چهل‌امین آیه از فصل یازدهم دانیال از زمان آخر در سال ۱۷۹۸ آغاز می‌شود؛ آنگاه که پادشاه شمال به دست پادشاه جنوب زخمِ مهلک خود را دریافت می‌کند. آن تاریخ، نخست به‌وسیله سال ۲۴۶ پیش از میلاد نمونه‌وار گردید، هنگامی که بطلمیوس بر پادشاهی شمال انتقام آورد؛ و نیز به‌وسیله فرانسه ناپلئونی که در سال ۱۷۹۸ پاپ را به اسارت گرفت. پس از آنکه پادشاه جنوب در آیه نهم به مصر بازمی‌گردد، آنگاه آیه دهم مشخص می‌سازد که پادشاه شمال ضدحمله‌ای بر ضد پادشاه جنوب برپا خواهد کرد.

پس پادشاه جنوب به پادشاهی خویش درخواهد آمد و به سرزمین خود بازخواهد گشت. اما پسران او برانگیخته خواهند شد و انبوهی از نیروهای عظیم را گرد خواهند آورد؛ و یکی از ایشان یقیناً خواهد آمد و همچون سیلاب سرازیر شده، عبور خواهد کرد؛ سپس بازخواهد گشت و تا دژ خویش برانگیخته خواهد شد. دانیال 11:9، 10

Antes de considerar el comentario de Uriah Smith acerca de la historia que cumplió el versículo diez, observemos la expresión “rebosará, y pasará”. La frase hebrea que se traduce de esta manera también se traduce en el versículo cuarenta como “rebosará y pasará”. Es la misma frase en el hebreo original. Solo se encuentra en un solo otro lugar de las Escrituras.

او از یهودا خواهد گذشت؛ طغیان کرده، عبور خواهد نمود؛ تا به گردن خواهد رسید؛ و گستردگیِ بال‌های او پهنای سرزمین تو را پر خواهد ساخت، ای عمانوئیل. اشعیا ۸:۸.

در دانیال، باب یازدهم، آیهٔ ده و آیهٔ چهل، و سپس بار دیگر در اشعیا، باب هشتم، آیهٔ هشت، همان عبارت عبریِ یکسان به سه شیوهٔ متفاوت ترجمه شده است، هرچند همهٔ آنها بیانگر یک معنا هستند. آخرین واژهٔ این عبارت، یعنی واژهٔ عبریِ «abar»، در آیهٔ ده به «عبور کردن»، در آیهٔ چهل به «گذشتن از»، و سپس در اشعیا به «از روی چیزی رفتن» ترجمه شده است. معنا در هر یک از این سه مرجع اساساً یکسان است، اما در اشعیا افزون بر این، پیوندی نبوی دیگر نیز میان این مراجع وجود دارد.

در آیهٔ اشعیا، این امر زمانی تحقق یافت که پادشاه آشور بر یهودا غالب شد و تا اورشلیم آمد، اما هرگز خودِ شهر را فتح نکرد. او تا «گردن» بالا آمد، اما هرگز «سر» را مغلوب نساخت. در همان نبوت، اشعیا نماد نبویِ آنچه «سر» نمایندگی می‌کند را بیان می‌دارد، و «سر» را به‌عنوان پایتختِ پادشاهی معرفی می‌کند، و پادشاهِ پادشاهی نیز «سر» است. او دو شاهد برای حقیقت نبویِ این امر ارائه می‌کند که سر، پادشاه و پادشاهی است، و سپس به‌گونه‌ای رمزآلود بیان می‌دارد که اگر دانشجوی نبوت این حقیقت را نپذیرد و درک نکند، استوار نخواهد شد. این آیهٔ رمزآلود بخشی از همان نبوت است که مشخص می‌سازد پادشاه شمال سرریز کرده و عبور خواهد کرد، اما تنها تا «گردن».

