در باب دهم دانیال، جبرئیل در حال انجام کاری است که عبارت است از ارائهٔ تفسیر کامل کتاب دانیال به قوم خدا در ایام آخر. دانیال نمایندهٔ قوم خدا در ایام آخر است که در کتاب مکاشفه، همان یکصد و چهل و چهار هزار نفر هستند. از اینرو، یکصد و چهل و چهار هزار نفر بیدار میشوند تا دریابند که پراکنده شدهاند، چنانکه دانیال در باب نهم نمایانگر آن است. آنان همچنین به این فهم بیدار میشوند که آزمون عظیمی که سرنوشت ابدی ایشان بهواسطهٔ آن تعیین میشود، آزمون تصویر وحش است؛ آزمونی که پیش از مُهر شدن ایشان، و پیش از آنکه مهلتِ توبه با قانون یکشنبه در ایالات متحده بسته شود، رخ میدهد. آنان بر سرِ یأس و نومیدیای که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ با آن مواجه شدند، ماتم میکنند، و در آن حالت، رؤیایی از مسیح در قدسالاقداس به ایشان عطا میشود، چنانکه اشعیا در باب ششم نمایانگر آن است.
آن رؤیا، چنانکه هم دانیال و هم اشعیا آن را بازمینمایانند، به ایشان امکان میدهد که حالت فاسد خویش را در حضور خداوندِ جلال ببینند، و هر دو تا به خاک مذلت فروتن میشوند. سپس اشعیا آن پرسش را میشنود که خدا چه کسی را نزد قوم خویش خواهد فرستاد، و اشعیا داوطلب میشود، اما نخست تطهیر میگردد.
پس گفتم: وای بر من! زیرا هلاک شدهام؛ چون مردی ناپاکلب هستم و در میان قومی ناپاکلب ساکنم؛ زیرا چشمانم پادشاه، یهوه صبایوت را دیده است. آنگاه یکی از سرافیم نزد من پرواز کرد، در حالی که اخگری افروخته در دست داشت که آن را با انبر از روی مذبح گرفته بود. و آن را بر دهانم نهاد و گفت: اینک، این لبهای تو را لمس کرده است؛ و گناهت برداشته شد و خطایت کفاره گردید. و نیز آواز خداوند را شنیدم که میگفت: که را بفرستم، و چه کسی برای ما خواهد رفت؟ آنگاه گفتم: اینک من، مرا بفرست. اشعیا ۶:۵–۸.
اشعیا با اخگری از روی مذبح تطهیر شد، و دانیال بهواسطهٔ مشاهدهٔ رؤیای سببیِ آینهگون—که سبب میشود بیننده به صورتی که مینگرد دگرگون گردد—تطهیر یافت. به اشعیا گفته میشود که این پیام را نزد قومی ببرد که با آنکه میشنوند، نمیشنوند، و با آنکه میبینند، نمیبینند.
اور اُس نے فرمایا، جا، اور اِس قوم سے کہہ، تم سنتے تو رہو، مگر سمجھو نہیں؛ اور دیکھتے تو رہو، مگر ادراک نہ کرو۔ اِس قوم کے دل کو موٹا کر دے، اور اُن کے کانوں کو گراں کر دے، اور اُن کی آنکھیں بند کر دے؛ ایسا نہ ہو کہ وہ اپنی آنکھوں سے دیکھیں، اور اپنے کانوں سے سنیں، اور اپنے دل سے سمجھیں، اور رجوع کریں، اور شفا پائیں۔ یسعیاہ 6:9، 10۔
اشعیا میخواهد بداند تا چه مدت باید با مردمی سروکار داشته باشد که نه میفهمند و نه ادراک میکنند؛ از اینرو میپرسد: «تا به کی؟»
پس من گفتم: ای خداوند، تا به کی؟ و او پاسخ داد: تا آنگاه که شهرها بیساکن ویران شوند، و خانهها از انسان تهی گردند، و سرزمین بهکلی خراب شود، و خداوند آدمیان را به دوردستها ببرد، و در میان سرزمین، ترکشدگیِ عظیمی پدید آید. اشعیا ۶:۱۱، ۱۲.
