آخرین وعدۀ عهد عتیق این است که پیش از روز عظیم و هولناک خداوند، ایلیا خواهد آمد.
شما شریعتِ موسی، بندهٔ مرا، که آن را در حوریب برای تمامی اسرائیل، با فرایض و احکام، به او امر فرمودم، به یاد آورید. اینک، من ایلیای نبی را پیش از فرا رسیدنِ روز عظیم و هولناکِ خداوند نزد شما خواهم فرستاد؛ و او دلِ پدران را به سوی فرزندان، و دلِ فرزندان را به سوی پدرانشان باز خواهد گردانید، مبادا بیایم و زمین را به لعنت بزنم. ملاکی ۴:۴–۵
آن ایلیاهی که پیشاپیشِ «روز عظیم و مهیب خداوند» میآید، هم یک رسولِ فردی است و هم جنبشی که با پیامی که آن رسول اعلام میکند پیوند دارد. بنابراین، ایلیایی که فرستاده میشود، همان صد و چهل و چهار هزار نفری هستند که مرگ را نمیچشند، چنانکه خنوخ و ایلیا نمایانگر آناند. ایشان کسانی هستند که در هنگام قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، همچون عَلَمی افراشته میشوند.
آخری دنوں کا ایلیاہ یوحنا اصطباغی کے ذریعہ بھی ممثل کیا گیا تھا، لیکن یوحنا ایک لاکھ چوالیس ہزار کی نمائندگی نہیں کرتا تھا۔ وہ اُن لوگوں کی نمائندگی کرتا تھا جو اس تحریک میں شامل ہوتے ہیں اور آخری دن کے قاصد کے پیغام کو قبول کرتے ہیں، اور پھر اتوار کے قانون کے بحران کی اُس گھڑی میں، جو عنقریب آنے والے اتوار کے قانون سے شروع ہوتی ہے اور اُس وقت اختتام پذیر ہوتی ہے جب میکائیل کھڑا ہوتا ہے اور پاپائیت کا انجام ہو جاتا ہے اور اُس کی مدد کرنے والا کوئی نہیں ہوتا، پاپائیت کے ہاتھوں قتل کر دیے جاتے ہیں۔
ایلیا بر کوه کرمل نمایانده شده است و یحیی در تالار بزم هیرودیس نمایانده شده است. این دو شاهد تاریخی، دو گروه از قوم خدا در ایام آخر را که در باب هفتم مکاشفه نمایانده شدهاند، مشخص میسازند. یکصد و چهلوچهار هزار نفر و آن جماعت عظیم با کوه کرمل و جشن تولد هیرودیس متناظرند. این دو خط نبوت، نقطهٔ مرجعی استوار فراهم میآورند تا عناصر سرِ هشتم، یعنی آنکه از هفت سرِ مذکور در مکاشفه هفده است، با دقت شناسایی شوند، همراه با جزئیات نبوتی کافی برای روشن ساختن اینکه چگونه و چرا آخرین رئیسجمهور، که همان رئیسجمهور هشتم و از آن هفت است، در آخرین حرکاتِ پادشاهی ششمِ نبوت کتابمقدس، دیکتاتور بزرگ ایالات متحده میشود.
در زمانِ قانونِ یکشنبه، اتحادِ سهگانه تحقق مییابد.
«با صدور فرمانی که استقرار پاپیت را در نقض شریعت خدا الزامآور سازد، ملت ما خود را بهطور کامل از پارسایی جدا خواهد کرد. هنگامی که پروتستانتیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت رومی را بفشارد، هنگامی که از فراز این مغاک دست دراز کند تا با روحگرایی دست بدهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خود را بهعنوان حکومتی پروتستان و جمهوریخواه انکار کند و برای اشاعه باطلها و فریبهای پاپی تمهیداتی فراهم آورد، آنگاه خواهیم دانست که زمان کار شگفتانگیز شیطان فرا رسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies, volume 5, 451.
