در سال ۲۰۲۰، گذاری در هر دو شاخِ جمهوریخواه و شاخِ پروتستانِ حقیقیِ حیوانِ زمین آغاز شد. شاخِ پروتستانِ حقیقی در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ کشته شد، و شاخِ جمهوریخواه در ۳ نوامبر ۲۰۲۰ کشته شد. مطابقِ مکاشفه فصل یازدهم، پس از سه روز و نیمِ نمادین، ایشان بار دیگر بر پایهای خود خواهند ایستاد. هنگامی که ایشان بایستند، شاخِ پروتستانِ حقیقی از لائودیکیان به فیلادلفیان منتقل خواهد شد. آنان از یک کلیسا بیرون آورده شده و به درونِ یک جنبش آورده شدهاند. آنان از تجربهٔ کلیسای هفتم، به تجربهٔ کلیسای ششم برده شدهاند. آنان هشتمین شدهاند، یعنی از آن هفت.
جنبش در آغاز ادونتیسم، جنبش فیلادلفیایی بود، و جنبش فیلادلفیایی در پایان احیا میشود. کارِ سه فرشتهٔ مکاشفه، باب چهاردهم، بهصورت یک جنبش آغاز شد، و بهصورت یک جنبش نیز به پایان خواهد رسید. جنبش فیلادلفیایی، که بهوسیلهٔ کلیسای ششم، یعنی فیلادلفیا، نمادپردازی شده است، در سال 1856 مرد؛ و از پایان ماه ژوئیهٔ 2023 آغاز شده، اکنون بهعنوان هشتمین، که از آنِ آن هفت است، در حال برخاستن از مرگ است.
در همان تاریخ، شاخ جمهوریخواه نیز مرگ و رستاخیزی موازی را تجربه میکند؛ بهگونهای که ششمین رئیسجمهور از زمان ریگان در وقتِ آخر در سال ۱۹۸۹، به هشتمین رئیسجمهور بدل میشود، که از آن هفت است. فرایندِ گذارِ شاخ جمهوریخواه با درهمآمیختن آن با شاخِ پروتستانتیسمِ مرتد نمایانده شده است، که زناکاریِ روحانی و تصویرِ وحش است. شاخ جمهوریخواه هشتم میشود، یعنی از آن هفت، زیرا تصویری از وحشِ کاتولیسیسم را نمایندگی میکند، یعنی سرِ هشتم را، که از آن هفت سر است، در مکاشفه باب هفدهم، و در دانیال باب دوم.
انتقال سیاسی شاخِ جمهوریخواهی در دورهٔ آمادگی از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸ نمایان شده است. آن دورهٔ نبوی، کلیدی ضروری برای تشخیص گشوده شدن مُهرِ رازِ پنهانِ تصویرِ وحوشِ نبوکدنصر است. آن دورهٔ آمادگی، با دورهای سیساله از آمادگی برای هر دو، مسیح و ضدِ مسیح، نمایان شده است.
زمانِ مُہر، 11 ستمبر 2001 سے لے کر عنقریب آنے والے اتوار کے قانون تک، وہ نبوتی مدت ہے جس میں ہر رویا کا اثر پورا ہوتا ہے۔ یہ اُس مدت کی نمائندگی کرتی ہے جو بابائے کلیسیا کے زمین کے تخت پر سات میں سے ہونے والی آٹھویں بادشاہی کے طور پر دوبارہ متمکن ہونے پر ختم ہوتی ہے، یعنی مکاشفہ باب گیارہ کے “بڑے زلزلہ” کے وقت۔ لہٰذا اس کی تمثیل اُس مدت سے کی گئی ہے جو 538 میں پہلی بار بابائے کلیسیا کے تخت نشین ہونے سے پہلے واقع ہوئی۔ 538 میں بابائے کلیسیا نے کونسل آف اورلینز میں اتوار کا ایک قانون نافذ کیا، جو تیاری کے تیس برس کے اختتام کی نشان دہی کرتا تھا، اور عنقریب آنے والے اتوار کے قانون کی تمثیل بھی تھا۔ یسوع کبھی تبدیل نہیں ہوتا، اس لیے لازم ہے کہ اتوار کے قانون سے پہلے بھی ایک ایسی مدت ہو جس میں مہلک زخم شفا پائے، جیسے اُس پہلی بار تھا جب بابائے کلیسیا تخت نشین ہوا۔
این دوره با تاریخهایی که به نشانههای سالهای 508، 533 و 538 مربوطاند، نمایان شده است. در سال 508، دورهٔ آمادگی، یا برپا شدن پاپیّت، آغاز شد. پادشاهی چهارمِ رومِ بتپرست، یعنی قدرتی اژدهاگونه، مطیع گردانیده شده بود، و در سال 533، یوستینیان مقرر داشت که پاپیّت «رئیس کلیساها، و نیز اصلاحکنندهٔ بدعتگذاران» است. تنها چیزی که برای آنکه پاپیّت در سال 538 زمام امور را به دست گیرد باقی مانده بود، برطرف شدن گوتها از شهر روم بود، و این امر در سال 538 واقع شد. آن خطّ تاریخیِ سیساله، موازی با تولد مسیح بود، که پس از آن خدمتِ یحیی آمد، که به اقتدار یافتنِ عیسی بهعنوان مسیح در تعمید او انجامید.