سرزمینی که موضوع نبوت کتابمقدسی در ایام آخر است، ایالات متحده است، که هنگامی که ویرانی ملی بر اثر ارتداد ملیِ قانون یکشنبه پدید میآید، «بهکلی ویران» میشود. آیهٔ چهل و یکِ دانیال یازده، بهوسیلهٔ آیهٔ شانزدهٔ همان باب نمونهسازی شده است. در آیهٔ چهل و یک، «ترکِ عظیم در میانِ زمین» بهعنوان فروافکنده شدنِ «بسیاری» شناخته میشود. پیام اشعیا، که عیسی هنگامی که در تاریخ خود در میان انسانها یهودیانِ خردهگیر را خطاب میکرد به آن اشاره نمود، مشخص میسازد که چون قومی که پیشتر اهل عهد بودند کنار گذاشته میشوند، آنگاه گوشها و چشمهایی دارند که نمیفهمند و درک نمیکنند. پیام اشعیا نمایانگرِ آخرین دعوت به اَدوِنتیسمِ لائودیکیه است، که در قانون یکشنبه پایان مییابد، جایی که اَدوِنتیسمِ لائودیکیه از دهان خداوند بیرون افکنده میشود.
او به سرزمینِ جلال نیز داخل خواهد شد، و کشورهای بسیاری سرنگون خواهند گردید؛ اما اینان از دست او خواهند رَست: یعنی ادوم، و موآب، و برگزیدگانِ بنیعَمّون. دانیال ۱۱:۴۱.
ישעیا و دانیال مسئولیت مییابند که ندای نهایی را به لائودیکیه عرضه کنند، و دانیال با سومین لمس در باب دهم برای این مأموریت تقویت میشود.
پس آنکه به شباهت انسان بود بار دیگر آمد و مرا لمس کرد و به من قوت بخشید، و گفت: «ای مردِ بسیار محبوب، مترس؛ سلامتی بر تو باد؛ قوی باش، آری، قوی باش.» و چون با من سخن گفت، تقویت یافتم و گفتم: «سرورم سخن بگوید، زیرا مرا قوت بخشیدهای.» دانیال ۱۰:۱۸، ۱۹
دانیال تقویت شد تا پیامی را که هنگامی که میکائیل در فصل دهم فرود آمد، بدان پی برده بود، ابلاغ کند. به اشعیا اعلام شد که باید آن پیام را تا زمان قانون یکشنبه ابلاغ نماید. در هنگام قانون یکشنبه، باقیماندهای برقرار خواهد شد.
پس من گفتم: «ای خداوند، تا به کِی؟» و او پاسخ داد: «تا آنگاه که شهرها ویران و بیساکن شوند، و خانهها از آدمی خالی گردند، و سرزمین بهکلی متروک شود، و خداوند مردمان را به دوردستها ببرد، و در میان زمین ترک و ویرانیِ عظیمی پدید آید. اما با این همه، هنوز در آن یکدهمی خواهد بود، و آن بازخواهد گشت، و خورده خواهد شد؛ همچون درخت بَطم و همچون بلوط، که چون برگهای خود را فرو میریزند، مایه و جوهرشان در آنها باقی میماند؛ همچنین نسلِ مقدس، مایه و جوهر آن خواهد بود.» اشعیا ۶:۱۱–۱۳
هنگامی که «ترک عظیمی در میان زمین» پدید آید (در زمان قانون یکشنبه)، «دهیک»ی آشکار خواهد شد که «ماهیت» آن «نسل مقدس» است. ریشهٔ واژهٔ عبریِ ترجمهشده به «دهیک»، «عُشر» است. خداوند در زمان قانون یکشنبه، «عُشری» را خواهد داشت که «بازگشتهاند».
اور زمین کی تمام دہ یکم، خواہ زمین کے بیج میں سے ہو یا درخت کے پھل میں سے، خداوند ہی کی ہے؛ وہ خداوند کے لیے مقدّس ہے۔ اور اگر کوئی شخص اپنی دہ یکم میں سے کچھ بھی فدیہ دے کر چھڑانا چاہے تو وہ اس پر اس کا پانچواں حصہ مزید بڑھا دے۔ اور گلہ یا ریوڑ کی دہ یکم کے بارے میں، یعنی ہر اُس چیز میں سے جو لاٹھی کے نیچے سے گزرتی ہے، دسواں حصہ خداوند کے لیے مقدّس ہوگا۔ احبار 27:30–32۔
«دهم»ی که «بازمیگردد» برای خداوند مقدّس است، و آن نصیبِ خداوند است.