مع ذلك، ففي هذا التمثيل تسلسلٌ، وهذا التسلسل موضوعٌ في الكلمة المُوحى بها. إنّه حدثٌ يقع عند المرسوم، وهو من وجهٍ ما حدثٌ واحد، لكنّه في الحقيقة تسلسلٌ دقيقٌ جدًّا من الأحداث. فعند «المرسوم» تكفّ الولايات المتحدة عن أن تكون المملكة السادسة في نبوّة الكتاب المقدّس، ممّا يعني أنّ المملكة السابعة تبدأ هناك، غير أنّ المملكة السابعة توافق على أن تُعطي ملكها للوحش. وعندما يُهزم النبيّ الكذّاب، يأخذ التنّين موضعه، ويُعطي الوحش على الفور نصف مملكته.
در کوه کرمل، چهارصد و پنجاه نبیِ بعل بودند، و نیز چهارصد نبیِ بُستان که در سامره بر سفرهٔ ایزابل طعام میخوردند.
پس اکنون بفرست و تمامی اسرائیل را نزد من بر کوه کرمل گرد آور، و انبیای بعل، چهارصد و پنجاه نفر، و انبیای بیشهها، چهارصد نفر را نیز، که بر سفرهٔ ایزابل نان میخورند. اول پادشاهان ۱۸:۱۹.
ایلیا مواجهه بر کوه کرمل را چونان مجادلهای معرفی میکند؛ نه فقط دربارۀ این پرسش که خدای حقیقی کدام است، بلکه نیز دربارۀ اینکه نبیِ حقیقی کیست.
پس ایلیا به قوم گفت: من، یعنی تنها من، نبیِ یهوه باقی ماندهام؛ اما انبیای بعل چهارصد و پنجاه مردند. ۱ پادشاهان ۱۸:۲۲
چون قربانیِ الیاس به آتشی که از آسمان فرود آمد سوخته شد، آنگاه او خود با دستان خویش آن چهارصد و پنجاه نبیِ بعل را کشت.
و ایلیاہ نے اُن سے کہا، بعل کے نبیوں کو پکڑ لو؛ اُن میں سے ایک بھی نہ بچنے پائے۔ چنانچہ اُنہوں نے اُنہیں پکڑ لیا؛ اور ایلیاہ اُن کو نالۂ قیشون کے پاس لے گیا، اور وہاں اُنہیں قتل کر ڈالا۔ 1 سلاطین 18:40۔
بعل ایک جھوٹا مذکر معبود تھا، اور اُس جھنڈ کے چار سو نبی، جو اب بھی ایزبل کے ساتھ تھے اور سامریہ شہر میں اُس کے دسترخوان پر کھاتے تھے، مؤنث دیوی، عشتاروت، کے نبی تھے۔ مؤنث دیوی کوہِ کرمل کے نبیوں کے ایلیاہ کے ہاتھوں قتلِ عام سے بچ نکلی۔
مردم بر فراز کوه، در برابر خدای نادیده، با ترس و هیبت به خاک میافتند. آنان نمیتوانند بر آن آتشِ درخشان و سوزانندهای که از آسمان فرستاده شده است بنگرند. بیم دارند که در ارتداد و گناهان خویش نابود شوند. همگی با یک صدا فریاد برمیآورند؛ صدایی که بر فراز کوه طنین میافکند و با وضوحی هولناک تا دشتهای زیر پای آنان بازمیپیچد: «یهوه، او خداست؛ یهوه، او خداست.» اسرائیل سرانجام بیدار میشود و فریبخوردگیاش از میان میرود. آنان گناه خود و این را که تا چه اندازه به خدا اهانت کردهاند، میبینند. خشم ایشان بر ضد انبیای بعل برانگیخته میشود. اَخاب و کاهنان بعل، با هراسی سهمگین، این نمایش شگفتانگیز قدرت یهوه را مشاهده کردند. بار دیگر، صدای ایلیا در کلمات تکاندهنده و آمرانه به گوش مردم میرسد: «انبیای بعل را بگیرید؛ مگذارید حتی یکی از ایشان بگریزد.» و مردم آماده بودند که از کلام ایلیا اطاعت کنند. آنان آن انبیای دروغین را که گمراهشان ساخته بودند، گرفتند و به نهر قیشون آوردند، و در آنجا ایلیا با دست خود این کاهنان بتپرست را کشت.» Review and Herald, October 7, 1873.
