آیات سیزدهم و چهاردهم، تاریخی را مشخص میکنند که در آن سلوکوس و فیلیپِ مقدونی در حال تشکیل اتحادی بودند، و آنان نمونهوار ایالات متحده را مجسّم میسازند که نخستین سپاه نیابتی روم است، و مقدونیه (یونان) نمادی از سازمان ملل متحد است. در آن تاریخِ آغازین، اتحادِ پادشاه شمال (سلوکوس) و فیلیپ (یونان)، نمایانگر تاریخی است که به نبرد پانیوم منتهی میشود؛ نبردی که دو قرن بعد، نام آن شهر از پانیوم به شهر قیصریهٔ فیلیپی تغییر یافت. نامِ دوگانهٔ آن شهر، به یادبودِ اتحادِ سلوکوس و فیلیپِ مقدونی نبود.
نام «قیصریهٔ فیلپی» از دگرگونی تاریخیِ شهر باستانیای که به نامهای «پانیاس» یا «پانیوم» شناخته میشد، برگرفته شده است. این شهر در آغاز به سبب نزدیکیاش به چشمهای برجسته که به خدای یونانی «پان» اختصاص داشت، «پانیاس» نامیده شد. آن چشمه، که در روزگار باستان مکانی دینیِ مهم بهشمار میرفت، به رود اردن میپیوست.
در دوران سلطنتِ شاه هیرودیسِ بزرگ، در حدود قرنِ نخست پیش از میلاد، این شهر دستخوش بازسازیهای چشمگیر شد و گسترش یافت و آراسته گردید. قیصریهٔ فیلیپی به نام هیرودیس فیلیپ، یکی از پسران هیرودیسِ بزرگ، نامگذاری شد. او این شهر را «قیصریه» نامید به افتخار قیصر آگوستوس، امپراتور روم، و «فیلیپی» را از نام خود برگرفت؛ ازاینرو، قیصریهٔ فیلیپی. بنابراین، «قیصریهٔ فیلیپی» ترکیبی است از «قیصریه»، که بازتابدهندهٔ ادای احترام هیرودیس به قیصر آگوستوس است، و «فیلیپی»، که در تکریم هیرودیس فیلیپ آمده است.
از منظر نبوی، پانیوم با اتحادی میان سلوکوس و فیلیپ مقدونی مرتبط است، و نیز با ائتلاف میان قیصر و هیرودیس فیلیپ. این دو ائتلاف به اتحاد میان ایالات متحده و سازمان ملل متحد اشاره دارند که در پی فروپاشی روسیۀ پوتین، که بهوسیلهٔ سلوکوس و فیلیپ نمادپردازی شده است، پدید میآید. همچنین، آنان نمایانگر اتحاد میان پاپیّت، که مادر است، و ایالات متحده، که دختر است، میباشند؛ چنانکه قیصر و فیلیپ هر دو نمایندگان روم بودند. اینها با هم ایالات متحده را نشان میدهند که «دست خود را از فراز شکاف دراز میکند تا دست قدرت رومی را بگیرد»، و «از فراز مغاک دست دراز میکند تا با اسپیریتیسم دست بفشارد.» پیش از قانون یکشنبه در آیهٔ شانزدهم، اتحاد سهگانۀ مزبور از پیش برقرار شده است.
پانیوم نمایانگر مرکز پرستش یونانیِ خدای پان است. چشمهای که به خدای یونانی پان تقدیم شده بود، در آن زمان همچنین به «دروازههای جهنم» نیز شناخته میشد، و هنگامی که عیسی از آنجا دیدار کرد، سخن او دربارهٔ «دروازههای جهنم» نبردی را میان ویژگیهای سیاسی و مذهبی یونان (جهانیگرایی) و پروتستانتیسم مرتد که در ایام آخر رخ میدهد، مشخص میسازد. این همان نبردی است که نخست بهوسیلهٔ آن رئیسجمهور ثروتمند آغاز شد که در آیهٔ دو قلمرو یونان را به جنبش درآورد. این نبردی جهانی و بیرونی است و نیز نبردی درونی در ایالات متحده.
