ما اکنون با دقتی بسیار، ویژگی‌های نبویِ آن تاریخ را بررسی می‌کنیم که در آن، پاپیّت به‌عنوان سرِ هشتم، یعنی از میان هفت سر، به تختِ زمین بازمی‌گردد. این کار را انجام می‌دهیم تا ویژگی‌های نبویِ آن تاریخ را با دقت شناسایی کنیم که در آن، هشتمین رئیس‌جمهور، یعنی از میان هفت رئیس‌جمهور، تحققِ تشکیلِ تصویرِ وحشِ پاپی را به انجام می‌رساند. ما بررسیِ این حقایق را با کوه کرمل و جشنِ تولدِ هیرودیس آغاز کرده‌ایم. هر دو تمثیلِ مقدّس، قانون یکشنبه‌ای را که به‌زودی در ایالات متحده پدید خواهد آمد، به تصویر می‌کشند؛ قانونی که همچنین در آیهٔ چهل و یکِ باب یازدهمِ دانیال نیز نمود یافته است.

او نیز به سرزمینِ جلال داخل خواهد شد، و بسیاری از کشورها سرنگون خواهند گردید؛ اما اینان از دست او رهایی خواهند یافت: یعنی ادوم، و موآب، و برگزیدگانِ بنی‌عمون. دانیال ۱۱:۴۱.

پادشاهِ جعلیِ شمال در این آیه به سرزمینِ جلال داخل می‌شود. سرزمینِ جلال در تاریخِ اسرائیلِ باستان، سرزمینِ یهودا بود، و از آن به‌صورتِ سرزمینی که شیر و عسل در آن جاری است یاد می‌شد، و از این رو، در میانِ دلایلِ دیگر، جلال‌مند بود. این سرزمین جلال‌مند بود، زیرا مسیح شهرِ پایتختِ آن، یعنی اورشلیم، را به‌عنوانِ جایگاهِ معبدِ خود، و شهری که برگزید تا نامِ خویش را در آن قرار دهد، انتخاب کرد.

از روزی که قوم خود را از سرزمین مصر بیرون آوردم، از میان تمامی قبایل اسرائیل هیچ شهری را برنگزیدم تا خانه‌ای در آن بنا شود و نام من در آنجا باشد؛ و نیز هیچ مردی را برنگزیدم تا بر قوم من اسرائیل فرمانروا باشد. اما اورشلیم را برگزیده‌ام تا نام من در آنجا باشد؛ و داوود را برگزیده‌ام تا بر قوم من اسرائیل باشد. ۲ تواریخ ۶:۵، ۶

سرزمینِ تحت‌اللفظیِ یهودا برای اسرائیلِ باستانیِ تحت‌اللفظی، سرزمینِ جلال بود، و ایالات متحده سرزمینِ روحانیِ یهودا، یعنی سرزمینِ جلال برای اسرائیلِ روحانیِ معاصر است.

«هنگامی که سرزمینی که خداوند آن را به‌عنوان پناهگاهی برای قوم خویش فراهم ساخت تا بتوانند او را مطابق با احکام وجدان‌های خود عبادت کنند، سرزمینی که طی سالیان دراز سپر قدرت مطلق بر آن گسترده شده است، سرزمینی که خدا با قرار دادن آن به‌عنوان امانتدار دین پاک مسیح آن را مورد لطف خویش قرار داده است—آنگاه که آن سرزمین، به‌وسیلهٔ قانون‌گذاران خود، از اصول پروتستانیسم تبری جوید و با دست بردن در شریعت خدا به ارتداد رومی مجال و حمایت دهد—در آن هنگام است که کار نهایی مرد گناه آشکار خواهد شد.» Signs of the Times, June 12, 1893.

پس از آن‌که پادشاه جعلیِ شمال در آیهٔ چهل، در سال ۱۹۸۹، بر پادشاه جنوب (اتحاد جماهیر شوروی سابق) غلبه کرد، آنگاه سرزمین جلال را نیز فتح می‌کند (ایالات متحده). در آیهٔ چهل‌ویک، واژهٔ «کشورها» واژه‌ای افزوده‌شده است و کاملاً دقیق نیست؛ زیرا در هنگام قانون یکشنبه، آن «بسیاری» که سرنگون می‌شوند، گروهی از مردم‌اند که پیش از فرارسیدن قانون یکشنبه، تفاوت میان سبتِ روز هفتم و روز خورشید را می‌شناختند.