دورانِ تیاری در تاریخِ مسیح، بهموازاتِ زمانِ مُهر شدن جریان دارد و خطِ داخلیِ شاخِ پروتستان را مورد خطاب قرار میدهد، حال آنکه دورانِ تیاری برای ضدِ مسیح، خطِ خارجیِ شاخِ جمهوریخواه را مورد خطاب قرار میدهد. این دو دوران، دو شاهد برای 11 سپتامبر 2001، 7 اکتبر 2023، و قانونِ یکشنبهایِ قریبالوقوع فراهم میآورند. یک دوران بر شهادتِ خارجی، و دیگری بر شهادتِ داخلیِ زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تأکید میورزد.
کارِ یوحنا، بهعنوان آن صدا در بیابان که راه را برای رسولِ عهد مهیا ساخت، همتای فرمانِ یوستینیان بود که راه را برای مردِ گناه آماده کرد، که او رسولِ عهدِ مرگ است. ۷ اکتبر ۲۰۲۳ هشداری بود از آنچه واقع خواهد شد هنگامی که قانونِ یکشنبه به اجرا درآید، چنانکه در ۵۳۸ واقع شد. ۷ اکتبر ۲۰۲۳ در دورهٔ آمادگی، با ۵۳۳ موازات دارد؛ دورهای که در آن برای نخستین بار پاپیّت بر تختِ زمین نشانده شد. این هشداری است که در قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، همانگونه که در ۵۳۸ بود، پاپ بار دیگر هم رئیسِ کلیساها خواهد شد و هم اصلاحکنندهٔ بدعتگذاران. این همچنین هشداری است از جنگافروزیِ فزایندهٔ اسلام در وایِ سوم.
این همان هشدارِ شناساییِ اسلام (اخبارِ مشرقزمین) و هشدارِ احیای پاپ (اخبارِ شمال) است. این هشدار با کارِ آن رسولی که در ایام آخر راه را مهیا میسازد، همزمان است؛ برای رسولِ عهد، که سپس با آن صد و چهل و چهار هزار نفر داخلِ عهد خواهد شد.
آمادهسازیِ سهگانه (سی سالِ مسیح و ضدّ مسیح، و زمانِ مُهرگذاری) همچنین بهوسیلهٔ دورهٔ 1776 تا 1798 نمونهوار نشان داده میشود. پایانِ حیوانِ زمین دارای دورهای معیّن است که پیش از پایانِ آن بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوّتِ کتابمقدّس قرار دارد؛ ازاینرو، آغازِ حیوانِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوّتِ کتابمقدّس نیز باید دارای دورهای نبوی باشد که پیش از آغازِ آن پادشاهی واقع شود. آلفا و امگا همواره پایانِ یک چیز را همراه با آغازِ آن نشان میدهد.