کوه کرمل مُمَثِّل قانون یکشنبهای است که بهزودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد. در آن هنگام است که عَلَمِ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر (که بهوسیلهٔ ایلیا مُمَثَّل شدهاند) برافراشته میشود. در آنجاست که شاخ حقیقیِ پروتستان بهروشنی در تقابل با شاخِ جعلیِ پروتستان آشکار میگردد؛ همان که در سامره است و خوراک ایزابل را میخورد. در آنجاست که شاخ جمهوریخواه، که تا پیش از کوه کرمل به شاخِ هر دو، کلیسا و دولت، بدل شده بود، بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس به پایان خود میرسد. آنگاه آنچه باقی میماند، اَخاب و قوم دهگانهٔ او، و ایزابل است که در سامره پنهان شده بوده است، در حالی که با پروتستانهای مرتد همسفره است. پادشاهی ششم به پایان رسیده است، و سپس باران بیپیمانه فرو میبارد.
در جشن تولد هیرودیس، ایلیا که در شخصِ یحیی تعمیددهنده نمود یافته است، در زندان روم در انتظار رهایی یا مرگ به سر میبرد. دیگر انبیای بَعْل نیستند تا رقصِ فریب را به انجام رسانند؛ تنها سالومه، دخترِ ایزابل، حاضر است. هیرودیس و دوستانِ سلطنتیاش از شرابِ بابل مستاند، زیرا تولدِ او همچنین نمایانگرِ قانونِ یکشنبه است، و همهٔ امتها در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بسیار پیش از قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، نوشیدنِ شرابِ بابل را آغاز کردند.
اور ان باتوں کے بعد میں نے ایک اور فرشتہ کو آسمان سے اترتے دیکھا، جسے بڑا اختیار حاصل تھا؛ اور زمین اس کے جلال سے منور ہو گئی۔ اور اس نے بلند آواز سے زور سے پکار کر کہا، بڑا بابل گر گیا، گر گیا، اور شیاطین کا مسکن، اور ہر ناپاک روح کا ٹھکانا، اور ہر ناپاک اور نفرت انگیز پرندے کا پنجرہ بن گیا ہے۔ کیونکہ سب قومیں اس کی زناکاری کے غضب کی مے پی چکی ہیں، اور زمین کے بادشاہوں نے اس کے ساتھ زناکاری کی ہے، اور زمین کے سوداگر اس کی عیش و عشرت کی فراوانی سے دولت مند ہو گئے ہیں۔ مکاشفہ 18:1–3۔
این سه آیه هنگامی تحقق یافت که بناهای عظیم نیویورک، یعنی برجهای دوقلو، با لمسهای از سوی خدا فرو افکنده شدند.
