نخستین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، بابل بود، و در شهادتِ نبویِ بابل، نخستین و آخرین پادشاهان به‌طور مشخص و عامدانه به‌عنوان نمادهای نبوی به‌کار گرفته شدند. در دومین پادشاهی، یعنی ماد و پارس، دو پادشاهِ نخستین—که یکی از ایشان همان پادشاهی بود که نخستینِ سه فرمان را صادر کرد که به اسرائیلِ باستان اجازه می‌داد به اورشلیم بازگردد—و نیز دو پادشاهِ بعدی که فرمان‌های دوم و سوم را صادر کردند، به‌طور مشخص معرفی شدند. همچنین، پادشاهِ نیرومندی که به‌وسیلهٔ اسکندرِ کبیر نمایندگی می‌شود، و سرداران و پادشاهانی که در تاریخِ سومین پادشاهی، یعنی یونان، پس از او آمدند، در کلامِ نبوی شناسایی شدند. چهارمین پادشاهی، یعنی رومِ بت‌پرست، نیز به‌طور مشخص به حاکمان و امپراتورانِ آن پادشاهی می‌پردازد.

تمامی پادشاهان اسرائیل، چه در پادشاهی شمالی و چه در پادشاهی جنوبی، شناسایی شده‌اند، و همگی در کلام نبوی خدا نمادهایی به‌شمار می‌آیند؛ همان‌گونه که پادشاهان آشور و فراعنهٔ مصر نیز چنین‌اند. این اندیشه که کلام نبوی خدا در واقع رؤسای‌جمهور ایالات متحده را مورد خطاب قرار دهد، ممکن است برای کسانی که چشم دارند اما ادراک نمی‌کنند، و گوش دارند اما فهم نمی‌نمایند، دور از ذهن به نظر آید. اما در حقیقت، این‌که تصور شود خدا رؤسای‌جمهور وحشِ زمین در مکاشفهٔ سیزده را مورد خطاب قرار ندهد، بسی نامعقول‌تر است، حال آن‌که آن، مرجع اصلی نبوت‌های ایام آخر است.

آخِرین رئیس‌جمهور ایالات متحده بنا بر ضرورت نبوی می‌بایست به‌وسیلهٔ نخستین رئیس‌جمهور ایالات متحده مُتمثَّل گردد. به‌عنوان آخرین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه، او نیز بنا بر ضرورت نبوی می‌بایست به‌وسیلهٔ نخستین رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه مُتمثَّل گردد. به‌عنوان آخرین رئیس‌جمهور در تاریخِ آخرین جنبش اصلاحی، او همچنین به‌وسیلهٔ نخستین رئیس‌جمهورِ آن دورهٔ نبوی مُتمثَّل شده است. و به‌عنوان رئیس‌جمهوری که در طی جنگ جهانی نهایی و سوم حکومت می‌کرد، او همچنین می‌بایست به‌وسیلهٔ رئیس‌جمهورانی مُتمثَّل شده باشد که در طی جنگ‌های جهانی اول و دوم حکومت می‌کردند.

سه جنگ جهانی که همگی در تاریخ آمریکا رخ می‌دهند، بیانگر تحقق سه‌گانۀ نبوت‌اند. جنگ جهانی سوم، که جو بایدن اکنون کرۀ زمین را به‌سوی آن هدایت می‌کند، به‌وسیلۀ جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم از پیش تمثیل شده است. هم‌زمان، بایدن ایالات متحده را نیز به‌سوی دومین جنگ داخلی رهنمون می‌شود. در ماه‌های پیشِ رو، تحرکات نبویِ مرتبط با جنگ داخلی دوم و جنگ جهانی سوم، همچون زنی در حالِ درد زایمان، فقط شدت خواهد گرفت.

نقل‌قول مشهور از دوران تشدید بحران جنگ جهانی دوم، از مارتین نیمولر، الاهی‌دان آلمانی و شبان لوتری، چنین بود: «نخست، به سراغ سوسیالیست‌ها آمدند و من سخنی نگفتم—زیرا سوسیالیست نبودم. سپس به سراغ اتحادیه‌گرایان آمدند و من سخنی نگفتم—زیرا عضو اتحادیه نبودم. سپس به سراغ یهودیان آمدند و من سخنی نگفتم—زیرا یهودی نبودم. سپس به سراغ من آمدند—و دیگر هیچ‌کس نمانده بود که برای من سخن بگوید.» با ادامه یافتن گذر زمان، به این تاریخِ کنونی بازخواهیم نگریست و درخواهیم یافت که اقداماتی که اکنون در حال وقوع‌اند، در حقیقت گام‌های آغازینِ جنگ‌های نهاییِ تاریخِ نبوی بوده‌اند.