مذهبِ عالمگیریت، اژدہا کا مذہب ہے، جو ہمارے جدید تناظر میں وُوک ازم کا مذہب ہے۔ 2020 میں، اتھاہ گڑھے سے نکلنے والے حیوان نے، جس کی شناخت مکاشفہ باب گیارہ میں کی گئی ہے، اپنی سیاسی اور مذہبی طاقت ظاہر کی اور زمینی حیوان کے دونوں سینگوں کو ہلاک کر دیا۔ وہ اتھاہ گڑھا، دیگر امور کے ساتھ، “چشمۂ پان” سے بھی ممثل ہے، جو دریائے یردن کو پانی فراہم کرتا تھا۔
در اسطورهشناسی یونان، پان با طبیعت، بیابان، و موسیقی روستایی پیوند داشت، و وجود چشمهای که به او اختصاص یافته بود، برای پرستندگانش اهمیت دینی داشت. خدای پان غالباً با پاها، شاخها، و گوشهای بز به تصویر کشیده میشود. پان خدای شبانان و گلهها به شمار میرفت، و اغلب به صورت معبودی بازیگوش و شیطانصفت تصویر میشد که در جنگلها و کوهستانها به خوشگذرانی میپرداخت. تصویر پان بهعنوان معبودی با پاهای بز با باب هشتم دانیال هماهنگ است، جایی که یونان بهوسیلهٔ یک بز نر نمایانده شده است. بزها از حیوانات اهلی رایج در یونان باستان بودند، و غالباً در نواحی کوهستانی یافت میشدند؛ همانجا که باور بر این بود که پان در آن پرسه میزند. این تصویر به یکی از ویژگیهای برجستهٔ شمایلنگاری پان تبدیل شد و در هنر و ادبیات یونانیِ مربوط به این خدا، از جمله در واحد پول ملی، استمرار یافت.
هنگامی که عیسی از قیصریهٔ فیلیپی دیدار کرد، اعلام نمود که «دروازههای جهنم» بر کلیسا استیلا نخواهند یافت. آنچه پطرس در پاسخ به پرسش عیسی بیان کرده بود، در تاریخ و سنت مسیحی بهعنوان «اعتراف مسیحی» شناخته میشود.
اور چون عیسی به نواحی قیصریهٔ فیلپی آمد، از شاگردان خود پرسید و گفت: «مردم مرا که پسر انسانم، چه کسی میدانند؟» ایشان گفتند: «بعضی میگویند یحییِ تعمیددهندهای؛ بعضی ایلیا؛ و بعضی ارمیا یا یکی از انبیا.» به ایشان گفت: «اما شما مرا که میگویید؟» شمعونِ پطرس در پاسخ گفت: «تو مسیح، پسر خدای زنده هستی.» عیسی در جواب او گفت: «خوشا به حال تو، ای شمعون پسر یونا، زیرا این را جسم و خون بر تو مکشوف نساخته است، بلکه پدر من که در آسمان است. و من نیز به تو میگویم که تو پطرس هستی، و بر این صخره کلیسای خود را بنا خواهم کرد، و دروازههای هاویه بر آن استیلا نخواهد یافت. و کلیدهای ملکوت آسمان را به تو خواهم داد؛ و آنچه بر زمین ببندی، در آسمان بسته خواهد شد؛ و آنچه بر زمین بگشایی، در آسمان گشوده خواهد شد.» آنگاه شاگردان خود را تأکید فرمود که به هیچکس نگویند که او عیسیِ مسیح است. متی 16:13–20.
یہ عبارت اس لیے نہایت اہم ہے کہ یہ یسوعؔ کی خدمت اور مسیحی الہیات کی تشکیل میں ایک فیصلہ کن مرحلے کی نمائندگی کرتی ہے۔ پطرس کا یسوعؔ کے بارے میں یہ اقرار کہ وہ مسیح، زندہ خدا کا بیٹا ہے، مسیحی ایمان کی بنیاد اور وہ سنگِ زاویہ سمجھا جاتا ہے جس پر کلیسیا قائم کی گئی ہے۔ فقرہ “on this rock I will build my church” کی تعبیر کاتھولک روایت میں خود پطرس کے حوالے کے طور پر کی جاتی ہے، جسے یسوعؔ اُس “چٹان” کے طور پر متعین کرتا ہے جس پر کلیسیا تعمیر کی جائے گی۔ یہی تعبیر کاتھولک الہیات میں پاپائی اوّلیت اور اختیار کی بنیاد فراہم کرتی ہے۔
در الهیات پروتستان، «صخره» چنین فهمیده نمیشود که به شخصِ پطرس اشاره داشته باشد، بلکه به اعتراف ایمانِ پطرس به عیسی بهعنوان مسیحا و پسر خدا اشاره دارد. بر اساس این دیدگاه، بنیاد کلیسا نه پطرس، بلکه این اعتراف است که عیسی، مسیح و پسر خداست. صرفنظر از تفسیر الهیاتی، اعترافِ پطرس در متی 16:13–20 بهعنوان متنی محوری و بنیادی در ایمان مسیحی تلقی میشود که بر هویت عیسی بهعنوان مسیحا و پسر خدا تأکید میورزد و رسالت و هدف کلیسا را تأیید میکند.
