آزمون نهایی برای نسل میلری، که در فرایند آزمایش ناکام ماند، در سال ۱۸۵۶، با رسیدن نور افزونتر بر «هفت زمان» در لاویان بیستوشش آغاز شد. از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳، پیام لائودیکیه واپسین دورهای از زمان را در آن دورهای مشخص ساخت که با آمدن فرشتهٔ سوم در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ آغاز شده بود. آن دورهٔ زمانی بهوسیلهٔ آیات سیزده تا پانزدهِ باب یازدهم دانیال به تصویر کشیده شده است.
آن دورهٔ زمانی نه تنها بهوسیلهٔ آن آیات، بلکه همچنین بهوسیلهٔ تاریخی که آن آیات را به انجام رسانید، و نیز بهوسیلهٔ شهادت جغرافیاییِ پانیوم، که همان قیصریهٔ فیلیپی نیز هست، به تصویر کشیده شده است. قیصریهٔ فیلیپی بهقصد و آگاهانه از سوی مسیح اندکی پیش از صلیب مورد بازدید قرار گرفت، و صلیب نمایانگر قانون یکشنبه است که در آیهٔ شانزدهم به تصویر کشیده شده است. در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، شیرِ سبطِ یهودا آموزهٔ سبت را در نوری ویژه مشخص ساخت. سپس در پایان آن فرایندِ آزمون، او افزایشی از معرفت را بر «هفت زمان» معرفی کرد، و «هفت زمان» در لاویان بیستوشش، آموزهای مربوط به سبت است. این همان حکمِ سبتِ آرام گرفتنِ زمین است که بهطور مستقیم با حکمِ سبتِ آرام گرفتنِ انسانها موازی است. نبوت زمانیِ دو هزار و پانصد و بیست سال و دو هزار و سیصد سال، هر دو در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ به پایان رسیدند.
آزمائش کے عمل کا آخری دور، 1856 سے 1863 تک، سبت کے بارے میں ایک زیادہ عظیم انکشاف تھا، جسے مہر لگانے اور آزمائش کے عمل کے آغاز ہی میں خاص روشنی میں رکھا گیا تھا۔ دانی ایل گیارہ کی آیات تیرہ سے پندرہ کی تکمیل سے ظاہر ہونے والی تاریخ اُس آزمائشی دور کی نمائندگی کرتی ہے جس میں خدا کی مہر ایک لاکھ چوالیس ہزار پر ابدیت کے لیے ثبت کی جاتی ہے۔ اُسی تاریخ میں حزقی ایل کی دو لاٹھیاں ایک ہو جاتی ہیں۔ ان دو لاٹھیوں کا ایک ہونا الوہیت کے انسانیت کے ساتھ امتزاج کی نمائندگی کرتا ہے، اور وہ عقیدہ جو اُس تاریخ میں خاص روشنی کے ساتھ چمکتا ہے، تجسّد کا عقیدہ ہے۔
به همین سبب، هنگامی که پطرس در قیصریهٔ فیلپی مسیح را پسر خدا شناخت، اذعان میکرد که مسیح، بهعنوان پسر خدا، بیانگر طبیعت دوگانهٔ اوست: اینکه او پسر الهیِ خدا بود که جسد انسانی بر خود گرفت و بدینسان پسر انسان شد.
«آنگاه که شاگردان نبوتهایی را که بر مسیح شهادت میدادند جستوجو میکردند، به مشارکت با الوهیت رهنمون شدند و دربارهٔ او آموختند؛ او که به آسمان صعود کرده بود تا کاری را که بر زمین آغاز کرده بود به کمال رساند. آنان این حقیقت را دریافتند که در او دانشی ساکن بود که هیچ انسان، بیمددِ عاملِ الهی، قادر به درک آن نبود. آنان به یاریِ کسی نیاز داشتند که پادشاهان و انبیا و مردان عادل دربارهٔ او پیشگویی کرده بودند. با شگفتی، توصیفهای نبویِ شخصیت و کار او را بارها و بارها میخواندند. چه اندازه مبهم کتبِ نبوی را فهمیده بودند! و چه اندازه در دریافتِ حقایق عظیمی که بر مسیح شهادت میدادند، کُند بوده بودند! چون او را در خواریاش مینگریستند، آنگاه که چون انسانی در میان انسانها راه میرفت، رازِ تجسد او و سرشتِ دوگانهٔ طبیعتش را درنیافته بودند. چشمان ایشان بسته نگاه داشته شده بود، تا الوهیت را در انسانیت بهتمامی تشخیص ندهند. اما پس از آنکه بهوسیلهٔ روحالقدس منوّر شدند، چه اندازه مشتاق بودند که بار دیگر او را ببینند و خود را نزد پاهای او بیفکنند!» آرزوی اعصار، 507.