1776، 1789 ۽ 1798، 11 سيپٽمبر 2001، 7 آڪٽوبر 2023، ۽ جلد اچڻ واري آچر جي قانون جي نمائندگي ڪن ٿا۔ 1776 کان وٺي 1798 تائين ڇهين بادشاهت جي قائم ٿيڻ لاءِ نبوي تياري مڪمل ڪئي ويئي، بلڪل اهڙيءَ طرح جيئن سال 508، 533، ۽ 538 پنجين بادشاهت جي قائم ٿيڻ جي تياري جي نمائندگي ڪندا هئا۔ انهن وٽ اهي ئي نبوي خاصيتون هجڻ لازمي آهن، ڇاڪاڻتہ ڇهين بادشاهت پنجين بادشاهت جي تصوير ٿيڻ واري آهي۔
سی سال آمادگیِ مسیح که به تعمید او منتهی شد، نمایانگر همان دوره است؛ زیرا هنگامی که مسیح آمد تا عهد را برای یک هفته استوار سازد، و این امر از تعمید او آغاز شد، او در حال برپا کردن پادشاهیِ فیضِ خویش بود. او در برپا کردن پادشاهیِ فیضِ خود در خلال آن هفت سال، خون خویش را ریخت تا آن پادشاهی را استوار سازد، و بدینسان نمونهای از زمانِ برپا کردن پادشاهیِ جلالِ خویش بر جای گذاشت. آن پادشاهیِ جلال، همان پادشاهیِ دانیال دو است که به صورت سنگی تصویر شده است که بدون دستها از کوهی بریده میشود. خواهر وایت ما را آگاه میسازد که آن پادشاهی در زمانِ بارانِ آخر برپا میشود، و بارانِ آخر در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد.
«بارانِ متأخر بر آنان که پاکاند میبارد—پس آنگاه همه آن را همچون پیشتر دریافت خواهند کرد.»
«هنگامی که آن چهار فرشته رها کنند، مسیح ملکوت خود را برپا خواهد ساخت. هیچکس بارانِ آخر را دریافت نمیکند مگر آنان که هر آنچه را در توان دارند انجام میدهند. مسیح ما را یاری خواهد کرد. همه میتوانند بهواسطهٔ فیض خدا و از طریق خون عیسی غالب شوند. تمامی آسمان به این کار علاقهمند است. فرشتگان علاقهمندند.» Spalding and Magan, 3.
در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، آن چهار باد که بهصورت اسبی خشمگین (اسلام) نمایش داده شدهاند، رها شدند و سپس، در حالی که یکصد و چهل و چهار هزار نفر در حال مُهر شدن هستند، مهار گردیدند. سالهای ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ دورهٔ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر را نمایندگی میکنند، و این سه تاریخ نمایانگر مصوّبات قانونیای هستند که به برپایی ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدّس انجامید. تاریخ دوم، یعنی ۱۷۸۹، قانون اساسی ایالات متحده را مشخص میسازد؛ و بنابراین، آن پیامی بود که قانون اساسی را بهعنوان آن قدرتِ دوگانهای که قرار بود در ۱۷۹۸ ظهور کند، معرفی نمود؛ همانگونه که ۵۳۳ اعلامِ آن قدرتِ دوگانهای بود که قرار بود در ۵۳۸ ظهور یابد، و همانگونه که یحییِ تعمیددهنده آن قدرتِ دوگانهای را اعلام کرد که قرار بود در تعمید مسیح ظهور یابد.
دو قدرتی که قدرتِ دوگانهٔ مسیح را تشکیل میداد، نمونهٔ او بود که الوهیتِ متحد با انسانیت گناه نمیکند. دو قدرتی که قدرتِ دوگانهٔ ضدّمسیح را تشکیل میداد، به تخت نشستن او بهعنوان رئیس کلیساها، و به تخت نشستن او بهعنوان تأدیبکنندهٔ بدعتگذاران بود. دو قدرتی که قدرتِ دوگانهٔ وحشِ زمین را تشکیل میدهد، دو شاخِ جمهوریخواهی و پروتستانتیسم است.