در مقالۀ پیشین، فرازی از کتاب آرزوی اعصار ارائه کردیم که در آن، خواهر وایت برخی از مسائل مرتبط با دیدار مسیح از قیصریۀ فیلپی را مشخص میسازد. یکی از نکاتی که او یادآور میشود این است که مسیح شاگردان را از نفوذ یهودیان دور کرده بود تا تعالیم قیصریۀ فیلپی را بیان کند.
«عیسی و شاگردانش اکنون به یکی از شهرهای نواحی قیصریهٔ فیلیپی آمده بودند. آنان از حدود جلیل فراتر رفته بودند، در منطقهای که بتپرستی در آن رواج داشت. در اینجا شاگردان از نفوذ مهارکنندهٔ یهودیت دور ساخته شدند و به تماس نزدیکتر با پرستشِ بتپرستان آورده شدند. در پیرامون ایشان، صورتهای گوناگونِ خرافاتی که در همهٔ بخشهای جهان وجود داشت، نمایان بود. عیسی میخواست که مشاهدهٔ این امور، آنان را بر آن دارد تا مسئولیت خود را در قبال بتپرستان احساس کنند. در مدت اقامت خود در این ناحیه، او میکوشید از تعلیم دادن به مردم کناره گیرد و خویشتن را بهگونهای کاملتر وقف شاگردان خود سازد.» آرزوی اعصار، ۴۱۱.
Le 18 juillet 2020, Christ a retiré les disciples du 11 septembre 2001 de l’influence de l’adventisme laodicéen. La première déception, dans la parabole des dix vierges, produisit une séparation du mouvement d’avec l’assemblée des moqueurs qui était en train d’être dépassée. Cette vérité s’accomplit dans l’histoire millérite le 19 avril 1844, puis de nouveau le 18 juillet 2020. Alors commença l’histoire du temps d’attente, et elle porte la signature de la « Vérité » à la fois dans le mouvement du premier et du troisième ange.
نخستین نومیدی، نخستینِ سه نشانهٔ راه است، و این تاریخ با نومیدی عظیمِ ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان میرسد که نمونهٔ «زلزلهٔ عظیم» در مکاشفه فصل یازدهم است. آغاز، یعنی نخستین حرف الفبای عبری، نمایانگر یک نومیدی است، و پایان، یعنی بیستودومین حرف الفبای عبری نیز نمایانگر یک نومیدی است. حرف سیزدهم، که نمایانگر عصیان است، نومیدیِ باکرهگانِ جاهل را مشخص میسازد؛ آنان که هنگامی که ندای نیمهشب آشکار میسازد چه کسانی برای بحران آماده شدهاند و چه کسانی آماده نشدهاند، وضعیت گمشدهٔ خویش را ظاهر میکنند. بیستودو حرف الفبای عبری، نمادِ اتحاد الوهیت با انسانیت را نمایندگی میکنند که در درون آن تاریخ به انجام میرسد، هرچند تاریخ میلری نخستین قادش را نمایندگی میکند، و تاریخ امروزِ ما آخرین قادش را.
این دو خط با یکدیگر موازیاند، اما یکی نمایانگر شکست قوم خداست و دیگری پیروزی قوم خدا را نشان میدهد. اندکی پیش از صلیب، عیسی شاگردان خود را به پانیوم آورد؛ همانگونه که شاگردان ایام آخر خود را نیز به پانیوم آورده است، و با این کار اجازه داد که یک نومیدی، شاگردان ایام آخر او را از «نفوذِ کنترلکننده» ادونتیسمِ لائودیکیهای، که در تاریخِ باب شانزدهمِ متی با «یهودیت» نمایانده شده است، جدا سازد. او با این کار، همزمان شاگردان خود را به تماس نزدیکتری با بتپرستی نیز آورد، و بدینسان محیطِ کارِ شاگردان ایام آخر خود را به تصویر کشید؛ شاگردانی که اکنون در تجلیِ کاملِ قدرتِ شیطانی، که بهوسیلهٔ نظامهای ارتباطیِ مدرن نمایان شده و برای رهبریِ تمام جهان به سوی پذیرفتنِ نشانِ وحش به کار گرفته میشود، زندگی میکنند.
تاریخ قیصریهٔ فیلپی با تاریخ نبرد پانیوم، و با آیات سیزده تا پانزده، منطبق است. مسیح و شاگردانش در سایهٔ صلیب ایستاده بودند، که نمادی از شاگردان ایام آخر اوست که در سایهٔ قانون یکشنبه ایستادهاند. در آنجا، در آیات سیزده تا پانزده، یعنی قیصریهٔ فیلپی، و نیز نبرد پانیوم، که همان جایگاهی است که امروز در آن ایستادهایم، مسیح آغاز کرد تا به شاگردانش دربارهٔ آنچه در آیهٔ شانزده در شُرُف وقوع بود تعلیم دهد.