“اکنون این سخن از کجا آمده است که من اعلام کردهام نیویورک باید بهوسیلهٔ موجی عظیم روبیده شود؟ این را من هرگز نگفتهام. آنچه گفتهام این است که، هنگامی که به ساختمانهای عظیمی که در آنجا طبقه بر طبقه بالا میرفتند مینگریستم، گفتم: «چه صحنههای هولناکی رخ خواهد داد آنگاه که خداوند برخیزد تا زمین را بهشدت بلرزاند! آنگاه کلمات مکاشفه ۱۸:۱–۳ به انجام خواهد رسید.» تمام باب هجدهم مکاشفه هشداری است از آنچه بر زمین خواهد آمد. اما من بهطور خاص نوری دربارهٔ آنچه بر نیویورک خواهد آمد ندارم، جز اینکه میدانم روزی ساختمانهای عظیم آنجا بهواسطهٔ چرخاندن و واژگون ساختنِ قدرت خدا فرو افکنده خواهند شد. از نوری که به من داده شده است، میدانم که هلاکت در جهان است. یک کلام از خداوند، یک لمس از قدرت عظیم او، و این بناهای سترگ فرو خواهند ریخت. صحنههایی رخ خواهد داد که هولناکیِ آنها را نمیتوانیم تصور کنیم.” ریویو اند هرالد، ۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۶.
قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، بهوسیلهٔ صدای دومِ مکاشفه باب هجده به تصویر کشیده شده است، و نمایانگرِ کوه کرملِ اخاب و نیز ضیافتِ روزِ تولدِ هیرودیس است. هیرودیا، که همان ایزابل نیز هست، در ضیافتِ مستانهٔ هیرودیس حاضر نیست، چنانکه ایزابل نیز از کوه کرمل غایب بود. تا زمانِ قانونِ یکشنبه، او در طیِ هفتاد سالِ نمادینِ سلطنتِ وحشِ زمینی، یعنی ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس، به فراموشی سپرده شده است. هنگامی که ایزابل در سالهای 1798 و 1799 زخمِ مهلکِ خود را دریافت کرد، ششمین پادشاهی (ایالات متحده) دورهٔ خود را بهعنوانِ ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس آغاز کرد. هنگامی که ششمین پادشاهی به پایان میرسد، آنگاه او بازمیگردد و سرودهای خود را آغاز به خواندن میکند و با همهٔ امتهای روی زمین زنا میورزد.
سرودهای زنای او و شرابش بهگونهای نبوی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد، اما آن تنها دورهٔ آمادهسازی بود، چنانکه سی سالِ از ۵۰۸ تا ۵۳۸، نخستین باری که او تخت را به دست گرفت، مُصوَّر ساخته بود. تا هنگام قانون یکشنبه، آنگاه که پادشاهی ششم بهدست ایلیا کشته میشود، او در سامره پنهان بوده است. در آن زمان، یحییِ تعمیددهنده در زندان او نگاه داشته میشود و در انتظارِ یا رهایی است یا مرگ.
ہیرودیس اور اُس کے معزز رفقا بابل کی مے سے مدہوش تھے، جب ہیرودیاس (ایزبل) کی بیٹی سلومی نے اپنا نہایت فریبندہ رقص پیش کیا، اور ہیرودیس اپنی شہوانی اور محرماتی خواہشات کا اظہار کرتا ہے۔ وہ اپنی سوتیلی بیٹی کی جنسی دل آویزیوں سے پوری طرح مسحور ہو جاتا ہے، اور اُسے اپنی سلطنت کا نصف تک دینے کی پیش کش کرتا ہے۔