22 اکتوبر 1844 سے لے کر 1863 تک کا زمانہ ایک لاکھ چوالیس ہزار کے مہر کیے جانے کا وقت ظاہر کرتا ہے۔ یہ مدت اُس وقت شروع ہوئی جب مہر کیے جانے کے عرصے میں اُن بہت سی سچائیوں کے درمیان، جو کھولی جاتی ہیں، سبت کو خاص سچائی کے طور پر نمایاں کیا گیا۔ اس مدت نے ساتویں نرسنگے کے بجنے کا آغاز کیا، جو اس وقت کی نشان دہی کرتا ہے جب خدا کا بھید پورا کیا جانا تھا۔
اما در ایّامِ صدایِ فرشتهٔ هفتم، هنگامی که او آغاز به نواختن کند، سرّ خدا به انجام خواهد رسید، چنانکه آن را به بندگانِ خود، انبیا، اعلام فرموده است. مکاشفه ۱۰:۷
هفتمین فرشته همچنین سومین وای است، زیرا مُهر نهادن در آن برهه از تاریخ رخ میدهد که جنگاوریِ اسلام فعال است. اگر اَدونتیسمِ میلریتی در دورهای که پس از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ فرا رسید وفادار مانده بود، اسلام که در ۱۱ اوت ۱۸۴۰ مهار شده بود، رها میگردید.
«اگر ادونتیستها پس از نومیدی عظیمِ سال ۱۸۴۴، ایمان خود را استوار نگاه میداشتند و بهطور متحدانه در پیِ عنایتِ آشکارشوندهٔ خدا پیش میرفتند، پیامِ فرشتهٔ سوم را میپذیرفتند و آن را در قدرتِ روحالقدس به جهان اعلام میکردند، نجاتِ خدا را میدیدند، خداوند بهگونهای عظیم با کوششهای ایشان عمل میکرد، کار به انجام میرسید، و مسیح تا کنون آمده بود تا قومِ خود را برای پاداششان برگزیند. اما در دورهٔ شک و عدمِ یقین که در پیِ آن نومیدی آمد، بسیاری از ایماندارانِ ادونتیست ایمانِ خود را از دست دادند.... بدینسان کار به تأخیر افتاد و جهان در تاریکی واگذاشته شد. اگر تمامِ جماعتِ ادونتیست بر احکامِ خدا و ایمانِ عیسی متحد میشدند، تاریخِ ما تا چه اندازه متفاوت میبود!» Evangelism, 695.
در ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴، شیپور هفتم نواخته شدن را آغاز کرد و شیپور یوبیل نیز به صدا درآمد.