«وَاو دُو شاخَه لَکَهچ مَرهڠ.» شاخَهکانی وێنهی مەر، گهنجایهتی، بێتاوانی و نرمی نیشان دهدهن، و بهباشی خهسڵهتی ویلایهته یهکگرتووهکانی ئهمریکا پێشکەش دهکهن، کاتێک به پێغهمبهر وەک «سهرههڵدان» له ساڵی 1798 نیشان درا. له نێوان ئهو ئاوارە مەسیحیانهی سەرەتادا بۆ ئهمریکا ههڵهاتن و پهناگهیهک له ستەمی شاهانە و نهخۆشگوزارانی کاهینانه داوایان دهکرد، زۆرێک ههبوون که بڕیاریان دا حکومهتێک لهسهر بنهمای فراوانی ئازادیی مەدەنی و ئایینی دابمهزرێنن. بۆچوونهکانیان له ڕاگهیهنراوی سهربهخۆیی شوێنی خۆی گرت، که ئهو ڕاستیه گهورهیه دهردهخات که «ههموو مرۆڤهکان به یهکسانی دروست کراون» و به مافی نهسێنراوی «ژیان، ئازادی، و داوای بهختهوهری» بهخشراون. ههروهها دهستوور مافی خۆحکومرانی بۆ گهل دهپارێزێت، بهو جۆرهی نوێنهرانی ههڵبژێردراوی دهنگی گشتی یاساکان دابنێن و بهڕێوهیان ببهن. ئازادیی باوهڕی ئایینیش بهخشرا، و ههر مرۆڤێک ڕێگهی پێدرا بهگوێرهی بانگهشهی ویژدانی خۆی خودا بپهرستێت. کۆمارییهتی و پرۆتستانتیزم بوون به بنهما سەرەکیهکانی ئهو نەتەوەیه. ئهم بنهمایانه نهێنی هێز و گهشهسهندییهکەین. ستەملێکراوان و پاڵپێوهدراوان له تهواوی جیهانی مەسیحی به گرنگی و هیوایهوه ڕوویان کردووته ئهم خاکه. ملیۆنان کهسهکانیان شوێنی سهواحهلانی ئهویان گرتووە، و ویلایهته یهکگرتووهکانی ئهمریکا بۆ پایەیهک له نێوان بههێزترین نەتەوەکانی زهوی ههڵکشاوە.» The Great Controversy, 441.
۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ نمایانگر سه تاریخاند که تأکید میکنند هشتمین، از آنِ هفت است. ۱۷۷۶ نمایانگر انتشار اعلامیۀ استقلال، و تاریخ نخستین و دومین کنگرۀ قارهای است. ۱۷۸۹ نمایانگر انتشار قانون اساسی و تاریخ اصول کنفدراسیون است. ۱۷۹۸ نمایانگر انتشار قوانین بیگانگان و فتنه، و آغاز حیوانِ زمین بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس است.
نخستین کنگرهٔ قارهای در سال 1774 برگزار شد و در تاریخ آغازین ایالات متحده نهادی سرنوشتساز بود که در خلال جنگ انقلاب آمریکا بهعنوان هیئتی حاکم عمل میکرد. کنگرههای قارهای به دو دورهٔ نبویِ کنگرهٔ نخست و کنگرهٔ آخر تقسیم میشوند. نخستین کنگرهٔ قارهای دو رئیس داشت و از 5 سپتامبر تا 26 اکتبر 1774 در فیلادلفیا تشکیل شد. پیتون راندولف از 5 سپتامبر تا 22 اکتبر نخستین رئیس این اجلاس بود، و سپس هنری میدلتون در پنج روز بعد، تا 26 اکتبر 1774، ریاست کرد.
دوسری بَراعظمی کانگریس 1775 سے 1781 تک منعقد ہوئی۔ اپنی مدتِ وجود کے دوران دوسری بَراعظمی کانگریس کے چھ صدور رہے۔ پیٹن رینڈولف نے 10 مئی 1775 سے 24 مئی 1775 تک صدر کی حیثیت سے صدارت کی۔ وہ پہلی اور دوسری دونوں بَراعظمی کانگریسوں کے پہلے صدر تھے۔ پہلی اور دوسری بَراعظمی کانگریسوں کی تاریخ کے دوران مجموعی طور پر آٹھ صدور رہے۔
دومین رئیس دومین کنگرۀ قارهای، جان هنکاک بود، و هنکاک از ۲۴ مه ۱۷۷۵ تا ۳۱ اکتبر ۱۷۷۷ ریاست کرد. هنری لورنس از ۱ نوامبر ۱۷۷۷ تا ۹ دسامبر ۱۷۷۸ ریاست کرد. جان جی از ۱۰ دسامبر ۱۷۷۸ تا ۲۸ سپتامبر ۱۷۷۹ ریاست کرد. ساموئل هانتینگتون از ۲۸ سپتامبر ۱۷۷۹ تا ۹ ژوئیه ۱۷۸۱ ریاست کرد. توماس مککین از ۱۰ ژوئیه ۱۷۸۱ تا ۴ نوامبر ۱۷۸۱ ریاست کرد.