زیرا سرِ اَرام دمشق است، و سرِ دمشق رَصین؛ و در مدت شصت و پنج سال، افرایم چنان درهم شکسته خواهد شد که دیگر قومی نخواهد بود. و سرِ افرایم سامره است، و سرِ سامره پسرِ رِمَلیا. اگر ایمان نیاورید، یقیناً استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹

«سر» ملتِ سوریه، پایتخت آن، یعنی «دمشق»، بود؛ و «سرِ» «دمشق» (پایتخت) «رصین»، پادشاه سوریه، بود. همچنین «سر» ملتِ افرایم، پایتخت آن، یعنی «سامره»، بود؛ و «سرِ» «سامره» (پایتخت) «پسر رملیا» (فقح)، پادشاه سامره، بود. نیز در همان نبوت، در باب بعد، در آیهٔ هشت، سنحاریب، پادشاه آشور، اورشلیم را محاصره کرد، و در آیهٔ هشت، این محاصرهٔ او از اورشلیم چنین توصیف می‌شود که تا گردن بالا آمده بود.

آیات هفتم و هشتم، که بر پایهٔ دو شاهد، نماد نبویِ «سر» را—که هم پادشاه و هم پایتختِ ملتِ آن پادشاه را نمایندگی می‌کند—مطرح می‌سازند، همان نبوتِ شصت‌وپنج ساله‌اند که نقطهٔ آغازِ هر دو نبوتِ دو هزار و پانصد و بیست‌ساله را بر ضدّ پادشاهی‌های شمالی و جنوبیِ اسرائیل مشخص می‌سازد. از این‌رو، این آیه، آیه‌ای بسیار پیچیده است، زیرا با آیات دهم و چهلمِ باب یازدهمِ دانیال ارتباط دارد؛ آیاتی که هر دو نیز درگیری‌هایی را شناسایی می‌کنند که در آن‌ها پادشاهی شمالی به پادشاهی جنوبی حمله می‌کند، همان‌گونه که سنحاریب، پادشاهی از شمال، در آیهٔ هشتمِ اشعیا باب هشتم، به یهودا، پادشاهی جنوبی، حمله کرد.

کلیدی که این درگیری‌های پادشاهان شمال و جنوب را به یکدیگر پیوند می‌دهد، «سر» و «سرریز شدن و گذشتن» است. هنگامی که پادشاه شمال در آیهٔ دهِ باب یازدهم بر پادشاه جنوب تلافی می‌کند، در نبرد پیروز می‌شود، اما «سر» را وا می‌گذارد، زیرا «می‌آید و سرریز می‌شود و عبور می‌کند» «تا» «دژ» پادشاه جنوب. تاریخِ آیهٔ ده نمایانگر پیروزی پادشاه شمال بر پادشاه جنوب است، اما او به مصر (دژ)، پایتخت—«سر»—داخل نمی‌شود.

जब दक्षिणी राजा ने पहले पद सात और आठ में उत्तरी राजा को पराजित किया, तब वह “उत्तर के राजा के गढ़ में प्रवेश कर गया, और” “प्रबल हुआ, और” “बन्दी बनाकर” उन्हें वापस “मिस्र” ले गया। उत्तर के राजा की प्रतिशोधात्मक विजय में वह मिस्र में प्रवेश नहीं करता; इस प्रकार यह प्रतिरूप प्रस्तुत होता है कि जब 1989 में सोवियत संघ बहा दिया गया, तब रूस—उसकी राजधानी, उसका सिर—खड़ा रह गया। “यदि तुम विश्वास न करोगे, तो निश्चय तुम स्थिर न रहोगे।” पद ग्यारह और बारह में दक्षिण के राजा के रूप में निरूपित रूस ही सीमावर्ती प्रदेश की उस लड़ाई को जीतता है, जो प्राचीन काल में राफिया थी, और आज यूक्रेन है।

«آیت ۱۰۔ لیکن اُس کے بیٹے برانگیختہ ہوں گے، اور بڑی فوجوں کا ایک ہجوم جمع کریں گے؛ اور ایک یقیناً آئے گا، اور سیلاب کی مانند بہہ نکلے گا، اور گزر جائے گا؛ پھر وہ لوٹے گا، اور اپنے ہی قلعہ تک برانگیختہ ہوگا۔»