اور جب ایک موافق دن آیا، کہ ہیرودیس نے اپنی سالگرہ پر اپنے امیروں، سپہ سالاروں اور گلیل کے معززین کے لیے ایک ضیافت کی؛ اور جب مذکورہ ہیروڈیاس کی بیٹی اندر آئی اور ناچی، اور ہیرودیس اور اس کے ساتھ بیٹھنے والوں کو پسند آئی، تو بادشاہ نے اُس لڑکی سے کہا، جو کچھ تُو مجھ سے مانگے گی، میں تجھے دوں گا۔ اور اُس نے اُس سے قسم کھا کر کہا، جو کچھ تُو مجھ سے مانگے گی، میں تجھے دوں گا، یہاں تک کہ اپنی بادشاہی کا آدھا حصہ بھی۔ اور وہ باہر گئی اور اپنی ماں سے کہا، میں کیا مانگوں؟ اُس نے کہا، یوحنا بپتسمہ دینے والے کا سر۔ اور وہ فوراً جلدی سے بادشاہ کے پاس اندر آئی اور درخواست کر کے کہا، میں چاہتی ہوں کہ تُو مجھے ابھی ایک تھال میں یوحنا بپتسمہ دینے والے کا سر دے۔ اور بادشاہ نہایت غمگین ہوا؛ لیکن اپنی قسم کے سبب سے، اور اُن کے سبب سے جو اُس کے ساتھ بیٹھے تھے، اُس نے اسے رد کرنا نہ چاہا۔ اور بادشاہ نے فوراً ایک جلاد بھیجا اور حکم دیا کہ اُس کا سر لایا جائے؛ اور اُس نے جا کر قیدخانہ میں اُس کا سر قلم کیا، اور اُس کا سر ایک تھال میں لا کر اُس لڑکی کو دیا؛ اور اُس لڑکی نے وہ اپنی ماں کو دے دیا۔ مرقس 6:21–28۔
صدای نخستِ مکاشفهٔ هجده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به صدا درآمد، و صدای دوم در قانون یکشنبه که بهزودی خواهد آمد به صدا درمیآید. در تاریخی که در یوحنا فصل شش بازنمایی شده است، صدای نخستِ ۲۰۰۱، صدای مسیح بود که شاگردان خود را آگاه میساخت که باید جسم او را بخورند و خون او را بنوشند، زیرا او نان حقیقیِ آسمان بود. آن دوره در جلیل آغاز شد و با پالایشی از شاگردان او که در یوحنا فصل شش، آیهٔ شصتوشش از او روی گردانیدند، پایان یافت. آن تاریخ در جلیل با آزمونی خوراکی آغاز شد، و با اجرای نشانِ وحش پایان یافت، چنانکه بهوسیلهٔ عددِ نامِ پاپ، یعنی شش، شش، شش، نمونهوار پیشنمایی شده است. جلیل به معنای «نقطهٔ عطف» است، و ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ یک «نقطهٔ عطف» نبوی (جلیل) بود، و زادروزِ هیرودیس با رهبریِ جلیل همراه بود. صدای آغازینِ مکاشفه فصل هجده، و صدای پایانیِ مکاشفه هجده، هر دو بهوسیلهٔ جلیل بازنمایی شدهاند، که همان نقطهٔ عطف است.
«از تاریخ گذشته درسهایی باید آموخت؛ و توجه به اینها جلب میشود تا همه دریابند که خدا اکنون نیز بر همان اصولی عمل میکند که همواره کرده است. دست او اکنون نیز در کار خویش و در میان امتها دیده میشود، درست همانگونه که از زمانی که انجیل نخستین بار به آدم در عدن اعلام شد، همواره دیده شده است.»
«دورههایی وجود دارند که نقاط عطفی در تاریخ ملتها و کلیسا بهشمار میآیند. در تدبیر الهی، هنگامی که این بحرانهای گوناگون فرا میرسند، نورِ مناسبِ آن زمان عطا میشود. اگر پذیرفته شود، پیشرفت روحانی پدید میآید؛ و اگر رد شود، انحطاط روحانی و شکست کامل در پی خواهد آمد. خداوند در کلام خویش کارِ پیشبرندهٔ انجیل را، همانگونه که در گذشته انجام شده و در آینده نیز ادامه خواهد یافت، تا به نبرد نهایی، آشکار ساخته است؛ آنگاه که نیروهای شیطانی واپسین حرکت شگفتانگیز خود را بهعمل خواهند آورد.» Bible Echo, August 26, 1895.