در دورهٔ نبویِ نمایان‌شده از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، که در آن اعلامیهٔ استقلال، قانون اساسی، و قوانین بیگانگان و فتنه نشانه‌های راه بودند، تاریخ از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا زمانی که ایالات متحده همچون اژدها سخن بگوید، به تصویر کشیده شده است. ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نقطهٔ عطفی بود، و اعلامیهٔ استقلال با آن تاریخ هم‌راستا است. اعلامیهٔ استقلال همچنین آغاز جنگ انقلاب را مشخص می‌کند، و نشان می‌دهد که قانون میهن‌پرستیِ ۲۰۰۱ آغازگرِ تکراری روحانی از آن جنگ است. واژهٔ «انقلاب» به معنای پیمودن یک دایرهٔ کامل است.

در دورهٔ ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، جنگ انقلاب، قدرت پادشاهیِ انگلستان و به‌طور کلی همهٔ پادشاهان را مردود شمرد. قانون اساسی نه‌تنها بر قدرت پادشاهی محدودیت‌هایی نهاد، بلکه به همان اندازه قاطعانه بر قدرت پاپی نیز محدودیت اعمال کرد. تا سال ۱۷۹۸، این دایره (انقلاب) با وضع قوانینی که اقتدار پادشاهانه را به یک رئیس‌جمهور واگذار می‌کرد، تکمیل شده بود.

قانون پاتریوت نشانهٔ یک انقلاب (چرخی) است که تا وحشِ زمین که چون اژدها سخن می‌گوید امتداد می‌یابد، جایی که قدرتِ پاپی نیز احیا می‌شود. چرخِ نخست، از ۱۷۷۶ تا ۱۷۹۸، انقلابی نبوی را مشخص می‌سازد که به احیای قدرتِ پادشاهی منتهی می‌شود، و انقلابی که نمونهٔ آن است، انقلابی را مشخص می‌کند که به احیای قدرتِ پاپی می‌انجامد. دومین جنگِ انقلابی از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در جریان بوده است. وگرنه چرا باید آن را قانون پاتریوت بنامند؟

پیش از آن‌که به جنگ‌هایی بپردازیم که در تاریخ آخرین رئیس‌جمهور رخ می‌دهند، به بررسی ویژگی‌های نبویِ تصویر وحش ادامه خواهیم داد. مهم است که محیطی را که در جریان شکل‌گیری تصویر وحش، در دوران آخرین رئیس‌جمهور، وجود دارد، بشناسیم. آن رئیس‌جمهور باید رئیس‌جمهوری جمهوری‌خواه باشد که در کشمکشی با نیروهای مرتبط با قدرت اژدها قرار دارد. او باید آخرین باشد، و از این‌رو هشتمین رئیس‌جمهور در دوره‌ای متشکل از هشت رئیس‌جمهور باشد. در دو دوره آغازین ایالات متحده، یعنی دو کنگره قاره‌ای، هر دو دوره با هشت رئیس‌جمهور نمایانده شدند، و هر دو دوره یکی از آن هشت رئیس‌جمهور را به‌عنوان کسی که از آن هفت است، مشخص ساختند. بنابراین، بر شهادت دو شاهد در آغاز، آخرین رئیس‌جمهور باید هشتمین رئیس‌جمهور باشد، یعنی آن‌که از آن هفت است.

فقط دونالد ترامب يحقّق هذه العناصر النبوية. ولكي يُفهم فهمًا كاملًا المناخ النبوي الذي أوشك دونالد ترامب أن يرثه، فمن الضروري أن يُفهَم أن الحربين العالميتين الأولى والثانية تتمثّلان نبويًا في الحرب العالمية الثالثة، وأن الخصائص النبوية لتلك الحروب تتحدث أيضًا عن المناخ الذي أوشك ترامب أن يرثه. ومع قول ذلك، فإننا لا نزال لم نطبّق بعدُ التطبيق الثلاثي للحروب العالمية الثلاث.

جنگِ شدت‌گیر که به‌واسطۀ اسلام به‌وجود آمده است و مشکلات مالیِ ناشی از آن، وسیله‌ای است که به‌واسطۀ آن، اسلامِ وایِ سوم نقشِ نبیِ کاذب را در شکل‌گیریِ صورتِ وحش در ایالات متحدۀ امریکا ایفا می‌کند. «الاغ» که نبیِ کاذبِ اسلام است، نبیِ کاذبِ ایالات متحدۀ امریکا را به «اورشلیم» حمل می‌کند، همان‌گونه که الاغ، مسیح را به اورشلیم حمل کرد. در آن سفر، محیطی نبوی پدید می‌آید که تحقق‌های پیش‌گویی‌های گذشته را تولید می‌کند. در سال 1798، قوانینِ بیگانگان و فتنه به همان آغازِ تاریخِ وحشِ زمینی که به‌صورت بره آغاز می‌کرد و در پایان همچون اژدها سخن می‌گفت، «تکلم» شدند. چهار قانون در قوانینِ بیگانگان و فتنه نمایان شده بود.

