فروپاشی حزب دموکرات در ایالات متحده موضوعی مشخص در نبوت کتابمقدسی است. این امر یکی از ویژگیهای نبویِ مرتبط با هشتمین و آخرین رئیسجمهور ایالات متحده است. این فروپاشی با پویاییهای نبویِ مربوط به ساختنِ هشتمین رئیسجمهور، که از آن هفت است، بهعنوان سرِ تصویرِ وحش مرتبط است. تصویرِ وحش در جهان، دوگانه است، اما درعینحال سهگانه نیز هست. از آن جهت دوگانه است که نمایانگر ترکیب کلیسا و دولت است، اما سهگانه نیز هست، زیرا از ده پادشاه (کشورداری) تشکیل شده است که بهوسیله پادشاهِ برتر (کلیسازداری) هدایت میشود. بر آن وحش یک سر سوار است و بر آن سلطنت میراند، و آن سر، سرِ هشتم است که از آن هفت است.
تصویرِ وحش در ایالات متحده دوگانه است، و در عین حال سهگانه نیز هست. از آن جهت دوگانه است که نمایانگرِ اتحادِ کلیسا و دولت میباشد؛ اما سهگانه است، زیرا از یک شاخِ جمهوریخواهِ مرتد (سیاستورزیِ حکومتی) تشکیل شده است که بهوسیلهٔ یک شاخِ پروتستانِ مرتد (کلیساسازیِ اقتدارگرایانه) هدایت میشود. آن وحش را یک سر سوار است و بر آن سلطنت میراند؛ و آن، سرِ هشتم است که از آن هفت میباشد.
سر، در هر دو حالت، یک دیکتاتور تمامعیار است. محیطی که دیکتاتوری او در آن بهروشنی به تصویر کشیده شده است، آن بخش از خط تاریخ است که در آن وحشِ زمین مانند اژدها سخن میگوید، زیرا «سخن گفتن» ویژگی اصلیِ وحشِ زمین است. او در 1776، 1789، 1798، 1863، 2001، 2021 سخن گفت و هنگامی که تصویر در قانون یکشنبهایِ بهزودیآمدنی بهطور کامل شکل گیرد، بار دیگر نیز سخن خواهد گفت.
در ایام پولس، سرّ عصیان، که همان قدرت پاپی بود، از همان زمان در کار بود، اما بهوسیلهٔ اژدهای رومِ بتپرست مهار میشد. در سالهای 1798 و 1799، اژدها انسان گناه را از قدرت برانداخت، اما در 1989، پاپِ روم اژدهای اتحاد شوروی را مغلوب ساخت. سراسر تاریخ نبوی، تا به انتها، پاپیت را در حال جنگ با اژدها به تصویر میکشد. پاپِ روم آن مستبدی است که باید در ایام آخر بهعنوان سرِ کنفدراسیون شریرِ اتحاد سهگانهٔ اژدها، وحش و نبی کذّاب، برافراشته شود. خواهر وایت گفت: «تحت یک سر، یعنی قدرت پاپی»، و مزمورنویس نیز آن ده پادشاه را معرفی میکند که سرِ هشتم را، که از آنِ هفت است، برمیافرازند.
زیرا اینک دشمنانت آشوب برپا کردهاند، و آنان که از تو نفرت دارند، سر برافراشتهاند. آنان بر ضد قوم تو مشورتی مکارانه اندیشیدهاند، و بر ضد پنهانشدگان تو به رایزنی پرداختهاند. گفتهاند: «بیایید و ایشان را از آنکه قومی باشند منقطع سازیم، تا نام اسرائیل دیگر در یاد نباشد.» مزمور 83:2–4
هنگامی که ایالات متحده صورتی از وحش را پدید آورد، ماهیتی سهگانه خواهد داشت، و نیز دوگانه. این صورت، ترکیبی دوگانه از حیلهگری کلیسایی و سیاستورزی حکومتی خواهد بود، اما آن نظام سیاسی زیر فرمان یک سر قرار خواهد داشت. هشتمین رئیسجمهور بر صورتِ وحش سلطنت خواهد کرد و بر آن سوار خواهد شد. هشتمین رئیسجمهور، که از هفت رئیسجمهور پیشین است، آخرین رئیسجمهورِ «ششمین» پادشاهیِ نبوت کتابمقدس است، و او زخمِ مهلکِ خود را بهعنوان «ششمین» رئیسجمهور دریافت کرد.
