آزمون بزرگ برای قوم خدا که باید پیش از مُهر شدن از آن بگذرند، شکل‌گیریِ تصویرِ وحش است. این شکل‌گیری از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانون یکشنبه در ایالات متحده به وقوع می‌پیوندد. آن دورهٔ نبوی، زمانِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر را بازمی‌نمایاند، و نیز دوره‌ای را که در آن هر رؤیای کتاب‌مقدسی به کمالِ تحققِ خود می‌رسد. در آن دوره، شاخِ حقیقیِ پروتستان پالوده خواهد شد و تا ابد تصویرِ مسیح را بازتاب خواهد داد، زیرا مسیح یک پروتستان است.

«مسیح یک پروتستان بود. او بر ضد عبادتِ صوریِ قوم یهود احتجاج کرد؛ همانان که مشورتِ خدا را دربارهٔ خود رد کردند. او به ایشان گفت که احکامِ انسان را به‌جای تعالیمِ دینی تعلیم می‌دهند، و این‌که مدعیان و ریاکاران‌اند. همچون قبورِ سفیدکاری‌شده، از بیرون زیبا بودند، اما از درون آکنده از ناپاکی و فساد. مصلحان به مسیح و رسولان بازمی‌گردند. آنان از دینی مبتنی بر ظواهر و تشریفات بیرون آمدند و خود را از آن جدا ساختند. لوتر و پیروانش دینِ اصلاح‌شده را ابداع نکردند. آنان تنها آن را همان‌گونه که به‌وسیلهٔ مسیح و رسولان عرضه شده بود پذیرفتند. کتاب‌مقدس به ما به‌عنوان راهنمایی کافی ارائه شده است؛ اما پاپ و کارگزارانش آن را از مردم دور می‌سازند، گویی که لعنتی است، زیرا ادعاهای ایشان را برملا می‌سازد و بت‌پرستی‌شان را توبیخ می‌کند.» Review and Herald، 1 ژوئن 1886.

در زمانِ مُهرگذاری، شاخِ پروتستان پاک و پالوده می‌گردد. در همان دورهٔ زمانی، شاخِ جمهوری‌خواهِ مرتد با پروتستان‌های مرتد متحد می‌شود، و بدین‌سان شاخی از قدرت را پدید می‌آورد که آمیزه‌ای از کلیسا و دولت است. آنگاه دو شاخِ وحشِ زمین، تصویرِ وحش و تصویرِ مسیح هستند. شاخِ ارتداد، رابطهٔ دوگانهٔ یک کلیسای فاسد با یک دولتِ فاسد است، و شاخِ پارسایی، رابطهٔ دوگانهٔ الوهیت با انسانیت است.

پس از آن، صورتِ وحش در جهان شکل می‌گیرد، و آن وحشی دوگانه است که به‌وسیلهٔ یک دولت (سازمان ملل متحد) نمایانده می‌شود؛ دولتی که پروتستانتیسمِ مرتدِ وحشِ زمین را به‌عنوان سرِ پیشوای خود از میان ده سر پذیرفته است. بر آن وحش، آن زن که مادرِ فاحشه‌هاست، بر وحشِ ده پادشاه سلطنت می‌کند. وحشی که او بر آن سوار است، آمیزه‌ای از کلیسا و دولت است، چنان‌که در زنای روحانیِ محارم‌آمیزِ هیرودیس با سالومه، دخترِ هیرودیا، به تصویر کشیده شده است. و رابطهٔ میان آن زنی که بر وحش سلطنت می‌کند نیز آمیزه‌ای از کلیسا و دولت است، به‌طوری‌که رابطهٔ نامشروعِ فاحشهٔ روم با پادشاهانی که وحشِ جهانی را تشکیل می‌دهند، نمایانگرِ سازمان ملل متحد است. در صورتِ وحشی که بر سراسر جهان تحمیل می‌شود، هر امتی درگیر خواهد بود؛ همهٔ قدرت‌های فاسدشده با یکدیگر متحد خواهند شد.

