ہم اس نبوی ماحول کی شناخت کے عمل میں ہیں جو اُس وقت موجود ہوتا ہے جب ریاستہائے متحدہ کا آخری صدر، جلد آنے والے سنڈے لا سے پہلے کی تاریخی پیش رفت میں، ایک مطلق العنان حکمران کے طور پر اختیار پا لیتا ہے۔ کوئی کام خلا میں انجام نہیں پاتا، اور زمینی درندے کی رعایا ٹرمپ کے بارے میں اپنی رائے میں تقریباً یکساں طور پر منقسم ہے۔ جو لوگ اُس کے نقطۂ نظر سے ہمدردی رکھتے ہیں وہ بآسانی دیکھ سکتے ہیں کہ اسے دلدل کی صفائی کیوں کرنا ضروری ہے، اور یہ کیوں کہ ٹرمپ کے ایک آمر کے کردار اختیار کیے بغیر اس کا وقوع پذیر ہونا عملاً ناممکن ہے۔ سب سے طاقتور آمر وہ ہوتے ہیں جن کی آبادی کا ایک بڑا حصہ اُس کام کی تائید کرتا ہو جسے آمر انجام دینے کی کوشش کر رہا ہوتا ہے۔ ہٹلر کے اقتدار میں آنے سے پہلے ایک روٹی خریدنے کے لیے نقدی سے بھری ہوئی ایک ٹھیلہ گاڑی درکار ہوتی تھی۔
هتلر این روند را معکوس کرد، و هرچند آلمانیها مایل نیستند بخش بزرگی از آن تاریخ را بپذیرند، هتلر از حمایت گستردهای برای کار خود برخوردار بود. مسائلی که ایالات متحده، و تمام جهان، با آنها روبهرو هستند، در میان شهروندان تمایزی پدید میآورند، و اکنون مرزها در حال ترسیم شدن است. زمان از جنگ استقلال تا سال 1798 نمایانگر دورهای از آمادگی است که با زمان مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار تن مطابقت دارد. قانون پاتریوت آغاز تکرار روحانیِ جنگ استقلال را نشان کرد. عیسی همواره پایان را با آغاز به تصویر میکشد، و جانورِ زمین با یک جنگ استقلال آغاز شد، پس با یکی نیز به پایان خواهد رسید. نخستینْ تحتاللفظی بود، آخری روحانی است.
جنگ داخلی ایالات متحده رویدادی واقعی بود و قرار است در ایام آخر تکرار شود. این جنگ نشانگر ظهور نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه بود، کسی که نمونهٔ رئیسجمهور آخرِ جمهوریخواه است. حزب جمهوریخواه بهعنوان حزبی ضد بردهداری پدید آمد تا با حزب دیرپای طرفدار بردهداریِ دموکراتها مقابله کند. آن منازعهٔ سیاسی جنگ داخلی و ریاستجمهوری لینکلن را پدید آورد. ازاینرو جدا ساختن نخستین رئیسجمهور جمهوریخواه از جنگ داخلی ناممکن است؛ بنابراین آخرین رئیسجمهور جمهوریخواه پیشدرآمدی بیواسطه برای یک جنگ داخلی را به ارث خواهد برد. عیسی از جهان طبیعی برای تصویر کردن جهان روحانی بهره گرفت. حزب اژدها، پدر خود را پدرِ دروغها دارد، و نشان مشخصهٔ حزب دموکرات دروغگویی است. نمونهای کلاسیک از این شیوه، ادعای آنان است که خود را حزبی همدل با اقلیتها معرفی میکنند.
از انبیای کاذب برحذر باشید، که در لباس میش نزد شما میآیند، اما در باطن گرگان درندهاند. آنان را از میوههایشان خواهید شناخت. آیا مردم از خار، انگور میچینند، یا از خسک، انجیر؟ همچنین هر درخت نیکو، میوهٔ نیکو میآورد؛ اما درخت فاسد، میوهٔ بد میآورد. درخت نیکو نمیتواند میوهٔ بد بیاورد، و نه درخت فاسد میتواند میوهٔ نیکو بیاورد. هر درختی که میوهٔ نیکو نیاورد، بریده و در آتش افکنده میشود. پس آنان را از میوههایشان خواهید شناخت. متی ۷:۱۵–۲۰.