«او در آستانهٔ آن بود که از رنجی که در انتظارش بود به ایشان بگوید. اما نخست تنها به کناری رفت و دعا کرد تا دلهای آنان برای پذیرفتن سخنانش آماده شود.» آرزوی اعصار، 411.
پیش از آنکه مسیح به شاگردان خود از صلیب خبر دهد، نخست دور شد، یا درنگ کرد؛ و بدینسان زمانِ درنگ را در مَثَل و در تاریخ، از ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ تا ژوئیهٔ ۲۰۲۳، مشخص ساخت.
«چون به آنان پیوست، آنچه را که میخواست به ایشان منتقل کند، بیدرنگ بیان نکرد. پیش از آن، به ایشان فرصت داد تا ایمان خود را به او اقرار کنند، تا برای آزمونِ پیشِرو تقویت شوند.» آرزوی اعصار، ۴۱۱.
در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، خداوند آغاز کرد به اینکه برای آنان که درگیرِ آن نومیدی بودند، فرصت فراهم آورد تا ایمان خود را ابراز کنند. او این کار را با گشودنِ پیامِ حزقیال سیوهفتم انجام داد، پیامی که تأییدی بر پیامِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود. این همان رشتهای بود که زمانِ مُهر شدن را از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تا قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، به یکدیگر پیوند میداد. و این کار را از آن رو انجام داد که نومیدیِ ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را در ساختارِ حقیقت جای داد؛ زیرا آنان که مایل بودند ببینند، میتوانستند تشخیص دهند که هر جنبشِ اصلاحی، مضمونی دارد که در سراسرِ تاریخِ مقدسِ خاصِ آن جریان مییابد.
در ایّام آخر، پیامِ وایِ سوم در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رسید؛ سپس پیامی کاذب دربارهٔ وایِ سوم اعلام شد که موجب یأس و سرخوردگی گردید؛ امّا پیامی که ایشان را پس از سه روز و نیم مرده بودن، و استخوانهای خشک و پراکنده بودن، دوباره زنده ساخت، پیامِ چهار باد بود، که همان وایِ سوم نیز هست.
شاگردانِ ایّامِ آخر، اگر بخواهند ببینند، میتوانند دریابند که سه علامتِ راهِ مُهر شدنِ یکصد و چهل و چهار هزار، در هر گام همان مضمون واحد را دربر دارد، و اینکه در گام دوم، عصیانی که بهوسیلهٔ سیزدهمین حرفِ الفبای عبری نمادپردازی شده است، پیام را بهعنوان «حقیقت» تأیید کرد. شاهدِ دومی که خداوند فراهم ساخت، در این واقعیت بود که نخستین نومیدیِ جنبشهای اصلاحیِ پیشین، بر پایهٔ عصیان بر ضدّ ارادهٔ مکشوفِ خدا استوار بود؛ خواه موسی پسر خویش را ختنه نکرده بود، یا عُزّه آن تابوت را لمس کرده بود، یا مارتا و مریم دربارهٔ سخنِ عیسی در خصوص مرگِ ایلعازر شک کرده بودند. تنها خطّ اصلاحیای که این واقعیت را تأیید نکرد که نخستین نومیدی بر نافرمانی مبتنی بود، جنبشِ اصلاحیِ میلریها بود؛ امّا در همان زمان نیز نشان داده شد که تاریخِ میلریها دارای علائمِ راهِ درونیای بود که بر حقیقتِ هشتم، که از آن هفت است، مبتنی بود.
این حقیقت که «هشتمی از آن هفت است» بخشی عمده از مکاشفهٔ عیسی مسیح است که اکنون مُهرگشایی میشود، و گذارِ جنبش میلریِ فیلادلفیایی به کلیسای لائودیکیه، نشانهای بود که مشخص میساخت چه زمانی جنبش لائودیکیِ فرشتهٔ سوم به جنبش فیلادلفیاییِ یکصد و چهل و چهار هزار انتقال خواهد یافت. بنابراین، این واقعیت که نخستین نومیدیِ میلری بدون آنکه جنبش ایشان نافرمانیای از خود ظاهر سازد به انجام رسید، زمینهٔ تقابل را برای همان نشانه در ایام آخر فراهم آورد؛ جایی که جنبش لائودیکیِ فرشتهٔ سوم نافرمانی کرده و نومیدیای پدید میآورد، و بدینسان با نشانهٔ میلری همسو میشود و منطق لازم را برای دیدن این امر فراهم میسازد که جنبش یکصد و چهل و چهار هزار همان هشتمی است که از آن هفت است.