پیتن رَندالف نخستین رئیسِ هر دو کنگرهٔ قارهایِ اول و دوم بود. این امر نشان میدهد که در طول دو دورهٔ کنگرههای قارهای، هشت دورهٔ ریاست وجود داشت، اما شخصی که نخستین رئیسِ هر یک از آن دو دوره بود، همان یک نفر بود. بنابراین، هرچند هشت دورهٔ ریاست وجود داشت، در واقع تنها هفت رئیس وجود داشتند. نخستین رئیس، یکی از آن هفت مردی بود که رئیس بودند؛ اما چون رَندالف در آن تاریخ دو بار ریاست کرد، او همچنین نمایندهٔ هشتمی است که از آن هفت بود.
در تاریخ کنگرههای قارهای، جنگ انقلابی بهوسیلۀ کنگره اداره میشد. از اینرو، جرج واشنگتن در آن دوره هرگز رئیسجمهور نبود، زیرا او بهعنوان نخستین فرمانده کل قوا بر نیروهای نظامی منصوب شده بود.
بهعنوان نخستین رئیسجمهورِ هر دو دوره، رَندولف نمایانگرِ دو شاهدی است که نخستین رئیسجمهورِ واقعی، یعنی جورج واشنگتن، را نمونهوار مینمایانند. واشنگتن بهوسیلهٔ رَندولف بازنمایی میشود؛ و ازاینرو رَندولف، بهعنوان نمادی از واشنگتن، هم ویژگیهای نبویِ رَندولفِ نخستین رئیسجمهور را منتقل میسازد، و نیز این را که رَندولف هشتم بود، و از آن هفت بود. پس جورج واشنگتن، بهعنوان نخستین رئیسجمهور و نخستین فرماندهٔ کل، از لحاظ نبوی نیز هشتم بود، و از آن هفت بود.
عیسی پایانِ یک چیز را با آغاز آن تصویر میکند؛ از اینرو، آخرین رئیسجمهور و فرماندهِ کل، هشتمین خواهد بود، یعنی از آن هفت. این حقیقتِ نبوی در تاریخِ نخستین و دومین کنگرههای قارهای، که با تاریخِ نخستین وِیمارکِ 1776 و انتشارِ اعلامیهٔ استقلال نمایانده میشود، تثبیت شده است.
نشانۀ راهِ ۱۷۷۶، ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ و «قانون میهنپرستی» را بهگونهای نمادین مجسّم میسازد؛ هنگامی که استقلال آمریکا تحت اقتدار قانون روم قرار گرفت و دیگر تحت قانون انگلستان نبود. این، آغاز آن دورۀ نبوی را نشان میدهد که راه را آماده میسازد تا پاپیّت در قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع، بار دیگر تختِ زمین را در اختیار گیرد.
همانگونه که در مورد دورهٔ نبویِ نمایانشده بهوسیلهٔ 1776 بود، این دورهٔ نبوی نیز تاریخِ فاصلهٔ میان پایان دومین کنگرهٔ قارهای در 1781 تا 1789 را نمایندگی میکرد؛ تاریخی که نشانهٔ راهِ مرتبط با انتشار قانون اساسی را مشخص میسازد. در آن تاریخ نیز هشت رئیسجمهور وجود داشتند. تاریخِ 1781 تا 1789، تاریخِ اصولِ کنفدراسیون است. اصولِ کنفدراسیون نمایانگر نخستین قانون اساسی بود، اما ضعفِ اصولِ کنفدراسیون به جایگزینی آن و تصویب قانون اساسی در 1789 انجامید.