پیشگویانه، مردِ گناه در تمام تاریخ خود با اژدها در جنگ بوده است. دونالد ترامپ آن پادشاهِ ثروتمندی است که اژدهای جهانیگرایی را برانگیخت، و از همان زمانی که برای نخستین بار قصد خود را برای نامزدی ریاستجمهوری در ۱۶ ژوئن ۲۰۱۵، در برج ترامپ در شهر نیویورک اعلام کرد، در جنگی سیاسی، اجتماعی و فلسفی با قدرتهای اژدها بوده است؛ همان شهری که برجهای دوقلو در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آن فروریختند، و شهری که در آن برج آزادی، که جایگزین برجهای دوقلو شد، در ۳ نوامبر ۲۰۱۴ افتتاح گردید.
در قانون یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، ازدواج میان مسیح و صد و چهل و چهار هزار به کمال میرسد، و زنا میان فاحشهٔ روم و پادشاهان زمین در قالب ازدواجی جعلی به کمال میرسد. در آن قانون یکشنبه، آن دو نهادِ دوقلو از باغ عدن هر دو برافراشته میشوند، و نیز همزمان از سوی بدلی جعلی مورد هجوم قرار میگیرند. آن دو نهادِ دوقلو عبارتاند از ازدواج و سبتِ روز هفتم.
«وقتی فَریسیان سپس دربارهٔ روا بودنِ طلاق از او پرسش کردند، عیسی شنوندگانِ خود را به نهادِ ازدواج، چنانکه در آفرینش مقرر شده بود، بازگردانید. او گفت: “موسی به سببِ سختیِ دلهای شما به شما اجازه داد که زنانِ خود را طلاق دهید؛ امّا از ابتدا چنین نبود.” متی 19:8. او آنان را به روزهایِ پربرکتِ عدن ارجاع داد، آنگاه که خدا همهچیز را “بسیار نیکو” اعلام فرمود. در آن زمان، ازدواج و سَبَّت منشأ گرفتند، دو نهادِ همزاد برای جلالِ خدا و به سودِ بشریت. و آنگاه، همانگونه که آفریدگار دستانِ آن زوجِ مقدّس را در پیوندِ زناشویی به یکدیگر سپرد و فرمود: مرد “پدر و مادر خود را ترک خواهد کرد و به زن خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند بود” (پیدایش 2:24)، او شریعتِ ازدواج را برای همهٔ فرزندانِ آدم تا پایانِ زمان اعلام کرد. آنچه خودِ پدرِ ازلی نیکو خوانده بود، شریعتِ والاترین برکت و رشد برای انسان بود.» افکار از کوه برکات، 63.
آن اتحادِ سهگانه که در آن پروتستانتیسمِ مرتد، روحگرایی و کاتولیسیزم در موضوعِ قانونِ یکشنبه دستِ یکدیگر را میفشارند، جعلِ ازدواجی است در عدن که در آن «آفریننده دستهای آن زوجِ مقدّس را در پیوندِ زناشویی به هم پیوست.» در قانونِ یکشنبه، دو نهادِ دوقلوِ ازدواج و سبت، برافراشته میشوند و همزمان موردِ هتکِ حرمت قرار میگیرند. تاریخِ مُهر شدن از هنگامی آغاز شد که برجهای دوقلو فرو ریختند، و آن تاریخ هنگامی پایان مییابد که دو نهادِ دوقلوِ ازدواج و سبت برافراشته شوند. در میانهٔ آن تاریخ، برجِ آزادی در سالِ ۲۰۱۴ تقدیس شد، و برانگیختنِ جهانیگرایی بهوسیلهٔ ترامپ در سالِ ۲۰۱۵ از برجِ ترامپ آغاز گردید.