در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، خداوند «صدایی در بیابان» برانگیخت تا قوم ایام آخر خود را برای بحران قانون یکشنبه آماده سازد، و هنگامی که از درنگ در دعا نزد شاگردان بازگشت، به آنان فرصت داد تا ایمان خود را اظهار کنند. در روزگار مسیح، پیامْ تعمید او بود، همان نقطهای که در آن عیسی، عیسی مسیح شد. آن نشانه با ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ همراستا است، و از شاگردان او پرسیده شد که مردم دربارهٔ او چه میاندیشند، و سپس از خودِ شاگردان پرسیده شد که دربارهٔ مسیح چه میاندیشند.
«هنگامی که به ایشان پیوست، در همان آغاز آنچه را که میخواست به آنان منتقل کند، بیان نکرد. پیش از آن، به ایشان فرصت داد تا ایمان خود را به او اقرار کنند، تا برای آزمون پیشِ رو استوار گردند. او پرسید: «مردم مرا که پسر انسانم، چه کسی میگویند؟»
متأسفانه شاگردان ناگزیر شدند اعتراف کنند که اسرائیل در شناختن مسیحای خود ناکام مانده است. البته برخی، هنگامی که معجزات او را دیدند، او را پسر داوود اعلام کرده بودند. جمعیتهایی که در بیتصیدا خوراک یافته بودند، خواهان آن بودند که او را پادشاه اسرائیل اعلام کنند. بسیاری آماده بودند او را بهعنوان نبی بپذیرند؛ اما ایمان نداشتند که او همان مسیحا است.» آرزوی اعصار، ۴۱۱.
اکثریت ادونتیسم به وایِ سومِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ایمان نیاوردند. آنان به برخی از معجزاتِ کلامِ نبوت که در این جنبش ارائه شده بود باور داشتند، و بعضی نیز درمییافتند که پیامِ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عناصری از حقیقت را دربردارد، اما حقیقتاً به ادعاهای ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ایمان نداشتند.
دعویٰ 11 ستمبر 2001 کی پیشگی مثال 11 اگست 1840 کے دعویٰ میں پائی جاتی تھی، اور اس دعویٰ کو سسٹر وائٹ نے 11 اگست 1840 کی تکمیل پر تبصرہ کرتے ہوئے بیان کیا۔ اُنہوں نے فرمایا:
"در همان زمانی که تعیین شده بود، ترکیه، از طریق سفیران خود، حمایت قدرتهای متحد اروپا را پذیرفت و بدینسان خود را تحت سلطۀ ملتهای مسیحی قرار داد. این رویداد، پیشگویی را دقیقاً به انجام رسانید. هنگامی که این امر معلوم شد، انبوهی از مردم به درستیِ اصولِ تفسیر نبوی که میلر و همکارانش اختیار کرده بودند، متقاعد شدند، و نیروی محرکۀ شگفتانگیزی به جنبش ظهور داده شد. مردانِ دانش و منزلت با میلر متحد شدند، هم در موعظه کردن و هم در انتشار دیدگاههای او، و از 1840 تا 1844 این کار بهسرعت گسترش یافت." نبرد عظیم، 334، 335.
آنچه در 11 اوت 1840 تأیید شد، این بود که دیدگاههای نبوی میلر درست بودند، و ادعای 11 سپتامبر 2001 تأییدی است بر اینکه دیدگاههای نبوی Future for America درست هستند. انبوهِ توبهنکرده در ژوئیهٔ 2023 نمیتوانست و نمیخواست این مقدمه را بپذیرد که روشی که بهدست مسیح طراحی شده و به Future for America سپرده شده است، در حقیقت همان روشِ بارانِ آخر است. اما آنگاه مسیح از شاگردان خود پرسید که آنان، نه آن انبوه، چه میاندیشند.
عیسی اکنون پرسش دومی را مطرح کرد که به خود شاگردان مربوط میشد: «اما شما مرا که میگویید؟» پطرس پاسخ داد: «تو مسیح، پسر خدای زنده هستی.»
"له آغاز څخه، پطرس ایمان لاره چې عیسی هماغه مسیح دی. ډېر نور کسان، چې د یحیی تعمیدورکوونکي د وعظ له لارې ملامت شوي وو او مسیح یې منلی و، کله چې یحیی بندي او ووژل شو، د یحیی د رسالت په اړه یې شک پیل کړ؛ او اوس یې هم شک کاوه چې ګواکې عیسی هغه مسیح نه دی چې دوی ورته دومره اوږد انتظار ایستلی و. د شاګردانو له ډلې ډېر هغه کسان، چې په تودې هیلې یې تمه لرله عیسی به د داود پر تخت خپل ځای ونیسي، هغه وخت ترې واوښتل چې پوه شول هغه داسې اراده نه لري. خو پطرس او د هغه ملګرو له خپلې وفادارۍ څخه مخ وانه ړاوه. د هغو کسانو بېثباته چلند، چې پرون یې ستایه او نن یې غنده، د ژغورونکي د رښتیني پیرو ایمان له منځه یو نه وړ. پطرس اعلان وکړ: 'ته مسیح یې، د ژوندي خدای زوی.' هغه د دې انتظار ونه کړ چې شاهي ویاړونه دې د هغه پر رب تاج کېږدي، بلکې هغه یې د خپلې سپکاوي په حالت کې ومانه."