قانونِ شہریت: اس قانون نے امریکی شہریت کے لیے رہائش کی لازم مدت میں اضافہ کر دیا۔

قانون دوستان بیگانه: این قانون به رئیس‌جمهور اختیار می‌داد که در زمان صلح، اتباع غیرشهروندی را که «برای صلح و امنیت ایالات متحده خطرناک» تشخیص داده می‌شدند، اخراج کند. این قانون به دولت اجازه می‌داد که اتباع خارجی را بدون طی تشریفات قانونیِ لازم بازداشت و اخراج کند.

قانون دشمنان بیگانه: این قانون به رئیس‌جمهور اختیار می‌داد که در زمان جنگ، هر مردِ تبعهٔ یک ملت متخاصم را بازداشت و اخراج کند.

د قانون د بغاوت: د دغو څلورو قوانینو له ډلې تر ټولو لانجمن قانون همدا و؛ د دې قانون له مخې د متحده ایالاتو د حکومت یا د هغه د چارواکو پر ضد د درواغجنو، افتراکوونکو، یا کینه‌اچوونکو لیکنو خپرول جرم بلل کېدل. په عملي توګه یې د حکومت نیوکه جرم‌ګڼه کړه.

دونالد ترامپ کی انتخابی مہم بڑی حد تک اُس کے اس وعدے پر مبنی ہے کہ وہ "دیوار کی تعمیر" کو مکمل کرے گا، جس کا آغاز اُس نے اپنی سابقہ صدارتی مدت میں کیا تھا۔ اُس نے بیان کیا ہے کہ 2024 میں اُس کے منتخب ہونے پر انسانی تاریخ کی سب سے بڑی بے دخلی عمل میں آئے گی۔ امریکی سیاست کے منظرنامے میں ٹرمپ کی ایک ذاتی خصوصیت ایسی ہے جو کسی اور سیاست دان میں نہیں پائی جاتی۔ وہ اپنے انتخابی وعدوں کو پورا کرتا ہے، یا کم از کم انہیں پورا کرنے کی کوشش کرتا ہے۔ ایلین اینڈ سیڈیشن ایکٹس ایسے قوانین کی نمائندگی کرتے ہیں جو بے دخلی کے اُس کے وعدے کے ساتھ کامل مطابقت رکھتے ہیں۔

د ټرمپ له تر ټولو سترو تورونو څخه يو، چې له هغه ټينګ‌ريښې لرونکي سياسي جوړښت سره تړاو لري چې په واشنګټن ډي سي کې يې ورته د «باتلاق» نوم ورکاوه—له خپلو ټولو فاسدو، بې‌اخلاقه او جوړجاړي‌کړو سياستوالو، مسلکي بيروکراتانو، الفبايي ادارو او ميلياردره تمويلوونکو سره—همدا «جعلي خبرونه» دي چې د هټلر د رايش د عامه پوهاوي او تبليغاتو د وزارت په معاصر ظهور کې توليديږي، او چې نن ورځ ورته MSM، Mainstream Media، ويل کېږي. د بهرنيانو او بغاوت قوانين داسې قوانين څرګندوي چې د «جعلي خبرونو» پر وړاندې د هغه له کرکې سره په بشپړه توګه سمون لري. عیسی تل د يو شي پای د هغه شي له پيل سره انځوروي.

प्रथम रिपब्लिकन राष्ट्रपति को उस गृहयुद्ध का सामना करना पड़ा, जिसे लिंकन के पूर्ववर्ती डेमोक्रेट बुकेनन ने उत्पन्न किया था। ऐसा करते हुए, लिंकन ने हैबियस कॉर्पस के अधिकार को निलंबित कर दिया। हैबियस कॉर्पस एक विधिक सिद्धांत है जो किसी व्यक्ति के उस अधिकार की रक्षा करता है जिसके द्वारा वह अपनी हिरासत या कारावास को न्यायालय में चुनौती दे सकता है। यह एक मौलिक विधिक अधिकार है, जो यह सुनिश्चित करता है कि किसी व्यक्ति को बिना विधिसम्मत कारण के अभिरक्षा में नहीं रखा जा सकता। जब किसी निरुद्ध व्यक्ति की ओर से हैबियस कॉर्पस की रिट दायर की जाती है, तो वह सरकार को यह अपेक्षित करती है कि वह न्यायालय के समक्ष उसकी हिरासत का औचित्य प्रस्तुत करे।

در جریان جنگ داخلی آمریکا، لینکلن به‌عنوان اقدامی در زمان جنگ، حق دادخواست هابیاس کورپوس را در برخی مناطق ایالات متحده به حالت تعلیق درآورد. او نخست در آوریل ۱۸۶۱ هابیاس کورپوس را در مریلند معلق کرد و سپس این تعلیق را به بخش‌هایی از غرب میانه گسترش داد. این اقدام برای حفظ نظم و سرکوب مخالفت در مناطقی صورت گرفت که در آن‌ها گرایش نیرومند جدایی‌طلبانه یا همدلی با مؤتلفه (دموکرات‌ها) وجود داشت، و نیز برای جلوگیری از اخلال در تلاش جنگی اتحادیه.