برجهای دوقلو بهعنوان توبیخی بر محبتِ جهانگرایان به مال فرو افکنده شدند، و برج آزادی بازنماییِ طغیانِ نمرود بر ضدّ خدای آسمان و داوریای است که او با طوفان آورده بود؛ همانگونه که برج آزادی نمادی بر ضدّ داوریِ خدا در یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ است.
«در یک مناسبت، هنگامی که در شهر نیویورک بودم، در موسم شب فراخوانده شدم تا بناهایی را مشاهده کنم که طبقه بر طبقه به سوی آسمان سر برمیآوردند. این بناها بهعنوان نسوز تضمین شده بودند، و برای جلال بخشیدن به مالکان و سازندگانشان برپا شده بودند. این ساختمانها هرچه بیشتر و بیشتر اوج میگرفتند، و در آنها گرانبهاترین مصالح به کار رفته بود. آنان که این بناها از آنِ ایشان بود، از خود نمیپرسیدند: “چگونه میتوانیم خدا را به بهترین وجه جلال دهیم؟” خداوند در اندیشههای ایشان نبود.»
«با خود اندیشیدم: “ای کاش آنان که بدینگونه دارایی خود را صرف میکنند، میتوانستند روش خویش را آنگونه که خدا آن را میبیند، ببینند! آنان بناهای باشکوه بر هم مینهند، اما برنامهریزی و تدبیرشان در نظر فرمانروای جهان چه اندازه ابلهانه است. ایشان با تمامی قوای دل و ذهن در پی آن نیستند که چگونه خدا را جلال دهند. این را، که نخستین وظیفهٔ انسان است، از نظر دور داشتهاند.”»
«چون این بناهای بلند برافراشته میشد، مالکان با غروری جاهطلبانه شادمانی میکردند که پولی در اختیار دارند تا آن را در ارضای نفس و برانگیختن حسادت همسایگان خود به کار برند. بخش بزرگی از پولی که بدینسان سرمایهگذاری کردند، از راه زورستانی و از راه فشردن و پایمال کردن فقیران به دست آمده بود. آنان فراموش کردند که در آسمان، حساب هر معاملهٔ تجاری نگاه داشته میشود؛ هر دادوستد ناعادلانه و هر عمل فریبکارانه در آنجا ثبت میگردد. زمانی فرا میرسد که انسانها در تقلب و گستاخی خود به نقطهای خواهند رسید که خداوند به آنان اجازه نخواهد داد از آن فراتر روند، و خواهند آموخت که برای بردباری یهوه حدّی هست.» شهادتها، جلد ۹، ۱۲.
بغاوتی که برجِ نمرود نمایندهٔ آن بود، علیه داوریِ اخیرِ خدا در طوفان بود، و نمونهای از بغاوتِ بانکدارانِ جهانیگرا علیه داوریِ اخیرِ خدا بهشمار میرفت. آزادی، آنگونه که در فرهنگِ جهانیگرایان تعریف میشود، بهکلی در تضاد با آزادیِ کتابمقدسی است. آزادی در فرهنگِ اژدها، بیبندوباری است، که با فسادِ اخلاقیِ انقلابِ فرانسه نمادینه شده است.