„Zmiana sabatu jest znakiem, czyli pieczęcią autorytetu Kościoła rzymskiego. Ci, którzy, rozumiejąc roszczenia czwartego przykazania, wybierają zachowywanie fałszywego sabatu zamiast prawdziwego, oddają przez to hołd tej władzy, przez którą jedynie został on nakazany. Znakiem bestii jest papieski sabat, który został przyjęty przez świat w miejsce dnia wyznaczonego przez Boga.

«پر زمانِ دریافتِ نشانِ وحش، آن‌گونه که در نبوت تعیین شده است، هنوز فرا نرسیده است. زمانِ آزمون هنوز نرسیده است. در هر کلیسا مسیحیانِ حقیقی یافت می‌شوند، و جماعتِ کاتولیکِ رومی نیز مستثنا نیست. هیچ‌کس محکوم نمی‌شود مگر آن‌گاه که نور را یافته و الزامِ حکمِ چهارم را دریافته باشد. اما هنگامی که فرمانی صادر شود که سَبَتِ جَعلی را الزام‌آور سازد، و چون فریادِ بلندِ فرشتهٔ سوم مردم را از پرستشِ وحش و تصویرِ آن برحذر دارد، آنگاه مرزِ میانِ کاذب و حقیقی به‌روشنی ترسیم خواهد شد. سپس آنان که همچنان در تعدّی پافشاری می‌کنند، نشانِ وحش را بر پیشانی‌های خود یا بر دست‌های خود خواهند پذیرفت.»

«با گام‌هایی شتابان به این دوره نزدیک می‌شویم. هنگامی که کلیساهای پروتستان با قدرتِ سکولار متحد شوند تا دینی کاذب را حمایت کنند ــ دینی که نیاکان ایشان به سبب مخالفت با آن سخت‌ترین آزارها را تحمل کردند ــ آنگاه سبتِ پاپی به‌وسیلهٔ اقتدارِ مشترکِ کلیسا و دولت تحمیل خواهد شد. ارتدادی ملّی رخ خواهد داد که فرجام آن جز ویرانیِ ملّی نخواهد بود.» Bible Training School, February 2, 1913.

طبقۀ «بسیاری» که در قانون یک‌شنبه‌ای که به‌زودی فرا می‌رسد ساقط می‌شوند، کسانی هستند که در برابر نورِ سَبَّت مسئول شناخته خواهند شد؛ نوری که برای آن زمان عطا شده است، زمانی که نقطۀ عطف و بحرانی در تاریخ هم کلیسا و هم ملت‌هاست. آن طبقه، کلیسای ادونتیسمِ لائودیکیه است که به پایان سرگردانی خود در بیابانِ عصیان رسیده است. در همان‌جاست که برای ابد از دهان خداوند بیرون افکنده می‌شوند. ادونتیسمِ لائودیکیه کسانی هستند که یا در نخستین قادِش در تاریخِ 1844 تا 1863، یا در دومین قادِش در تاریخِ 2001 تا قانون یک‌شنبه، به سوی نورِ فرشتۀ سوم فراخوانده شدند.

و به او گفت: ای دوست، چگونه بی‌جامهٔ عروسی به اینجا درآمده‌ای؟ و او لال ماند. آنگاه پادشاه به خادمان گفت: دست و پای او را ببندید، و او را برداشته، به ظلمتِ بیرونی بیفکنید؛ در آنجا گریه و فغان و دندان بر هم ساییدن خواهد بود. زیرا بسیاری خوانده می‌شوند، اما اندکی برگزیده‌اند. متی 22:12–14.