تعلیقِ حقِّ احضارِ شخصیِ لینکلن محلِّ مناقشه بود و پرسش‌های مهمی در باب قانون اساسی برانگیخت، زیرا متضمنِ تعلیقِ موقتِ یکی از آزادی‌های بنیادینِ مدنیِ تضمین‌شده به‌موجب قانون اساسی ایالات متحده بود. قانون اساسی اجازه می‌دهد که فرمانِ احضارِ شخصی «در مواردِ شورش یا تهاجم، هرگاه امنیتِ عمومی آن را اقتضا کند» معلق شود (مادهٔ اول، بخش ۹).

لینکن نے اپنے اقدامات کا دفاع اس حیثیت سے کیا کہ وہ جنگ کے زمانے میں اتحاد کے تحفظ اور قومی سلامتی کے لیے ضروری تھے۔ کانگریس نے 1863 میں ہیبیئس کارپس معطلی ایکٹ منظور کیا، جس نے پس منظر سے مؤثر ہوتے ہوئے لینکن کی جانب سے ہیبیئس کارپس کی معطلی کو قانونی جواز فراہم کیا اور فوجی حراست کے لیے بعض طریقۂ کار مقرر کیے۔ خانہ جنگی کے خاتمے اور ملک کے دوبارہ حالتِ امن میں لوٹ آنے کے بعد کے برسوں میں ہیبیئس کارپس بتدریج بحال کر دیا گیا۔

در سال ۱۸۷۱، رئیس‌جمهور اولیس اس. گرانت (جمهوری‌خواه) نیز در دوران بازسازی، در جریان حاکمیت وحشتِ کوکلاکس کلان (دموکرات‌ها)، حق احضار به دادگاه را در نُه شهرستانِ کارولینای جنوبی به حالت تعلیق درآورد. این تعلیق با هدف مقابله با خشونت و حمایت از حقوق مدنی آمریکاییان آفریقایی‌تبارِ تازه‌آزادشده اعمال شد.

در سال ۱۹۴۲، رئیس‌جمهور فرانکلین دی. روزولت (از حزب دموکرات)، در خلال جنگ جهانی دوم، فرمان اجرایی ۹۰۶۶ را امضا کرد که جابه‌جایی اجباری و بازداشتِ در اردوگاه‌های توقیفِ آمریکاییانِ ژاپنی‌تبارِ ساکنِ ساحل غربی را مجاز می‌ساخت. هرچند این اقدام از نظر فنی به تعلیق حق احضار به دادگاه (habeas corpus) منجر نشد، به بازداشت آمریکاییان ژاپنی‌تبار بدون طی تشریفات قانونی انجامید، و حقوق قانونی آنان به‌شدت مخدوش شد.

Luego, en 2001, Bush el último (un republicano globalista), tras los atentados terroristas del 11 de septiembre, autorizó la detención de presuntos combatientes enemigos en la Bahía de Guantánamo y en otras instalaciones. La detención de estas personas y su estatus jurídico se convirtieron en objeto de impugnaciones legales relacionadas con el habeas corpus.

سپس در سال ۲۰۲۱، محاکمات ششم ژانویهٔ پلوسی (یک دموکرات)، مفهوم تعلیقِ habeas corpus، سلبِ دادرسیِ قانونی، و اجرای بازداشتِ دسته‌جمعیِ مغایر با قانون اساسی را ادامه داد. محاکمات پلوسی در سال ۲۰۲۱ از این جهت ممتاز بود که نخستین بار حقوق قانونیِ شهروندان آمریکایی صرفاً برای مقاصد سیاسی کنار گذاشته شد. در هر نوبت دیگر، جنگ یا شورشی واقعی وجود داشت که اتباعِ مشخصِ دشمن را معین می‌کرد. دشمنان در محاکمات پلوسی صرفاً دشمنانِ جهانی‌گرایانِ الهام‌گرفته از اژدها بودند. مهم است که روندِ نبویِ مسائلِ مرتبط با واژگون‌ساختنِ قانون اساسی را تشخیص دهیم، زیرا اینها همان رویدادهایی هستند که شکل‌گیریِ صورتِ وحش را مشخص می‌کنند، و این همان آزمونِ عظیم برای قومِ خداست.

مهم نیست که پلوسی قهرمان شما باشد، یا ترامپ پهلوان شما؛ مهم آن است که بحرانِ در حال نزدیک‌شدن را تشخیص دهید و آمادگیِ درست را فراهم سازید. آنان که در بحرانِ آینده غالب خواهند آمد، شهروندانِ اورشلیمِ آسمانی‌اند، و همهٔ قدرت‌هایی که از شریعتِ خدا مرتد شده‌اند، در آستانهٔ متحد شدن‌اند، همان‌گونه که صدوقیان (دموکرات‌ها) و فریسیان (جمهوری‌خواهان) بر ضدّ فرزندانِ امینِ خدا متحد شدند، آنگاه که تصویرِ وحش در حال شکل‌گیری است.

