ مُهر شدن مشخص می‌گردد، آغاز و پایانِ آن دوره را نیز مشخص می‌سازد.

آغازِ دورِ کنونی زمانی بود که فرشته در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرود آمد تا زمین را با جلالِ خود روشن سازد؛ سپس در اشعیا باب شش به ما آگاهانیده می‌شود که پیامی که به‌وسیلهٔ «آوازها، برق‌ها، رعدها، باد و باران» نمود یافته و در قانون یکشنبه به پایان می‌رسد، باید به قومی اعلام شود که می‌بینند، اما قادر نخواهند بود معنای برق‌ها را دریابند؛ و هرچند می‌شنوند، تا هنگامی که زلزلهٔ عظیم ایشان را فرو گیرد، قادر نخواهند بود آوازها و رعدها را بفهمند. دورهٔ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار، همان دوره‌ای است که در آن اثرِ هر رؤیا به انجام می‌رسد.

آن تاریخ دو طبقۂ عبادت گزاروں کو پیدا بھی کرتی ہے اور ظاہر بھی کرتی ہے۔ ایک طبقہ بارش کو پہچانتا ہے، اور اسی لیے اسے قبول کرتا ہے، کیونکہ وہ بجلی کو دیکھ سکتا ہے اور آوازوں، گرج اور ہوا کو سن سکتا ہے۔ مُہر بندی کے دور کے اختتام پر، عنقریب آنے والے سنڈے لا کی عظیم زلزلہ نما ہلچل پھر خدا کے اجرائی فیصلوں کو متعارف کراتی ہے۔

وَ مَعْبَدُ خدا در آسمان گشوده شد، و صندوقِ عهدِ او در معبدش دیده شد؛ و برق‌ها و صداها و رعدها و زلزله‌ای و تگرگی عظیم پدید آمد. مکاشفه 11:19

در آن زلزلهٔ عظیم، «برق‌ها و صداها و رعدها» شامل «تگرگ» نیز می‌گردد. «تگرگ» نمایانگر داوری‌هایی است که هفت فرشته—که در آغازِ زمانِ مُهر شدن، هنگامی که مُهر هفتم گشوده می‌شد، در تدارکِ ریختن آن‌ها بودند—شروع به فرو ریختن آن‌ها می‌کنند؛ درست همان‌گونه که در انتظار بودند تا فرشته از میان اورشلیم بگذرد و بر آنان که بر رجاساتِ واقع‌شده در سرزمین (بیرونی)، و در کلیسا (درونی)، آه و ناله می‌کردند، نشانی بگذارد.

«تگرگ» زمانِ داوری‌های ویرانگرِ خدا را نشان می‌دهد؛ داوری‌هایی که برای سایر گوسفندانِ خدا زمانی از رحمت است، زیرا ایشان در آن هنگام از بابل فراخوانده می‌شوند؛ و هنگامی که آخرین فرد از آن جماعتِ عظیم به گلۀ خدا پیوسته باشد، دورۀ آزمایشِ انسان به‌کلی بسته می‌شود.

اور ساتویں فرشتے نے اپنا پیالہ ہوا میں اُنڈیل دیا؛ اور آسمان کے ہیکل میں سے، تخت کی طرف سے، ایک بلند آواز آئی جو کہتی تھی، ’’یہ ہو چکا۔‘‘ اور آوازیں، اور گرجیں، اور بجلیاں ہوئیں؛ اور ایک بڑا زلزلہ آیا، ایسا زلزلہ کہ جب سے انسان زمین پر ہیں، اُس وقت سے کبھی نہ آیا تھا؛ ایسا زورآور اور ایسا عظیم زلزلہ۔ اور وہ بڑا شہر تین حصّوں میں تقسیم ہو گیا، اور قوموں کے شہر گر پڑے؛ اور عظیم بابل خدا کے حضور یاد میں آیا، تاکہ وہ اُسے اپنے قہرِ شدید کے مے کے پیالے میں سے پلائے۔ مکاشفہ 16:17–19۔

پیارے قاری: کیا آپ آوازیں اور گرجیں سن سکتے ہیں؟ کیا آپ بجلی کی چمک دیکھ سکتے ہیں؟ کیا آپ ہوا کو محسوس کر سکتے ہیں؟ بہت جلد آپ احمق کنواریوں کی آواز سنیں گے جو تیل کے لیے فریاد کر رہی ہوں گی۔

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

ہم نے سلامتی کی امید کی، پر کچھ بھلائی نہ آئی؛ اور صحت مندی کے وقت کے لیے، اور دیکھو، دہشت! دان سے اُس کے گھوڑوں کی پھونکنے کی آواز سنائی دی؛ اُس کے زور آوروں کے ہنہنانے کی آواز سے سارا ملک کانپ اٹھا؛ کیونکہ وہ آ پہنچے ہیں، اور ملک کو اور جو کچھ اُس میں ہے نگل گئے ہیں؛ شہر کو بھی اور اُس کے باشندوں کو بھی۔ کیونکہ دیکھو، میں تمہارے درمیان سانپ، افعیّاں بھیجوں گا، جن پر منتر اثر نہ کرے گا، اور وہ تمہیں ڈسیں گے، خداوند فرماتا ہے۔ جب میں اپنے آپ کو غم کے مقابلہ میں تسلی دینا چاہتا ہوں، میرا دل میرے اندر نڈھال ہے۔ دیکھو، میری قوم کی بیٹی کی فریاد کی آواز اُن کی وجہ سے جو دُور کے ملک میں رہتے ہیں: کیا خداوند صیون میں نہیں؟ کیا اُس کا بادشاہ اُس میں نہیں؟ انہوں نے اپنی تراشی ہوئی مورتوں اور بیگانہ بطالتوں سے مجھے کیوں غضبناک کیا ہے؟ فصل گزر گئی، گرما بیت گیا، اور ہم نجات نہ پائے۔ میری قوم کی بیٹی کے زخم کے سبب میں زخمی ہوں؛ میں سیاہ پوش ہوں؛ حیرت نے مجھے آ لیا ہے۔ کیا جِلعاد میں بلسان نہیں؟ کیا وہاں کوئی طبیب نہیں؟ پھر کیوں میری قوم کی بیٹی کی صحت بحال نہیں ہوئی؟ یرمیاہ 8:15–22۔