ਗਲੀਲ 2001 ਵਿੱਚ, ਅਤੇ ਗਲੀਲ ਆਉਣ ਵਾਲੇ ਐਤਵਾਰ ਕਾਨੂੰਨ ਦੇ ਸਮੇਂ, ਇਹ ਦਰਸਾਉਂਦੇ ਹਨ ਕਿ ਪਿਛਲੀ ਵਰਖਾ ਦੀ ਰੌਸ਼ਨੀ ਕਦੋਂ ਉਡੇਲੀ ਜਾਂਦੀ ਹੈ। 2001 ਵਿੱਚ ਇਹ ਇੱਕ ਮਾਪੀ ਹੋਈ ਉਡੇਲ ਸੀ, ਪਰ ਦੂਜੀ ਆਵਾਜ਼ ਦੇ ਵੇਲੇ ਇਹ ਬਿਨਾ ਮਾਪ ਦੇ ਉਡੇਲੀ ਜਾਂਦੀ ਹੈ, ਜਿਵੇਂ ਕਿ ਏਲੀਆਹ ਵੱਲੋਂ ਬਆਲ ਦੇ ਨਬੀਆਂ ਨੂੰ ਮਾਰ ਦੇਣ ਤੋਂ ਬਾਅਦ ਹੋਈ ਮਹਾਨ ਉਡੇਲ ਨਾਲ ਪ੍ਰਤੀਕਿਤ ਕੀਤਾ ਗਿਆ ਹੈ, ਜੋ ਹੇਰੋਦ ਦੇ ਜਨਮਦਿਨ ਦੀ ਦਾਅਤ ਵਿੱਚ ਵਾਪਰੀ ਸੀ। ਹੇਰੋਦ ਦਾ ਜਨਮਦਿਨ ਬਾਈਬਲੀ ਭਵਿੱਖਬਾਣੀ ਦੇ ਸੱਤਵੇਂ ਰਾਜ ਦੇ ਜਨਮ ਦੀ ਪਹਿਚਾਣ ਕਰਦਾ ਹੈ, ਜੋ ਤੁਰੰਤ ਹੀ ਇਸ ਤੋਂ ਪਹਿਲਾਂ ਵਾਲੇ ਰਾਜ ਦੀ ਮੌਤ ਦੇ ਬਾਅਦ ਆਉਂਦਾ ਹੈ। ਸੰਯੁਕਤ ਰਾਜ ਅਮਰੀਕਾ ਨੇ 1798 ਵਿੱਚ, ਪੰਜਵੇਂ ਰਾਜ ਦੀ ਮੌਤ ਦੇ ਸਮੇਂ, ਰਾਜ ਕਰਨਾ ਸ਼ੁਰੂ ਕੀਤਾ, ਅਤੇ ਬਆਲ ਦੇ ਨਬੀਆਂ ਦੀ ਮੌਤ ਦੇ ਵੇਲੇ ਸੱਤਵੇਂ ਰਾਜ ਦਾ ਜਨਮਦਿਨ ਆ ਪਹੁੰਚਿਆ। ਉਹ ਸੱਤਵਾਂ ਰਾਜ ਅਹਾਬ ਦੇ ਉੱਤਰੀ ਦੱਸ-ਹਿੱਸੇ ਵਾਲੇ ਰਾਜ ਦੁਆਰਾ, ਅਤੇ ਹੇਰੋਦ ਦੁਆਰਾ—ਜੋ ਮੂਰਤੀਪੂਜਕ ਰੋਮ ਦੇ ਉੱਤਰੀ ਦੱਸ-ਹਿੱਸੇ ਵਾਲੇ ਰਾਜ ਦਾ ਪ੍ਰਤੀਨਿਧੀ ਹੈ—ਪ੍ਰਤੀਕਿਤ ਕੀਤਾ ਗਿਆ ਹੈ।
اور وہ دس سینگ جو تُو نے اُس درندہ پر دیکھے، یہی اُس فاحشہ سے عداوت رکھیں گے، اور اُسے اُجاڑ اور ننگا کر دیں گے، اور اُس کا گوشت کھائیں گے، اور اُسے آگ سے جلا دیں گے۔ کیونکہ خدا نے اُن کے دلوں میں یہ ڈالا ہے کہ اُس کی مرضی پوری کریں، اور ایک رائے ہو جائیں، اور اپنی بادشاہی درندہ کے حوالے کر دیں، یہاں تک کہ خدا کی باتیں پوری ہو جائیں۔ اور وہ عورت جسے تُو نے دیکھا، وہی بڑا شہر ہے، جو زمین کے بادشاہوں پر حکومت کرتا ہے۔ مکاشفہ 17:16–18۔
هیرودیس موافقت میکند که سوگندی را که به سالومه خورده بود بهجا آورد و سرِ یوحنا را به او بدهد، و سوگند او چنین نمودار شده بود که تا نصفِ پادشاهیاش را دربر میگرفت. ده پادشاهِ سازمان ملل متحد، با وجود آنکه از آن فاحشه نفرت دارند، موافقت میکنند که پادشاهیِ هفتمِ خود را به سرِ هشتم، که از هفت سرِ پیشین است، واگذار کنند. آنان با پادشاهیای موافقت میکنند که بر این پیشفرض استوار است که دولتِ جهانی با