«بخش نخست این آیه از پسران، به‌صورت جمع، سخن می‌گوید؛ و بخش آخر، از یکی، به‌صورت مفرد. پسران سلوکوس کالینیکوس، سلوکوس سراونوس و آنتیوخوس ماگنوس بودند. هر دوی ایشان با غیرت به کارِ احقاق و انتقامِ دعویِ پدر خود و کشور خویش پرداختند. بزرگ‌ترِ آن دو، یعنی سلوکوس، نخست بر تخت نشست. او انبوهی عظیم گرد آورد تا متصرفات پدرش را بازپس گیرد؛ اما چون شاهزاده‌ای ناتوان و بزدل بود، هم از حیث تن و هم از حیث دارایی، و از پول بی‌بهره و از نگاه داشتن سپاهش در فرمان‌بری ناتوان، پس از سلطنتی خفت‌بار به مدت دو یا سه سال، به دست دو تن از سردارانش مسموم شد. آنگاه برادر کاردان‌تر او، آنتیوخوس ماگنوس، به پادشاهی اعلام شد؛ او با به‌عهده گرفتن فرماندهی سپاه، سلوکیه را بازپس گرفت و سوریه را بازیافت، و بر برخی جاها از راه پیمان و بر برخی دیگر به نیروی سلاح چیره شد. پس از آن، آتش‌بسی روی داد که در آن هر دو طرف برای صلح مذاکره کردند، اما برای جنگ آماده می‌شدند؛ و سپس آنتیوخوس بازگشت و نیکولاس، سردار مصری، را در نبرد مغلوب ساخت و در اندیشهٔ یورش بردن به خودِ مصر افتاد. این است آن «یکی» که یقیناً چون سیلاب درخواهد گذشت.» اوریا اسمیت، دانیال و مکاشفه، 253.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹، «زمانِ آخر» را رقم زد، و آن دو پسر در آن آیه، نمایانگر دو نشانهٔ راهِ ریگان و بوشِ پدر هستند. از «زمانِ آخر» در سال ۱۷۹۸، که آیهٔ چهلمِ دانیال یازده از آنجا آغاز شد، فاحشهٔ روم به فراموشی سپرده شده است، زیرا او، در مقام ایزابل، در سامره در پسِ صحنه باقی می‌ماند، حال آنکه شوهرش اخاب، در کوه کرمل با ایلیا روبه‌رو می‌شود. او در اختفا بود، اما پنهانی رشته‌ها را می‌کشید، همان‌گونه که در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم چنین می‌کرد. شوهرش، ارتش نیابتیِ او علیه پادشاه جنوب است. هنگامی که او در سال ۱۹۸۹ تلافی کرد، وی، در مقام پادشاه شمال، ارابه‌ها، کشتی‌ها و سواران را آورد.

و در زمانِ آخر، پادشاهِ جنوب بر او حمله‌ور خواهد شد؛ و پادشاهِ شمال با ارابه‌ها و سواران و کشتی‌های بسیار همچون گردباد بر او خواهد آمد؛ و به سرزمین‌ها داخل خواهد شد و چون سیل طغیان کرده، عبور خواهد نمود. دانیال ۱۱:۴۰.

نُمَايِندَهٔ او در این انتقام با «کشتی‌ها» نمایانده می‌شود، که قدرت اقتصادی است، و با «ارّابه‌ها و سواران»، که قوّت نظامی است. قوّت نظامی و قدرت اقتصادی، دو ویژگی نبویِ ایالات متحده در نبوت‌های روزهای آخرند؛ زیرا ایالات متحده آنان را که از تعظیم کردن در برابر ایزابل سر باز زنند، از خرید و فروش منع خواهد کرد، و اگر همچنان نشان اقتدار ایزابل را نپذیرند، به مرگ سپرده خواهند شد. این قدرت اقتصادی و قوّت نظامیِ ایالات متحده بود که در همکاری با پاپیّت به کار گرفته شد و انحلال اتحاد جماهیر شوروی را در سال 1989 پدید آورد، هرچند روسیه بر جای ماند.

