اگر به‌درستی فهمیده شود، آیات ده تا بیست‌وسه از فصل یازدهم دانیال، همگی با تاریخ پنهانِ آیهٔ چهلِ همان فصل منطبق‌اند. آیهٔ چهل مشتمل بر تاریخِ سال ۱۹۸۹ است تا آیهٔ چهل‌ویک. آیات یک و دوِ فصل یازدهم از سال ۱۹۸۹ آغاز می‌شوند، و نخستین کارزارِ دونالد ترامپ برای ریاست‌جمهوری را در سال ۲۰۱۵ تا سال ۲۰۲۰ مشخص می‌سازند، زمانی که انتخابات به‌وسیلهٔ وحشِ بی‌خدایی از ترامپ ربوده شد. آن دو آیه کشاکشی را مشخص می‌کنند که از آن هنگام آغاز می‌شود که ترامپ «تمام قلمرو یونان را برمی‌انگیزاند.»

کارزار ترامپ نبردی را آغاز کرد که در سراسر نخستین دورهٔ ریاست‌جمهوری او ادامه یافت. مجلس نمایندگان در دسامبر ۲۰۱۹ او را استیضاح کرد، سپس بار دیگر در ۱۳ ژانویهٔ ۲۰۲۰ چنین کرد. در هر دو مورد، مجلس سنا تلاش‌های مجلس نمایندگان را رد کرد. با این حال، او تنها رئیس‌جمهور در تاریخ ایالات متحده است که دو بار استیضاح شده است. جهانی‌گرایی به جنبش درآمده بود.

او اب به تو حقیقت را نشان خواهم داد. اینک، هنوز سه پادشاه در فارس برخواهند خاست؛ و چهارمین از همۀ آنان بسی توانگرتر خواهد بود؛ و او به نیرویی که از ثروتش دارد، همگان را بر ضد مملکت یونان برخواهد انگیخت. دانیال ۱۱:۲

همان‌گونه که آیهٔ چهل، آیهٔ دو نیز تاریخی پنهان از نخستین کارزار انتخاباتی ترامپ و دورهٔ ریاست‌جمهوری او را که در ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۲۱ به پایان رسید، در بر دارد. از آن روز در سال ۲۰۲۱ تا آیهٔ سه، که در آن اسکندر کبیر به‌عنوان نمادی از سازمان ملل متحد (هفتمین پادشاهیِ نبوت کتاب‌مقدس) معرفی می‌شود، تاریخِ میانِ مراسم تحلیفِ ۲۰۲۱ تا قانون یکشنبه، جایی که اتحاد سه‌گانه برقرار می‌گردد، نمایانگر تاریخی پنهان است. تاریخ‌های پنهانِ آیهٔ چهل و آیهٔ دو هر دو به قانون یکشنبه منتهی می‌شوند و در همان‌جا پایان می‌یابند.

آیهٔ دهم ما را بار دیگر، همان‌گونه که آیهٔ اول نیز می‌کرد، به زمانِ آخر در سال 1989 می‌رساند، و هر دو پایانِ شهادتِ واقعیِ آیهٔ چهل را مشخص می‌سازند، هرچند هنوز میان آن پایان در آیهٔ چهل و قانونِ یکشنبه‌ای که به‌زودی خواهد آمد، تاریخی وجود دارد. آیهٔ دهم، افزون بر مشخص ساختن 1989، به کلیدی بدل می‌شود که سه شاهد را برای تاریخِ آیهٔ چهل به هم پیوند می‌دهد؛ تاریخی که کارِ پاپیّت و قدرتِ نیابتیِ آن، ایالات متحده، را در برانداختنِ اتحاد جماهیر شوروی در سال 1989 تکمیل می‌کند. آن سه شاهد، عنصری مهم از ساختارِ نبویِ آیهٔ چهل را از 1989 تا قانونِ یکشنبه برقرار می‌سازند.

ساختار تاریخیِ نبویِ جنگی میانِ پادشاهِ شمال و پادشاهِ جنوب، که در آن پادشاهِ شمال چون سیل سرازیر می‌شود و عبور می‌کند، در آیهٔ چهل، و نیز در آیهٔ ده، شناسایی شده است.