اور تو اپنے لیے برسوں کے سات سبت شمار کرنا، یعنی سات بار سات برس؛ اور برسوں کے ان سات سبتوں کی مدت تیرے لیے اُنچاس برس ہو۔ پھر ساتویں مہینے کی دسویں تاریخ کو تُو یوبیل کے نرسنگے کو بجوا دینا؛ یعنی کفّارہ کے دن تم اپنے تمام ملک میں نرسنگا بجوانا۔ اور تم پچاسویں برس کو مقدّس ٹھہرانا، اور اُس کے سب باشندوں کے لیے تمام ملک میں آزادی کا اعلان کرنا: وہ تمہارے لیے یوبیل ہوگا؛ اور تم میں سے ہر شخص اپنی مِلکیت میں واپس آئے، اور ہر شخص اپنے خاندان میں لوٹ جائے۔ احبار 25:8–10۔
کله چې د یو سل او څلوېښت زرو د مهر لګولو زمانه پیلېږي، یوه شپېلۍ غږېږي چې دا په ګوته کوي هغه جګړه چې اسلام یې ترسره کړې ده، رارسېدلې ده؛ او بله شپېلۍ د هغو لپاره ازادي اعلانوي چې د ګناه غلامان وو. یوه شپېلۍ بهرنی تاریخ مشخصوي، او بله د هغو وروستیو ورځو د عهد د خلکو داخلي تجربه انځوروي. د دوی غلامي هغه مهال لېرې کېږي کله چې د دوی انسانیت د تل لپاره د هغه له الوهیت سره یوځای شي. کرښه پر کرښه، دا دواړه شپېلۍ یوه شپېلۍ دي، ځکه چې د یوبیل شپېلۍ یوازې د کفارې په ورځ پوکل کېږي، او د کفارې ورځ هغه مهال پیلېږي کله چې د درېیمې بلا اوومه شپېلۍ وغږول شي. هغه عقیده چې د میلریتي خوځښت په ترڅ کې د دواړو شپېلیو استازولي یې کوله، د سبت رڼا وه. هغه رڼا چې په دغو وروستیو ورځو کې د دواړو شپېلیو استازولي کوي، د تجسد عقیده ده. کرښه پر کرښه، سبت او د تجسد عقیده یوه او هماغه عقیده ده.
اعترافِ پطرس، هم مسیح را معرّفی کرد و هم پسرِ خدا را. مسیح، پسرِ خداست. مسیح همان آفرینندهای است که سَبَّت نمایانگرِ اوست.
«پولس هرگز مسیح را در زمانی که او بر زمین ساکن بود ندیده بود. هرچند دربارهٔ او و کارهایش شنیده بود، اما نمیتوانست باور کند که مسیحای موعود، آفرینندهٔ همهٔ عالَمها، بخشندهٔ همهٔ برکات، بر زمین در هیأت انسانی صرف ظاهر شود.» Sketches from the Life of Paul, 256.
سبت خالق را معرفی میکند، و آن خالق همان مسیحی بود که پطرس او را معرفی کرد. پسر خدا، که پطرس او را معرفی کرد، همان کسی است که با جسم انسانی متحد شد تا پسر انسان گردد. پسر خدا بیانگر تجسّد است.
«Քրիստոսը մարդկանց՝ թե՛ տղամարդկանց, թե՛ կանանց, հաղթահարելու զորություն բերեց։ Նա այս աշխարհ եկավ մարդկային կերպարանքով, որպեսզի մարդկանց մեջ որպես մարդ ապրի։ Նա Իր վրա վերցրեց մարդկային բնության պարտավորություններն ու սահմանափակումները, որպեսզի փորձվի և քննվի։ Իր մարդկայնության մեջ Նա աստվածային բնության մասնակից էր։ Իր մարմնավորման մեջ Նա նոր իմաստով ձեռք բերեց Աստծո Որդու կոչումը։ Հրեշտակը Մարիամին ասաց. «Բարձրյալի զորությունը պիտի հովանի քեզ. ուստի այն Սուրբը, որ քեզանից պիտի ծնվի, պիտի կոչվի Աստծո Որդի» (Ղուկաս 1:35)։ Թեև մարդկային էակի Որդին էր, Նա նոր իմաստով դարձավ Աստծո Որդի։ Այսպիսով Նա կանգնեց մեր աշխարհում՝ Աստծո Որդին, սակայն ծնունդով միացած մարդկային ցեղին»։ Selected Messages, գիրք 1, 226։
در قیصریهٔ فیلپی، اقرارِ دوگانهٔ پطرس نمایندهٔ آن یکصد و چهل و چهار هزار نفر بود که درمییابند عیسی همان مسیح، پسر خداست، و نیز آموزهٔ سَبَت را که در سال ۱۸۴۴ روشنتر گردید، همراه با آموزهٔ تجسّد را که در ایام آخر شناخته میشود، درمییابند. نورِ این حقیقتِ دوگانه در آغاز و انجامِ دورهٔ مُهر شدن گشوده میشود، چنانکه تاریخِ مُهر شدن از ۲۲ اکتبر ۱۸۴۴ تا ۱۸۶۳، و تاریخِ دو صدای باب هجدهم مکاشفه، بر آن گواهی میدهند.