«مکاشفه 17:13–14 نقل شد. «اینان یک رأی دارند.» پیوندی همگانی از اتحاد برقرار خواهد شد، هماهنگی‌ای عظیم، اتحادیه‌ای از نیروهای شیطان. «و قدرت و توانایی خود را به وحش خواهند داد.» بدین‌سان همان قدرت خودکامه و ستمگر بر ضد آزادی دینی، آزادی پرستش خدا مطابق با حکم وجدان، آشکار می‌شود؛ همان‌گونه که پاپیّت در گذشته آن را آشکار ساخت، هنگامی که کسانی را که جرئت می‌کردند از همرنگ شدن با آیین‌ها و تشریفات مذهبیِ رومی‌گرایی سر باز زنند، مورد آزار و جفا قرار می‌داد.»

«در نبردی که در ایام آخر باید به انجام رسد، تمامی نیروهای فاسدی که از وفاداری به شریعت یَهُوَه ارتداد ورزیده‌اند، در مخالفت با قوم خدا متحد خواهند شد. در این نبرد، سَبَّتِ فرمان چهارم موضوع بزرگِ مورد منازعه خواهد بود؛ زیرا در فرمان سَبَّت، آن شریعت‌گذار عظیم، خویشتن را به‌عنوان آفرینندهٔ آسمان‌ها و زمین معرفی می‌کند.» The Seventh-day Adventist Bible Commentary, volume 8, 983.

یہ حقیقت کہ درندے کی عالمگیر شبیہ سے وابستہ بغاوت “ہمہ گیر” ہے، اور “ان تمام فاسد قوتوں کی نمائندگی کرتی ہے جنہوں نے یہوواہ کی شریعت کی وفاداری سے ارتداد کیا ہے،” اس امر کی نشان دہی کرتی ہے کہ ریاستہائے متحدہ کے اندر درندے کی شبیہ کی تشکیل اُن تمام فاسد قوتوں کے اتحاد کی معرفت ہے جنہوں نے ارتداد کیا ہے۔ ریاستہائے متحدہ کے پروٹسٹنٹ اُس وقت مرتد ہوئے جب انہوں نے 1844 میں پہلے فرشتے کے پیغام کو رد کر دیا، اور لاودیکیائی ایڈونٹ ازم 1863 میں مرتد ہوا۔ مرتد پروٹسٹنٹ ازم اور لاودیکیائی ایڈونٹ ازم، جھوٹے نبی کے فریب میں آ کر اپنی مملکت کا نصف چھوڑ دینے والی ریپبلکنیت کے سینگ کے اندر موجود سیاسی جماعتوں کے ساتھ، ایک “رشتۂ اتحاد” قائم کریں گے۔

با تصویر جهانیِ وحش، این نبیِّ کاذب است که زمین را می‌فریبد. در تصویرِ وحش در درونِ ایالات متحده نیز، آن نبیِّ کاذبی که آن «ائتلافِ» نامقدس، اما متحدِ «قوای شیطان» را پدید می‌آورد، باید همچنین «نبیِّ کاذب» باشد. تصویرِ جهانیِ وحش دوگانه است، اما در عین حال اتحادی سه‌گانه نیز هست. آن اتحادِ سه‌گانهٔ اژدها، وحش، و نبیِّ کاذب، جهان را به سوی آرماگدون رهبری می‌کند. در تصویرِ وحش که نخست در درونِ ایالات متحده شکل می‌گیرد، باید اتحادی سه‌گانه وجود داشته باشد که در عین حال وحشی دوگانه نیز هست. در هر دو تصویرِ وحش، ماهیتِ دوگانه عبارت است از ترکیبِ کلیسا و دولت، با این‌که کلیسا زمامِ این رابطه را در دست دارد.

اتحادِ سه‌گانه باید در هر دو تصویرِ وحوش نمایانده شود، اما در کتابِ مکاشفه دو تجلّی از اژدها، وحش و نبیِ کاذب وجود دارد. ساختارِ سه‌گانهٔ تصویرِ جهانیِ وحش به‌وسیلهٔ روح‌گرایی (اژدها)، کاتولیسیسم (وحش) و پروتستانتیسمِ مرتدّ (نبیِ کاذب) نمایانده می‌شود. هر یک از آن سه، نه‌تنها عنصری دینی دارند (روح‌گرایی، کاتولیسیسم و پروتستانتیسمِ مرتدّ)، بلکه عنصری سیاسی نیز دارند. اژدها (سوسیالیسم در اشکالِ گوناگونِ آن)، وحش (یک سلطنت) و نبیِ کاذب (با جمهوری آغاز می‌شود و با دموکراسی پایان می‌یابد).