ساختار تاریخیِ نبوی با گواهِ دستوری نیز تکمیل می‌شود؛ بدین معنا که عبارت «طغیان کردن و گذشتن»، به‌وسیلهٔ پادشاه شمال بر ضد پادشاه جنوب، در هر دو آیه عیناً همان عبارتِ عبریِ یکسان است؛ چنان‌که در شاهدِ سوم نیز، که در اشعیا فصل هشت، آیهٔ هشت یافت می‌شود، همین‌گونه است.

در آیهٔ ده، پادشاه شمال «یقیناً خواهد آمد، و سرریز خواهد شد، و عبور خواهد کرد»؛ و در آیهٔ چهل، پادشاه شمال «سرریز خواهد شد و خواهد گذشت». در اشعیا باب هشت، آیهٔ هشت، پادشاه شمال «سرریز خواهد شد و خواهد گذشت». این سه تعبیر، عیناً همان عبارت عبری هستند که با تفاوتی اندک ترجمه شده‌اند، در حالی که همان معنای یکسان را حفظ کرده‌اند. پادشاه جنوب در آیهٔ ده، مصرِ بطلمیوسی بود؛ اما در آیهٔ چهل، پادشاه جنوب، مصرِ روحانی، پادشاه بی‌خدایی، اتحاد جماهیر شوروی بود، و در اشعیا، مملکت جنوبیِ یهودا، پادشاه جنوب بود. به‌ترتیب، پادشاه شمال، امپراتوری سلوکی بود، سپس پاپیّت، و در اشعیا، آشور بود.

در دو آیه از سه آیهٔ موازی، نقطه‌ای که یورشِ پادشاهِ شمال در آن پایان می‌یابد، به‌طور مشخص تعیین شده است. در آیهٔ ده، این یورش در «دژ» پایان می‌یابد؛ امری که از لحاظ تاریخی هنگامی تحقق یافت که سلوکیان لشکرکشی خود را در مرز مصر به پایان رساندند، زیرا کلام نبوی تصریح کرده بود که پادشاهِ شمال «قطعاً خواهد آمد، و سرازیر شده، عبور خواهد کرد؛ سپس بازخواهد گشت، و برانگیخته خواهد شد، حتی تا دژِ خود». «دژ» نماد مصر بود، که پایتختِ پادشاهی ایشان به‌شمار می‌رفت.

در اشعیا هشت، سنحاریب «از یهودا خواهد گذشت؛ طغیان خواهد کرد و عبور خواهد نمود، و تا گردن خواهد رسید.» «پایتخت»، «پادشاه» و «سر» همگی نمادهای قابل‌تبادل‌اند که بر پایهٔ دو شاهد، درست در همان مقطعی که سنحاریب بر ضد اورشلیم برآمد، تثبیت شده‌اند.

زیرا سرِ اَرام، دمشق است، و سرِ دمشق، رَصین؛ و در مدت شصت و پنج سال، افرایم چنان شکسته خواهد شد که دیگر قومی نخواهد بود. و سرِ افرایم، سامره است، و سرِ سامره، پسرِ رِمَلْیا. اگر ایمان نیاورید، هرآینه استوار نخواهید ماند. اشعیا ۷:۸، ۹

سوریه آن قوم است، دمشق شهرِ پایتخت است، و رضین پادشاه است، و پایتخت و پادشاه نمادهایی قابلِ جایگزینی با یکدیگرند. پایتخت و پادشاه هر دو «سر» هستند. هنگامی که سنحاریب تا «گردن» یهودا بالا آمد، به اورشلیم رسید و در آنجا ایستاد، زیرا نزد «سر» ایستاد؛ همان سری که به وسیلهٔ «گردن» نگاه داشته می‌شود. هنگامی که سلوکیان بر ضد بطلمیوس آمدند، نزد «دژ» متوقف شدند، و «دژ» همان قومِ مصر بود.

آیهٔ دهم از دانیال یازده، و آیهٔ هشتم از اشعیا هشت، در پیوند با آیات هشتم و نهمِ باب هفتمِ اشعیا، دو شاهد را نمایان می‌سازند که مشخص کردند هنگامی که پادشاه شمال در آیهٔ چهلمِ دانیال یازده در سال 1989 بر پادشاه جنوب «یورش برد و از او گذشت»، سر، یعنی آن قومی که پایتختِ پادشاهی جنوبی بود (روسیه)، همچنان بر جای ماند.