ریشههای یک درخت، میوهای را که به بار خواهد آورد تعیین میکنند، و ریشههای حزب دموکرات، موضع طرفداری آنان از بردهداری است. ریشههای حزب جمهوریخواه، موضع ضدّ بردهداری آنان است.
عادل هستی تو، ای خداوند، آنگاه که با تو مرافعه میکنم؛ بااینهمه بگذار دربارهٔ داوریهایت با تو سخن بگویم: چرا طریق شریران کامیاب میشود؟ چرا همهٔ آنان که بهغایت خیانت میورزند، آسودهحالاند؟ ایشان را کاشتهای، آری، ریشه دوانیدهاند؛ نمو میکنند، آری، میوه نیز میآورند؛ تو در دهان ایشان نزدیکی، اما از اندرونشان دوری. ارمیا 12:1، 2
جنگِ خانہ جنگیِ آنے والی کو اُس سیاق میں رکھا گیا ہے جس میں "مال دار آدمی"، جیسا کہ سسٹر وائٹ اُنہیں کہتی ہیں، دولتِ اقوام سمیٹنے کے لیے بازار پر قابض ہیں، جبکہ غریبوں کو پامال کر رہے ہیں۔
«در هند، چین، روسیه و شهرهای آمریکا، هزاران مرد و زن از گرسنگی جان میسپارند. مردانِ صاحبِ سرمایه، چون قدرت را در دست دارند، بازار را کنترل میکنند. آنان هرچه را بتوانند به بهای اندک خریداری میکنند، و سپس با قیمتهایی بهمراتب بالاتر میفروشند. این برای طبقات فقیرتر به معنای گرسنگی است، و به جنگ داخلی خواهد انجامید.» Manuscript Releases, جلد 5، ص. 305.
جنگ داخلی در تاریخ لینکلن، جنگی واقعی بود و به بردگیِ واقعی میپرداخت. جهانیگرایانِ الهامگرفته از اژدها در ایام آخر در حال پدید آوردن جنگ داخلیای هستند که بر پایهٔ تلاشهای آنان برای از میان بردن طبقهٔ متوسط استوار است، بهگونهای که تنها نخبگانِ فوقثروتمند و رعایایِ فوقفقیر باقی بمانند. این طبقهٔ متوسط است که آزادیِ اجتماعی، اقتصادی و دینی را حفظ میکند، و هنگامی که از میان برداشته شود، دیگر هیچ حائلی در برابر اجرای نظام فئودالی باقی نمیماند. مهمترین دستاورد انقلاب فرانسه این بود که نظام فئودالیسم را پایان داد؛ همان نظامی که جهانیگرایان اکنون میکوشند با حذف طبقهٔ متوسط دوباره تحمیل کنند. طرح جهانیگرایان تا حد زیادی بر این اساس استوار است که طبقهٔ متوسط را با مهاجران غیرقانونی انباشته سازند، که این امر تولید اقتصادی را کاهش میدهد، دستمزدها را پایین میآورد و نظام رفاه دولتی را گسترش میدهد.
در آستانهٔ جنگ جهانی دوم، در دوران رکود بزرگ، پدر چارلز کافلین، کشیشی کاتولیک رومی، بهسبب پخشهای رادیویی خود شهرت یافت؛ پخشهایی که به میلیونها شنونده در سراسر کشور میرسید. برنامههای رادیویی او از حیث نفوذ، با تأثیر راش لیمبو در گذشتهٔ نزدیک همسنگ بود. کافلین از سکوی رادیویی خود برای پرداختن به طیف گستردهای از موضوعات، از جمله سیاست، اقتصاد و مسائل اجتماعی، بهره میگرفت. او در آغاز از رئیسجمهور فرانکلین دی. روزولت و برنامهٔ نیو دیل او حمایت میکرد. پخشهای رادیویی کافلین، که غالباً تحریکآمیز و مناقشهبرانگیز بود، او را به شخصیتی دوقطبیساز در سیاست آمریکا بدل ساخت. هرچند او پیروانی بسیار و وفادار داشت، بهسبب دیدگاههای افراطیاش از سوی محافل گوناگون نیز با انتقاد و محکومیت روبهرو بود.
