پیش از آنکه به باب سوم دانیال بپردازیم، برخی نمادپردازیهای نبوی را بررسی خواهیم کرد که ممکن است ما را قادر سازد این باب را بهگونهای کاملتر درک کنیم. دانیال، حننیا، میشائیل و عزریا، بر اساس زمینهای که در آن به کار گرفته شدهاند، بهوسیلهٔ روحالقدس برای نمایاندن نمادهای نبویِ مشخص به کار گرفته میشوند. در باب اول، آنان بهصورت چهار مردِ شایسته، بدون هیچ تمایزی، معرفی میشوند، تا پایان باب، جایی که دانیال بهعنوان کسی شناخته میشود که عطای «فهمیدن در همهٔ رؤیاها و خوابها» را دارد.
وَأَمَّا هٰؤُلَاءِ الْفِتْيَةُ الأَرْبَعَةُ فَأَعْطَاهُمُ اللهُ مَعْرِفَةً وَفَهْمًا فِي كُلِّ كِتَابَةٍ وَحِكْمَةٍ؛ وَكَانَ دَانِيآلُ فَهِيمًا فِي كُلِّ الرُّؤَى وَالأَحْلَامِ. دانيال 1:17.
در فصل اوّل، آنان بهعنوان نمادِ «چهار» نمایانگر قومِ خدا در ایّامِ آخر در سراسر جهان هستند. «چهار» نمادی است که بر شمولِ جهانی دلالت میکند، و همهٔ انبیا از ایّامِ آخر سخن میگویند. آن چهار بزرگوار در فصل اوّل نمایانگر قومِ خدا در ایّامِ آخرند، و در آیهٔ هفده برای نخستین بار تمایزی میان دانیال و آن سه بزرگوار برقرار میشود که نمادِ یک «ترکیبِ سه و یک» را میرساند.
نمادِ «ترکیبِ سهویک» بارها در کلامِ مُلهَم یافت میشود. این نماد، بسته به سیاق، بیانگر چندین حقیقت است. این نماد، تاریخِ پیامهای سه فرشته را که در «زمانِ آخر» در سال ۱۷۹۸ آغاز شد و در پایانِ مهلتِ توبه خاتمه مییابد، نمایندگی میکند. هر سه پیام در جنبشِ فرشتهٔ اول نمود یافت، و آن جنبش با فرشتهٔ چهارمِ مکاشفهٔ هجده دنبال میشود؛ ازاینرو، ترکیبی سهویک.
در برخی زمینهها، این میتواند حرکتِ پیامِ فرشتۀ اوّلِ تاریخِ میلریتی را با شمارۀ یک، در ترکیب با حرکتِ پیامِ فرشتۀ سوّم با شمارۀ سه، نشان دهد. ازاینرو، «ترکیبِ سهویک» را همچنین میتوان به صورتِ «ترکیبِ یکوسه» نیز بازنمایی کرد. «ترکیبِ نمادینِ سهیک» بهعنوانِ یک نماد عمل میکند، خواه یک ـ پیش از سه ـ قرار گیرد، یا سه ـ پیش از یک ـ. در کورهٔ نبوکدنصر، در بابِ سومِ دانیال، نخست آن سه مردِ شایسته را میبینیم، و سپس چهارمی را که مانندِ پسرِ خدا بود.
و این سه مرد، شدرک و میشک و عبدنغو، در حالی که بسته بودند، به میان کورهٔ آتشِ سوزان افتادند. آنگاه نبوکدنصرِ پادشاه مبهوت شد و با شتاب برخاست و خطاب به مشاوران خود گفت: آیا ما سه مردِ بسته را به میان آتش نیفکندیم؟ ایشان در پاسخ به پادشاه گفتند: بیگمان، ای پادشاه. او در جواب گفت: اینک من چهار مردِ گشوده را میبینم که در میان آتش راه میروند، و هیچ آسیبی به ایشان نرسیده است؛ و سیمای نفر چهارم مانند پسر خداست. دانیال ۳:۲۳–۲۵.