«شهرِ عظیم» که در کوچههای آن شاهدان کشته میشوند و اجساد ایشان بر زمین میماند، از لحاظ «روحانی» مصر است. در میان همهٔ ملتهایی که در تاریخ کتابمقدس معرفی شدهاند، مصر با جسارتی بیش از همه وجودِ خدای زنده را انکار کرد و در برابر اوامر او ایستادگی نمود. هیچ پادشاهی هرگز به شورشی آشکارتر و گستاخانهتر بر ضد اقتدار آسمان دست نیازید، آنگونه که پادشاه مصر کرد. هنگامی که موسی به نام خداوند این پیام را نزد او آورد، فرعون با تکبّر پاسخ داد: «یهوه کیست که من به آواز او گوش دهم و اسرائیل را رها کنم؟ یهوه را نمیشناسم و اسرائیل را نیز رها نخواهم کرد.» خروج ۵:۲، A.R.V. این همان الحاد است، و ملتی که بهوسیلهٔ مصر نمادین شده است، انکاری مشابه نسبت به دعاوی خدای زنده بر زبان خواهد آورد و روحی همانند از بیایمانی و سرکشی ظاهر خواهد ساخت. «شهرِ عظیم» همچنین از لحاظ «روحانی» با سدوم مقایسه شده است. فسادِ سدوم در شکستن شریعت خدا، بهویژه در هرزگی آشکار شد. و این گناه نیز میبایست از ویژگیهای برجستهٔ ملتی باشد که مشخصات این نوشته را تحقق میبخشد.
«پس، بنا بر سخنان نبی، اندکی پیش از سال ۱۷۹۸، قدرتی با منشأ و ماهیتی شیطانی برمیخاست تا بر ضد کتابمقدس جنگ کند. و در سرزمینی که شهادت آن دو شاهدِ خدا بدینسان خاموش میشد، الحادِ فرعون و هرزگیِ سدوم آشکار میگشت.»
«این نبوت در تاریخ فرانسه به دقیقترین و چشمگیرترین وجه به انجام رسیده است. در دوران انقلاب، در سال ۱۷۹۳، “جهان برای نخستین بار شنید که مجمعی از مردان، زاده و پرورشیافته در تمدن، و مدعیِ حقِ حکومت بر یکی از برجستهترین ملتهای اروپا، آوازِ متحدِ خویش را برآوردند تا رسمیترین حقیقتی را که جانِ انسان میپذیرد انکار کنند، و بهاتفاقِ آرا ایمان به الوهیت و پرستش او را ترک گویند.” — سِر والتر اسکات، Life of Napoleon، جلد ۱، فصل ۱۷....»
«فرانسه همچنین خصوصیاتى را ظاهر ساخت که بهویژه سدوم را متمایز میکرد. در طول انقلاب، وضعى از انحطاط و فساد اخلاقى آشکار بود، همانند آنچه هلاکت را بر شهرهاى دشت فرود آورد. و مورخ، الحاد و عیاشىِ فرانسه را، چنانکه در نبوت آمده است، در کنار هم عرضه میدارد: «بهطورى تنگاتنگ با این قوانین مربوط به دین، آن قانون نیز پیوند داشت که پیوند زناشویى را—مقدسترین تعهدى که انسانها میتوانند برقرار کنند، و دوام آن بیش از هر چیز دیگر به استحکام جامعه میانجامد—به سطح یک قرارداد صرفاً مدنى با ماهیتى گذرا تنزل داد، قراردادى که هر دو نفرى میتوانستند به دلخواه بدان داخل شوند و هر زمان خواستند از آن رهایى یابند.… اگر دیوان خود را به کار گمارده بودند تا شیوهاى بیابند که به مؤثرترین وجه هر آنچه را در زندگى خانوادگى حرمتانگیز، دلپذیر، یا پایدار است نابود سازد، و در عین حال اطمینان یابند که آن فسادى که مقصودشان ایجاد آن بود از نسلى به نسل دیگر تداوم یابد، نمیتوانستند نقشهاى کارآمدتر از تنزل مقام ازدواج ابداع کنند…. سوفى آرنو، بازیگرى که به سبب سخنان ظریف و نکتهسنجانهاش شهرت داشت، ازدواج جمهورىخواهانه را «آیین مقدسِ زنا» توصیف کرد.»—Scott, vol. 1, ch. 17.» نبرد عظیم، 269، 270.