کارِ فریب، خواه به‌وسیلهٔ پیامبرِ کاذبِ اسلام در ایالات متحده و خواه به‌وسیلهٔ پروتستانتیسمِ مرتد در جهان، همان چیزی است که اتحادِ کلیسا و دولت را پدید می‌آورد. خواهر وایت تصریح می‌کند که جنگ داخلی دیگری در پیش خواهد بود، و اینکه این جنگ به‌وسیلهٔ بانکدارانِ جهانی و میلیاردرها برانگیخته خواهد شد؛ همانان که بازرگانانِ بابلِ نوین‌اند و از نظر نبوی، نیمی از نمایندگانِ قدرت‌های اژدها را تشکیل می‌دهند. نیمهٔ دیگر نیز سیاستمدارانِ حرفه‌ای، وکلا، پادشاهان، و حاکمان‌اند.

در هند، چین، روسیه و شهرهای آمریکا، هزاران مرد و زن از گرسنگی جان می‌سپارند. مردانِ ثروتمند، زیرا قدرت را در دست دارند، بازار را کنترل می‌کنند. آنان هرچه را بتوانند به بهای اندک خریداری می‌کنند، و سپس آن را با قیمت‌هایی بسیار افزایش‌یافته می‌فروشند. این برای طبقات فقیرتر به معنای گرسنگی است، و به جنگ داخلی خواهد انجامید.» Manuscript Releases, volume 5, 305.

جنگِ انقلاب ایک حقیقی جنگ تھی، لیکن وہ ایک سیاسی جنگ کی نمائندگی کرتی تھی جس کا آغاز 11 ستمبر 2001 کو ہوا۔ ریاستہائے متحدہ اب دو سیاسی جماعتوں کے درمیان منقسم ایک قوم ہے، لیکن خدا کا کلام کبھی ناکام نہیں ہوتا، اور اُس کا کلام واضح کرتا ہے کہ ٹرمپ 2024 کے انتخابات میں دوبارہ منتخب ہوگا۔ ایک خانہ جنگی، جو عملاً ہر لحاظ سے پہلے ہی شروع کی جا چکی ہے، اُس کے انتخاب کے کچھ ہی عرصہ بعد پوری شدت کے ساتھ شروع ہوگی، جیسا کہ لنکن کے ساتھ ہوا تھا، جو پہلے ریپبلکن صدر تھے۔ اُس خانہ جنگی کی بنیادی منطق، جس کا وہ وارث ہوگا، عالمی بینکاروں اور ارب پتی تاجروں کے ذریعے پیدا کی جائے گی، جنہوں نے، دیگر امور کے ساتھ، پوری دنیا میں بے قابو اجتماعی ہجرت کے دروازے کھولنے کے لیے مسلسل کام کیا ہے، تاکہ زیادہ مالی منافع کی اپنی خواہش کو ہوا دیں، اور اس سے بھی بڑھ کر، متوسط طبقے کا خاتمہ کریں۔ بابل کے تاجر ایک ایسے دو طبقاتی نظام کو فروغ دینا چاہتے ہیں جس میں ایک طرف انتہائی امیر اور دوسری طرف انتہائی غریب ہوں۔

ترامپ آن رئیس‌جمهوری خواهد بود که بر برپایی تصویر وحش ریاست خواهد کرد، و این نبیِ کاذبِ اسلام خواهد بود که آن تصویر را وادار به برپا شدن خواهد ساخت؛ و برای آنان که چشم دارند و می‌توانند ادراک کنند، و گوش دارند و می‌توانند بفهمند، حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ِ اسلام، از وایِ سوم، بر اسرائیلِ تحت‌اللفظی، آن سرزمینِ باشکوهِ باستانی، تحققِ آشکارِ کارِ مشیت‌آمیزِ نبیِ کاذبِ اسلام است.

حزب دموکرات، که خود را به‌عنوان حزب «تنوع، برابری و شمول» برمی‌افرازد، اکنون ثمرات فلسفهٔ شیطانی‌ای را که ترویج کرد، درو می‌کند. از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مجادلهٔ ضداسرائیل در برابر حامیِ اسرائیل، توان سیاسی حزب آنان را در آستانهٔ انتخابات ۲۰۲۴ دچار شکاف کرده است. این انقسام، درگیری‌های درونی میان پیروان ایشان پدید آورده است، تا بدان حد که ماشین‌های رأی‌گیری الکترونیکیِ فاسدِ آنان شاید دیگر توانایی دست‌کاریِ آرای کافی را نداشته باشند تا بر آرای واقعی‌ای که به سود ترامپ به صندوق ریخته خواهد شد غلبه کنند. جنگِ نبیِ کاذبِ اسلام، اوضاع و احوالی پدید می‌آورد که ترامپ را به‌عنوان هشتمین رئیس‌جمهور، که از آن هفت است، از زمان آخر در ۱۹۸۹، برمی‌گزیند، در حالی که وحشِ زمین، صورتی برای وحشِ دریا می‌سازد.

فلسفۀ شیطانیِ «تنوع، برابری و شمول» یکی از سکوها برای تکثیر عصیانِ سدوم و عموره از طریق پیشبرد دستورکار LGBTQ+ است.