بیتردید هم علتی کاملاً الهی و هم حقیقتی دقیق تاریخی وجود دارد که به ما میفهماند چرا دانیال در مراسم پرستشِ تمثال زرینِ باب سوم حاضر و نمایان نشده است؛ اما یکی از علل نبوی این است که اگر دانیال در آنجا حضور میداشت، نمادگرایی نبویِ ترکیبِ سهویک در کورهٔ آتشین را از میان میبرد. در مورد جدعون، این جدعون بود با سه دستهٔ یکصدنفریِ او. مسیح نیز غالباً با سه شاگرد بود.
و پس از شش روز، عیسی پطرس و یعقوب و یوحنای برادر او را برگرفت و ایشان را بهتنهایی بر فراز کوهی بلند برد؛ و در برابر ایشان هیئت او دگرگون شد: چهرهاش چون خورشید درخشید و جامهاش همچون نور سپید گردید. متی 17:1، 2
یکوسه، یا سهویک؛ این همان نماد است، زیرا همگی نمایانگر عنصری نبوی از ایام آخر میباشند، و ایام آخر، ایام داوریاند. ایام داوری در سال 1798 آغاز شد، با اعلام اینکه داوریِ تحقیقی در 22 اکتبر 1844 آغاز خواهد شد. و ایام داوری ادامه مییابد تا زمانی که مهلت آزمایش انسان در قانون یکشنبهایِ قریبالوقوع آغاز به بستهشدن کند، در حالی که داوریهای اجراییِ خدا آغاز میشوند و بهتدریج شدت میگیرند تا آنکه مهلت آزمایش بهطور کامل بسته شود و هفت بلای آخر واقع گردد. در کورهٔ نبوکدنصر، آن سه مردِ شایسته، که پس از آن مسیح به ایشان پیوست، نشان را نمایندگی میکنند. در مراسم تقدیس تمثال زرین، همهٔ ملتهایی که امپراتوری نبوکدنصر را تشکیل میدادند حضور داشتند.
او از دور برای امتها عَلَمی برخواهد افراشت، و از کرانۀ زمین برای ایشان سوت خواهد زد؛ و اینک، آنان با شتابی سریع خواهند آمد. اشعیا ۵:۲۶.
هفتاد سال اسارت دانیال نمادی اساسیِ دیگر است که باید شناخته شود، و این نماد بارها در کلام الهامی یافت میشود. از یهویاقیم تا کورش، هفتاد سال واقعیِ اسارت دانیال را نمایندگی میکند. در دوم تواریخ، هفتاد سال نمایانگر دورهای است که طی آن زمین آرامی مییافت و از سَبَتهای خود بهرهمند میشد. در اشعیا بیستوسه، هفتاد سال نمایانگر تاریخ ایالات متحده از 1798 تا قانون یکشنبه است، و بدینسان، همچنین تاریخهای موازیِ شاخِ جمهوریخواهی و شاخِ پروتستانیسمِ راستین را نمایندگی میکند. خواهر وایت هفتاد سال را با هزارودویستوشصت سالِ اعصارِ تاریکِ پاپی همسو میسازد.
«امروز کلیسای خدا آزاد است که نقشهٔ الهی را برای نجات نژادی گمشده تا به کمال به پیش برد. طی قرون متمادی، قوم خدا از آزادیهای خود محروم بودند. موعظهٔ انجیل در خلوص آن ممنوع شده بود، و سختترین مجازاتها بر کسانی وارد میشد که جرأت میکردند از اوامر انسانها سرپیچی کنند. در نتیجه، تاکستان بزرگ اخلاقیِ خداوند تقریباً بهطور کامل بیمتصدی مانده بود. مردم از نور کلام خدا محروم شده بودند. تاریکیِ خطا و خرافات تهدید میکرد که شناخت دین حقیقی را محو سازد. کلیسای خدا بر روی زمین در طی این دورهٔ طولانیِ جفای بیامان، به همان اندازه در اسارت بود که بنیاسرائیل در دوران تبعید، در بابل به اسارت نگاه داشته شده بودند.» انبیا و پادشاهان، ۷۱۴.