«دژ» در آیهٔ ده، کلیدِ شناساییِ جنگ کنونی اوکراین است، و نیز این حقیقت را که روسیه پیروز خواهد شد. با این حال، کاربردِ نبوی‌ای که این حقیقت را برقرار می‌سازد، به‌طور مستقیم با همان آیاتی مرتبط است و به‌طور کامل بر همان آیات استوار است که برای هیرام ادسون مکشوف گردید و در مقالاتِ Review and Herald در سال 1856 منتشر شد. آن مقالات «هفت زمان»ِ لاویان بیست‌وشش را مشخص می‌کنند.

از ژوئیهٔ ۲۰۲۳، شیرِ قبیلهٔ یهودا از همان آیات آشکار ساخته است که هر دو نبوتِ دو هزار و پانصد و بیست‌ساله علیه پادشاهی‌های شمالی و جنوبی، نه تنها دوره‌ای از پراکندگی را نشان می‌دهند، بلکه همچنین خودِ عملِ مسیح را در به انجام رساندنِ پیوندِ الوهیت با انسانیت به تصویر می‌کشند. در آن مکاشفه مشخص می‌شود که «سر» همان طبیعتِ برترِ انسان است. «سر» همان «دژ» در هیکلِ انسانی است، که خواهر وایت آن را ارگِ جان معرفی می‌کند. ارگ، دژ است.

پس ثابت می‌گردد که «دژ» بیرونیِ مذکور در دانیال، فصل یازدهم، آیهٔ ده، همچنین نمایانگر یک «دژ» درونی است. هنگامی که جنگِ (بیرونیِ) اوکراین در سال ۲۰۱۴ آغاز شد، نفوذِ تعالیمِ شیطانی که از «سرزمین‌های جنوبی» و ویلز آمده بود (درونی)، در جنبش Future for America وارد گردید، و فرایندِ مُهر شدن به مرحله‌ای دیگر رسیده بود. تا سال ۲۰۲۰، هر دو شاخِ جمهوری‌خواه و پروتستان در کوچه‌های آن شهر عظیم، که در آن نیز خداوند ما مصلوب شد، کشته شدند.

در سال ۲۰۲۰، دونالد ترامپ در دومین کارزار ریاست‌جمهوری خود ناکام مانده بود، و زمانِ درنگِ ده باکره فرا رسیده بود. در سال ۲۰۲۲، ترامپ به‌طور رسمی سومین کارزار ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرد، و نخستین کارزار موفق ریاست‌جمهوری او، نمایانگر آخرینِ آن است. در سال ۲۰۲۳، «آوازی از بیابان» آغاز به سخن گفتن با استخوان‌های خشکِ مرده کرد.

آیات سیزدهم تا پانزدهم، تاریخ پس از جنگ اوکراین به‌دست پوتین را در بر می‌گیرد، هرچند این پیروزی به سود او نخواهد بود، زیرا روسیه تاریخ ناپلئون بناپارت را تکرار می‌کند.

تبعید و فرجام ناپلئون به‌واسطهٔ تبعید و فرجام مَلِک عُزّیا نمونه‌وار پیش‌نمایی شده بود؛ او نیز به‌واسطهٔ پیروزی‌های نظامی خود استوار نگردید، و نیز پیش‌نمون بطلمیوس چهارمِ آیات یازده و دوازده بود، که هر دوی ایشان نیز به‌سبب پیروزی‌های نظامی خویش تقویت نشدند. هر دو، عُزّیا و بطلمیوس چهارم، کوشیدند در هیکل قربانی تقدیم کنند، و هر دو از این کار بازداشته شدند. مَلِک عُزّیا آنگاه که می‌کوشید چنین کند، به جذام بر پیشانی خود مبتلا شد. آن نشان بر پیشانی او، نه تنها نمایانگر نشان وحش است، بلکه همچنین پیش‌نمونِ نخستین پادشاه جنوب در سال ۱۹۸۹ نیز بود، که او نیز چونان در گونه‌ای از تبعید داخل شد، آنگاه که او (گورباچف) اتحاد شوروی را ترک گفت تا بخشی از سازمان ملل متحد گردد. همان‌گونه که دربارهٔ مَلِک عُزّیا بود، گورباچف نیز نشانی برجسته بر پیشانی خود داشت. مَلِک عُزّیا، مَلِک بطلمیوس چهارم، ناپلئون، و گورباچف، همگی فرجام پوتین را نمونه‌وار پیش‌نمایی می‌کنند. هر چهار تن، پادشاهان جنوبی بودند که هر یک به سلسلهٔ خاص خود پایان دادند، و این امر پایان روسیهٔ پوتین را نمونه‌وار می‌نمایاند.

