الهام روشن میسازد که باب سومِ دانیال، نمودارِ قانونِ یکشنبه در ایالات متحده است. در باب بیستوسومِ اشعیا، فاحشهٔ صور، که با پادشاهانِ زمین زنا میکند، همان فاحشهٔ مکاشفه است که با پادشاهانِ زمین زنا میکند. در مکاشفه هفده، بر پیشانیِ آن فاحشه «بابل عظیم» نوشته شده است.
اور وہ عورت ارغوانی اور قرمزی لباس پہنے ہوئے تھی، اور سونے اور قیمتی پتھروں اور موتیوں سے آراستہ تھی، اور اُس کے ہاتھ میں سونے کا ایک پیالہ تھا جو اُس کی زناکاری کی مکروہات اور نجاست سے بھرا ہوا تھا۔ اور اُس کے ماتھے پر ایک نام لکھا ہوا تھا: راز، بڑا بابل، کسبیوں کی ماں اور زمین کی مکروہات کی ماں۔ مکاشفہ 17:4، 5۔
پیش از سال ۱۹۵۰، فرهنگهای لغت انگلیسی بهدرستی زنی را که در این دو آیه نمایانده شده است، کلیسای کاتولیک روم معرفی میکردند. تمام جهان، پس از قرون تاریکِ آزارهای کاتولیکی که از سال ۵۳۸ تا ۱۷۹۸ به انجام رسید، میدانست که کلیسای روم همان فاحشهای است که با پادشاهان زمین زنا میکند. اعلامیۀ استقلال بهمنزلۀ ردّ حاکمیت کاتولیسیزم، و نیز ردّ حاکمیت پادشاهان زمینی که با آن فاحشه روابطی ناپاک برقرار کرده بودند، طرحریزی شده بود. اشعیا باب بیستوسه تصریح میکند که آن فاحشه به فراموشی سپرده خواهد شد. شما هرگز در هیچ موتور جستوجوی مدرنی تعریفِ فاحشۀ مکاشفه هفده را بهعنوان کلیسای کاتولیک نخواهید یافت، زیرا کلام خدا هرگز ساقط نمیشود، و کلام خدا میگوید که او به فراموشی سپرده خواهد شد.
اور در آن روز واقع خواهد شد که صور به مدت هفتاد سال، بر حسب ایام یک پادشاه، به فراموشی سپرده شود؛ و پس از پایان هفتاد سال، صور مانند فاحشهای خواهد خواند. ای فاحشهای که به فراموشی سپرده شدهای، بربطی برگیر و در شهر بگرد؛ نغمهای دلنشین بنواز، و سرودهای بسیار بخوان تا به یاد آورده شوی. و پس از پایان هفتاد سال واقع خواهد شد که خداوند صور را تفقد خواهد نمود، و او به مزد خویش بازخواهد گشت، و با تمامی ممالک جهان بر روی زمین زنا خواهد کرد. و تجارت او و مزد او برای خداوند قدوسیت خواهد بود؛ نه ذخیره خواهد شد و نه اندوخته، زیرا تجارت او برای ساکنانِ در حضور خداوند خواهد بود، تا به قدر کفایت بخورند و جامهٔ پایدار بپوشند. اشعیا 23:15–18.
کلام خدا هرگز شکست نمیخورد، و از سال 1798، آن فاحشه به فراموشی سپرده شده است، اما در ایام آخر به یاد آورده خواهد شد. او هنگامی به یاد آورده میشود که سبت روز هفتمِ خدا مورد هجوم قرار گیرد، و آن همان یگانه فرمان از ده فرمان است که همواره باید به یاد آورده میشد. او هنگامی به یاد آورده میشود که چنگ خود را بردارد، در شهر بگردد و نغمههای دلنشین و سرودهای بسیار بنوازد. او سرودهای خود را در پایان هفتاد سال، که ایام یک پادشاه است، میخواند. پادشاه، مطابق باب دوم دانیال، یک پادشاهی است.
و هر جا که فرزندان انسان ساکناند، جانوران صحرا و پرندگان آسمان را به دست تو سپرده، و تو را بر همهٔ آنها فرمانروا ساخته است. تو همان سرِ زرّین هستی. دانیال ۲:۳۸.