زیرا نصیبِ خداوند قومِ اوست؛ یعقوب بهرهٔ میراثِ اوست. تثنیه 32:9.
کسانی که پیش از قانون یکشنبه بازگشتهاند، همان کسانی هستند که بهوسیلهٔ ارمیا نمایانده شدهاند؛ آنان که نخستین نومیدی را متحمل شدهاند، و خداوند به ایشان وعده داده بود که اگر بازگردند، دهانِ خداوند، یا سخنگویان او، خواهند بود.
سخنان تو یافت شد و آنها را خوردم؛ و کلامت برای من شادی و مسرّت دل من گردید؛ زیرا ای یهوه، خدای لشکرها، من به نام تو خوانده شدهام. در مجلس استهزاکنندگان ننشستم و شادمانی نکردم؛ به سبب دست تو تنها نشستم، زیرا مرا از غضب پر ساختهای. چرا درد من دائمی است و زخم من علاجناپذیر، که از شفا یافتن سر باز میزند؟ آیا تو برای من بهراستی چون جویباری فریبنده و چون آبهایی خواهی بود که فرو میمانند؟ پس خداوند چنین میفرماید: اگر بازگردی، تو را باز خواهم آورد، و در حضور من خواهی ایستاد؛ و اگر گرانبها را از بیارزش جدا سازی، همچون دهان من خواهی بود. بگذار آنان به سوی تو بازگردند، اما تو به سوی ایشان باز مگرد. و تو را برای این قوم حصاری از دیوار برنجین خواهم ساخت؛ و با تو خواهند جنگید، اما بر تو غالب نخواهند آمد؛ زیرا من با تو هستم تا تو را نجات دهم و رهایی بخشم، خداوند میفرماید. و تو را از دست شریران خواهم رهانید، و از چنگ سهمگینان فدیه خواهم داد. ارمیا ۱۵:۱۶–۲۱.
بقیه، یا آن دُهُمی که در شهادت اشعیا بازمیگردد، میبایست خورده شود؛ زیرا پیام خدا به ایشان سپرده شده بود، و کلام او میبایست خورده شود. آنان کسانی بودند که دهان خدا میشدند، و بدینسان کلام خدا را که میبایست از سوی جویندگان نجات خورده شود، ارائه میکردند. ارمیا در «مجمع مسخرهکنندگان» ننشست، زیرا همانگونه که دربارهٔ دانیال نیز بود، هنگامی که رؤیا را دید، «مجمع مسخرهکنندگان» گریخت. ارمیا گمان کرده بود که خدا به او دروغ گفته است، زیرا دست خدا نخستین نومیدیِ ۱۹ آوریل ۱۸۴۴ را در تاریخ میلریتی، و ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را در ایام آخر، اجازه داده بود. وعده برای ارمیا این بود که اگر «بازگردد»، و در فراز اشعیا، آن «دهم» «بازمیگردد».
Si Jeremías «vuelve», forma parte del «décimo» de Isaías, el cual es santo y es la porción del Señor, cuya «sustancia» está en ellos. La palabra hebrea «sustancia» significa una columna, y ser hecho «columna» es la promesa dada a los de Filadelfia.
او که غالب آید، او را ستونی در هیکل خدای خود خواهم ساخت، و دیگر هرگز از آن بیرون نخواهد رفت؛ و نام خدای خود و نام شهر خدای خود را، یعنی اورشلیم جدید را، که از آسمان از جانب خدای من نازل میشود، بر او خواهم نوشت؛ و نام جدید خود را نیز بر او خواهم نوشت. هر که گوش دارد، بشنود که روح به کلیساها چه میگوید. مکاشفه ۳:۱۲، ۱۳.
«ستون»، یعنی «جوهر» ایشان، نمایانگر پیوندِ الوهیت و انسانیت است، زیرا مسیح همان «ستون»ی است که هیکل را نگاه میدارد.