هغه درې‌ګونی اتحاد چې په متحده ایالاتو کې سره راټولېږي، د دروغجن نبي له خوا په زور سره یوځای کېږي (غولول کېږي)، لکه څنګه چې د حیوان نړیوال انځور هم همداسې یوځای کېږي. د مکاشفې په کتاب کې یو بل درې‌ګونی اتحاد هم شته چې د هغو دریو مرتدو قدرتونو له لارې پېژندل کېږي چې له بې‌تلې کندې څخه راخېژي. کاتولیکیزم په اوولسم فصل کې له بې‌تلې کندې څخه راخېژي، او دا د هغه درې‌ګوني اتحاد حیوان دی چې له بې‌تلې کندې څخه راوتلی دی.

آن وحش که دیدی، بود و نیست؛ و از هاویه برخواهد آمد و به هلاکت خواهد رفت؛ و ساکنان زمین، آنان که نام‌هایشان از بنیاد عالم در دفتر حیات نوشته نشده است، چون آن وحش را بنگرند که بود و نیست و با این حال هست، در شگفت خواهند شد. مکاشفه 17:8

قدرت اژدهاییِ الحاد در فصل یازدهم از هاویه برمی‌خیزد.

اور جب وہ اپنی گواہی پوری کر چکیں گے تو وہ درندہ جو اتھاہ گڑھے میں سے نکلتا ہے، اُن کے خلاف جنگ کرے گا، اور اُن پر غالب آئے گا، اور اُنہیں قتل کر ڈالے گا۔ مکاشفہ 11:7۔

نبیِ کاذبِ اسلام باب نو میں هاویۂ بے‌تہ سے برمی‌خیزد۔

اور پانچویں فرشتے نے نرسنگا پھونکا، اور میں نے ایک ستارہ آسمان سے زمین پر گرتا ہوا دیکھا؛ اور اسے اتھاہ گڑھے کی کنجی دی گئی۔ اور اس نے اتھاہ گڑھا کھولا؛ اور گڑھے سے ایک بڑے بھٹے کے دھوئیں کی مانند دھواں اٹھا؛ اور گڑھے کے دھوئیں کے سبب سورج اور ہوا تاریک ہو گئے۔ اور اس دھوئیں میں سے ٹڈیاں زمین پر نکل آئیں؛ اور انہیں اختیار دیا گیا، جیسا کہ زمین کے بچھوؤں کو اختیار حاصل ہوتا ہے۔ مکاشفہ 9:1–3۔

ستاره‌ای که از آسمان فرو افتاد و هاویۀ بی‌پایان را گشود، همان نبیِ کاذب، محمد، بود؛ و چون آن هاویه را گشود، جنگاوران اسلام را که به‌صورت «ملخ‌ها» نمادپردازی شده‌اند، وارد روایت نبویِ ایام آخر ساخت. اتحادِ سه‌گانۀ هاویۀ بی‌پایان مشتمل است بر اژدها (الحاد)، و وحش (کاتولیسیسم)، و نبیِ کاذب (اسلام). در تصویر جهانیِ وحش، نبیِ کاذب همان پروتستانتیسمِ مرتد است. آن نبیِ کاذب تمام جهان را می‌فریبد، به‌واسطۀ رقصِ فریبندۀ سالومه، یا رقصِ انبیای بعل بر کوه کرمل. در مکاشفه، باب سیزدهم، جهان را از طریق معجزاتی که در حضورِ وحش به‌جا می‌آورد، می‌فریبد. آن بازنمایی‌های نمادینِ فریب، مبیّنِ نیرویِ باج‌گیریِ اقتصادی و اقتدارِ نظامی‌اند.

اور وہ بڑے بڑے عجائب کرتا ہے، یہاں تک کہ آدمیوں کے سامنے آسمان سے زمین پر آگ نازل کر دکھاتا ہے۔ اور اُن معجزوں کے وسیلہ سے، جو اُسے حیوان کے سامنے کرنے کا اختیار دیا گیا تھا، وہ زمین کے رہنے والوں کو فریب دیتا ہے، اور زمین کے رہنے والوں سے کہتا ہے کہ اُس حیوان کے لیے ایک مورت بنائیں، جسے تلوار کا زخم لگا تھا اور پھر بھی زندہ رہا۔ اور اُسے یہ اختیار دیا گیا کہ حیوان کی مورت میں جان ڈال دے، تاکہ حیوان کی مورت بولے بھی، اور یہ بھی کرائے کہ جتنے لوگ حیوان کی مورت کی پرستش نہ کریں وہ قتل کیے جائیں۔ اور وہ سب کو، چھوٹے اور بڑے، دولت مند اور غریب، آزاد اور غلام، اس بات پر مجبور کرتا ہے کہ وہ اپنے دہنے ہاتھ پر یا اپنی پیشانی پر ایک نشان لے لیں؛ اور یہ کہ کوئی شخص خرید و فروخت نہ کر سکے، سوائے اُس کے جس کے پاس وہ نشان، یا حیوان کا نام، یا اُس کے نام کا عدد ہو۔ مکاشفہ 13:13–17۔