سپس آیات سیزده تا پانزده، شهادتی را که در سال ۲۰۰ پیش از میلاد آغاز شد، آشکار می‌سازند و نمونه‌ای از سومین و آخرین دورهٔ دونالد ترامپ است، که نمایندهٔ شاخِ جمهوری‌خواه می‌باشد. آیهٔ چهارده زمانی را نشان می‌دهد که پاپیّت آغاز می‌کند به خواندن سرودهای زناکاریِ خویش همچون فاحشهٔ صور، و آیهٔ پانزده خطِ شاخِ پروتستانِ مرتد را با تاریخ مکابیان مشخص می‌سازد. این سه آیه دربردارندهٔ سه خطّ نبوّتی هستند.

تاریخِ مکابیان، چنان‌که پایانِ آیتِ دو تا آیتِ سه، یا چنان‌که پایانِ آیتِ چهل تا آیتِ چهل‌ویک پنهان است، پنهان نیست؛ اما این رشته، دست‌کم در نخستین بررسی، مبهم است. با این همه، در همان تاریخِ نبویِ نسبتاً مبهم، اتحادِ یهود با روم بیان شده است، و آن تشکیلِ صورتِ وحش را مشخص می‌سازد. تشکیلِ صورتِ وحش همچنین در تاریخِ پنهانِ دانیال بابِ دو نمونه‌وار به تصویر کشیده شده است، جایی که نبوکدنصر خوابی دید که آن را به یاد نمی‌آورد، و دانیال، زیرِ تهدیدِ مرگ، مأمور بود آن را تعبیر کند، بی‌آنکه خواب را بداند. دعای دانیال و آن سه یارِ برگزیده در بابِ دو، نمایانگرِ دعای طلبِ نورِ بیرونی است که مکملِ دعای بابِ نهمِ دانیال برای دگرگونیِ درونی است.

خطِّ مکابیان با سرِّ نهانیِ دانیال فصل دو هم‌راستا است. سرِّ دانیال دو نخستین شاهدِ نبوی را بر معمّای نبویِ «هشتمی که از آن هفت است» فراهم می‌آورد، که در آشکار شدنِ رستاخیزِ دو شاهد در مکاشفهٔ یازده سهم دارد. رستاخیزِ آن دو شاهد، در پیوند با «هشتمی که از آن هفت است»، ثابت می‌سازد که در تاریخِ موازیِ میلری‌ها و صد و چهل و چهار هزار، انتقالِ معکوسِ میلری‌ها به‌سوی لائودکیه با انتقالِ صد و چهل و چهار هزار از لائودکیه به‌سوی فیلادلفیا هم‌راستا است.

خطِّ المكابيين الغامض وحلمُ نبوخذنصر الخفيّ كانا كلاهما مختومين على وجه التحديد إلى ما بعد بدء عملية إقامة الشاهدين في عام 2023. وقد فُكَّ ختماهما قبيل ساعة «الزلزلة العظيمة»، التي تُعلن ختام زمن التجربة للسبتيين الأدفنتست. والامتحان الذي يجب على أولئك الأدفنتست أن يجتازوه قبل أن ينالوا ختم الله، وقبل أن يُختَم زمن التجربة، هو الامتحان المرتبط بتكوين صورة الوحش.

سلسلهٔ مکابیان، خوابِ نهانیِ نبوکدنصر، معمای هشتمینی که از آن هفت است، و دو شاخِ وحشِ زمین، همگی در فرایندِ آزمایشی سهیم‌اند که هنگامی به انجام می‌رسد که تصویرِ وحش شکل می‌گیرد. تشخیصِ این خطوط به‌مثابهٔ حقایقی که به‌گونه‌ای نبوّی «حقایقِ پنهان» هستند، همان چیزی است که ثابت می‌کند این‌ها همان حقایقی‌اند که شیرِ سبطِ یهودا اکنون در حال گشودنِ مُهرِ آن‌هاست.