در هر دو خطِ میلریِ فرایندِ مُهر شدن، و خطِ نبویِ مُهر شدن در مکاشفهٔ هجده، در پایانِ بسیارِ دوره آزمونی وجود دارد که در آن یک گروه بهعنوانِ باکرهگانِ جاهل آشکار میشوند، چنانکه از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۳ چنین بود، و گروهی از ژوئیهٔ ۲۰۲۳ تا قانونِ یکشنبهای که بهزودی خواهد آمد، بهعنوانِ باکرهگانِ عاقل آشکار میشوند. آن دورهٔ نهاییِ آزمون، آغازِ دوره را تکرار میکند. همان فرشتهای که در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نازل شد، در ۲۰۲۳ بهعنوانِ میکائیل آمد تا مردگان را به حیات فراخوانَد، بعضی را به حیاتِ جاودانی و بعضی را به موتِ جاودانی. چون او آمد، قومِ خود را به بنیادها بازگردانید. برخی از سلوک در راههای قدیم سر باز میزنند، برخی در راههای قدیم سلوک میکنند. برخی به آوازِ کرنا گوش میسپارند، برخی از شنیدن امتناع میورزند.
پس خداوند چنین میفرماید: «بر سر راهها بایستید و بنگرید، و از راههای کهن بپرسید که راه نیکو کدام است، و در آن سلوک کنید؛ و برای جانهای خویش آرامی خواهید یافت.» اما ایشان گفتند: «در آن سلوک نخواهیم کرد.» «و دیدبانانی بر شما گماشتم که گفتند: به آواز کرنا گوش فرا دهید.» اما ایشان گفتند: «گوش نخواهیم داد.» ارمیا ۶:۱۶، ۱۷
پیامی که بهوسیلهٔ شیپوری که دیدبانان مینوازند نمایان میگردد، دوگانه است. آن، هم شیپور هفتمِ اسلام است و هم شیپورِ یوبیلِ رهایی. این، پیامِ اتحادِ الوهیت با انسانیت است که بهواسطهٔ سرِّ تجسّد تحقق مییابد، و شخصیتی پدید میآورد مهیّا برای مُهرِ خدا، که همان سَبَت است. این پیام، این کار، و اوضاع و احوالِ مرتبط با آن دورهٔ نهاییِ مُهرگذاری که در ژوئیهٔ ۲۰۲۳، بیستودو سال پس از ۲۰۰۱، آغاز شد، در آیات سیزده تا پانزدهِ باب یازدهمِ دانیال، و نیز در دیدارِ مسیح از قیصریهٔ فیلپی در باب شانزدهمِ متی، به تصویر کشیده شده است.
در مَثَلِ ده باکره، همهٔ باکرهها در مدتِ تأخیر به خواب رفتند. عیسی به شاگردان خود گفت که ایلعازر خفته است.
این چیزها را گفت؛ و پس از آن به ایشان فرمود: دوست ما ایلعازر خفته است؛ لیکن من میروم تا او را از خواب بیدار کنم. آنگاه شاگردانش گفتند: خداوندا، اگر خفته است، بهبود خواهد یافت. اما عیسی از مرگ او سخن میگفت؛ و ایشان پنداشتند که از آرام گرفتن در خواب سخن گفته است. پس عیسی آشکارا به ایشان فرمود: ایلعازر مرده است. یوحنا ۱۱:۱۰–۱۴.
در پایانِ بیستویک روز، دانیال رؤیا را دید، و در خوابی عمیق فرو رفته بود.