صدای فرشتهٔ سوم، چه در ۱۸۴۴ و چه در ۲۰۰۱، دعوتی به عروسی بود. «بسیاری» که در قانون یکشنبه سرنگون می‌شوند، همان «بسیاری» هستند که جامهٔ عروسیِ عدالتِ مسیح را رد کردند و در عوض، بخشی از مجلس ازدواجِ ده پادشاه با فاحشهٔ روم می‌گردند. برای آن ازدواج، شخص می‌تواند جامه‌های خود را نگاه دارد، زیرا تمام آنچه برای رفعِ عارِ خویش نیاز دارند این است که به نامِ خانوادگیِ آن فاحشه‌ای خوانده شوند که بر ده پادشاه سلطنت می‌کند.

اور اُس دن سات عورتیں ایک مرد کو پکڑ لیں گی اور کہیں گی، ہم اپنی روٹی خود کھائیں گی اور اپنا لباس خود پہنیں گی؛ فقط ہمیں تیرے نام سے کہلانے دے، تاکہ ہماری ننگ دور ہو جائے۔ یسعیاہ 4:1۔

آنان در نخستین آزمونِ خوراکی مردود شدند، زیرا نانِ خود را برگزیدند تا نانِ آسمان را. در دومین آزمون نیز، که می‌بایست با ظاهر ساختنِ خُلق‌وخوی خدا او را جلال دهند، ناکام ماندند؛ بلکه در عوض، جامه‌های خود را پوشیدند. در سومین آزمونِ تعیین‌کننده نیز مردود شدند، زیرا نامِ وحش را ــ یعنی خُلق‌وخوی او را ــ ظاهر ساختند، چون نامِ مسیح را ــ یعنی خُلق‌وخوی او را ــ رد کردند. مقصودِ نمرود از ساختنِ شهری (دولت) و برجی (کلیسا) در نخستین ذِکرِ بابِل این بود که برای خود نامی بسازد.

اور اُنہوں نے کہا، آؤ، ہم اپنے لیے ایک شہر اور ایک برج بنائیں جس کی چوٹی آسمان تک پہنچے؛ اور ہم اپنے لیے ایک نام پیدا کریں، ایسا نہ ہو کہ ہم تمام روئے زمین پر پراگندہ ہو جائیں۔ پیدایش 11:4۔

نام، نمادِ شخصیت است، و شخصیتِ نبویِ وحشِ هشتم، که از آنِ هفت است، ماهیتِ دوگانهٔ ترکیبِ کلیسا (برج) و دولت (شهر) است. در بحرانِ ایامِ آخر، انسان‌ها به دو طبقه جدا خواهند شد.

«تنها دو طبقه می‌توانند وجود داشته باشند. هر گروه به‌روشنی مُهر خورده است: یا با مُهر خدای زنده، یا با نشان وحش یا تصویر او. هر پسر و دختر آدم، یا مسیح را به‌عنوان سردار خود برمی‌گزیند یا باراباس را. و همهٔ کسانی که خود را در جانب بی‌وفایان قرار می‌دهند، زیر پرچم سیاه شیطان ایستاده‌اند و به رد کردن مسیح و رفتار اهانت‌آمیز با او متهم‌اند. آنان متهم‌اند که عمداً خداوندِ حیات و جلال را مصلوب می‌کنند.» Review and Herald, January 30, 1900.

یک دسته، تصویرِ وحش را نمایندگی خواهند کرد، و دستهٔ دیگر، تصویرِ مسیح را. یکی جامهٔ عروسیِ مسیح را بر تن خواهد داشت، و دستهٔ دیگر «پوشاکِ خود» را بر تن خواهند کرد. یک دسته از خوراکِ آسمانی خواهند خورد، و دیگری «نانِ خود» را خواهند خورد. آن دسته که نانِ خود را می‌خورند و پوشاکِ خود را نگاه می‌دارند، نمایندهٔ آن «بسیاری» هستند که به‌وسیلهٔ صدای فرشتهٔ سوم خوانده شدند، و ایشان همان «بسیاری» هستند که در قانون یکشنبه‌ایِ به‌زودی‌آمدنی سرنگون می‌شوند. کوشش ایشان برای رهایی‌بخشیدنِ وضعیتِ از‌دست‌رفتهٔ خود، آنگاه که در بحرانِ قانونِ یکشنبه‌ای شخصیت‌هایشان آشکار می‌گردد، همان امیدِ باطل است که اگر بتوانند نامِ فاحشهٔ روم را بپذیرند، این کار ننگِ ایشان را برطرف خواهد کرد.