Las posturas políticas, económicas y sociales iniciales de Coughlin fueron adoptadas por Franklin Roosevelt y se convirtieron en el modelo de sus políticas del New Deal, las cuales introdujeron la plaga del creciente sistema de Seguridad Social y el sistema de asistencia pública en los Estados Unidos. Sus políticas del New Deal llegaron a ser el sello distintivo de su legado y constituyeron un elemento del escenario profético que condujo a la Segunda Guerra Mundial y que se desarrolló después de ella. «Por sus frutos los conoceréis». Debido a la implementación de las políticas del New Deal de Roosevelt, la Gran Depresión duró mucho más tiempo en los Estados Unidos que en cualquier otra nación del mundo.
روزولت یک دموکرات بود، و بنابراین یک جهانیگرای الهامگرفته از اژدها بود. سیاستهای «نیو دیل» که او مطرح کرد، بخشی از طرحی درازمدت برای پدید آوردن جامعهای از فوقثروتمندان و فوقفقیران بود. بردگیِ لفظیِ جنگ داخلی، نمایانگر بردگی روحانی و اقتصادیای است که اکنون با شتابی سرسامآور در حال تشدید شدن است؛ چنانکه بازرگانان میلیاردرِ جهانیگرایِ بابلِ مدرن، مهاجرت غیرقانونیِ گستردهای را تأمین مالی میکنند که برای آن طراحی شده است تا «نیو دیلِ» روزولت را به فهم آنان از کمال برساند. آخرین رئیسجمهور، که با جنگ جهانی سوم روبهرو خواهد شد، همچنین با بحرانِ برنامه وابستگی اجتماعیای نیز روبهرو خواهد شد که رئیسجمهورِ دوران جنگ جهانی دوم آن را برقرار ساخت. الهام این واقعیت را مشخص میسازد، و نیز آشکار میکند که رهبران در ایام آخر نخواهند دانست چگونه با این مشکل مواجه شوند.
«بسیاری نیستند، حتی در میان آموزگاران و دولتمردان، که علل نهفته در پسِ وضع کنونی جامعه را درک کنند. آنان که زمام حکومت را در دست دارند، قادر نیستند مسئلهٔ فساد اخلاقی، فقر، بینوایی، و افزایش جرم را حل کنند. ایشان بیهوده میکوشند تا امور بازرگانی را بر پایهای استوارتر قرار دهند. اگر مردم به تعلیم کلام خدا توجه بیشتری مبذول میداشتند، راهحلی برای مسائلی که آنان را سرگردان ساخته است مییافتند.»
«کلامِ مقدّس حالتِ جهان را درست پیش از بازگشتِ دومِ مسیح توصیف میکند. دربارهٔ کسانی که با دزدی و ستم ثروتهای عظیم میاندوزند، چنین نوشته شده است: “برای ایّامِ آخر گنجها اندوختهاید. اینک مزدِ کارگرانی که کِشتزارهای شما را درو کردهاند و شما آن را به فریب بازداشتهاید، فریاد برمیآورد؛ و فریادهای دروگران به گوشهای خداوندِ صبایوت رسیده است. شما بر زمین به عیش و عشرت زیسته و خوشگذران بودهاید؛ دلهای خود را، چنانکه در روزِ ذبح، پرورانیدهاید. پارسا را محکوم کرده و کشتهاید؛ و او با شما مقاومت نمیکند.” یعقوب ۵:۳–۶.» شهادتها، جلد ۹، ۱۳.
آخِرین رئیسجمهور «مهارهای حکومت را در دست خواهد گرفت»، اما نخواهد توانست «مسئلهٔ فساد اخلاقی، فقر، مسکنت، و افزایش جرم و جنایت را حل کند.» همچنین نخواهد توانست «عملیات بازرگانی را بر پایهای امنتر استوار سازد.» تمامی این مشکلات با بانکداران و بازرگانان میلیاردرِ ایام آخر مرتبطاند. «مسکنت» برای توصیف وضعیت کسانی بهکار میرود که به اعانات فقرا یا رفاهِ تأمینشده از سوی حکومتهای محلی یا سازمانهای خیریه متکی هستند. در بسیاری از جوامع، مسکنت با ننگ اجتماعی همراه بود و غالباً به حاشیهراندگی و تبعیض علیه کسانی میانجامید که فقر را تجربه میکردند. برنامهای در تاریخ آمریکا که «مسکنت» پدید آورده است، همان برنامهای است که ظاهراً برای آن طراحی شده است تا کسانی را که در دام فقر گرفتارند یاری دهد تا خود را ارتقا بخشند. اما در عوض، نظامی از رفاه دولتی پدید آورد تا آن مساکین را در بردگی اقتصادی نگاه دارد.
بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، سازمان ملل متحد آغاز به کار کرد. این امر، از رهگذر دو جنگ جهانی نخست، گواه دومی فراهم ساخت که پادشاهی هفتم (سازمان ملل متحد) بر تخت زمین نشانده خواهد شد. جنگ جهانی اول نقش نظام بانکی جهانی را که در تاریخ جنگ جهانی اول پذیرفته شد، و نیز مقاصد آن بانکداران و بازرگانان جهانی را برای بازگرداندن نظام فئودالی، چنانکه در جنگ جهانی دوم نمایان شد، آشکار ساخت. تمامی این طرحها؛ حکومت واحد جهانی، نظام اقتصادیای که در آن ابرثروتمندان بر ابرفقرا حکم میرانند، و نظام مالی واحد جهانی که تنها به هر که خود صلاح بداند اجازه مشارکت خواهد داد، از اژدها سرچشمه گرفته است؛ اژدهایی که با هشتمین رئیسجمهور، که از آن هفت است، در جنگ است.
منطقِ بازنماییشده در این عوامل، بهروشنی رئیسجمهوری را به تصویر میکشد که خود را ناگزیر خواهد یافت در شیوهٔ حلّ مسائل، رویکردی دیکتاتورمآبانه در پیش گیرد. ما صرفاً در حال شناسایی آن محیطِ نبوی هستیم که کلام خدا مشخص کرده است در خلال تاریخِ آخرین رئیسجمهورِ وحشِ زمین آشکار خواهد شد. در مقالهٔ پیشین به بخشی از کتاب The Great Controversy اشاره کردیم که در آن، او برداشته شدنِ «رونقِ زمانی» را پیش از قانونِ یکشنبه مشخص میسازد. آن بخش، ویژگیهای نبویِ بسیاری از ایامِ آخر را معین میکند، و نکاتی که او مطرح مینماید، تحققِ خود را در زمانِ آزمونِ تصویرِ وحش، هم در ایالات متحده و سپس در جهان، مییابند. او دو موضوعی را که شیطان برای به اسارت گرفتنِ جهان به کار میبرد، یعنی روحگرایی و تقدّسِ یکشنبه، مشخص میسازد. او در حالی که به معجزاتِ شفا که شیطان به کار خواهد بست اشاره میکند، مسئلهای نبویِ دیگر از روزگارِ ما را نیز مطرح میسازد.
«بهواسطۀ دو خطای بزرگ، یعنی جاودانگیِ نفس و قداستِ روز یکشنبه، شیطان مردم را تحت فریبهای خود خواهد آورد. در حالی که اولی شالودۀ روحباوری را مینهد، دومی پیوندی از همدلی با روم پدید میآورد. پروتستانهای ایالات متحدۀ آمریکا پیشاپیشِ همگان خواهند بود در آنکه دستان خود را از فراز این شکاف دراز کنند تا دست روحباوری را بگیرند؛ از روی این مغاک دست دراز خواهند کرد تا با قدرت روم دست دهند؛ و تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، این کشور در پایمال کردن حقوق وجدان، در گامهای روم گام خواهد نهاد.»
«هرچه روحگرایی شباهت بیشتری به مسیحیتِ اسمیِ روزگار حاضر پیدا کند، قدرت بیشتری برای فریب دادن و به دام انداختن خواهد داشت. خودِ شیطان نیز، مطابق با نظمِ نوینِ امور، ایمان آورده جلوه خواهد کرد. او در هیئتِ فرشتهای از نور ظاهر خواهد شد. بهواسطهٔ روحگرایی، معجزات بهوقوع خواهد پیوست، بیماران شفا خواهند یافت، و شگفتیهای بسیارِ انکارناپذیر انجام خواهد شد. و از آنجا که ارواح به کتابمقدس اظهار ایمان خواهند کرد و برای نهادهای کلیسا احترام نشان خواهند داد، کارِ آنان بهعنوان ظهوری از قدرتِ الهی پذیرفته خواهد شد.»