اور میں، دانی ایل، اکیلا ہی اُس رُویا کو دیکھا؛ کیونکہ جو آدمی میرے ساتھ تھے اُنہوں نے وہ رُویا نہ دیکھی، لیکن اُن پر ایک بڑی کپکپی طاری ہوئی، یہاں تک کہ وہ اپنے آپ کو چھپانے کے لیے بھاگ گئے۔ پس میں اکیلا رہ گیا، اور اُس عظیم رُویا کو دیکھا، اور مجھ میں کچھ بھی قوت نہ رہی؛ کیونکہ میری شادابی مجھ میں بگڑ کر فساد ہو گئی، اور مجھ میں کچھ بھی طاقت باقی نہ رہی۔ تَو بھی میں نے اُس کے کلام کی آواز سنی؛ اور جب میں نے اُس کے کلام کی آواز سنی تو میں اپنے منہ کے بل گہری نیند میں تھا، اور میرا منہ زمین کی طرف تھا۔ دانی ایل 10:7–9۔
دو شاهدِ باب یازدهم مکاشفه، سه روز و نیم در کوچه افتاده مرده بودند، و استخوانهای مردهٔ حزقیال در وادی بودند. در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، زمانِ درنگِ مرگِ روحانی و خفتن بر باکرگانِ جنبشِ فرشتهٔ سوم عارض گردید. سه سال بعد، فرایندِ بیدار ساختن و مهیا کردنِ قومِ آخرالزمانیِ خدا بهمنزلهٔ عَلَمِ او و لشکرِ عظیمِ او آغاز شد. فرشتهای که در ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ نازل شد، حقیقتی را از مُهر گشود، چنانکه فرشتگان هرگاه نازل میشوند، همواره چنین میکنند.
حقیقتی که او مُهرگشایی کرد، تجربهٔ زمانِ تأخیر و نخستین نومیدی بود. قومِ خدا در ایام آخر در آن هنگام پراکنده بودند، و هنگامی که فرایندِ بیدار ساختنِ ایشان در تاریخ فرا میرسید، از آنان خواسته میشد که تشخیص دهند و اقرار کنند که پراکنده بودهاند و در زمانِ تأخیر به سر میبرند. پس آنگاه فرشتگانِ بسیار، یا پیامهای بسیار، فرستاده شد تا پیامِ زمانِ تأخیر را تقویت کنند.
«در نزدیکی پایان پیام فرشتۀ دوم، دیدم نوری عظیم از آسمان بر قوم خدا میتابید. پرتوهای این نور همچون خورشید درخشان مینمود. و آوازهای فرشتگان را شنیدم که ندا میدادند: «اینک داماد میآید؛ به استقبال او بیرون روید!»»
«این همان فریادِ نیمهشب بود که میبایست به پیامِ فرشتهٔ دوم قدرت ببخشد. فرشتگانی از آسمان فرستاده شدند تا مقدسانِ دلسرد را بیدار سازند و ایشان را برای کارِ عظیمی که پیشِ رویشان بود آماده کنند. بااستعدادترین مردان نخستین کسانی نبودند که این پیام را دریافت کردند. فرشتگان نزد فروتنان و وقفشدگان فرستاده شدند و آنان را برانگیختند تا این ندا را بلند کنند: “اینک داماد میآید؛ به استقبالِ او بیرون روید!” آنان که این ندا به ایشان سپرده شده بود، شتاب کردند و در قدرتِ روحالقدس پیام را اعلان نمودند و برادرانِ دلسردِ خود را بیدار ساختند. این کار بر حکمت و دانشِ انسانها استوار نبود، بلکه بر قدرتِ خدا؛ و مقدسانِ او که این ندا را شنیدند، نتوانستند در برابر آن مقاومت کنند. روحانیترین افراد نخست این پیام را پذیرفتند، و آنان که پیشتر در این کار پیشگام بودند، آخرین کسانی بودند که آن را پذیرفتند و به بلندتر شدنِ این ندا یاری رساندند: “اینک داماد میآید؛ به استقبالِ او بیرون روید!”»
«در هر بخش از آن سرزمین، دربارهٔ پیام فرشتهٔ دوم نور داده شد، و آن ندا دلهای هزاران تن را نرم ساخت. این پیام از شهری به شهری، و از روستایی به روستایی رفت، تا آنکه قوم منتظرِ خدا بهطور کامل بیدار شدند. در بسیاری از کلیساها اجازه داده نشد که این پیام اعلام گردد، و گروه بزرگی که شهادتِ زنده را داشتند، این کلیساهای سقوطکرده را ترک کردند. بهوسیلهٔ فریادِ نیمهشب، کاری عظیم به انجام رسید. این پیام کاوشگرِ دلها بود و ایمانداران را برمیانگیخت تا برای خود تجربهای زنده بجویند. آنان میدانستند که نمیتوانند بر یکدیگر تکیه کنند.» Early Writings, 238.