در آن زمان، اندک‌شمارِ برگزیدگان به‌عنوان عَلَمِ صد و چهل و چهار هزار افراشته می‌شوند، و سپس در آیهٔ چهل و یک، گروه دیگری پدیدار می‌شود که آنگاه از دستِ پادشاهِ مقلّدِ شمال «می‌رهند». واژهٔ عبری‌ای که در آیهٔ چهل و یک «می‌رهند» ترجمه شده است، به معنای رهایی یافتن به‌گونه‌ای است که گویی بر اثر لغزندگی باشد؛ و این تعریف، مفهومِ در دست داشتنِ قالبی صابون در آب را القا می‌کند که به سببِ لغزندگیِ صابون، از دست می‌لغزد و بیرون می‌رود. عنصرِ اصلیِ تعریفِ این واژه، هنگامی که در زبان عبری به کار می‌رود، آن است که هر آنچه می‌گریزد، چیزی است که پیش از آن گریز، تحتِ سلطهٔ آن چیزی بوده است که اکنون از آن می‌گریزد.

در آیهٔ چهل‌ویک، اتحاد سه‌گانهٔ اژدها، وحش و نبی کاذب تحقق می‌یابد.

«پروتستان‌های ایالات متحده در پیشگام‌ترین جایگاه خواهند بود تا دستان خود را از فراز این شکاف دراز کنند و دستِ روح‌گرایی را بفشارند؛ آنان از فراز این ورطه دست دراز خواهند کرد تا با قدرت روم دست دهند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سه‌گانه، این کشور در پای نهادن بر حقوق وجدان، در گام‌های روم خواهد رفت.» جدال عظیم، 588.

जब संयुक्त राज्य अमेरिका रविवार के विधान के समय संयुक्त राष्ट्र और पोपसत्ता के साथ हाथ मिलाता है, तब लोगों का एक ऐसा समूह होता है जो पहले पोपसत्ता के हाथ में रहा होता है, और जो तब जालसाज़ उत्तर के राजा के हाथ से “बच निकलता” है। वे लोग पहले पोपीय शक्ति की पकड़ में रखे गए थे। हेरोदेस के जन्मदिन के भोज में उन लोगों का प्रतिनिधित्व यूहन्ना बपतिस्मा देनेवाले के द्वारा किया गया है, जो उस समय रोमी कारागारों की कैद में था, और मृत्यु या छुटकारे की प्रतीक्षा कर रहा था। लोगों का वह वर्ग जो रविवार के विधान के समय पोपसत्ता की बंधुआई से बच निकलता है, तीन गोत्रों के द्वारा निरूपित किया गया है, और इस प्रकार आधुनिक बाबुल की त्रिविध संरचना का प्रतीक है।

در همان زمان، دومین صدا در فصل هجدهم مکاشفه، آن مردم را فرامی‌خواند که از بابل بگریزند، تا در داوری‌های او که آنگاه می‌باید آغاز شوند، شریک نگردند. آن صدای دوم، صدای مسیح است، اما نمایانگر صدای آن یکصد و چهل و چهار هزار نفری است که در آن هنگام، پیام فرشتهٔ سوم را با آواز بلند اعلام می‌کنند. هنگامی که آنان از دست می‌گریزند (که نمادی از تسلیم است)، از دست پادشاه جعلیِ شمال می‌گریزند، و آنگاه دستِ پادشاه حقیقیِ شمال را می‌یابند.

در کوه کرمل، انبیای بَعْل کشته شدند، و چون آن خدای کاذبِ مذکّر را نمایندگی می‌کنند، نمایندۀ دولت‌اند، و انبیای عشتاروت نمایندۀ کلیسا هستند. ایلیا انبیای بعل را کشت و بدین‌سان پایان مملکت ششم را مشخص ساخت، هرچند دینِ پروتستانتیسمِ مرتد، چنان‌که به‌وسیلۀ سالومه نمود یافته بود، همچنان نمایان بود. سالومه، یعنی پروتستانتیسم مرتد، هیرودیس را می‌فریبد، و ده پادشاه موافقت می‌کنند که با سر هشتم، که از آنِ هفت سر بود، به اتحادی میان کلیسا و دولت درآیند. سالومه همان کسی است که هیرودیسِ زناکار در دل خود به او شهوت می‌ورزد.