«در حالی که در این حالتِ افسردگی بودم، خوابی دیدم که تأثیری عمیق بر ذهنم گذاشت. در خواب دیدم معبدی را که اشخاص بسیاری به سوی آن روی میآوردند. تنها کسانی که در آن معبد پناه میگرفتند، هنگامی که زمان به پایان میرسید، نجات مییافتند. همهٔ آنان که در بیرون باقی میماندند، برای همیشه هلاک میشدند. انبوه مردمانِ بیرون، که هر یک به راههای گوناگون خود میرفتند، کسانی را که وارد معبد میشدند، استهزا و تمسخر میکردند و به ایشان میگفتند که این نقشهٔ نجات، فریبی زیرکانه است، و در حقیقت هیچ خطری وجود ندارد که لازم باشد از آن اجتناب شود. حتی برخی را نیز میگرفتند تا از شتافتن ایشان به درونِ دیوارها جلوگیری کنند.»
“د مسخره کېدو له وېرې مې غوره وګڼله چې تر هغه وخته انتظار وباسم څو ګڼه ګوڼه خوره شي، يا تر هغه چې وکولای شم د هغوی له پام پرته ننهوځم. خو د کمېدو پر ځای شمېر لا زياتېده، او د ناوخته کېدو له وېرې مې په بيړه خپل کور پرېښود او د خلکو له ګڼې ګوڼې مې ځان تېر کړ. معبد ته د رسېدو په خپلې اندېښنې کې مې نه هغه ګڼه ګوڼه ليدله او نه مې پروا ورسره وه چې زما شاوخوا يې نيولې وه. کله چې ودانۍ ته ننوتم، ومې ليدل چې ستر معبد په يوې لويې ستنې ولاړ و، او له همدې ستنې سره يو وري تړل شوی و، چې ټوټې ټوټې او په وينو ککړ و. موږ چې هلته حاضر وو، داسې برېښېده چې پوهېدو دا وري زموږ په خاطر څيرل شوی او ټپي شوی و. هر څوک چې معبد ته ننوته، بايد د هغه مخې ته راتله او په خپلو ګناهونو يې اقرار کاوه.
«درست پیش از بره، کرسیهایی بلند قرار داشت که گروهی بر آنها نشسته بودند و بسیار شادمان مینمودند. نور آسمان چنان مینمود که بر چهرههای ایشان میدرخشد، و آنان خدا را ستایش میکردند و سرودهای شکرگزاریِ شادمانه میسرودند که همچون موسیقی فرشتگان به گوش میرسید. اینان کسانی بودند که پیش از بره آمده، به گناهان خود اعتراف کرده، آمرزش یافته بودند، و اکنون با انتظارِ شادمانه در انتظار وقوعِ رویدادی مسرّتبخش بودند.»
«حتی پس از آنکه وارد ساختمان شدم، ترسی بر من مستولی شد، و احساسی از شرم که باید خود را در برابر این مردم فروتن سازم. اما به نظر میرسید که ناگزیرم به پیش روم، و آهستهآهسته راه خود را پیرامون ستون میپیمودم تا با بره روبهرو شوم، که ناگهان شیپور به صدا درآمد، معبد به لرزه افتاد، فریادهای ظفر از قدیسانِ گردآمده برخاست، روشناییِ هولناکی بنا را منوّر ساخت، سپس همهجا در تاریکیِ مطلق فرو رفت. آن مردمِ شادمان، همگی همراه با آن روشنایی ناپدید شدند، و من در هراسِ خاموشِ شب، تنها بر جای ماندم. با عذابی جانکاه در ذهن بیدار شدم و بهسختی میتوانستم خود را قانع سازم که خواب دیده بودم. به نظرم میرسید که سرنوشت من تثبیت شده است، و روحِ خداوند مرا ترک کرده و هرگز بازنخواهد گشت.» شهادتها، جلد ۱، ص. ۲۷.