ورودِ پیامِ «فریادِ نیمهشب» در مَثَل، زمانی را مشخص میسازد که در آن، آشکار میشود آیا دو گروهِ باکرهها روغن دارند یا نه. دانایان روغن دارند؛ نادانان ندارند. این مَثَل در تاریخِ میلریتی، بهوسیلهٔ کارِ ساموئل اسنو تحقق یافت، و در آن کار، پیامی که اسنو عرضه کرد، همانگونه که در مقالاتِ او در نشریاتِ میلریتیِ آن دوره نمایان است، بسط و توسعه یافت. سپس هنگامی که او به گردهماییِ اردوییِ اکستر رسید، که از ۱۲ تا ۱۷ اوت ۱۸۴۴ بود، دورهای نیز بازنمایی میشود که سرانجام به آن انجامید که حاضران در آن گردهمایی، پس از ترکِ گردهمایی، آن پیام را اعلام کنند.
ایک "وقت کا معین نکتہ" ہے جب نصفُ اللیل کی پکار کا پیغام پوری طرح قائم ہو جاتا ہے، اور اُس نکتے پر، تمثیل کے مطابق، کنواریوں پر مہلتِ آزمائش بند ہو جاتی ہے۔ اُس "وقت کے معین نکتے" سے پہلے "ایک مدت" آتی ہے جس میں یہ پیغام نشوونما پاتا ہے۔ جولائی 2023 سے نصفُ اللیل کی پکار کا پیغام نشوونما پاتا رہا ہے، اور میلیری وفا کی تکمیل کے برخلاف، "مہلتِ آزمائش کے اختتام" سے پہلے یہ پیغام پوری دنیا میں منتقل کیا جا چکا ہے۔ جب ایکسٹر کے اجتماع کے اختتام پر مہلتِ آزمائش بند ہوئی، تو پھر یہ پیغام "ملک کے ہر حصے" تک پہنچا، اور "دوسرے فرشتے کے پیغام پر روشنی دی گئی، اور اس پکار نے ہزاروں کے دلوں کو گداز کر دیا۔ یہ شہر بہ شہر، اور گاؤں بہ گاؤں پھیل گئی، یہاں تک کہ خدا کے منتظر لوگ پوری طرح بیدار ہو گئے۔"
در تاریخ کنونیِ ما، پیامی که انتشار آن در ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز شد، اکنون در یکصد و بیست کشورِ جهان حضور دارد، و مقالاتی که نمایانگرِ تکاملِ پیامِ فریادِ نیمهشب هستند، به بیش از شصت زبان در دسترساند، و این مقالات را میتوان یا خواند یا به آنها گوش سپرد.
مکاشفۂ یسوع مسیح، جو خدا نے اُسے اِس لیے عطا کیا کہ اپنے بندوں پر وہ باتیں ظاہر کرے جو عنقریب واقع ہونے والی ہیں؛ اور اُس نے اپنے فرشتہ کے وسیلہ سے اِسے اپنے بندہ یوحنا پر بھیج کر ظاہر کیا: جس نے خدا کے کلام، اور یسوع مسیح کی گواہی، اور اُن سب باتوں کی گواہی دی جو اُس نے دیکھیں۔ مبارک ہے وہ جو پڑھتا ہے، اور وہ جو اِس نبوت کی باتیں سنتے ہیں، اور اُن باتوں پر عمل کرتے ہیں جو اِس میں لکھی ہیں، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ مکاشفہ 1:1–3۔
نورِ این پیام، چنانکه در قالب مقالات عرضه شده است، در حدود شش ماه بهوسیلهٔ دو نفر به انجام رسیده است.