لیکن میں تم سے کہتا ہوں کہ جو کوئی کسی عورت پر شہوت کی نیت سے نگاہ کرے، وہ اپنے دل میں اُس کے ساتھ پہلے ہی زنا کر چکا ہے۔ متی 5:28۔

شہوتِ زنایِ محارمِ ہیرودیس نے اُس کے دل میں اُن کے جسموں کو آپس میں جوڑ دیا، اور یوں وہ اپنے دل میں سلومی کے ساتھ ایک ہو گیا۔

ازاین‌رو مرد پدر و مادر خود را ترک خواهد کرد و به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد. پیدایش ۲:۲۴.

در جشن تولد هیرودیس، هیرودیس و سالومه با یکدیگر متحد شدند، و هیرودیس که نمونهٔ اخاب بود، سرِ ده پادشاهِ پادشاهیِ شمالی است. در قانون یک‌شنبه که به‌زودی فرا می‌رسد، ششمین پادشاهیِ جانورِ زمین آنگاه پایان می‌یابد که شاخ‌ها، که به یک شاخ تبدیل شده بودند و نمایانگرِ ترکیبِ شاخ‌های کلیسا و دولت بودند (تصویرِ وحش)، به‌دستِ ایلیا کشته می‌شوند. سپس سالومه هیرودیس را می‌فریبد، با او یکی می‌شود، و او را متقاعد می‌سازد که نیمی از پادشاهیِ خود (دولتِ جهانی) را به مادرش (کلیسای جهانی) بدهد. آنگاه سالومه کنترلِ اخاب و ده سبطِ او را به دست گرفته است، زیرا آن ده پادشاه همگی با یکدیگر توافق دارند.

و آن ده شاخی که دیدی، ده پادشاه‌اند که هنوز پادشاهی نیافته‌اند؛ بلکه با وحش، برای یک ساعت، اقتدارِ پادشاهی می‌یابند. اینان یک‌رأی‌اند، و قدرت و توانِ خود را به وحش می‌سپارند. مکاشفه 17:12، 13

وحشی که قدرت و قوّت خویش را به آن می‌سپارند، همان وحشی است که فاحشه بر آن سوار است. این وحش، خصلتِ آن صورت را نمایان می‌سازد، که همانا آمیزهٔ کلیسا و دولت است، با این ویژگی که زن (کلیسا) بر این رابطه حاکم است؛ زیرا این یک ازدواجِ لاتینی است، که در آن نام خانوادگی، نامِ زن است، و زن بر مرد فرمان می‌راند، در عصیان بر ضدّ رابطهٔ حقیقیِ ازدواج.

به زن گفت: «درد و آبستنیِ تو را بسیار افزون خواهم ساخت؛ با درد فرزندان خواهی زایید؛ و اشتیاق تو به سوی شوهرت خواهد بود، و او بر تو حکم خواهد راند.» پیدایش ۳:۱۶.

آن ده پادشاه هم‌فکر و هم‌دل‌اند.

«مکاشفه 17:13–14 نقل شد. “اینان یک‌رأی هستند.” پیوندی همگانیِ اتحاد پدید خواهد آمد، هماهنگی‌ای عظیم، اتحادیه‌ای از نیروهای شیطان. “و قوّت و قدرت خود را به وحش خواهند سپرد.” بدین‌سان همان قدرت خودکامه و ستمگر بر ضدّ آزادی دینی، یعنی آزادیِ پرستش خدا بر وفقِ حکم وجدان، آشکار می‌شود؛ همان قدرتی که از سوی پاپیّت ظاهر شد، آنگاه که در گذشته کسانی را که جرأت می‌کردند از همنوایی با آداب و مراسم دینیِ رومی‌گری سر باز زنند، مورد آزار و جفا قرار می‌داد.»