«پطرس ایمان آن دوازده تن را بیان کرده بود. بااینحال، شاگردان هنوز از درک مأموریت مسیح بسیار دور بودند. مخالفت و بدنماییِ کاهنان و حاکمان، هرچند نمیتوانست آنان را از مسیح رویگردان سازد، بااینهمه ایشان را در سرگردانیِ عظیمی فرو میبرد. آنان راه خود را بهروشنی نمیدیدند. تأثیر تعلیمات آغازینشان، آموزشِ ربیان، و قدرتِ سنت، هنوز دیدِ ایشان را نسبت به حقیقت سد میکرد. گاهبهگاه، پرتوهای گرانبهایی از نور از جانب عیسی بر آنان میتابید، اما ایشان غالباً چون مردمانی بودند که در میان سایهها راه میجویند. اما در این روز، پیش از آنکه رو در رویِ آزمون بزرگِ ایمانِ خود قرار گیرند، روحالقدس با قدرت بر آنان قرار گرفت. برای زمانی کوتاه، چشمان ایشان از «چیزهای دیدنی» برگرفته شد تا «چیزهای نادیدنی» را بنگرند. 2 Corinthians 4:18. در زیرِ پوششِ انسانیت، جلالِ پسرِ خدا را تشخیص دادند.»
«عیسی در پاسخِ پطرس گفت: “خوشا به حال تو، ای شمعونِ بنیونا؛ زیرا گوشت و خون این را بر تو مکشوف نساخته است، بلکه پدر من که در آسمان است.”» آرزوی اعصار، 412.
اقرارِ پطرس در شناسایی اینکه مسیح پسرِ خداست، مستقیماً به پرسشِ آزمونگرِ آن تاریخ پاسخ میداد. زمانِ ظهورِ مسیحا، چنانکه کلامِ نبویِ خدا مقرر داشته بود، فرا رسیده بود، و تنها کسانی که آن حقیقت را میپذیرفتند، در زمرۀ کسانی قرار میگرفتند که بیانِ پطرس نمایندۀ آنان بود. پطرس نمایندۀ کسانی است که پیامِ تثبیتشده در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را میپذیرند و اقرار میکنند که عیسی پسرِ خداست. «پطرس ایمانِ آن دوازده تن را بیان کرده بود»، و آن دوازده نفری که او نمایندگی میکرد، همان صد و چهل و چهار هزار بودند. از اینرو، مسیح در آن عبارت، نامِ پطرس را از شمعون باریونا به پطرس تغییر داد.
«سیمون» به معنای «او که میشنود» است، و «بار» به معنای «پسرِ» است، و یونا به معنای «کبوتر» است. سیمون نمایندۀ کسانی بود که پیامِ کبوتر را شنیدند؛ کبوترى که نمایانگرِ حقایقِ مربوط به تعمیدِ عیسی بود، آنگاه که او مسیح گردید و به قدرت مسح شد، چنانکه این امر بهگونهای نمادین با فرود آمدنِ روحالقدس به هیئتِ کبوتر نشان داده شد.
خطوطِ اصلاح ایک دوسرے کے متوازی ہیں، اور یوحنا میلریوں کی نمائندگی کرتا ہے، جنہوں نے 11 اگست 1840 کو اُس چھوٹی کتاب کو کھایا۔ یرمیاہ اُس واقعہ کے ساتھ ہم آہنگ ہے، اور جب اُس نے اُس چھوٹی کتاب کو کھایا، تو پھر اُس پر خدا کا نام رکھا گیا۔
سخنانت یافت شد و آنها را خوردم؛ و کلامت برای من شادی و وجدِ دل من بود، زیرا من به نام تو خوانده شدهام، ای یهوه، خدای صبایوت. ارمیا ۱۵:۱۶
چون خداوند با اَبرام عهد بست، نام او را به ابراهیم تغییر داد، همانگونه که با سارای و یعقوب نیز چنین کرد. تغییر نام، بیانگر رابطهای عهدی است، و در آن نشانۀ راه که در آن نماد الهی فرود میآید، قوم خدا باید پیام را بخورند، به عهد داخل شوند، و آنگاه نام ایشان تغییر مییابد. شَمعون بَرجونا، بهعنوان نمایندۀ شاگردان در زمان مسیح، نمایانگر کسانی بود که پیام «کبوتر» را «شنیدند».