فریب و معجزاتی که با نبیِ کاذب مرتبط‌اند، در واقع نمایانگر نیرویی هستند که از راه اقتصاد پدید می‌آید («تا هیچ‌کس نتواند خرید و فروش کند») و نیز قدرت نظامی («باید کشته شود»). نبیِ کاذبِ اسلام در کتاب‌مقدس، بیانگر عملکرد اسلام در برانگیختن خشم و گرفتار ساختن امت‌هاست. آنان کارِ برانگیختن خشم و گرفتار ساختن را از طریق جنگ به انجام می‌رسانند، و کتاب‌مقدس مشخص می‌سازد که جنگِ ایشان نیز به نوبهٔ خود فاجعه‌ای اقتصادی به بار می‌آورد. جنگِ اسلام و پیامدهای اقتصادیِ ناشی از آن، همان مسئله‌ای است که در ایالات متحده «همهٔ قوای فاسدی را که از وفاداری به شریعت یهوه مرتد شده‌اند» با یکدیگر متحد می‌سازد.

بر صلیب، صدوقیان و فریسیان به‌طور کامل «از وفاداری به شریعت یهوه مرتد شدند»، زیرا برای مصلوب ساختن شاخ حقیقیِ پروتستان با یکدیگر متحد شدند. آنان در ردّ مسیح، براباس را برگزیدند، که نمایندهٔ مسیحی دروغین است. «بار» به معنای پسر است، و «ابّا» به معنای پدر. براباس به معنای «پسرِ پدر» است. مسیح بزرگ‌ترینِ همهٔ انبیا بود، و براباس نمادی از نبیِ کاذب بود.

در زمان مُهرگذاریِ صد و چهل و چهار هزار، دو شاخِ وحشِ زمین به نقطهٔ آخرین ظهورِ نبویِ خود می‌رسند. یکی نمایانگرِ صورتِ مسیح است و دیگری صورتِ وحش. در تاریخی که این دو شاخ خود را ظاهر می‌سازند، پروتستانتیسمِ مرتد سفرِ خود را به‌سوی قانونِ یکشنبهٔ قریب‌الوقوع با «قانون میهن‌پرستی» در سال ۲۰۰۱ آغاز کرد. آن نشانه با «اعلامیهٔ استقلال» هم‌تراز است؛ اعلامیه‌ای که در آغازِ خود چون بره سخن گفت، زیرا اعتراضِ پروتستانتیسم را بر ضدِ قدرتِ پادشاهی و سلطهٔ پاپی بیان می‌کرد. اما نشانه‌ای که در پایانِ خود با آن هم‌تراز می‌شود («قانون میهن‌پرستی») بیانگرِ سرکوبِ پروتستانتیسم است.

دومین نشانهٔ راه در سیرِ دو شاخ در زمانِ مُهرگذاری، در آغاز به‌وسیلهٔ قانون اساسی نمایان شد؛ قانونی که جداییِ آن دو قدرت را مدوّن ساخت، و این همان قوّتِ وحشِ زمین است. آن نشانهٔ راه در پایان به موازاتِ خود رسید، با «دادگاهِ فرمایشی» جلساتِ استماعِ ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، جایی که امتیازاتِ بنیادینِ قانون اساسی به‌خاطرِ مصلحت‌اندیشیِ سیاسی کنار نهاده شد.

آخرین نشانۀ راه در سفر پایانیِ آن دو شاخ، قانون یکشنبه‌ای است که به‌زودی خواهد آمد و در آغازِ خود به‌واسطۀ قوانین بیگانگان و فتنه‌انگیزی به‌طور نمادین پیش‌نموده شد. بدین‌سان، سه نشانۀ راهِ تاریخ‌های آغازین، گذار از استقلال و آزادی‌ای را که برّه نمایانگر آن بود (1776)—که تنها راهِ آزادیِ حقیقی است—به‌سوی بندگیِ اژدها (1798) مشخص ساختند.