برج آزادی در شهر نیویورک که در سال ۲۰۱۴ تقدیس شد، نه تنها نمایانگر طغیان برج نمرود است، بلکه همچنین نمادِ تعریف جهانیگرایان از آزادی نیز هست؛ چنانکه در ترویج جنبش بیبندوبار LGBTQ+ آشکار میشود، جنبشی که نمایانگر سرکشی علیه شریعت خداست. آزادیِ حقیقی درست نقطهٔ مقابلِ آن چیزی است که آن برج نمایندگی میکند؛ اما یکی از شیوههای کلاسیکِ فریب که پیروان اژدها به کار میبرند، بازتعریفِ واژهها و عبارات است تا به نتایج نادرست بینجامد. اژدها وکیلِ کلاسیک است، و او همان لفظپردازی است که زبان را میپیچاند تا پیامدهای شریرانه پدید آورد. اما معنای حقیقیِ واژهٔ «آزادی» آن آزادیای نیست که در هرجومرجِ آنتیفا نمایانده میشود، یا در بیبندوباریای که انقلاب فرانسه نماد آن بود.
«ہر وہ جان جو اپنے آپ کو خدا کے حوالے کرنے سے انکار کرتی ہے، ایک دوسری قوت کے قبضہ میں ہوتی ہے۔ وہ اپنی نہیں رہتی۔ وہ آزادی کی بات کر سکتی ہے، لیکن درحقیقت وہ نہایت ذلیل غلامی میں جکڑی ہوئی ہوتی ہے۔ اسے سچائی کے حسن کو دیکھنے نہیں دیا جاتا، کیونکہ اس کا ذہن شیطان کے قابو میں ہوتا ہے۔ جب وہ اپنے آپ کو یہ دھوکا دیتی ہے کہ وہ اپنے ہی فیصلے کے تقاضوں کے مطابق چل رہی ہے، تو دراصل وہ تاریکی کے شہزادے کی مرضی کی اطاعت کر رہی ہوتی ہے۔ مسیح اس لیے آیا کہ گناہ کی غلامی کی زنجیریں جان سے توڑ دے۔ ‘پس اگر بیٹا تمہیں آزاد کرے تو تم واقعی آزاد ہو گے۔’ ‘مسیح یسوع میں زندگی کی روح کی شریعت’ ہمیں ‘گناہ اور موت کی شریعت سے آزاد’ کرتی ہے۔ رومیوں 8:2۔»
در کارِ فدیه، هیچ اکراهی وجود ندارد. هیچ نیروی بیرونی به کار گرفته نمیشود. انسان، تحت تأثیر روح خدا، آزاد گذاشته میشود تا برگزیند که خدمتِ چه کسی را خواهد کرد. در دگرگونیای که هنگامی رخ میدهد که جانْ خود را به مسیح تسلیم میکند، والاترین معنای آزادی وجود دارد. بیرون راندنِ گناه، عملِ خودِ جان است. درست است که ما هیچ قدرتی نداریم که خود را از سلطهٔ شیطان آزاد کنیم؛ اما هنگامی که آرزو میکنیم از گناه رها شویم، و در نیازِ عظیمِ خود برای قدرتی بیرون از خود و برتر از خود فریاد برمیآوریم، قوای جان از نیروی الهیِ روحالقدس آکنده میشود، و در بهجا آوردنِ ارادهٔ خدا، از فرامینِ اراده اطاعت میکنند.» آرزوی اعصار، 466.
آزادیای که برج آزادی نمایندگی میکرد، همان بیبندوباریِ انقلاب فرانسه و شورشِ نمرود بود. در همان سالِ بعد، در برج ترامپ، ثروتمندترین رئیسجمهور از سال ۱۹۸۹ نامزدی خود را اعلام کرد؛ نامزدیای که جهانیگرایان را به آشوب میافکند. در همان سال، ازدواج همجنسگرایان در ایالات متحده در سطح فدرال به تصویب رسید، چنانکه در انقلاب فرانسه نیز چنین شده بود، هنگامی که آنان ازدواج را به «صرفاً قراردادی مدنی با ماهیتی گذرا» تبدیل کردند.