کلیسای جهانیِ او درهم آمیخته شود. اما این ازدواج، ازدواجی لاتینی است نه انگلیسی، زیرا ازدواج ایشان چنین تصویر شده است که «زن» «بر پادشاهان» سلطنت میکند. در یک ازدواجِ لاتینی، خاندان نامِ خانوادگیِ زن را حفظ میکند، نه نامِ مرد را، و نامِ این ازدواجِ دوگانه عنصری مهم در روایتِ نبوی است.
«پادشاهان و فرمانروایان و حاکمان، نشانِ ضدّ مسیح را بر خود نهادهاند، و بهصورتِ اژدهایی به تصویر کشیده شدهاند که میرود تا با مقدّسان—با آنان که احکام خدا را نگاه میدارند و ایمانِ عیسی را دارند—جنگ کند.» Testimonies to Ministers, 38.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
یہ وہ کلام ہے جو یسعیاہ بن آموص نے یہوداہ اور یروشلیم کے بارے میں دیکھا۔ اور آخری ایام میں یوں ہوگا کہ خداوند کے گھر کا پہاڑ پہاڑوں کی چوٹی پر قائم کیا جائے گا، اور ٹیلوں سے بلند ہوگا؛ اور سب قومیں اس کی طرف رواں ہوں گی۔ اور بہت سے لوگ جائیں گے اور کہیں گے، آؤ، ہم خداوند کے پہاڑ پر، یعقوب کے خدا کے گھر کو چڑھ چلیں؛ اور وہ ہمیں اپنی راہیں سکھائے گا، اور ہم اس کے راستوں پر چلیں گے؛ کیونکہ شریعت صیون سے صادر ہوگی، اور خداوند کا کلام یروشلیم سے.... اور اُس دن سات عورتیں ایک مرد کو پکڑ کر کہیں گی، ہم اپنی ہی روٹی کھائیں گی، اور اپنا ہی لباس پہنیں گی؛ فقط ہمیں تیرے نام سے کہلانے دے، تاکہ ہماری ننگ دور ہو۔ اُس دن خداوند کی شاخ حسین اور جلالی ہوگی، اور زمین کا پھل اسرائیل کے بچ نکلنے والوں کے لیے نہایت عمدہ اور خوش منظر ہوگا۔ اور یوں ہوگا کہ جو صیون میں باقی رہ جائے، اور جو یروشلیم میں رہ جائے، وہ مقدس کہلائے گا، یعنی ہر ایک جو یروشلیم میں زندوں میں لکھا گیا ہو: جب خداوند صیون کی بیٹیوں کی غلاظت کو دھو ڈالے گا، اور عدالت کی روح اور سوزاں روح کے وسیلہ سے یروشلیم کے خون کو اُس کے بیچ میں سے پاک کر دے گا۔ یسعیاہ 2:1–3، 4:1–4۔