تین نشانِ راہِ زمانِ مُہر اُس ارضی حیوان کے آخری سفر کی نشاندہی کرتے ہیں، جو جھوٹا نبی ہے۔ یہ سفر یروشلیم پر اختتام پذیر ہوتا ہے، جب عَلَم بلند کیا جاتا ہے، اور جب پھر بہت سے لوگ کہیں گے: “آؤ، ہم خُداوند کے پہاڑ پر چڑھ جائیں، یعقوب کے خُدا کے گھر کو چلیں؛ اور وہ ہمیں اپنی راہوں کی تعلیم دے گا، اور ہم اُس کے راستوں پر چلیں گے: کیونکہ شریعت صیون سے صادر ہوگی، اور خُداوند کا کلام یروشلیم سے۔”

سفرِ نهاییِ سه‌مرحله‌ایِ وحشِ زمین، سفرِ یک نبیِ کاذب است در راهِ خویش به‌سوی اورشلیم. هنگامی که نبیِ حقیقی آمد و به اورشلیم داخل شد، چنین کرد در حالی که بر الاغی سوار بود. وحشِ زمین نیز بر «الاغی» به اورشلیم داخل می‌شود، زیرا او به‌عنوان نبیِ کاذب (وحشِ زمین)، به‌وسیلهٔ بلعام نمایانده می‌شود. بلعام، در طلبِ نام و ثروت، از دعوتِ خویش برای آن‌که نبیِ حقیقی باشد روی گردانید و «از وفاداری به شریعتِ یهوه مرتد شد.» او مصمم گردید که در لعنت کردنِ قومِ خدا مشارکت کند، همان‌گونه که ایالات متحده در قانونِ یکشنبهٔ به‌زودی‌فرارسنده چنین خواهد کرد.

سفر بلعام با سوار شدن بر الاغی انجام شد، و در طول سفر او سه بار تصریح می‌شود که الاغِ بلعام موجب رنجش بلعام گردید. بار نخست، الاغ از راه منحرف شد.

اور گدھی نے خداوند کے فرشتہ کو راستہ میں کھڑا دیکھا، اور اُس کی تلوار اُس کے ہاتھ میں کھنچی ہوئی تھی؛ تب گدھی راستہ سے ہٹ کر کھیت میں چلی گئی؛ اور بلعام نے گدھی کو مارا تاکہ اُسے پھر راستہ پر لے آئے۔ گنتی 22:23۔

در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، اسلامِ وایِ سوم، آن خرِ وحشیِ عربیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، بلعام را از راه منحرف ساخت؛ زیرا هنگامی که ساختمان‌های عظیم شهر نیویورک فروریختند، آن رویداد «نقطهٔ عطفی» در تاریخ ملت‌ها و کلیسا بود. آن فرشته‌ای که در راه ایستاده بود، همان فرشتهٔ قدیر بود که سپس نازل شد تا زمین را با جلال خویش منور سازد. آن خر بار دیگر سبب اندوه بلعام می‌شد.

اما فرشتهٔ خداوند در گذرگاهِ تاکستان‌ها ایستاده بود، و در این سو دیواری بود و در آن سو نیز دیواری. و چون الاغ، فرشتهٔ خداوند را دید، خود را به سوی دیوار فشرد و پای بلعام را بر دیوار فشرد و کوبید؛ پس او بار دیگر آن را زد. اعداد 22: 24، 25.

پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، قوم خدا می‌بایست پیامِ سرودِ تاکستان را بسرایند (اشعیا، باب بیست‌وهفتم)، که بلعام اکنون در همان موضع قرار دارد، با «دیوار»ی در این سو، و «دیوار»ی در آن سو. دیوارِ مرز جنوبیِ ایالات متحده همان موضوعی است که پیش از سقوطِ «دیوارِ جداییِ کلیسا و دولت» در سومین و آخرین وای‌مارک قرار دارد. مسئلۀ «دیوار» در مرز جنوبی همان جایی است که «پای» بلعام کوبیده می‌شود، زیرا جنگی داخلی بر سر مهاجرت آغاز می‌گردد تا جانورِ زمین را پیشاپیشِ تکرارِ جنگ داخلی به دو حزبِ متخاصم تقسیم کند.