«خطّ التمييز بين المسيحيين بالاسم وبين الأشرار يكاد الآن لا يُميَّز. فأعضاء الكنيسة يحبّون ما يحبّه العالم، وهم مستعدّون للاتحاد معهم، وقد عزم الشيطان أن يجمعهم في جسد واحد، وبذلك يقوّي قضيته إذ يكنس الجميع إلى صفوف الروحانية. أمّا البابويون، الذين يفتخرون بالمعجزات بوصفها علامة أكيدة للكنيسة الحقيقية، فسينخدعون بسهولة بهذه القوة الصانعة للعجائب؛ والبروتستانت، إذ قد طرحوا ترس الحق، فسيُضلَّلون هم أيضًا. وسيقبل البابويون والبروتستانت وأبناء العالم على السواء صورة التقوى بلا قوّتها، وسيرون في هذا الاتحاد حركة عظيمة لاهتداء العالم وإدخال الألفية المنتظرة منذ أمد بعيد.»
„Аз тариқи руҳгароӣ Шайтон ҳамчун некукори насли башар зоҳир мегардад, бемориҳои мардумро шифо медиҳад ва даъво мекунад, ки низоми нав ва болотари имони диниро пешниҳод менамояд; аммо ҳамзамон ӯ ҳамчун ҳалоккунанда амал мекунад. Васвасаҳои ӯ анбӯҳҳоро ба сӯи ҳалокат мебаранд. Беэътидолӣ ақлро аз тахт фуруд меоварад; аз паи он шаҳватпарастӣ, низоъ ва хунрезӣ меоянд. Шайтон аз ҷанг лаззат мебарад, зеро он бадтарин ҳавасҳои ҷонро ба ҳаяҷон меорад ва сипас қурбониёни худро, ки дар фисқу фуҷур ва хун ғӯтавар шудаанд, ба абадият меронад. Мақсади ӯ ин аст, ки миллатҳоро барангезад, то бар зидди якдигар ҷанг кунанд, зеро ба ин васила ӯ метавонад зеҳни мардумро аз кори омодагӣ барои истодан дар рӯзи Худо мунҳариф созад». The Great Controversy, 588, 589.
شیطان چنین مینماید که عملِ تاجگذارِ خویش را در هنگامِ قانونِ یکشنبه به انجام میرساند، نه پیش از آن. پس از آنکه ایالات متحده، در آیهٔ یازدهمِ بابِ سیزدهمِ مکاشفه، همچون اژدها سخن میگوید، در آیهٔ سیزدهم شیطان ظاهر میشود که آتشی را از آسمان فرود میآورد. خواهر وایت نیز همین را مشخص میسازد.
«با صدور فرمانی که تأسیس دستگاه پاپی را برخلاف شریعت خدا به اجرا درآورد، ملت ما خود را بهطور کامل از پارسایی جدا خواهد ساخت. هنگامی که پروتستانیسم دست خود را از فراز این شکاف دراز کند تا دست قدرت روم را بفشارد، هنگامی که از فراز این ورطه دست خود را پیش ببرد تا با روحباوری دست دهد، هنگامی که، تحت تأثیر این اتحاد سهگانه، کشور ما هر اصل قانون اساسی خویش را بهمثابه حکومتی پروتستان و جمهوریخواه مردود شمارد و برای ترویج دروغها و فریبهای پاپی زمینه فراهم سازد، آنگاه خواهیم دانست که زمان عملکرد شگفتانگیز شیطان فرارسیده و پایان نزدیک است.» Testimonies, volume 5, 451.
پیش از قانون یکشنبه، در زمانِ آزمونِ تصویرِ وحش، که همان زمانِ مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار تن نیز هست، و نیز همان هنگامی است که اثرِ هر رؤیا واقع میشود، پدیدهای از قدرتِ اژدها آشکار خواهد شد که معجزهٔ شفای کاذب را نمایندگی میکند. در کتابِ مکاشفه، فاحشهٔ بابل چنین شناسانده شده است که همهٔ امتها را فریب میدهد.