بهمحض آنکه فهمیده شود که هفتاد سال، بهعنوان نمادی، همچنین نمایانگر هزار و دویست و شصت سالِ اعصار ظلمت است، آنگاه تمثیلِ «سه سال و نیم»، یا «چهل و دو ماه»، یا «زمان و زمانها و نصفِ زمان» که بهصورت نمادین اعصار ظلمت را نشان میدهند، معنای هفتاد سالِ نمادین و کاربرد آن را گسترش میدهند.
در کتاب دانیال، هفتاد سال بهعنوان دورهای از توانبخشیِ پیام نخستین تا داوری شناخته میشود. این دوره در هر جنبش اصلاحِ مقدس وجود دارد، و بدینسان، هفتاد سال نمایانگرِ خطوط دیگری از حقیقت است که بر عنصرِ زمان تأکید ندارند، بلکه مقصودِ آن دوره را مورد خطاب قرار میدهند. برای نمونه، دورهٔ هفتاد سال از سوی ملاکی بهعنوان دورهای بازنمایی میشود که در آن رسولِ عهد، پسرانِ لاوی را تطهیر میکند. خواهر وایت تطهیرِ لاویان در ملاکی را با دو پاکسازیِ هیکل بهوسیلهٔ مسیح مرتبط ساخت. همین دوره، دورهٔ زمانِ مُهر زدنِ یکصد و چهل و چهار هزار است. همچنین دورهای است که در آن بارانِ آخِر بهگونهای تدریجی فرو ریخته میشود. همین دوره نیز زمانِ آزمونِ صورتِ وحش است که به نشانِ وحش منتهی میگردد. این دوره همچنین «روزِ تدارک» نبوی است که به قانونِ یکشنبه میانجامد، و آن نیز همان «روزِ سَبَّت» است. این دوره دربرگیرندهٔ زمانهای پراکندگی و زمانهای گردآوری است که هر دو از عناصرِ «هفت زمان» هستند.
در کتاب دانیال، یهویاقیم نمادِ توانمندسازیِ پیامِ نخست است. در ارتباط با دو پادشاهی که پس از او میآیند، او بهسادگی نخستینِ سه فرشتهای است که به داوری منتهی میشوند و در داوری پایان مییابند. کورش نهتنها نمادِ قانون یکشنبه است، بلکه همچنین «نشانهای» از رهایی نیز هست. دانیال عنصری از ترکیبِ سهویک است، و نیز بخشی از بازنماییِ چهارگانه و جهانیِ قوم خدا. دانیال همچنین نمادِ پیامآورِ الیاس است و در کتاب مکاشفه نیز نمونهوار به یوحنا اشاره دارد. او همچنین نمادِ کسانی است که مُهرِ خدا را دریافت میکنند. نام «دانیال» بهمعنای «داورِ خدا» یا «خدای داوری» است؛ ازاینرو او نمادِ داوری، و نیز نمادِ لائودکیه است، زیرا لائودکیه بهمعنای «قومی داوریشده» یا «قومی تحتِ داوری» است. داوریِ لائودکیه در نهایت بر ردِّ معرفتی استوار است که در کتاب دانیال مهرگشایی میشود.
نبوکدنصر نمادی است هم از شاخ جمهوریخواه و پروتستانِ حقیقیِ ایالات متحده، و نیز نمادی است از ایالات متحده از آغاز تا پایان آن. هنگامی که به فصلهای چهار و پنج دانیال برسیم، خواهیم یافت که نبوکدنصر نمایندهٔ «زمان آخر» در سال ۱۷۹۸ است، و بلشصر نمایندهٔ قانون یکشنبه است. نبوکدنصر در پایانِ «هفت زمان»ِ مجازات، به حاکمی همچون برّه و توبهکرده بدل شد، اما پسرش، درست پیش از هلاکت خویش، بهسان اژدها سخن میگوید.