یک «سر» یا یک «پادشاه»، هر دو نماد یک پادشاهی هستند. پادشاهیای که بهوسیلهٔ «ایامِ یک پادشاه» نمایانده شده است، ایالات متحده است. ایالات متحده حاکمیت نبویِ خود را بهعنوان وحشِ زمین هنگامی آغاز کرد که در سال ۱۷۹۸ آن زخمِ مهلک بر فاحشهٔ بابل وارد آمد. این کشور تا زمان قانونِ یکشنبه همچنان بهعنوان ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس ادامه مییابد. پادشاهیِ تحتاللفظیِ نبوتِ کتابمقدس که در واقع هفتاد سال حکومت کرد، بابل بود.
اینک من تمامی خاندانهای شمال را خواهم فرستاد و برخواهم گرفت، خداوند میگوید، و نبوکدنصر، پادشاه بابل، بندهٔ خویش را؛ و ایشان را بر ضد این سرزمین، و بر ضد ساکنان آن، و بر ضد همهٔ این امتهای پیرامون آن خواهم آورد؛ و آنان را بالکل هلاک خواهم ساخت، و ایشان را مایهٔ حیرت، و سوت استهزا، و ویرانیهای جاودانه خواهم گردانید. و نیز از میان ایشان آواز شادمانی و آواز مسرت، آواز داماد و آواز عروس، صدای آسیاها و نور چراغ را خواهم گرفت. و تمامی این سرزمین ویرانه و مایهٔ حیرت خواهد شد؛ و این امتها هفتاد سال پادشاه بابل را خدمت خواهند نمود. و واقع خواهد شد که چون هفتاد سال به انجام رسد، آنگاه پادشاه بابل و آن امت را، خداوند میگوید، به سبب گناهشان، و نیز سرزمین کلدانیان را مجازات خواهم کرد، و آن را ویرانیهای جاودانه خواهم ساخت. ارمیا 25:9–12.
بابلِ literal برای هفتاد سال حکومت کرد و نمادی از آن پادشاهی در ایام آخر بود که برای هفتاد سالِ نمادین سلطنت خواهد کرد. نبوکدنصر، پادشاه بابل، سه بار به یهودا حمله کرد. نخستین حمله علیه یهویاقیم بود، و در آن هنگام هفتاد سالِ نبوت ارمیا آغاز شد. این دوره با مرگ بلشصر پایان یافت، هنگامی که خدا «پادشاه بابل» را مجازات کرد، همانگونه که در آغاز هفتاد سال، پادشاه یهویاقیم را مجازات کرده بود. آن پادشاهی نبوی که بهصورت «ایام یک پادشاه» (یک پادشاهی) بهمثابه «هفتاد سال» معرفی شده است، بابل بود؛ و آن پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس که در طول هفتاد سالِ نمادین، در زمانی که فاحشهٔ صور به فراموشی سپرده شده است، حکومت میکند، وحشِ زمینِ مکاشفه باب سیزده است. انتقال از پنجمین به ششمین پادشاهیِ نبوتِ کتابمقدس در سال 1798، بخشی از حقیقتی است که یوحنا در مکاشفه باب سیزده ترسیم میکند.
اور میں سمندر کے کنارے کی ریت پر کھڑا ہوا، اور میں نے ایک حیوان کو سمندر میں سے اُبھرتے دیکھا، جس کے سات سر اور دس سینگ تھے، اور اُس کے سینگوں پر دس تاج تھے، اور اُس کے سروں پر کفر کا نام لکھا تھا۔ ... پھر میں نے ایک اور حیوان کو زمین میں سے نکلتے دیکھا؛ اور اُس کے دو سینگ برّہ کے مانند تھے، مگر وہ اژدہا کی مانند بولتا تھا۔ مکاشفہ 13:1، 11۔
ساحلی که یوحنا در مکاشفه فصل سیزده بر آن ایستاده بود، نمایانگر سال ۱۷۹۸ است.
“در زمانی که پاپیّت، چون از قوّت خود محروم شده بود، ناگزیر از دست کشیدن از آزار و جفا گردید، یوحنا قدرتی تازه را دید که برمیخاست تا آواز اژدها را بازتاب دهد و همان کار بیرحمانه و کفرآمیز را ادامه بخشد. این قدرت، آخرین قدرتی که با کلیسا و شریعت خدا جنگ خواهد کرد، به صورت وحشی با شاخهایی همانند برّه به تصویر کشیده شده است. وحوش پیش از آن از دریا برآمده بودند؛ امّا این یکی از زمین برآمد، و این بیانگر ظهور آرام آن ملّتی است که آن را مجسّم میساخت—ایالات متّحده.” Signs of the Times، 8 فوریه 1910.