اور چراغ کی روشنی تجھ میں پھر کبھی ہرگز نہ چمکے گی؛ اور دولہا اور دلہن کی آواز تجھ میں پھر کبھی ہرگز نہ سنی جائے گی؛ کیونکہ تیرے سوداگر زمین کے بڑے آدمی تھے؛ کیونکہ تیری جادوگری کے سبب سب قومیں گمراہ کی گئیں۔ مکاشفہ 18:23۔
واژهٔ «سِحرها» همان واژهٔ یونانیِ «pharmakeia» است که به معنای دارو یا داروخانه میباشد. این واژه از واژهٔ یونانیِ G5332 مشتق شده است که به معنای «دارو، یعنی معجونی برای افسون» است؛ همچنین به داروفروش یا داروساز یا زهرساز دلالت دارد. در ایام آخر، در آستانهٔ قانون یکشنبه، یکی از عواملی که به فضای تفرقهافکنانهای که به رئیسجمهور هشتم و نهایی به ارث میرسد دامن خواهد زد، عملکرد صنعت داروسازی، چنانکه بهوسیلهٔ آنتونی فائوچی و ویروس چین نمایان شده است، خواهد بود.
فائوتشي و چین هر دو نمایندگانِ قدرتِ اژدها هستند، و ردّ انگشتانِ فائوتشی را میتوان تا منشأ ساختِ ویروسِ HIV دنبال کرد. کنترلِ جمعیت، آنگونه که بهوسیلهٔ مردانی چون میلیاردر بیل گیتس نمایان میشود، از همان خصیصهای است که در کوششِ فرعون برای نابود کردنِ نوزادان در زمانِ موسی، و در تلاشهای هیرودیس برای انجامِ همان کار در زمانِ مسیح، آشکار شد. نیمی از جمعیت بهوسیلهٔ ویروسِ چین فریب داده شدند، و هنوز نیز میتوانید مردمی را ببینید که ماسکها را بر چهره دارند؛ ماسکهایی که از هیچ ویروسی جلوگیری نمیکنند.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«شیطان از طریق عناصر طبیعت نیز عمل میکند تا محصول خویش را از جانهای ناآماده گرد آورد. او اسرار آزمایشگاههای طبیعت را مطالعه کرده است، و تا آنجا که خدا اجازه میدهد، تمام قدرت خود را برای مهار عناصر به کار میبرد. هنگامی که به او اجازه داده شد که ایوب را مبتلا سازد، چه سریع گلهها و رمهها، خادمان، خانهها و فرزندان از میان رفتند، و مصیبتی در پی مصیبتی دیگر، گویی در یک لحظه، فرا رسید. این خداست که مخلوقات خود را محفوظ میدارد و ایشان را از قدرت هلاککننده در حصار میگیرد. اما جهان مسیحیت نسبت به شریعت یهوه بیاعتنایی نشان داده است؛ و خداوند دقیقاً همان کاری را خواهد کرد که اعلام فرموده بود—او برکات خویش را از زمین بازخواهد گرفت و مراقبت محافظتکنندهٔ خود را از آنان که بر ضد شریعت او طغیان میکنند و به دیگران نیز همان را تعلیم میدهند و آنان را به همان کار وامیدارند، برخواهد داشت. شیطان بر همهٔ کسانی تسلط دارد که خدا بهطور ویژه از آنان پاسداری نمیکند. او به برخی التفات خواهد کرد و آنان را کامیاب خواهد ساخت تا مقاصد خود را پیش ببرد، و بر برخی دیگر مصیبت خواهد آورد و انسانها را به این باور خواهد کشاند که این خداست که ایشان را مبتلا میسازد.»