«بر واپسین فرمانروای بابل، همانگونه که بهطور نمادین بر نخستینِ آن، حکمِ دیدبانِ الهی فرود آمده بود: “ای پادشاه، ... به تو گفته میشود؛ پادشاهی از تو جدا شده است.” دانیال ۴:۳۱.» انبیا و پادشاهان، ۵۳۳.
دانیال باب اول، تاریخ جنبش میلری را از ۱۱ اوت ۱۸۴۰ تا ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به تصویر میکشد. همچنین، دورهٔ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانون یکشنبه را نیز نمایندگی میکند. افزون بر این، نمایانگر نخستینِ پیامهای سهفرشتهای است که خود نیز نماد نبویِ دومی از تاریخ ایالات متحده از ۱۷۹۸ تا قانون یکشنبه به شمار میروند.
شاید مهمترین بازنماییِ فصل اول دانیال این باشد که این نخستین چیزی است که در آن کتاب نبویِ متشکل از کتاب دانیال و کتاب مکاشفه با هم ذکر میشود. این نخستینِ سه آزمون نبوی است که شاگردِ نبوت باید بر آن مسلط گردد. این همان چیزی است که باید «خورده شود» تا آزمونهای پس از آن با موفقیت پشت سر گذاشته شوند.
در کتاب «نوشتههای نخستین»، همانگونه که پیشتر بیش از یک بار در این مقالات نقل شده است، خواهر وایت در یک بند فرایند سهمرحلهایِ آزمون در تاریخ مسیح را مشخص میسازد، و سپس در بند بعدی فرایند سهمرحلهایِ آزمون در تاریخ میلریتی را بیان میکند. او تصریح میکند که آنان که در زمان مسیح پیام یحیی را رد کردند، نمیتوانستند از تعالیم عیسی بهرهمند شوند. بند بعدی برای کسی که مایل به دیدن باشد روشن میسازد که نخستین آزمون برای میلریتیها ویلیام میلر بود؛ کسی که خواهر وایت بیان میکند نمونهوار بهوسیلهٔ هم یحیی تعمیددهنده و هم ایلیا بازنمایی شده بود. آن دو شاهدِ آزمون نخست ثابت میکنند که دانیال باب اول، پیام ایلیا است. اگر باب اول رد شود، از بابهای دوم و سوم هیچ بهرهای حاصل نخواهد شد.
عیسی و فرشتهٔ دوم، هر یک در تاریخهای مربوط به خود، پس از یحییِ تعمیددهنده و فرشتهٔ اول آمدند. پس از عیسی، داوریِ صلیب واقع شد، و فرشتهٔ سوم هنگامی ظاهر شد که داوریِ تحقیقی آغاز گردید. نومیدیِ شاگردان در پای صلیب، نمونهٔ نومیدیِ عظیمِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ است. فصل اولِ دانیال، ایلیاست، آنگونه که در یحییِ تعمیددهنده و ویلیام میلر نمایان شده است، اما از فصلهای دوم و سوم جداییپذیر نیست. این فصلها در کنار یکدیگر، انجیل جاودان هستند، که همواره پیامی نبویِ آزمونگر در سه گام است که دو طبقه از پرستندگان را پدید میآورد و سپس از یکدیگر جدا میسازد. بنابراین، اگر این سه فصل از یکدیگر جدا شوند، آنگاه انجیلی دیگر خواهد بود.