«در نبردی که در ایام آخر باید به وقوع پیوندد، تمامی قدرت‌های فاسدی که از وفاداری به شریعت یهوه مرتد شده‌اند، در مخالفت با قوم خدا متحد خواهند شد. در این نبرد، سَبَّتِ فرمان چهارم موضوع بزرگ مورد مناقشه خواهد بود؛ زیرا در فرمان سبت، شریعت‌گذار اعظم خویشتن را به‌عنوان آفریدگار آسمان‌ها و زمین معرفی می‌کند.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary, 983.

ده پادشاه، که رهبرشان اَخاب، یا هیرودیس، است، به‌وسیلهٔ سالومه، دختر هیرودیا، فریفته شده‌اند. سازمان ملل متحد، که در هنگام قانون یکشنبه به‌وسیلهٔ سالومه، یعنی دینِ کاذبِ پروتستانتیسمِ مرتد، فریفته می‌شود، و که پیش‌تر ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس بود، زمام پادشاهیِ ده پادشاه را به دست می‌گیرد؛ همانانی که همگی موافقت می‌کنند نیمی از پادشاهیِ خود را به دینِ کاتولیسیسم بدهند. آنان این تصمیمِ متفق‌القول را می‌گیرند، زیرا همهٔ پادشاهان به‌واسطهٔ رقصِ فریبندهٔ سالومه اغوا شدند. آنان موافقت می‌کنند که قوّتِ متحدِ خود را در کارِ کشتنِ کسانی به کار برند که به‌وسیلهٔ یحیای تعمیددهنده نمود یافته‌اند.

وحش (سازمان ملل متحد) تحت حکومتِ یک پادشاهِ برتر اداره می‌شود (دخترِ ایزابل). ایزابل دختر خود را هدایت کرده بود تا رابطهٔ زناکارانه و محارم‌آمیز با هیرودیس و دیگر پادشاهان را آغاز کند، زیرا او مادرِ فاحشه‌هاست. او قوّادِ دخترِ خودِ خویش است. هیرودیس، اخاب و سازمان ملل متحد به‌وسیلهٔ نبیِ کاذب، که ایالات متحده است، فریفته شدند. ایالات متحده، هنگامی که انبیای بَعْل کشته شدند، از اینکه پادشاهیِ ششم باشد بازمی‌ایستد، و انبیای عَشْتاروت (سالومه) بی‌درنگ قدرتِ حاکمِ پادشاهیِ هفتم می‌شوند، زیرا آنچه را که به‌تازگی در ایالات متحده به انجام رسانده بود، در جهان تکرار می‌کند.

جانور، پادشاهانی هستند که با دخترِ فاحشه در رابطه‌اند، و فاحشه آن زنی است که بر جانور فرمان می‌راند. عیسی پایانِ یک چیز را با آغازِ آن به تصویر می‌کشد. همان‌گونه که تصویرِ هشت پادشاهی در فصل هفدهمِ مکاشفه، هشت پادشاهیِ فصل دومِ دانیال را مُهرگشایی کرد، جانور و زنی که بر جانور سوار است، حقیقتِ نبویِ دیگری را مُهرگشایی می‌کند که بر این اصل استوار است که نخست، نمایانگرِ آخر است.

مکاشفہ باب سترہ بائبلی نبوت کی سلطنتوں کے بارے میں آخری حوالہ ہے، اور اس لیے یہ تقاضا کرتا ہے کہ دانی ایل باب دو، جو بائبلی نبوت کی سلطنتوں کے بارے میں پہلا حوالہ ہے، نبوتی ضرورت کے تحت لازماً آٹھ سلطنتوں کی نمائندگی بھی کرے، جن میں آٹھویں سلطنت انہی سات میں سے تھی۔ اسی طرح، باب سترہ میں عورت اور اُس حیوان پر، جس پر وہ سوار ہے، جو عدالت واقع ہوتی ہے، اُس کی نمائندگی 1798 میں کسبی پر ہونے والی پہلی عدالت میں ہونا لازم ہے۔