در آن دوره، آن هشت رئیسجمهور شامل هفت رئیسجمهور بودند که در تاریخِ دو کنگرهٔ قارهای رئیسجمهور نبودند، و یک نفر که در آن نخستین دورهٔ نبوی نیز رئیسجمهور بود. جان هنکاک هم در دومین کنگرهٔ قارهای خدمت کرد، و نیز در دورهای که بهوسیلهٔ مواد کنفدراسیون نمایانده میشود. در سطح نبوی، تنها هفت مرد بودند که در طول دو کنگرهٔ قارهای رئیسجمهور بودند؛ ازاینرو از نظر نبوی، جان هنکاک یکی از آن هشت نفر در دورهٔ مواد کنفدراسیون بود، اما او همچنین یکی از آن هفت مرد از دورهٔ پیشین نیز بود. بنابراین، او هشتمی بود که از آن هفت بود.
دورهٔ نبویِ دوم، که با سال ۱۷۸۹ نمایانده میشود، نیز رئیسی (هنکاک) داشت که هشتمین بود، اما از آن هفت بود؛ همانگونه که پیتون رندولف در دورهٔ نبویِ نخست، که با ۱۷۷۶ نمایانده میشود، چنین بود. ۱۷۸۹ با محاکمات پلوسی در ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ همراستا است و نمایندهٔ آنهاست.
خداوند دیدهبانان امینی بر حصارهای صهیون دارد تا با آواز بلند ندا دهند و دریغ نورزند، آواز خویش را چون کرنا برآورند، و تعدّی قوم او و گناهان خاندان یعقوب را بر ایشان آشکار سازند. خداوند اجازه داده است که دشمنِ حقیقت تلاشی قاطع بر ضدّ سَبَتِ فرمان چهارم به عمل آورد. او قصد دارد بدین وسیله توجهی جدّی به آن مسئله برانگیزد که برای ایّام آخر محک است. این، راه را خواهد گشود تا پیام فرشتهٔ سوم با قدرت اعلام گردد.
«اکنون هیچکس که به حقیقت ایمان دارد، خاموش نماند. اکنون هیچکس نباید بیاعتنا باشد؛ بلکه همه باید عرایض خود را با اصرار بر تخت فیض عرضه کنند و به این وعده تمسک جویند که: “هر آنچه به نام من سؤال کنید، آن را بهجا خواهم آورد” (یوحنا 14:13). اکنون زمانی پرخطر است. اگر این سرزمینِ آزادیِ مورد تفاخر، خود را برای قربانی کردن هر اصلی که در قانون اساسی آن داخل است آماده میسازد، و فرمانهایی برای سرکوب آزادی دینی و برای تحمیلِ باطل و فریبِ پاپی صادر میکند، در آن صورت قوم خدا باید درخواستهای خود را با ایمان به حضور حضرتِ اعلی تقدیم کنند. در وعدههای خدا برای آنان که بر او توکل میکنند، هرگونه تشویق وجود دارد. چشماندازِ گرفتار آمدن در خطر و تنگنای شخصی، نباید موجب یأس گردد، بلکه باید نیرو و امیدِ قوم خدا را برانگیزد؛ زیرا زمانِ مخاطرهٔ ایشان، موسمِ آن است که خدا تجلیات روشنتری از قدرت خویش به آنان عطا فرماید.»
«ما نباید در انتظار آرامِ ستم و مصیبت بنشینیم و دست روی دست بگذاریم و برای جلوگیری از شر هیچ نکنیم. بگذارید فریادهای متحد ما به آسمان برخیزد. دعا کنید و کار کنید، و کار کنید و دعا کنید. اما هیچکس با شتابزدگی عمل نکند. اکنون بیش از هر زمان دیگر بیاموزید که باید حلیم و در دل فروتن باشید. نباید بر ضد هیچکس، خواه اشخاص و خواه کلیساها، اتهام افترازننده بیاورید. بیاموزید که با اذهان همانگونه رفتار کنید که مسیح رفتار میکرد. گاه باید سخنان تند گفته شود؛ اما پیش از آنکه حقیقتِ صریح و قاطع را بر زبان آورید، یقین حاصل کنید که روحالقدس خدا در قلب شما ساکن است؛ سپس بگذارید حقیقت راه خود را ببرد. شما نباید برنده باشید.» Selected Messages, book 2, 370.