لیکن اگر ہم، یا آسمان سے کوئی فرشتہ، اُس خوشخبری کے سوا جو ہم نے تمہیں سنائی ہے، تمہیں کوئی اور خوشخبری سنائے، تو وہ ملعون ہو۔ جیسا ہم پہلے کہہ چکے ہیں، ویسا ہی اب میں پھر کہتا ہوں کہ اگر کوئی شخص اُس خوشخبری کے سوا جو تم نے قبول کی ہے، تمہیں کوئی اور خوشخبری سنائے، تو وہ ملعون ہو۔ گلتیوں 1:8، 9۔
دانیال باب اول راه را برای این امر مهیا میسازد که رسولِ عهد ناگهان به هیکل خود بیاید، و نیز نمایانگر آن صدایی است که در بیابان ندا میکند. بیابان بهمثابه دورهای از پراکندگی به تصویر کشیده شده است؛ جایی که مقدِس و لشکر پایمال میشوند. در دانیال باب اول، دانیال در بیابان است، پراکنده و به بندگی کشیده شده. پیامِ باب اول، راه را برای پیامِ باب دوم آماده میکند، جایی که مسیح پسرانِ لاوی را تطهیر مینماید و با آنان داخلِ عهد میشود. پسرانِ لاوی بهعنوان نمادِ قومِ برگزیدهٔ خدا شناخته میشوند، زیرا در بحرانِ تمثالِ زرینِ هارون، با وفاداری در کنار موسی ایستادند؛ و باب سوم دانیال نیز بحرانِ تمثالِ زرین است.
شدرخ، میشخ و عبدنغو همچون لاویانی هستند که پیش از آزمونِ «تمثالِ وحش» در ماجرای بتِ زرّین، تطهیر شدهاند. در آن آیین، نبوکدنصر ارکستر را فراهم میآورد، فاحشهٔ صور سرودها را میخوانَد، و اسرائیلِ روحانیِ مرتد در برابر بتِ زرّین سر فرود میآورد و سپس بر گرد آن، با نوای موسیقی، برهنه میرقصد.
کتابهای دانیال و مکاشفه یک کتاباند، و مسیح بهعنوان آلفا و امگا اکنون مُهر از آن کتابی برمیدارد که مکاشفهٔ عیسی مسیح را نمایندگی میکند. نخستین حقیقتی که او در آن کتاب قرار میدهد، پیامهای سه فرشته است. سه باب نخست دانیال، همان پیامهای سه فرشتهاند. حقایقِ مرتبط با آن پیامهای سه فرشته در باب چهاردهم مکاشفه، هنگامی به کمال میرسند که شناخته شود نخستین بار در سه باب اول دانیال ذکر شدهاند. در مکاشفهٔ چهارده، آنها بهعنوان انجیل جاودانی معرفی شدهاند، و در آسمان در پروازند؛ و بدینسان پیامی را مشخص میسازند که در ایام آخر به تمامی جهان عرضه میشود. در سه باب نخست دانیال، تجربهٔ مردان و زنانی که آن پیام را به جهان حمل میکنند، به تصویر کشیده شده است. مکاشفهٔ چهارده خط بیرونیِ حقیقت است که با نمادها، پیام سه فرشته را بازنمایی میکند. انجیل جاودانی، و پیام هر یک از آن سه فرشته، بهواسطهٔ خط درونیِ حقیقت که در سه باب نخست دانیال نمایان شده است، به کمال رسانده میشود.
پہلے تین ابواب بہت سی شاندار سچائیوں کی نمائندگی کرتے ہیں، اور اُن سچائیوں میں سے ایک یہ ہے کہ یہ تین پیغامات آزمائش کے تین مراحل پر مشتمل ایک عمل ہیں: پہلے خوراک کی آزمائش، پھر بصری آزمائش، اور اُس کے بعد ایک کسوٹی کی آزمائش۔ بلاشبہ، اِن تین آزمائشوں کے لیے اور بھی نام اختیار کیے جا سکتے ہیں، لیکن یہ نام باب اوّل میں آسانی سے دیکھے جا سکتے ہیں، اور پھر باب اوّل سے سوم تک دوبارہ نمایاں ہوتے ہیں۔ اِن تین ابواب کو باہم ملا کر ایک ہی نشان کے طور پر پہچانا جانا چاہیے۔
"پہلا اور دوسرا پیغام 1843 اور 1844 میں دیا گیا تھا، اور اب ہم تیسرے کی منادی کے تحت ہیں؛ لیکن ان تینوں پیغامات کی منادی اب بھی کی جانی ہے۔ اب بھی اتنا ہی ضروری ہے جتنا پہلے کبھی تھا کہ انہیں ان لوگوں کے لیے دہرایا جائے جو سچائی کے طالب ہیں۔ قلم اور آواز کے ذریعے ہمیں اس منادی کو بلند کرنا ہے، ان کی ترتیب کو ظاہر کرتے ہوئے، اور اُن پیشین گوئیوں کے اطلاق کو واضح کرتے ہوئے جو ہمیں تیسرے فرشتے کے پیغام تک لے آتی ہیں۔ پہلے اور دوسرے کے بغیر تیسرا ہو ہی نہیں سکتا۔ یہ پیغامات ہمیں دنیا کو مطبوعات اور خطابات کے ذریعے دینے ہیں، نبوتی تاریخ کے سلسلے میں اُن باتوں کو ظاہر کرتے ہوئے جو ہو چکی ہیں اور جو ہونے والی ہیں۔" Selected Messages, book 2, 104, 105.