فرشته در آغاز باب هفدهم به یوحنا اعلام کرد که قصد دارد داوریِ فاحشهٔ عظیم و وحشی را که او بر آن سوار است به او نشان دهد. نخستین باری که فاحشه داوری شد، به‌درستی سال 1798 دانسته شده است؛ زمانی که پاپیّت زخمِ مهلک خود را دریافت کرد و زمانِ آخر فرا رسید. بااین‌حال، هرگاه «زمانِ آخر» در تاریخ نبوی به تصویر کشیده می‌شود، همواره دو نشانهٔ راه وجود دارد که به‌وسیلهٔ اشخاص نمادپردازی شده‌اند. تولدِ هارون و برادرش موسی، زمانِ آخر در آن تاریخ بود. آن دو نشانهٔ راه، ولادتِ یحیای تعمیددهنده و شش ماه بعد پسرخاله‌اش عیسی را نمونه‌وار نشان می‌دادند و بدین‌سان زمانِ آخرِ آن تاریخ را مشخص می‌کردند. در پایانِ اسارتِ هفتادساله، که نمونهٔ زمانِ آخر در 1798 است، داریوش و برادرزاده‌اش کورش دو نشانهٔ راهِ زمانِ آخر هستند. آنان با هم، ریگان و بوشِ اول را در زمانِ آخرِ 1989 نمونه‌وار نشان می‌دهند.

1798، که زمانِ آخر بود؛ هنگامی که کتاب دانیال در تاریخ میلری مُهرگشایی شد، مرگِ نبویِ عنصرِ سیاسیِ وحشِ کاتولیکیسم را مشخص ساخت. ژنرالِ ناپلئون، برتیه، مستقیماً به واتیکان وارد شد، پاپ را دستگیر کرد و اقتدارِ سیاسیِ وحشِ کاتولیکیسم را پایان داد. یک سال بعد، در 1799، آن زنی که در طول قرون بر آن وحش سوار بود، که به‌وسیلهٔ پاپ نمایانده می‌شد، در اسارت مُرد. داوریِ فاحشه، داوریِ بر وحشی را نیز که او برای حکومت بر ملت‌ها به کار گرفته بود، در بر می‌گیرد. مکاشفه باب هفده هم داوریِ وحش را مشخص می‌سازد، و هم داوریِ فاحشه‌ای را که بر وحش حکم می‌راند و بر آن سوار است.

«دنیا از طوفان و جنگ و نزاع آکنده است. با این حال، مردم زیر یک سر—قدرت پاپی—متحد خواهند شد تا در شخصِ شاهدان او با خدا مخالفت ورزند.» شهادت‌ها، جلد ۷، ص. ۱۸۲.

سرِ هشتم، که از آنِ هفت است، همان قدرت پاپی است که بر آن وحش سلطنت می‌کند؛ وحشی که از ده پادشاه تشکیل شده است و به‌وسیلهٔ دخترِ آن فاحشه‌ای که بر وحش سوار است، اداره می‌شود. عناصرِ پادشاهیِ هشتم، که از آنِ هفت است، باید در هشتمین و آخرین رئیس‌جمهور، که از میان آن هفت رئیس‌جمهور است، دیده شود، آنگاه که تصویرِ وحش در درونِ ایالات متحده شکل می‌گیرد. ترکیبِ شاخ‌های مرتدِ جمهوری‌خواهی و پروتستانتیسم باید «سری» داشته باشد که بر تصویرِ وحش حکم براند، و آن حاکم دیکتاتوری بی‌همتا خواهد بود.

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

نغمه یا مزمور آساف. ای خدا، خاموش مباش؛ سکوت مکن و آرام منشین، ای خدا. زیرا اینک دشمنانت غوغا برپا کرده‌اند، و آنان که از تو نفرت دارند، سر برافراشته‌اند. آنان بر ضد قوم تو با مکر مشورت کرده‌اند، و بر ضد نهفتگان تو تدبیر نموده‌اند. گفته‌اند: «بیایید و ایشان را از آن‌که قومی باشند منقطع سازیم، تا نام اسرائیل دیگر به یاد آورده نشود.» زیرا ایشان با یک‌دل با هم مشورت کرده‌اند؛ و بر ضد تو هم‌پیمان شده‌اند: خیمه‌های ادوم و اسماعیلیان؛ موآب و هاجریان؛ جبال و عمون و عمالیق؛ فلسطینیان با ساکنان صور؛ آشور نیز به ایشان پیوسته است؛ و فرزندان لوط را یاری داده‌اند. سلاه. مزامیر ۸۳:‏۱–۸