هنگامی که او شهادت داد که دریافته است در آن نشانهٔ راه، عیسی مسیح شد، و اینکه او پسر خدا بود، و هر آنچه این امر در بر دارد، آنگاه مسیح نام او را به پطرس تغییر داد. او پیامی را بیان کرده بود که قوم عهدِ مسیح در آن تاریخ پذیرفتند، و بدینسان همچنین نمونهٔ یکصد و چهل و چهار هزارِ ایام آخر را مجسم ساخت.
حرف «P» شانزدهمین حرف در الفبای انگلیسی است، و حرف «E» پنجمین حرف در الفباست، و حرف «T» بیستمین حرف است، حرف «E» تکرار میشود، و نام با حرف «R» که هجدهمین حرف است پایان مییابد. شانزده «ضربدر» پنج، «ضربدر» بیست، «ضربدر» پنج، «ضربدر» هجده، برابر است با یکصد و چهل و چهار هزار. آن زبانشناس شگفتانگیز با پطرس به زبان عبری سخن گفت، و عهد جدید به زبان یونانی نوشته شد، و مترجمان نسخهٔ کینگ جیمز عهد جدید را به زبان انگلیسی پدید آوردند.
با وجود سه گامِ تفاوتِ زبانها، مسیح که پسر خدا، زباندانِ شگفتانگیز و شمارندهٔ شگفتانگیز است، در باب شانزدهمِ متی تمثیلی از مُهر شدنِ صد و چهل و چهار هزار نفر قرار داد که با نبردِ پانیوم و دیدارِ او از قیصریهٔ فیلپی همراستا است. او این کار را با بهکارگیریِ سلطهٔ خود بر زبان و اعداد انجام داد، زیرا او هم پالمونی (شمارندهٔ شگفتانگیز) است و هم کلمه (زباندانِ شگفتانگیز).
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
«نزدیک به دو هزار سال پیش، آوازی با معنایی رازآمیز در آسمان، از تخت خدا، شنیده شد: “اینک میآیم.” “قربانی و هدیه را نخواستی، بلکه بدنی برای من مهیا ساختی.... اینک میآیم (در طومار کتاب دربارهٔ من نوشته شده است) تا ارادهٔ تو را، ای خدا، بهجا آورم.” عبرانیان 10:5–7. در این کلمات، تحقق مقصودی اعلام شده است که از ازلهای جاودان پنهان بوده است. مسیح در شُرُف آن بود که به جهان ما بیاید و مجسّم گردد. او میگوید: “بدنی برای من مهیا ساختی.” اگر او با آن جلالی ظاهر میشد که پیش از آفرینش جهان نزد پدر داشت، ما تابِ نور حضور او را نمیآوردیم. برای آنکه بتوانیم آن را بنگریم و هلاک نشویم، تجلی جلال او مستور گردانیده شد. الوهیت او در انسانیت محجوب شد،—جلال نامرئی در صورت مرئیِ انسانی.»
“यह महान उद्देश्य प्रतिरूपों और प्रतीकों में पूर्वछायित किया गया था। जलती हुई झाड़ी, जिसमें मसीह मूसा पर प्रकट हुए, ने परमेश्वर को प्रकट किया। ईश्वरत्व के प्रतिनिर्देशन के लिए जो प्रतीक चुना गया, वह एक दीन झाड़ी थी, जिसमें मानो कोई आकर्षण न था। उसी में अनन्त का निवास था। सर्व-दयालु परमेश्वर ने अपनी महिमा को एक अत्यन्त विनीत प्रतीक में आच्छादित कर लिया, ताकि मूसा उस पर दृष्टि कर सके और जीवित रहे। इसी प्रकार दिन में बादल के स्तम्भ और रात में अग्नि के स्तम्भ में परमेश्वर ने इस्राएल से संवाद किया, मनुष्यों पर अपनी इच्छा प्रकट की, और उन्हें अपनी कृपा प्रदान की। परमेश्वर की महिमा संयत कर दी गई, और उसका ऐश्वर्य आच्छादित कर दिया गया, ताकि सीमित मनुष्यों की दुर्बल दृष्टि उसे देख सके। इसी प्रकार मसीह को ‘हमारी दीनता की देह’ में (Philippians 3:21, R. V.), ‘मनुष्यों के सदृश’ होकर आना था। संसार की दृष्टि में उसमें ऐसी कोई शोभा न थी कि वे उसकी अभिलाषा करें; तौभी वह देहधारी परमेश्वर, स्वर्ग और पृथ्वी का प्रकाश था। उसकी महिमा आच्छादित थी, उसकी महानता और ऐश्वर्य गुप्त रखे गए, ताकि वह शोकित और परीक्षित मनुष्यों के निकट आ सके।”
خدا به موسی برای اسرائیل فرمان داد: «برای من مقدسی بسازند تا در میان ایشان ساکن شوم» (خروج ۲۵:۸)، و او در آن مقدس، در میان قوم خویش، ساکن شد. در سراسر آوارگیِ فرسایندهٔ ایشان در بیابان، نماد حضور او با آنان بود. به همینسان، مسیح خیمهٔ خود را در میان اردوگاه انسانیِ ما برپا کرد. او خیمهٔ خود را در کنار خیمههای آدمیان افراشت تا در میان ما ساکن شود و ما را با سیرت و حیات الهیِ خویش آشنا سازد. «و کلمه جسم گردید و در میان ما ساکن شد (و جلال او را دیدیم، جلالی شایستهٔ پسر یگانهٔ پدر)، پر از فیض و راستی.» یوحنا ۱:۱۴، R. V.، حاشیه.