«جوهر»، یعنی آنچه در درونِ یکدهمِ بازگشته قرار دارد، همان «ستون»ی است که هیکل را نگه میدارد. دانیال رؤیای علّیِ برّهای را دید که بر ستون آویخته شده بود، و آن برّه همان «ستون» بود. هنگامی که دانیال آن رؤیای عظیم را دید، به صورتِ ستون دگرگون شد؛ و یکدهمِ اشعیا نیز به همینسان «جوهر» را، یعنی ستون را، در درونِ خود دارند، و آن جوهر باید بهوسیلهٔ همهٔ کسانی که میخواهند به هیکل داخل شوند «خورده» شود. آنان که به هیکل داخل میشوند و جوهر را میخورند، همان گلهٔ دیگرِ خدا هستند که به پیامِ عَلَمی که در هنگامِ قانونِ یکشنبه برافراشته میشود پاسخ میدهند، آنگاه که در زمین ترکِ عظیمی پدید میآید. «ذریّتِ مقدّس»، که همان جوهرِ اشعیاست، آن برّهای است که از بنیادِ جهان ذبح شده بود.
دهمینی که بازمیگردند، از دست شریران رهایی خواهند یافت، آنگاه که در زمان قانون یکشنبه، جدایی فیلادلفیا و لائودیکیه برای ابدیت تثبیت میشود و بسیاری در آن هنگام سرنگون میگردند. آنان که سرنگون میشوند، بهعنوان همان شریرانی شناخته میشوند که درک نمیکنند. همچنین ایشان از دست هولناک رهایی خواهند یافت، زیرا نشان وحش را دریافت نخواهند کرد.
יוہ خداوند فرماتا ہے: میں بابل کے بادشاہ نبوکدنضر کے ہاتھ سے مصر کی کثرت کو بھی موقوف کر دوں گا۔ وہ اور اس کے ساتھ اس کی قوم، جو امتوں میں ہیبت ناک ہیں، ملک کو تباہ کرنے کے لیے لائے جائیں گے؛ اور وہ مصر پر اپنی تلواریں کھینچیں گے اور ملک کو مقتولوں سے بھر دیں گے۔ اور میں دریاؤں کو خشک کر دوں گا، اور ملک کو شریروں کے ہاتھ بیچ دوں گا؛ اور میں اجنبیوں کے ہاتھ سے ملک کو اور جو کچھ اس میں ہے سب کو ویران کر دوں گا: میں خداوند نے یہ فرمایا ہے۔ یسعیاہ 30:10–12۔
«هولناکِ امّتها» لشکرِ نیابتیِ پادشاهِ شمال است. عَلَمی که در هنگامِ قانونِ یکشنبه برافراشته میشود، از دستِ باکرهگانِ جاهل، یا شریر، رهایی مییابند، و نیز از دستِ هولناکِ امّتها رهایی داده میشوند. مسئلهای که در اینجا بدان میپردازیم این است که اشعیا، و دانیال، و ارمیا، و حزقیال، و یوحنا، همگی برای نمایانیدنِ قیام و توانمندسازیِ یکصد و چهل و چهار هزار نفری به کار گرفته شدهاند که از نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ بازمیگردند. در رؤیای نهاییِ دانیال، رؤیایی که نزدِ نهرِ حِدِّقِل به او داده شد، دانیال به فهمِ هر دو جنبهٔ درونی و بیرونیِ کلامِ نبویِ خدا رسانیده میشود، و برای ارائهٔ آن پیام تقویت میگردد.
پیامِ درونی و بیرونی با تعریفِ نبویِ سر، یا «دژ»، در آیهٔ ده با یکدیگر جمع میشود؛ تعریفی که جنگِ اوکراین را که اکنون بهوسیلهٔ پوتین در حال اجراست شناسایی میکند. آن کلیدِ شناساییِ سر، کاربردی درونی و بیرونی دارد، و آغازِ آن جنگ دورهای را مشخص میسازد که در آن هر دو سر موضوعِ نبوت میشوند. دژ یا سر، بهمثابهٔ روسیه، جنگِ نیابتیِ دوم را شناسایی میکند؛ جنگی که به جنگِ نیابتیِ سوم میانجامد، و آن آغازِ جنگِ جهانیِ سوم را نشان میدهد، همانگونه که در آیهٔ پانزده بهوسیلهٔ نبردِ پانیوم بهصورت نمادین ارائه شده است.