«او در حالی که خود را به فرزندان انسان همچون پزشکی عظیم که قادر است همهٔ امراض آنان را شفا بخشد ظاهر میسازد، بیماری و فاجعه خواهد آورد، تا آنجا که شهرهای پرجمعیت به ویرانی و خرابی فروکاسته شوند. حتی اکنون نیز او در کار است. در حوادث و مصیبتها در دریا و بر خشکی، در آتشسوزیهای عظیم، در گردبادهای سهمگین و تگرگهای هولناک، در طوفانها، سیلابها، سایکلونها، امواج مدّی، و زلزلهها، در هر مکان و به هزار گونه، شیطان قدرت خود را به کار میگیرد. او محصولِ در حال رسیدن را از میان میبرد، و قحطی و تنگی در پی آن میآید. او به هوا آلودگیِ مرگبار میبخشد، و هزاران تن از وبا هلاک میشوند. این بلاها قرار است هرچه بیشتر و بیشتر مکرر و فاجعهبار شوند. هلاکت بر انسان و حیوان هر دو خواهد آمد. “زمین ماتم میگیرد و پژمرده میشود”، “مردمان متکبر ... ناتوان میگردند. زمین نیز زیر ساکنانش نجس شده است، زیرا که از قوانین تجاوز کردهاند، فرایض را تغییر دادهاند، و عهد جاودانی را شکستهاند.” اشعیا 24:4، 5.»
"اور پھر بڑا فریب دینے والا لوگوں کو قائل کرے گا کہ جو خدا کی خدمت کرتے ہیں، وہی ان بدیوں کا سبب ہیں۔ وہ گروہ جس نے آسمان کی ناراضی کو بھڑکایا ہے، اپنی تمام مصیبتوں کا الزام اُن لوگوں پر رکھے گا جن کی خدا کے احکام کے تابع فرمانبرداری خطاکاروں کے لیے دائمی ملامت ہے۔ یہ اعلان کیا جائے گا کہ لوگ اتوار کے سبت کی خلاف ورزی کرکے خدا کو ناراض کر رہے ہیں؛ کہ اسی گناہ نے وہ آفتیں نازل کی ہیں جو اُس وقت تک بند نہ ہوں گی جب تک اتوار کی پابندی کو سختی کے ساتھ نافذ نہ کیا جائے؛ اور جو لوگ چوتھے حکم کے مطالبات پیش کرتے ہیں، اور یوں اتوار کے لیے تعظیم کو تباہ کرتے ہیں، وہی لوگوں کے لیے باعثِ اضطراب ہیں، اور اُن کی الٰہی خوشنودی اور زمانی خوش حالی کی بحالی میں رکاوٹ بنتے ہیں۔ یوں خدا کے خادم کے خلاف قدیم زمانہ میں جو الزام لگایا گیا تھا، وہ پھر دہرایا جائے گا، اور ایسے ہی اسباب پر جو اتنے ہی مضبوط سمجھے جائیں گے: 'اور یوں ہوا کہ جب اخی اب نے ایلیاہ کو دیکھا تو اخی اب نے اُس سے کہا، اے اسرائیل کو پریشان کرنے والے، کیا تُو ہی ہے؟ اور اُس نے جواب دیا، میں نے اسرائیل کو پریشان نہیں کیا؛ بلکہ تُو نے اور تیرے باپ کے گھرانے نے، اس لیے کہ تم نے خداوند کے احکام کو ترک کر دیا ہے، اور تُو بعلوں کے پیچھے ہو لیا ہے۔'" 1 سلاطین 18:17، 18۔ جب جھوٹے الزامات سے لوگوں کا غضب بھڑکایا جائے گا، تو وہ خدا کے سفیروں کے ساتھ ایسا ہی طرزِ عمل اختیار کریں گے جیسا مرتد اسرائیل نے ایلیاہ کے ساتھ اختیار کیا تھا۔
“قدرت معجزهآسایی که از طریق روحگرایی ظاهر میشود، نفوذ خود را بر ضد کسانی به کار خواهد گرفت که اطاعت از خدا را بر اطاعت از انسان برمیگزینند. پیامهایی از جانب ارواح اعلام خواهد کرد که خدا آنان را فرستاده است تا منکران یکشنبه را به خطایشان متقاعد سازند، و تأکید خواهند کرد که قوانین کشور باید همچون شریعت خدا اطاعت شوند. آنان بر شرارت عظیم موجود در جهان نوحه خواهند کرد و شهادت معلّمان دینی را نیز تأیید خواهند نمود که حالت منحطّ اخلاقی ناشی از بیحرمتی به یکشنبه است. خشم عظیمی بر ضد همه کسانی برانگیخته خواهد شد که از پذیرفتن شهادت ایشان امتناع میورزند.” The Great Controversy, 589, 590.