جنگ میان اژدها و ثروتمندترین رئیسجمهور آغاز شد. نابودی برجهای دوقلو بهوسیلهٔ لمس قدرت خدا، آغاز زمانِ مُهر شدن و ظهورِ وحشِ اسلام از هاویه را رقم زد. در هنگام تقدیسِ برجهای آزادی، در میانهٔ آن تاریخِ نبوی، ظهورِ وحشِ الحاد از هاویه مشخص میگردد. اکنون سقوطِ دو نهادِ دوقلوی سَبْت و ازدواج، که در باغِ عدن برقرار شده بودند، پایانِ زمانِ مُهر شدن و ظهورِ سومین وحش، یعنی وحشِ کاتولیک از هاویه را نشان میدهد.
در ۳ نوامبر ۲۰۲۰، ترامپ زخمی سیاسی و مهلک دریافت کرد، همانگونه که پاپسالاری در سال ۱۷۹۸ زخمی مهلک دریافت نمود. این زخم در سال ۱۷۹۸ بهدست فرانسهٔ حقیقی وارد شد، و در سال ۲۰۲۰ بهدست فرانسهٔ روحانی.
اور جب وہ اپنی گواہی پوری کر چکیں گے تو وہ درندہ جو اتھاہ گڑھے میں سے چڑھتا ہے، اُن کے خلاف جنگ کرے گا، اور اُن پر غالب آئے گا، اور اُنہیں قتل کر ڈالے گا۔ اور اُن کی لاشیں اُس بڑے شہر کی سڑک پر پڑی رہیں گی، جو رُوحانی طور پر سدوم اور مصر کہلاتا ہے، جہاں ہمارا خداوند بھی مصلوب کیا گیا تھا۔ مکاشفہ 11:7، 8
در «نبرد عظیم»، خواهر وایت فرانسه را «آن شهر عظیم که خداوند ما در آن مصلوب شد» معرفی میکند.
«بر اساس سخنان نبی، پس اندکی پیش از سال 1798، قدرتی با منشأ و ماهیتی شیطانی برمیخاست تا بر ضدّ کتابمقدّس جنگ کند. و در سرزمینی که شهادت دو شاهدِ خدا بدینسان خاموش میشد، بیخداییِ فرعون و عیّاشیِ سدوم آشکار میگردید.» جدال عظیم، 270.
در قانون یکشنبهای که بهزودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد، صورتِ وحش بهطور کامل شکل خواهد گرفت، و آنان که صورتِ مسیح را بهطور کامل در خود پدید آوردهاند، چونان عَلَمِ خدا برافراشته خواهند شد. بهعنوان عَلَم، ایشان سَبَتِ روزِ هفتم را برپا خواهند داشت و عدالتِ مسیح را به جهان نمایان خواهند ساخت. عدالتِ مسیح تنها از رهگذرِ اتحادِ الوهیت با انسانیت تحقق مییابد، و در درونِ این حقیقتِ عظیم، که بهعنوان سرّ تعریف شده است، نهادِ ازدواج برافراشته میشود. آن عَلَم، سَبَت و همزادِ آن، یعنی نهادِ ازدواج، را نمایندگی میکند.