دومین راهنشان در دورهٔ نبویِ آمادگی که بهوسیلهٔ قانون اساسی بازنمایی میشود، مشخص میسازد که قانون اساسی در راهنشان بعدی باید واژگون گردد. آن راهنشانِ دوم بهوسیلهٔ یحییِ تعمیددهنده، و نیز بهوسیلهٔ فرمان یوستینیان، نمونهسازی شده است؛ که هر دو، در پیوند با فرارسیدنِ آخرین رویدادِ بازنماییشده در آن دوره، هم شناسایی کردند و هم هشداری ارائه نمودند. برای یحیی، آن رویداد، اقتدار یافتنِ مسیح بود، آنگاه که او عهدِ حیاتِ خویش را با خونِ گرانبهای خود تأیید کرد؛ و برای یوستینیان، آن رویداد، اقتدار یافتنِ ضدّ مسیح بود، که میبایست عهدِ مرگِ خویش را با خونِ شهیدان مُهر و تثبیت کند.
قانونِ اساسی در سال 1789 توانمندسازیِ دو شاخِ وحشِ زمین را مشخص ساخت، و بدینسان، 1789 نابودیِ قریبالوقوعِ دو شاخِ قدرتِ وحشِ زمین را نیز، چنانکه بهوسیلهٔ قوانینِ بیگانگان و فتنه در 1798 بازنمایی شده است، مشخص نمود. هنگامی که آن دو شاهد در سال 2020 در کوچهها کشته شدند، آنان حملهای پایدار بر ضد قانونِ اساسی را که بهوسیلهٔ محاکماتِ پلوسی در 6 ژانویهٔ 2021 نمادین شده است، مشخص کردند و دربارهٔ آن هشدار دادند.
۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ هشداری است دربارهٔ توانمند شدن پاپیّت در قانون یکشنبهایِ بهزودیدرراه، چنانکه این امر بهوسیلهٔ فرمان ژوستینیان در سال ۵۳۳ نمونهسازی شده است. ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱ و سال ۵۳۳، هر دو نسبت به قانون یکشنبهایِ بهزودیدرراه هشدار میدهند، چنانکه این امر بهوسیلهٔ قانون یکشنبه در سال ۵۳۸ در شورای اورلئان، و نیز بهوسیلهٔ قوانین بیگانگان و فتنه در ۱۷۹۸ نمونهسازی شد، که نمونهای از سخن گفتنِ وحشِ زمین همچون اژدها در قانون یکشنبهایِ بهزودیدرراه بود.
در زمان قانون یکشنبه، زخمِ مهلکِ پاپیّت شفا خواهد یافت، و سرِ هشتمِ مکاشفه باب هفدهم، که از آنِ هفت سر است، زنده خواهد شد. قوانین «بیگانگان و فتنهانگیزی» سال ۱۷۹۸، نمایانگر آن است که وحشِ زمین چون اژدها سخن میگوید؛ آنگاه که نه تنها پرستشِ خورشید را تحمیل میکند، بلکه پس از آن تمام جهان را وادار میسازد تا اقتدارِ وحشِ دریا از مکاشفه باب سیزدهم را، بهعنوان سرِ هشتمی که از آنِ هفت سر است، بپذیرد. بنابراین، در هر یک از سه دورهای که در درونِ دورهٔ آمادگی بهوسیلهٔ ۱۷۷۶، ۱۷۸۹ و ۱۷۹۸ نمایان شدهاند، معمای نبویِ «هشتم، که از آنِ هفت است» بهگونهای نبوی به تصویر کشیده شده است.
نخستین دو نشانهٔ راه (1776 و 1789) که معما را شناسایی میکنند، به رازی میپردازند که در درون تاریخ نبوتیِ وحشِ زمین به انجام میرسد، و سومین نشانهٔ راه، معمایی را که برای قدرت پاپی به انجام میرسد، شناسایی میکند.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«به ساکنان زمین میگوید که برای وحش، تصویری بسازند.» در اینجا بهروشنی شکلی از حکومت عرضه شده است که در آن قدرت قانونگذاری در اختیار مردم قرار دارد؛ و این آشکارترین گواهی است بر اینکه ایالات متحده همان ملتی است که در این نبوت بدان اشاره شده است.