شانزدهمین آیه همان قانون یکشنبه است؛ و بنابراین از سال ۲۰۱۴، هنگامی که جنگ اوکراین آغاز شد، چنانکه در آیات یازده و دوازده به تصویر کشیده شده است، تا زمان قانون یکشنبه، کار نهاییِ مربوط به مُهر شدن قوم خدا به انجام میرسد. تفسیر جبرئیل در فصل یازدهم دانیال، نمایانگر پیامی است که قوم خدا را تقدیس میکند، یا مُهر مینهد. غفلت از این حقیقت، به معنای از دست دادن همهچیز است. آن نبوتی که گشوده میشود، و در کتاب مکاشفه «مکاشفهٔ عیسی مسیح» نامیده شده است، و کتاب مکاشفه آن را بهعنوان چیزی که درست پیش از بسته شدن درِ فیض گشوده میشود معرفی میکند، بخشی مشخص از کتاب دانیال است.
اور اُس نے مجھ سے کہا، اِس کتاب کی نبوت کی باتوں پر مُہر نہ لگا، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ جو ناراست ہے، وہ ناراست ہی رہے؛ اور جو ناپاک ہے، وہ ناپاک ہی رہے؛ اور جو راست باز ہے، وہ راست باز ہی رہے؛ اور جو مُقدّس ہے، وہ مُقدّس ہی رہے۔ مکاشفہ 22:10، 11۔
در ایام آخر، زمانی معین وجود دارد که در آن نبوت نهایی گشوده میشود، زیرا آیه میگوید: «وقت نزدیک است.» همین تعبیر که در فصل آخر مکاشفه آمده است، در فصل نخست نیز یافت میشود.
مکاشفۀ عیسی مسیح، که خدا آن را به او عطا فرمود تا اموری را که میباید بهزودی واقع شود به بندگان خود نشان دهد؛ و آن را بهواسطۀ فرشتۀ خود فرستاده، بر بندۀ خویش یوحنا آشکار ساخت؛ همان که بر کلام خدا و بر شهادت عیسی مسیح و بر همۀ آنچه دیده بود شهادت داد. خوشا به حال آن که میخوانَد، و آنان که سخنان این نبوت را میشنوند و آنچه را که در آن مکتوب است نگاه میدارند، زیرا وقت نزدیک است. مکاشفه ۱:۱–۳
دویستوبیست، و ازاینرو بیستودو، نمادِ اتحادِ الوهیت با بشریتاند؛ و کار نهاییِ فرشتهٔ سوم، که همان مُهر کردنِ صد و چهل و چهار هزار است، در چارچوبِ نبویِ مَثَلِ ده باکره به انجام میرسد. باکرهگانِ خردمندِ ایامِ آخر، نخستین یأسِ خود را در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ متحمل شدند، و چون استخوانهای مرده در کوچهٔ مکاشفه باب یازدهم پراکنده گشتند، تا ژوئیهٔ ۲۰۲۳، یعنی بیستودو سال پس از آنکه فرایندِ مُهرگذاری در ۲۰۰۱ آغاز شد. «آنگاه وقت نزدیک بود»، و سپس خداوند «آوازی در بیابان» برانگیخت که آن پیام را از جبرئیل دریافت کرده بود؛ جبرئیلی که آن را از مسیح دریافت کرده بود، و مسیح آن را از پدر دریافت کرده بود.
سپس آن صدا آغاز کرد به فرستادنِ پیام به کلیساها، و این پیام بهصورت الکترونیکی ارسال شده است، بهگونهای که میتوان آن را خواند و/یا شنید، و اکنون به بیش از شصت زبان در دسترس است. آن بخش از نبوت که مُهرش گشوده شد، یعنی همان پیام، در کتاب دانیال یافت میشود.
"هغه کتاب چې مُهر شوی و، وحی نه ده، بلکې د دانیال د نبوت هغه برخه ده چې د اخرو ورځو سره تړاو لري. فرښتې امر وکړ: «خو ته، اې دانیاله، دا خبرې پټې کړه او کتاب تر پایه د وخت پورې مُهر کړه.» دانیال 12:4." اعمالُ الرسل، 585.
«بخشِ نبوتِ دانیال که مربوط به ایامِ آخر است»، آیهٔ چهل است. این تنها خودِ آیهٔ چهل نیست، بلکه آن بخشی از آیهٔ چهل است که پس از زمانِ آخر در سالِ ۱۹۸۹، و پیش از قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهلویک نمایان شده است. آن تاریخِ مربوط به آیهٔ چهل که در خودِ آیه هیچ ذکری از آن نیامده است، همان بخشی از نبوتِ مربوط به ایامِ آخر است که مُهر شده بود، و از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ برای کسانی که برگزینند ببینند و بشنوند، در حالِ گشودهشدن بوده است.