تاریخِ میانِ دو دیوار همان تاریخی است که به‌وسیلهٔ نشانِ راهِ قانونِ اساسی از 1789 تا 1798 نمایانده شده است؛ تاریخی که نمودگارِ تاریخِ سالِ 2015 بود، هنگامی که ترامپ کارزارِ خود را برای منصبِ ریاست‌جمهوری با تأکید بر «ساختنِ دیوار» اعلام کرد، تا آن‌گاه که قانونِ یکشنبهٔ به‌زودی‌آینده دیوارِ جداییِ کلیسا و دولت را برخواهد داشت.

پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، وحشِ زمین، که به‌وسیلهٔ بلعام نمایانده شده است، آغاز به انقسام کرد. انقسامِ دو دیوارِ بلعام، بیانگر جداییِ دو طبقه در درونِ هر دو شاخِ وحشِ زمین است؛ امری که به‌وسیلهٔ انتخابِ ترامپ در سال ۲۰۱۶، مرگِ دو شاهد در سال ۲۰۲۰، محاکماتِ پلوسی در ۶ ژانویهٔ ۲۰۲۱، زنده شدنِ دوبارهٔ دو شاهد در سال ۲۰۲۳، و زمین‌گیر کردنِ بلعام به‌وسیلهٔ الاغ در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نمایان گردید.

آخِرُ علامةٍ في رحلةِ بلعام هي حين «تتكلّم» الأتان، وذلك عند قانون الأحد الوشيك المجيء، حيث تتكلّم الولايات المتحدة كتنين، وحيث يتكلّم ملاكُ رؤيا ثمانية عشر مرةً ثانية، وحيث تتكلّم رؤيةُ حبقوق التي تأنّت. أمّا الرؤية التي تأنّت فهي رؤيةُ الإسلام للويل الثالث، وهي تتكلّم كأتانٍ وحشيةٍ بأفعالها الوحشية عند قانون الأحد الوشيك المجيء.

اور فرشتۂ خداوند آگے بڑھا اور ایک تنگ جگہ میں کھڑا ہوا، جہاں نہ دائیں طرف مڑنے کی گنجائش تھی نہ بائیں طرف۔ اور جب گدھی نے فرشتۂ خداوند کو دیکھا تو وہ بلعام کے نیچے بیٹھ گئی؛ تب بلعام کا غصہ بھڑک اٹھا اور اس نے گدھی کو لاٹھی سے مارا۔ اور خداوند نے گدھی کا منہ کھول دیا، اور اس نے بلعام سے کہا، میں نے تجھ سے کیا کیا ہے کہ تو نے مجھے یہ تین بار مارا ہے؟ بلعام نے گدھی سے کہا، اس لیے کہ تو نے میری ہنسی اڑائی ہے؛ کاش میرے ہاتھ میں تلوار ہوتی، کیونکہ اب میں تجھے قتل کر ڈالتا۔ گدھی نے بلعام سے کہا، کیا میں تیری وہی گدھی نہیں ہوں جس پر تو اُس وقت سے سوار ہوتا آیا ہے جب سے میں تیری ہوئی، آج کے دن تک؟ کیا میں کبھی تیرے ساتھ ایسا کرنے کی عادی رہی ہوں؟ اس نے کہا، نہیں۔ تب خداوند نے بلعام کی آنکھیں کھول دیں، اور اُس نے فرشتۂ خداوند کو راستے میں کھڑا دیکھا، اور اُس کے ہاتھ میں اس کی تلوار کھنچی ہوئی تھی؛ اور اس نے اپنا سر جھکا دیا اور منہ کے بل گر پڑا۔ گنتی 22:26–31۔

ایالات متحده همان نبیِ کاذب است که جهان را فریب می‌دهد تا تمثالِ وحش را در سراسر جهان برپا سازد. در آن دورهٔ زمانی که زمانِ شکل‌گیریِ تمثالِ وحش در درونِ ایالات متحده است، ایالات متحده به‌وسیلهٔ نبیِ کاذب حمل می‌شود که با الاغِ بلعام نمایانده شده است. نبیِ کاذب در زمانِ مُهرگذاریِ یکصد و چهل و چهار هزار نفر، که همهٔ آن قدرت‌های فاسد در ایالات متحده را وادار می‌سازد تا در رابطه‌ای میان کلیسا و دولت به هم بپیوندند، اسلامِ وایِ سوم است.