دریا سے نکلنے والا حیوان، سمندر کے کنارۂ ریگ کے ذریعے زمین کے حیوان سے جدا کیا گیا تھا۔ سنہ 1798 میں بائبلی نبوت کی پانچویں بادشاہی (ساحلِ سمندر) ماضی کی تاریخ کی نمائندگی کرتی تھی، اور چھٹی بادشاہی مستقبل کی تاریخ تھی۔ ملریوں نے اس حقیقت کو نہیں دیکھا۔ ولیم ملر کو بتپرستی کی اژدہائی قوت اور اس کے بعد آنے والی اُس بادشاہی کے ساتھ اس کے تعلق کی بصیرت دی گئی تھی، جس کی نمائندگی کیتھولکیت کے حیوان کے طور پر کی گئی ہے۔ مکاشفہ تیرہ، جھوٹے نبی کی کہانی کو منکشف کرتا ہے، یعنی اُن تین قوتوں میں سے تیسری قوت کی، جو دنیا کو آرمگیڈون کی طرف لے جاتی ہیں۔ یہ کہانی 1798 کے ساحلِ سمندر پر شروع ہوتی ہے۔
ایالات متحده تاریخ خود را با نماد برّه آغاز میکند، اما تاریخ خود را در حالی به پایان میبرد که چون اژدها سخن میگوید. تاریخ هفتاد سال نمادینِ سلطنتِ وحشِ زمین در یک آیه، در باب سیزدهم مکاشفه، به تصویر کشیده شده است؛ زیرا آن آیه آغاز و پایانِ وحشِ زمین را هر دو در یک جمله مشخص میسازد.
و دیدم وحشی دیگری از زمین برمیآید؛ و او را دو شاخ مانند برّه بود، و چون اژدها سخن میگفت. مکاشفه 13:11.
Quando os Estados Unidos falam como um dragão, promulgam a lei dominical. Antes de levarem a efeito a imposição da adoração dominical, as igrejas apóstatas do protestantismo se unirão e assumirão o controle político do governo apóstata, ao formarem a imagem da besta. Quando a Inspiração identifica (e o faz repetidamente) que a cerimônia de dedicação, por Nabucodonosor, da imagem de ouro representa a lei dominical, está assinalando o fim dos setenta anos simbólicos da besta da terra. Os capítulos um a três de Daniel representam as três mensagens angélicas de Apocalipse capítulo catorze. O terceiro anjo se torna uma verdade viva na lei dominical.
بهطور نبوی، بابهای یک تا سهِ کتاب دانیال، نمایانگر هفتاد سالِ نمادینِ وحشِ زمینیِ مکاشفه سیزده هستند. آزمونِ خوراکی که در باب یک نشان داده شده است، و نیز نمادگراییِ یهویاقیم، مشخص میسازند که باب یک، از نظر نبوی، با توانمندسازیِ فرشتهٔ اول آغاز میشود؛ یا در 11 اوت 1840، یا در 11 سپتامبر 2001، در تاریخِ فرشتهٔ سوم.
بابل امتی است که هفتاد سال فرمان راند، و آن سالها نمایانگر تاریخ ایالات متحده است. هفتاد سالِ بابل تا مدتی بسیار پس از برپا داشتن تمثال زرین بهدست نبوکدنصر به پایان نرسید، اما از دیدگاه نبوی، آن هفتاد سالِ نمادینی که اشعیا در باب بیستوسه بهکار میبرد، در باب سوم دانیال پایان مییابد. هنگامی که ارکستر نبوکدنصر برای مراسم تقدیس موسیقی مینوازد، نشانِ وحش به اجرا گذاشته میشود، و در آن هنگام فاحشهٔ صور و بابل سرودهای خود را برای پادشاهان زمین آغاز به خواندن میکند، در حالی که اسرائیلِ مرتد سر فرود میآورد و به رقص درمیآید.