آن تاریخ که آیهٔ دهمِ باب یازدهم دانیال را به انجام رسانید، در تاریخِ بخشِ دومِ آیهٔ چهلم تکرار می‌شود؛ بخشی که زمانِ آخر را در سال ۱۹۸۹ مشخص می‌سازد. تاریخِ آیات شش تا نه نمایانگرِ تاریخی است که به زمانِ آخر انجامید، و این زمان در بخشِ نخستِ آیهٔ چهلم مشخص شده است. آیات پنج تا دهِ باب یازدهم دانیال، تاریخِ آیهٔ چهلمِ دانیال ۱۱ را به‌طور کامل به تصویر می‌کشند؛ زیرا همان‌گونه که خواهر وایت ثبت کرده است، «بخشِ اعظمِ تاریخی که در دانیال یازدهم به انجام رسیده است، تکرار خواهد شد.»

آیات یک تا چهارِ دانیال یازده، کوروش را به‌عنوان دومین پادشاهِ ملتِ دوشاخ در زمانِ آخرِ ایامِ آخر شناسایی می‌کند. «زمانِ آخر» در ایامِ آخر، سال ۱۹۸۹ بود، و دومین رئیس‌جمهور، که به‌وسیلهٔ کوروش نمادپردازی شده است، توالی‌ای نبوی را برقرار می‌سازد که به دانشجوی نبوت امکان می‌دهد پس از ۱۹۸۹ تا ششمین رئیس‌جمهور را بشمارد؛ کسی که ثروتمندترین رئیس‌جمهور خواهد بود و اژدهای جهانی‌گرایان را، خواه جهانی‌گرایانِ جهان باشند و خواه آنان که در ایالات متحده هستند، به جنبش وامی‌دارد (بیدار می‌سازد). آن تاریخِ نبوی سپس به هفتمین پادشاهیِ نبوتِ کتاب‌مقدس، یعنی ده پادشاهِ سازمانِ ملل متحد، انتقال می‌یابد و پادشاه اصلی و نخستین آن را، که به‌وسیلهٔ اسکندرِ کبیر نمود یافته است (به‌معنای «جنگاورِ مردمان»)، شناسایی می‌کند، و نیز انحلالِ نهاییِ پادشاهیِ او را هنگامی که چهار بادِ اسلام در پایانِ مهلتِ آزمایشیِ بشر به‌طور کامل رها شوند.

سپس آیات پنج تا نه تاریخی را به تصویر می‌کشند که در دورهٔ پیش از استقرار پاپیّت بر تخت در سال 538 نمایان شده است؛ زیرا نخست، آن قدرتی که قرار است پادشاه شمال شود، باید بر سه مانع جغرافیایی غلبه کند، همان‌گونه که سلوکوس چنین کرد و سپس به‌عنوان پادشاه شمال استوار گردید. پس از آن، به مدت سه سال و نیم، که به‌وسیلهٔ سی‌وپنج سال واقعی نمود یافته است، پادشاه شمال فرمان راند، تا آن‌که پادشاه جنوب به دژ او درآمد و وی را به اسارت گرفت؛ و او بعدها در مصر بر اثر افتادن از اسب جان سپرد. بدین‌سان، این آیات تاریخی را مشخص می‌کنند که در زمان آخر، در سال 1798، به پایان رسید.

آیهٔ ده تاریخِ زمانِ پایان را در سال ۱۹۸۹ مشخص می‌سازد، و همراه با آیات پنج تا نه، تاریخِ آیهٔ چهل را بازنمایی می‌کنند، همان‌گونه که تاریخِ آیات سی تا سی‌وشش نیز چنین می‌کند. بنابراین، از آیهٔ یک تا آیهٔ ده، سطر بر سطر، دو خطِ نبوتی وجود دارد. نخستینِ آن‌ها رهبرانِ پادشاهی‌های ششم و هفتم را مورد خطاب قرار می‌دهد، هرچند میان ششمین و ثروتمندترین رئیس‌جمهورِ پادشاهیِ ششم و پادشاهیِ هفتم، خلائی وجود دارد.