«Եթե նրանք, ովքեր կարող են օգնել —, չարթնանան իրենց պարտքի գիտակցությամբ, ապա չեն ճանաչի Աստծո գործը, երբ հնչի երրորդ հրեշտակի բարձրաձայն աղաղակը։ Երբ լույսը ծագի՝ լուսավորելու երկիրը, Տիրոջ օգնությանը հասնելու փոխարեն, նրանք կուզենան կաշկանդել Նրա գործը, որպեսզի այն համապատասխանեցնեն իրենց նեղ պատկերացումներին։ Թող ասեմ ձեզ, որ Տերը այս վերջին գործում պիտի գործի մի կերպ, որ շատ հեռու կլինի իրերի սովորական կարգից, և մի ճանապարհով, որ հակառակ կլինի ամեն մարդկային ծրագրավորման։ Մեր միջից կլինեն այնպիսիք, ովքեր միշտ կցանկանան վերահսկել Աստծո գործը, թելադրել նույնիսկ, թե ինչպիսի շարժումներ պիտի արվեն, երբ գործը առաջ գնա այն հրեշտակի առաջնորդությամբ, որը միանում է երրորդ հրեշտակին՝ աշխարհին տրվելիք պատգամում։ Աստված կգործածի այնպիսի ուղիներ և միջոցներ, որոնց միջոցով կերևա, որ Նա Ինքն է ղեկը վերցնում Իր ձեռքը։ Գործավորները պիտի զարմանան այն պարզ միջոցներից, որոնք Նա կգործածի՝ իրականացնելու և կատարելության հասցնելու Իր արդարության գործը»։ Testimonies to Ministers, 300.
شیرِ سبطِ یہوداہ اب اپنے آخری ایّام کے لوگوں کو دانی ایل باب گیارہ کی آیات تیرہ سے پندرہ تک لے آیا ہے، اور اُس تاریخ کو کھول رہا ہے جس کی نمائندگی 200 قبلِ مسیح سے 63 قبلِ مسیح تک کی تاریخ کرتی ہے، نیز متی باب سولہ اور قیصریہ فلپی میں مسیح کی آمد کی تاریخ کو بھی۔ پیش گوئیاں اور اُن کی تکمیل کی تاریخ—دونوں—دانی ایل کی اُس کتاب کے حصّے کے ساتھ ہم آہنگ ہیں جو آخری ایّام تک مہر بند رہی۔ دانی ایل اور مکاشفہ کی کتابیں دراصل ایک ہی کتاب ہیں؛ لہٰذا آخری ایّام میں، بندِ آزمائش کے اختتام سے ذرا پہلے، یسوع مسیح کا مکاشفہ کھولا جاتا ہے، اور اُس مکاشفہ میں دانی ایل کا وہ حصّہ بھی شامل ہے جو آخری ایّام سے متعلق ہے۔ اب ایکسیٹر کیمپ میٹنگ کے اختتام کا وقت قریب آ پہنچا ہے۔
اور اُس نے مجھ سے کہا، اِس کتاب کی نبوت کی باتوں پر مہر نہ لگا، کیونکہ وقت نزدیک ہے۔ جو ناراست ہے، وہ ناراست ہی بنا رہے؛ اور جو ناپاک ہے، وہ ناپاک ہی بنا رہے؛ اور جو راستباز ہے، وہ راستباز ہی بنا رہے؛ اور جو مقدس ہے، وہ مقدس ہی بنا رہے۔ مکاشفہ 22:10، 11۔
ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.
هان، ایّامی میآید، میگوید خداوند یهوه، که در زمین قحطیای خواهم فرستاد؛ نه قحطیِ نان و نه تشنگیِ آب، بلکه قحطیِ شنیدنِ کلام خداوند. و از دریا تا دریا سرگردان خواهند شد، و از شمال تا به مشرق اینسو و آنسو خواهند دوید تا کلام خداوند را بجویند، امّا آن را نخواهند یافت. در آن روز، دوشیزگانِ زیباروی و جوانان از تشنگی بیحال خواهند شد. آنان که به گناه سامره سوگند میخورند و میگویند: «ای دان، خدای تو زنده است»، و «شیوهٔ بئرشبع زنده است»، همانان خواهند افتاد و دیگر هرگز برنخواهند خاست. عاموس ۸:۱۱–۱۴