به همین‌سان نیز چنان‌که در ایام لوط بود: می‌خوردند، می‌نوشیدند، می‌خریدند، می‌فروختند، می‌کاشتند، بنا می‌کردند؛ اما در همان روز که لوط از سدوم بیرون رفت، آتش و گوگرد از آسمان بارید و همهٔ ایشان را هلاک ساخت. همچنین در روزی که پسر انسان ظاهر شود، چنین خواهد بود. لوقا 17:28–30.

برنامهٔ LGBTQ+ همچنین به‌صورت «افتخار همجنس‌گرایان» نیز نمود می‌یابد و از این‌رو، سقوط نهاییِ اخلاقیِ وحشِ زمینی و پس از آن، جهان را رقم می‌زند.

شاهراهِ راستان، دوری جستن از شرّ است؛ و آن‌که طریق خویش را نگاه می‌دارد، جان خود را حفظ می‌کند. تکبّر پیش از هلاکت می‌آید، و روحِ متکبّر پیش از سقوط. بهتر آن است که با فروتنان، صاحبِ روحی متواضع باشی، تا آن‌که غنیمت را با متکبّران تقسیم کنی. امثال ۱۶:‏۱۷–۱۹

تکبر پیش از سقوط می‌آید و تکبر پیش از هلاکت نیز می‌آید. ارتدادِ ملی، نابودیِ ملی را پدید می‌آورد، و نمادِ غرورِ جهانی‌گرایانه، همان نمادِ شورشِ سدوم و عموره است. الهام، قانونِ یکشنبه‌ای را که به‌زودی خواهد آمد، با نجاتِ جان‌به‌در‌بردنِ لوط از نابودیِ سدوم و عموره و شهرهای دشت همسو می‌سازد، زیرا این فرزندانِ لوط‌اند (عمون و موآب) که نمادِ کسانی هستند که در هنگامِ قانونِ یکشنبه از دستِ پاپیّت می‌گریزند.

او همچنین به سرزمینِ جلال داخل خواهد شد، و بسیاری از کشورها سرنگون خواهند شد؛ اما اینان از دست او رهایی خواهند یافت: یعنی ادوم، و موآب، و برگزیدگانِ بنی‌عمون. دانیال ۱۱:۴۱.

حزب دموکرات اکنون به دست خود در حال فروپاشی است. من اعتنایی به سیاست ندارم؛ من صرفاً تاریخ جاری را با روایت نبوی منطبق می‌سازم. حزب دموکرات بی‌وقفه کوشیده است تا مرزها را در سراسر جهان بگشاید و بدین‌سان سیلی بی‌سابقه و مهارنشده از مردم را امکان‌پذیر سازد. سیلاب‌بندها در سراسر سیاره به دست جهانی‌گرایانِ الهام‌گرفته از اژدها گشوده شده‌اند.

اور سانپ نے اپنے منہ سے عورت کے پیچھے پانی کو سیلاب کی مانند بہا دیا، تاکہ وہ اسے سیلاب میں بہا لے جائے۔ مگر زمین نے عورت کی مدد کی، اور زمین نے اپنا منہ کھولا اور اس سیلاب کو نگل لیا جو اژدہا نے اپنے منہ سے بہایا تھا۔ اور اژدہا عورت پر غضب ناک ہوا، اور اس کی نسل کے باقی ماندہ لوگوں سے جنگ کرنے کو گیا، جو خدا کے احکام پر عمل کرتے ہیں اور یسوع مسیح کی گواہی رکھتے ہیں۔ مکاشفہ 12:15–17۔

«باقی‌مانده» همان صد و چهل و چهار هزار نفر است، و تاریخِ این صد و چهل و چهار هزار، همان تاریخی است که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز شد. از آن زمان، قدرتِ اژدها «از دهان خود آبى چون سیل» به همه سو روان ساخته است. آب نمایندهٔ مردم است.

اور اُس نے مجھ سے کہا، وہ پانی جو تُو نے دیکھا، جہاں وہ کسبی بیٹھی ہے، وہ قومیں اور ہجوم اور امتیں اور زبانیں ہیں۔ مکاشفہ 17:15۔

نمایندگان زمینیِ قدرتِ اژدها (جهانی‌گرایان) هستند که در زمانِ مُهرشدنِ صد و چهل و چهار هزار، سیل‌بندهای مهاجرتِ غیرقانونی را می‌گشایند. «سیلاب‌ها»ی اژدها در سراسر جهان نشان می‌دهند که خداوند در آستانهٔ برافراشتنِ عَلَم است، در قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد. سیلاب‌های اژدها در مکاشفه باب دوازدهم، در آغازِ ایالات متحده به‌وسیلهٔ حیوانِ زمین بلعیده شدند؛ اما اکنون سیلاب‌های اژدها بازگشته‌اند، و بدین‌سان هشداری از بحرانِ قریب‌الوقوعِ قانونِ یکشنبه را فراهم می‌آورند؛ زیرا هنگامی که دشمن چون سیل درمی‌آید، خدا معیارِ خود را برافراشته می‌سازد.