خطِّ دوم تاریخِ برطرف شدنِ آن سه مانع، دوره‌ای را که پادشاهِ شمال سلطنت کرد، و این‌که سپس چه کسی در سالِ ۱۷۹۸ برکنار شد، و نیز تا سالِ ۱۹۸۹، و رئیس‌جمهورِ دوم را که در سطرِ پیشین به‌وسیلهٔ کورش نمایانده شده بود، دربر می‌گیرد.

آیات یازدهم و دوازدهم نمایانگر سومین خطِ تاریخ‌اند که پس از رئیس‌جمهورِ ثروتمندِ آیهٔ دوّم رخ می‌دهد، امّا زمانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در وقتِ آخر در سال ۱۹۸۹، و در جایی پیش از قانون یکشنبه در ایالات متحده، آن‌گونه که در آیهٔ شانزدهم به تصویر کشیده شده است.

پس از زمانِ آخر در سال ۱۹۸۹، تاریخ در سطر نخست به ششمین و ثروتمندترین رئیس‌جمهور منتقل می‌شود که از سال ۲۰۱۶ جهانی‌گرایان را به حرکت درمی‌آورد. در سطر دوم، تاریخ نبوی به سال ۱۹۸۹ برده می‌شود. نبرد رافیا («مرز») در آیات یازده و دوازده، بر آیه سیزده تقدم دارد؛ جایی که پادشاه شمال که به‌تازگی شکست خورده است، سپاه خود را بازسازی می‌کند و سپس پادشاه جنوب را شکست می‌دهد، درست پیش از قانون یک‌شنبه در آیه شانزده. قدرت نیابتیِ پادشاه شمال در آیه سیزده، آخرینِ هشت رئیس‌جمهوری است که از ۱۹۸۹ تا قانون یک‌شنبه سلطنت می‌کنند. بنابراین، آیه سیزده باید در زمانِ انتخابِ هشتمین رئیس‌جمهور، که از آن هفت است، یا پس از آن واقع شود. آیات یازده و دوازده اندکی پیش از ششمین، ثروتمندترین رئیس‌جمهور آغاز می‌شود و به احتمال زیاد درست پیش از انتخاب همان رئیس‌جمهور پایان می‌یابد؛ کسی که هشتمیِ از آن هفت می‌شود و در سومین نبردِ جنگ نیابتی، در آیات سیزده تا پانزده، پیروز می‌گردد.

در آیات یازدهم و دوازدهم، تلافیِ پادشاه جنوب در پاسخ به شکستی است که پادشاه جنوب در آیه دهم متحمل شد. آیه دهم پیروزیِ پادشاه شمال را در سال ۱۹۸۹ مشخص می‌کند؛ پیروزی‌ای که به‌واسطهٔ اتحاد پنهانیِ ایالات متحده و واتیکان حاصل شد. پیروزی برای لشکر شمالی نخستین نبردِ جنگ‌های نیابتی بود. جنگِ داغِ تحت‌اللفظی که در دوران باستان تحقق یافت، نمونه‌ای از یک جنگ نیابتی در ایام آخر بود؛ و ازاین‌رو، پیروزیِ آیات یازدهم و دوازدهم، پیروزی‌ای برای پادشاه جنوب، در دومین نبردِ جنگ‌های نیابتی خواهد بود.

در آیات ده تا پانزده سه نبرد وجود دارد، و همۀ آنها در عهد باستان به‌وسیلهٔ جنگ‌های واقعی و داغ به‌صورت تحت‌اللفظی تحقق یافتند؛ اما این نبردها نمایانگر سه نبرد در جنگ‌های نیابتیِ ایام آخر هستند. نبرد نخست در سال ۱۹۸۹ به‌وسیلهٔ ائتلاف پنهانیِ وحش و نبیِ کاذب، بر ضد اژدها، به پیروزی رسید. نبرد دومِ جنگ‌های نیابتی به‌وسیلهٔ قدرت اژدهای خداناباورِ پادشاه جنوب، بر ضد ائتلاف پاپ و سپاه نیابتیِ او، به پیروزی خواهد رسید. نبرد سومِ جنگ‌های نیابتی به‌وسیلهٔ سپاه نیابتیِ پادشاه شمال، چنان‌که در آیات سیزده تا پانزده بازنمایی شده است، به پیروزی خواهد رسید.