این کارِ خود را از طریق جنگ، و فروپاشیِ اقتصادی‌ای که آن جنگ به بار می‌آورد، به انجام می‌رساند. این دو ویژگی همان نیروهایی هستند که نبیِ کاذبِ ایالات متحده به‌وسیلهٔ آن‌ها تمام جهان را مجبور می‌سازد، هنگامی که کاری را که نبیِ کاذبِ هاویه در ایالات متحده انجام داده بود، تکرار می‌کند.

ایالات متحده اکنون میان مسئلۀ دیوار (مهاجرت)، که هستهٔ «قوانین بیگانگان و فتنه» مصوب 1798 بود، و دیوارِ جدایی کلیسا و دولت قرار دارد؛ دیواری که با قانون یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، به‌طور کامل برداشته خواهد شد. ایالات متحده از هم‌اکنون از نظر مالی فلج شده است، زیرا بدهی ملی آن فراتر از امکان ترمیم است. قدرت اژدها در حال حاضر با تکیه‌گاه ساختن برای یک پیش‌بینی مالیِ کاذب، آن را سرپا نگه می‌دارد؛ اما این دروغی است که مدعی است ثروت با دستگاه چاپ تولید می‌شود؛ و در هر حال، اژدها همان دروغ‌گوی نبوت کتاب‌مقدسی است. او دروغ خود را از طریق نمودِ امروزیِ دستگاه تبلیغاتیِ مشهور هیتلر اشاعه می‌دهد، و بدین‌سان منطق لازم را برای تکرارِ عنصر چهارمِ «قوانین بیگانگان و فتنه» فراهم می‌سازد؛ همان عنصری که به رئیس‌جمهور اختیار می‌داد هر رسانه‌ای را که با اندیشه‌های او مخالفت می‌کرد، تعطیل کند.

عیسی همواره پایانِ یک چیز را با آغازِ یک چیز به تصویر می‌کشد. تصویرِ وحش در ایالات متحده باید همان ویژگی‌های نبویِ تصویرِ جهانیِ وحش را دارا باشد، و چنین نیز هست؛ اما فریبی که آن اتحادِ فاسد را در درونِ نبیِ کاذبِ وحشِ زمین پدید می‌آورد، نبیِ کاذبِ اسلام است. هم بلعام و هم الاغ، نمادهای انبیای کاذب‌اند. تاریخِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار، تاریخِ سه قدرتِ هاویه است. اسلامِ برآمده از هاویه، نخستین نشانِ راهِ یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ است. الحادِ هاویه در سال ۲۰۲۰ برمی‌خیزد تا آن دو شاهد را بکشد، و کاتولیسیسمِ هاویه از مرگِ خود در قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، برمی‌خیزد.

موږ به دا مطالعه په راتلونکې مقاله کې ادامه ورکړو.

«دنیا در حال بهتر شدن نیست. مردان شریر و فریب‌دهندگان پیوسته بدتر و بدتر خواهند شد، در حالی که فریب می‌دهند و خود نیز فریب می‌خورند. یهودیان با رد کردن پسر خدا، تجسّمِ تنها خدای حقیقی، که واجد نیکویی، رحمت، و محبتی خستگی‌ناپذیر بود، که دلش همواره از اندوه انسان متأثر می‌گشت، و با برگزیدنِ قاتلی به جای او، نشان دادند که طبیعت انسانی، آنگاه که قدرت بازدارندهٔ روح خدا برداشته شود و انسان‌ها تحت سلطهٔ مرتد قرار گیرند، چه می‌تواند بکند و چه خواهد کرد. آنان که شیطان را به‌عنوان حاکم خود برمی‌گزینند، روحِ سرورِ برگزیدهٔ خویش را آشکار خواهند ساخت.»