در نافرمانی و دروغ گفتن بر ضد خداوند، و دور شدن از خدای خود، سخن گفتن از ظلم و عصیان، و از دل، سخنان دروغ را اندیشیدن و بر زبان آوردن. و داوری به عقب رانده شده است، و عدالت دور ایستاده است؛ زیرا راستی در کوچه‌ها فرو افتاده، و انصاف نمی‌تواند داخل شود. آری، راستی نابود شده است؛ و آن که از بدی کناره می‌گیرد، خود را طعمه می‌سازد؛ و خداوند این را دید، و در نظر او ناپسند آمد که داوری نبود. و دید که هیچ‌کس نیست، و در شگفت شد که هیچ شفیعی وجود ندارد؛ پس بازوی او نجات را برای وی به ارمغان آورد، و عدالت او، او را استوار ساخت. زیرا عدالت را چون زره بر تن کرد، و خودِ نجات را چون کلاهخود بر سر نهاد؛ و جامه‌های انتقام را برای پوشش در بر کرد، و غیرت را چون ردایی بر خود پوشید. موافق اعمال ایشان، همان‌گونه جزا خواهد داد، خشم را به خصمان خود، و مکافات را به دشمنان خویش؛ به جزایر نیز مکافات خواهد رسانید. پس از مغرب از نام خداوند خواهند ترسید، و از محل طلوع آفتاب از جلال او. هنگامی که دشمن چون سیلابی هجوم آورد، روح خداوند عَلَمی در برابر او برافرازد. و ولیّ‌فدیه به صهیون خواهد آمد، و نزد آنان که در یعقوب از نافرمانی بازمی‌گردند، خداوند می‌فرماید. و خداوند می‌گوید: اما عهد من با ایشان این است: روح من که بر توست، و سخنان من که در دهان تو نهاده‌ام، از دهان تو، و از دهان ذریت تو، و از دهان ذریت ذریت تو، خداوند می‌گوید، از اکنون و تا ابدالآباد برطرف نخواهد شد. اشعیا 59:13–21.

استانداردی که هنگامی برافراشته می‌شود که دشمن چون سیلاب هجوم می‌آورد، همان رایت است که در کلام خدا نیز معیار به‌شمار می‌آید. در دوره‌ای که پیش از قانون یکشنبهٔ قریب‌الوقوع فرا می‌رسد، سیلاب‌های مهاجرت غیرقانونی نشانه‌ای است از این‌که زمان آزمایش در آستانهٔ بسته‌شدن است. فضایی که اشعیا هنگامی که از برافراشته‌شدنِ استاندارد سخن می‌گوید معرفی می‌کند، دوره‌ای از بی‌قانونی را توصیف می‌کند، زیرا می‌گوید: «و انصاف به عقب رانده شده است، و عدالت از دور ایستاده است؛ زیرا راستی در کوچه افتاده است، و راستی نمی‌تواند داخل شود. آری، راستی نابود شده است؛ و هر که از بدی کناره گیرد، خود را شکار می‌سازد؛ و خداوند این را دید، و در نظرش ناپسند آمد که انصافی نبود. و دید که کسی نیست، و تعجب نمود که شفیعی وجود ندارد.» هرج‌ومرجی که به‌وسیلهٔ مردانی همچون George Soros تأمین مالی شده، و از سوی سیاستمداران دموکرات نادیده انگاشته شده است، به‌درستی توسط Sister White در ارتباط با این بخش از اشعیا توصیف شده است.

«محاکمِ عدالت فاسد شده‌اند. حاکمان به انگیزۀ سودجویی و عشق به لذت‌های نفسانی به حرکت درمی‌آیند. بی‌اعتدالی، قوای بسیاری را چنان تیره ساخته است که شیطان تقریباً به‌طور کامل بر آنان تسلط دارد. حقوقدانان منحرف، رشوه‌گیر و فریب‌خورده‌اند. می‌گساری و عیش‌ونوش، شهوت، حسد، و هرگونه ناراستی، در میان کسانی که قوانین را اجرا می‌کنند، دیده می‌شود. “و عدالت دور ایستاده است، زیرا راستی در کوچه‌ها افتاده، و انصاف نمی‌تواند داخل شود.” اشعیا 59:14.» نبرد عظیم، 586.