از لحاظ نبوی، سه جنگ جهانیِ داغ، سه جنگ نیابتی که مشتمل بر سه نبرد است، و نیز جنگِ سه وایِ اسلام وجود دارد. همچنین یک جنگ داخلی و یک جنگ انقلابی نیز هست. دومین نبرد از جنگ‌های نیابتی اکنون در اوکراین، «مرز»، در جریان است؛ همان‌گونه که به‌واسطهٔ رافیه بازنمایی می‌شود، که در هنگامی که آیات یازده و دوازده نخستین بار در تاریخ تحقق یافتند، مرز میان پادشاه جنوب و پادشاه شمال بود.

عین همان زمانی که دومین نبرد از جنگ‌های نیابتی در اوکراین در حال انجام است، دومینِ سه حملهٔ اسلام بر سرزمینِ جلال نیز در حال وقوع است. نخستین حملهٔ وایِ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ فرا رسید، و مُهرگذاریِ صد و چهل و چهار هزار آغاز شد. زمانِ مُهرگذاری با قانونِ یکشنبه که به‌زودی در ایالات متحده برقرار خواهد شد به پایان می‌رسد؛ آنگاه اسلامِ وایِ سوم بار دیگر به ایالات متحده ضربه خواهد زد. نخستین و آخرین ضربه یکسان‌اند، و هر دو ندای آن فرشتهٔ مکاشفهٔ هجده را نشان می‌دهند، که همان ندای فرشتهٔ سوم نیز هست، که همان نواخته شدنِ شیپور هفتم نیز هست، که همان وایِ سوم نیز هست.

در میان آن دو حمله، که دو صدا هستند و آوای شیپور هفتم را تشکیل می‌دهند، اسلامِ وایِ سوم، نه به سرزمین باشکوهِ روحانیِ نوین، بلکه به سرزمین باشکوهِ کهنِ لفظی، در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حمله کرد.

جنگی که در آن زمان آغاز شد، اکنون دقیقاً در همان ناحیه‌ای در جریان است که نبرد رفح، چنان‌که در آیات یازدهم و دوازدهم توصیف شده است، روی داد. نوار غزه مرز میان پادشاهی جنوبی یهودا و مصر است. ۷ اکتبر ۲۰۲۳ چرخی در میان چرخ‌های دیگر است که عصیان، یا سیزدهمین حرف در الفبای عبری را نشان می‌دهد؛ حرفی که همراه با نخستین و آخرین حروف، واژهٔ «حقیقت» را پدید می‌آورد.

دومین حملهٔ اسلامِ وایِ سوم علیه سرزمینِ جلال، در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، و این حمله دقیقاً در همان ناحیه‌ای واقع شد که نبرد باستانیِ رافیا در آن به وقوع پیوسته بود، در تحقق آیات یازده و دوازده. دومین حمله بر سرزمینِ جلال، از طریق نمادگراییِ جغرافیاییِ نبوی، به دومین نبردِ جنگ‌های نیابتی مرتبط است، چنان‌که جنگ در اوکراین نمایانگر آن است.

سطرًا فوق سطر، إن المعركة الثانية من حروب الوكالة الجارية الآن في أوكرانيا (الأرض الحدودية)، تتضمن النغمة الثانية لبوق الويل الثالث (7 أكتوبر/تشرين الأول 2023)، التي تتم في الفترة الختامية من ختم المئة والأربعة والأربعين ألفًا. وتُصوَّر خبرة الختم تلك بواسطة دانيال في الأصحاح العاشر، حين يرى رؤيا «ماراه» بعد فترة الحداد التي دامت واحدًا وعشرين يومًا، وهي الأيام الثلاثة والنصف التي كان فيها النبيان ميتين في الشارع. وقد فُسِّرت الرؤيا بأنها بيان «ما سيصيب شعب الله في الأيام الأخيرة».