چهل، هیچیک از تاریخِ پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۸۹ را تا هنگام قانون یکشنبهِ آیهٔ چهلویک ثبت نمیکند؛ اما بسترِ نبویای را فراهم میسازد که خطوط دیگرِ نبوت باید بر آن نهاده شوند. آنان که مایل نیستند ببینند و بشنوند که روشِ «خط بر خط» همان روشِ بارانِ آخِر است، تواناییِ دیدنِ تاریخِ پنهانِ آیهٔ چهل را ندارند؛ و آن همان تاریخی است که «مکاشفهٔ عیسی مسیح» است، که جبرئیل آمد تا آن را برای یوحنا و دانیال تفسیر کند.
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«در بریه، پولُس بار دیگر کار خود را با رفتن به کنشتِ یهودیان برای موعظهٔ انجیلِ مسیح آغاز کرد. او دربارهٔ ایشان میگوید: “اینها از آنان که در تسالونیکی بودند شریفتر بودند، زیرا کلام را با کمالِ اشتیاقِ ذهن پذیرفتند و هر روز کتبِ مقدّس را میکاویدند تا ببینند آیا این امور چنین است یا نه. ازاینرو بسیاری از ایشان ایمان آوردند؛ همچنین از زنانِ شریفِ یونانی و از مردان نیز، اندک نبودند.”»
«در ارائهٔ حقیقت، آنان که صادقانه خواهان آناند که بر حق باشند، به جستوجویی کوشا در کتب مقدّس بیدار خواهند شد. این امر نتایجی همانند نتایجی پدید خواهد آورد که همراه با خدمات رسولان در بیریه بود. امّا آنان که در این ایّام حقیقت را موعظه میکنند، با بسیاری روبهرو میشوند که درست بر ضدّ بیریانیاناند. ایشان نمیتوانند تعلیمی را که به آنان عرضه میشود ابطال کنند، با این حال نهایت اکراه را از تحقیق در شواهدی که در تأیید آن ارائه میشود نشان میدهند، و چنین میپندارند که حتّی اگر آن حقیقت باشد، اینکه آن را به عنوان حقیقت بپذیرند یا نپذیرند، امری کماهمّیت است. آنان میاندیشند که ایمان و رسوم کهنهٔ ایشان برایشان به قدر کافی نیکوست. امّا خداوند، که سفیران خود را با پیامی برای جهان فرستاد، مردم را نسبت به شیوهای که با سخنان خادمان او رفتار میکنند مسئول خواهد شمرد. خدا همه را بر حسب نوری که به ایشان عرضه شده است داوری خواهد کرد، خواه آن نور برایشان آشکار باشد یا نباشد. وظیفهٔ ایشان است که همچون بیریانیان تحقیق کنند. خداوند از طریق نبیّ، هوشع، میگوید: «قوم من از نبودِ معرفت هلاک میشوند؛ چون تو معرفت را رد کردهای، من نیز تو را رد خواهم کرد.»»
«ذهنهای بِریانیان بهسبب تعصب تنگ نشده بود، و آنان مایل بودند حقایقی را که رسولان موعظه میکردند بررسی کنند و بپذیرند. اگر مردمِ زمان ما از نمونهٔ آن بِریانیانِ شریف پیروی میکردند، در اینکه هر روز کتب مقدّس را تفحّص کنند و پیامهایی را که برایشان آورده میشود با آنچه در آنجا ثبت شده است بسنجند، آنگاه در جایی که امروز یک تن هست، هزاران تن به شریعت خدا وفادار میبودند. امّا بسیاری که مدّعیاند خدا را دوست دارند، هیچ میلی ندارند که از خطا به سوی حقیقت تغییر کنند، و به افسانههای دلپسندِ ایّام آخر میچسبند. خطا ذهن را کور میسازد و از خدا دور میگرداند؛ امّا حقیقت به ذهن نور میبخشد و به جان حیات میدهد.» Sketches from the Life of Paul, 87, 88.