غیر قانونی ہجرت، انارکی پسند تحریکیں جیسے اینٹیفا (فاشزم مخالف)، اور پُرتشدد تحریکیں جیسے بلیک لائیوز میٹر، جو کریٹیکل ریس تھیوری جیسی مسخ شدہ تاریخی بیانیے پر مبنی ہیں، اژدہے کے سیاسی حکمرانوں کی حمایت اور ترویج پاتی رہی ہیں، جو زر کی محبت سے محرک رہے ہیں، اور فاسد عدالتوں اور قانون دانوں نے سچائی کو اسی گلی میں پھینک دیا ہے جہاں مکاشفہ کے گیارہویں باب میں دو گواہ قتل کیے گئے تھے۔ وہ گلی الحاد (مصر) اور بدکاری (سدوم) کے شہر میں تھی، جو اژدہے اور اس کے نمائندوں کا شہر ہے۔ ڈیموکریٹک پارٹی کے پھلوں سے ظاہر ہونے والا ماحول نبوتاً سیلاب کے طور پر پیش کیا گیا ہے، اور جب شیطان، خدا کے دشمن کے طور پر، اپنے سیلاب کے بند کھولتا ہے تو یہ اس بات کا ثبوت ہے کہ خدا کا جھنڈا عنقریب بلند کیا جانے والا ہے۔

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

حالتِ امورِ جهان نشان می‌دهد که زمان‌های پرآشوب درست بر ما فرارسیده است. روزنامه‌های روزانه مملو از نشانه‌های یک درگیری هولناک در آینده‌ای نزدیک‌اند. راهزنی‌های جسورانه به‌کرات رخ می‌دهد. اعتصاب‌ها رایج است. دزدی‌ها و قتل‌ها در هر سو ارتکاب می‌یابد. مردانی که در تصرف دیوها هستند، جان مردان و زنان و کودکان خردسال را می‌گیرند. آدمیان مفتونِ فساد شده‌اند، و هر نوع شرارت چیره گشته است. دشمن در منحرف ساختن عدالت و در آکنده کردن دل‌های مردم از خواهشِ سودجویانهٔ خودپرستانه کامیاب شده است. «و انصاف دور ایستاده است؛ زیرا راستی در کوچه افتاده، و راستی نمی‌تواند داخل شود.» اشعیا ۵۹:۱۴. در شهرهای بزرگ، انبوهی در فقر و نکبت زندگی می‌کنند و نزدیک به آن‌اند که از خوراک و سرپناه و پوشاک به‌کلی محروم باشند؛ حال آنکه در همان شهرها کسانی هستند که بیش از آرزوی دل دارند، در تجمل زندگی می‌کنند، و پول خود را صرف خانه‌های مجلل و آراسته، آذین شخصی، یا بدتر از آن، برای ارضای شهوات نفسانی، بر مشروب، تنباکو، و چیزهای دیگری می‌کنند که قوای مغز را نابود، ذهن را نامتعادل، و جان را پست می‌سازد. فریادهای انسانیتِ گرسنه به حضور خدا برمی‌خیزد، در حالی که آدمیان با هرگونه ستم و اجحاف، ثروت‌های افسانه‌وار بر هم می‌انبارند.

«در فصل شب فراخوانده شدم تا بناهایی را ببینم که طبقه بر طبقه به‌سوی آسمان سر برمی‌آوردند. این بناها به‌عنوان نسوز تضمین شده بودند، و برای جلال بخشیدن به مالکان و سازندگانشان برپا می‌شدند. این بناها هرچه بیشتر و بیشتر اوج می‌گرفتند، و در آنها گران‌بهاترین مصالح به کار می‌رفت. آنان که این بناها از آنِ ایشان بود، از خود نمی‌پرسیدند: “چگونه می‌توانیم خدا را به بهترین وجه جلال دهیم؟” خداوند در اندیشه‌های ایشان نبود.»

«چونکہ یہ بلند و بالا عمارتیں تعمیر ہوتی گئیں، ان کے مالکین متکبرانہ خود غرض فخر کے ساتھ شادمان تھے کہ ان کے پاس ایسا مال ہے جسے وہ اپنی خواہشِ نفس کی تسکین اور اپنے پڑوسیوں کے حسد کو بھڑکانے کے لیے صرف کر سکتے ہیں۔ اس مال کا بہت سا حصہ، جسے انہوں نے اس طرح لگا دیا، جبر و استحصال کے ذریعے، غریبوں کو کچل کر حاصل کیا گیا تھا۔ وہ بھول گئے کہ آسمان میں ہر تجارتی معاملے کا حساب رکھا جاتا ہے؛ ہر ناروا سودا، ہر فریب پر مبنی عمل، وہاں درج ہے۔ وہ وقت آ رہا ہے جب لوگ اپنی فریب کاری اور گستاخی میں ایسی حد تک پہنچ جائیں گے کہ خداوند انہیں اس سے آگے بڑھنے نہ دے گا، اور وہ جان لیں گے کہ یہوواہ کے حلم کی بھی ایک حد ہے۔»

«منظره‌ای که پس از آن در برابر من گذشت، هشداری از آتش‌سوزی بود. مردان به ساختمان‌های بلند و به‌گمانِ خود نسوز نگریستند و گفتند: “اینها کاملاً ایمن‌اند.” اما این ساختمان‌ها چنان سوختند که گویی از قیر ساخته شده بودند. ماشین‌های آتش‌نشانی هیچ کاری برای متوقف ساختن ویرانی نمی‌توانستند بکنند. آتش‌نشانان قادر به به‌کار انداختن ماشین‌ها نبودند.» Testimonies, volume 9, 12, 13.