نبوکدنصرِ پادشاه تمثالی از طلا ساخت که بلندیِ آن شصت ذراع و پهنای آن شش ذراع بود؛ و آن را در دشتِ دورا، در ولایتِ بابل، برپا داشت. آنگاه نبوکدنصرِ پادشاه فرستاد تا امرای مملکت، والیان، سرداران، داوران، خزانهداران، مشیران، حاکمان، و جمیع رؤسای ولایات را گرد آورند تا به مراسمِ تدشینِ تمثالی که نبوکدنصرِ پادشاه برپا کرده بود، حاضر شوند. پس امرای مملکت، والیان، سرداران، داوران، خزانهداران، مشیران، حاکمان، و جمیع رؤسای ولایات برای تدشینِ تمثالی که نبوکدنصرِ پادشاه برپا کرده بود، گرد آمدند؛ و در برابرِ تمثالی که نبوکدنصر برپا داشته بود، ایستادند. سپس منادی به آوازِ بلند ندا درداد: ای قومها، امتها، و زبانها، به شما فرمان داده میشود که چون صدای کَرنا، نی، بربط، چنگ، قانون، سنتور، و هر نوع ساز و نوا را بشنوید، به خاک افتاده، تمثالِ زرّینی را که نبوکدنصرِ پادشاه برپا کرده است، سجده نمایید؛ و هر که به خاک نیفتد و سجده نکند، در همان ساعت به میانِ کورهای از آتشِ مشتعل افکنده خواهد شد. از اینرو، در آن هنگام، چون همهٔ قومها صدای کَرنا، نی، بربط، چنگ، قانون، و هر نوع ساز و نوا را شنیدند، جمیعِ قومها، امتها، و زبانها به خاک افتاده، تمثالِ زرّینی را که نبوکدنصرِ پادشاه برپا کرده بود، سجده نمودند. دانیال ۳:۱–۷.
در آن «زمان»، یا در همان «ساعت»، که همان قانون یکشنبه در ایالات متحده است، هر کس که از پرستش آن تمثال زرین امتناع ورزد، «به میان کورهای از آتشِ سوزان افکنده خواهد شد». تنها کتاب در عهد عتیق که واژهای را در بر دارد که به «ساعت» ترجمه شده است، کتاب دانیال است. واژهٔ «ساعت» در فصل سه، بیانگر فرارسیدن نشانِ وحش است. واژهٔ «ساعت» همچنین در فصل چهار، نمایانگر پیام فرشتهٔ اول است، زیرا در آنجا نماد هشدار به نبوکدنصر دربارهٔ «ساعتِ» آتیِ داوری خداست.
آنگاه دانیال، که نامش بلطشصر بود، تا ساعتی مبهوت ماند و افکارش او را مضطرب ساخت. پادشاه سخن گفت و گفت: «ای بلطشصر، مباد که خواب و تعبیر آن تو را مضطرب سازد.» بلطشصر در پاسخ گفت: «ای سرورم، کاش این خواب نصیب آنان که از تو نفرت دارند میبود، و تعبیر آن از آنِ دشمنانت.» دانیال ۴:۱۹.
دانیال هشدارِ ساعتِ داوریِ آیندهٔ خدا را به نبوکدنصر ارائه کرد؛ هشداری که نبوکدنصر بعدها آن را رد کرد. پس «ساعت» در باب چهارم، هنگامی که بار دیگر در همان باب بهکار میرود، نمایانگر «ساعتی» است که داوری در آن فرارسید. در تاریخ میلری، نخستین «ساعت» در باب چهارم، نمایانگر ظهور فرشتهٔ اول در سال 1798 است. آن پیام هنگامی به انجام رسید که داوریِ تحقیقی در 22 اکتبر 1844 آغاز شد. «ساعت» در باب چهارم، نخست نمادی از پیامی دربارهٔ داوریِ آینده است و سپس بهعنوان نمادی بهکار میرود که نشان میدهد داوری فرارسیده است. نخستین کاربرد واژهٔ «ساعت» نمایانگر 1798 و ظهور فرشتهٔ اول است، و دومین کاربرد آن نمایانگر 22 اکتبر 1844 و ظهور فرشتهٔ سوم است.
در همان ساعت آن امر بر نبوکدنصر واقع شد؛ و او از میان آدمیان رانده شد، و چون گاوان علف میخورد، و بدنش از شبنم آسمان تر میشد، تا آنکه موهایش مانند پرهای عقابان بلند گردید، و ناخنهایش چون چنگالهای پرندگان شد. دانیال ۴:۳۳.