از آنجا که عیسی آمد تا با ما ساکن شود، میدانیم که خدا با آزمونهای ما آشناست و با اندوههای ما همدردی میکند. هر پسر و دختر آدم میتواند دریابد که آفریدگار ما دوست گناهکاران است. زیرا در هر تعلیمِ فیض، هر وعدهٔ شادی، هر عملِ محبت، و هر جاذبهٔ الهی که در زندگیِ زمینیِ نجاتدهنده عرضه شده است، «خدا با ما» را میبینیم.
«شیطان شریعت محبتِ خدا را بهصورت شریعتِ خودخواهی جلوه میدهد. او اعلام میکند که اطاعت از احکام آن برای ما ناممکن است. سقوط نخستین والدین ما، با همهٔ مصیبتهایی که از آن پدید آمده است، او بر عهدهٔ آفریننده مینهد و بدینسان انسانها را بر آن میدارد که خدا را منشأ گناه، رنج و مرگ بنگرند. عیسی آمده بود تا این فریب را آشکار سازد. او، چون یکی از ما، میبایست نمونهای از اطاعت ارائه دهد. بدین منظور، طبیعت ما را بر خود گرفت و از میان تجربههای ما گذشت. «در همه چیز میبایست شبیه برادران خود گردد.» عبرانیان 2:17. اگر قرار بود ما چیزی را تحمل کنیم که عیسی متحمل نشد، آنگاه شیطان در همین مورد قدرت خدا را برای ما ناکافی جلوه میداد. ازاینرو عیسی «در همه چیز، مانند ما، وسوسه شد.» عبرانیان 4:15. او هر آزمایشی را که ما در معرض آن هستیم تحمل کرد. و او برای خود هیچ قدرتی را به کار نبرد که بهطور رایگان به ما نیز عرضه نشده باشد. او بهعنوان انسان با وسوسه روبهرو شد و با نیرویی که از خدا به او عطا شده بود، غالب آمد. او میگوید: «به انجام ارادهٔ تو، ای خدای من، شادمانم؛ و شریعت تو در اندرون قلب من است.» مزمور 40:8. هنگامی که او به اطراف میگشت، نیکویی میکرد و همهٔ کسانی را که از سوی شیطان در رنج بودند شفا میداد، برای انسانها آشکار ساخت که شریعت خدا چه شخصیتی دارد و خدمت او از چه ماهیتی برخوردار است. زندگی او شهادت میدهد که برای ما نیز اطاعت از شریعت خدا ممکن است.»
“مسیح بهواسطۀ انسانیت خویش، انسانیت را لمس کرد؛ و بهواسطۀ الوهیت خویش، به تخت خدا چنگ میزند. او بهعنوان پسر انسان، برای ما نمونۀ اطاعت را بهجا گذاشت؛ و بهعنوان پسر خدا، به ما قدرت اطاعت میبخشد. این مسیح بود که از میان بوته بر کوه حوریب با موسی سخن گفت و فرمود: «هستم آنکه هستم.... و به بنیاسرائیل چنین بگو: اهیه مرا نزد شما فرستاده است.» خروج 3:14. این، تضمین رهایی اسرائیل بود. پس هنگامی که او «در شباهت آدمیان» آمد، خویشتن را اهیه اعلام کرد. آن طفل بیتلحم، آن نجاتدهندۀ حلیم و فروتن، همان خدای «ظاهرشده در جسم» است. اول تیموتائوس 3:16. و او به ما میگوید: «من شبان نیکو هستم.» «من نان زنده هستم.» «من راه و راستی و حیات هستم.» «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من داده شده است.» یوحنا 10:11؛ 6:51؛ 14:6؛ متی 28:18. من، ضمانت هر وعدهام. من هستم؛ مترسید. «خدا با ما» وثیقۀ رهایی ما از گناه، و تضمین قدرت ما برای اطاعت از شریعت آسمان است.» آرزوی اعصار، 23، 24.