«اما “تصویرِ وحش” چیست؟ و چگونه باید ساخته شود؟ این تصویر بهوسیلهٔ وحشِ دوشاخ ساخته میشود، و تصویری برای آن وحش است. همچنین آن را تصویرِ وحش نیز مینامند. پس برای آنکه بدانیم این تصویر چگونه است و چگونه باید ساخته شود، باید ویژگیهای خودِ آن وحش—یعنی پاپیّت—را بررسی کنیم.»
«وقتی کلیسای اولیه با دور شدن از سادگیِ انجیل و پذیرفتن آیینها و رسومِ بتپرستان فاسد شد، روح و قدرتِ خدا را از دست داد؛ و برای آنکه بر وجدانهای مردم تسلط یابد، در پیِ پشتیبانیِ قدرتِ دنیوی برآمد. نتیجه، پاپیّت بود؛ کلیسایی که قدرتِ دولت را در اختیار گرفت و آن را برای پیشبرد مقاصدِ خود، بهویژه برای مجازاتِ «بدعت»، به کار برد. برای آنکه ایالات متحده تصویری از وحش بسازد، قدرتِ مذهبی باید چنان بر حکومتِ مدنی تسلط یابد که اقتدارِ دولت نیز به وسیلهٔ کلیسا برای تحققِ مقاصدِ خود به کار گرفته شود.»
«هرگاه کلیسا به قدرت دنیوی دست یافته است، آن را برای مجازاتِ مخالفت با تعالیم خود به کار برده است. کلیساهای پروتستانی که با ایجاد اتحاد با قدرتهای دنیوی در گامهای روم گام نهادهاند، میلی مشابه برای محدود ساختن آزادی وجدان از خود نشان دادهاند. نمونهای از این امر در آزار و اذیتِ دیرپایِ مخالفان بهوسیلهٔ کلیسای انگلستان دیده میشود. در طی قرون شانزدهم و هفدهم، هزاران خادمِ غیرهمسو ناگزیر شدند از کلیساهای خود بگریزند، و بسیاری، چه از شبانان و چه از مردم، در معرض جریمه، زندان، شکنجه، و شهادت قرار گرفتند.»
«این ارتداد بود که کلیسای اولیه را بر آن داشت تا در پی یاری حکومت مدنی برآید، و همین راه را برای شکلگیری پاپیّت—آن وحش—هموار ساخت. پولس گفت: “ابتدا ارتداد واقع خواهد شد، … و آن مرد گناه آشکار خواهد گردید.” ۲ تسالونیکیان ۲:۳. پس ارتداد در کلیسا راه را برای تصویرِ وحش آماده خواهد ساخت.»
کتابمقدس اعلام میکند که پیش از آمدن خداوند، حالتی از انحطاط دینی پدید خواهد آمد که همانند وضعیت سدههای نخستین است. «بدان که در ایام آخر، زمانهای سخت پدید خواهد آمد؛ زیرا مردم خوددوست، طماع، لافزن، متکبر، کفرگو، نافرمانِ والدین، ناسپاس، ناپاک، بیعاطفه، پیمانشکن، افترازننده، بیخویشتندار، خشن، دشمنِ نیکان، خائن، بیپروا، خودپسند، و عاشقِ لذت بیش از عاشقِ خدا خواهند بود؛ که صورت دینداری را دارند، لیکن قوّت آن را انکار میکنند.» دوم تیموتائوس ۳:۱–۵. «و امّا روح صریحاً میگوید که در زمانهای آخر، بعضی از ایمان برگشته، به ارواحِ گمراهکننده و تعلیماتِ دیوها گوش خواهند سپرد.» اول تیموتائوس ۴:۱. شیطان «با هر گونه قدرت و آیات و عجایبِ دروغین، و با هر فریبِ ناراستی» عمل خواهد کرد. و همهٔ آنان که «محبتِ حقیقت را نپذیرفتند تا نجات یابند»، واگذاشته خواهند شد تا «ضلالتی نیرومند را بپذیرند، تا دروغ را باور کنند.» دوم تسالونیکیان ۲:۹–۱۱. هنگامی که این حالتِ بیدینی به اوج خود برسد، همان نتایجی پدید خواهد آمد که در سدههای نخستین پدید آمد.» نبرد عظیم، ۴۴۳، ۴۴۴.