وہ سچائی جو دریائے حدّاقل کے رُؤیا کے ذریعہ ظاہر کی گئی ہے، اور جو مُہر لگانے والی سچائی ہے، آیات گیارہ سے پندرہ کی نبوی تاریخ میں پوری ہوتی ہے۔ یہ آیت چالیس کی وہ تاریخ ہے جو 1989 میں شروع ہوتی ہے، اور آیت اکتالیس اور جلد آنے والے اتوار کے قانون تک جاری رہتی ہے۔ یہ آیت دو کے چھٹے اور نہایت دولت مند صدر کی وہ تاریخ ہے جس کی نمائندگی آیت تین میں مذکور “سکندرِ اعظم” کی ساتویں سلطنت تک کی گئی ہے۔

تاریخی که با آغاز دومین نبردِ جنگ‌های نیابتی در سال ۲۰۱۴ شروع شد، و پس از آن ثروتمندترین رئیس‌جمهور در سال ۲۰۱۵ کارزار خود را آغاز کرد، همان بخشِ خالیِ آیهٔ چهل است، از ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبه در آیهٔ چهل‌ویک؛ و نیز همان بخشِ خالی از ششمین، ثروتمندترین رئیس‌جمهور در آیهٔ دو تا پادشاهی هفتم است. این همان تاریخی است که با نخستین صدا از مکاشفه باب هجده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آغاز می‌شود و با صدای دوم در ساعتِ زلزلهٔ عظیم در باب یازدهمِ مکاشفه پایان می‌پذیرد. آن تاریخ همچنین همان دوره‌ای از تاریخ است که حزقیال در باب دوازده مشخص می‌کند، جایی که هر رؤیا به انجام می‌رسد. آن دورهٔ زمانی، زمانِ مُهر و موم شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر است. تقدیسِ قومِ خدا به‌واسطهٔ کلامِ او به انجام می‌رسد.

آنان را به‌وسیلهٔ حقیقتِ خود تقدیس فرما؛ کلامِ تو حقیقت است. یوحنا ۱۷:۱۷.

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

"یہ رؤیا حزقی ایل کو ایسے وقت میں دی گئی جب اُس کا ذہن اندوہناک اندیشوں سے بھرا ہوا تھا۔ اُس نے اپنے باپ‌دادا کی سرزمین کو ویران پڑا دیکھا۔ وہ شہر جو کبھی لوگوں سے معمور تھا، اب بےسکونت ہو چکا تھا۔ اس کی فصیلوں کے اندر نہ ہنسی کی آواز رہی تھی اور نہ حمد کا نغمہ سنائی دیتا تھا۔ خود نبی بھی ایک اجنبی سرزمین میں پردیسی تھا، جہاں بےحد و حساب بلندپروازی اور درندہ‌صفت ظلم پوری قوت سے حکمران تھے۔ انسانی جبر اور ناراستی کی جو کچھ اُس نے دیکھا اور سنا، اُس نے اُس کی جان کو مغموم کر دیا، اور وہ دن رات تلخی سے ماتم کرتا رہا۔ لیکن دریائے خابور کے کنارے اُس کے سامنے پیش کیے گئے عجیب و غریب نشانوں نے ایک ایسے غالب اقتدار کو آشکارا کیا جو زمینی فرمانرواؤں کی قوت سے کہیں زیادہ زبردست تھا۔ اسور اور بابل کے متکبر اور سنگدل بادشاہوں سے بالا تر، رحمت اور صداقت کا خدا تخت‌نشین تھا۔"

پیچیدگی‌های چرخ‌مانندی که به نظر نبی چنان درگیر آشفتگی می‌نمود، تحت هدایت دستی نامتناهی بود. روح خدا که بر او آشکار شد که این چرخ‌ها را به حرکت درمی‌آورد و هدایت می‌کند، از میان آشفتگی هماهنگی پدید آورد؛ بدین‌سان تمامی جهان تحت فرمان او بود. بی‌شمارانِ موجوداتِ جلال‌یافته آماده بودند که به کلام او بر قدرت و تدبیر مردان شریر چیره شوند و برای وفاداران او نیکی به بار آورند.