دو شاهد کی شناخت کا انکشاف، جو مکاشفہ تیرہ کے زمینی حیوان کے ریپبلکن اور پروٹسٹنٹ سینگوں کی نمائندگی کرتے ہیں، اس حقیقت کے ساتھ کہ ہر ایک سینگ دوسرے کے متوازی چلتا ہے، اور نیز یہ کہ ہر ایک سینگ کی ایک دوہری داخلی فطرت ہے، مکاشفۂ یسوع مسیح کے انکشاف کے آغاز کی نشان دہی کرتا ہے۔ اس غیرمہرشدہ سچائی میں سات گرجوں کی مخفی تاریخ کا انکشاف بھی شامل ہے، اور عبرانی لفظ “Truth” کی تعریف بھی۔

هنگامی که شناخته شد آخرین دورهٔ هفت رعد نمایانگر سه نشانهٔ راهِ نخستین مأیوس‌شدن است، که پس از آن پیامِ فریادِ نیمه‌شب می‌آید و سپس با مأیوس‌شدنِ بزرگ به پایان می‌رسد، مطابق با واژهٔ عبریِ «Truth»، آنگاه آن مکاشفه‌ای که ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۲۰ را مشخص می‌ساخت—و همان تحققِ کاملِ پیامِ فریادِ نیمه‌شب است که به قانونِ یکشنبه رهنمون می‌شود—استوار گردید.

هفت رعد، پیش از ژوئیهٔ ۲۰۲۳، به‌عنوان تاریخ موازیِ حرکتِ فرشتگانِ نخستین و حرکتِ فرشتهٔ سوم شناخته شده بودند؛ اما در آن زمان، دورهٔ نهاییِ سه‌مرحله‌ای به‌عنوان دوره‌ای مشخص که به‌صورتِ هفت رعد نمایان شده باشد، مورد توجه قرار نگرفته بود. اکنون این شناخت به‌عنوان «حقیقت» استوار شده است.

مکاشفۀ عیسی مسیح اندکی پیش از بسته شدنِ درِ فیض مُهرگشایی می‌شود، و دو شاهدِ مذکور در باب یازدهمِ مکاشفه را در بر می‌گیرد. مکاشفۀ عیسی مسیح تاریخِ پنهانِ هفت رعد را نیز شامل می‌شود. مکاشفۀ عیسی مسیح این معما را نیز در بر دارد که «هشتمی از آنِ آن هفت است»، که به نوبۀ خود گذارِ میلری‌ها به لائودیکیه را، همراه با گذارِ موازیِ یکصد و چهل و چهار هزار تن به فیلادلفیا، مشخص می‌سازد. این‌که هشتمی از آنِ آن هفت است، همچنین نمایانگرِ بیانی نبوی از آزمونِ تمثالِ وحش است، زیرا هر دو شاخِ جمهوری‌خواه و پروتستان هنگامی به فرجامِ خود می‌رسند که شاخِ جمهوری‌خواه تمثالی سیاسی از وحش پدید می‌آورد، در تقابل با، و در مناقشه با، شاخِ راستینِ پروتستان که تمثالی از مسیح را شکل می‌دهد، و سپس ایشان به‌عنوانِ عَلَم برافراشته می‌شوند.

این حقایق از پایان ژوئیهٔ ۲۰۲۳ آغاز به گشوده شدن کردند، و همهٔ این حقایق نمایانگر تاریخِ نبوی‌ای هستند که در تاریخِ پنهان تحقق یافته است، که همان «آن بخش از نبوتِ دانیال است که به ایامِ آخر مربوط می‌شود.»

ازاین‌رو ما ساختاری نبوی از تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل داریم، از زمانِ آخر در سال ۱۹۸۹ تا قانونِ یکشنبهٔ آیهٔ چهل‌ویک، که به ما اجازه می‌دهد آیاتِ یک و دو از باب یازدهمِ دانیال را بر آن منطبق سازیم. سپس می‌توانیم آیاتِ ده تا پانزده را نیز در همان خط قرار دهیم. آنگاه می‌توانیم خطِّ مکابیان را که، اگر به‌درستی فهمیده شود، از آیهٔ سیزده آغاز می‌گردد و تا آیهٔ بیست‌وسه ادامه می‌یابد، در همان خط قرار دهیم. سپس می‌توانیم خطِّ دو شاهدِ باب یازدهمِ مکاشفه، آیاتِ هفت تا دوازده، را نیز در همان خط قرار دهیم. با دو شاهدِ دانیال و مکاشفه، ما ساختاری از تاریخ پنهانِ آیهٔ چهل در اختیار داریم.