بنا بر این، «ساعت» در فصل چهارم نمادِ همزمانِ ۱۷۹۸ و ۱۸۴۴ است؛ که نقاط پایانیِ دو لعنتِ «هفت زمان» بر پادشاهیهای شمالیِ اسرائیل (که در ۷۲۳ ق.م. آغاز شد) و جنوبیِ اسرائیل (که در ۶۷۷ ق.م. آغاز شد) بهشمار میآیند. این دو لعنت، که نمایانگر دو هزار و پانصد و بیست سالِ پراکندگی و بندگیاند، اجرای نخستین و آخرین غضبِ خدا را بر قومِ مرتدِ او نشان میدهند. هر دوی آنها با داوریِ خدا آغاز شدند، و پایانهای مربوط به هر یک، پیامِ هشدارِ داوریِ تحقیقیِ قریبالوقوعِ خدا، یا فرارسیدنِ داوریِ تحقیقی را نمایندگی میکنند. هر دو داوریای که با پایانِ این دو داوریِ «هفت زمان» نمایانده شدهاند، در فصل چهارمِ دانیال با واژهٔ «ساعت» بازنمایی شدهاند.
در تاریخ میلریتی، «ساعت» نمایانگر آغاز جنبش در زمانِ آخر در سال 1798 است، هنگامی که فرشتهٔ اول آمد؛ و «ساعت» دوم در باب چهارم نمایانگر پایان جنبش است، هنگامی که فرشتهٔ سوم در 22 اکتبر 1844 آمد. جنبش میلریتیِ فرشتهٔ اول در جنبش فرشتهٔ سوم تکرار میشود؛ از اینرو، دو کاربردِ «ساعت» در باب چهارم نیز زمانِ آخر را در سال 1989، و نیز قانون یکشنبهایِ نزدیکالوقوع را مشخص میسازند. جنبش میلریتیِ فرشتهٔ اول گشایشِ داوریِ تحقیقی را اعلام کرد، و جنبش فرشتهٔ سوم گشایشِ داوریِ اجراییِ خدا را اعلام میکند؛ داوریای که تدریجی است، از قانون یکشنبه آغاز میشود، و تا آمدنِ ثانویِ مسیح ادامه یافته و شدت میگیرد.
ما به مطالعۀ خود در فصل سوم دانیال ادامه خواهیم داد، و بررسی واژۀ «ساعت» را در مقالۀ بعدی به پایان خواهیم رساند.
هان، من شما را چون گوسفندان در میان گرگان میفرستم؛ پس چون ماران هوشیار و چون کبوتران بیآزار باشید. اما از مردم برحذر باشید، زیرا شما را به شوراها خواهند سپرد و در کنیسههای خود تازیانه خواهند زد؛ و بهخاطر من، شما را نزد والیان و پادشاهان خواهند برد تا برای ایشان و امتها شهادتی باشد. لیکن هنگامی که شما را تسلیم کنند، اندیشه مکنید که چگونه یا چه بگویید، زیرا در همان ساعت آنچه باید بگویید به شما عطا خواهد شد. زیرا گوینده شما نیستید، بلکه روح پدر شماست که در شما سخن میگوید. و برادر، برادر را به مرگ تسلیم خواهد کرد، و پدر، فرزند را؛ و فرزندان بر والدین خود خواهند شورید و باعث کشته شدن ایشان خواهند شد. و بهسبب نام من، همه از شما نفرت خواهند داشت؛ اما آن که تا به انتها پایداری کند، نجات خواهد یافت. و چون در این شهر بر شما جفا کنند، به شهری دیگر بگریزید؛ زیرا هرآینه به شما میگویم، هنوز شهرهای اسرائیل را به پایان نرساندهاید که پسر انسان خواهد آمد. شاگرد از استاد خود برتر نیست، و نه غلام از آقای خویش. شاگرد را بس است که مانند استاد خود باشد، و غلام را که مانند آقای خویش. اگر صاحبخانه را بعلزبول خواندهاند، اهل خانهاش را چه بسیار بیشتر چنین خواهند خواند؟ پس از ایشان مترسید، زیرا هیچ چیز پوشیدهای نیست که آشکار نخواهد شد، و نهان نیست که دانسته نخواهد گردید. آنچه در تاریکی به شما میگویم، در روشنایی بگویید؛ و آنچه در گوش میشنوید، بر بامها موعظه کنید. و از آنان که جسم را میکشند اما قادر به کشتن جان نیستند مترسید؛ بلکه از او بترسید که قادر است هم جان و هم جسم را در جهنم هلاک کند. متی ۱۰:۱۶–۲۸.