«به همین‌سان، هنگامی که خدا در شُرُف آن بود که تاریخ کلیسا را برای اعصار آینده بر محبوبِ خود، یوحنا، مکشوف سازد، با آشکار کردنِ «کسی مانند پسر انسان» که در میان شمعدان‌ها گام می‌زد—شمعدان‌هایی که نماد هفت کلیسا بودند—به او اطمینانی از علاقه و مراقبتِ نجات‌دهنده نسبت به قوم خویش عطا فرمود. در حالی که به یوحنا آخرین کشمکش‌های عظیمِ کلیسا با قدرت‌های زمینی نشان داده می‌شد، همچنین به او اجازه داده شد که پیروزی نهایی و رهاییِ وفاداران را مشاهده کند. او دید که کلیسا به نبردی مرگبار با وحش و تمثال او کشانیده شده است، و پرستش آن وحش با تهدیدِ مرگ تحمیل می‌شود. اما چون فراتر از دود و غوغای نبرد نگریست، جماعتی را بر کوه صهیون با برّه دید که به جای نشانِ وحش، «نام پدرش بر پیشانی‌های ایشان نوشته شده بود.» و باز دید «آنان را که بر وحش و بر تمثال او و بر نشان او و بر عدد نام او غالب آمده بودند، بر دریای شیشه‌ای ایستاده، بربط‌های خدا را در دست دارند» و سرودِ موسی و برّه را می‌سرایند.»

“این درس‌ها برای منفعت ماست. ما نیاز داریم ایمان خود را بر خدا استوار سازیم، زیرا درست در پیش روی ما زمانی است که جان‌های آدمیان را خواهد آزمود. مسیح، بر کوه زیتون، داوری‌های هولناکی را که می‌بایست پیش از آمدنِ دوم او واقع شوند، بازگو کرد: «و اخبار جنگ‌ها و شایعات جنگ‌ها را خواهید شنید.» «امتی بر امتی و مملکتی بر مملکتی خواهد برخاست؛ و در جای‌های مختلف، قحطی‌ها و وباها و زلزله‌ها پدید خواهد آمد. و همهٔ اینها آغاز دردهاست.» هرچند این نبوت‌ها در ویرانی اورشلیم تا حدی تحقق یافتند، کاربرد مستقیم‌تر آنها به ایام آخر مربوط است.”

«ما بر آستانهٔ رویدادهایی عظیم و خطیر ایستاده‌ایم. نبوت به‌سرعت در حال تحقق است. خداوند بر در ایستاده است. به‌زودی دوره‌ای در برابر ما گشوده خواهد شد که برای همهٔ زندگان سرشار از اهمیتِ سهمگین خواهد بود. مجادلات گذشته از نو زنده خواهند شد؛ مجادلاتی تازه پدید خواهند آمد. صحنه‌هایی که قرار است در جهان ما به وقوع پیوندد، هنوز حتی به خواب کسی نیز نیامده است. شیطان از طریق عوامل انسانی در کار است. آنان که می‌کوشند قانون اساسی را تغییر دهند و قانونی برای تحمیلِ رعایت یکشنبه به‌دست آورند، اندک درمی‌یابند که نتیجهٔ آن چه خواهد بود. بحرانی درست در آستانهٔ ماست.»

“لیکن خُدا کے خادموں کو اس عظیم بحرانی گھڑی میں اپنے اوپر بھروسا نہیں کرنا چاہیے۔ اُن رویاؤں میں جو یسعیاہ، حزقی ایل، اور یوحنا کو دی گئیں، ہم دیکھتے ہیں کہ آسمان زمین پر وقوع پذیر ہونے والے واقعات سے کس قدر گہرا تعلق رکھتا ہے، اور اُن لوگوں کے لیے جو اُس کے وفادار ہیں، خُدا کی نگہداشت کس قدر عظیم ہے۔ دنیا کسی حاکم کے بغیر نہیں ہے۔ آنے والے واقعات کا منصوبہ خداوند کے ہاتھ میں ہے۔ جلالِ آسمانی کی ذات نے اپنی کلیسیا کے معاملات ہی نہیں بلکہ قوموں کی تقدیر کو بھی اپنے اختیار اور نگرانی میں رکھا ہوا ہے۔” Testimonies, volume 5, 752, 753.