در سال ۱۹۸۹، اتحاد جماهیر شوروی به‌واسطهٔ ائتلافی میان پاپیّت و ارتش نیابتیِ آن، یعنی ایالات متحده، از میان برداشته شد. هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی به‌دست گورباچف از هم فروپاشید، زمانِ آخر برای یکصد و چهل و چهار هزار فرا رسید. رونالد ریگان نخستین پادشاهِ نبوّتیِ ایالات متحده از زمانِ آخر بود؛ ریگان، جمهوری‌خواهی پروتستانِ مرتد که به‌وسیلهٔ پادشاه داریوش نمایانده می‌شود، و پس از او کورش آمد، سپس سه پادشاهِ دیگر، و آنگاه پادشاهِ چهارمِ ثروتمند.

پادشاه کورش نمایانگر بوشِ اول بود، جمهوری‌خواهِ جهان‌گرایِ معترفی که پس از او کلینتونِ جهان‌گرایِ دموکرات آمد؛ و پس از او بوشِ آخر، جمهوری‌خواهِ جهان‌گرایِ معترف، آمد؛ و پس از او اوباما، دموکراتِ جهان‌گرایِ اسلامی، آمد؛ و پس از او ثروتمندترین رئیس‌جمهورِ همۀ آنان، یعنی دونالد ترامپ، یک جمهوری‌خواهِ پروتستانِ مرتد، آمد.

در سال ۲۰۱۴، جنگ اوکراین میان روسیه و ارتش نیابتی نازیِ پاپ آغاز شد، در حالی که ارتش نیابتی پیشینِ پاپیّت (ایالات متحده) از ارتش نیابتی اوکراین پشتیبانی می‌کرد. در سال ۲۰۱۴، جنبش Future for America به‌وسیلهٔ نمایندگان اژدها مورد نفوذ قرار گرفت، و در سال ۲۰۱۵، دونالد ترامپ نخستینِ سه کارزار ریاست‌جمهوری را که به انجام می‌رسانْد آغاز کرد. او در نخستین کارزار خود پیروز شد، اما کارزار میانی‌اش به سرقت رفت، و در واپسین کارزار خود بار دیگر پیروز خواهد شد. در سال ۲۰۲۰، هم شاخِ جمهوری‌خواه زخمِ مهلکی دریافت کرد، زیرا انتخابات به سرقت رفت، و هم شاخِ حقیقیِ پروتستان با اعلام پیشگوییِ کاذب زخمِ مهلکی دریافت کرد؛ امری که تا اندازه‌ای بر اثر نفوذی پدید آمد که در سال ۲۰۱۴ آغاز شده بود و پیام را از طریق وارد کردن انواع گوناگونِ تطبیقاتِ نادرستِ نبوی به سرقت برد.

در سال ۲۰۲۰، یک انتخابات و یک پیام نبوی به سرقت رفت، و هر دو شاخ به‌گونه‌ای نمادین به دست نمایندگان اژدها کشته شدند. انتخابات به‌وسیلهٔ ائتلافی دوگانه از جهانی‌گرایانِ مدعیِ جمهوری‌خواه و دموکرات‌های جهانی‌گرا، با پشتیبانی رسانهٔ تبلیغاتیِ جهانی‌گرا و بازرگانانِ جهانی‌گرا، ربوده شد. پیام نیز به دست دختری ریزاندام و ازدواج‌نکرده از آن‌سوی دنیا، و پسری ریزاندام و مطلقه از ویلز، ربوده شد؛ کسانی که دستور کار پنهانشان این بود که دستور کار همجنس‌گرایانه را وارد کرده و ترویج کنند، و از «مرد گناه» عذرخواهی نمایند. رهبر Future for America تمامی تقصیرِ این نفوذ شیطانی را بر عهده دارد، زیرا مسئولیت داشت از این جنبش محافظت کند، اما بیش از حد مایل بود که به پیام‌آورانِ تقدیس‌ناشده اجازه دهد جایگاه رهبری را در اختیار گیرند. دونالد ترامپ مقصرِ انتخاباتِ ربوده‌شده است، زیرا کسانی که او برگزید تا در حلقهٔ درونیِ قدرتش راه یابند، عمداً در کارى که او بر عهده گرفته بود اخلال می‌کردند.