مهم نیست که میان تاریخِ واقعیِ بابهای دو و سه تنها یک روز، یا یک هفته، یا بیست سال فاصله بوده باشد؛ این بابها بهگونهای نمادین، آزمونِ تدریجیِ سه امتحان را به تصویر میکشند. نبوکدنصر از اینکه خدا، بهواسطهٔ نبیّ خود دانیال، توانست رؤیای او را بداند و چنان تعبیری استوار از آن رؤیا ارائه کند که جز بهعنوان حقیقت فهمیده نشود، خیره و شگفتزده شده بود. بااینحال، در باب سه، نبوکدنصر در دومین آزمونِ باب دو ناکام ماند؛ زیرا تصمیم گرفت خواهشِ متکبّرانهٔ انسانیِ خود را بر آن تجلّی شگفتانگیزِ قدرتِ خدا برتر نهد، همان قدرتی که معنای الهیِ آن رؤیای پنهان را آشکار ساخته بود.
در برپا کردن تمثال زرّین در باب سوم، او در سومین—آزمونِ محک—ناکام ماند. شدرک، میشک و عبدنغو از آزمونِ محک سرافراز بیرون آمدند. نبوکدنصر نشانِ وحش را دریافت کرد و آن سه مردِ شایسته مُهرِ خدا را پذیرفتند. سه بابِ نخستِ دانیال باید در چارچوبِ سه فرشتهٔ مکاشفهٔ چهارده فهمیده شوند. این سه باب، هرچند بسی ساده مینمایند، زیرا چنان روشناند که معمولاً چونان حکایتهایی برای کودکانِ مسیحی به کار میروند، در حقیقت شاید ژرفترین سه باب در کلامِ خدا را نمایندگی کنند.
ما در مقالهٔ بعدی، فصل سومِ دانیال را ادامه خواهیم داد.
«خودستایی و ستمی که در مسیری که پادشاهِ بتپرست، نبوکدنصر، پیمود دیده شد، در روزگار ما نیز ظاهر شده است و همچنان ظاهر خواهد شد. تاریخ تکرار خواهد شد. در این عصر، آزمون بر محور نگاهداشتِ سَبَّت خواهد بود. سراسر عالَمِ آسمانی مینگرد که انسانها شریعتِ یَهُوَه را پایمال میکنند و یادبودِ خدا، آن نشانِ میان او و قومِ فرماننگهدارِ او را، چیزی بیارج و شایستهٔ خواری میشمارند؛ حال آنکه سَبَّتی رقیب را رفعت میدهند، همانگونه که آن تمثالِ عظیمِ زرّین در دشتِ دورا رفعت داده شد. مردانی که مدعیِ مسیحیبودناند، جهان را فرامیخوانند تا این سَبَّتِ مجعول را که خود ساختهاند نگاه دارد. همهٔ کسانی که سر باز زنند، زیر قوانینِ ستمگر قرار داده خواهند شد. این است سرِّ بیدینی، تدبیری از عاملانِ شیطانی، که بهوسیلهٔ مردِ گناه به اجرا درمیآید.» The Youth’s Instructor, July 12, 1904.