زیرا شوهر سرِ زن است، چنانکه مسیح نیز سرِ کلیساست؛ و او نجاتدهندۀ بدن است. پس همانگونه که کلیسا مطیعِ مسیح است، زنان نیز باید در هر امر مطیعِ شوهرانِ خود باشند. ای شوهران، زنانِ خود را محبت نمایید، چنانکه مسیح نیز کلیسا را محبت نمود و خویشتن را برای آن تسلیم کرد؛ تا آن را به غسلِ آب بهوسیلۀ کلام تقدیس کرده، پاک سازد؛ تا کلیسایی پرجلال را به خویشتن تقدیم نماید که نه لکهای داشته باشد، نه چروکی، و نه چیزی مانند آن؛ بلکه مقدس و بیعیب باشد. همچنین مردان باید زنانِ خود را همچون بدنهای خویش محبت نمایند. آنکه زنِ خود را محبت مینماید، خویشتن را محبت مینماید. زیرا هیچکس هرگز از جسمِ خود نفرت نداشته است، بلکه آن را میپروراند و عزیز میدارد، همانگونه که خداوند نیز کلیسا را؛ زیرا ما اعضای بدنِ او هستیم، از گوشتِ او و از استخوانهای او. از این سبب مرد، پدر و مادرِ خود را ترک خواهد کرد و به زنِ خویش خواهد پیوست، و آن دو یک تن خواهند شد. این رازی عظیم است؛ لیکن من دربارۀ مسیح و کلیسا سخن میگویم. افسسیان ۵:۲۳–۳۲.
نشان، نمادِ دو نهادِ سَبَّت و ازدواج است، و ازدواج نمایانگرِ پیوندِ الوهیت با انسانیت میباشد. رازِ آن ازدواج، کلیسای او را که معبدِ اوست، مجسم میسازد.
«برج، نمادی از معبد بود.» آرزوی اعصار، ۵۹۶.
در آغازِ زمانِ مُهرگذاری، برجهای دوقلو فرو ریختند؛ در میانهٔ زمانِ مُهرگذاری، دو «برج» که نمایانگرِ فرایندِ جداسازیِ دو طبقه بودند (برای هر دو شاخ)، شناسایی شدند؛ و در پایانِ زمانِ مُهرگذاری، برجهای دوقلوی معبدِ خدا و سَبَّت، همچون عَلَمی برای امتها برافراشته خواهند شد.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
زیرا در روزِ یهوهٔ صبایوت، بر هر متکبر و سرافراز، و بر هر که برافراشته شده باشد، واقع خواهد شد، و او پست گردانیده خواهد شد؛ و بر همهٔ سروهای لبنان که بلند و برافراشتهاند، و بر همهٔ بلوطهای باشان، و بر همهٔ کوههای بلند، و بر همهٔ تپههایی که برافراشتهاند، و بر هر برجِ بلند، و بر هر حصارِ استوار، و بر همهٔ کشتیهای ترشیش، و بر همهٔ تصاویرِ دلپذیر. و بلندیِ انسان خم خواهد شد، و تکبرِ مردمان پست خواهد گردید؛ و یهوه بهتنهایی در آن روز متعال خواهد بود. و بتها را بهکلی نابود خواهد ساخت. و مردم از ترسِ یهوه و از جلالِ کبریاییِ او، هنگامی که برای به لرزه درآوردنِ سهمگینِ زمین برمیخیزد، به شکافهای صخرهها و به غارهای زمین داخل خواهند شد. در آن روز، انسان بتهای نقرهای خود و بتهای طلاییِ خود را، که هر یک برای خویشتن ساخته بودند تا آنها را بپرستند، به موشکورها و خفاشها خواهد افکند؛ تا از ترسِ یهوه و از جلالِ کبریاییِ او، هنگامی که برای به لرزه درآوردنِ سهمگینِ زمین برمیخیزد، به شکافهای صخرههای ناهموار داخل شود. از انسان که نَفَسش در بینیِ اوست، دست بردارید؛ زیرا او را به چه میتوان محسوب داشت؟ اشعیا ۲:۱۲–۲۲.
نیکیِ من، و دژِ من؛ برجِ بلندِ من، و رهانندهٔ من؛ سپرِ من، و آنکه بر او توکّل دارم؛ آنکه قومِ مرا زیرِ فرمانِ من مطیع میسازد. مزمور ۱۴۴:۲.