«دنیا هرگز بهبود نخواهد یافت تا زمانی که خدا از جایگاه خویش بیرون آید تا آن را به سبب عصیانش مجازات کند. آنگاه زمین خون خویش را آشکار خواهد ساخت و دیگر کشتگان خود را نخواهد پوشانید. مسیح شاگردان خود را هشدار داد: «هوشیار باشید که کسی شما را نفریبد. زیرا بسیاری به نام من خواهند آمد و خواهند گفت: من مسیح هستم؛ و بسیاری را خواهند فریفت. و اخبار جنگ‌ها و شایعات جنگ‌ها را خواهید شنید؛ زنهار که مضطرب نشوید، زیرا می‌باید همهٔ این امور واقع شود، لیکن هنوز انتها نرسیده است. زیرا قومی بر قومی، و مملکتی بر مملکتی، خواهد برخاست؛ و در جای‌های مختلف قحطی‌ها و وباها و زلزله‌ها پدید خواهد آمد. همهٔ اینها آغاز دردهاست. آنگاه شما را تسلیم خواهند کرد تا آزار ببینید، و شما را خواهند کشت؛ و به خاطر نام من، همهٔ امت‌ها از شما نفرت خواهند داشت. و در آن هنگام بسیاری لغزش خواهند خورد، و یکدیگر را تسلیم خواهند کرد، و از یکدیگر نفرت خواهند داشت. و انبیای کذبهٔ بسیار برخاسته، بسیاری را خواهند فریفت. و از آنجا که گناه فزونی خواهد گرفت، محبت بسیاری سرد خواهد شد. اما آن که تا به انتها صبر کند، همان نجات خواهد یافت.»

«Όταν ο Χριστός βρισκόταν επάνω σε αυτή τη γη, ο κόσμος προτίμησε τον Βαραββά. Και σήμερα ο κόσμος και οι εκκλησίες κάνουν την ίδια επιλογή. Οι σκηνές της προδοσίας, της απόρριψης και της σταύρωσης του Χριστού έχουν επαναληφθεί, και θα επαναληφθούν πάλι σε απέραντη κλίμακα. Οι άνθρωποι θα γεμίσουν με τα γνωρίσματα του εχθρού, και μαζί τους οι πλάνες του θα έχουν μεγάλη δύναμη. Ακριβώς στον βαθμό που το φως απορρίπτεται, θα υπάρχει παρερμηνεία και παρανόηση. Εκείνοι που απορρίπτουν τον Χριστό και εκλέγουν τον Βαραββά εργάζονται υπό μια ολέθρια εξαπάτηση. Η διαστρέβλωση και η ψευδομαρτυρία θα αυξηθούν έως φανερή ανταρσία. Εφόσον ο οφθαλμός είναι πονηρός, όλο το σώμα θα είναι γεμάτο σκοτάδι. Εκείνοι που δίνουν τις στοργές τους σε οποιονδήποτε ηγέτη εκτός από τον Χριστό θα βρεθούν υπό τον έλεγχο, σώματι, ψυχή και πνεύματι, μιας τόσο σαγηνευτικής παραφοράς, ώστε υπό τη δύναμή της οι ψυχές αποστρέφονται το να ακούσουν την αλήθεια για να πιστέψουν το ψεύδος. Παγιδεύονται και συλλαμβάνονται, και με κάθε τους πράξη κραυγάζουν: Απόλυσε σε εμάς τον Βαραββά, αλλά σταύρωσε τον Χριστό.»

«اینک نیز این تصمیم در حال اتخاذ شدن است. صحنه‌هایی که بر صلیب به اجرا درآمدند، بار دیگر به اجرا درمی‌آیند. در کلیساهایی که از حقیقت و پارسایی منحرف شده‌اند، آشکار می‌شود که طبیعت انسانی، هنگامی که محبت خدا اصلی پایدار در جان نباشد، چه می‌تواند بکند و چه خواهد کرد. ما نباید از هیچ آنچه اکنون ممکن است رخ دهد شگفت‌زده شویم. ما نباید از هیچ نمودهای هولناک به شگفت آییم. آنان که شریعت خدا را زیر پاهای ناپاک خویش لگدمال می‌کنند، همان روحی را دارند که در مردانی بود که به عیسی اهانت کردند و او را تسلیم نمودند. ایشان، بی‌آنکه کمترین عذاب وجدانی داشته باشند، اعمال پدر خویش، ابلیس، را به جا خواهند آورد. آنان همان پرسشی را خواهند پرسید که از لب‌های خیانت‌پیشهٔ یهودا برآمد: اگر عیسی مسیح را به شما تسلیم کنم، به من چه خواهید داد؟ همین اکنون نیز مسیح در شخص مقدسان خود تسلیم می‌شود.» Review and Herald, January 30, 1900.