En 2022, Donald Trump comenzó su tercera campaña, y en 2023 una “voz que clama en el desierto” comenzó a enviar un mensaje a las iglesias. Recientemente, una “piedra” (la cual defino como aquellos que están fuera de la “verdad presente” y clamaron) —quien quizá sea la mente más aguda en el entorno político actual de la esfera pública— expresó algunas verdades muy perspicaces. Su nombre es Victor Davis Hanson, y si usted está siguiendo los acontecimientos que tienen lugar a su alrededor y comparando esos acontecimientos con las predicciones de Su Palabra, entonces Victor Davis Hanson es una de las “piedras” que está haciendo eco del mismo mensaje que, espero, usted esté estudiando.

«خدا می‌خواهد ما رویدادهایی را که در پیرامون ما در حال وقوع است بررسی کنیم و آن‌ها را با پیشگویی‌های کلام او مقایسه نماییم، تا دریابیم که در ایام آخر زندگی می‌کنیم. ما کتاب‌مقدس‌های خود را می‌خواهیم، و می‌خواهیم بدانیم که در آن چه نوشته شده است. دانشجوی کوشای نبوت با مکاشفات روشنِ حقیقت پاداش خواهد یافت، زیرا عیسی فرمود: “کلام تو راستی است.”» Signs of the Times, October 1, 1894.

در مصاحبه‌ای که @FreyjaTarte در X.com منتشر کرد، هنسون سخن خود را با این بیان آغاز کرد: «آنان [دموکرات‌ها] به ترامپ همچون یک خون‌آشام می‌نگرند.» سپس به ترس دموکرات‌ها از انتخاب دوبارۀ دونالد ترامپ می‌پردازد. من هیچ دلیلی ندارم که باور کنم هنسون درک می‌کرد که بر اساس مکاشفه فصل یازدهم، ترامپ زنده می‌شود (چون خون‌آشام)، و اینکه هنگامی که آن امر واقع شد، کسانی که پیش‌تر از مرگ او شادمانی کرده بودند، دچار هراس خواهند شد. با این حال، این همان چیزی است که او در سراسر تفسیر خود شناسایی می‌کند.

اور ساڑھے تین دن کے بعد خدا کی طرف سے زندگی کی روح اُن میں داخل ہوئی، اور وہ اپنے پاؤں پر کھڑے ہو گئے؛ اور جنہوں نے اُنہیں دیکھا اُن پر بڑی دہشت چھا گئی۔ مکاشفہ 11:11

ما این مطالعه را در مقالهٔ بعدی ادامه خواهیم داد.

«ما به دوره‌ای رسیده‌ایم که در این کتب پیشگویی شده بود. زمانِ آخر فرا رسیده است، رؤیاهای انبیا گشوده شده‌اند، و هشدارهای خطیر ایشان ما را به آمدنِ پرجلالِ خداوندگارمان، که نزدیک است، متوجه می‌سازند.»

«یهودیان کلام خدا را بد تفسیر کردند و بد به‌کار بستند، و زمانِ تفقدِ خود را نشناختند. سال‌های خدمتِ مسیح و رسولانِ او—آن سال‌های گران‌بهای پایانیِ فیض برای قومِ برگزیده—در طرح‌ریزیِ نابودیِ رسولانِ خداوند سپری شد. جاه‌طلبی‌های زمینی آنان را یکسره به خود مشغول ساخته بود، و پیشنهادِ پادشاهیِ روحانی برای ایشان بیهوده آمد. امروز نیز پادشاهیِ این جهان اندیشه‌های آدمیان را به خود مشغول می‌سازد، و آنان به نبوت‌هایی که به‌سرعت در حال تحقق‌اند و به نشانه‌های پادشاهیِ خدا که به‌زودی خواهد آمد، هیچ اعتنا نمی‌کنند.»

«اما شما، ای برادران، در تاریکی نیستید تا آن روز شما را چون دزد فراگیرد. شما جملگی فرزندان نور و فرزندان روز هستید؛ ما نه از شبیم و نه از تاریکی.» هرچند قرار نیست ساعت بازگشت خداوندِ خود را بدانیم، می‌توانیم بدانیم که چه زمانی نزدیک است. «پس ما مانند دیگران نخوابیم، بلکه بیدار و هوشیار باشیم.» ۱تسالونیکیان ۵:‏۴-۶. آرزوی اعصار، ۲۳۵.